گوشی هوشمند چه بلایی سر مغز کودکان میآورد؟
با مجازی شدن بازیها و دوستان نه تنها روزمره بلکه سیستم عملکردی مغز کودکان دستخوش تغییرات جدیدی قرار گرفت. فضای مجازی با ایجاد دوپامین غیر ماندگار در کودکان باعث اختلال در سیستم احساسی آنها نیز میشود و همین امر موجب اعتیاد و وابستگی آنان به گجتهای هوشمند شده است.
به گزارش پارسینه به نقل از فرارو، آیا گسترش افسارگسیخته استفاده از گجتهای هوشمند در میان کودکان ایرانی به بهای تضعیف ساختارهای عصبی، کاهش تمرکز، اختلال در رشد زبانی و اجتماعی، افت کیفیت خواب و افزایش اضطراب و افسردگی تمام شده است؟ و اگر چنین است این تغییرات چگونه در حال بازتعریف شیوه یادگیری، کنشگری اجتماعی و سلامت روان نسل آیندهاند و چه مسئولیتها و راهکارهایی پیشروی خانوادهها، نظام آموزشی و سیاستگذاران قرار دارد؟
طبق پیماننامه حقوق کودک، سن کودکان از تولد تا ۱۸ سالگی گزارش شده است. بر این اساس هر فردی که در این طیف سنی قرار داشته باشد، کودک محسوب میشود. آمارها نشان میدهند کودکان ایرانی روزانه به طور متوسط چهار ساعت و ۲۰ دقیقه با گجتهای هوشمند سرگرم هستند. یعنی ۶۵ روز کامل در سال. این اتصال دائمی در حال تغییر ساختار فیزیکی مغز در حال رشد آنهاست.
مدارهای عصبی که باید برای تمرکز عمیق، خلاقیت، کنترل هیجانات و توانایی حل مسئله شکل بگیرند در حال بازنویسی برای پاسخ سریع به نوتیفیکیشنها و محتوای پرشتاب هستند. در چنین شرایطی انجام و یا بهتر است بگوییم تحمل پروسههای طولانی مانند یادگیری، مطالعه و آموزش برای آنها به فرایندی رنجآور تبدیل شده و به دنبال پاسخی سریع جالب و همراه با هیجانات کافی هستند.
مدارهای پاداش مغز کودکان مانند معتادان مواد تغییر میکند
پیش از همگانی شدن دسترسی اینترنت و فضای مجازی، زیست کودکان روند طبیعی خود را طی میکرد. آنها ساعتی از روز را مشغول مهارتورزی و کشف دنیای درون خود از طریق ارتباط با سایر دوستان خود و همچنین بازی بودند و خوردن یک میان وعده روزانه و دیدن کارتون مورد علاقهشان بهترین قسمت روزمره محسوب میشد و در نهایت خوابی عمیق در ابتدای شب. اما با مجازی شدن بازیها و دوستان نه تنها روزمره بلکه سیستم عملکردی مغز کودکان دستخوش تغییرات جدیدی قرار گرفت. فضای مجازی با ایجاد دوپامین غیر ماندگار در کودکان باعث اختلال در سیستم احساسی آنها نیز میشود و همین امر موجب اعتیاد و وابستگی آنان به گجتهای هوشمند شده است.
یافتههای علمی متعدد نشان میدهد که افزایش زمان قرار گرفتن کودکان در معرض صفحهنمایش با تأخیر در رشد زبان و مهارتهای اجتماعی مرتبط است.
مطالعهای که در سال ۱۴۰۲ روی ۱۲۰۰ کودک ۶ تا ۱۲ساله در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد نشان میدهد که ۴۳ درصد از کودکان ایرانی علائم وابستگی به موبایل و تبلت را دارند. بسیاری از آنان قبل از ۷ سالگی اولین موبایل شخصی خود را دریافت کردهاند. مغز کودکان در حال ساختن مسیرهای عصبی تازه است. این مسیرها وقتی حول محور محرکهای سریع و پاداشهای فوری شکل میگیرند ظرفیت تمرکز طولانی مدت روی تکالیف پیچیده کاهش مییابد. این یعنی انجام یک بازی اکشن و سریع برای کودکان بسیار سادهتر از نوشتن تکالیف است. آنان زندگی را مانند یک تیزر سریع درک میکنند نه فیلمی که بتوان به عمق و مفهوم آن پی برد!
تاخیر ۱۸ ماهه در رشد مهارتهای زبانی و اجتماعی
یافتههای علمی متعدد نشان میدهد که افزایش زمان قرار گرفتن کودکان در معرض صفحهنمایش با تأخیر در رشد زبان و مهارتهای اجتماعی مرتبط است. بررسی نظاممند مطالعات متعددی که ارتباط بین استفاده از گجتها و مهارتهای زبانی و ارتباطی را بررسی کردهاند، نشان میدهد که زمان طولانیتر مواجهه با صفحهنمایش در کودکان نوپا با دامنه واژگان کمتر و تأخیر در کسب مهارتهای ارتباطی همراه است. برای مثال مرور نظاممند شواهد نشان داده است که استفادهی طولانی از صفحه نمایش در ۲ سال اول زندگی با مهارتهای ضعیفتر در واژگان و درک ارتباطی مرتبط است و میتواند رشد زبان و ارتباط اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد.
تحقیقی منتشر شده در مجلهای علمی درباره کودکان ۱۸ تا ۳۶ ماهه در ایران نشان میدهد که افزایش زمان صفحهنمایش با تاخیر در رشد گفتار مرتبط بوده است؛ در این مطالعه، کودکانی که بیش از ۳ ساعت در روز در معرض صفحه نمایش بودهاند، بهطور معناداری احتمال تاخیر گفتار بیشتری داشتند.
یافتهها نشان میدهد کودکانی که روزانه بیش از ۲ ساعت از تبلت استفاده میکردند ۴۰ درصد دایره واژگان محدودتری نسبت به همسالان خود داشتند. همینطور پژوهشهای سازمان بهزیستی کشور نشان میدهد اختلالات ارتباط اجتماعی در کودکان ۴ تا ۶ساله در ۵ سال اخیر با افزایش استفاده از گجتها همزمان شده است شاید به جرات بتوان گفت این پدیده تربیتی تا چند سال آینده نسلی را تربیت خواهد کرد که توانایی گفتگوی طولانی را با یکدیگر ندارند و این یعنی رباتی شدن هرچه بیشتر آنها.
خواب، قربانی ساکت کردن کودکان با موبایل
بسیاری از کودکان به اقتضای سنی که در آن قرار گرفتهاند، ذاتاً نیازمند بازی، تفریح و گذراندن زمان خود به فعالیتهایی هستند که موجبات تخلیه هیجانی آنها باشد اما بعضاً شاهد جایگزین کردن گوشی موبایل به جای این فعالیتها هستیم که توسط والدین و در ادامه توسط خود کودکان صورت میگیرد و این امر آنقدر ادامه مییابد تا کودک خاموش شود و صدایی از او در نیاید و به خواب برود.
یک متخصص کودکان گفته است: «خواب عمیق مرحله تثبیت حافظه و ترمیم مغز است و کودکانی که با موبایل میخوابند حتی اگر ۸ ساعت در رختخواب باشند کیفیت خوابشان مانند ۵ ساعت خواب طبیعی است که نتیجه مستقیم آن کاهش یادگیری و افزایش تحریکپذیری روزانه است.»
سندروم توجه پراکنده، بیماری عصبی جدید عصر دیجیتال
مطالعات گزارش دادهاند که استفاده از شبکههای اجتماعی میتواند توانایی تمرکز کودکان را کاهش دهد و در افزایش اختلال کمتوجهی–بیشفعالی نقش داشته باشد؛ برای مثال یک مطالعه گسترده روی بیش از ۸۳۰۰ کودک نشان داد که استفاده مداوم از شبکههای اجتماعی توانایی تمرکز را بهطور معناداری کاهش میدهد.
رضا منصوری عصبشناس شناختی گفته است: «مغز برای توجه مداوم به یک محرک نیاز دارد. گجتها با محرکهای دائمی مغز را برای توجه پراکنده تمرین میدهند. این تغییر در سطح عصبی اتفاق میافتد و بازگشت به آن دشوار است. تحقیق وزارت آموزش و پرورش روی هزار کلاس درس نیز نشان میدهد میانگین زمان تمرکز موثر دانش آموزان از ۱۲ دقیقه در سال ۱۳۹۵ به ۷ دقیقه در سال ۱۴۰۲ کاهش یافته است. این یافتهها این موضوع را به ما خاطرنشان میکند که نسل آینده توانایی تفکر عمیق را به معنای واقعی آن ندارد و این یعنیعدم انجام فرایندها توسط این کودکان در بزرگسالی.
یافتهها نشان میدهد کودکانی که روزانه بیش از ۲ ساعت از تبلت استفاده میکردند ۴۰ درصد دایره واژگان محدودتری نسبت به همسالان خود داشتند.
در واقع ما با پدیدهای به نام اضطراب جدایی دیجیتال مواجهیم به این معنا که کودکان بدون گوشی موبایل احساس ناامنی میکنند. همچنین مقایسه دائمی در فضای مجازی عزت نفس کودکان را به شدت تحت تاثیر قرار میدهد. پژوهشهای انجمن روانشناسی ایران نشان میدهد نوجوانانی که روزانه بیش از ۳ ساعت در شبکههای اجتماعی هستند دو و نیم برابر بیشتر در معرض علائم افسردگی قرار دارند. کمبود اعتماد به نفس حاصل از مقایسه، کاهش سطح نشاط و افزایش افسردگی پتانسیل آنان را به شدت کاهش داده و از کنشگری به سمت انفعال سوق میدهد.
ایران باید سریعاً از تجربههای موفق جهانی درس بگیرد
این یک بحران جدی است! پرورش نسل آینده نیازمند زیرساختها و برنامه گذاریهای دقیق و همینطور راهحلهای جامع است. آموزش والدین، طراحی محتوای مناسب بومی و قوانین حمایتی همزمان باید اجرا شوند. تجربههای بینالمللی نشان میدهد که سیاستهای جامع و چندوجهی بیشترین اثرگذاری را دارند. به عنوان مثال، در فرانسه استفاده از تلفن همراه در مدارس ابتدایی و راهنمایی بهطور کامل ممنوع شده و این سیاست باعث کاهش چشمگیر اختلالات تمرکز و افزایش تعاملات حضوری دانشآموزان شده است.
کره جنوبی با اجرای سیستم «شاتداون» برای محدود کردن دسترسی نوجوانان به بازیهای آنلاین پس از نیمهشب، توانسته ساعات خواب کافی و کاهش رفتارهای پرخطر را تضمین کند. در ژاپن برنامههای آموزشی خانوادهمحور بر مدیریت زمان صفحهنمایش، تعیین حد و مرزهای مناسب و افزایش مشارکت والدین در فعالیتهای دیجیتال کودکان تمرکز دارند و نتایج نشان داده که مشارکت فعال خانواده، مهمترین عامل کاهش آسیبهای شناختی و رفتاری است.
طبق دادههای علمی واضح است: مغز کودکان ایرانی در معرض تغییرات ساختاری نگرانکنندهای قرار دارد اما خبر خوب این است که انعطافپذیری عصبی کودکان فرصت جبران میدهد. با مداخله به موقع، آموزش والدین و سیاستگذاری آگاهانه میتوان از تبدیل این تهدید به فاجعهای نسلی جلوگیری کرد.
ارسال نظر