آیا این پست ها حق بچه حزب اللهی هاست؟
پارسینه: احتمالاً تنها فردی که «حزب اللهی» خوانده میشد، «سعید جلیلی» بود. دیگر کاندیداها در ادبیات سیاسی حزب اللهی خوانده نمیشدند
«این پستها، حق بچههای حزب الهی، انقلابی و مؤمن است. شورای نگهبان اجازه نخواهد داد عدهای که به نظام و قانون اساسی جمهوری اسلامی، خط امام و ولایت فقیه اعتقاد قلبی ندارند وارد مجلس شورای اسلامی شوند یا پستهای مهم نهادهای تصمیمگیر کشور را بگیرند.»پارسینه/احمدعلی چایچی:ا ین کلمات آیت الله جنتی در جمع مردم اصفهان در حسینیه فاطمیه است.
در کلمات آیت الله جنتی ابهاماتی است که میتواند سوء برداشت را به همراه داشته باشد. در این ابهامها، پرسشهایی به ذهن میآید.
بچه حزب اللهی انقلابی و مؤمن کیست؟ اعتقاد قلبی چیست؟ آیا اعتقاد قابل سنجش پذیر است؟ منظور از پستهای مهم نهادهای تصمیم گیر چیست؟
معنایی که امروزه در ادبیات سیاسی ما از «حزب اللهی» فهمیده میشود غیر از معنای لفظی و یا قرآنی حزب الله است. حزب الله در ادبیات قرآنی مؤمنانند؛ کسانی که باور به خدا دارند و به اوامر شرعی پایبندند. اما در معنای ادبیات سیاسی ایران، حزب الله معنایی خاص دارد.
عنصر سیاست در معنای حزب الله رسوخ کرده است. برای نمونه اصلاح طلبان هر چند مؤمن و متدین باشند، «حزب اللهی» خوانده نمیشوند. یا اگر در زمان انتخابات یازدهم ریاست جمهوری پرسیده میشد کدامیک از کاندیداها «حزب اللهی» است؟
احتمالاً تنها فردی که «حزب اللهی» خوانده میشد، «سعید جلیلی» بود. دیگر کاندیداها در ادبیات سیاسی حزب اللهی خوانده نمیشدند؛ چه در اردوگاه اصولگرایان باشند چه اصلاح طلبان. حتی کسانی مثل قالیباف و محسن رضایی در دایره تنگ حزب الله به معنای سیاسی امروزش نمیگنجند.
دو شرط «تخصص» و «تعهد» به معنای حزب اللهی بودن نیست. تعهد در هر مقام و جایگاهی با جایگاه دیگر متفاوت است. تعهد یک داور فوتبال با تعهد یک مربی و بازیکن متفاوت است.
تصمیمهای بازیکن باید در مسیر پیروزی تیمش باشد، اما داور نباید تصمیمهایش در مسیر پیروزی یک تیم باشد؛ بلکه باید بیطرف باشد. تعهد داور به بیطرفی است و تعهد بازیکن به تلاش برای پیروزی. تعهد به معنای این است که آن غایت و هدفی که از این مسئولیت انتظار میرود، انجام شود. یک پزشک را در نظر بگیریم. از پزشک انتظار میرود تمام تلاشش را برای بهبود بیمار به کار گیرد. تعهد پزشک به باورهای دینی، سیاسی، اجتماعی و ... او ربطی ندارد. اگرچه این باورها میتواند به متعهد بودن او کمک کند.
این روشن است که تعهد یک پزشک با تعهد یک نماینده مجلس و تعهد رئیس جمهور و تعهد عضو شورای نگهبان متفاوت است، اما آیا میتوان گرایش سیاسی خاص را در معنای تعهد وارد کرد؟ اگر منظور جناب آیت الله از حزب الله، معنای خاص و سیاسی از حزب الله است، باید از ایشان پرسید که به کدام دلیل حزب اللهی بودن، شرط نمایندگی مجلس و دیگر پستهای کشور است؟
تأمل دوم درباره کلمات آیت الله جنتی، درباره اعتقاد قلبی است. ایشان میگوید کسانی که در ظاهر و عمل تابع اوامر ولایت هستند، اما در قلبشان اعتقادی ندارند. ایشان چگونه پی به عدم اعتقاد قلبی میبرند؟ آیا انگیزهها و نیتها و اعتقادات قلبی قابل سنجشاند؟ آیا میزان و محکی هست که بتوان تشخیص داد، آن فرد عملش مطابق اعتقادش نیست و عملش خوب است اما اعتقادش چیز دیگری است؟ چگونه میتوان پی به مخالفت ظاهر و باطن برد؟
یک بار با اسم بچه حزب اللهی هشت سال احمدی نژاد را آوردن سر کار. مملکت را به مرزهای نابودی برد؛ بیخیال دیگه.
تعهد یعنی اجرای صحیح و بدون کم و کاست به وظیفه ای که در آن تخصص داریم. لذا تعهد شغلی و کاری مد نظر است. متاسفانه هم به اشتباه تعهد را معادل مذهبی بودن در نظر می گیرند. آیا تعهد یک پزشک متخصص بی دین بیشتر از تعهد یک پزشک جبهه رفته احیانا زیر میزی بگیر بیشتر نیست؟ حتی آقای جنتی هم ترجیح می دهد توسط همان پزشک بی دین درمان بشود.!!
افرین حرف دل ما رو زدی
با این نوع تفکر و برداشت است که باید یک فرد متخصص و متعهد زیر دست یک فرد بی سواد به ظاهر حزب اللهی باشد.
پارسینه جان بسیار منطقی ودرست استدلال کردی اما انصافا همش تقصیر اقای جنتی نیست .بعضی از افاضات ایشان که برای ملت ونظام هزینه سنگین دربردارد بخاطر کهولت سن میباشد...