چرا تحصیل در مقطع دکتری طولانیتر میشود؟ بررسی پدیده دانشجویان سنواتی و هزینههای آن
بر اساس جدیدترین گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، نه از ده دانشجوی دکتری در ایران در موعد مقرر فارغالتحصیل نمیشوند؛ بحرانی ساختاری که سالانه هزینههای هنگفتی بر بودجه آموزش عالی تحمیل میکند.
به گزارش پارسینه،به نقل از اکو بررسیها نشان میدهد دانشجویان در مقاطع مختلف، بویژه مقاطع تحصیلات تکمیلی، بیش از آنچه که باید تحصیلات خود را به طول میانجامند. طولانی شدن سنوات تحصیلی که در نگاه اول مسئلهای فردی به نظر میرسد، در واقع هزینهای سنگین بر بودجه آموزش عالی کشور تحمیل میکند؛ سرمایهگذاریهایی که بازدهی مورد انتظار را نمیدهند، نیروی کار متخصصی که وارد بازار کار نمیشود، خوابگاههایی که ظرفیتشان پر است و صندلیهایی که خالی نمیشوند. جدیدترین گزارش مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد که این معضل نه تصادفی است و نه گریزناپذیر، بلکه ریشههایی دارد که با سیاستگذاری هدفمند میتوان آنها را از بین برد.
رسوب در دانشگاه
ماندگاری در آموزش عالی به معنای تداوم حضور دانشجو در نظام دانشگاهی و طولانی شدن مدت تحصیل اوست. در تمام نظامهای آموزش عالی جهان، برای هر مقطع تحصیلی یک بازه زمانی مشخص تعریف شده که از آن با عنوان «سنوات مجاز» یاد میشود. با این حال، در عمل برخی دانشجویان به دلایل مختلف نمیتوانند تحصیل خود را در این بازه زمانی به پایان برسانند و مدت تحصیلشان از حد مجاز فراتر میرود. به این پدیده در ادبیات آموزش عالی «رسوب» گفته میشود.
رسوب دانشجویان یکی از چالشهای جدی مدیریت آموزشی است که ابعاد گستردهای در آموزش عالی کشور دارد. شناخت دقیق این پدیده، پیشنیاز هرگونه سیاستگذاری مؤثر در این حوزه است؛ چرا که تحلیل دادههای آماری مربوط به وضعیت موجود میتواند زمینه را برای طراحی مکانیزمهای حمایتی، بودجهریزی هدفمند و ایجاد مشوقهایی برای تسریع فرایند فارغالتحصیلی فراهم کند. در نهایت، تصویر روشنی از گستره و عمق این پدیده در میان گروههای مختلف دانشجویی، راه را برای تدوین راهکارهای کاهش رسوب هموار خواهد کرد.
دکتری؛ مسیری که دو برابر زمانش طول میکشد
برای سنجش میزان رسوب دانشجویان، ابتدا باید میانگین مدت تحصیل در هر مقطع محاسبه شود و سپس این عدد با سنوات مجاز مقایسه گردد. بر اساس دادههای موجود، میانگین مدت تحصیل دانشجویان در مقطع کاردانی حدود ۵ ترم، کارشناسی ۸ ترم، کارشناسی ارشد بیش از ۵ ترم و دکتری تخصصی حدود ۱۲ ترم است.

طبق گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، مقایسه این ارقام با سنوات مجاز نشان میدهد که بیشترین فاصله میان مدت تحصیل واقعی و زمان مجاز، در مقطع دکتری تخصصی دیده میشود و کارشناسی ارشد در رتبه بعدی قرار دارد. بهطوریکه، مدت مجاز تحصیلات در مقطع دکتری تخصصی ۸ ترم است و متوسط ماندگاری دانشجویان ۱۱.۷ ترم یا تقریبا ۱۲ ترم است. این مسئله در مقطع کارشناسی ارشد نیز مشاهده میشود که متوسط ماندگاری دانشجویان در این مقطع ۵.۵۴ یا تقریبا ۶ ترم است و در مقایسه با ۴ ترم مجاز، دانشجویان این مقطع تقریبا ۲ نیمسال بیشتر در دانشگاه حضور دارند.
یافتههای این گزارش نشان میدهد که ۹۰ درصد از دانشجویان دکتری تخصصی، بیش از ۴ سال در این دوره تحصیل میکنند و حدود ۴۰ درصد آنها بیش از ۶ سال در دانشگاه باقی میمانند. در مقطع کارشناسی ارشد، ۷۰ درصد دانشجویان از سنوات مجاز عبور میکنند. این رقم برای کاردانی به ۵۰ درصد و برای کارشناسی به ۳۰ درصد میرسد. اگرچه از نظر شدت، چالش اصلی در تحصیلات تکمیلی است، از نظر حجم، بیشترین تعداد دانشجویان رسوبکرده در مقاطع کارشناسی و کاردانی قرار دارند.

رسوب؛ انتخاب دانشجو یا نقص ساختار؟
یکی از پرسشهای اساسی در این حوزه آن است که آیا رسوب، تصمیمی آگاهانه از سوی دانشجوست یا ریشه در ساختار نظام آموزشی دارد. شواهد نشان میدهد هر دو عامل نقش دارند. برخی دانشجویان عمدا فارغالتحصیلی را به تأخیر میاندازند تا از سربازی، بازگشت به شهر یا سایر تبعات پس از تحصیل فرار کنند. در مقابل، ساختار دانشگاه نیز بیتأثیر نیست؛ الزام به چاپ مقاله پیش از دفاع از رساله یا پیچیدگی فرایندهای پژوهشی از جمله عواملی هستند که رسوب را ناگزیر میکنند.
پژوهشها نشان دادهاند که عوامل فردی-خانوادگی با ۴۸ درصد، عوامل آموزشی-سازمانی با ۴۰ درصد و عوامل اجتماعی-اقتصادی با ۱۲ درصد، مهمترین دلایل رسوب دانشجویان هستند. چالشهای روانشناختی، ضعف برنامه درسی و فشارهای مالی نیز به عنوان شاخصترین عوامل در این میان شناسایی شدهاند.
طولانی شدن مدت تحصیل پیامدهایی چندوجهی به همراه دارد. از منظر مالی، بار اضافی بر بودجه آموزش عالی تحمیل میکند، بازدهی سرمایهگذاری آموزشی را کاهش میدهد و کمبود خوابگاه و افزایش بدهیهای دانشجویی را تشدید میکند. از نظر اجتماعی، دانشجو فرصتهای شغلی، ازدواج و استقلال را از دست میدهد و در معرض اضطراب، افسردگی و کاهش انگیزه قرار میگیرد. در سطح آموزشی نیز تجمع دانشجویان نزد یک استاد، کیفیت راهنمایی پژوهشی را تضعیف میکند و کارایی کل نظام را کاهش میدهد. در مجموع، رسوب دانشجویان نهتنها به خود آنها و خانوادههایشان فشار وارد میکند، بلکه پایداری مالی و کیفیت آموزش عالی را نیز به چالش میکشد. در مجموع، رسوب دانشجویان پدیدهای چندلایه است که ریشههای اقتصادی، اجتماعی و روانشناختی دارد و توجه جدی سیاستگذاران را میطلبد.
یک ترم کمتر، صدها هزار فارغالتحصیل بیشتر
گزارش مرکز پژوهشها پیشنهاد میکند کاهش تنها یک ترم از مدت تحصیل در مقطع کاردانی میتواند نرخ رسوب را از ۵۰ به ۱۶ درصد برساند. در مقطع کارشناسی نیز همین اقدام به کاهش ۱۵ درصدی رسوب منجر میشود. با توجه به حجم بالای دانشجویان این دو مقطع، اجرای این سیاست میتواند رسوب حدود ۲۲۵ هزار دانشجوی کارشناسی و ۱۷۴ هزار دانشجوی کاردانی را کاهش دهد. در مقاطع پایه، مشروط شدن دانشجو مهمترین عامل رسوب است. از این رو پیشنهاد میشود سازوکارهای راهنمایی و پایش تحصیلی، از جمله ارجاع دانشجویان مشروط به مراکز مشاوره و استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی برای پیشبینی افت تحصیلی، در این مقاطع بهکار گرفته شود. در تحصیلات تکمیلی، طولانی شدن فرایند تدوین پایاننامه و رساله اصلیترین دلیل رسوب است. پیشنهاد میشود دفاع از رساله به چاپ مقاله منوط نشود و ورود به دوره دکتری مشروط به داشتن موضوع پژوهشی مشخص باشد تا از اتلاف زمان در مراحل ابتدایی جلوگیری شود.
ارسال نظر