مدارس غیرانتفاعی؛ غارت جیب ملت در سایه سکوت آموزش و پرورش

پارسینه: در حالیکه به مانند هر سال آموزش و پرورش با انتشار دستورالعمل و نرخهای مصوب به مدارس تکلیف می کند که برای ثبت نام چه رقمی را از خانواده های دانش آموزان اخذ کند، متأسفانه همچون همیشه مدارس با رقمهای من درآوردی به استقبال خانواده ها برای ثبت نام سال جدید تحصیلی رفته اند!
علی علیزاده - تحریریه پارسینه | در حالیکه هر سال با پایان امتحانات دانش آموزان، مدارس شروع به ثبت نام متقاضیان تحصیل در مقاطع مختلف میکنند، نگرانیها و دغدغه والدین هم از اینکه نتوانند با دستان بسته فرزندانشان را راهی مدارسی کنند که از لحاظ کیفیت آموزشی از وضعیت مطلوب تری برخوردارند، بیشتر میشود. چند روزی است ثبت نام مدارس برای سال تحصیلی ۹۸-۹۹ آغاز شده و بمانند هر سال رقمهای ثبت نام در مدارس خصوصی و غیر انتفاعی آنچنان خانوادهها را با شوک و استرس مواجه میسازد که شاید هیچ بحران و دغدغهای به این اندازه جان فرسا آنهم موردی که مستقیماً با آموزش و پرورش فرزندان مردم سروکار داشته باشد، حیاتی جلوه نکند!
رقمهای پیشنهادی در مقاطع مختلف از پیش دبستانی تا متوسطه نسبت به سال گذشته، آنهم به بهانه افزایش مشکلات اقتصادی و تورم و افزایش نرخ هزینهها حداقل ۳۰ درصد افزایش یافته و با توجه به تحقیقات میدانی پارسینه، مدارسی که از لحاظ کیفی، مدعی کادر و فضای آموزشی منحصربفرد و در حد قابل قبولی هستند رقمهای ذیل را در سطح کلان شهر تهران برای ثبت نام در لیست خود قرار داده و از خانوادهها وجه مورد نظر را مطالبه میکنند.
تحقیقات میدانی پارسینه، شامل مدارس غیرانتفاعی در مناطق ۱ - ۲ - ۳ - ۴ - ۵ و ۶ آموزش و پرورش تهران میباشد که میانگین رقمها برای ۴ دوره و مقطع تحصیلی به شرح ذیل است:
دوره آمادگی: ۱۰ تا ۱۲ میلیون تومان
دوره ابتدایی: ۱۴ تا ۲۲ میلیون تومان
دوره اول متوسطه: ۱۶ تا ۲۴ میلیون تومان
دوره دوم متوسطه: ۱۸ تا ۳۰ میلیون تومان
* رقمها به شکل میانگین در نظر گرفته شده و لذا امکان اینکه برخی مدارس بیش از سقف ذکر شده، وجه مطالبه کنند بسیار زیاد است
به همین تناسب در سایر کلانشهرها از جمله تبریز، مشهد، اصفهان، البرز نیز رقمهای ذکر شده با اندکی تخفیف به خانوادهها پیشنهاد میشود. پیشنهادی که چنانچه راغب به ثبت نام فرزندانتان باشید، بهچ وجهی با تخفیف و ملاحظه روبرو نخواهید شد!
اما از سوی دیگر بسیاری از صاحبان مدارس و کارفرمایان فرهنگی این بنگاه انسان سازی مدعی هستند که هزینههای آنها در طول یکسال گذشته به شدت افزایش یافته و این ادعا در حالی مطرح میشود که از وزارت نیرو تا سایر ارگانها، ملاحظات و تخفیفهای ویژهای برای محاسبه هزینههای مدارس در نظر میگیرند. از آب و برق گرفته تا سایر معافیتهایی که بحث آن در این مقال و مجال نمیگنجد.
بسیاری از ملکهایی که در اختیار مدارس غیر انتفاعی قرار دارد یا شش دانگ متعلق به صاحب مدرسه است و یا موقوفی است و برای تصاحب آن رقمی به کسی پرداخت نمیکنند، اما در کنار همین مطلب هم باید اذعان داشت بخشی از همین مدارس هم استیجاری است و متناسب با رشد قیمت مسکن، بهای اجاره آنهم به شدت افزایش یافته است. برخی از بنگاه داران هم در گفتگو با خبرنگار پارسینه، مدعی هستند برخی صاحبان مدارس غیرانتفاعی، در حالیکه صاحب عرصه و عیان ملک هستند، با پرداخت رشوه قرار داد صوری تنظیم کرده و بدین ترتیب خود را مستأجر معرفی میکنند و از این محل برای کسب منفعت بیشتر بهره میبرند.
شاید دور از انصاف باشد از آپشنهای مدارس غیر انتفاعی که بابت آن میلیونها تومان از والدین، وجه مطالبه میکنند بدون ذکر مثال عبور کنیم. بسیار یا تقریباً تمامی این مدارس بابت لباس، تغذیه صبحانه و نهار، کتب درسی، وسایل کمک آموزشی، کلاسهای فوق برنامه، موسیقی، ورزشی تا آموزش زبان شهریه را افزایش میدهند در حالیکه محاسبه ریالی این برنامهها با اندکی تأمل نشان میدهد، مبالغ دریافتی بسیار بیشتر از آنی است که در محاسبه و ادعای مدیران و کارفرمایان این مدارس مطرح میشود! این امر نشان دهنده سود و تجارت مناسب غیر قابل انکار در سطح مدارس غیرانتفاعی است که بدون هیچ مزاحمتی، سالیان سال به این امر مبادرت میکنند.
در تحقیقات میدانی خبرنگار پارسینه و مصاحبه با برخی والدین فقط در یک مورد مشخص شد، اساساً بسیاری از دانش آموزان بخاطر سو تغذیه، غیبت و بیماری، کج خلقی، عادات غذایی نامناسب و حتی عدم رغبت به مصرف غذا بخاطر طعم و نوع طبخ غذا در مدارس، از خوردن امتناع میکنند و همین امر باعث میشود سود قابل توجهی به جیب مدارس غیرانتفاعی سرازیر شود!
بسیاری از این دست مدارس مدعی هستند، نوع آموزش آنها موجب پرورش استعدادها و در نتیجه بازدهی دانش آموز با شیب بالا و منتج به ورود به سایر مدارس مشهور از جمله تیزهوشان میشود که با اندکی تأمل و تفکر میتوان به این حقیقت دست پیدا کرد که توانایی ذهنی خود دانش آموز در ورود به مدارس خوشنام، سهم بسزایی داشته و از این رو مدرسه و نوع آموزش آن سهم کمتری در این موفقیت دارد، اما بسیاری از متولیان امر این موفقیتها را به نام خود و مدرسه مصادره میکنند.
در مقطع متوسطه نیز ماجرای مافیای دبیران کنکور در کنار هزینههای وحشتناک تحصیل در این دوره بیداد میکند، موردی که باید به شکلی مجزا به آن پرداخت. هزینه خانوادهها در مقطع متوسطه با احتساب معلمان خصوصی که به باندهای کنکوری معروف هستند گاه به بیش از ۵۰ میلیون تومان در یک سال تحصیلی فزونی مییابد که در جای خود هم تکان دهنده و هم قابل پیگیری است.
چه بسیار معلم و مدرسان کنکوری که با هماهنگی همین مدارس و در سایه مافیا و تشکیل کلاسهای چند میلیون تومانی، مدعی هستند دانش آموزان را به سوی یک کنکور موفق سوق میدهند، اما سو استفاده از آرزوهای دانش آموزان و طمع سیری ناپذیر خانواده ها و عدم شناخت کافی از بازار کار و سرمایه شخصیتی فرزندان و استعدادهای خاص آنان، موجب میشود بسیاری از خانواده ها، حتی با فروختن ابزار و اشیای ارزشمند و استفاده از پس انداز و اندوخته های اندکشان، فرزندانشان را در این کلاسها ثبت نام کرده و یا با استخدام مدرس خصوصی رشتههای مختلف کنکور و پرداخت میلیونها تومان، فرزندانشان را بسوی کنکور و قبولی و در نهایت آیندهای روشن گسیل کنند، اما بیشتر آنان به دلیل اینکه شناخت کافی از وضعیت استعداد و علاقه دانش آموزانشان ندارند، به در بسته خورده و جز پشیمانی عایدی دیگری ندارند. از این محل فقط مدرسه و مدرسان مافیایی پولهایی نجومی به جیب میزنند. مدارسی که در طول سال تحصیلی، کمک قابل توجهی به دانش اموز برای پرورش استعداد و آموزش فراگیر دروس تخصصی نکرده و آنها را در پایان به کلاسهای کنکوری و تدریس خصوصی کنکور سوق میدهند!
چند روز قبل هم محمد بطحایی در آیین رو نمایی از سامانه ثبت شکایات مردمی و تلفن گویای سازمان مدارس و مراکز غیردولتی و توسعه مشارکتهای مردمی مدعی شد: میزان شهریه تمامی مدارس به صورت دقیق در پرتال سازمان مدارس غیردولتی ثبت شده، والدین با آگاهی کافی دانش آموزان را ثبت نام کرده و از میزان شهریه تمامی مدارس اطلاع دارند.
ایکاش آقای وزیر قبل از این سخنان، حتماً مشورتی با سایر وزرای ادوار گذشته وزارت خانه عریض و طویلش میکرد، ایکاش مشاوران آقای وزیر از عدم کارایی این سامانه برای برداشتن باری از دوش مردم نکاتی به وی توصیه میکردند و از تجارب گذشته دست کم، استفادهای اندک میکردند.
بعید است آقای وزیر و مشاورانش ندانند که تمامی مدارس پوسترهای قیمتهای مصوب را نصب میکنند، اما اول یک چک به مقدار مصوب و بقیه مبالغ را در سایر چکها بابت سایر خدمات از مردم اخذ میکنند. ایکاش آقای وزیر بداند برخی از مردم به دلایل مختلف مجبورند فرزندانشان را در مدارس غیر انتفاعی ثبت نام کنند. یکی از آن دلایل دانش آموزانی با تمرکز پایین، اما هوش سرشار هستند. دانش آموزانی که نیاز دارند معلم به شکلی ویژه به آنها توجه کند.
ایکاش آقای وزیر بداند ثبت نام در مدارس دولتی خوشنام و مدارس هیات امنایی مشهور نیز بسیار دشوار است و درهای آنان برای عموم مردم براحتی باز نیست و تحصیل فرزندان ملت در این مدارس مساوی است با پشت سرگذاشتن هفت خوان رستم. کافیست به یکی از این مدارس مراجعه کنید و تقاضای ثبت نام فرزندتان را داشته باشید، از نزدیک ببینید چگونه و در چه سطحی پذیرای متقاضیان خواهند بود!
خلاصه محمد بطحایی در جایگاه وزیر آموزش و پرورش بهتر از هر کسی میداند وضعیت ثبت نام در مدارس با توصیفهایی که ارائه شد، در چه حد تأسف بار و غم انگیز است. حق تحصیل در یک مدرسه ایده آل حق تک تک این مردم است. این مردم توقع دارند و دولت وظیفه دارد در این امر جهادگونه ورود و به داد مردم برسد.
بحران عذاب آور ثبت نام در مدارس از پیش دبستانی تا مقطع ورود به کنکور و دانشگاه، روایت نام آشنایی است که هر ساله درباره آن بارها و بارها گفته و نوشته میشود و وزیر و وزیران و معاونین و مشاورانشان هم بارها و بارها از آن عبور میکنند بی آنکه تغییر قابل توجهی رخ دهد و دغدغهای کاسته شود و مشکلات همچنان باقی است. شاید بهترین کار در این شرایط امتناع و پرهیز از شعار وادعاهای کذب باشد. مرحمهای موقتی که بعداً تبدیل به نمکی سوزان بر زخمهای کهنه مردم میشود!
100 میلیون تومن خرج فارغ التحصیلی در آموزش و پرورش ایران در سال1398 -تبریک به حکومت
شرم بر مسئولینی که به خواب رفته اند. شرم بر دزدانی که از جیب ملت می دزدند. شمرتان باد
کجای این مملکت درسته که اموزش و پرورشش درست باشد.
من خودم زخم خورده مدارس فیرانتفاعی هستم و سه سال قبل فرزندم که در یکی از مدارس نمونه دولتی منطقه یک تهران دیپلم خود در رشته علوم تجربی را گرفت برای دوره پیش دانشگاهی بنا به توصیه برخی دوستان و به امید کسب رتبه خوب در کنکور و قبولی در رشته پزشکی او را از ان مدرسه نمونه دولتی که دوره پیش دانشگاهی هم داشت به یکی از مدارس پیش دانشگاهی غیرانتفاعی منطقه 3 که تبلیغات گسترده ای در امار بالای قبولی دانش اموزانش در رشته پزشکی داشت برده و با شهریه ای بسیار گزاف ثبت نام نمودم ولی ای کاش چنین اشتباه بزرگی را نکرده بودم چون مدرسه مذکور ساعات تدریس و کلاس های فوق برنامه اش چنان فشرده بود که همه هفت روز هفته دانش اموزان را از ساعت 6 صبح تا 6 بعدازظهر حتی در ابام تعطیل رسمی و جمعه ها پر میکرد و فرزندم هر روز خسته و کوفته به منزل می امد و تا پاسی از شب هم مشغول انجام تکالیف خانه و زدن تست بود و خلاصه یکسال دوره پیش دانشگاهی او برای ما و خودش به کابوس و جهنمی فیر قابل تحمل تبدیل شده بود و خستگی مفرط ناشی از کلاس های متعدد و فشرده نه تنها هیچ فایده ای برایش نداشت بلکه نسبت به سالهای قبل که از دانش اموزان خوب دبیرستان نمونه دولتی بود بسیار افت کرده بود و دست اخر هم در رشته پزشکی نه او و نه عیچ یک از 27 نفر دانش اموز رشته تحربی ان مدرسه در رشته پزشکی قبول نشدند.
و اکنون که سه سال از ان تاریخ میگذرد هر زمان یاد ان انتخاب بد می افتم به خودم و مسئولین ان مدرسه لعنت میکنم.
مردم ایران باید از حق قانونی خودشون دفاع کنن... اموزش و بهداشت رایگان، شغل برای همه اقشار و درامد مکفی...
متاسفانه اموزش و پرورش هم قربانی ندانم کاری و خیانت های چهل ساله مسوولان این مملکت شده است