بی شک برای حرکت گام به گام در مسیر تولید، رونق و پس از آن تحقق جهش تولید، ضروری است تا تامین مالی با قدرت صورت گیرد.

تحریریه پارسینه| در اقتصاد بانک محور ایران، سهم بانک­ ها در کنار بازار سرمایه و همچنین سرمایه­ گذاری خارجی در تامین منابع مالی بسیار مهم و حیاتی است. بررسی آمارها در پنج سال گذشته نشان می­دهد که سهم بازار پول و یا همان نظام بانکی در تامین منابع مالی در حدود ۸۰ درصد بوده است. اگرچه طی سال های اخیر با افزایش سهم بازار سرمایه و رونق این بازار، سهم نظام بانکی تا حدودی کاهش یافته، اما همچنان سهم حداکثری در حوزه تامین منابع مالی در ایران را به خود اختصاص داده است. این موضوع در کشورهای توسعه یافته به ویژه کشورهای اروپایی نیز قابل مشاهده است.

سهم حداکثری بازار پول در تامین منابع مالی، فشار به شبکه بانکی کشور را دوچندان خواهد کرد، از سوی دیگر فشار تحریم ­های شدید بین ­المللی و عدم تزریق منابع مالی خارجی سبب شده است تا در این حوزه با مشکلاتی مواجه باشیم. از این رو ضروری است تا به منظور تحقق جهش تولید، به داشته­ هایمان اتکا کنیم و با شناخت نقاط بحرانی و حساس در زنجیره تولید، فارغ از شرایط سخت پیش­رو به دنبال راهکارهای مناسب و عملیاتی باشیم. باید به یاد داشته باشیم آنچه در توسعه اقتصادی و به نوعی رونق و جهش تولید اهمیت دارد، سهم بازارهای مختلف در تامین منابع مالی نیست بلکه کیفیت خدمات است.

با این حال هدفگذاری جهش تولید نیازمند برنامه ­ریزی و سیاست­گذاری کلان در نظام بانکی و بازارهای مختلف بوده و نیازمند طرح و برنامه­ های همسو از سوی بانک مرکزی، وزارت امور اقتصاد و دارایی و همچنین سایر وزارتخانه­ های مرتبط بويژه وزارت صنعت، معدن و تجارت است، اما در بخش تامین منابع مالی، نقش بانک ­ها اولویت بندی طرح ­ها است.

بانک ­ها باید طرح ­ها را از سه منظر مورد ارزیابی و بررسی قرار دهندو بر آن اساس اولویت بندی کرده و منابع و سود تسهیلات را به تولیدکنندگان و شرکت­ های پروژه­ای اختصاص دهند. اول باید مدت زمان بازدهی طرح ­ها را در نظر گرفت. بر این اساس برخی از طرح­ ها کوتاه مدت است بدین معنی که ظرف یکسال تا ۱۸ ماه نتایج آن مشخص خواهد شد. برخی دیگر میان مدت هستند و طی بازه زمانی دو تا پنج ساله به نتیجه خواهند رسید. و دسته آخر که طرح­های بلند مدت هستند که بسته به نوع صنایع و حوزه­های درگیر در مدت زمان بیش از ۵ سال به اجرا خواهند رسید و بازدهی خواهند داشت. با توجه به بیانات رهبری با توجه به نامگذاری سال ۱۳۹۹ به سال جهش تولید از یکسو، و همچنین بحران شیوع ویروس کرونا در سراسر جهان و همینطور ایران و پیامدهای ناشی از آن و تاثیر مستقیم بر بسیاری از کسب و کارها، به نظر می­رسد توجه به طرح­ های کوتاه­ مدت برای عبور از این بحران و شرایط پیش­رو باید بیش از پیش مورد توجه بانک ­ها قرار گیرد.

ازسوی دیگر مولد بودن و ارزش آفرینی طرح ­ها قابل تامل است. در حقیقت بانک ­ها در اختصاص سرمایه ­های خود با توجه به محدودیت­ های موجود باید توجه خاصی به طرح ­ها و پروژه ­های مولد داشته باشند که تاثیرات اجرای آنها به صورت زنجیره ­وار طی سالیان سال ادامه خواهد یافت و منجر به توسعه اقتصادی پایدار در بلندمدت خواهد شد. در حقیقت برای اختصاص سرمایه باید توجه داشت کدام طرح زیربنایی و مولد بوده. نکته بسیار مهم درصد پیشرفت این پروژه­ ها نیز می ­باشد. به طور کلی در شرایط فعلی بانک ­ها نباید به صورت بسیار پراکنده عمل کنند و بهتر است تا با تمرکز در پروژه ­های جاری و آن دسته از طرح­ هایی که درصد پیشرفت قابل توجهی دارند، به تسریع در اتمام آنها کمک کنند. حتی در این شرایط و با توجه به بزرگی یک پروژه، می­توان از مشارکت دو و یا چندین بانک برای اتمام هرچه سریعتر یک پروژه بهره برد.

مورد سوم نیز موضوع اشتغالزایی و توجه به پایداری اشتغال است. شاید در چنین شرایطی یکی از مهمترین موضوع برای بانک ­ها، توجه به واحدهای صنفی و شرکت­ هایی است که به دلیل کاهش در تقاضا در اثر بحران کرونا، با کاهش فروش محصولات و یا خدمات خود مواجه شده ­اند. در برخورد با چنین اتفاقی که قطعا بسیار خواهند بود، همانطور که در تمام دنیا آغاز شده است، باید با بررسی شرایط و دفاتر حساب شرکت ­ها و تولیدکنندگان، به عدم تعدیل نیروی آنها کمک کنند و ارائه تسهیلات به این واحدها را در اولویت قرار دهند. این نوع رفتار در این شرایط مطابق حکم اشتغالزایی خواهد بود. از سوی دیگر در برخی از واحدها که به دلیل نوع صنعت مربوطه، با افزایش تقاضا در بازار امکان افزایش ظرفیت­ های تولیدی آنها وجود دارد، اما واحد مربوطه با مشکلات مالی در تامین سرمایه در گردش و یا توسعه خطوط تولیدی خود مواجه است، می­توان ضمن کمک برای تامین و حتی افزایش سرمایه در گردش این شرکت ­ها، به توسعه این واحدها و متعاقبا افزایش اشتغالزایی کمک کرد.

بنابراین بانک ­ها می ­توانند با در اختیار داشتن تیم ­های کارشناسی و خبرگان صنعتی ضمن شناسایی صنایع مولد،  شرکت ­ها و واحدهای فعال در این قسمت­ ها از یکسو، و بررسی و تخمین مدت زمان لازم جهت بازدهی مناسب طرح ها، با بهینه ­سازی در این حوزه ­ها سرمایه­­ ها را هدایت کرده و به سمت طرح ­ها و پروژه ­ها بهتر سوق دهند. از سوی دیگر می­ توانند با بررسی کارشناسی و شناخت دلایل تاخیر در پروژه­ ها و تخمین زمان حدودی اما دقیق خاتمه پروژه­ ها به آن دسته از طرح ­ها که با درصد پیشرفت قابل قبولی روبرو هستند کمک کنند تا بهره ­برداری از آنها مشکلات مربوطه در کشور حل و فصل شود و متعاقبا اشتغالزایی وابسته صورت گیرد. همچنین با ارزیابی بازار و میزان تقاضا در شرایط فعلی و شرایط پیش­رو، و شناسایی واحدهایی که با مشکلات سرمایه در گردش مواجه هستند و یا امکان افزایش خطوط تولید خود را دارند، منابع مالی را در مسیر درست قرار دهند. در حقیقت لازم است تا بانک ­ها با تقویت تیم ­های کارشناسی خود، شناخت بهتر و بیشتری از صنایعی که در آنها سرمایه­گذاری می­کنند داشته باشند.

یکی از پیشنهادات دیگر که بانک­ ها می­توانند برای جهش تولید و رونق صنایع داشته باشند، تشویق آنها برای ارائه صورت ­های مالی شفاف­تر و بیزینس مدل های دقیق­تر و کارشناسی­ شده ­تر است. همچنین بانک ­ها می­توانند برای تسهیلات خود نرخ بهره­ های شناور با توجه به ارزش واحدها بر اساس مدل کسب و کار آنها و با رعایت سه موضوع گفته شده داشته باشند تا تولیدکنندگان را تشویق کنند که تمایل بیشتری در راستای فعالیت در حوزه ­هایی داشته باشند که منجر به ارزش ­آفرینی، حرکت به سمت صنایع مولد، زیربنایی و توسعه­ ای و همچنین بازدهی هر چه سریعتر داشته باشد تا ضمن جهش تولید و افزایش اشتغالزایی منجر به توسعه پایدار نیز شود.

منبع: پارسینه