پیشگیری بهتر از درمان است
پارسینه: جمله پیشگیری بهتر از درمان است را بسیار شنیده ایم، اما کمتر به آن توجه شده است و اغلب تمرکز اصلی به مبحث درمان و چگونگی انجام آن بوده است.
اما در سالهای اخیر به مبحث پیشگیری از اعتیاد و عوامل موثر برآن توجه ویژهای شده است و متخصصین این حوزه به این مبحث مهم و ضروری بیشتر توجه دارند و بتدریج مفهوم پیشگیری در تامین سلامت روانی افراد جای خود را باز نمود. در حوزه پیشگیری دو مقوله مورد بررسی قرار گرفت و آن شامل الگوی پیشگیری اولیه و الگوی پیشگیری ثانویه که برمبنای نظامهای روان درمانی است مطرح شد.
براساس این الگو، تمرکز پیشگیری اولیه شامل افرادی است که اختلال در انها ظاهر شده و هدف از پیشگیری کاهش آثار اختلال بر فرد و توانبخشی است تا امکان بهبود و سازش با زندگی اجتماعی را فراهم کند و او را به زندگی طبیعی و اجتماعی اش باز گرداند.
پیشگیری ثانویه: کوششهایی را شامل میشود که با مشاهده علائم اولیه و جزئی اختلال سازمان مییافت. علائمی که نشان از آغاز دورهی بیماری است، اما هنوز فرد را فلج نکرده است؛ که بتدریج الگوهای جدیدتر از دل این الگوها توسعه یافتند.
پیشگیری اولیه دو هدف را دنبال میکند:
۱: کاهش وقوع اختلالات روانی در افراد
۲: افزایش سلامت روانی با تقویت تواناییها به منظور حفاظت از افراد در برابر آسیبها و واکنشهای ناسالم تعریف شده است.
آموزش سلامت روان به عنوان یک اقدام ریشهای و بنیادین دراین زمینه قابل توجه است و هدف آن، افزایش سطح سلامتی ازروش کمک به افراد برای دستیابی به دانش، نگرش و الگوهای رفتاری موثر تجربه موفقی به حساب میآید. اما این به تنهایی کافی نیست و ضرورت به کارگیری روشهای دیگر را ملزم میسازد..
آموزش مهارتها یا تواناییها یکی از راههای مطلوبی است که به لحاظ نظری توجه درمانگران این حوزه را به خود جلب کرده است. از جمله:
آموزش مهارتهای شناختی و بین فردی ویژه درمیان جوانان و نوجوانان نتایج سودمندی را دارد. آموزش مهارتهای حل مسئله درمناسبات بین فردی در اجتماع و افزایش روابط اجتماعی در رویدادها و حوادث زندگی مانند تغییرات اجتماعی و مهاجرت، از دست دادن فرزند یا داغدیدگی، طلاق، شرایط ورود به کار و… برای بهبود تواناییهای سازشی فرد بسیار سودمند هستند.
افزایش تواناییهای فردی:
براساس الگوی پیشگیری اولیه که توسط بلوم ارائه شده است یکی از ابعاد مهم که میتواند درفرآیند پیشگیری نقشی با اهمیت ایفا کند افزایش تواناییهای فرد است. الگوی پیشگیرانه برای برطرف کردن زمینههای وقوع اختلال یا افزایش تواناییهای فرد برای مواجهه با مشکلات درونی و بیرونی سازمان مییابد.
الگوهای پیشنهادی بلوم برای افزایش تواناییهای فرد:
جنبههای شناختی:
۱: روشهای آموزش عمومی
۲: حل مسئله پیشگیرانه
۳: تحریکات شناختی
۴: آموزشهای پیش بینی کننده
۵: کفایتهای شناختی
۶: مقابله با استرس
جنبههای عاطفی:
۱: تغییر نگرش
۲: استدلال اخلاقی، آشکارسازی ارزشی، آموزش ویژگیها و خصایص
۳: برانگیختن امید و افزایش خوش بینی
۴: آموزش مهارتهای اجتماعی
جنبههای فیزیولوژیک و زیستی:
۱: تغذیه
۲: تمرینهای طولانی ورزشی
۳: وا کسیناسیون و ایمن سازی
براساس این الگو، تمرکز پیشگیری اولیه شامل افرادی است که اختلال در انها ظاهر شده و هدف از پیشگیری کاهش آثار اختلال بر فرد و توانبخشی است تا امکان بهبود و سازش با زندگی اجتماعی را فراهم کند و او را به زندگی طبیعی و اجتماعی اش باز گرداند.
پیشگیری ثانویه: کوششهایی را شامل میشود که با مشاهده علائم اولیه و جزئی اختلال سازمان مییافت. علائمی که نشان از آغاز دورهی بیماری است، اما هنوز فرد را فلج نکرده است؛ که بتدریج الگوهای جدیدتر از دل این الگوها توسعه یافتند.
پیشگیری اولیه دو هدف را دنبال میکند:
۱: کاهش وقوع اختلالات روانی در افراد
۲: افزایش سلامت روانی با تقویت تواناییها به منظور حفاظت از افراد در برابر آسیبها و واکنشهای ناسالم تعریف شده است.
آموزش سلامت روان به عنوان یک اقدام ریشهای و بنیادین دراین زمینه قابل توجه است و هدف آن، افزایش سطح سلامتی ازروش کمک به افراد برای دستیابی به دانش، نگرش و الگوهای رفتاری موثر تجربه موفقی به حساب میآید. اما این به تنهایی کافی نیست و ضرورت به کارگیری روشهای دیگر را ملزم میسازد..
آموزش مهارتها یا تواناییها یکی از راههای مطلوبی است که به لحاظ نظری توجه درمانگران این حوزه را به خود جلب کرده است. از جمله:
آموزش مهارتهای شناختی و بین فردی ویژه درمیان جوانان و نوجوانان نتایج سودمندی را دارد. آموزش مهارتهای حل مسئله درمناسبات بین فردی در اجتماع و افزایش روابط اجتماعی در رویدادها و حوادث زندگی مانند تغییرات اجتماعی و مهاجرت، از دست دادن فرزند یا داغدیدگی، طلاق، شرایط ورود به کار و… برای بهبود تواناییهای سازشی فرد بسیار سودمند هستند.
افزایش تواناییهای فردی:
براساس الگوی پیشگیری اولیه که توسط بلوم ارائه شده است یکی از ابعاد مهم که میتواند درفرآیند پیشگیری نقشی با اهمیت ایفا کند افزایش تواناییهای فرد است. الگوی پیشگیرانه برای برطرف کردن زمینههای وقوع اختلال یا افزایش تواناییهای فرد برای مواجهه با مشکلات درونی و بیرونی سازمان مییابد.
الگوهای پیشنهادی بلوم برای افزایش تواناییهای فرد:
جنبههای شناختی:
۱: روشهای آموزش عمومی
۲: حل مسئله پیشگیرانه
۳: تحریکات شناختی
۴: آموزشهای پیش بینی کننده
۵: کفایتهای شناختی
۶: مقابله با استرس
جنبههای عاطفی:
۱: تغییر نگرش
۲: استدلال اخلاقی، آشکارسازی ارزشی، آموزش ویژگیها و خصایص
۳: برانگیختن امید و افزایش خوش بینی
۴: آموزش مهارتهای اجتماعی
جنبههای فیزیولوژیک و زیستی:
۱: تغذیه
۲: تمرینهای طولانی ورزشی
۳: وا کسیناسیون و ایمن سازی
ارسال نظر