ویژگی های اصلی برای مامور ۰۰۷ بعدی از دید کارشناسان جیمز باند
سرانجام شمارش معکوس برای آغاز دورانی نو در دنیای جیمز باند فرارسید و تستهای بازیگری برای انتخاب این مامور مخفی افسانهای رسماً کلید خورد. اما ستاره بعدی سینما باید چگونه باشد؟ کارشناسان دنیای باند ویژگیهای کلیدی او را توصیف میکنند.
به گزارش پارسینه و به نقل از اطلاعات آنلاین از بیبیسی، تا کنون دوازده انسان روی کره ماه قدم گذاشتهاند، اما تنها نصف این تعداد شانس این را داشتهاند که روی پرده نقرهای در قالب جیمز باند ظاهر شوند. این یک باشگاه کاملاً انحصاری قرار است به زودی عضو جدیدی را به خود بپذیرد. پس از سالها شایعه و گمانهزنی بیوقفه، استودیوهای آمازون و امجیام هفته گذشته در رسانههای اجتماعی خود رسماً اعلام کردند که جستجو برای پیدا کردن جیمز باند بعدی آغاز شده است.
از زمانی که آمازون سال گذشته امتیاز ۰۰۷ را خرید، تیمی تراز اول از نوابغ خلاق سینما را برای احیای این برند، دور هم جمع کرد؛ عناصر برجستهای مانند دنی ویلنوو در مقام کارگردان و استیون نایت در نقش فیلمنامهنویس. حالا همه چیز به نینا گولد، مدیر کهنهکار انتخاب بازیگر بستگی دارد تا از میان دهها جوان خوشسیما، یک نفر را برگزیند و «مجوز کشتن» را به نامش صادر کند. اما او دقیقاً دنبال چه چهرهای است و چه کسی مرد این میدان است؟
کارشناسان جیمز باند ۵ ویژگی اصلی را برای مامور ۰۰۷ بعدی حیاتی میدانند:
۱- بریتانیایی (یا دستکم نزدیک به آن)
جیمز باند یکی از باارزشترین داراییهای فرهنگی بریتانیاست و بعید است آمازون به این هویت دست بزند. اگرچه بیشتر گزینههای روی میز اهل خود بریتانیا هستند، اما در گذشته استثناهایی هم وجود داشته است؛ جورج لازنبی استرالیایی برای یک فیلم و پیرس برازنان ایرلندی برای چهار فیلم روی صندلی باند نشستند و هر دو غلظت لهجه خود را کنترل کردند تا شبیه به یک انگلیسی اصیل به نظر برسند. این سابقه شاید کورسوی امیدی برای جیکوب الوردی، ستاره جذاب متولد بریزبن و نامزد اسکار باشد. او که به تازگی بازی در نقش تاثیرگذار هیثکلیف در فیلم «بلندیهای بادگیر» (۲۰۲۶) را تمام کرده، در حال حاضر یکی از بختهای اصلی در بازارهای شرطبندی است.
اگر بازیگری بتواند لحن گفتار و رفتار اشرافی یک بریتانیایی تحصیلکرده را تقلید کند، اصالتش چندان تفاوتی ایجاد نمیکند؛ مثل مهارت نابی که الوردی در فیلم «سالتبرن» (۲۰۲۳) به رخ کشید. از طرفی، باند در کتابهای ایان فلمینگ هم از پدری اسکاتلندی و مادری سوئیسی متولد شده بود و پیش از ورود به کالج ایتن، بیشتر دوران کودکیاش را در خارج از کشور گذرانده بود، پس وجود کمی ابهام در اصالت او چندان از روح داستان دور نیست.
اما در حالی که بازیگری از ایرلند یا استرالیا قابل قبول است، توافق جمعی بر این است که انتخاب یک باند آمریکایی – هر قدر هم لهجهاش بینقص باشد – خط قرمز است. آستین باتلر، ستاره کالیفرنیایی بر همین اساس خود را کنار کشید و این ایده را «کفرآمیز» خواند. شاید این خطکشی خودسرانه به نظر برسد، اما واقعیت این است که ظهور باند به عنوان نماد هویت بریتانیای پس از جنگ، تا حدی واکنشی به سلطه فرهنگی رو به رشد آمریکا بود. بروس فیرستاین، نویسنده فیلمنامه سه فیلم جیمز باند میگوید: «من با آستین باتلر موافقم. دلیل محبوبیت جهانی باند دقیقاً در این است که او آمریکایی نیست.»
۲- جوانتر
شخصیت باند معمولاً مردی با کولهباری از تجربه تصویر شده است؛ فرمانده نیروی دریایی سلطنتی که پیش از ورود به سرویس مخفی، دنیا را دیده تا شایستگی دریافت عنوان «دو صفر» را پیدا کند. تا به امروز، بازیگران اصلی در زمان انتخاب بین ۲۹ تا ۴۴ سال سن داشتهاند و کفه ترازو همیشه به سمت سنین بالاتر سنگینی کرده است. اما حالا زمزمههایی شنیده میشود که تلاش برای جذب نسل جدید مخاطبان، ممکن است جوانترین باند تاریخ را روی کار بیاورد.
متیو فیلد، پژوهشگر تاریخچه فیلمهای جیمز باند میگوید: «پیشبینی من این است که جیمز باند جدید زیر ۳۰ سال خواهد بود. آمازون میلیاردها دلار پای این پدیده فرهنگی ریخته، پس این فیلم باید یک ماشین پولسازی همهپسند باشد و قهرمان داستان باید بتواند با نسل زد ارتباط برقرار کند. جیمز باند بودن یک پروژه طولانی است و به چهار یا پنج فیلم ختم نمیشود؛ این یک تعهد مادامالعمر است و آن بازیگر برای همیشه سفیر این برند خواهد بود. برازنان ۲۵ سال پیش تاکسیدوی باند را از تن درآورد، اما هنوز در هر مصاحبهای از او درباره باند میپرسند.»
اگر نینا گولد به دنبال بازیگری باشد که یک دهه یا بیشتر این فرنچایز را به دوش بکشد، احتمالاً نامهای همیشه مطرحی که اکنون در دهه ۴۰ و ۵۰ زندگی خود هستند – مثل ادریس البا، تام هیدلستون یا تام هاردی – خودبهخود حذف میشوند. در میان گزینههای جوان، لویی پارتریج ۲۲ ساله به چشم میخورد که سابقه همکاری با استیون نایت در سریال «خانه گینس» نتفلیکس را دارد. هریس دیکینسون ۲۹ ساله گزینه پختهتری است، اما احتمالاً تا مدتها سرگرم بازی در پروژه چهارگانه بیتلز به کارگردانی سم مندس خواهد بود. دیوید جانسون و تام بلیت، ستارگان درام تلخ و زندانی «مرد ضایعاتی» (۲۰۲۵) کمی مسنتر اما دقیقاً در محدوده سنی مناسب هستند؛ هر دو در اوایل دهه ۳۰ زندگی خود به سر میبرند و انتخاب هر کدام میتواند جالب باشد.
۳- ناشناخته
در طول تاریخ، نقش ۰۰۷ معمولاً به بازیگرانی که بیش از حد مشهور بودهاند نرسیده است. البرت بروکلی، تهیهکننده افسانهای این اثر، معتقد بود که خود شخصیت باند ستاره واقعی است؛ او در اتوبیوگرافیاش نوشت که این قهرمان همیشه باید «یک سر و گردن از بازیگری که نقشش را بازی میکند بزرگتر باشد». لازنبی یک ناشناخته مطلق بود که کل سابقه بازیگریاش به چند تیزر تبلیغاتی شکلات خلاصه میشد. شان کانری، تیموتی دالتون و دانیل کریگ همگی بازیگران محترمی بودند، و راجر مور و برازنان در تلویزیون محبوبیت داشتند، اما هیچکدام پیش از آنکه اسلحه والتر PPK را به دست بگیرند، ستاره بزرگ سینما نبودند.
مارک ادلیتز، نویسنده کتاب «زندگیهای بسیار جیمز باند» میگوید: «تصور نمیکنم آمازون سراغ شاهمهرههای هالیوود برود. آنها احتمالاً بازیگری باسابقه اما تا حدی چراغخاموش را انتخاب میکنند که اسب خود را برای جهش بزرگ زین کرده است. این کار نه تنها هزینههای دستمزد را به شدت کاهش میدهد، بلکه مزیتش این است که ذهن مخاطب از قبل با نقشهای قبلی آن بازیگر گره نخورده است. باند باید مردی مرموز، مهآلود و دستنیافتنی باشد»
این استراتژی احتمالاً شانس الوردی را کم میکند و ستارگان شناختهشدهای مثل هنری کویل، تام هالند یا رابرت پتینسون را عملاً کنار میزند. به گزارش ورایتی، یکی از نامهای تازه برخاسته از این تستها، تام فرانسیس ۲۴ ساله، ستاره تئاتر و برنده جایزه معتبر اولیویه است. این یعنی باید خود را آماده کنیم تا بازیگر نهایی، فردی کاملاً غیرمنتظره با کمترین سابقه سینمایی باشد.
۴- شوخطبع و باهوش
ادگار رایت، کارگردان سرشناس، تئوری جالبی دارد؛ او معتقد است هر باند جدید باید در تضاد با لحن بازیگر قبلی باشد. او در پادکست Happy Sad Confused گفت: «باندهای جیمز باند باید مثل شکلات تلخ و شکلات شیری، یکی در میان عوض شوند.» پس از فضای جدی، واقعگرایانه و درونگرای فیلمهای دانیل کریگ، شاید حالا وقت آن رسیده که دوباره به اتمسفری شادابتر و پرانرژیتر برگردیم.
فیرستاین میگوید: «هر بازیگری که میآید با این چالش روبروست که چطور مهر خودش را پای این نقش بزند. کریگ یک باند بینقص برای دنیای پس از ۱۱ سپتامبر بود. او ترجیح داد وزن عاطفی و ابهت نقش را بالا ببرد تا شوخطبعیاش را، که برای آن دوران تصمیم درستی بود. اما حدس میزنم در نسخه بعدی، سازندگان بخواهند بخشی از آن جذابیت و طنازی کلاسیک را احیا کنند و مطمئنم استیون نایت هم این رگه را در فیلمنامه تزریق خواهد کرد.»
اما چه کسی این کاراکتر شوخ و پرجذبه را دارد؟ آرون تیلور-جانسون یک گزینه محبوب است که رگههایی از این طنز کنایهآمیز را در نقش یک آدمکش کوکنی در فیلم «قطار سریعالسیر» (۲۰۲۲) نشان داد. کالوم ترنر، یکی دیگر از سوژههای داغ بنگاههای شرطبندی، رگههای کمدی خود را در فیلم رمانتیک «ابدیت» (۲۰۲۵) ثابت کرده و از آن چهره سنگی و جذابی که فلمینگ در کتابهایش توصیف میکرد، برخوردار است.
۵- بیرحم و خشن
پشت این ظاهر شیک و آدابدان، یک بیرحمی مرگبار نهفته است؛ تعادل شکننده میان این دو خصلت متضاد، همیشه موتور محرک جذابیت جیمز باند بوده است. باند در دنیای کتاب یک استاد جودو است که برای ماموران میدانی کتابچه مبارزه تنبهتن مینویسد. هر چه فیلمها جلوتر رفتهاند و به سمت جلوههای ویژه سنگین اکشن کشیده شدهاند، این خشونت عریانتر شده است. وقتی دانیل کریگ با آن اندام تراشیده در «کازینو رویال» (۲۰۰۶) از آب بیرون آمد، استاندارد جدیدی از سرسختی فیزیکی را تعریف کرد که جانشین او ناچار است پا جای پای آن بگذارد.
دبی مکویلیامز، مدیر انتخاب بازیگر ۱۳ فیلم جیمز باند میگوید: «همه چیز در امضای کاری باند خلاصه میشود: مجوز کشتن. اگر تماشاگر باور نکند که او واقعاً میتواند آدم بکشد، بازی را باختهاید.»
با جادوی مربیان بدنسازی هالیوود، تقریباً هر بازیگری میتواند عضلانی و تنومند شود، اما کلید اصلی جیمز باند، آن خونسردی و بیتفاوتی محض در هنگام اعمال خشونت است. تیلور-جانسون در فیلمهای «تنت» (۲۰۲۰) و بعد از آن نقشهای خشنی را باورپذیر بازی کرده است. اما اگر دنی ویلنوو به دنبال بازیگری با مهارتهای رزمی واقعی باشد، ممکن است نگاهش به آرون پیر جلب شود. این بازیگر ۳۱ ساله تئاتر کلاسیک، در مسابقات جوجیتسو برزیلی شرکت کرده و فیزیک مهارنشدنی و به شدت موثر خود را در فیلم اکشن «ریجِ شورشی» به نمایش گذاشته است.
و اما سوال بزرگ: اصلاً چرا باند؟ انتخاب بازیگر تنها یک قطعه از پازل بزرگ بازگرداندن این جاسوس شیکپوش به پرده سینماست. با تغییر مدیریت در هر دو بخش مالی و هنری، این مجموعه بزرگترین گسست تاریخی از گذشته خود را تجربه میکند. برای بازآفرینی ۰۰۷ برای نسل جدید تماشاگران، به چیزی فراتر از یک چهره فتوژنیک نیاز است. شاید مهمتر از پیدا کردن خودِ جیمز باند، پیدا کردن جایگاه او در دوقطبیهای جهان امروز باشد.
فیرستاین میگوید: «قبل از هر چیز باید به یک سوال پاسخ داد: اصلاً چرا باند؟ یک جاسوس بریتانیایی در دنیای امروز چه نقشی دارد؟ یک مامور مخفی چطور در دنیای آنلاین کنونی کار میکند، جایی که حریم خصوصی معنایی ندارد و کوچکترین حرکت، ردپایی دیجیتال به جا میگذارد؟ جایگاه بریتانیا در این دنیای جدید کجاست؟ باید کار را از پاسخ به این سوالها شروع کرد تا فیلم با نبض امروز جهان هماهنگ شود.»
ارسال نظر