زنگ خطر سلامت روان؛ این ۶ عادت ساده اعصاب را نابود میکنند
الگوهای فکری و رفتاری رایجی مانند اجتناب، فاجعهسازی، خودگویی منفی و جلب رضایت دیگران میتوانند بدون آنکه متوجه شویم اضطراب روزمره ما را تشدید کنند.
به گزارش پارسینه، اضطراب احساسی کاملاً طبیعی است، اما در عین حال یکی از ناخوشایندترین تجربههای روانی برای اغلب انسانها به شمار میرود. بیشتر ما اگر حق انتخاب داشتیم، ترجیح میدادیم هرگز آن را تجربه نکنیم. با این حال، اضطراب بخشی از سازوکار طبیعی بدن و ذهن ماست؛ سازوکاری که در اصل برای محافظت از ما طراحی شده، اما گاهی از کنترل خارج میشود.
ناتاشا رینولدز، رواندرمانگر در تورنتو، اضطراب را به «هشدار دود» تشبیه میکند. او میگوید همانطور که دستگاه هشدار دود شما را از خطر واقعی آتشسوزی آگاه میکند و فرصت فرار ایمن میدهد، ممکن است گاهی هم به دلیل چیزی بیخطر مثل سوختن نان تست به صدا درآید. به بیان دیگر، این سیستم هشدار همیشه دقیق عمل نمیکند.
رینولدز توضیح میدهد: «بخشی از مغز ما که مسئول تشخیص تهدید است، ممکن است نسبت به چیزی واکنش نشان دهد که آن را خطر تلقی میکند، در حالی که در واقع تهدید واقعی برای ما نیست.» زمانی که این هشدار ذهنی به دفعات و در واکنش به موقعیتهای غیرخطرناک فعال میشود، نشانهای است که فرد به حمایت و ابزارهایی برای مدیریت این پاسخ استرسی نیاز دارد.
به گفته متخصصان، برخی الگوهای فکری و رفتاری رایج باعث میشوند این «هشدار اضطراب» بیش از حد لازم به صدا درآید. در ادامه، شش عادت مهم که میتوانند اضطراب را تشدید کنند، بررسی میشود.
تفکر سیاهوسفید
یکی از شایعترین الگوهای فکری ناسازگار، «تفکر سیاهوسفید» یا «همه یا هیچ» است. رینولدز میگوید در این نوع تفکر، فرد موقعیتها را تنها در دو قطب کاملاً خوب یا کاملاً بد میبیند و جایی برای طیف خاکستری قائل نیست.
برای مثال، اگر در یک ایمیل کاری اشتباهی مرتکب شوید، ممکن است فوراً به این نتیجه برسید که «من بیکفایت هستم» و طرف مقابل نیز همین تصور را دارد. در حالی که در واقعیت، اشتباه کردن بخشی طبیعی از انسان بودن است و احتمالاً گیرنده ایمیل یا متوجه آن خطا نشده یا اهمیتی به آن نداده است.
الگوهای فکری و رفتاری رایجی مانند اجتناب، فاجعهسازی، خودگویی منفی و جلب رضایت دیگران میتوانند بدون آنکه متوجه شویم اضطراب روزمره ما را تشدید کنند.
اضطراب احساسی طبیعی اما فرساینده است و به باور متخصصان، شناخت عادتهای ذهنی و رفتاری پنهان که به آن دامن میزنند، نخستین گام برای مدیریت مؤثرتر این حالت و بازگرداندن آرامش روانی است.
اضطراب احساسی کاملاً طبیعی است، اما در عین حال یکی از ناخوشایندترین تجربههای روانی برای اغلب انسانها به شمار میرود. بیشتر ما اگر حق انتخاب داشتیم، ترجیح میدادیم هرگز آن را تجربه نکنیم. با این حال، اضطراب بخشی از سازوکار طبیعی بدن و ذهن ماست؛ سازوکاری که در اصل برای محافظت از ما طراحی شده، اما گاهی از کنترل خارج میشود.
ناتاشا رینولدز، رواندرمانگر در تورنتو، اضطراب را به «هشدار دود» تشبیه میکند. او میگوید همانطور که دستگاه هشدار دود شما را از خطر واقعی آتشسوزی آگاه میکند و فرصت فرار ایمن میدهد، ممکن است گاهی هم به دلیل چیزی بیخطر مثل سوختن نان تست به صدا درآید. به بیان دیگر، این سیستم هشدار همیشه دقیق عمل نمیکند.
رینولدز توضیح میدهد: «بخشی از مغز ما که مسئول تشخیص تهدید است، ممکن است نسبت به چیزی واکنش نشان دهد که آن را خطر تلقی میکند، در حالی که در واقع تهدید واقعی برای ما نیست.» زمانی که این هشدار ذهنی به دفعات و در واکنش به موقعیتهای غیرخطرناک فعال میشود، نشانهای است که فرد به حمایت و ابزارهایی برای مدیریت این پاسخ استرسی نیاز دارد.
به گفته متخصصان، برخی الگوهای فکری و رفتاری رایج باعث میشوند این «هشدار اضطراب» بیش از حد لازم به صدا درآید. در ادامه، شش عادت مهم که میتوانند اضطراب را تشدید کنند، بررسی میشود.
تفکر سیاهوسفید
یکی از شایعترین الگوهای فکری ناسازگار، «تفکر سیاهوسفید» یا «همه یا هیچ» است. رینولدز میگوید در این نوع تفکر، فرد موقعیتها را تنها در دو قطب کاملاً خوب یا کاملاً بد میبیند و جایی برای طیف خاکستری قائل نیست.
برای مثال، اگر در یک ایمیل کاری اشتباهی مرتکب شوید، ممکن است فوراً به این نتیجه برسید که «من بیکفایت هستم» و طرف مقابل نیز همین تصور را دارد. در حالی که در واقعیت، اشتباه کردن بخشی طبیعی از انسان بودن است و احتمالاً گیرنده ایمیل یا متوجه آن خطا نشده یا اهمیتی به آن نداده است.
منبع: فرارو
ارسال نظر