گوناگون

شکاف عمیق میان ارزش دارایی و قدرت خرید؛ طبقه متوسط زیر فشار

شکاف عمیق میان ارزش دارایی و قدرت خرید؛ طبقه متوسط زیر فشار

دارایی‌های طبقه متوسط ایران در سال‌های اخیر چند برابر شده، اما توان نگهداری همان دارایی‌ها آب رفته است؛ خانه‌های میلیاردی، خودروهای میلیاردی و وسایل دیجیتال گران‌قیمتی که صاحبانشان دیگر توان تعمیرشان را ندارند.

به گزارش پارسینه به نقل از اقتصادنیوز، چند سال پیش اگر کسی صاحب یک آپارتمان ۸۰ متری در یکی از محله‌های معمولی تهران بود، کمتر کسی او را ثروتمند می‌دانست. همان خانه شاید دو یا سه میلیارد تومان ارزش داشت؛ رقمی که برای یک خانواده طبقه متوسط قابل تصور بود. امروز اما همان خانه می‌تواند بین ۹ تا ۱۲ میلیارد تومان قیمت داشته باشد.

برآوردهای مبتنی بر داده‌های بازار مسکن تهران نشان می‌دهد قیمت یک آپارتمان متوسط در پایتخت به محدوده‌ای رسیده که تا چند سال پیش تنها در محله‌های لوکس دیده می‌شد. با این حال صاحبان همین خانه‌ها برای رنگ کردن دیوارها، تعویض کابینت‌های فرسوده یا تعمیر موتورخانه ساختمان باید ماه‌ها دخل و خرجشان را زیر و رو کنند.

این همان پارادوکسی است که این روزها در زندگی طبقه متوسط ایران دیده می‌شود؛ ثروتی که روی کاغذ وجود دارد اما در زندگی روزمره قابل استفاده نیست.
خانواده‌ای که صاحب خانه‌ای ۱۰ میلیارد تومانی است، ممکن است برای پرداخت ۳۰ یا ۴۰ میلیون تومان هزینه بازسازی آشپزخانه دچار تردید شود. ساختمانی که ارزش آن هر ماه بالاتر می‌رود، گاهی سال‌ها بدون تعمیر باقی می‌ماند، نه به این دلیل که صاحبانش اهمیت نمی‌دهند، بلکه چون هزینه نگهداری آن از توان درآمدی‌شان خارج شده است.

در اقتصاد جهان برای این وضعیت تعابیری مانند «ثروت دارایی و فقر نقدینگی» به کار می‌رود؛ وضعیتی که در آن ارزش دارایی‌ها افزایش پیدا می‌کند اما درآمد خانوارها با همان سرعت رشد نمی‌کند. نتیجه آن است که افراد روی کاغذ ثروتمندتر می‌شوند اما در عمل احساس فقر بیشتری می‌کنند.

خانه‌هایی که گران‌تر شدند اما زندگی در آن‌ها سخت‌تر شد

مسکن شاید روشن‌ترین نمونه این وضعیت باشد. بازار مسکن تهران طی یک دهه گذشته رشدهای سنگینی را تجربه کرده است. بررسی روند قیمت‌ها نشان می‌دهد ارزش اسمی مسکن در تهران طی سال‌های اخیر چندین برابر شده و در بسیاری از مناطق از رشد تورم عمومی نیز جلو زده است.

 

اما پشت این افزایش قیمت، واقعیت دیگری جریان دارد. هزینه‌های نگهداری خانه نیز هم‌پای تورم جهش کرده است. تعویض یک پمپ آب ساختمان، تعمیر آسانسور، رنگ‌آمیزی یک واحد متوسط، بازسازی سرویس بهداشتی یا آشپزخانه، هر کدام به پروژه‌ای چند ده میلیون تومانی تبدیل شده‌اند.

کافی است خانواده‌ای تصمیم بگیرد آشپزخانه خانه‌ای را که ارزش آن بیش از ۱۰ میلیارد تومان است بازسازی کند. در بازار امروز، هزینه تعویض کابینت‌ها، شیرآلات، صفحه کابینت و بخشی از تاسیسات می‌تواند به چند ده میلیون تومان برسد. به همین دلیل بسیاری از خانواده‌ها ترجیح می‌دهند تعمیرات را به تعویق بیندازند؛ همان اتفاقی که باعث شده بخش مهمی از آپارتمان‌های طبقه متوسط تهران در ظاهر و امکانات، فرسوده‌تر از ارزش واقعی‌شان به نظر برسند. در واقع، دارایی رشد کرده اما کیفیت زندگی درون آن دارایی نه.

 

متوسط هزینه تعمیرات یک خانه متوسط در مرکز شهر تهران با ارزش حدودی 10 میلیارد تومان:

رنگ‌آمیزی کامل آپارتمان: ۱۵ تا ۲۰ میلیون تومان

تعویض موردی کابینت و شیرآلات: ۳۰ تا ۵۰ میلیون تومان

تعمیر کولر گازی یا سیستم گرمایش: ۱۰ تا ۱۵ میلیون تومان

 
 

تعویض پمپ آب خانگی: ۵ تا ۷ میلیون تومان

برای طبقه متوسط با درآمد ماهانه حدود ۳۰ تا ۵۰ میلیون تومان، حتی این هزینه‌های کوچک نیز چند ماه پس‌انداز می‌طلبد. در نتیجه، خانه‌های میلیاردی به «خانه‌های فرسوده» تبدیل شده‌اند، هرچند ارزششان روز به روز بالا می‌رود.

خودروهای میلیاردی که صاحبانشان از صدای موتور می‌ترسند

این تناقض در بازار خودرو حتی ملموس‌تر است.پژو ۲۰۶، تیبا، کوییک یا سمند زمانی خودروهای معمولی طبقه متوسط بودند. خودروهایی که با چند سال پس‌انداز یا یک وام قابل خریداری بودند. امروز اما بسیاری از همین خودروها به محدوده یک میلیارد تومان یا بیشتر رسیده‌اند.

صاحب یک خودروی میلیاردی در ظاهر دارایی قابل توجهی دارد، اما کافی است خودرو وارد تعمیرگاه شود. تعویض چهار حلقه لاستیک، تعمیر جلوبندی، سرویس اساسی موتور یا تعویض برخی قطعات مصرفی حالا هزینه‌هایی دارد که برای بسیاری از خانواده‌ها معادل چند هفته یا حتی چند ماه درآمد است.

به همین دلیل مکانیک‌ها و فعالان بازار خدمات خودرو از پدیده‌ای صحبت می‌کنند که تا چند سال پیش کمتر دیده می‌شد؛ رانندگانی که تعمیرات ضروری را به تعویق می‌اندازند. خودرو روشن می‌شود، پس فعلاً تعمیر نمی‌شود. صدایی از موتور می‌آید، اما تا زمانی که خودرو از حرکت نایستاده کسی سراغ تعمیر اساسی نمی‌رود.در ظاهر خودروها گران‌تر شده‌اند اما در عمل نگهداری آن‌ها دشوارتر شده است.

متوسط هزینه تعمیرات خودروهای محبوب طبقه متوسط: پژو ۲۰۶، کوییک و سمند

  • ارزش بازار خرداد ۱۴۰۵: ۱ تا ۱.۵ میلیارد تومان
  • تعویض لاستیک: ۵ تا ۱۰ میلیون تومان
  • سرویس کامل موتوری: ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومان
  • تعویض باتری یا قطعات جانبی: ۵ تا ۱۵ میلیون تومان

یک خانواده ممکن است خودرو میلیاردی داشته باشد، اما وقتی سرویس و تعمیر لازم می‌شود، پول کافی برای این کار ندارد و خودرو کم‌کم از چرخه استفاده خارج می‌شود.

گوشی‌های ۱۵ میلیونی که با یک ضربه به کالای لوکس تبدیل می‌شوند

این وضعیت فقط به دارایی‌های بزرگ محدود نیست.در بازار موبایل نیز می‌توان نشانه‌های مشابهی دید. یک گوشی میان‌رده که تا همین دو سال پیش با قیمت حدود ۱۰ تا ۱۵ میلیون تومان خریداری شده بود، امروز ممکن است چند برابر ارزش داشته باشد. اما اگر صفحه نمایش آن آسیب ببیند، هزینه تعمیر گاهی به اندازه نیمی از ارزش گوشی می‌شود.

درصد
 

تعمیرکاران موبایل می‌گویند بسیاری از مشتریان پس از شنیدن هزینه تعویض نمایشگر یا قطعات اصلی، تعمیر دستگاه را به زمان دیگری موکول می‌کنند. بعضی‌ها با صفحه شکسته ماه‌ها زندگی می‌کنند و برخی دیگر ترجیح می‌دهند به جای تعمیر، تلفن همراه جدیدی بخرند.

داستان لپ‌تاپ‌ها نیز مشابه است. لپ‌تاپی که زمانی ابزار کار یک دانشجو یا روزنامه‌نگار بود، امروز دارایی ارزشمندی محسوب می‌شود. اما خرابی مادربرد، باتری یا نمایشگر می‌تواند هزینه‌ای به همراه داشته باشد که تصمیم برای تعمیر را دشوار کند.

متوسط هزینه تعمیرات وسایل دیجیتال: از گوشی تا لپ‌تاپ

  • گوشی میان‌رده خریداری شده سال ۱۴۰3-1404: حدود 10 میلیون تومان
  • هزینه تعویض ال‌سی‌دی در ۱۴۰۵: ۵ تا ۷ میلیون تومان
  • لپ‌تاپ اقتصادی خریداری شده1403-1404: حدود 20 تا 30 میلیون تومان
  • هزینه تعمیر سخت‌افزار (مانند مادربورد یا باتری) در ۱۴۰۵: 15 تا 20 میلیون تومان

نتیجه این است که حتی اگر افراد پول نقد داشته باشند، هزینه تعمیر بعضی وسایل دیجیتال به اندازه نصف قیمت اولیه می‌شود و اغلب کاربران مجبور به تعویض کامل دستگاه هستند.

ثروتمندان فقیر؛ طبقه‌ای که روی کاغذ ثروتمند است

شاید بتوان گفت بزرگ‌ترین تغییر سال‌های اخیر، تغییر معنای «ثروتمند بودن» است.در گذشته ثروت با توان مصرف سنجیده می‌شد. کسی که خانه داشت، می‌توانست آن را بازسازی کند. کسی که خودرو داشت، می‌توانست آن را تعمیر یا تعویض کند. کسی که لوازم خانگی می‌خرید، توان نگهداری و جایگزینی آن‌ها را نیز داشت.امروز اما شکل تازه‌ای از ثروت در حال شکل‌گیری است؛ ثروتی که وجود دارد اما قابل استفاده نیست.

بخش مهمی از طبقه متوسط ایران اکنون در وضعیتی قرار گرفته که دارایی‌هایش رشد کرده اما درآمدش نه. ارزش خانه، خودرو و سایر دارایی‌ها افزایش یافته اما هزینه‌های جاری زندگی، تعمیرات، خدمات و نگهداری با سرعت بیشتری به درآمد خانوار نزدیک شده‌اند.در نتیجه، افراد در ترازنامه شخصی خود ثروتمندتر از گذشته‌اند اما در تجربه روزمره زندگی احساس رفاه کمتری دارند.

تجربه‌ای که فقط مختص ایران نیست

پدیده شکاف میان ارزش دارایی و توان مصرف البته فقط مختص ایران نیست. در بسیاری از کشورها پس از جهش قیمت مسکن، خانوارها با وضعیتی مشابه روبه‌رو شدند. در بحث‌های عمومی و گزارش‌های مربوط به بحران هزینه زندگی در کشورهای مختلف، بارها به این موضوع اشاره شده که رشد قیمت دارایی‌ها لزوماً به معنای افزایش رفاه نیست و حتی می‌تواند طبقه متوسط را از دسترسی به تعمیر، نگهداری و بهبود کیفیت زندگی محروم کند.

اما در ایران این پدیده به دلیل تورم مزمن، کاهش قدرت خرید و جهش همزمان قیمت کالاها و خدمات، شکل شدیدتری پیدا کرده است.

شاید مهم‌ترین تصویر از اقتصاد امروز ایران این باشد: خانواده‌ای را تصور کنید که در خانه‌ای ۱۰ میلیارد تومانی زندگی می‌کند، خودرویی یک میلیارد تومانی زیر پایش است و مجموع دارایی‌هایش چندین میلیارد تومان ارزش دارد؛ اما برای تعمیر کولر خانه، تعویض لاستیک خودرو یا خرید یک تلفن همراه جدید باید ماه‌ها حساب و کتاب کند.

این همان لحظه‌ای است که ثروت و رفاه از هم جدا می‌شوند.طبقه متوسط ایران فقیر نشده است؛ دست‌کم اگر معیار را ارزش دارایی‌ها بدانیم. اما در حال تجربه نوعی تازه از فقر است؛ »فقرِ توان نگهداری زندگی»

 

ارسال نظر

نمای روز

داغ

صفحه خبر - وب گردی

آخرین اخبار