گوناگون

ناکامی موشک در تهران؛ «دست غیب» مانع فاجعه شد

ناکامی موشک در تهران؛ «دست غیب» مانع فاجعه شد

یک روز پیش از آتش‌بس، منطقه‌ای در تهران هدف یک موشک‌ آمریکایی قرار گرفت که اگر سر جنگی‌اش عمل می‌کرد، نه‌ فقط یک فاجعه انسانی دیگر در پرونده سیاه دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو به ثبت می‌رسید، که جهان شاهد تخریب بخشی ارزشمند از میراث تاریخی ایران می‌شد.

به گزارش پارسینه به نقل از اطلاعات  هجدهم فروردین میدان اصلی امامزاده سیداسماعیل و تمامی گذرهای منتهی به این میدان تاریخی، مانند همیشه مملو از کسانی بود که به قصد زیارت امامزاده یا خرید و گشت و گذار در آن محدوده حضور داشتند؛ بی‌خبر از آن که قرار است موشکی آمریکایی به اشاره یک جنایتکار بر سرشان خراب شود اما «دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد» و آن موشک عمل نکرد؛ اگرچه در اثر اصابتش به محوطه بیرونی بازار سیداسماعیل، چهار باب مغازه فرو ریخت که منجر به شهادت مظلومانه یکی از کسبه شد.

اگر آن موشک تاماهاوک در منطقه امامزاده سیداسماعیل عمل می‌کرد، جدا از به خاک و خون کشیده شدن بسیاری از مردم بی‌گناه، بخش قابل‌توجهی از بازار مسقف تهران و مهم‌تر از همه بنای امامزاده سیداسماعیل و مدرسه و حوزه علمیه «فیلسوف الدوله» نیز دچار تخریب یا آسیب شدید می‌شد. این محوطه تاریخی که در خیابان مصطفی خمینی، بین چهارراه سیروس و چهارراه مولوی قرار دارد به غیر از بنای امامزاده که معماری امروزی آن به زمان «محمدشاه قاجار» می‌رسد، شامل میدان اصلی، آب‌انبار، مدرسه علمیه فیلسوف الدوله و بازار سیداسماعیل است.
نقطه عطف بازار

نصرالله حدادی، تهران‌شناس، امامزاده سیداسماعیل را نقطه‌عطفی در شکل‌گیری بازار تهران می‌داند و می‌گوید: «امامزاده سیداسماعیل از همان ابتدا آب‌انبار وسیعی داشته که کف آن را با لایه‌ای از سرب پوشانده بودند و آب بسیار خنکی را در خود حفظ می‌کرد. مردم برای تکریم امامزاده و نوشیدن آب خنک و گوارا به این مکان مراجعه می‌کردند و این گونه بود که بازار سیداسماعیل شکل گرفت و بعدها به بازار چاقوسازها منتهی شد و در ادامه به بازار علاف‌ها و علوفه‌فروش‌ها و نعلبندها رسید.»

بنای آجری و کاشی‌کاری‌شده مدرسه فیلسوف‌الدوله که چسبیده به دیوار صحن امامزاده است نیز یکی از آثار تاریخی این منطقه به شمار می‌رود؛ تا جایی که در فهرست قدیمی‌ترین‌ مدارس تهران جا دارد.
این مدرسه نزدیک به ۱۲۵ سال پیش، به خواسته «میرزا کاظم رشتی ملک‌الاطباء»ملقب به فیلسوف‌الدوله از اطبای سنتی دوره قاجار ساخته و بعدها با قبول تولیت آن توسط «آیت‌الله عبدالکریم حق‌شناس»، از عارفان و استادان اخلاق، به نام حوزه علمیه آیت‌الله حق‌شناس معروف شد که تا امروز هم تمامی اهالی و کاسبان و مغازه‌داران قدیمی این محله با ارادت خاصی از شخصیت ایشان یاد می‌کنند.

از دیگر آثار تاریخی این منطقه، آب‌انبار معروف به «آب انبار سیداسماعیل» است که توسط«میرزا موسی بیگلربیگی» در دوران قاجار بنا شد. این آب‌انبار در زمان آبادانی بیش از هزار مترمربع مساحت داشته و مخزن بسیار بزرگ آن از نمونه‌های جالب‌توجه آب‌انبارسازی‌ و در نوع خود منحصر به‌فرد است. به غیر از وجود این آثار که هر کدام به ثبت ملی رسیده‌اند، کوچه‌ها و گذرهای منتهی به میدان سیداسماعیل که از درون بازار و خیابان مصطفی خمینی به آن راه دارند با حضور دکان‌هایی که صاحبانشان از کسبه قدیمی تهران هستند به شکل دیگری این منطقه را جذاب و دیدنی کرده‌اند.
اهالی بنام محله

این روزها که با وجود بسته بودن چند مغازه تخریب‌شده از جنگ و نصب اعلامیه بزرگ بر کرکره یکی از آن مغازه‌ها برای عرض تسلیت شهادت مظلومانه «مهدی فیلا»، از کسبه معتمد بازار سیداسماعیل، غمی نهفته در چهره دکانداران و رهگذران حس می‌شود، اگر سری به کوچه‌ای که در اصلی امامزاده در آن قرار دارد بزنیم، می‌توانیم به سراغ دکانی برویم که با همه مغازه‌های دست‌دوم‌فروشی و تعمیراتی‌های سماور و قفل و... فرق دارد؛ دکانی که مردی معروف به «حاج زین‌العابدین گلابگیر» بیش از صد سال پیش در آن، عطر گل‌محمدی و نعناع و بهارنارنج را در تمامی فصل‌های سال به این کوچه تاریخی به ارمغان می‌داد.

گلاب نابی که با همت و همراهی اعضای خانواده حاج زین‌العابدین در خانه تهیه می‌شد، از طریق این دکان به دست خریداران و از جمله مشتریان معروفی چون «اکبر مشدی»، بستنی‌فروش مشهور خیابان ری و «مهدی ریش» در محله شمیران می‌رسید.
«حاج عباس»، از نوادگان حاج زین‌العابدین، میراث‌دار امروز این دکان پر از عطر که با همراهی فرزندش کار نیاکان خود را ادامه می‌دهد تعریف می‌کند: «آن زمان‌ها در اطراف تهران، گل‌های لازم برای عرق‌گیری وجود داشت. برای مثال نعناع را از اطراف شاه‌عبدالعظیم و بیدمشک را از ورامین و کرج و لواسان تهیه می‌کردیم، حتی منطقه گلاب‌دره در شمیران نیز معروف به این نام شده و کوچه گلاب‌گیری در خیابان سیروس، نمونه‌ای از وجود گلاب‌گیران سنتی در خانه‌هاست.»

با گذر از کوچه امامزاده و ورود به دالان بازار سیداسماعیل، چند قدم جلوتر تا چند سال قبل، صدای ضربات چکش استاد هنرمندی بر روی ظروف مسی توجه همه رهگذران را به خود جلب می‌کرد؛ صدایی از سرای معروف به «حاج هادی» و ماندگاری نام استاد «شکرالله شهبازی» و شاگردش «عین‌الله خیری» که دیگر خبری از آنان نیست و تنها شاهد مغازه‌ای هستیم که کارگران با بیل و کلنگ برای بازسازی به جانش افتاده‌اند. تا چند سال پیش در گوشه‌ای از این سرا چندین مغازه مسگری وجود داشت که وجود دیگ‌های بزرگ مسی جلوی در آن‌ها باعث حیرت همه می‌شد.

اما در میان فریاد کارگران اگر کمی گوش را تیز کنیم صدای ضربات آرامی را می‌شنویم که خبر از هنر دست استادکاری می‌دهد که هنوز امیدوار در گوشه‌ای از این سرا دلش را خوش کرده به برق انداختن و صاف کردن دیگ‌های آشپزخانه امامزاده. استاد «محمد بشارتی» در میان آن‌همه آجر و خاک و اجناس انباری، بیرون مغازه‌اش مشغول برق انداختن در یکی از دیگ‌هاست.

او که بیش از ۵۰ سال است به این حرفه مشغول شده، اول از همه از کسادی بازار می‌گوید و گران بودن ورق مس، و بعد با تأسف یادی می‌کند از روزگاری که راسته‌ای از بازار تهران در دست مسگرها بود و امروز تنها چند مغازه کوچک از جمله در کوچه معروف به«سرپولک» فعال هستند؛ کوچه‌ای که یکی دیگر از ورودی‌های صحن امامزاده به آن وصل می‌شود و آن هم برای خودش تاریخی دارد، چرا که خانه پدری «آیت الله بهبهانی» از رهبران مشروطه و مسجد معروف آن، قدیمی‌ترین مغازه‌های تنورسازی تهران و چندین آثار تاریخی دیگر را در خود جا داده است.

شاید ۵۰ سال بعد یا بیشتر، رهگذران به وقت عبور از این کوچه و گذر و دالان‌های محله، یادی کنند از کاسبانی که بعد از حمله هوایی روز ۱۸ فروردین دچار بهت شده بودند، اما بدون آن‌که مغازه و دکانشان را ترک کنند پا به پای نیروهای امدادی به یاری کسانی رفتند که زیر آوار مانده بودند یا مغازه‌شان تخریب شده بود. خدا نخواست که این بخش از تاریخ تهران زیر خاک برود و شاید همین محله بتواند نمادی شود از آنچه دشمن می‌خواست بر سر ما بیاورد و نتوانست.





 

ارسال نظر

نمای روز

داغ

صفحه خبر - وب گردی

آخرین اخبار