رحیم پورازغدی: رضاخان، ایرانی‌الاصل نبود
پارسینه: حسن رحیم پور ازغدی در مصاحبه‌ای به سوالاتی درمورد حکومت رضاشاه پرداخت.
۰۳ اسفند ۱۳۹۹ - ۱۸:۴۶
حسن رحیم پور ازغدی در مصاحبه‌ای به سوالاتی درمورد حکومت رضاشاه پرداخت.

متن گفتگو به شرح ذیل است:

سوال) بالاخره لندن در جهت ایدئولوژی سازی ایران باستانی، آیا توانست اصل و نسب اصیل آریایی برای رضاخان دست و پا کند؟

می‌خواستند او را به ساسانی و هخامنشی بچسبانند. ایران باستان، پیشکش، حتی به ایران زمان کودتا هم وفا نکرد. یعنی در آن زمان، رضاخان اصلا ایرانی عادی هم بحساب نمی‌آمد. چون والدینش اهل قفقاز و گرجستان بودند که از مدت‌ها قبل دیگر ربطی به ایران نداشتند.

بعلاوه در شناسنامه و زندگی خانوادگی پالانی ابهامات بسیاری وجود دارد بحدی که واقعا ریشه خانوادگیش چندان معلوم نیست، بجز اطلاعاتی جسته گریخته مثل اینکه اولا خانوادگی از دو نسل قبل، تقریبا همه دررده‌های پایین قزاقخانه تحت امر روس‌ها بوده اند.

پدر بزرگی بنام مرادعلی داشته که خودش و همه هفت، هشت پسرش، چراغعلی و عباسعلی یا عباسقلی (که پدر رضاخان بوده) و ...، همه خانوادگی در خدمت قزاقخانه قاجار بوده اند.

ثانیا خودش از کودکی، تحت فشار اختلافات شدید فامیلی و خانوادگی بوده و بی ریشگی چنان عذابش داده که در خاطرات شیخ الملک اورنگ میگوید رضاخان بار‌ها میگفت من هرگز چیزی به نام محبت پدر و مادر وخانواده و فامیل در همه عمرم ندیدم.

بی پدری و اذیت فامیلی و طرد و عقده و احساس کمبود در کودکی و سپس توهین و تحقیر و امر و نهی افسران خشن روسی از نوجوانی، این آدم با این‌ها بزرگ شده و همین بی عاطفگی‌ها بعد خودرا در بیرحمی و خشونت او علیه مردم ایران بروز داده است.

مثلا روزی صحبت از تخریب قبرستان حسن آباد میشود و میشنود که میگویند مادر اعلیحضرت آنجا دفن است و نباید خراب شود. رضاخان با عصبانیت گفته بود قبرش را خراب کنید، من کاری به قبر او ندارم.

در مورد پدرش هم ابهامات زیادی است بخصوص که شباهت اسمی و ریشه‌ای بین پدر اول و پدر دومش بود. یعنی مادر رضاخان در ازدواج مجددش هم با یکی دیگر از مهاجرین قفقاز ازدواج کرد که نام دقیق او هم معلوم نیست، اما ظاهراً به او هم داداش بیک می‌گفتند و این تشابه اسمی بین شوهر اول و دوم ایشان مشکلاتی در تاریخنگاری ایجاد کرده است.

سوال) پس اصالتا مازندرانی هم نبودند و در واقع، پدر و مادر رضاخان، هر دو عملا غیر ایرانی محسوب میشوند؟

طبق این اسناد، بله، اهل قفقاز و گرجستان بودند و به ایران مهاجرت کرده بودند، ولی به لحاظ جغرافیای سیاسی منطقه و تقسیمات کشوری، نسب پهلوی از طرف پدر و مادر، ایرانی محسوب نمی‌شد.

در اسناد لانه جاسوسی هم در مورد پدر و مادر او و شوهر دوم مادرش و اینکه این خانواده دسته جمعی برای معاش خود، در قزاقخانه و زیردست روس‌ها بزرگ شده اند اظهاراتی شده است.

پدرش از داداش بیگی‌های قفقاز بود که حتی نام دقیقش معلوم نیست. بعضی عباسقلی گفته اند. مشهور بود که شعر ایرج میرزا هم در تعریض به رضاشاه، ناظر به او بوده است:

داشت عباسقلی خان پسری

پسر بی ادب و بی هنری

هرچه می‌دادند می‌گفت کم است

مادرش مات که این چه شکم است؟

ذکری از برادر وخواهران تنی و ناتنی او هم بنام دودورخانم و نبات خانم و. آمده است.

مشکلات خانوادگیش چه بود؟

خیلی درهم و برهم بودند. از پدر بزرگ رضاخان که زنان متعددی داشته و از جمله خانمی قفقازی را صیغه کرده که هفتمین پسرش، همان عباسقلیخان یعنی پدر رضاخان شده است. سپس نوبت به پدر رضاخان رسیده که او هم زنان زیادی داشت و تضاد‌های فامیلی شدیدی میان اولاد این‌ها بوده که به عقده هاو اختلافات و درگیری و انکار نسب و امثال این‌ها انجامیده است.

از میان ازدواج‌های پنهان و ارتباطات غیررسمی متعددی که پدر رضاخان داشته، مادر او نفر چندم بوده است؟

نشمردم، ولی در اسناد لانه جاسوسی امریکا از جمله سندی در مورد خانواده رضاخان به واشنگتن گزارش می‌دهد که پدر رضاخان دست کم با پنج زن بوده و از آن‌ها سی و سه فرزند داشته و این حداقل آمار زنانی است که پدر رضاخان داشته است.

خود رضاخان هم که گفتید به‌نوبه خود، علاوه بر پنج زن علنی، با زنان متعددی ارتباط داشته است. بعد هم محمدرضا که علاوه بر سه ازدواج علنیش با ده‌ها زن رابطه داشت. خاطرات علم هم نمونه‌های جالبی ذکر کرده است. نسل به نسل، ظاهرا خیلی زنان را دوست داشته اند.

اما پدر رضاخان و مادر ایشان که اهل گرجستان بود، چگونه قفقازی و گرجی در ایران بهم رسیده اند؟

این مناطق، دیگر ربطی به ایران نداشتند، اما رفت و آمد‌ها برقرار بود.

پدر رضاخان، سابقه دلالی زنان زیبای گرجی هم داشت. در مواردی دلالی زن برای حرمسرای ناصرالدین شاه کرده و از جمله یک دختر گرجی را به دربار قاجار هدیه کرده و سکه جایزه گرفته است. در خاطرات سلیمان بهبودی آمده که برای همین دختر گرجی در حرمسرای شاه، اتفاقاتی می‌افتد که باعث میشود کتک مفصلی هم از دربار بخورد، چون باعث افتضاحاتی در حرمسرای شاه شد.

خود رضاخان، مثلا وقتی درجه سرگردی از افسران روس قزاق گرفته بود در همدان و کرمانشاه و کردستان، المامور معذور بوده و در همین سال‌ها در مناطق مختلف با زنان متعددی ارتباط داشت و بجز فرزندان شناخته شده و مشهورش کسانی پیدا شدند که به‌تدریج، قبل و پس از انقلاب، ادعای فرزندی رضاخان را کردند مثلا یکی از موارد قبل از انقلاب، جوانی ۳۵ ساله کاملاً شبیه رضاخان بود که دهانش را بستند و با تهدید و پول و یک مسکن در کرج و حقوق ماهیانه به او حق السکوت دادند. یکی از نمونه‌های پس از انقلاب هم خانمی به نام صدیقه بود که ادعا کرد دختر رضا خان است و نامه برای امام خمینی نوشت و مدارکی در جهت اثبات این نسبت هم ارائه کرد.

موارد متعددی بجز چهار، پنج ازدواج علنی رضاخان، از زنان دیگری، فرزندان دیگری گمنام داشته است. راست و دروغ، حدود ۵۶ نفر قبل و پس از انقلاب به تدریج پیدا شدند و ادعاکردند که فرزند رضاخان بودند و مدارکی ارائه می‌دادند البته مواردی هم قابل اثبات نبود، اما اجمالا معلوم بوده که رضاخان در آن سال‌ها بیکار نبوده است.
نظرات
مش قلم
خجالت بکشید واقعا حقارت و بی ریشگی و بی اخلاقی در این گفتار موج میزنه ، آدم شرمنده میشه از این همه زشتی
سبحان شاهمرادی اصولگرا
آنچه
که مهم تر ایرانی الاصل نبودن رضا ماکسیم است!
این است که
این پادشاه خودخوانده
سفاک و مزدور اجانب بوده است
و
با کودتای انگلیسی بر سر کار آمد و با
یک حرکت نظامی انگلیس هم از کشور اخراج شد
و
مردم ایران هم از اخراج شدن رضا ماکسیم
خوشحالی کردند!!
بابک
من تعجب میکنم در ایران هنوز رن،وفرزندان،رضاخان زنده اند،ولی هیچ اطلاع دقیقی تا به حال از بیوگرافی،واصل ونسب وی وجود ندارد،،چطور شما برای کوروش کبیرتان که ۲۵۰۰ سال پیش مرده،اصل نسب درست کرده اید،وحتی از طرز راه رفتنش وغذا خوردنش هم اطلاع دارید؟ معلوم میشود در ایران تاریخ کلا مصلحتی ودروغسازی میباشد،
ناشناس
اتفاقا نصف مسولین ما عراقی هستند
ناشناس
اینها را به آقای صادق زیبا کلام بگویید که فدایی رضا شاه است و برایش دو جلد کتاب نوشته و در سیمای ملی با آقای معتضد که مورخی صاحب نام است در دفاع از رضا شاه کل کل میکرد و این روزها هم در یکی از شبکه های ماهواره ای هر شب مصاحبه لایو برگزار و برای رضا شاه نوشابه باز می کند و در ایران هم راست راست میگردد و عنوان استادی دانشگاه را هم یدک می کشد.
ناشناس
معتضد وزیبا کلام مورخین صاحب نام هستند !!! جناب مورخی که حتی نمیداند ویا نمیخواهد بداند،که پدر رضا خان دقیقا کیست،بدرد ایران نمیخورد،،، اگر ایرادی به گفته جناب رحیم پور ازغدی،دارند با دلیل ومدرک جواب بدهند،نه اینکه تاریخ را ماستمالی کنند، وخود را مورخ محسوب کنند. منتظر جواب مورخین کذایی(زیباکلام ومعتضد) هستم.
ناشناس
رضا شاه که در سیرخوارگی پدر خود را از دست داده و در خانه ناپدری زندگی و بعد از فوت مادر در خانه یکی از بستگان به عنوان خانه شاگرد زندگی میکرد در 14 سالگی برای رهایی از فقر و گرسنگی به سپاه قزاق پیوسته و با اینکه از مال دنیا پشیزی نداشت روزی که بنا به تصمیم دولت بریتانیا از سلطنت خلع و به جزیره موریس در افریقا تبعید گردید به جز وجوه نقد و حساب های بانکی مقدار 8000 هکتار از اراضی مرغوب شمال کشور و اصفهان و ییلاقات اطراف تهران را به زور متصرف و به نام خودش سند زده بود و در زمینه خارجی هم در سال 1316 بنا به سیاست و طراحی و فشار دولت انگلستان میزبان سه کشور ترکیه افغانستان و عراق در کاخ سعداباد تهران گردید و برابر مفاد این گردهمایی و مذاکرات که بعدها به پیمان سعداباد معروف گردید شهر قطور در سلسله جبال آرارات از خاک ایران منفک و به ترکیه منضم گردیده و 3000 کیلومتر مربع از دشت ناامید که سرچشمه رودخانه هیرمند بود از قلمرو سرزمینی ایران جدا و به افغانستان هدیه گردید و تعدادی چاه نفت در نوار مرزی غرب ایران به همراه آبراه اروند رود و پرداخت عوارض کشتیرانی به عراق واگذار شد و خواسته یا ناخواسته مجری سیاست های بریتانیا در ایران و منطقه گردید و با اشغال ایران توسط قوای روس و انگلیس این شاه به ظاهر قدر قدرت با یک اشاره دولت بریتانیا و بدون کوچکترین مقاومتی از سلطنت خلع و به افریقا تبعید گردید.
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جنابعالی نا شناس عزیز، ضمن تشکر از جنابعالی ، فقط می خواهم عرض کنم که خوب مال خودشان بود ، خودشان آورده بودند ، خودشان هم دوست داشتند ببرندش ، حالا بهر صورتی که باشد ، مثلاََ تبعید به جزیره ی موریس ، آیا این ایرادی دارد؟مگر الآن جنابعالی پاشنه ی کفشتان را بخوابانید یا نخوابانده ، کفشتان را بپوشید ، کسی از جناب شما ایرادأ می گیرد؟ مسلماََ نه ، چرا ؟ چون کفش خودتان است دلتان میخواهد آنگونه بپوشید ، ایرادی دارد؟ بلی این در اسلام است که میفرماید انسانها حتی خودشان هم مالک خودشان نیستند ، بلکه مالک خودشان هم خدای تعالی است ، وکسی حق ندارد خود کشی کند یا مال خودش را بدست خود هدر کند. اما در انگلستان که این حرفها نیست . با پوزش و عرض ارادت و ادب ، محمد مهدی اسلامی .
سیاوش
پس خدا پدرش بیامرزه که با اینکه خارجی بود ولی تعصب داشت و خدمت کرد
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جنابعالی آقا سیاوش عزیز این ضرب المثل را شنیده اید که میگویند ، سرم را میشکند و دامنم را پر از گردو می کند ؟ خدمت آقا رضاخان چنین بود، خودش را(که نوکر انگلستان بود،) فرمانروای ملتش کرده بودند ، نوکر حلقه بگوش انگلستان بود و خوار وذلیل آنان ، ملت را هم ذلیل خود و آنان کرده بود . لذا قرآن کریم می فرماید «لن یجعل الله للکافرین علی المسلمین سبیلاََ» خدای تعالی اجازه نداده است که مسلمانان کفار را برخود مسلط کنند . قربان شما بشوم ملت بزرگوار ایران مسلمانند و پیروان قر آن . پس شکم و زیر شکم و رفاه و آسایش را بهر قیمتی نمی پذیرد . رفاه و آسایش بدون نوکری و زیر سلطه ی اجانب بودن . ان شاءالله موفق ومؤید باشید . با عرض ادب ، محمد مهدی اسلامی
عباس جليلي
من از رضا خان خوشم نميايد ولي از آنها كه ادعاي مسلماني ميكنند نيز انتظار دارم در قضاوت در مورد آنهايي كه زير خروارها خاك آرميده اند و قريب به صد سال قبل ميزيسته اند يك مقدار احتياط كنند
آنجايي كه ميگويد پدر رضا خان دلال زنهاي زيباي گرجي بوده است
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جنابعالی ، عرض می کنم ، یکی از دوستان ، در موارد بسیاری مینویسند ، تاریخ قضاوت خواهد کرد ، حالا بنده عرض می کنم که خوب امروز تاریخ در مورد رضاخان و وقایع اتفاقیه ی زمان او دارد قضاوت میکند ، اکنون نظر مبارک آن عزیز در مورد این قضاوت تاریخی چیست ؟ چون ایشان می فرمایند تاریخ و فرزندانمان در آینده قضاوت خواهند کرد ، خوب الآن همان آینده ی آن سالهای دوره ی رضاخان است ، آیا این قضاوتهارا قبول دارند ؟ یا نه؟ چرا؟ ضمناََ مطلبی را هم بنده در صفحه ی « واکنش علی مطهری به ماجرای بهنام محجوبی » برای عموم خوانندگان عزیز نوشته ام ،در واقع ضمن تشکر از کاربر محترمی است که به برخی از نوشته های بنده ایراد گرفته بودند ، توضیحاتی داده ام ، دوست دارم عزیزانی هم که علاقه به نقد کردن دارند در صورتی که فرصتی داشته باشند ، آن را مطالعه فرموده و اگر چیزی در خور نقد به نظر مبارکشان می رسد بیان کنند که برای بنده مفید خواهد بود . از این عزیزان جناب آقای جلیلی و جناب مش قلم و سر کار خانم صفوی انتظار بیشتری دارم این لطفشان را شامل حال بنده بفرمایند ، قبلاََ از همه ی عزیزان تشکر می کنم . با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
ناشناس
نکته اول : جناب ازغدی شما لباس سپاه گیر آوردید یا هنوز پیدا نکردید !!!
نکته دوم :مشکل امروز ایران ما ، رضاخان نیست ، رضاخان ایرانی الاصل نبود و چهار متر راه آهن کشید ولی ۴۲ سال از انقلاب ما علیه فقر و تبعیض و بی عدالتی و اختلاس ... گذشته ولی هنوز بچه های سیستان آب ندارند ، هنوز بچه های خوزستان در فاضلاب زندگی می کنند ، استان بوشهر راه آهن ندارد ، هنوز در هرمزگان بچه ها خانه کپری دارند ، بچه های کردستان کوله بری می کنند . تاریخ و گذشته برای درس گرفتن و پندآموختن است .
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جنابعالی نا شناس عزیز ، رضا خان جزئی از تاریخ کشور ما است ، همانطوری که خاطر شریتان مستحضر است، خواندن و دانستن تاریخ مهم است . و جود مشکلات دلیل بر آن نمیشود که آموزش و آموختن تاریخ یا سایر دروس تعطیل شود ، همچنان که کسی نخواهد گفت امروز مشکلا ت ما جبر و مثلثات و زیست شناسی و ادبیات فارسی و ...نیست، در مورد تاریخ نیز مطلب از همین قرار است .پس بخاطر وجود مشکلات ، هیچ علمی را تعطیل نمی کنند ، چون که علوم با سوار شدن بر مرکب عقل راه حل مشکلات را طی می کنند .و هیچ گروهی از متخصصین نیز تعلیم علم وفن تخصصی خود را تعطیل نمی کنند .علاوه بر این که دانستن تاریخ مانع حل هیچ مشکلی نیست . دانستن تاریخ مانع تلاش در بر طرف کردن فقر و رفع تبعیضات و استقرار عدالت و جلو گیری کردن از اختلاس نیست و خود جنابعالی نیز اذعان فرموده اید که تاریخ برای درس گرفتن و . پند آموختن است ، خوب درس گرفتن و پند آموختن هم برای آن است که در حال بکار بروند (گذشته چراغ راه آینده است)، پس چرااین درس و پند گیری را تعطیل کنیم ؟آیا تعطیل کردن دروس و پند ها ، سبب می شود که زندگی در فاضلابها نباشد و کپرنشنان زندگیشان بهبود یابد و کوله بری از بین برود؟ با عرض پوزش چون انسانی شریف و اهل دقت و توجه هستید و اینها همه از بیانات حضرتعالی مستفاد می شود ، ارادتمندانه مطالبی را به خدمت با سعادتتان عرضه داشتم که البته فقط از باب یاد آوری است وگرنه بزرگواری مانند جنابعالی خود اگر بهتر از بنده به امور واقف نباشید که هستید ، حد اقل کمتر از بنده نیز وقوف ندارید . ان شاءالله موفق و شاد کام و سربلند باشید . با عرض ادب ، محمد مهدی اسلامی .
سروش
کینه توزی خیلی بد هست. شما تاریخ از انقلاب مشروطه تا رضاشاه رو بخونید همون تحصیلکرده های مشروطه طلب نماینده مجلس و وزیر و نخست وزیر همشون در حال زیراب زدن و لج کردن و حسودی به هم بودند در حالی که روسیه تا قزوین اومده بود مثل بچه ها داشتند به هم فحش میدادند زیراب میزدند که کی بره اروپا با پول مردم که چیزی ازش نمونده بود عشق و حال بکنه !! این درحالی بود که کشور ارتش نداشت و باید برای دفاع به چند هزار بختیاری اتکا میکرد که اصلا نه توپ داشتند نه آموزش داشتند و خودشون هرجا میجنگیدند مردم اونجا رو هم غارت میکردند! خاک برسر هرچی بیسواد هست!!
شیرین صفوی
بعد تو کجایی هستی !!!!!! یعنی رو که نیست !!!!!!! اکر روس بود که باید خوش بحال شما باشه !!!!!
ناشناس
واجب شد بریم اصل و نسب خود ازغدی رو پیدا کنیم
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جنابعالی پیدا کردن اصل و نسب آقای ازغدی چه دردی را از ما دوا می کند ، ایشان سخنانی را بیان کرده است ، که اگر درست و بر حق است هر انسان عاقلی آن ها قبول میکند و اگر باطل و نا درست است با دلیل و برهان رد میکند تا موجب گمراهی افراد نا وارد نشود . لذا اگر صلاح میدانید ،دلیل پیدا کردن اصل و نسب ایشان را و علت وجوب کشف اصل و نسب ایشان ومهم بودن و کارآئیش را بیان بفرمائیدتا راهگشاوکلید حل مشکلاتی باشد که وابسته به این عمل است ، دراین صورت لطف بزر گی در حق افرادی مانند این بنده ی حقیر کرده اید ، خداوند موفق و مؤیدتان کند ، با تشکر و عرض ادب ، محمد مهدی اسلامی .
علی
مورخ و خطیب و متفکر ما که امثال آقای رحیم پور باشد با این تحلیل های آبکی و بی پایه ، باید به حال این مملکت گریست
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جنابعالی، وپوزش از جنابعالی ، بنظر این بنده کوچک خدا این که بگوئیم « اگر مؤرخ وخطیب و متفکر ما ، امثال این یا آن باشند ، با این تحلیل های آبکی و بی پایه ، باید ، به حال این مملکت گریست » ، عزیزم ، مشکلی حل نمی شود و همچنا ن که با گریستن به حال این ممکت نیز دردی بهبود نمی یابد ، فکر نمی کنید بهتر باشد بجای اینگونه فرمایش کردن و گریستن به حال مملکت ، خود جنابعالی که استاد و اهل فن در این رشته هستید ، با بیان مطالب متین و درست ، در عمل نشان دهید که تأریخ و خطابه و تفکر چیست ؟ و تحلیل های غیر آبکی وبا پایه کدام و چگونه است؟ و در ضمن معایب سخنان ایشان را نیز بطور مستدل بیان و برطرف بفرمائید ؟تا برای بنده وافرادی مانند بنده که مشتاق در یافت مسائل مربوط به این امور هستیم بدرستی بهره مند شویم ؟ چون احتمالاََ خودتان استاد این فنون هستید و بخوبی عیوب و اشکالات را تشخیص میدهید ، و گرنه چون انسانی خردمند هستید در امری که چیزی ندانید ، ورود نکرده و سخنی نمیفرمائید . اگر این بزرگواری بفرمائید ، بسیار ممنون و سپاسگزارتان خواهیم شد ، وخود آقای رحیم پور هم ممکن است بهره بگیرد یا دیگران به اوبفهمانند که آقا تأریخ و خطابه و تفکر باید چنین باشد که جناب علی آقا ایده الله تعالی در مقام بیان و عمل آموزش میدهند. با تشکر و عرض ادب ، محمد مهدی اسلامی .
سروش
13:28 چهارمتر راه آهن نه راه آهن سراسری که شخصا بهش نظارت میکرد و نه اختلاصی توش شد نه تنبلی نه قرض از خارجه شد (در صورتیکه قاجاریه برای سفرهای اروپا از روس و انگلیس به حساب مردم قرض میکردند و استقلال کشور رو فدای عشقبازی با زنهای موطلایی کردند....ناصرالدین 3 سفر مظفرالدین 3 سفر از سفره مردم شپشوی بدبخت) ...تونلها با کلنگ کنده شدند کارگرها همه حقوق گرفتند و مهمتر از همه در کشوری که 5 سال قبلش نمیشد از تهران تا اصفهان بدون باج دادن رفت رآه آهن از جنوب تا شمال امنیتش رو برقرار کرد
سروش
14:02 حاج ابوتراب حرفهای دوریالی نزن چون مثل خودت میاد همینطور راجع به خودت حرف میزنه بعد نمیتونی جوابشو بدی .. انگلیسها بدنبال ثبات ایران بودند بخاطر نفت وبخاطر هندوستان و بخاطر اینکه توان نگهداری اینهمه گرسنه رو نداشتند ..هندوستان آنقدر بزرگ بود که نیاز نداشتند زمین بیشتری داشته باشند که تازه پر از کور و کچل هست همه گرسنه آویزون هستند فقط باید خرج بدی !! برای همین انگلیس میخواست کشور ثبات داشته باشه ...شما سواد تاریخی نداری از انقلاب مشروطه تا 1299 اینهمه تحطیلکرده داشتیم همه بفکر جیب و عیاشی خود بودند .یه ارتش درست نکردند هروقت درگیری میشد باید وزارت رو میدادند دست صمصام یا سردار اسعد که تفنگچی بیاره بعد هم اون تفنگچیها پس از جنگ مردم عادی رو بیشتر غارت میکردند .. .....رضاشاه سواد نداشت ولی مردانگی داشت ارتش منظم درست کرد ادارات درست کرد آموزش پرورش و دانشگاه ...راه آهن و نیروی هوایی ..دو تا کارخانه هواپیماسازی کارخانه ذوب آهن .کارخانه کنسرو کارخانجات پارچه.. مجال بهش ندادند..آدم مستقلی هم بود منتها توی کشوری که از دست رفته وقتی شروع میکنی باید با یکی از فاتحین شروع بکنی این معنیش نوکری نیست!!! اگر رضاشاه نبود الان پای یه دیوار کاهگلی توی آفتاب نشسته بودی کتت دستت بود داشتی شپشهای یقه اش رو میکشتی سرت هم از کچلی بی مو بود صورتت هم آبله رو بود!!
محمد مهدی اسلامی
چون بصیرت نیست فهمت اندک است __بهر بردن بهره سهمت اندک است___فرق انسان و بهائم گو بچیست؟___ درک معنا و علل، ظاهر که نیست__پس برو اول بصیرت کسب کن __بعد از آن برگرد ظواهر حسب کن ___فهم قرآنت بصیرت میدهد __از بقائت در ظواهر می رهد
سروش
اگر از علی ع این نوع عدالت رو یاد گرفتی که سربسته بیایی بگویی رضاشاه همه چیزش بد هست کسی هم برات استدلال تاریخی آورد فحش بدی یا بری بگیری اونرو بزنی ...خیلی خوب بدون شرم و حیا ادامه بده !!
سروش
حاج ابوتراب همین دانشگاه تهران رو تو و دوستات بخواهید بعداز صد سال شبیهش رو بسازید میدونی چی میشه؟ 46 بار از سر و ته زمینش میخورید...از گوشه موشه هاش میکنید میبرید یکی آموزشگاه میزنه یکی مغازه یکی باشگاه کونگفو ...بعد هم با هم دعواتون میشه کار میخوابه قهر میکنید میرید دانشگاه حاصل نمیشه...مثال میزنم سینما رادیو سیتی پائین ولی عصر 42 خوابیده تازه ساختمون و صندلی و همه چیز هم داره فقط درش قفله!! عرضه ندارید درش رو باز کنید جارو بکشید چارتا فیلم ایرانی نمایش بدید هم کارگردان پول دربیاره هم بلیط فروش و کارگر سینما هم چارتا جوون چیزی از فیلمه یاد بگیرند بجای اینکه برند پارک دانشجو بشینند سیگار بکشند!! حالا خودتو دوستات رو با رضاشاه مقایسه نکن دادا! رضاشاه تغییرات اجتماعی رو که انقلاب مشروطه با اونهمه کشت و کشتار و بگیر و ببند نتونست ایجاد بکنه یک تنه ایجاد کرد
ناشناس
سرتووش حیف باشد محمد مهدی اسلامی جوابتا نمیددبفمی یه من ماست چقدی کره دارد واسه توو بد بخت و امثالی توو همون خوبس که مجیز گوی باشین واسه نوکری انگلیس و آمریکا اما حالو فک میکونم همون جواب دادن بکساییمثه توو وقه تلف کردنس کاری عاقلانه همونس که او ن می کوند محلیت نمیذارد چون ارزشی واسه حرف زدن نداری منم فقط واسه اینی که اونا دوس دارم اینا واست نوشتم حالو اون فک منم همان خودی تووام از بس توو منافق بازی در آوردی باورش نمیشد که من مثه توو نیستم .
سروش
8:15 آخه تو چی هستی؟ برگرد بخون ببین چقدر اطلاعات تاریخی در نوشته های من هست با سواد و فهم و شعور جواب میدم و اینها تمام صفاتی هست که تو برعکسش رو در خودت داری !! یک لات بیسواد بی بته بی ریشه که تنها افتخارش بکار بردن لهجه اصفهانی هست که هر بچه 4 ساله ای میتونه انجام بده
ناشناس
در کتاب خاطرات فرح پهلوی،در مورد اصالت پدر رضاخان امده است،که چون پدر رضا خان هم مثل مادرش اصالت قفقازی داشت،به ان سبب که در اول عمده مخالفت رضا خان با قاجار هم اصالت قفقازی قاجارها بود،لذا برای انکه خودش هم دچار همان علت نشود،سعی میکردند اصلا صحبتی در مورد اصالت خانواده رضا خان نکنند،وحتی محمد رضا هم علاقه ای به ریشه یابی اصالت خانوادهاش نداشت،وهمیشه به کلمه الاشت اکتفا میکردند نه بیشتر، ولی گویا بنا به نوشته فرح همان شخص تفنگ بدست که کنار میرزا رضای کرمانی قاتل ناصر الدین شاه در لباس ژاندارمی ایستاده ،پدر رضا خان بوده،وشاه چندین بار به فرح گفته بوده که این شخص که کنار میرزا رضا کرمانی ایستاده پدر بزرگش است واصلا قفقازی بوده از طایفه داداش بیگ ها. یعنی صحبت اقای ازغدی کاملا مستند ودقیق است،ومادر وزن اول رضا خان هم قفقازی واز ایرملوها بوده،، ولی چون در ایران وابسته نبودن یک ‌پادشاه به یک قوم وایل وتبار نشان از بی هویتی وی داشت،لذا رضا خان واطرافیانش در اول سعی کردند اصل ونسب رضا خان را به طایفه پالانی از قوم لر ها بچسبانند،واصالت ایرانی درست کنند،و اتکای قومی به لرها وبختیاریها هم موقعیت رضا خان را تقویت میکرد،ولی لرها وبختیاریها وطایفه پالانی زیر بار این انتصاب ساختگی نرفتند،وکلا سلطنت رضا خان را غصبی ونامشروع وغیر قانونی میدانستند،،،لذا تیر رضا خان به سنگ خورد وضدیت ولر ستیزیش هم از اینجا شروع شد ،که ضربه های کمر شکن ومحلکی به اقوام لر وبختیاری وارد کرد.، واز ان پس بود که شروع به باستانگرایی،واصالت اریایی،وانتصاب خود به سلسله های هخامنشی وساسانی نمود ،که اتفاقا محکمتر از گزینه قبلی بجا نشست،وبا تولید وتکثیر افسانه های
مالک
اتفاقا گفته های اقای رحیم پور ازغدی کاملا با کتاب خاطرات فرح پهلوی که نوشته، پدر رضا خان اصالت قفقازی داشت ،وشاه همیشه عکس ژاندارم کنار میرزارضای کرمانی را به عنوان پدر بزرگش معرفی میکرد،وفرح هم به شاه میگفته این چه تصادفیست،که اجداد پدری ومادری فرح وشاه هر دو ریشه قفقازی داشته اند،
سروش
حاج ابوتراب بیسواد ادعای پوچ نکن . انگلستان پلیس جنوب را تشکیل داده بود که کلی براش خرج داشت با اینحال امنیت همه مناطق تضمین نشده بود هیچ علاقه ای به سرزمین ایران نداشت چون حاوی مردمی عقب افتاده کور و کچل و تراخمی بود که اولین کاری که میکرد باید بودجه خودش رو خرج مریضی و بهداشت اونها میکرد و چیزی برای برداشت هم نداشتند !! کودتای سوم اسفند رو رضاشاه کلید نزد سید ضیا بود که کار رو شروع کرد ابتدا هم رفتند سراغ طهماسبی که از رضاشاه سابقه دار تر بود ولی قبول نکرد ..رضاشاه مسئولیت رو قبول کرد و بریاست بریگارد قزاق به تهران آمد و چهار سال شبانه روز زحمت کشید تا نظم و امنیت رو برای کشور به ارمغان بیاره....هیچوقت به مردی شجاع که قلبش برای کشورش میتپیده و شبانه روز براش کار کرده بی احترامی نکن چون امثال اون در ایران که هیچ ( چون ایران تا دلت بخواد نوکر و خودفروش داشته) در دنیا هم کم هست... رضاشاه بخصوص در اوائل کارش با متفکرین مشورت میکرد در عین ارداه داشتم و شخصیت قوی آدم عمیق و صبوری بود و همین هم رمز موفقیتش بود.. در اواخر کار اشتباهاتی داشت مثل گرفتن اراضی برای خودش ولی در کل تغییرات اجتماعی در بدنه جامعه ایرانی انجام داد که باعث شد کشوری که صدها سال از دنیا عقب بود در طول یک نسل به بقیه دنیا ملحق بشود
مش قلم
ایرانی الاصل را ایشون ای کاش معنا میکردند و بعد وارد بحث میشدند!! اول این رضا شاه در سواد کوه متولد شده و پدرشان هم متولد سواد کوه هستند و پدربزرگ ایشون اگر در قفقاز هم متولد شده باشند مطمئنا قبل از معاهده گلستان و ترکمانچای بوده پس در هنگام تولد در ایران بودند !!!خوب چند نسل بریم عقب خوبه که مشخص بشه ایشون ایرانی بودند؟؟!!!اگر به تفسیر این آقایان باشه نصف شعرا و علمای ایران ، ایرانی نیستند !! [,,,] نژادپرستی و بی اخلاقی و هرزگی در گفتار در متن بالا موج میزنه من تعجب میکنم از کسانی که متن بالا رو تایید میکنند !! مگر ایرانی بودن اصلا مهمه!!؟؟ در مورد مسائل اخلاقی هم که این حکومت عادت داره به هرکسی که مخالفش بود وصله های جنسی وصل کنه پس ایشون اول سند معتبر باید رو کنه بعد حرف بزنه مهم عملکرد ایشون بود که باید در موردش قضاوت بشه
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب مش قلم عزیزو صبور ، که باز هم پرسش خوبی را مطرح کرده ید لذا از محضر مبارکتان اجازه میخواهم در حدی که برایم مقدور است در جواب به پرسش خوبتان پاسخی تقدیمتان کنم .هم در قانون اساسی مشروطیت و هم بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، در قانون اساسی جمهوری اسلامی « اصطلاح ایرانی الاصل » مورد استفاده قرار گرفته است ( البته در قوانین عادی ایران ، این واژه بکار نرفته است) اما تعریفی از واژه ی ایرانی الاصل نشده است ، شورای محترم نگهبان هم که تفسیر قانون اساسی را برعهده دارد ، تا کنون تفسیری رسمی از این مفهوم منتشر نکرده است . آقای عزیزی ستار میگوید «تأمین مصالح حقوقی ، سیاسی و اجتماعی ایران ، مستلزم آن است که شخصی ایرانی الاصل تلقی گردد که از پدر و مادر دارای تابعیت اصلی ایران متولد شده باشد و دارای تابعیت انحصاری ایران باشد. اما در اصل 37 قانون اساسی مشروطه آمده است که پسر بزرگتر شاه که مادرش ایرانی الاصل باشد ولیعهد خواهد شد . پدر رضا شاه در ایران متولد نشده بود ، پس ایرانی الاصل به کسی گفته می شود که هم پدرش و هم خودش در ایران متولد شده باشد.با این حساب رضاشاه ایرانی الاصل بحساب نمی آید چون که پدرش متولد ایران نبوده است . اما ایرانی الاصل بودن از این نظر قانونی مهم بوده است.اما عملکردش که او از بیخ وبن بر اساس قانون روی کار نیامده با کودتا آمده ، که همین پایه و اساس روی کار آمدن رضا خان خلاف قانون بوده است و نا مشروع . ان شاءالله موفق ومؤید و سربلند باشید . با عرض ادب ، محمد مهدی اسلامی .
ناشناس
با عرض سلام و ارادت
طبق مطالبی که من مطالعه کردم ایشون زاده سواده کوه و آلاشت اگر اشتباه نکنم بودند و خودشون هم ، پس طبق مطالعات من ایرانی الاصل بودند و اما اینکه اگر ایشون ایرانی الاصل هم نبوده باشند و در قانون اون زمان این مسئله مهم بوده پس وظیفه زمامداران اون دوره بوده که جلوی به حکومت رسیدن ایشون رو میگرفتند ، اما اگر این مسئله واقعا اینقدر مهم بوده هست پس چرا مسئولان ما متولد نجف بودند؟؟!!چرا پدربزرگشان در [,,,] متولد شده؟؟!!چرا پدرشان متولد کربلا و نجفه ؟؟!!ی بام و دوهوا که نمیشه!!! مهم اینه که چقدر خدمت کردند چقدر سازندگی کردند و چه میزان خسارت زدند البته با در نظر گرفتن شرایط ایران و جهان در زمان هر کدام، جناب اسلامی عزیز الان بحث پیرامون نحوه به حکومت رسیدن ایشون نیست و بنظر من بهتره درباره همین موضوع به تنهایی صحبت بشه نه اینکه مباحث بطور پراکنده گفته بشه و البته هر جا که به ضرر رضاخان بوده مطرح بشه!!هر چند که خود قاجار هم با انتخابات حاکم نشدند و اصولا در زمان رضا خان ، طالب ایشون بودند و میخواستند که ایشون باشه
محمد مهدی اسلامی
با سلام بر جنابعالی ناشناس جان (8:15) ، با احترام خدمت خدمت با سعادتتان عرض می کنم که قربان شکلتان بشوم ابتداء یک چنین مطلبی را مرقوم می فرمائید تا بهانه ای داشته باشید که مثلاََ با نوشته ای دیگر به این بنده ی حقیر نا سزا بفرمائید ، قربان شما بشوم از ناحیه ی بنده خاطرتان آسوده باشد ، هرچه دلتان میخواهد راحت فحش بدهید ، میدانم که ممکن است قدری خدای نا کرده عصبانی بشوید که چرا این نا سزا گوئیتان بنده را آزار نمیدهد ، باور بفرمائید قصد آزردن جنابعالی را نداشته و ندارم ، خوب بنده از همان دوران جوانی و نوجوانی همینطور بودم هر گز دوست نداشتم بکسی خدای نا کرده اهانت کنم ، این برایم یک عادت است ، نه این که خواسته باشم با این روش خدای نا کرده کسی را برنجانم ، چون از رنجاندن دیگران سودی نمی برم ، پس بعد از این بدون مقدمه از همان ابتداء بساکن شروع بفرمائید بفحش دادن ، ضمناََ بنده که قربان شما بشوم ادعاء باسواد بودن نداشته ام ، آخر وقتی که خدای تعالی میفرماید ما اوتیتم من العلم الا قلیلاََ =بشما از علم داده نشده است مگر بسیار اندک تازه آن را هم به دانشمندان و علامه ها خطاب می فرماید نه به بنده و امثال بنده که اصلاََ بحساب نمی آیم بقول معروف مورچه چه است که کله پاچه اش چه باشد ؟،چون علم بی نهایت است ، یعنی پایانی ندارد ، آری این سخن خدای تعالی به دانشمندان و بزرگان است که میفرماید از علم بشما چیزی داده نشده است مگر خیلی ناچیز ، با این حال بنده اصلاََ حق ندارم لب باز کنم تا حالا ادعائی بکنم یانه. وقتی شخصیتهائی مانند علامه طباطبائی با آن همه عظمت کمترین ادعائی ندارند ، برای بنده نوشتن همین مقدار هم فضولی و پا در کفش بزرگان کردن است ، دیگر جای ادعای فضل و داشتن علم نمی ماند .
پس خواهش می کنم به بهانه ی این که جنابعالی کس دیگری هستید و بنده را دوست دارید ،لطفاََاز بنده نخواهید که به کسی جواب بدهم ، اگرجواب هم بنا باشد بدهم باید به کسی بدهم پذیرای حق باشد . لذا مرحمت فرموده گاهی به این عنوان و اگهی بعنوان دیگرکه ظاهر می شوید به بنده هر چه نا سزا میخواهید بفرمائید آزادید اما لطفاََ این تهمت دست به یکی شدن ما چند نفر با یکدیگر وتماس تلفنی گرفتنمان و کار کردن علیه شما راکه فقط یک توهم است بر ما نزنید زیرا این عمل سودی برای ما ندارد .البته باز هم چون یقین ندارم ، بصورت احتمال عرض میکنم که جنابعالی خود همان آقا هستید که میخواهید بنده بر خلاف قولی که داده بود م عمل کنم . باعرض ادب ، محمد متدی اسلامی
محمد مهدی اسلامی
ضمناََ یک مژده ی دیگر به جنابعالینا شناس جان بدهم اگر چه خودتان ملاحظه می فرمائید نیازی بگفتن بنده نیست ، اما احتمال دارد چندان توجهی به آن نکرده باشید حیف است ، چون در مسخره کردنم که ممکن است بکار تان بیاید ، لذا عرض میکنم که در پایان عرایضم بجای نوشتن محمد مهدی ، اشتباهاََ «محمد متدی » نوشته ام ، شاید در مسخره کردنتان تنوعی ایجادکند ، پس این را نیز به آن موارد قبلی اضافه بفرمائید . با عرض ادب ،
ناشناس
درود وسلام خدا بر مرد راستگوی تاریخ ایران،رحیم پور ازغدی،تابه حال یک مردی توایران پیدا نشد،که واقعیت اصل ونسب رضا خان را افشا کند، واین هم ناشی از دروغگویی تاریخ نویسان قلابی عصر حاضر است،که واقعا خود فروختگان واقعی در میان ملت ایران همین مورخین خود فروخته هستند. مثل خسرو معتضد،و زیبا کلام، جوادطباطبایی، که همه شان منتظر برگشتن ربع پهلوی،وگ رفتن لوح تقدید از دستش هستند.
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جنابعالی ناشناس فهیم و عزیز ، ضمن تشکر از جناب شما عرض میکنم :
زیبا کلام ندارد ، زیبائی در کلامش ___لکن بمهربانی ،ما میکنیم سلامش ___شاید بخود بیاید ، از نفس خود بپاید ___ آن فکر منجمد را ذر ذهن خود بساید ___با آن که نیست مشکل ، ریختن بدور پشکل ___ جز آن که بوده باشد، در کار او یک اِشکل . با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
ناشناس
مرد راستگوی تاریخ؟ اینهمه درود داره؟ حالت خوبه؟ اینهمه این بابا دله دروغ از خودش درآورده حالا نسب رضاشاه به قفقاز برسه یا به برازجون چه فرقی میکنه؟ اصل خودشه که با جربزه بوده
ناشناس
مورخ عظیم مشکل تمدنی ما رو حل کردند رفت برای همین خیلی عظیم الجثه تشریف دارند!! تموم شد دیگه
سروش
حاجی جان بنده از ابتدا عرض کردم شما ماشاالله خصلت پیامبران را دارید بسیار مهربان هستید و در روایات و تواریخ ذکر شده که پیامبر عظیم الشان ما هم همینطور بودند (برخلاف اصفهانی فحاش و لات) ..عرض شود که شما که اینطور هستید چرا در مورد یک مسلمان دیگری (رضا شاه) که فوت هم کرده و بسیار هم به کشور و مردم خدمت کرده اینقدر بی رحم هستید؟ اولا مگر خداوند از ما خواسته است که روز قیامت را در این دنیا برقرار کنیم و بندگانش رو جزا بدهیم؟ ثانیا اگر اینطور هم باشد موظفیم خوبی و بدی را بگوئیم و این کاری است که من دارم میکنم متاسفانه شما یک برچسب بد روی مرحوم رضاشاه میزنید و رد میشوید!! این صحیح نیست چون شما تاریخ را نمیدانی نباید قضاوت نادرست بکنی ...ایشان خدمت کرده برای کشور شب نخوابی کرده جانش را در خطر قرار داده در کنارش اشتباهاتی هم داشته مثل کشف حجاب اجباری یا گرفتن اراضی شمال ..انسان باید منصفانه مثبت و منفی را بگوید. آخر کشوری که از دست رفته بوده روسیه شمال را گرفته بوده انگلیس و شیخ خزعل خوزستان و چاههای نفت را در دست داشتند دوستعلیخان سیستان بلوچستان را در دست داشته برای خودش سکه میزده بختیاریها و قشقائیها و کردها مستقل شده بودند کاشان دست نایب حسین کاشی بوده وارد محدودش میشدی باید پول میدادی رسید رسمی میدادند که عوارض گرفتند !! این یعنی خودمختاری !!! عملا کشوری نبوده از دست رفته بود این مرد که نظیرش در تاریخ ایران کم پیدا شده دوباره این کشور رو ساخته هیچ سفر خارج هم نرفته از هیچ کشوری قرض نگرفته بانک درست کرده با مالیات راه آهن ساخته امروز نمیتونی بدون پول خارجی اینکار رو بکنی !! شما برو به کابینه روحانی بگو میخوام یه خط آهن جدید بکشم فورا بودجه ارزی طلب میکنند!! قرضه ملی گرفته نیروی هوایی درست کرده ...خیلی کار کرده بدون فساد بدون کاهلی بدون تحمل کاهلی ...این مرد میلیونها مردم ایران رو در مدت کوتاهی تغییر داده این کاری هست که انقلاب مشروطه نتونست بکنه. نوکر هم نبوده اگر نوکر انگلیس بود نمیرفت سمت آلمان ..تمام کارخانجاتش رو از آلمان گرفت 5 هزار مستشار آلمانی توی ایران بودند و کارگرهای ایرانی از اونها کار و فرهنگ یاد میگرفتند...اینهم از زرنگی رضاشاه بوده که از اختلاف انگلیس و آلمان استفاده کرده
ناشناس
صد سال گول زدن یک ملت،با کلمات رنگین :اریایی،اریامهر، اریا،اعلاحضرت همایون، شاه شاهان،رضا شاه کبیر، نژاد کورش،کیخسرو،درفش کاویان ،پرچم فروهر،فر پر گوهر، ..... پس همه زیر سر یک نفر ادم بی اصل ونسب ،بیسواد،تیمارچی اسبان سفارت هلند، بی خانواده ولگرد،کچل،پالانی،ماکسیم ،ششلول،کودتا چی،نوکر انگلیس....پنهان شده بوده ،،وملت بی چاره هم چه فکر میکرده چی شد،،،،،،دوشاب خریده مربا شده، پس تاریخ صد سال اخیرمان اینهمه دروغ ودوز کلک دارد وای به حال انهایی که ۲۵۰۰ سال پیش بودند.
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب شما نا شناس عزیزم (12:41)، عرض می کنم که دوستان ما در اینجا حسن نیت دارند و مقداری هم تاریخ خوانده اند ، اما به احتمال زیاد یکسویه والا این همه از یک ستمگر واقعی که عمری را بخواست اجانب بدشمنی با دین مبین اسلام سپری کرد اظهار امتنان نمی کردند ، وچون خبر ندارند که این گرفتاریها. و نا بسامانیها ی کشور را نیز خود انگلیسی های خبیث ، اربابان آن بوسیله گماشتگان دیگرشان در نقاط مختلف کشور برای تحت تسلط خود در آوردن فرمانروایان کشور با روسها رقابت شدیدی داشتند تا حاکمیت مطلق ایران را از آن خود کنند،لذا باپر و بال دادن و حمایت از آ« افرادگماشته و متکیان به ارباب فاسد ومفسد در اطراف و اکناف کشور مردم را بستوه در می آوردند تا هنگامی که یک احمق بتمام معنا مطیعشان، مانند رضاخان پالانی را بوسیله ی شیفتگان خودشان مانند محمد علی فروغی و تفسیر و تعبیر کنندگان کتب اصیل و ارزشمند حماسی مانند شاهنامه ی فردوسی را بنفع آن احمق که حرف زدن را نیز نمیدانست و در مجلس اولاََ را اولندش و ثانیاََ را دومندش تلفظ می کرد ، با از بین بردن همان اشراری که خودشان ایجاد کرده بودند با نقشه و دستورات وفرمان خودشان تحت فرمانبری رضاخان نوکرشان ، مردم بی خبر از حیله و مکر ارباب ، به سپاسگزاری و تمجید و تجلیل از رضاخان بر آیند و اورا منجی کشور بدانند ، لذا بنده ی حقیر به این عزیزان که دلسوزند و حقیقت طلب و حقجو عرض می کنم لطفاََ زحمتی کشیده یک نگاه هم به تاریخ 20 ساله ، نوشته ی آقای حسین مکی بیندازند ، وهیچگاه تنها بقاضی نروند که فریب مبلعین فاسد و خائن به کشور و ملت عزیز مانند ،سید حسن تقی زاده را که وقتی مورد اعتراض نمایندگانی در مجلس آن روز بخاطر (خیانتش در مورد قرار داد 1919 وثوق الدوله ) قرار گرفت وجوابی نداشت با ذلت وننگ تمام گفت من جز یک آلت فعل نبودم و فاعل در این امر رضا خان بود که بفرمان او و بخواست انگلیس این کار صورت گرفت ، نقش من در آن همین است که فقط امضایم پایای تمدید آن قرار داد ننگین است .بنده بصورت غیر مستقیم در یک جا از همین وب سایت وزین و دوست داشتنی پارسینه ی عزیزم در قالب یک سروده به این که قبل از پرداختن به ظواهر بکوشیم دامنه ی بصیرت خود را گسترش دهیم و بعداََ به شمردن خدمات ظاهری و کشیدن آن به رخ بنده و امثال بنده که هدفمان رنجاندن و توهین و تحقیر هیچیک از عزیزان نبوده و نیست ، جز این که دوست داریم عجولانه به قضاوت در مورد این و آن نپرداخته و از ستمگران تاریخ که شیطان صفتان ، آنان راافرادی خدوم و دارای چهره های مظلوم نشان داده اند ، نخوریم ، با سروده این مطلب را بیان کرده بو دم برای همین که مبادا به عزیزی اهانت شده باشد و آن این بود : چون بصیرت نیست ، فهمت اندک است__بهر بردن سود ،سهمت اندک است .و.... بازهم خواهشم این است که دیگر عزیزان نیز همانند جناب مش قلم خوب و سر کار خانم صفوی ایدهما الله تعالی آنگونه که برای بنده ی حقیر واضح است با انصاف و مهربانی . صداقت و صبر بدنبال کشف حقیقتند و در این
را ه مجدانه میکوشند و لی خیلی با ادب به بحث و گفتگو می پردازند ، عمل کنیم وبجای حمله بیکدیگر و دشمن تلقی کردن هم ، که خواست دشمنان تفرقه افکن است ،صفا و دوستی را جایگزین کنیم که با عناد ورزیدن و از ابتداء نکشیده ده من گفتن ، نتیجه ای عاید هیچیک از طرفین نخواهد شد . اما ما که مسلمانیم وسیله اندازه گیری و خط کشمان قرآن کریم است . لذا در آنجا عرض کرده بودم :فهم قرآنت بصیرت میدهد __از بقائت در ظواهر می رهد . گمان نکنیم بزرگانی مانند حضرات آیات عظام شیخ عبد الکریم حائری یزدی ، سید محمد رضا گلپایگانی ، مرعشی نجفی ، امام خمینی و دیگر ان که حاضرین در آن زمان بودند، باندازه ی ما از تاریخ و تفسیر و تحلیل آن بی اطلاع بوده اند. مطلب خیلی بدرازا کشید از همه ی خوانندگان عزیزپوزش می طلبم و برای عمومشان از خدای مهربان توفیق و سلامتی و سعادت خواهانم . با عرض ادب ، محمد مهدی اسلامی .
محمد مهدی اسلامی
لطفاََ در نوشته این بنده ی حقیر ، بعنوان پاسخ ، اصلاح بفرمائید « گمان نکنیم که آن بزرگواران رضوان الله تعالی علیهم به اندازه ی ما هم از تاریخ و تفسیر و تحلیل وقایع تاریخیه اطلاع نداشته اند!!» درست است .که سهواََ بصورت دیگری که نادرست است نوشته ام » متشکرم .
ناشناس
مثل اینکه سخنان وکشف بزرگ تاریخی، رحیم پور ازغدی، در مورد رضا خان بیسواد،به مذاق پانفارسها،ایرانشهریها،باستان پرستان،نژاد پرستان،افسانه سازان، خوش نیامده ومدام خود را به در ودیوار میزنند، که چرا واقعیت شخص بی اصل ونسب ،بی خانواده را بر ملا کردید، وچون کل موجودیت رضا خان برپایه دروغ است وتاریخسازیش هم دروغ است،واین پانها از کشف دروغهایشا ناراحتند.
سروش
چنین چیزی نیست ما سعی داریم منصفانه قضاوت کنیم خوبی و بدی رضاشاه رو بگیم شما هم اگر استناد تاریخی داری در خدمت هستیم وگرنه این لیچاربافی ها و حرفهای چارواداری بدرد تاریخ نمیخوره شخصیت گوینده رو بیشتر برملا میکنه!!
سروش
حاجی آقا عزیز من ما اینجا دادگاه نیستیم توی این کشور هم مقامی نداریم که بخواهند با نظر ما برای رضاشاه مقام قرار بدهند یا اونرو بکشند پائین . ما داریم از شخصیتی که برهه مهمی از تاریخ ما رو تشکیل میده بحث میکنیم و نکات خوب و بد اونرو عنوان میکنیم بحث هم باز هست نیامدیم اونرو ببندیم بگیم دیگه تموم شد هرکس بیاد دیگه حق نداره حرف بزنه..همه حق دارند مطالعاتشون رو بیارند مطرح کنند بجز کسانی که فحش های چارواداری میدند و رد میشند میرند حالا به نفع یا به ضرر رضاشاه هم فرق نداره فرد بیسواد فحاش بدرد دنیا نمیخوره!! اصلا شما درنظر بگیر بعداز پیامبر ص و خلفای چهارگانه هرچه خلیفه بنی امیه و بنی عباس بعدش هم خلفای عثمانی همه شرابخوار و عیاش و زنباز بودند ولی نمیشه که بگی اونها جزو تاریخ نیستند!
نعمت الله ریاحیان
واقعا افسرده شده ام،من هم خودم را گول زده بودم،تو اینهمه تاریخ ۲۵۰۰ ساله فقط یک پادشاه را فکر میکردیم مربوط به قوم اریاییست،و با لقب اریامهر ،میشناخیم ،که معوم شد انهم دوز وکلک ودروغ بوده، البته زمانی فکر میکردم کریم خان شاه بوده بعد دیدم نه بابا انهم نماینده ووکیل شاه اسماعیل سوم بوده ودر شیراز سمت استاندار را داشته،وخودش هم لر بوده، پس چرا از اول راستش را نمیگویند،وبا روحیات انسانها بازی میکنند،،، چرا بعد از انقلاب کسی نبود که بگوید رضاخان اصلا ایرانی نبود،وبعد از ۴۲ سال به ملت واقعیت را میگویند،،،،،اخیرا در سایتی کتابی خواندم مربوط به ساسانیان که کاملا ثابت میکرد ساسانیان که پایتختشان بغداد یا همان بابل،که همان مداین باشد،اصلا قومی اکدی،عیلامی،سامی،اسوری،بودند وبه هیچ وجه ارتباطی با مردم ایران نداشتند،واگر هم قسمتهای جنوب غرب (خوزستان ،عیلام) هم در تصرفشان بوده،ولی مربوط به کل ایران نبوده،، وحتی حاخامنشیان هم مربوط به قوم یهودیان جنوب غرب ایران بوده وهیچ ارتباطی با اقوام فعلی ایران نداشتند،،،یعنی معلوم میشود به قول استاد ناصر پور پیرا تاریخ ایران کلا افسانه ودروغ است، مخصوصا قبل از اسلام،،،ولی چرا به مردم واقعیت را نمیگویند،،وانسان زمانی خودش به واقعیت میرسد،دچار دوگانگی احساسات میشود واز نظر روحی دچار سر خورده گی میشود،،درست مثل ادمی که در بزرگسالی متوجه بشود که پدر ومادرش واقعی نیستند،واو را از پرورشگاه گرفته اند، و از اینکه چرا از کودکی واقعیت را برایش نگفته اند، ناراحت وازرده میشود. به نظر من بایستی یک تاریخ واقعی ومبتی به اصل اتفاقات ورخدادها نوشته شود تا فرزندان این مملکت از حقایق گذشته شان اگاه شوند، مثلا در مورد حکومت اسکندر وباز مانده گانش (سلوکیان،سلوکوس) که نزدیک ۳۰۰ سال طول کشیده هیچ حرفی نمیگویند،،ویا از حکومت ۳۵۰ ساله اعراب هیچ اطلاعی نمیدهند،ویا از حکومت ۱۲۰۰ ساله ترکان فقط با اشاره به موسس یک سلسله ترکی ،مثل سلجوقیان،یا ایلخانیان ،که مردمانی چادر نشین وبیابانگرد و ،....لذا مردم مجبور میشوند برای کشف حقایق به منبعهای خارجی روی اورند،ووقتی متوجه میشوند تاریخی که در کلاسهای درسی وکتابهای مورخین ایرانی نوشته اند کلا دروغ است ،واقعا دچار سر درگمی،وبحران روحی میشود،بلاخره هر چه بوده گذشته شما چرا نمیخواهید واقعیت را به فرزندان ملت بگویید، ایا با کتمان تاریخ ویا معکوس جلوه دادن وقایع مشکل حل وتاریخ عوض خواهد شد. تا کی باید خودمان را گول بزنیم .
سروش
11:52 چه فرقی داره نسب کسی از کجا باشه؟ الان زن و شوهر ایرانی میرند امریکا بچه اونجا بدنیا میاد امریکایی هست ...افغان میاد ایران بچش توی ایران بدنیا میاد ایرانی هست ..این افراد نژادپرست و بدبخت هستند نمیفهمند..آلمان که مرکز نژاد سفید هست اینهمه تئوری نژادی و کار علمی روش کرده به اینجا رسیده میگه هرکس از هرجایی بیاد 5 سال توی کشور من زندگی کنه بهش شهروندی آلمان میدم از نظر من آلمانی هست بعد این بابا که خودش هنوز لهجه داره حرف از اصل و نصب میزنه حتما خودش رو هم بچه پامنار حساب میکنه!!!
محمد مهدی اسلامی
هر انسان صادقی هنگامی که مطلبی را میگوید یا می نویسد ، یقین دارد ، آنچه میگوید یا مینویسد ، دقیق و صحیح است و مو لای درزش نمی رود( غیر از دانشمندان که احتمال میدهند اشتباهاتی هم داشته باشند ، بهمین دلیل دوست دارند گفته ها و نوشته هاشان را فرهیختگان دانا مورد نقد و بر رسی قرار داده و اشکالاتش را بر طرف کنند ، که بسیارهم از منتقدین سپاسگزار میشوند، چون هدفشان خدمت به بندگان خدا است ) ، و اگر متوجه شود که اشتباه می کند ، پوزش خواسته و در صدد جبران آن بر می آید . این بزرگواران غیر از حقه بازان دروغ پردازند که با توسل به انواع مغالطات و زیبا جلوه دادن زشتی ها ، بندگان خدا را می فریبند و می کوشند برای آنان ثابت کنند که ماست سیاه و زرد آلو اردک و کلاغ غاز است ، که متأسفانه ، شنونده و خواننده اگر تعمق نکند براحتی فریبشان را می خورد . یک وقت در همین ایام نزدیک با جناب مش قلم خوب و عزیزم بحث داشتیم ، خدمت با سعادتشان(تقریباََ) نوشته بودم ، فرض بفرمائید مرد رندی دخترک معصومی راکه دستبند گرانبهائی در دست دارد می بیند وطمع میکند آن را از چنگ دخترک در آورد ، پیش می آید و میگوید سلام عمو جان ، چطوری دختر کو چولوی خوب عمو ، موش بخوردت ما شاءالله چقدر تو نازی عزیزم ، شکولات دوست داری عموجان ؟ دخترک سرش را پائین می آورد بعلامت بلی ، عموجان چند عدد شکلات (شکولی موکولی ) به دخترک میدهد و از او می پرسد عزیزم بگو ببینم حالا توهم این عمو خوشگله را که بتو دختر نازش شکولی داد دوسش داری ؟ طفلک باز هم سرش را پائین می آورد ،یعنی ، بلی . عموجان خوشگله می گوید ها قربون دختر خوبم بشم ، حالا بگو ببینم چقدر عمو خوشگله را دوست داری ؟ دخترک دستانش را بطور افقی باز میکند ومی گوید اینقدر ،یعنی خیلی . آنگاه عموجان خوشگله می پرسد خوب عزیزم حالا تو بگو ببینم عمو جان را که خیلی دوست داری نمیخواهی چیزی به او بدهی ؟ دخترک باز هم سرش را بسمت پائین حرکت میدهد ، یعنی بلی ، عمو جان خوشگله می پرسد خوب حالا چه چیزی میخواهی بدهی ؟ دخترک کفین دستان را باز میکند یعنی که نمیدانم ، عموجان خوشگله ، می پرسد میخواهی همین دستبندت را بدهی ؟ دخترک سر را پائین آورده و عموجان خوشگله دستبند را از دست او در می آورد و به نشان خیر خواهی تو صیه می کند عزیزم حالا برو خانه مامان نگرانت نشود ، مواظب خودت هم باش ، بای بای عزیزم ، دخترک هم میگوید چشم و بای بایی هم میکند و بخانه بر می گردد شاد و شنگول ، در دل علاقمند به عمو جان خوشگله ، تا بخانه می رسد یکی از آن شکولات ها را به مامان میدهد ، مامان می پرسد این را از کجا آوردی قربانت بشوم؟ میگوید مامان این ها را آن عمو خوشگله داد که خیلی مهربان و ناز بود . مامان می بیند دستبند دخترش در دستش نیست ، می پرسد پس دست بندت کو ؟ میگوید دادم به آن عمو خوشگله ، آخر خودش خواست .مامان بیچاره می بیند که دیگر کاری نمیتواند بکند ، دستبند دخترش در عوض چند عددشکلات از دستش در آمده است و دخترش نیز یک دل نه صد دل شیفته ی عموجان خوشگله شده است. آری عمو جان خوشگله روحش انگلستان جان و جسدش رضاخان جان فاسد ، نوکرش ، آن چند شکلات ، همان خدمات او و آن دستبند گران قیمت ، دین و فهم و عزت و شرف و مردانگی و جوانمردی و رفتن بسوی قرآن ودرک کردن عمیق آن وکسب بصیرت است و آن دخترک معصوم همان انسان های صادق و اما یک طرفه به قاضی روندگانند که اگر کمی هم آثار بزرگان دین را بخوانند و شیفته ی خدمات آنچنانی عموجان خوشگله نشده و ظاهر بینی را کنار گذاشته و از فرعون زمان فریب نخورند کار ی خیلی درست انجام میدهند . مردم در زمان حضرت موسی وفرعون ، بی سبب نبود که فرعون را خدای خود میدانستند . او را بخاطر همینگونه خدماتش خدای خود گرفته بودند ، آری او را رب خود میدانستند، که قرآن کریم می فرماید فرعون میگفت أنا ربکم الاعلی= من برترین پروردگار شما هستم . آری اینگونه میشود که عده ای موسای زمان را رها می کنند و ناخواسته فرعون را می پرستند . امید وارم که خدای تعالی به ما توفیق دهد تا قر آن راکمی عمقی تر بخوانیم و بهتر درک کنیم و فرعونان زمانه و موساهای آن را بشناسیم . از خدای تعالی برای خوانندگان عزیز سلامتی و سعادت دنیا و آخرت را خواهانم . منفی دهندگان عزیز هم اگر یک منفی را کم میدانند لطفاََ بنویسند صد هزاران منفی . متشکرم .
سروش
ببین حاجی آقا رضاشاه چند دوره داشته زندگیش . یکی دوره سربازی و افسری که واقعا شجاع و وظیفه شناس بوده دوم دوره سردار سپهی که در اونهم خوب عمل کرده و باید گفت کشوری رو که از دست رفته بوده دوباره جمع کرده ..بعدها طمع به تاج و تخت میکنه و از اینجا کار خرابی شروع میشه که در نهایت به دیکتاتوری و استبداد وحشتناکی از 1314 ببعد میرسیم...من اتفاقا با زیباکلام موافق نیستم با معتضد موافق هستم که خوبی و بدی رو باید گفت و لیست بدیهای رضاشاه رو هم که من دارم از لیست تو طولانی تر هست باور کن ...منتها این روشی که شماها پیش گرفتید که تاریخ خودتون رو لجن مال میکنید رد میشید بجز خرابکاری نیست دلیلش هم کوتاهی دید هست و بی خبری شما از دنیا هست..فکر کردی مثلا ایوان مخوف روسیه شاه خوبی بوده؟ مرد وحشی هوسبازی بوده که هفت بار زن میگیره هر بار اسقف اونرو بدلیل زن گرفتن برای نماز به کلیسا راه نمیده میره بغل اون یک گنبد و محراب جدیدی میسازه نماز میخونه توش...نتیجش شده کلیسای سن واسیلی که توی همه عکسها میبینی اصلا نشانه مسکو و روسیه شده! حالا مردم روسیه بنظر تو چکار کنند؟ برند اونرو خراب کنند بگند اینرو یه مرد هوسباز کثیفی برای هوس خودش ساخته کلیسای ما نیست؟ یا برند قبر ایوان رو خراب کنند توالت جاش بذارند؟ اصلا تو بیا اینجا لیست بده ببینم هزاران پادشاه ایران و کشورای دیگه صدها خلیفه بنی امیه و بنی عباس و عثمانی چند نفرشون خوب بودند؟ شاید دو نفر پیدا نکنی بینشون که شرابخوار و عیاش و مخصوصا زنباره نباشند همه بلا استثنا مجلس شرابخوری و رقص و حرمسرا و هوسبازی جنسی داشتند ...همون خلفایی که توی دربارشون شیخ الاسلام هم داشتند با علمای شیعه و سنی هم ارتباطات داشتند !!! مثلا عبدالملک مروان قبه الصخره رو ساخته ولی همین آدم حجاج بن یوسف رو میفرسته خانه کعبه رو خراب میکنه ..خوب میخواهی چکار کنی ؟ خوب بوده یا بد بوده ؟ ...الان تو بایه یهودی یا مسیحی بحث کنی برمیگردی میگی کلا بنی امیه غاصبه و بنابراین عبدالملک مروان هم خلیفه ما نبوده باید قبرش رو توالت کنیم؟ یا میگی نه این خلیفه ما بوده؟... ....همین روشها رو پیش گرفتید که شدید رفیق گرمابه طالبان و عمو بزرگ نوه های بن لادن دیگه!!
ناشناس
انگلیس چرا با قاجار دشمنی داشت؟ وباعث انقراضشان شد. اولا احمد شاه به هیچ وجه حاضر به امضای قرار داد کاپیتالاسیون ۱۹۱۹ نگردید،،ومشاورین قزاق روس با اینکه تزار واژگون شده بود،ولنین در راس امور بود۱۹۱۷، در ارکان دولتی ونظامی نفوذ داشتند،(که باب میل انگلیس نبود) شیخ خزعل حاضر نبود نفت خوزستان را به انگیسها واگذار کند،وانگلیس دنبال جایگزین به شیخ خزعل هم بود تا نفت خوزستان را تقدیمش کند. انگلیس برای جابجایی قشونش وتسحیلاتشان از جنوب به شمال ایران نیاز به راهن داشت (برای اینکه عثمانی شکست خورده وعراق،اردن،بیت المقدس،حجاز،وتمام کشورهای عربی خلیج فارس بدست انگلیس افتاده بود،وهند،پاکستان ،افغانستان هم که از اول دستش بود،( یعنی ایران از شرق،غرب،جنوب با انگلیس همسایه شده بود،ودر محاصره انگلیس بود،وامنیت ایران برای انگلیس در راس اولویتها بود، وبرای سرکوب کوچک خان جنگلی که تمایلات کومونیستی داشت وبا انگلیس مخالف بود،وسردار ماکو هم که تمایلاتش بعد از عثمانی به طرف روسها گرایش داشت،،وحتی کلنل میرزا تقی خان پسیان هم در خراسان مخالف انگلیس بود، ودر جنوب هم دلیران تنگستان به رهبری ریس علی دلواری در مبارزه با انگلیس بود،وهکذا روسای عشایر بختیاری،قشقایی،لرستان،...همه مخالف انگلیس بودند، ولی یک نفر در میان دستگاه نظامی بیرگارد وجود داشت(وتوسط سید ضیا، طبا طبایی وژنرال ادموند ایرونساید به دولت انگلیس معرفی شد که میتواند تمام این موانع را از سر راه انگلیس بردارد،به شرط نشستن در سلطنت ایران) لذا دولت انگلیس دستور کودتا را به رضاخان داد به شرط اجابت به اوامرش،که نخست شیخ غزعل سرکوب شد ونفت جنوب به تصرف بریتیش پترولیوم(انگلیس در امد که بیچاره مصدق به بهای جانش از چنگ انگلیس بعد از ۳۳ سال در اورد. که بعد از معدوم شدنش دوباره توسط محمد رضاشاه در اختیار انگلیس شد تا زمان انقلاب که بدست ملت افتاد. ودلیران تنگستان وریسعلی سرکوب شدند،وسردار جنگل،وسردار ماکو،وکلنل پسیان وعشایر جنوب معدوم شدند، واحمد شاه هم به بهانه درمان تبعید شد،وراهن مورد در خواست انگلیس برای رفع نیاز قشون انگلیس دایر گردید،وتمام دولتمردان ضد انگلیس تک به تک معدوم شدند، وتمام مواردی که حکومت انگلیس را معذب میکرد از میان برداشته شد، وتخت طاووس اماده جلوس نوکر حلقه بگوش شد وانقراض قاجار اعلام وسلطنت پهلوی اغاز شد، که قسمت دوم پروژه دین زدایی،کشف حجاب
سروش
"شیخ خزعل حاضر نبود نفت خوزستان را به انگیسها واگذار کند،وانگلیس دنبال جایگزین شیخ خزعل هم بود تا نفت خوزستان را تقدیمش کند" کاملا اشتباه میکنی ..انگلیس قرارداد رو با مظفرالدین بسته بود ولی منطقه امن نبود برای همین مجبور بود به بختیاریها و شیخ خزعل باج بده تا بتونه کار کنه!! شیخ خزعل اختیاری نداشت که نفت رو به انگلیس واگذار بکنه!!! ضمنا انگلیسها از دوران مشروطه بارها اعلام کرده بودند که خواهان ایرانی مستقل با حکومت مرکزی قوی هستند نیازی هم به دزدیدن نفت نداشتند چون قرارداد داشتند بختیاریها و عربها مشکل ایجاد میکردند و مجبور بود باج بده بهشون..بنابراین اینطور نبود ..." انگلیس برای جابجایی قشونش وتسحیلاتشان از جنوب به شمال ایران نیاز به راهن داشت" کاملا غلط هست طرح راه آهن سراسری رو مورگان شوستر امریکایی ده سال قبل از کودتا داده بود!! متفقین 22 سال بعداز کودتا یعنی 1941 نیاز به استفاده از راه آهن پیدا کردند برمبنای استراتژی آنزمان هم بود یعنی اگر آلمان جبهه شرق رو نمیگشود اون نیاز هم پیدا نمیشد... در زمانی که نیمه شمالی ایران دست روسیه بود قرارداد هم داشتند تقسیم کرده بودند و هردوکشور هم در جنگ اول برعلیه آلمان متحد بودند انگلیس چه نیازی داشت که از راه آهن استفاده بکنه بخواد بره قسمت شمالی؟؟!! شما دروغ و راست رو با هم قاطی میکنی مینویسی خیلی کار سخت میشه آدم باید تک تک جملاتت رو بازگو کنه نیاز به نوشتن یک کتاب هست و اینجا جاش نیست!! لطفا بیشتر تحقیق کن
سروش
پسیان افسر ژاندارمری بود خودش رو از قزاقها بالاتر میدونست یاغی و خودمختار شده بود بهش چند بار دستور از حکومت مرکزی دادند درگیر مسلح شد معلومه باید کشته میشد!! میزا کوچک خان قبل از 1299 سرکوب شد..اونهم خودمختار شده بود...احمد شاه تبعید شد؟ کسی که به برادرش محمد حسن میگه دیدی این مردم بابا رو چکار کردند اینجا باید تا میتونیم پول جمع کنیم تا بریم یه کشور اروپایی زندگی کنیم!! یا گفته مشهورش که هندونه فروشی توی پاریس رو ترجیح میده به پادشاهی ایران!!! ؟ پروژه دین زدایی؟ در محرم دسته رضاخان از تکیه دولت تا شمس العماره طولش بود خودش اول صف گل بر سر و شانه ها سینه میزد... کشف حجاب رو قبول دارم ولی نیتش ورود زنها به جامعه و ریشه کن کردن پدیده زشت لواط و بچه بازی بود ضمنا بی حجابی رضاشاه توی مایه های حجاب زنهای امروز ایران بود یعنی مانتو و کلاه چون زنها قبل از اون روبنده داشتند و از جامعه کاملا ایزوله بودند ..معذالک من غلط بودن کشف حجاب رو قبول دارم.
ناشناس
قسمت دوم پروژه انگلیسی رضا خان در مورد دین زدایی بود،که تعقیب وازار روحانیون،وازادی تبلیغات فرق ذاله بهاییت،دراویش،لاییک وبی دینی،وادیان غیر اسلامی،وکشف حجاب،ازادی مشوبسازی وفروش ومیخانه،قمارخانه فاحشه خانه، تریاک خانه،( جالبه حجاب زن مغایر با ترقی خوانده میشد ولی پخش وتوزیع واستمال تریاک تشویق میشد،وهمه تریاکی ومفلوک بودند.) مخالفت وسرکوب تمام اقوام ایرانی که هزاران سال در کنار هم در ارامش زندگی میکردند، وایجاد نفاق ودشمنی مابینشان،برای گرفتن ماهی .واختلاف بیانداز وحکومت کن، وتدوین وجعل تاریخ ایران بطوریکه ایران را باتمام اقوام وکشورهای همسایه ،دشمن میکرد،تا هر گز همکاری وتعاون بین ایران وهمسایگان نباشد.وفقط وابسته به انگلیس وغرب شود، ازادی تمام شرکتهای چپاولگر خارجی وانگلیس در غارت اثار باستانی وسرمایه های طبیعی،جنگل،دریا، صنعت،تجارت،ووو تا اینکه پروژه انگلیس تمام شد ودوران پروژه امریکاییها شروع شد وجای پدر با پسر عوض شد واین دفعه امریکا دستورات لازم را به پسر تاجدار دیکته میکرد،که بر اندازی مصدق، پیمان سنتو،قرارداد مجدد نفت با شرکتهای امریکایی، در اختیار بدن ارتش ایران توسط ۴۵ هزار کارشناس نظامی امریکا در ایران، وتعیین تمام وزرا با صلاح دید امریکا،وارتباط با سایر دول با نظارت امریکا. بقیه در قسمت ۳
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جنابعالی دوست فهیم و سرور دانا(15:53)،بحمدالله تعالی با وجود نازنین حضرتعالی ،فرد کم مایه ای مانند حقیر بی نیاز از نوشتن و گفتن می شوم ، ضمن تشکر و ابراز امتنان از جنابتان ، وبا کسب اجازه از جنابعالی فقط اگر جسارت نکرده و زیره بکرمان نبرده و در محضر مبارکتان که باید سراپای وجودم چشم و مطالعه ی مرقومات نفیسه و شریفه ی حضرتعالی باشد این نکته را اضافه کنم ،بنده ی حقیر و امثال بنده ّبعلت نا آشنائی با معارف عالیه ی دین مبین اسلام که از آن جز یک نام نمیدانیم ، سبب شده است که از درک مسائل از دیدگاه قرآن کریم بسیار نا توان باشیم وچون مسلمان زاده هستیم بغلط گمان می کنیم که اسلام شناس و عالم بقر آن نیز بحساب می آییم . مثلاََ از زیارت حضرات معصومین علیهم الصلوة و السلام سخن میگوئیم و قلباََ نیز به آن اهمیت میدهیم ، اما اگر حتی معنای لغوی زیارت را نیز بدانیم که دیدار کردن است ، نمیدانیم که برای زیارت قبور متبرکه ی آن حضرات که میرویم یا حتی اگر وجود مبارک خودشان را هم اکنون ببینیم و عرض ادب کنیم ، غافلیم که چرا آن همه اجر و ثواب برایش ذکر شده است . یعنی فکر مان نمی رسد که اگر دیدن آن بزرگواران یا قبرشان کافی باشد وکارساز ، خوب شمر ویزید هم که امام حسین (ع) را میدیدند ، پس لابد باید خیلی ثواب کسب کرده باشند . زیارت برای این است که ای مولای من ، من مطیع و فرمانبردار اوامر شما هستم ودوستدارتانم ، حامی شما و در خدمت تقویت دین شما کمر همت بسته ام و میدانم بدون داشتن این ولایت شما نه نماز من ارزش و اعتبار دارد ونه روزه ی من ونه دیگراعمال و افکار م ، اصل ولایت شما است و بعد از آن است که دیگر برنامه ها که نام برنامه و دستورات دین روی آنها است ، ارزش خواهد داشت . پس هر کسیکه شما و نایب شما یعنی ولی امر مسلمین را در هر زمان دوست داشته و حمایت کند و تحت فرمان اوباشد ، من اورا دوست داشته و کمکش می کنم . مثلاََ در عصر ما که مقام معظم رهبری ولی امر و نایب امام زمان (ع)است ، از صمیم دل دوست داشته و اطاعت می کنم حتی اگر خودم مرجع دینی باشم . همه کس و همه چیز پس از این مطلب و رعایت آن ارزش دارد ، چون این را نمی فهمیم نمیتوانیم در ک کنیم که اگر رضاخان یا هر کس دیگری چنانچه در تمام عمر خودشان حتی یک لحظه از خدمت کردن به بندگان خدا غافل نبوده ولی با دین خدا حتی در یک مورد عناد و رزیده و به آن دهن کجی کرده باشد ، ملعون است ، یعنی فاقد حسن فاعلی بوده . و توجه نکرده ایم وقتی به نماز می ایستیم حتماََ باید نیت کنیم که این نماز را قربةََ الی الله باید بجا آوریم با آن که نماز بالاترین عبادتها است اگر قربةََ الی الله نباشد زحمت بیهوده کشیدن است تا چه رسد به ساختن بیمارستن و دانشگاه و ... که هیچکدام از آنها با دو رکعت نماز برابری نمیکند . آخر نماز را نیز در ک نکرده و نفهمیده ایم این است که بی بصیرت مانده ایم . اگر این ها رامی فهمیدیم دیگر نیازی نبود که اینقدر خود را رنج بدهیم که رضاشاه خدمت کرده است . مگر فرعون خدمت نکرده بود ؟ سخن در این است که آن خدمتها وقتی که انسان بی چاره را در برابر خدا قرارداده و به جنگ با خواسته ها ی او میکشاند ، ذره ای ارزش ندارد مگر قرآن کریم نمی فرماید که انّما یتقبل الله من المتقین = خدا ی تعالی اعمال نیک را بطور کلی فقط و فقط از پرهیزگاران قبول می کند ؟ اعمالی را که خدای تعالی قبول نکند ، قبول کردن من بیچاره چه ارزشی دارد؟ آخر خودمن از سر تا پا مگر غیر از نطفه (آب گندیده ی خارج شده از صلب پدرم )هستم ؟ آری چون دین را و خدا را درست نمی شناسیم و غرور و جهالت را نیز بعنوان علم خود میدانیم این است که قدر دانشمندان الهی را نیز نمیدانیم یعنی خلاصه اصلاََ نمیدانیم که چه را نمیدانیم. و گرنه غالباََ حسن نیت داریم و حق طلب هستیم اما حق را نمی شناسیم . خیلی از جنابعالی سرور عزیزم پوزش میخواهم که وقت بسیار شریفتان را گرفتم و آنجه را که خودتان بمراتب بسیار بسیار بهتر از بنده میدانید عرض کردم اما به این حساب بگذارید که شاگرد کوچکتان در خدمت با سعاتان درس پس می دهد . امید وارم که با توفیقات روز افزون به این بیانات روشنگرانه تان ادامه دهید که ان شاءالله تعالی طالبان حق را مفید افتد . التماس دعاء دارم با عرض ادب و ارادت برادر و خدمتگزار کوچکتان ، محمد مهدی اسلامی .
سروش
15:53 مسئله اقوام این بوده که میخواسته حکومت مرکزی قوی درست بکنه بختیاری و قشقایی و بعضی کردها خودشون تنفگچی داشتند میخواستند به خودمختاری خودشون ادامه بدند و اینجوری نمیشده چون همون ملوک الطوایفی ادامه پیدا میکرده! خودت بودی چکار میکردی؟ ..خوب ناصر خان و خسروخان قشقایی بعد از انقلاب اومدند ایران همون داستان باز پیش اومد که خسروخان رفت اونجا تفنگچی درست کرد کمیته ایها رفتند باهم درگیر شدند گرفتند اعدامش کردند! نمیشه که حکومت توی حکومت داشته باشی تو بیایی یه طرحی بریزی یه دفعه رئیس فلان ایل بگه غلط کرده من اینو میگم!! جدی میفهمی منظورم رو؟ ..کلی گویی نکن ..اینکه روایت تاریخی نیست همینطوری توی ذهنت یه چیزایی ماسیده بیایی درهم برهم بگی راست و دروغ رو قاطی کنی!! این تاریخ به روایت یه جهان سومی مفلوک هست که هیچ نظم و معنایی نداره فقط میخواد خودش رو خالی بکنه یه سری کینه ها داره میخواد بریزه بیرون..من گفتم از شخص خاصی پشتیبانی نمیکنم رضاشاه هم محققا در دوره دوم سلطنتش دیکتاتور مخوفی بوده و جنایت کرده ولی با لجن مالی و کینه توزی مخالف هستم . باید هرجا خدمتی هم کرده صادقانه گفته بشه.
سروش
15:53 این بهائیت رو از کجا درآوردی چون خود بهائیها میگند رضاشاه ضد بهائیت بوده و حادثه درگیری جهرم رو در 1305 مثال میارند که عده ای بهائیها کشته میشند بازماندگانشون شکایت میکنند و رضاشاه عمدا دستور میده رسیدگی نشه ! یا اینکه به سرلشکر ضرغامی دستور میده بهائیها توی ارتش نفوذ پیدا نکنند یا اینکه مدارس بهائیها رو در 1313 کلا تعطیل میکنه... ! آخه این چه تاریخیه تو از خودت درمیاری؟
سروش
42 ساله با این قرائتهای آبدوخیاری از تاریخ توسط امثال حاج ابوتراب دو نسل نابود شد رفت و اصلا نفهمید اصل تاریخش چی بوده ..فقط امثال ایشون بارشون رو بستند خونه ها بسمت بالای شهر ..ماشینها بسمت مرسدس ...بچه ها بسمت خارجه نوه ها همه فرنگی اصل نسب وند دو آتیشه!! ..کارتون درسته
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب مش قلم عزیز وفهیم و منصف بارها این صفات خوب و پسندیده ی جنابعالی را بیان کرده ام برای این که همین صفات ارزشمند ان شاءالله بتوفیق الهی و دعای خیر جناب شما در بنده ی حقیر هم رسوخ کند . اما میدانید که بنده به بحث با جنابعالی خیلی علاقه دارم بخاطر همین صفات ارزنده که دارید ، لذا هر فرصتی را که پیدا می کنم برای ورود به بحث با جنابعالی غنیمت می شمارم ، حتماََ خودتان هم میدانید که با صداقت ، بدون فضل فروشی ، با حفظ حرمت دیگران و با استدلال بحث می کنید ( چون همین نجابت ها را خواهر خوبمان سر کار خانم صفوی هم دارند ، حیفم می آید نگویم )، دراینجا هم دیدم که خیلی خوب فرموده بودید اصلاََ منظور از ایرانی الاصل بودن چیست ؟ خوشم آمد بدین سبب بود که مختصر اطلاعی که داشتم خواستم به خدمت با سعادتتان عرضه داشته باشم . اما بد نیست که با اجازه ی جنابعالی در باره ی الاهم فالاهم نیز کمی توضیح بدهیم . فرض بفرمائید که با دو امر مواجه شده ایم که هر دو مهمند اما در وضعیتی هستیم که هر دو را با هم نمیتوانیم مراعات کنیم ، فقط یکی از آنها را میوانیم مراعات کنیم ؟ اگر از جنابعالی بپرسند حالا که ناچاریم فقط یکی از آن دو را مراعات کنیم ، بنظر مبارکتان کدام را باید مراعات کنیم ؟ چون انسان فرهیخته ای هستید ، حتماََ خواهید فرمود آنرا که ا ز اهمیت بیشتری برخوردار است آن را باید مراعات کنیم . هر عاقل دیگری هم به جنابعالی خواهد گفت آفرین .خوب حالا اگر به جنابعالی خبر بدهند که زید در جائی گیر کرده است که هیچ غذائی یافت نمیشود ، فقط یک مرغ مرده در آنجا هست ، میدانیم که خوردن مردار حرام است ، اما زید هم اگر آن مرغ را نخورد از گرستگی می میرد ، بفرمائید زید در اینجا باید چکار کند ؟ باز هم چون عاقل هستید حتماََ خواهید فرمود بر زید واجب است که جان خود را حفظ کند پس ناچار باید فقط بمقداری که مانع مردنش بشود از گوشت آن مرغ مرده بخورد . باز هم هر عاقلی بجناب شما خواهد گفت آفرین . اکنون می گوئیم در مورد قوانین کشور نیز هر جا که امر دائر شود به انجام یکی از دو مورد باید آن موردمهمتر انجام شود و اگر موردی اضطراری پیش بیاید برای حفظ یک امر مهم انسان عاقل نا گزیر است به انجام آن امر اضظراراََ تن در دهد . اما این که چرا مسئولین کشور از روی کار آمدن رضا خان ممانعت نکردند ؟ خیلی دوست دارم جنابعالی خودتان با کمی فکر کردن جواب بدهید . ان شاءالله موفق و مؤید و سر بلند باشید ، با عرض ادب ،محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با عرض سلام و ارادت
جناب اسلامی ، من کاملا تاریخ ایران بین دو انقلاب رو مطالعه کردم و حداقل از دیدگاه چند مورخ به این موضوع نگاه کردم و باید خدمتتون عرض کنم رضاخان خدماتی داشته همانطور که اشتباهاتی هم داشته ، در جاهایی سزاوار قدردانی و در جاهایی سزاوار سرزنش، به هیچ عنوان درباره رضاخان مثل شما فکر نمیکنم هر چند که دیکتاتوری و جنایات ایشون رو هم فراموش نکرده و نمیکنم (البته که درباره سایر شاهان ایران هم به همین صورت فکر میکنم )من پیش از این درباره این موضوع مفصل با شما بحث کردم و نظرم رو براتون نوشتم. و با مطالعه نظرات شما دلیل قانع کننده ای پیدا نکردم که نظر شما رو بپذیرم. ارادتمند شما
سروش
18:01 حاجی آقا ! با این حساب شما تمام پادشاهان حتی پادشاهان مورد علاقه شما شاه اسماعیل و شاه عباس و نیز تمام خلفای بنی عباس و بنی امیه و عثمانی و فاطمی مرتد حساب میشوند و باید قبرشون رو خراب کنیم چون علنا شراب میخوردند و در دربارشون مجالس رقص و عیاشی و زن بازی رو علنی برگزار میکردند اینها همه بدیهی دین هست که علنا زیر پا میگذاشتند مگر اینطور نیست؟
ناشناس
در جواب سروش ۱۸،۲۴__ ۱۲/۱۰ کلا چون علی محمد باب موسس وبانی فرقه ضاله بهاییت که وی ادعای مهدویت ونبوت هم داشت. توسط ناصرالدین شاه،در تبریز اعدام شد بهاییان دشمن خونی قاجار بودند،ورضا خان هم علاوه بر اینکه توسط انگلیس بر سر کار امده بود، نقش وکمک بهاییان هم بی تاثیر نبود،،،ورضاخان طبق نوشته حسین فردوست واسدالله اعلم در واقع یک بهایی بود ولی اعتراف نکرده بود،واینکه فرزند دلبندش محمد رضا ولیعهد را به تیمسار صنیعی که سرکرده بهاییان بود سپرده بود واجودان مخصوص محمد رضا ولیهد بود ،العاقل یکفیه الاشاره. دین زدایی رضا خان وممنوع وقدغن کردن عزاداری حسینی هنوز در ذهن بسیاری از ایرانیان باقیست، وحتی چون بهاییان روز اول ودوم ماه محرم را به خاطر تولد علی محمد باب جشن میگیرند،واین موضوع هم شیعیان را مکدر میکرد،لاکن طبق دستور شخص اعلاحضرت همایون شاهنشاه اریامهر هیچ کس جرات نداشت مانع جشن وسرور بهاییان گردد.،وحتی پزشک مخصوص دربار دکترایادی که بعدا نخست وزیر ووزیر کشاورزی هم شد در واقع جزو ارکان طراز اول بهاییت بود .مرحوم فلسفی واعظ مشهور در اعتراضی مبنی براینکه مگر پزشک مسلمان نداریم که خانواده سلطنت از پزشک بهایی بهره مند میشود که موجب ناراحتی شاه شد،وبا ریشخند گفتند اینها چه کاره هستند که به پزشک دربار هم دخالت میکنند،که موجب مشکلاتی بر منبر مرحوم فلسفی هم شد. حتی شاه در نظر داشت در شناسنامه دین ضاله بهایت را هم قید کنند که عمرش وفا نکرد. وهویدای افندیزاده، پرویز ثابتی،وخانم فرخ رو پارسا هم شهره شهرند. برای اطلاعات بیشتر رجوع شود به خاطرات اسدالله علم،وحسین فردوست،
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جنابعالی دوست خوب و دلسوز و منطقی ( 3:29)ان شاءالله همواره پر توان وسربلند باشید .مداد العلماء افضل من دماءالشهداء= قلم دانشمندان از خون شهیدان بر تر است . خدا یار و یاورتان باشد . تشکر مرا لازم است از شما __رهائی دهید عده ای از کما __
کمائی که نا خواسته رفتند در آن __. بتدلیس مانده بجا ز ان سران __ در اینجا کلام نورانی امام معصوم علیه السلام را نیز مناسب است بیاوریم که فر مود . دشمن برای آن که راحهت بتواند مردم را بفریبد همیشه قسمتی از حق را با قسمتی از باطل آمیخته می کند تا بخاطر آن حق ها ، باطل ها را بتواند حق جلوه دهد: آمیخته کند دشمن همواره حق و باطل __گوش ار بدهی بر او بی شک کندت عاطل __ او در صدد است دائم ، گولت بزند با حرف __گیرد زتو عقلت را ،رویت کنی از حق صرف . با عرض ادب و ارادت ،محمد مهدی اسلامی .
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب مش قلم خوب و صادق و دوست داشتنی ، باز هم از با بت زحمتی که کشیده و جوابم را مرقوم فرموده اید تشکر می کنم و برای جنابعالی آرزوی توفیق وسلامتی دارم . اما انتظار داشتم هر بخش از نظر بنده ی حقیر را که مردود میدانید همرا ه با دلیل بفرمائید که حقیر را به اشتباهم واقف کند ، چون عنایت می فرمائید که نظر بنده دارای سه بخش است !_ الاهم فالاهم (امور مهمه به ترتیب اولویتشان تقدم می یابند ) 2__جایز بودن انجام برخی از امور محرمه بهنگام اضطرار. 3_بخشی که خواهش کرده بودم با نظر مبارک خودتان بطور مستدل جواب بفرمائید . اکنون اگر بزرگواری بفرمائید اختلاف نظر تان در هر مرد با بنده با دلیل ارائه بفرمائیدلطف بزرگی است که به بنده خواهید کرد و اگر هم حوصله نداشته باشید راضی به زحمتتان نیستم . میدانید که منطقی بودن و داشتن تواضع و خلق و خوی پسندیده تان سبب اشتیاقم به گفتگو با جناب عالی است پس نباید از این رفتار کریمانه تان خدای نا کرده سوء استفاده کرده و موجب نا راحتی سرکار بشوم . میدانم و به آن مقیدم که اگر در مواردی فرصت نداشته باشید یا گاهی صلاح ندانید بحث بفرمائید باید مزاحمتان نشوم . اینک ریش و قیچی در دست خودتان است هرچه بفرمائید ، روی چشم قرار میدهم تا هر وقت جنابعالی مقرر بفرمائید . موفق و مؤید و سر بلند باشید . با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با عرض سلام و ارادت
در هر سه مورد با شما موافقم البته در تعاریفی که در متن بالا ارائه کردین. در مورد رضاخان هم که قبلا نظرم رو نوشتم .
محمد مهدی اسلامی
در اینجا از دوستان عزیز و کاربران خوب اجازه میخواهم این نکته ی مهمه را بعرض مبارکشان برسانم با آن که خود عزیزان میدانند فقط برای تأکید که گاهی ممکن است برخی از ما در هنگام بیان مطالبی از توجه به آن غافل شده باشیم و آن این است که انسان با انجام هر گناهی مرتدّ بحساب نمی آید ، فقط کسی که یکی از ضروریات دین را منکر شود مرتد خواهدشد که حکم مجازات آن نیز درمورد مردان با زنان تفاوت دارد حال اگر عزیزی خواست امر میفرماید تا در حد توان نا چیزم در خدمتشان بوده وتوضیح بدهم .
ناشناس
در جواب جناب سروش،۱۷،۵۳،،اولا فرموده اید،کلی گویی وقاطی کردن موضوعات وراست ودروغ ! دوست گرامی من نمیتوانم در یک کامنت چند سطری برات شاهنامه تعریف کنم،ومصدع وقت شریفتان شوم،همینکه اشاره به مطلب شود تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل،وکلا کارنامه رضا خان نیاز به تعریف بیشتر ندارد چون هنوز شاهدان زنده زیادی از ماوقع اعمالش حاضر وناظرند، ونیاز به مراجعه به کتب تاریخسازان درباری نیست.وعلم لدنی هم نمیخواهد. من نمیگویم قرار داد مظفرالدین وجود نداشت،بلکه شجاعت شیخ خزعل هم در این بود که مانع اجرایی شدن قرار داد ظالمانه که کلا به ضرر ایران بود شده بود،ولی رضا خان در فکر منافع نفتی ایران نبود بلکه میخواست کسی را ازمیان بردارد که مزاحم انگلیس ومنافعش بود،بطوریکه بعد از معدوم شدن خزیل نفت را تقدیم انگلیس کرد. وحتی عشای لر وبختیاری وقشقایی
سروش
عزیز من ما اینجا نیامدیم کل تاریخ را در این صفحات بنویسیم برای همین آن بخشی را که مینویسی لطفا کامل و درست بنویس. قرار داد نفت را انگلیس از حکومت مرکزی گرفته بود منتها در زمان اکتشاف و استخراج اعراب و بختیاریها مزاحمت ایجاد میکردند مجبور شده بود به آنها باج بدهد برای همین تلاش داشت که حکومت مرکزی قوی ایجاد بشود تا بتواند نفت را بدون دغدغه ببرد چون قرارداد قانونی داشت. خوب هر کشوری دنبال منفعت خودش است. کجا شیخ خزعل جلوی قرارداد را گرفت؟ انگلیس با شیخ خزئل و سردار اسعد جداگانه قرار داد بسته بود و باج میداد چون شما اگر تاریخ قبل از رضاشاه را بدانی کشور ملوک الطوایفی شده بود هر قسمتی باج میگرفتند....!!! حالا هی بگو منافع انگلستان انگار انگلستان اومده توی کشور تو که خدمت به تو بکنه!! آخه انسان یه قدری باید تفکر بکنه یک کشور قوی که نمیاد توی یه کشور ضعیف بگه بیائید من به شما آمدم خدمت بکنم!!
ناشناس
به سروش ۱۸،۰۱ که نوشته کلنل پسیان(( اولین خلبان تحصیلکرده در اورپا نه مثل رضا خان بیسوادکه در سن ۴۷ سالگی اب وبابا اموخت)) یاغی شده بود وحرف مافوق را قبول نمیکرد،،،جناب بزرگترین یاغی تاریخ ایران بدون شک رضا خان بودند،که نتنها تمام دستاوردهای انقلاب مشروطیت (که به بهای خون صدها هزار وطنپرست بدست امده بود) به زباله دان تاریخ افکند، واحمد شاه که بنا به نوشته خارجیان صادقترین شاه در طول تاریخ بود که به قوانین مملکت احترام میگذاشت،وحاضر نبود بخاطر سلطنتش قوانین مملکت را پایمال کند، ( ورضا خان بر علیه چنین شخصی یاغیگری کرد) واینکه به برادرش محمد حسن میرزا که پرسید چرا از قدرت خود استفاده نمیکنید،در جواب گفت من نمیخواهم با ریختن خون حتی یک بیگناه سلطنت کنم وسبزی فروشی در خیابانهای سویس را بر چنین سلطنت ترجیح میدهم. ولی رضا خان یاغی بخاطر سلطنت نتنها منافع مملکت را به انگلیس فروخت،بلکه خون صدها هزار ایرانی بیگناه را هم ریخت. مگر خروس نبود سحر نمیشد،این مملکت از صدها بحران در طول تاریخ سربلند بیرون امده بود،وانشالله هزاران سال دیگر هم چنین خواهد شد ولی هر گز از ظلم وخونریزی اشخاصی مثل رضا خان وپسرش نخواهد گذشت
واینکه نوشته ای عشایر مظلوم وزحمتکش مسلح بودند وخطری بر استقلال کشور بودند،اتفاقا همان عشایر هزاران سال ضامن استقلال کشور بودند،ولی رضا خان ترسش از این بود که چون دستاورد عشایر را پایمال کرده بود (( مشروطیت را ملغی کرده بود)) میترسید عشایر مجددا در پی احیای مشروطیت شوند، وبه ان سبب تمام عشایر کشور را نابود وتقریبا از بین برد،داستانهای قتل عام عشایر لرستان،بختیاری،قشقایی،بویر شاهسون،ارسباران ووو همه در حافظه بازمانگانشان محفوظ ومبثوت است. .
علی
من تعجب میکنم چطور شخصی بی پدر ومادر،بی خانواده،که هیچ تربیت خانواده،ومهر وصمیمیت ان را ندیده،وهیچ سواد وسابقه کار وهنری نداشته(( به غیر از کار در اسطبل اسبان سفارت هلند،)) وهیچ اطلاعی از تاریخ وجغرافیا،وضعیت اجتماعی اقوام ایرانی نداشته،چطور میتواند تنها با توسل به زور سر نیزه تمام قوانین مملکت را زیر پا،وتمام رقیبان احتمالی را نابود وبر کل مملکت تسلط یابد، در اینجاست که بهره گیری از علم وسواد ومهارت،تربیت، شک میکنم و همه اینها را مقهور شمشیر میبینم،،، ایا چنین شخصی میتواند از روحیات سالمی برخوردار باشد،ویک شخص بیسواد چطور میتواند منافع ومصالح کشور را تشخیص دهد. چرا هیچ کدام از فرزندانش با ان همه امکانات نتوانستند،حتی یک دفتر چه در مورد مسایل کشوری،ودنیوی،شخصی بنگارند در صورتیکه ما صدها شاعر،نویسنده،وعالم از فرزندان شاهان قاجاری داریم ،ولی دریغ از یک نفر پهلوی به این صحبتها....وحتی از خانواده اجدادی رضا خان در الاشت هم خبری نیست، یعنی چطور خانواده است که حتی از قبر پدر بزرگشان جناب داداش بیگ عباسقلی، هم خبری نیست،،در صورتیکه در ایران نمیتوان خانواده ای را یافت که از قبر والدینش بیخبر باشد، همه این سوالات ذهنم را مشغول کرده،شاید روزی کسی جوابی به من غریب بیابد.
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب مش قلم عزیزم ، خیلی دوست داشتنی هستید ، البته نه بخاطر این که با بنده ی حقیر هم نظر هستید ،بلکه بخاطر این که با صداقت و با صفا و حقجو و صبور هستید و عصبانی نمی شوید و با بزرگواری ،زحمات بنده را تحمل میفرمائید ، حتی یکبار اعتراض نکردید که چرا این اندازه طولانی مطلب می نویسم ، از لطفتان ممنونم ، اصلاَ از دیدن نام قشنگتان هم خوشحال میشوم که نشان میدهد سلیقه تان نیز عالی است چون این نام قشنگ به ذهن کمتر کسانی می رسد .ان شاءالله که سر بلند و پایدارباشید . با عرض ادب ، ارادتمندتان ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با عرض سلام و ارادت
فقط یک مورد رو تاکید کنم که درباره ی رضاخان با شما هم نظر نیستم
ارادتمند شما
لعنت الله
عهعه
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب لعت الله خان یا لنت الله خانم چون نمیدانم آقا هستید یا خانم ، عرض میکنم ، احتما لاََ میخواسته اید مرقوم بفرمائید أه أه ، مانند بنده که غالباََ اشتباه میکنم ، دست مبارکتان بجای آن که روی همزه برود ، ع ، را شکار کرده است یا آن که أَرَدتُم التَنهِیدَةِِ الغََلِیظة_ نحن لدینا لکم العریضة. اما : مبارک باشدت این نام زیبا__چه نسبت داشته ای با شخص دیبا ؟ با عرض ادب ،محمد مهدی اسلامی .
محمد مهدی اسلامی
لطفاََ اصلاح بفرمائید : !___لعت الله خان غلط و درستش «لعنت الله خان» ، 2___لنت الله خانم ، غلط و «لعنت الله » خانم ، درست است . متشکرم .
نعمت الله ریاحیان
سلام ورحمت خدا بر جناب محمد مهدی اسلامی عزیز، جناب اسلامی من عذر میخواهم که چنین کامنتی بی محتوا ارسال اشتباه وتصادفی بود به اینصورت : بعد از دوساعت تلاش توانستم یک متن قشنگ وپر از جنایات رضا خان قلدر بنویسم ولی همینکه خواستم ارسال کنم ،هر چه دکمه ارسال میزدم (کلیک ) ارسال نمیشد، گویا انترتمان ضعیف بوده یا هر چه بود،بلاخره نتوانستم ارسال کنم،و دکمه انصراف را اشتباهی زدم که کل مطب ونوشته ام پاک شد،، وخواستم امتحان کنم ببینم باز هم ارسال نمیشه که الکی یک کلمه شبیه عهعه نوشتم واسمم هم که در کامنت ۰۰،۴ امده نعمت الله است که چون عصبانی بودم لعنت الله نوشتم ،وارسال زدم ،فورا هم ارسال شد ،لذا معطل ماندم چرا نیم ساعت تلاش میکردم ارسال نمیشد،،،،،،،لذا اولا بی نهایت عذر میخواهم،ودر ثانی از نوشتههای شما فوقالعاده استفاده میکنم ،که چقدر انسان شریف وپاکی هستید، واصلا بر کامنت (( عهعه))من عصبانی نشدید. باز هم عذر میخوام که وقت شریفتان را گرفتم،،،،، ودر اخر مجددا بر رضا خان بی سواد،بی دین، که چه ظلمهایی بر ملت ایران روا داشته لعنت میرستم،،،،،، ارادتمند شما نعمت الله ریاحیان.
ناشناس
تاریخ ایران هر گز شخصی به پستی رضا خان ( بی خانواده،بی پدر ومادر،بیسواد،مجهول الهویه، نوکر بیگانه،قصاب مردم ایران، زنباره،بیدین،عقده ای یاغی خیانتکار،...) ندیده،وشاید در تاریخ دنیا هم نمونه نداشته باشد. وملت ایران هر روز بیش از روز قبل متوجه جنایات این یاغی بیوطن وطن فروش میشود،،،،،،شخصی که لقب پست ترین نماینده خارجیها در ایران را یدک میکشد. هرزهگردی که بعد از مردنش ۳۵ اولاد نامشروع اش مشخص گردید،که چند تایش هنوز زنده هستند،واین علاوه بر ۱۶ اولاد از پنج زن رسمیش بودند،،، شخصی که موقع فرار از ایران ۱۶۷ چمدان پر از اثار تاریخی وجواهرات سالطنتی با خود برد، شخصی که حتی نمیتوانست نام ایران را بنویسد،ولی ۲۰ سال امورات مملکت را قبضه کرده بود،کسی که معنی تاریخ را نمیدانست برای ایران تاریخسازی میکرد،،،کسی که اصلا ایرانی نبود ولی خود را به کورش ،داریوش نسبت میداد، کسی که از قبر پدر ومادر خود بی اطلاع بود،برای کورش مقبره وتالار میساخت، کسی که بی دین ومروج بهاییت بود ،ومراسم عاشورا را قدغن کرد، ادعای رهبری کشور اسلامی داشت.
ناشناس
این القابی که گفتی از کجا اوردی؟؟؟ مطمئنا برگرفته از خانواده ات هست....اصل و نسب خریدنی نیست از رفتار و کردار هر شخصی می توان به ان پی برد....
مش قلم
ظاهرا شما تاریخ ایران و جهان رو مطالعه نکردین و نظر شخصی خودتون رو بعنوان تاریخ بیان میکنید !!
محمد مهدی اسلامی
سلامت کنم نا شناس عزیز __یقین کرده ام هستی اهل تمیز ---بنیکی و با غیرت دینیت ___مشخص نمودی جهان بینیت __ مرا فهم نیکت نموده است شاد __نگه دارم آن را همیشه بیاد .
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر دوست خوب و عزیزم جناب مش قلم ، ممنونم از صداقتتان در بیان و با تشکر از جنابعالی عرض میکنم اصلاََ بحث در مورد هر امری ، وقتی بوجود می آید که افراد با هم در مورد آن یکسان نمی اندیشند و اختلاف نظر دارند . و هر یک میخواهد ببیند که اگر نظر دوستش درست است آن را بپذیرد و اگر خودش درست میگوید ، دوستش را نیز از آن آگاه کند . اما این که می بینیم گاهی افراد تحت عنوان بحث به سر و کله ی هم می زنند و خدای ناکرده به توهین و فحاشی و مسخره کردن یکدیگر می پردازند ، بی توجهند که هدف دشمنی کردن با یکدیگر نیست ، منتها یک عیب دیگر هم این است که یکی یا هردو خدای نا کرده تحت اثر هوای نفس بوده از این ناراحت است که چرا آنچه من میگویم قبول نمی کنی ؟ مگر نمیدانی که من منم ، منم دارم میگویم پس بپذیر دیگر دور از جان ، آخر په مرگت است چرا نمی پذیری ؟ و اعصاب مرا خرد می کنی ؟ ! اما بحمد الله تعالی جنابعالی بارها دیده ام که منصف هستید و سخن بر حق و درست کسی را از روی لجبازی رد نمی کنید . بهمین جهت سخن گفتن با جنابعالی هم ارزشمند است و هم آسان . ضمناََ میدانید که کلمه ی «بحث »یعنی جسجو کردن افرادبرای یافتن، چیزی که در باره اش گفتگو می کنند . حال اگر صلاح بدانید ، بفرمائید در چه چیزی راجع به رضاخان با بنده ی حقیر اختلاف نظر دارید و دلیلتان بر این که حق به جانب حضرتعالی است ، چیست؟، و اشتباه این حقیر در کجا و چیست؟ که اگر لازم به بحث باشد ، بنده در خدمتتان هستم با کمال افتخار . با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با عرض سلام و ارادت
من خدمت شما بارها عرض کردم که من به هیچ عنوان رضاخان رو ی شخصیت به تمام معنا منفی و بد نمیبینم همونطور که صدردصد مثبت نیستند و معتقدم در مواردی هدفشون آبادی و پیشرفت ایران بوده هر چند که در مسیر رسیدن به هدف اشتباهاتی هم داشتند بعنوان مثال درباره کامنت دوستان که ناراحت بودند چرا رضاخان با بهاییان برخورد نمیکرده یا مانع جشن گرفتنشون نمیشده اصلا موافق نیستم بنظر من هر شخصی مختاره خودش دینشو انتخاب کنه و آزاد باشه مناسکشو انجام بده و دلیلی نداره چون روزهای محرم شیعیان عزاداری میکنن کل مردم مجبور باشن بپذیرن . این یک نمونه کوچک از عدم تفاهم ماست چون دیدم شما نظر ایشون رو تایید کردین بعنوان نمونه ذکر کردم
محمد مهدی اسلامی
با سلام واحترام بر جناب مش قلم خوب وعزیزم ،باز هم ممنونم که در کمال صداقت و صمیمانه نظر تان را می فرمائید ، بلی درست است که لا اکراه فی الدین ، در دین اکراه و اجباری نیست ، اما میدانید که در جلوگیری کردن از دین رسمی و فراگیر مردم یک کشورنیز اجبار و اکراه نیست؟ یعنی رضا خان حق نداشت، که مانع اجراء مراسم مذهبی مردم بشود؟ ! آنهم در کشوری قانون اساسیش (قانون اساس همان زمان ) دین رسمی کشور را اسلام ومذهب جعفری (ع) میداند مراسمی که با اجراء عزاداری ، عواطف مردم را نسبت به دوست داشتن اهل بیت عصمت و طهارت ، شجاعت ، جوانمردی ، پایداری در برابر ستمگران تقویت می کند بزور بگیرد؟! حتماََ توجه فرموده اید که مرحوم امام خمینی سلام الله تعالی علیه که می فرمودند ، این محرم و صفر را زنده نگهدارید که ما هرچه داریم از این همین عزا داری ها داریم ، آن بزرگوار بعنوان یک فقیه ، فیلسوف وحکیم ،عارف واسلام شناس بزرگ ، میدانست که فرمایش امام صادق (ع) را به این صورت باز گوئی می فرمود . اما تأیید حقیر از این بزرگوار نیز در حد اطلاعات اندکم هم بر بعد دینی مطلب و هم بلحاظ مطالعات تاریخی و دشمنی رضاخان با شعائر دینی مبتنی است . که او اگر آلت فعل انگلیسی ها هم نمی بود که متأسفانه بود ، و آنچه را استاد ازلش گفته بود همان را میگفت و می کرد ،قطعاََ بعنوان یک مسلمان موظفم از گویندگان و نویسندگان حق ، حمایت کنم . وچون جنابعالی را نیز صمیمانه بخاطر حق طلبی و بزرگواریهاتان دوست دارم ، لازم دیدم علتش را بحضور مبارکتان عرض کنم ، باز هم اگر فرمایشی داشته باشد ، سراپای وجودم گوش و چشم است که میدانید نوشته ها و فرمایشتتان برایم خوشحال کننده است ، هر وقت از جنابعالی نوشته ای خطاب بخود نا چیزم می بینم ، از شادی پر و بال در می آورم زیرا جنابعالی را یکی از بهترین انسانهای فهیم میدانم که بنده از گفتگو با جناب شما جز خیر نصیبم نمی شود . با عرض ادب ، ارادتمندتان ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با عرض سلام و ارادت
جناب اسلامی عزیز من نگفتم ایشون اشتباه نکردند که اجبار مردم بر بی دینی یا دینداری، هر دو اشتباهه ، چون انتخاب دین و انجام امور مربوط به آن یک تصمیم شخصیه و حکومت نباید در آن دخالت کنه چون دین چیزی هست که انسان باید با مطالعه و تحقیق انتخاب کنه نه اینکه چون دین رسمی کشور هست پس همه موظف به انجام مناسک آن دین هستند. اما از طرفی این نکته هم باید در نظر بگیرید که مخالفت برخی آخوندها با نشانه های پیشرفت و تکنولوژی بی تاثیر نبوده و جالب اینکه با گرفتن حق الحساب مشکل شرعی کاملا رفع میشده!!! شما وقتی مطالعه میکنی که برای سرشماری و گرفتن شناسنامه چه اتفاقاتی افتاده که البته نقش علمای!!!آن زمان هم کم نبوده میبینید کار رضاشاه که یک آدم نظامی بوده خیلی سخت بوده!!این یک نمونه بود
در ضمن من اعتقاد ندارم که رضا شاه عامل انگلیس بوده . اما نوشتین وظیفه دارین از نویسندگان حق گو حمایت کنید البته که همه وظیفه داریم ولی حق کجا ی مشت توهین و بی ادبی کجا!!!؟؟؟ مثلا کاربری که صفت بی خانواده و یا بی پدر و مادر رو به رضاخان نسبت داده ، که البته میدونیم ایشون هم خانواده داشتند و هم پدر و مادر هر چند که در فقر و بیچارگی بودند و بقیه کامنتشون که سراسر توهین و بی ادبیه و جالب اینکه اعتقاد دارن در تاریخ جهان رضاخان از همه بدتر بوده که این هم عین دروغه ، کجا حق بوده؟؟!!وقتی کامنتی رو تایید میکنید یعنی خط به خط با آن موافقید پس چطور حق با این همه دروغ برابر شده؟؟!!!
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر عزیزدلم جناب آقای نعمت الله ریاحیان ایدکم الله تعالی ، خیلی بزر گوار هستید ، اما با همین بزرگواری و رأفت قلب مبارکتان درس ادبی هم به این بنده ی حقیر دادید ،بسیار ممنونم ، البته بنده حقیتاََ چون عادتاََ همیشه تلاش می کنم ، بیانات عزیزانمان را تا جائی که ممکن است و در توان نا چیزم هست بنا بفرمایش امام صادق علیه الصلوة والسلام به نیکی تعبیر کنم ، از این کلمه ای که جنابعالی مرقوم فرموده بودید تعبیر بدی نداشتم ، فقط شوخ طبعی این حقیر ، گاهی سبب می شود که مطالبی را بنویسم برای ایجاد الفت و دوستی ، ولی حالا می بینم که باید لطافت در کلام و سعه ی صدر را از جناب شما برادر خوبم بیاموزم که به آن افتخار می کنم ، دستتان را می بوسم چقدر بیانتان لطیف است ، برای بنده که واقعاََ آموزنده است ،خدا ی تعالی بر عمر و عزتتان بیفزاید ، و سر بلندت کند ، ان شاءالله باز هم توفیق بهره بردن از افاضاتتان را داشته باشم . با عرض ادب خدمتگزار و ارادتمندتان ، محمد مهدی اسلامی .
محمد مهدی اسلامی
باسلام و احترام بر جناش مش قلم عزیزم از این جدیت و حقجوئی جنابعالی سپاسگزارم ، از جنابعالی اجازه میخواهم فقط چند نکته را خدمت با سعادت حضرتعالی عرض کنم . میدانید که شیطان با آن که شش هزار سال (بفرمایش امیرالمؤمنین علیه الصلوة و السلام )خدا را عبادت کرده ( با آن که از أجانین = از جن ها بود، که بعضی اشتباهاََ أجنَّه میگویند در حالی که أجنه یعنی جنین ها) بمقام قرب رسیده و پیشنماز فرشتگان شده بود ، فقط بخاطر یک گناه تکبر ش در برابر امر خدای تعالی که فرمود به آدم سجده کنند ، همه سجده کردند الَا ابلیس که گفت آدم از خاک است ومن از آتش و آتش برتر از خاک است ( قر آن کریم )، تمام آن عبادتهای شش هزار ساله اش نابود وخودش از ساحت قرب پروردگار رانده و رجیم و ملعون لقب گرفت ، زیر پا گذاشتن امر پرودگار یعنی جنگیدن با خدا = کفر است . برترین و با لاترین خدمت ها ، بندگی خدا کردن است ،. حال که شیطان با آن همه عبادت ، مطرود و ملعون می شود ، و دیگر سخن از خدمات او بمیان نمی آید و هر وقت که بیاد ها ها می آید یک لعنت خدا بر او نصیبش می شود ، چطور می شود رضا خان را که تا توانست با دین خدا (اوامر خدای تعالی ، نه یک امر خدا که شیطان فقط از یک امر خدا سر پیچی کرد)جنگید ، خادم بحساب آورد ؟ مگر پیامبر خدا نمی فرماید « من ترک الصلوة متعمداََفقد کفر ؟= هرکس عمداََ نماز را ترک کند بدون شک کافر شده است ؟، خوب حالا کسی که نماز را عمداََ ترک کند ، کافر است ، کسی که محل بر گزاری نماز (مسجد گوهر شاد) را به توپ می بندد و به کشتن نماز گزاران کمر می بندد ، چه نامیده می شود ؟ جناب مش قلم عزیزم کسی که با خدا می جنگد ملعون است ،احترامی ندارد . محارب با خدا و رسول ( یعنی جنگ کننده با دین خدا ) لایق حرمت نیست . کسی که با حبیب ابن مظاهر با مسلم ابن عقیل با عابس و شوذب می جنگد ، کافر حربی است اگر چه اسمش مسلمان باشد ، یزید و شمر و ابن زیاد خودشان را در میان مسلمانان ، مسلمان می نامیدند ، برای آن که مسلمانان علیه آنان نشورند ، زیرا میدانستند که شورش مسلمانان همان ، واز میان رفتن فرمانروائیشان همان . اما مگر ابن زیاد و یزید ظاهراََ خدمات اجتماعی و ظاهری نداشتند؟ ! مگر فرعون را بی جهت مردم زمانش خدا میدانستند که خودش هم جرأت میکرد ومیگفت من پروردگار بلند مرتبه ی شما مردم هستم ( قرآن کریم ، أنا ربکم الاعلی )؟ خیر فرعون را می دیدند که خدمت هائی را برایشان انجام میدهد ، این بود که او را رب خود گرفته بودند . بلی همانطوری که قر آن کریم می فرماید ، خدمات دشمنان خدا هباءاََ منثوراََ است ، پس اگر از نوشته ی این دوست عزیزما در مورد رضاخان این حقیر تجلیل و قدر دانی می کنم بدین سبب است . جنگیدن با امام حسین (ع) یعنی جنگیدن با دین و مکتب او ، حال اگر این عمل در زمان خود آن حضرت و در حضور او باشد یا در زمانهای دیگر و در غیاب او باشد ، فرقی نمیکند .اما بی پدر و مادر که به کسی گفته می شود ،معلوم است که نمی خواهند بگویند او مثل حضرت آدم ابی البشر بود که نه پدر داشت ونه مادر ، معنای این سخن این است که او تربیت انسانی و اسلامی نداشت ، وگرنه کیست که قبول کند یک انسان بدون داشتن پدر و مادر خود بخود از زیر یک بوته زده بیرون . جناب مش قلم خوبم خودتان که این ها را میدانید دیگر نیاز به توضیح بنده نیست ، اتفاقاََ شما که بحمدالله تعالی هم مهربان و خوشزبان هستید و هم سعه ی صدر دارید ، اگر فضولی نکرده باشم خیلی راحت میتوانید با خود آن برادر بزرگوار مان هم وارد گفتگو بشوید گمان می کنم مفید تر از این باشد که بنده به نیابت از ایشان وقت شریفتان را بگیرم گرچه بنده به گفتگو با جنابعالی و خواهر خوبمان سر کار خانم صفوی که مهربانی از سر و رویتان می بارد خیلی مشتاقم ، چون می بینم بدون کینه و بی غرض و مرض و فقط حقجویانه می نویسید . این است که برخلاف بعضی از عزیزیزان که گمان می کنند در انتقاد باید بیل و کلنگ و داس و تیر و تبر بهمراه داشته باشیم و چنانچه کسی خلاف میل ما حرفی زد گردن یا سرش انتقاد کنیم !! شما دو بزرگوار لطیف ومتین مطلب می نویسید . خدا خیرتان بدهد و سلامتتان بدارد ، موفق و سر بلند باشید . با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
ارسال نظر
نمای روز
حواشی پلاس
آخرین اخبار
سداد2