پیشنهاد پارسینه
تنبلی به معنی عدم تمایل به فعالیت یا تلاش، علی‌رغم برخورداری از توانایی کافی‌ست‎
۰۹ بهمن ۱۳۹۷ - ۲۱:۳۲
۰
تنبلی، کاهلی و تن‌پروری به معنی عدم تمایل به فعالیت یا تلاش، علی‌رغم برخورداری از توانایی کافی‌ست

به طور کلی، به تاخیر انداختن کارها از ۳ ناراحتی منشا می گیرد:

الف ) احساس خود کم بینی

به طور نسبی هر کس در مواقعی احساس خود کم بینی می کند. یعنی شخصیتخود را در جایگاهی پایین تر از آنچه هست می بیند و از این نظر دچار ناراحتی می شود یا اعتماد به نفس خود را از دست می دهد و احساس بی ارزشی می کند.این احساس از آن جهت در شخص ایجاد می شود که:

1- هرکسی دوست دارد کارش را هرچه بهتر و کاملتر انجام دهد.

2- اعتماد و محبت دیگران را نسبت به خود جلب کند.

3- با رفتاری مجدانه بر تصورات باطل خود که از ضعف شخصیت سرچشمه می گیرد، غلبه ورزد.

خصوصیات یاد شده در رفتار هر کس به طور نسبی دیده می شود.

گاهی به دلایل مختلف موفق نمی شوید که کارتان را به موقع انجام دهید و در نتیجه احساس شرمندگی می کنید. احیانا به خودتان می گویید :(( من آدم بدی هستم ، چون کارم را به موقع انجام نداده ام )). خوب کسی که در ارزش وجود خود شک می کند طبیعی است که آمادگی انجام کار خوب را ندارد.

از کار کردن نهراسید و تنها به خوب ارائه کردن آن توجه نداشته باشید، چون همیشه قضاوت درباره کار انجام نشده، پوچ و بی حاصل است. اگر شما به ایده آل می اندیشید، یعنی می خواهید هر کاری را به بهترین شکل انجام دهید ولی نمی توانید ، طبعا ناراضی می شوید.

نارضایتی عاملی است که شما را از فعالیت بعدی بازمی دارد و دیگرحاضر نخواهید بود آن کار را ادامه دهید و این وضع در شما ابتدا به صورت بهانه جویی وسرانجام عادت ظهور خواهد کرد. شما باید بدانید مقصود از کار، انجام آن به نحو احسن نیست. هر کار خوب و ظاهرا بی ایراد، خالی از نقص نخواهد بود.

پس سخت گیر نباشید و به خود اعتماد داشته باشید. یکی از دلایل بی علاقگی، عدم اعتماد به نفس است، پس خود را باور کنید.

ب ) پایین بودن سطح تحمل (سرخوردگی)

یکی از علل سرخوردگی یا پایین بودن سطح تحمل ، به ((خود رسیدن)) وافراط است؛ مثلا افراط در خوردن، افراط در خوشی، زیاده روی در مصرف مواد مخدر وغیره. عوامل یاد شده موجب ((سرخوردگی)) نمی شوند، ولی بتدریج زمینه را برای آن مهیامی کنند.

پرتوقعی در حقیقت عامل مستقیم سرخوردگی است. دوست دارید درآزمون ادبیات انگلیسی حتما نمره ۲۰ بگیرید یا لااقل نمره ۱۸ و ۱۹، در غیر این صورت ترجیح می دهید به تحصیلتان ادامه ندهید. این همان پرتوقعی است که از آن یاد کردیم وطرز فکری است که شما را به تنبلی سوق می دهد، زیرا ترس دارید که توقع شما در حدانتظارتان نباشد و به این دلیل کوشش و سعی لازم را به کار نمی برید، در نتیجه نسبتبه کار بی علاقه می شوید.

در حقیقت ، توقع بیش از حد برای کسب موفقیت هرچه بیشتر ، شما را دچار ترس و فرار از کار کرده است..

هرگاه در کاری به نتیجه بالاتر از میزان استعداد و توانایی خودفکر کنید، باید بدانید به جای این که به ادامه آن تشویق شوید، به بیزاری و انزجاراز آن سوق داده خواهید شد؛ چراکه توانایی شما نمی تواند بیش از حد کارآیی تان در آنباشد. بدون واهمه درباره نتیجه کار به فعالیتهای خود بپردازید.

وقتی میزان توقع شما بیش از حد توانای تان است ، کار برای شما کسل کننده خواهد بود.

تنها اشتغال به کار، شما را از اندیشه های مزاحم نجات خواهد دادو بتدریج درمی یابید که به سوی موفقیت گام برمی دارید و در کارتان احساس بهروزی می کنید. شما در هر کاری که شروع می کنید، باید از پیش خودرا برای مواجهه با برخی مشکلات آماده کنید. این احتمال کاملا طبیعی و منطقی است. نباید با خود بگویید: «به علت مشکلاتی که وجود دارد آن کار را دوست ندارم.» پس در مواجهه با مشکلات شکیباباشید. به خود تلقین کنید که می توانید آن را به شکلی دلخواه انجام دهید. خود اینفکر به شما نیرو می دهد که در جهت مقصود پیش بروید.

ج ) خشم

بسیاری از تنبلی ها نتیجه خشم و پرتوقعی است؛ مثلا شاگردی از ترس مردود شدن، انجام تکالیف درسی خود را عقب می اندازد و از آن نظر که نمی تواند آن رابه طور کامل انجام دهد، بهانه تراشی می کند. مثلا تقصیر را به گردن هم اتاقی خود می اندازد، استادش را مقصر می داند که تکلیف مشکل برای او تعیین کرده است. والدینش رامقصر می داند که او را به مدرسه برده اند و نسبت به معلمان و والدین خود احساس دشمنی می کند.

به جای این که از دست خود عصبانی باشد و خود را مقصر بداند، همه تقصیرها را به گردن دیگران می اندازد!

در بررسی آماری که در این مورد به عمل آمده، معلوم شده علت عمده تنبلی در افراد، پرتوقعی و پایین بودن سطح تحمل آنهاست که به خصومت و تنفر آنها ازاشخاص می انجامد.

از كلمه باید استفاده نكنید.

تنبل‌ها بیشتر به خود می‌گویند: باید آن نامه‌ها را بنویسم ، باید شروع كنم. عبارت‌های بایددار معمولا موثر نیستند، زیرا احساسی از گناه تولید می‌كند و در نتیجه شرایطی فراهم می‌كنند كه شما از انجام آن خودداری می‌كنید. در همان لحظه كه به خود می‌گویید : «باید این كار را بكنم» احتمالا این اندیشه را در سر دارید ...«اما حالا به انجام آن مجبور نیستم، تا فرصتی دیگر صبر می‌كنم.» گاهی اوقات هر چه بیشتر به خود بگویید كه باید كاری صورت دهید، انجامش به همان اندازه دشوار می‌شود.

قاطعیت نشان دهید.

خیلی‌ها به علت نداشتن قاطعیت و موافقت كردن با انجام كارهایی كه علاقه‌ای به انجام آن ندارند، مسامحه می‌كنند. البته همه ما در مواقعی برای كمك به دیگران تن به انجام كارهایی می‌دهیم كه به آن علاقه‌ای نداریم، اما اگر احساس كنید شما باید همیشه آری بگویید و همه را راضی كنید ، می‌تواند مساله‌ساز شود. ممكن است بیش از حد خود را متعهد كنید و به جای آن كه برخوردی صادقانه داشته باشید ، تن به مسامحه دهید و آنوقت کار مهم تری را با تاخیر انجام دهید.

وقت مشخصی را تعیین كنید.

(مثلا چهارشنبه از ساعت 10 تا 15/10 دقیقه) و این وقت را منحصرا به انجام كاری كه به تعویق انداخته‌اید اختصاص دهید. خواهید دید كه همین 15 دقیقه كوشش، كل مشكل تعلل ورزی شما را از میان برمی‌دارد.

در به عهده گرفتن كاری كه از آن پرهیز دارید شجاع باشید.یك عمل شجاعانه می‌تواند همه ترس‌های شما را از میان ببرد. دیگر به خود نگویید عملكردتان باید خوب باشد. به خاطر داشته باشید كه نفس عمل كردن بسیار مهم‌تر است.

كلمات ای کاش، آرزو و شاید را از فرهنگ لغات خود حذف كنید.این كلمات ابزار به تعویق‌اندازی كارها هستند. هر وقت این كلمات وارد ذهن شما می‌شوند ، جملات تازه‌ای را جانشین آنها كنید. مثلا جمله «امیدوارم كارها رو به راه شوند» را به جمله «آن كار را عملی خواهم كرد» تبدیل كنید و این یكی را به زبان آورید.

به خود پاداش بدهید.

بزرگ‌ترین نیروی انگیزه بخش در جهان، شور و هیجان و رضایت از كاری است كه انجام می‌دهید. اگر احساس كنید كه پاداش تلاش خود را می‌گیرید انگیزه‌ای برای كار بیشتر به دست می‌آورید؛ اما اگر كاری كه می‌كنید هرگز به قدر كافی خوب نباشد ، زندگی، فعالیتی كسل‌كننده و بی‌نشاط می‌شود. اشخاص موفق و مفید اغلب به دلیل كاری كه می‌كنند به خود امتیاز می‌دهند و احساس هیجان دارند.

مثبت فكر كنید.

وقتی به كاری كه از انجامش طفره رفته‌اید فكر می‌كنید ، احتمالا ناراحت می‌شوید و ترجیح می‌دهید كار دیگری بكنید. علتش این است كه به خود پیام‌های منفی می‌دهید و در اثر آن خود را گناهكار و شكست خورده می‌بینید. می‌توانید برخورد با این افكار منفی را بیاموزید تا تحت تاثیر آنها قرار نگیرید. این افكار را یادداشت كنید. كار بسیار مهمی است.

اجازه بدهید تكرار كنم. علت طفره‌روی شما از كار این است كه درباره آن به طرزی غیرمنطقی و غیرواقع‌بینانه فكر می‌كنید. وقتی از كاری اجتناب می‌كنید، همیشه درباره چیزی خود را فریب می‌دهید.اگر انام کاری برایتان سخت است ، نگرش خود را نسبت به انجام آن تغییر دهید .

اگر دلتان می‌خواهد دنیا تغییر كند، شكوه و شكایت نكنید،كاری بكنید به جای این كه لحظات خود را با انواع نگرانی‌های اختلال‌آمیز نسبت به كارهای معوق مانده بگذرانید، با این نقطه ضعف فلاكت‌بار مبارزه كنید و پیوسته در لحظه حال زندگی كنید. یك فرد عمل‌كننده باشید، نه آرزوكننده، امیدوار یا انتقادكننده.

نگاه دقیقی به زندگی خود بیندازید.

ببینید اگر می‌دانستید فقط 6 ماه دیگر زنده خواهید بود، آیا همین روش‌ها و همین كارها را انتخاب می‌كردید؟ اگر نه بهتر است كارهایی كه «می‌خواهید» انجام دهید، زیرا به طور نسبی هر چه دارید همین است. اگر ابدیت زمان را در نظر بگیریم، 30 سال یا 6 ماه فرقی با هم ندارند. زندگی شما لحظه‌ای بیش نیست و تاخیر در هر كاری بی‌معنی است.

زمان حال را با دقت بررسی كنید.

ببینید اكنون از چه چیزی اجتناب می‌كنید و شروع به مقابله و مبارزه با ترس از زندگی مثبت و سازنده كنید. به تعویق اندازی موجب نگرانی نسبت به امری در آینده می‌شود و این نگرانی جانشین زمان حال شما می‌شود. اگر آن امر به صورت «اكنون» در آید نگرانی نسبت به آینده طبعا باید از بین برود.

اگر دلتان می‌خواهد دنیا تغییر كند، شكوه و شكایت نكنید،كاری بكنید به جای این كه لحظات خود را با انواع نگرانی‌های اختلال‌آمیز نسبت به كارهای معوق مانده بگذرانید، با این نقطه ضعف فلاكت‌بار مبارزه كنید و پیوسته در لحظه حال زندگی كنید. یك فرد عمل‌كننده باشید، نه آرزوكننده، امیدوار یا انتقادكننده.
 
منبع: بیتوته 
پــنــجــره
ارسال نظر
نمای روز
آخرین اخبار
سداد
شفا دارو