پیشنهاد پارسینه
شمس قنات‌آبادی، که آن زمان معمم بود و از نزدیکان آیت‌الله کاشانی، در خاطراتش فرایند ترور کسروی را اینطور بیان کرده است:
۰۹ فروردين ۱۳۹۵ - ۱۲:۴۵
۳
«در نجف اشرف در بین طلاب ایرانی مردی بود بنام شیخ محمد آقای تهرانی، که بعداً به تهران آمد و هیئت قائمیه را در خیابان خراسان تأسیس نمود که بطوری‌ که شنیدم این هیئت قائمیه با وجودی که شیخ محمد آقا تهرانی مؤسس آن به رحمت خدا پیوسته است هنوز پابرجا می‌باشد. این شیخ محمد آقا اصولاً عنصری متحرک و متعصب بود و چون در آن روزها کسروی با روشی که اتخاذ کرده بود به مقدسات مذهبی و دینی با کمال بی‌پروایی جسارت و اهانت می‌کرد، شیخ محمدآقا سید مجتبی [نواب صفوی] را که در حوزه درسش حاضر می‌شد و اظهار حرارت و تعصب دینی می‌نمود، پس از مدتی آماده نموده و او را تجهیز و مسلح می‌کند که بیاید به تهران و کسروی را ترور نماید و ضمناً به او سفارش می‌کند در تهران خود را به حاج سراج انصاری، که از مؤسسین جامعه تعلیمات اسلامی و روزنامه آئین اسلام و موجد جمعیت هواداران تشیع بوده است، معرفی نموده و در موقع لزوم از حاج سراج انصاری استعانت جوید. جمعیت حاج سراج انصاری [ص ۱۱۶] بنام هواداران تشیع از عده‌ای جوان‌های تازه و بعضی افراد سابق جمعیت فداکاران اسلام تشکیل می‌شده و نواب هم به تهران آمده خود را به حاج سراج انصاری معرفی می‌نماید و حاج سراج هم او را با خود به جمعیت هواداران تشیع برده و به سایر اعضا معرفی می‌نماید و در ضمن می‌گوید که آقای نواب از نجف آمده است که این کسروی دشمن دین و ائمه اطهار را از بین بردارد و شما بایستی به او کمک کنید. یاران حاج سراج نواب را در خود می‌پذیرند و نواب صفوی با برادران امامی (جعفر و حسین) و سید محسن امیرحسینی و جواد معروف به ساعت‌ساز و عده‌ای دیگر آشنا می‌شود و قرار ترور کسروی را می‌گذارند و گویا یک مرتبه هم در حوالی خیابان حشمت‌الدوله به کسروی حمله می‌کنند که موفق به ترور او نمی‌شوند و از طرف دولت دستگیر می‌گردند و چون جرمی واقع نشده بود- بعلاوه کسروی هم هتاکی و بیشرمی را از حد خود گذرانده بود- تحت تأثیر فشار علمای تهران- کاشانی و بهبهانی و عده دیگر و افکار عمومی- نواب صفوی و سایرین آزاد می‌گردند و چون نواب صفوی خودخواه و جاه‌طلب بود از این شهرت استفاده نموده و به اصطلاح فداییان اسلام را تأسیس می‌نماید و خود را از زیر تسلط و فرمانروایی حاج سراج انصاری آزاد می‌نماید. و تا آنجایی که من اطلاع دارم فداییان اسلام بعدها هم با وجود پیوستن عبدالحسین واحدی و عده دیگر فاقد جنبه تشکیلاتی و سازمانی بوده فقط عده[ای] دور هم جمع می‌شدند و تحت عنوان فداییان اسلام تظاهر می‌کردند و غالباً در [ص ۱۱۷] منزل کاشانی و اجتماعات مربوط به حزب ما با ما مخلوط می‌شدند. (خاطرات شمس قنات‌آبادی، صص ۱۱۶-۱۱۸)

شمس قنات‌آبادی بعنوان شاهد عکسی را در ص ۱۱۸ کتاب خود چاپ کرده که نواب صفوی و عبدالحسین واحدی و سید حسین امامی و ابوالقاسم رفیعی (اعضای فداییان اسلام) را در کنار اعضای مجمع مسلمانان مجاهد و شمس نشان می‌دهد. در این تصویر نواب و واحدی طلبه‌ای همسنگ شمس هستند و شمس در وضع شاخص‌تری در میان جمع ایستاده است.

سید شمس‌الدین قنات‌آبادی ملقب به آقا شمس، فرزند سید محمدحسین پیشنماز قنات‌آبادی در سال ۱۲۹۳ خورشیدی در محله قنات‌آباد تهران زاده شد.

 پس از پایان تحصیلات ابتدایی در مکتب‌خانه قنات‌آباد، راهی دارالفنون شد و در سن بیست سالگی راهی حوزه علمیه قم گردید. سپس راهی نجف اشرف گردید و تا سال ۱۳۲۵ خورشیدی در عراق اقامت داشت. پس از آن به تهران بازگشت و وارد مسائل سیاسی گردید و خود را به محافل سیاسی و آیت‌الله کاشانی نزدیک کرد و با دایر کردن دفترخانه اسناد رسمی در تهران امرار معاش می‌کرد.  پس از ترور عبدالحسین هژیر به دست فدائیان اسلام، در سال ۱۳۲۷ خورشیدی نواب صفوی، مجمع مسلمانان مجاهد را تشکیل داد و قنات‌آبادی اولین رئیس آن مجمع شد.

 هدف از تشکیل مجمع پیگیری منظم و آرام فعالیت‌های فدائیان اسلام بود. مجمع مسلمانان مجاهد متشکل از افرادی از اصناف بود که تا قیام سی تیر ۱۳۳۱ در کنار نهضت ملی و جبهه ملی بود ولی پس از آن و جدایی محمد مصدق از آیت‌الله کاشانی به مبارزه با مصدق پرداخت.  از اواخر سال ۱۳۳۱ با شروع اختلافات، او در مجلس هفدهم همراه با اعضای سابق جبهه ملی چون مظفر بقایی، حسین مکی، ابوالحسن حائری‌زاده، و هواداران دربار شامل جمال امامی و سیدمهدی میراشرافی در برابر دولت دکتر مصدق موضع گرفتند.

او همچنین در ماههای پایانی دولت مصدق در سال ۱۳۳۲ شدیدا به اجرای "حکومت نظامی" در تهران که از تابستان ۱۳۳۱ به بعد وجود داشت، اعتراض کرده و آنرا خارج از اختیارات دولت میدانست.

  در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۳۳۲ یعنی سه روز پس از کودتای ۲۸ مرداد که منجر به سقوط دولت دکتر مصدق گردید، قنات‌آبادی به همراه بقائی و حائری‌زاده با فضل‌الله زاهدی ملاقات کرد و تا مدتی در جلسات مشاوره با نخست‌وزیر شرکت داشت.

  او در دوره هجدهم مجلس به نمایندگی شاهرود انتخاب شد. در دوره نوزدهم هم با پذیرش شرط دربار (حسین علا و اسدالله علم) که خارج شدن از کسوت روحانیت بود به نمایندگی خوار، ایوانکی و ورامین انتخاب شد. رژیم پهلوی این عمل وی را ستود و به مناسبت تغییر لباس، حسین علا نخست‌وزیر وقت برای وی کت و شلوار هدیه فرستاد.  پس از انقضای دوره نوزدهم دیگر به مجلس راه نیافت و وارد کار تجارت شد و از طرف سپهبد عزیزی استاندار خراسان به قائم‌مقامی نایب‌التولیه منصوب شد. ولی بین او و عزیزی سازشی به وجود نیامد و جدا شدند. شمس قنات‌آبادی از ابتدای دهه ۱۳۴۰ تا زمان مرگش در سال ۱۳۶۷ در تهران به کارهای تجاری مشغول بود.  وی از سال ۱۳۲۵ مدیر روزنامه آتش بود که صاحب امتیازش میراشرافی بود. همچنین مدتی مدیر هفته‌نامه دموکراسی اسلامی، ارگان مجمع مسلمانان مجاهد بود که صاحب‌امتیازی آن با رضا عبدالمجیدی بود.
پــنــجــره
نظرات
ناشناس
قنات آبادی ضمناشوهرملکه مادرهم شده بود
ناشناس
ممنون اطلاعات مفیدی دادید.
ناشناس
یادتون رفت بنویسید شمس قنات آبادی یکی از لات ها و چاقوکش های معروف آن زمان بود و به دلیل خالکوبی های وسیع بدن، و همچنین نفرت مردم از ایشان به خاطر مخالفت و توطئه علیه دولت ملی دکتر مصدق، به "خال آبادی" مشهور بود.
در اسناد از طبقه بندی خارج شده انگلستان در مورد کودتای 28 مرداد (که توسط انور خامه ای در مجله ایران فردا دهه 70 ترجمه و منتشر شد) اطلاعات کاملی از دریافت پول از جانب ایشان و آقای فلسفی به منظور پخش میان عوامل کودتا مطرح شده است. آقای فلسفی که آن زمان در قید حیات بودند، مطالب منتشر شده در ایران فردا را نه تنها تکذیب نکردند، بلکه حتی از آن مجله شکایت هم نکردند!
ارسال نظر
نمای روز
آخرین اخبار
سداد
شفا دارو