نگاهی به ساختار بزرگترین جامعه پژوهشی-کاربردی اروپا؛"جامعه فراونهوفر" آلمان
پارسینه: کشوری چون امارات متحده عربی با همکاری Massachusetts Institute of Technology, MIT دست به راه اندازی انستیتویی پژوهشی زده است. اکثریت پژوهشگران آن از این کشور نیستند بلکه فارغ التحصیل MIT و از کشورهای گوناگونند.
پارسینه/امیر پرویز: قرن هجدهم تا اواسط قرن نوزده میلادی را میتوان دوران رشد و توسعه با شتاب فنون نامید.
با افزایش بکارگیری ماشین بخار، کارخانجاتی که مواد اولیه شان آهن بود، توسعه یافتند. لکوموتیو این پیشرفتها انگلستان بود. در این دوران علوم طبیعی پیشرفتهای زیادی کرده بود. بطور نمونه میتوان از پژوهشگران، کاشفان و مخترعینی چون آلساندرو ولتا (َAlessandro Volta, 1745-1827)، آندره ماری آمپر (Andre Marie Ampere, 1775-1836)، چارلز آگوستین د کولمب (Charls Augustin De Coulomb, 1736-1827) و یا جیمز وات (Jams Watt, 1736-1819) نام برد.
مهمترین شناخت نظری در مورد ماهیت موجی نور و انتشار آن، نتیجه کار پژوهشگر طبیعت و پزشک توماس یونگ (Thomas Young, 1773-1829) و فیزیکدان آگوستین ژان فرنل (Augustin Jean Fresnel, 1788-1827) است.
در چنین دوران نوآوری ها در عرصه دانش، جوزف فراونهوفر (Joseph Fraunhofer) در 6 مارس 1787، دهمین فرزند خانواده، در سترویینگ (جنوب ایالت بایرن آلمان) چشم به جهان گشود.
پدر جوزف یک کارگاه شیشه گری داشت. او در سن 12 سالگی برای آموختن تولید آینه به کارگاهی در مونیخ فرستاده میشود. چون او نمیتوانست هزینه کارآموزی را بپردازد قراردادی 6 ساله (1799-1805) بدون هر گونه دستمزدی را امضاء کرد. شرایط قرارداد بسیار سختگیرانه بود. او حق استفاده از کتابها و رفتن روزهای یکشنبه (تنها روز ممکن در آندوران) به مدرسه را نداشت.
در سال 1801 خانه استاد آینه ساز خراب میشود و جوزف جوان پس از چهار ساعت بدون زخمی شدن از زیر آوار بیرون آورده میشود. سرنوشت دردناک این نوجوان مورد توجه افکار عمومی قرار گرفت و شاه بایرن 18 دوکاتن (مبلغی قابل توجه در آندوران) به او هدیه میدهد و اوتشنایدر، کارمند بالا رتبه دربار حمایت از جوزف را بعهده میگیرد. او با بخشی از آن مبلغ یک ماشین سمباده زنی شیشه عینک خرید و تمرکزش بر روی اپتیک شد. مبلغی را نیز برای فسخ قرارداد با آینه ساز پرداخت و چندین کتاب خرید. اوتشنایدر کارگاه "مکانیکی" نسبتاً بزرگی برپا کرد که در آن مهندسینی چون رایشنباخ و لیبهر کار میکردند. جوزف نیز در آنجا استخدام شد. او بلافاصله بر روی تولید عدسی و منشورهایی با کیفیت بالا برای تجهیزات اپتیکی دست بکار شد. طولی نکشید که او آزمایشات اپتیکی را شروع کرد. او در سال 1811 موفق به تولید ابژکتیو بی رنگ (achromatic) برای میکروسکوپ شد.
Inline-Bild 1تابلوی نقاشی: Joseph von Fraunhofer در حال توضیح اسپکتروسکوپ و سمت راست آن Georg von Reichenbach و چپ Joseph von Utzschneider
به دنبال این دستآورد، فراونهوفر در سال 1816 میکروسکوپی که توانایی 150 برابر بزرگنمایی داشت را تولید کرد. بزرگترین موفقیت او در سال 1824 بوقوع پیوست که یک عدسی با قطر 24 سانتیمترمورد استفاده در دوربین ستاره شناسی برای روسیه تولید کرد. او در سال 1819 پروفسور فیزیک در مونیخ شد. فراونهوفر بخاطر بیماری در 7 ژوئن 1826 در سن 39 سالگی چشم از جهان فرو بست. بر روی مقبره اش به لاتین نوشته شده Approximavit sidera، "او ستارگان را نزدیکتر آورد".
گرچه ادامه گفتار در مورد آزمایشات او بر روی نور خورشید و ونوس و شناختهای ارزشمند حاصل از آن در مورد اشعه های گوناگون در آن جالب است ولی هدف نوشتار پیشرو بررسی زندگی علمی فراونهوفر نیست. این کوتاه از زندگی او را بدین خاطر آوردم تا روند پیشرفتهای کسیکه از خانواده ای نه مرفه، نه "تحصیل کرده" و خود نیز چنین بود ، را نشان داده باشم. او در طول عمر نسبتاً کوتاهش، تنها با خود آموزی و پشتکار به چنین دستآوردی رسید. او نمیتوانست گمان برد که حدود 120 سال پس از مرگش "جامعه" ای پژوهشی که نگین درخشان صنعت آلمان است بنام او بنیانگذاری میشود، "جامعه فراونهوفر".در ادامه گفتمان سازماندهی عرصه های گوناگون زندگی اجتماعی در آلمان، در این نوشته به این "جامعه" میپردازم.
ایالت بایرن آلمان در سال 1947 در اندیشه هدایت و بازسازی امور پژوهشی بود. همزمان با تلاشها برای برپایی "جامعه" ای با هدف پژوهشهای بنیادی بلند مدت در آلمان "جامعه" دیگری با هدف پژوهشهای کاربردی کوتاه مدت در برنامه قرار گرفت. اولی با نام "جامعه ماکس پلانک" در سال 1948 بر پا شد (در این مورد میتوانید به نوشته "ساختار سازمان عظیم "جامعه ماکس پلانک" آلمان"، منتشر یافته در پارسینه، رجوع کنید) و دومی با نام "جامعه فراونهوفر" در سال 1949.
برای سازماندهی هیئت مؤسس جلسه ای در 26 مارس 1949 به ریاست هوگو گایگر (Hugo Geiger) کارمند بلند پایه دولتی بایرن و 210 نفر از نمایندگان دانش، اقتصاد، دولت محلی و همچنین ایالت هسن و ورتمبرگ در یکی از سالنهای وزارت اقتصاد بایرن برگزار شد و در پایان 103 نفر انتخاب شدند. بخاطر تلاشهای پژوهشی- کاربردی جوزف فراونهوفر این نوبنیاد را "جامعه فراونهوفر" نامگذاری کردند. گرچه این "جامعه" قرار بود فرا ایالتی بوده و حوزه های متفاوت پژوهشی را پوشش دهد ولی در 15 ماه اول، کارکردش تنها در زمینه معدن و سپس زمین شناسی در بایرن محدود بود. تحول در راستای پژوهشی زمانی شروع شد که یارانه EPR) European Recovery Program) که در چارچوب "برنامه مارشال" برای بازسازی آلمان بود به این "جامعه" پرداخت شد. پس از آن ویژه گی "ملی" و نه محلی آن هر روز برجسته تر شد.
این "جامعه" همراه با "جامعه ماکس پلانک" و "انجمن پژوهشی آلمان" سومین ستون اصلی دانش و نوآوری آلمان است. پایان جنگ جهانی دوم، بازسازی کارخانه های تولیدی موجود و راه اندازی تولیداتی نوین را به نیازی مبرم در آلمان تبدیل کرده بود. به این خاطر مؤسسه ای پژوهشی لازم بود تا نیازهای "فوری" و ویژه کارخانه ها را پاسخی ویژه دهد. در این راستا سازماندهی یک مجموعه از گروه های گوناگون پژوهشی در برنامه قرار گرفت. انستیتوهای "جامعه فراونهوفر" در شهرهای گوناگون آلمان قراردارند. از انستیتوهای اولیه میتوان از انستیتوی کاربردی میکروسکوبی، عکاسی و فیلمبرداری نام برد که ابتدا در سال 1954 در شهر منهایم راه اندازی شد و سپس در سال 1964 به شهر کارلسروهه نقل مکان کرد. پژوهشهای این "جامعه" تمامی بخشهای فنون را در بر میگیرد. شمار زیادی از مردم جهان با mp3 آشنا هستند که از کارهای این "جامعه" است. اساس فن آوری تلفن زدن از طریق اینترنت، مونیتورهای نازک با فن آوری کریستالهای مایع، رکورد جهانی تولید سلولهای خورشیدی با بازدهی بالا.
"جامعه فراونهوفر" بزرگترین سازمان پژوهشی-کاربردی در اروپاست. زمینه های پژوهشی آن سلامت, امنیت، ارتباطات، حمل ونقل، انرژی، محیط زیست یعنی هر آنچه که بشر امروزی بدان نیاز دارد را در بر میگیرد. این "جامعه" با نوآوری ها فن آوری و تولیدات نوین را طراحی میکند، روشهای تولیدی موجود را بهبود میبخشد و راه های نوینی را باز میکند. "جامعه" مانند اتحادیه ایست که در آن گروه های متفاوت با تجارب و تخصص های ویژه سازماندهی شده اند. بدین ترتیب آنها قادرند راه حل برای سیستم های خیلی پیچیده ارائه دهند.
زیر سقف این "جامعه" در حال حاضر67 انستیتو در آلمان کار میکنند. مؤسسات پژوهشی که در خارج از کشور راه اندازی شده اند فضای مهمی برای روابط اقتصادی و دانش این کشور مهیا میکنند. تنها در شهر درسدن ده انستیتو واقع شده اند. شماری از این انستیتوها در زمان "جمهوری دمکراتیک آلمان" به کارهای کاربردی-پژوهشی میپرداختند که پس از ادغام این کشور با آلمان فدرال به این "جامعه" پیوستند.
بسته به وضعیت تخصصی دانش، شرایط مناسب یک شهر و علاقه مندی حکومت محلی انستیتوی ویژه ای در آن راه اندازی میشود. شرط اصلی پیوستن یک انستیتو به این "جامعه" انجام پژوهشهای کاربردیست. بطور نمونه میتوان از انستیتوی هاینریش هرتز (Heinrich Herz Institute: HHI) نامبرد که چندی پیش به این "جامعه" پیوست. HHI به گروه پژوهشی لایپنیتز تعلق داشت و به پژوهشهای نظری پردازش زیگنالها، فوتونیک، اپتیک، ... مبادرت می ورزید. در سالهای گذشته محور پژوهش های آن به سمت کاربردی گرایش یافت. این انستیتو در مجاورت دانشگاه صنعتی برلین واقع شده و دانشجویان زیادی از رشته های الکترونیک و مخابرات در آن مشغول کارند.
اگر بخواهم تنها نامی از این انستیتوها همراه با توضیح کوتاهی در موردشان ببرم از چارچوب این نوشته خارج میشوم. بدین خاطر تنها به کوتاه سخن بسنده میکنم. "جامعه فراونهوفر" در محورهای زیر پژوهش میکند:
1. سلامتی، تغذیه و محیط زیست: فن آوری و مهندسی پزشکی، تولید اعضای مصنوعی، کاشت و جایگزینی آن در بدن، تولید مواد جایگزین (implantate) قابل جذب بیولوژیک، شناخت بیماری (diagnostik)، سیستمهای یاری دهنده پزشکی و نرم افزارهای مربوطه، تولید داروهای نوین، فن آوری هایی برای آب، سالم سازی هوا، محافظت از مجسمه ها و بناهای تاریخی، مواد غذایی و محیط زیست ...
بطور نمونه انستیتوی IGB در اشتوتگارت با همکاری شرکت بیوتکنولوژی CinnaGen در تهران موفق به تولید پروتئینی (Interferon-beta) برای مداوای (therapy) بیماری Multipler Sklerose, MS, شد. این دارو در ایران مجوز فروش گرفت
2. حفاظت و امنیت: پژوهش در باره شناخت بهنگام، بازدارندگی ، حفاظت مستقیم و برطرف کردن سریع خسارات. بطور نمونه مطلع شدن بهنگام از مواد خطرناک. حسگرهای کوچک میتوانند مقدار کمی از مواد منفجره در آب، هوا و زمین را شناسایی کنند. اسکنر (scanner) های بدن میتوانند در فرودگاه ها بکار گرفته شوند. همچنین پژوهش در امور امنیت سیستمهای نرم افزاری، فن آوری ساختمان ها و تونلهای مستحکم در برابر زلزله، محافظت از زیرساخت ها و سازه ها از وظایف این گروه از انستیتوهاست.
3. داده ها و ارتباطات: پژوهش های مربوط به داده های خیلی بزرگ، پردازش تصویر (image processing)، بهبود تصاویر تولید شده با LCD و تولید 3D (سه بعدی) بدون نیاز به عینک های مخصوص، ارتباطات با باندهای پهن، سازماندهی کامپیوترها برای محاسبات پیچیده، رسانه های دیجیتالی، فن آوری های نوین نمایشگرها (مانیتور) و کوچکتر شدن اندازه (باندازه کف دست که در جیب جا میگیرند)، افزایش روشنایی و کیفیت تصویر پروژکتورها، فن آوری عینکهایی که هم کارکرد شناخته شده یک عینک (دیدن محیط دوروبر) را دارد وهم با میکرونمایشگر دوطرفه (OLED) خود یک عینک داده هاست. با نگاه میتوان یک داده مشخص را از میان داده های دیجیتالی به نمایش درآورد، فن آوری کنترل کیفیت بدنه و شاسی خودروها با نشان دادن محلی با دست،
سینمایی که تصویری گنبد گونه ایجاد کرده تا تماشاچیان احساس کنند خود در صحنه حضور دارند، تولید نمایشگرهای لمسی (touch screen) با موادی ارزان قیمت که همه جا یافت شوند (carbon)،
Ein mann steht unter einer Kuppel, in die ein Bild projeziert wird Link: Bild zum Herunterladen
تولید نمایشگرهایی که مجهز به 4 دوربین هستند و موقعیت 3 بعدی دستها، صورت و چشمها را در مییابد و بر این اساس فرمانهایی صادر میکنند. این نمایشگر در پشت شیشه ویترین فروشگاه ها، بطور نمونه پوشاک، قرار میگیرد. بدین ترتیب مشتری میتواند حتی زمانیکه فروشگاه بسته است، لباس های موجود در فروشگاه را نگاه کند و بخرد و تولید پلاکاتهای سه بعدی با طول تصویر حداکثر 5 متری.
از پژوهشهای ارزنده دیگری که در سالهای آینده بازار بزرگی را بخود اختصاص خواهد داد پروژکتورهای کوچک برای اسمارت فون است. انستیتوی میکروسیستمهای فوتونی، IPMS، در درسدن و انستیتوی اپتیک کاربردی و مکانیک سبک و دقیق، IOF، در ینا (Jena) موفق شدند مجموعه ای از میکروپروژکتورها را آنگونه سازمان دهند که بدون توجه به زاویه اسمارت فون نسبت به سطحی، بطور نمونه یک میز، همواره تصویری باندازه A4 را بر روی آن سطح نشان دهد انگار که اسمارت فون بطور عمدی بر روی آن سطح میتابد. همزمان اسمارت فون اشعه ناپیدای مادون قرمز بر روی آن تصویر میفرستد. با حرکت مشخص انگشتان بر روی تصویر، همانگونه که بر روی نمایشگر لمسی انجام میگیرد، میتوان مکانی از تصویر را بزرگتر/کوچکتر کرد ویا آن صفحه تصویر را ورق زد. با این حرکت حسگرها متوجه نحوه و مکان قطع اشعه مادون قرمز شده به میکروپروسسور داخل اسمارت فون زیگنال مشخصی میفرستند تا عمل مورد درخواست هدایت شود. شهر نسبتاً کوچک ینا در زمان آلمان شرقی نیز بخاطر عدسی های دقیقش که در دوربینهای معروف جهانی بکار گرفته میشد، شناخته شده بود. چندین شرکت در عرصه جهانی سخت میکوشند تا مکان مناسبی را برای خود در این
بازار میلیاردی دست و پا کنند. نمونه های آزمایشگاهی آن آماده شده احتمالاً در پایان 2016 همراه با اسمارت فونهای نوین به بازار راه می یابند.
4. حمل و نقل: در مورد پژوهش های مربوط به این گروه از انستیتوها میتوان از فن آوری حمل مسافر، کالا، نو آوری در فنون خودروسازی (همچنین نوع برقی آن)، سیستمهای ایمنی در خودروها و حمل و نقل بطور کلی، فن آوری هواپیما نام برد. "جامعه فراونهوفر" یکی از اعضای اصلی Automotive Open System Architecture است. AUTOSAR یک سازمان همکاری بین المللی متشکل از خودرو و قطعه سازان، تولید کنندگان نرم افزار و مؤسسات پژوهشی فعال در بخش خودرو سازیست. هدف این سازمان استاندارد سازی نرم افزارهای تولیدیست تا کارائی بکارگیری آنها را در دستگاه های هدایت در خودرو افزایش دهند.
5. انرژی و ساختمان: این گروه از انستیتو ها در کارهای پژوهشی مربوط به فن آوری انژی بادی، خورشیدی، بیو، استفاده بهینه از انرژی، ساختمانهای کم مصرف انرژی، ذخیره سازی فشرده انرژی و مدیریت هوشمندانه انرژی مشغولند.
ساخنار سازمانی این "جامعه" بی شباهت به ساختار "جامعه ماکس پلانک" نیست. در اینجا بطور خلاصه بدان میپردازم.
Vorstand: این هیئت "جامعه" را در درون و بیرون از آن نمایندگی میکند. کار پایه بر روی سیاستهای پژوهشی، بسط انستیتوها، برنامه بودجه، فراهم کردن بودجه پایه و تخصیص آن به نسبت به انستیتوها و انتخاب مسئولین انستیتوها از وظایف آن است.
Präsidium: ریاست "جامعه" تشکیل شده از اعضای هیئت نمایندگی (Vorstand) و گروهای همکار که در تصمیم گیری های هیئت نمایندگی شرکت میکند و از حق پیشنهاد، توصیه برخوردار است. ریاست هر 3 ماه نشستی برگزار میکند.
Senat:سنا 30 عضو دارد که از نمایندگان دانش، اقتصاد، دولت محلی، دولت مرکزی و اعضای شورای دانش و فنون تشکیل شده اند. سنا هر 6 ماه نشستی برگزار میکند. سنا "هیئت نمایندگی" را فراخوان میدهد و اساس سیاست پژوهشی را مشخص خواهد کرد. سنا فرمان برپایی، تغییر و یا بسته شدن یک انستیتو در این "جامعه" را صادر میکند.
Wissenschaftlich-Technischer Rat, WTR: شورای دانش و فنون یک ارگان مشاوره ای داخلی شرکتهاست. در این ارگان رؤسای انستیتوها و از هر انستیتویی یک نماینده از کارکنان دانش و فنون عضوند. WTR به "هیئت نمایندگی" و دیگر ارگانها مشاوره میدهد و پیشنهادهایی در مورد سیاستهای پژوهشی و نیروی انسانی مطرح میکند. WTR همچنین درمورد برپایی و بسته شدن انستیتوها و انتخاب رؤسای انستیتوها دخالت دارد. کمیسیون اصلی از 9 نفر تشکیل شده است که مسئولیت WTR را بعهده دارد.
از 23236 کارکنان "جامعه" 16048 نفر پژوهشگر، کارمندان اداری و تکنیکی هستند. 6694 دانشجو، شماری در حال کار بر روی پایاننامه و یا حتی دانش آموزند. 494 نفر در حال کارآموزیند. معمولاً رؤسای انستیتوها پروفسور دانشگاه هستند. به این خاطر رابطه تنگاتنگ و همکاری بین "جامعه" و دانشگاه ها، با وجود استقلال سازمانی، وجود دارد. این موضوع هم بر روی کیفیت دروس دانشگاهی و هم امکانات کارهای دانشجویی و پایاننامه ها تأثیر مثبت دارد.
در حالی که "جامعه ماکس پلانک" صد درصد از طرف دولت (محلی، مرکزی و اتحادیه اروپا) تأمین بودجه میشود و در انتخاب موضوع پژوهشی آزاد است، هزینه "جامعه فرانهوفر" بطور عمده از طرف کارخانه ها و شرکنهای تولیدی در ازای سفارشات پژوهشی پرداخت میشود. دولت تنها 28 درصد هزینه پایه "جامعه" را میپردازد. از این مبلغ به تناسب میزان سفارشاتی که یک انستیتو از کارخانه ها دارد به 20 تا 25 درصد هزینه آن انستیتو تعلق میگیرد. این بودجه صرف تجهیزات مورد نیاز، کارهای پیش پژوهشی و ارزیابی فن آوری نوین برای پژوهشهای آینده میشود.
35 درصد بودجه "جامعه" از طریق سفارشات پژوهشی دولتی (محلی، مرکزی و اتحادیه اروپا) تأمین میشود که به 20 تا 50 درصد هزینه آن انستیتو (به تناسب میزان سفارشات از کارخانه ها) تعلق میگیرد. این بودجه صرف افزایش نیروی نوآوری، توسعه فن آوری های نوین و ارتباطات بین گروه های دانشی و اقتصادی میشود. 37 درصد بودجه "جامعه" مستقیماً از طرف کارخانه ها و شرکنهای تولیدی در ازای سفارشات پژوهشی شان تأمین میشود که بین 30 تا 55 درصد هزینه آن انستیتویی که آن خدمت پژوهشی را ارائه میدهد، در بر میگیرد. میزان این بودجه شاخصیست بر میزان اهمیت پژوهش انجام شده برای کارخانه مشخص و اثبات توانایی انستیتوی مربوطه با بکارگیری نتایج پژوهشی آن.
این "جامعه" 733 نوآوری در سال 2013 اعلام کرد که 603 تا از آنها ثبت شد.
"جامعه فراونهوفر" مؤسسات پژوهشی در دیگر کشورهای اروپایی، شمال و جنوب قاره آمریکا و آسیا راه اندازی کرده است تا به بازارهای این نقاط دسترسی داشته باشد. از سال 2001 این "جامعه" در شهر بروکسل نمایندگی دایر کرده تا هم سفارشات شرکتهای اروپایی را بررسی کند، هم به دیگر انستیتوها مشاوره دهد و هم شبکه ارتباطی بین انستیتوهای پژوهشی اروپا را سازمان دهد. انستیتوهای این "جامعه" در دیگر کشورهای اروپایی ازجمله در اتریش (در شهرهای Wien و Graz)، ایتالیا (Bozen)، پرتغال (Porto)، اسکاتلند (Glasgow) , سوئد (Göteborg) واقع شده اند. همچنین این "جامعه" در پروژه های دوجانبه با فرانسه، لهستان و مجارستان مشارکت دارد.
انستیتوی فراونهوفر برای فن آوری شیمی، ICT، در سال 2011 در کانادا ("لندن") با همکاری دانشگاه Western Ontario "مرکز پروژه فراونهوفر" را راه اندازی کرد تا پژوهش بر روی ساختن قطعات سبک برای خودروها را پیش برند. در این منطقه کارخانجات خودرو سازی، همچنین آلمانی، واقع شده اند.
در سال 1994 فراونهوفر آمریکا راه اندازی شد که امروزه در 7 گروه پژوهشی از جمله انستیتو هاینریش هرتز، واحدهای توسعه، مرکز فراونهوفر و 2 دفتر بازاریابی سازماندهی شده است. مرکز این مجموعه در Plymouth، Michigan است. این گروهها در بخشهای نوآوری انرژی، فن آوری و کاربرد لیزر، مهندسی نرم افزار تجربی، نوآوری پروسه تولید ، مولکولار بیوتکنولوژی، سیستمهای انرژی پایدار و فن آوری مدیای دیجیتال پژوهش میکنند. هر کدام از این گروه ها دستکم با یکی از انستیتوهای فراونهوفر در آلمان مرتبط است. هدف در ابنجا این نیست که تنها فن آوری های برتر آلمان را به بازار آمریکا انتقال دهند بلکه همچنین همکاری با انستیتوهای پژوهشی تراز اول در یک فضای جهانی برای توسعه تخصص دانشی و افزایش کیفیت پژوهشگرانش است.
در سال 2012 در برزیل دو مرکز پژوهش فراونهوفر و یک دفتر ارتباط راه اندازی شد.
همچنین در آسیا (چین، اندونزی، کره جنوبی، ژاپن، مالزی و هند) انستیتوهای فراونهوفر برای بازاریابی، انتقال فن آوری و بهبود پروسه تولید، با توجه به شرایط ویژه این کشورها، به شرکتهای تولیدی آلمان مشاوره میدهند.
بازار بزرگ و دینامیک آسیا همراه با سطح دانش شماری از کشورهای این قاره که مدام در حال افزایش است، از چشم این "جامعه" دور نماند. شبکه ای از همکاریهای جهانی برای افزایش پروژه های پژوهشی-کاربردی با بخشهای آکادمیک، شرکتهای بزرگ و دولتها به ویژه همراه با مشاوران با سابقه، در نقاط زیادی از آسیا راه اندازی شد.
انستیتوی مهندسی نرم افزار تجربی فراونهوفر، IESE، مرکز پروژه های حمل و نقل را در NICTA، National ICT Australia Ltd، در سیدنی استرالیا برای پژوهش بر روی فن آوری داده ها و ارتباطات (IKT) در بخش حمل و نقل و مدیریت هوشمندانه آن بنیاد نهاد. پروژه های اولیه از سال 2010 شروع شده اند. هدف اینست که با یاری شبکه ای از حسگرها و زنجیره ای از ابزارها داده های ویدئویی را بررسی کرده تا یک ساختار چند هسته ای برای مدیریت هوشمندانه ترابری ایجاد کنند.
مشاوران با سابقه فراونهوفر همراه با انستیتوهای این "جامعه" در راه اندازی و ادامه کاری گروه ها و انستیتوهای پژوهشی-کاربردی در آفریقا (مصر و دیگر کشورهای شمال این قاره و کشور آفریقای جنوبی) و کشورهای جنوب خلیج فارس بر اساس قراردادهای ویژه برای همکاری در دانش و پژوهش یاری میرسانند. این برنامه ها برای شرکتهای آلمانی که علاقه به حضور در بازار این منطقه دارند، حائز اهمیت است.
حتی با اشاره کوتاهی به بخشی از پروژه های این "جامعه" عظیم پژوهشی-کاربردی، این نوشته به درازا کشید!
این نشان از فراگیر بودن زمینه های پژوهشی آنست. بی تردید اگر انستیتوهای آن بعنوان بخشهای متفاوت یک سیستم سازماندهی نشده بود چنین کارایی از خود بروز نمیداد. اغلب پروژه ها آنچنان پیچیده اند که به تخصص های گوناگون در انستیتوهای متفاوت نیاز است. بدون این سیستم با ساختار یگانه رابطه و مبادلات تخصصی برای دریافت "خدمتی" ویژه نه ساده، نه سریع و نه ارزان خواهد بود. هر انستیتویی در موفقیت پروژه انستیتوی دیگر ذینفع است. در این نوع پژوهشهای کاربردی که با بخش تولید رابطه تنکاتنک دارند، مسئله زمان از اهمیت زیادی برخوردار است. اگر تولید شرکت طرف قرارداد دیر به بازار راه یابد میتواند با ضررهای چند صد میلیونی ویا میلیاردی مواجعه شود.
پرداختن به این "جامعه" هدفی در خود نیست، بلکه کسب تجربه برای داشتن گلدانی روی میز خودمان است. طبیعیست که بسته به ویژه گی ها، وسعت ساختاری و زمینه های پژوهشی چنین "جامعه" ای در کشوری مفروض متفاوت باشد. بطور نمونه کشوری چون امارات متحده عربی با همکاری Massachusetts Institute of Technology, MIT دست به راه اندازی انستیتویی پژوهشی Masdar https://www.masdar.ac.ae زده است. اکثریت پژوهشگران آن از این کشور نیستند بلکه فارغ التحصیل MIT و از کشورهای گوناگونند. چنین ساختاری برای کشوری مانند ایران با آن وسعت، توانایی های گوناگون و شمار میلیونی بیکاران تحصیل کرده بسنده نمیکند.
طبیعی است که با یک تار، ویولن و یا هر آلت موسیقی دیگر نیز میتوان یک قطعه موسیقی زیبا نواخت ولی نه کمپوزیسیونی که تنها از عهده یک ارکستر بزرگ بر می آید. جامعه بشری پیشرفته امروزی با نیازهای "کمپوزیسیونی" نمیتواند بدون سازماندهی یک "ارکستر سمفونیک" برای همنوایی "آلات موسیقی" گوناگون راه بجایی ببرد. بزبان دیگر پرسش در مرحله کنونی اینست: "تک نوازی" یا "ارکسترا"؟ پاسخ به این پرسش نمیتواند تنها در زمینه ویژه ای باشد بلکه تمامی تلاشهای اجتماعی ما و بویژه ساختار جامعه را در بر میگیرد.
آیا میتوان برای رسیدن به چنین هدفی ابتدا فراخوان "کنگره" ای با شرکت همه انستیتوها و گروه های پژوهشی، مراکز دانشگاهی و شرکتهای تولیدی (خودرو، نفت, گاز، داروسازی، ...) موجود در کشور داد تا ارزیابی از توان و تخصص واقعی آنها صورت گیرد و سپس به گفتمان ساختار ویژه ای دامن زده شود و در پایان با انتخاب یک هیئت مؤسس گامهای عملی برای سازماندهی "جامعه" ای کما بیش همسان با "جامعه فراونهوفر" برداشت؟
یرای دنبال کردن چنین هدفی باید انگیزه و شناخت از آن داشت. چنین هدفی چه جایگاهی در برنامه توسعه یک کشور دارد؟ شناخت از توسعه کشور در نزد نیروی حاکم بر آن کشور مفروض چیست؟ بطور نمونه آیا اگر "درصد قابل توجهي از مردم ايران از اتومبيل پرايد استفاده" نكنند و به جای آن فولکس واگن و حتی بمراتب گرانتر برانند توسعه یافته ایم؟ اگر اینست همین الان ایران با در صد بالای بیسوادی و بیکاری، ... از نروژ توسعه یافته تر است! اگر شهرهای بزرگ کشوری پر از آسمانخراش شوند آن کشور توسعه یافته است؟ اگر اینطور است امارات متحده عربی از آلمان توسعه یافته تر است!
حتی با پیشرفت "قطعه سازی" لزوماً طراح خوب "خودرو" (سیستم) نخواهیم بود. با نگاهی به همه فعالیتهای اجتماعی ما، در ورزش، دانش، فرهنگ، اقتصاد، ... "قطعه سازی" ما آنچنان هم بد نیست ولی در "طراحی سیستم" وضعیت ما رضایت بخش نیست. این وضعیت لزوماً به ضرر همه نیروهای اجتماعی نیست! تنها با شناخت از عوامل بازدارنده و نفی آنها میتوان بودن را پشت سر گذاشت و به شدن رسید. زمان زیادی نداریم. با دریابی لحظه ها میتوان امیدوار بود که چراغ آینده مان خاموش نباشد!
جناب پارسینه! مطلب رو همینجوری کپی پیست میکنید حداقل یک نگاه بکنید بهش که اینقدر بهم ریخته نباشه. اینکه یک متنی چندصفحه ای رو کپی کنید همینجوری که کسی نمیاد بخونه. بابا متن رو تیتربندی کنید. جاهای مهم رو بولد کنید. پاراگراف بندی کنید!