روایت ۴۹ساله از بودجه دولت در ورزش
همشهری تماشاگر/شماره 93:
در سال1962 قرار بود بازیهای آسیایی در شهر جاکارتا پایتخت اندونزی برگزار شود. این چهارمین دوره بازیهای آسیایی بود. بهطورکل برگزاری بازیهای آسیایی در سالهای میانی نیمه دوم قرن بیستم برای کشورهای آسیایی درآمدزا بود. از سال1951 که اولین دوره بازیهای آسیایی در شهر دهلینو برگزار شد تا سال1986 که مسابقات باشکوهی به میزبانی سئول انجام گرفت، فقط 2دوره جذاب در بازیهای آسیایی داشتیم.
سال1958 که ژاپن میزبان رقابتها بود و سال1974 که میزبان رقابتها ما بودیم. ژاپنیها تنها از آن جهت میزبان آسیایی1958 شدند که بازیهای المپیک1960 را به شایستگی برگزار کنند؛ در واقع مسابقات آسیایی1958، آزمونی برای ژاپنیها بود.
کرهایها هم در سال1986 از آن جهت میزبان بازیها شدند که 2سال بعد بتوانند المپیک1988 سئول را بهخوبی برگزار کنند. بههرحال بهجز توکیو، تهران و سئول که المپیک متمولی را برای آسیاییها میزبانی کردند سایر میزبانها فقیر بودند. دهلینو در سالهای 1951 و 1982، مانیل در سال1954، جاکارتا در سال1966، بانکوک در سالهای 1966، 1970، 1978 و سپس 1998 و....
هر وقت پولدار شدیم
گفتیم آسیاییهای فقیر برای جذب کمکها و افزایش صنعت توریسم در کشورشان میزبان بازیها بودند، در ایران سال1341 هم تازه طرح انقلاب سفید شاه پیاده شده بود و کشور از حیث اقتصادی وضعیت نابسامانی داشت.
شعار نسخ نظام ارباب-رعیتی باعث شده بود که در کوتاهمدت اقتصاد مملکت ضرر کند. دلار برای اولینبار در برابری ریال از 30برابر بالاتر رفت (امروز هر دلار حدود 18هزار ریال است). کار تاجایی پیش رفت که علی امینی نخستوزیر وقت اعلام کرد برای شرکت در مسابقات آسیایی1962 پول نداریم! هر وقت پولدار شدیم در این مسابقات شرکت میکنیم!
نرفتیم که نرفتیم
البته ورزش ما تنها سهم اندکی از بودجه دولت در اختیار داشت. کشور فقیری نبودیم اما به ورزش اهمیت زیادی نمیدادیم، لذا از زمان شکل گرفتن ورزش نوین در ایران بهخاطر بیپولی در بازیهای آسیایی1954 مانیل و 1962جاکارتا شرکت نکردیم و حتی نیمنگاهی هم به مسابقات مقدماتی جامجهانی 1950، 1954، 1958، 1962، 1966 و 1970 نداشتیم. این در حالی بود که آسیاییهای فقیری مثل اندونزی و سوریه از این مسابقات بسیار استقبال میکردند.
جیبهای سنگین
ایران از سال1342 به بعد در مسیر پیشرفت اقتصادی قرار گرفت. «اوپک» که چند بار رئیس ادارهکننده اجلاس آن وزیر نفت ایران بود، تحت تاثیر عوامل مختلف مثل جنگ اعراب و اسرائیل غاصب قیمت نفت را بالا برد تا اینکه مهمترین شوک نفتی تاریخ در سال1973 رخ داد و قیمت نفت اوپک ناگهان چهاربرابر شد. اقتصاد کشور ما خود را پولدار میدید در حالی که برنامهای برای خرج کردن این پولها نداشت.
هرگاه در مورد سیاستهای دولت به امیرعباس هویدا نخستوزیر سالهای 43 تا 56 اعتراض میشد، دست در جیب خود میکرد، آن را تکان میداد و میگفت: «جیبهایمان پر از پول است و سنگینی میکند. چقدر پول میخواهید تا به شما بدهیم؟!»
به همین دلیل ناگهان سیل واردات به ایران سرازیر شد. برای برنامههای آموزشی، دهها هزار تلویزیون که در دهه50 قیمت یک آپارتمان مسکونی بود به روستاها بردند و تازه یادشان افتاد که ای دل غافل! در این روستاها هنوز برقکشی نشده است!
برای مصرف تلویزیونها، صدها هزار باتری وارد کردند که براساس سوءمصرف تخلیه میشد و از بین میرفت. هزاران کامیون گرانقیمت اما ناسازگار با آب و هوای ایران هم وارد شد که چون به کار جادههای ما نمیآمد تا یکی، دو سال بعد از انقلاب در جادهها ماند و پوسید! بههرحال ایران که تا چند سال قبل پول شرکت در بازیهای آسیایی را نداشت، ناگهان گرانقیمتترین ورزشگاه آسیا را ساخت که از ورزشگاه المپیک توکیو در مقطع خودش مجهزتر و گرانتر بود.
در بازیهای آسیایی1974 تهران، اعراب و خاوردوریها دهانشان از امکانات ورزشگاه آزادی تعجبزده باز مانده بود اما تقدیر چنان بود که حالا ما از سرعت حیرتآور رشد تکنولوژی آنها تعجبزده میشویم.
وقتی افت کردیم
در زمستان1357 سران کشورهای مهم دنیا در کنفرانس گوادلوپ جمع شدند و به عدم حمایت از پهلوی رای دادند. آنها فکر میکردند نظام حکومت اسلامی، به آنها وابستگی داشته و بیشتر از محمدرضا به آنها باج میدهد اما عملا اینگونه نشد و سیستم جدید ادارهکننده کشورمان از در حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور درآمد و به مقابله با قدرتهای استعماری برآمد. در آن شرایط اولیه، دلار از مرز 100ریال گذشت و تا هزارریال هم پیش رفت.
ارتباطات بینالمللی ورزش ناگهان کم شد. به بهانههای مختلف اما عملا به دلیل کمپولی در مسابقاتی مثل المپیک1980 مسکو و مقدماتی1982 دهلینو با کاروان کوچکی متشکل از فوتبال، کشتی آزاد، دوچرخهسواری و وزنهبرداری شرکت کردیم.
این در حالی بود که در سال1974 در رشتههای والیبال، بسکتبال، واترپلو، پینگپنگ، جودو، دوومیدانی، شمشیربازی، تنیس و... شرکت کرده بودیم. ایران که در آسیایی1974 تهران 30طلا گرفته بود، در آسیایی1982 دهلینو بیش از 40ورزشکار هم نداشت! و با 4طلا، 4نقره و 4برنز عملکرد بسیار ضعیفی داشت.
اوضاع بهتر شد
در سالهای 62، 63 و 64، اقتصاد آشفته ابتدای جنگتحمیلی، کمی به سامان رسید و کار به جایی رسید که ما در سال1362 و 63 از مسابقات کشتی قهرمانی آسیا و در سال63 از مسابقات وزنهبرداری، میزبانی کردیم و در سال64 میزبان مهمترین تورنمنت فوتبال بعد از انقلاب با نام مسابقات دهه فجر شدیم.
اما از سال65 وهمزمان با ادامه جنگ اقتصاد مملکت دچار ضعف شد. بدترین سال اقتصاد ایران در سالهای65 و 66 بود. البته ما در این مدت، به تحریم المپیک1984 لسآنجلس مبادرت ورزیده و سپس به دلیل ممنوعیت میزبانی در کشورهای جنگی، از حضور در مسابقات مقدماتی جامجهانی1986 خودداری کردیم.
در بازیهای آسیایی1986 باز هم کاروان کوچکی داشتیم. در سال1986، به دلیل عجیب ادامه میزبانی بوداپست در مسابقات جهانی کشتی به مسابقات نرفتیم؛ در سال1985 هم مسابقات جهانی کشتی در شهر بوداپست برگزار شده بود.
بهجز مسابقات جهانی1985 در مسابقات جهانی کشتی1987 هم در کلرمونت فرانسه شرکت نکردیم، چراکه در بدترین وضعیت اقتصادی قرار داشتیم اما ناگهان یک اتفاق سراب قیمت دلار را فرو ریخت. در مردادماه سال1367، ایران در زمان دبیرکلی «خاویر پرز دکوئیار» پرویی قطعنامه598 را پذیرفت و جنگ تحمیلی عراق علیه ایران رسما به پایان رسید.
روزی که اعلام پذیرش قطعنامه توسط ایران اعلام شد ناگهان قیمت طلا و دلار شکسته شد. تعداد زیادی از سرمایهداران طلا و دلار دچار مشکلات روحی و روانی ناشی از برباد رفتن سرمایههایشان شدند. اوضاع و احوال تا حدودی بهتر و شایستهتر شد.
از آن پس بود که دیگر مشکلی برای عدم شرکت در عرصه مسابقات ناشی از بیپولی نداشته و در همه مصافهای قارهای و بینالمللی شرکت کردیم. حالا دلارهای زیاد باعث شد خریدهایی کنیم که دهان خیلیها باز بماند.
....و دوران امروز
فقط فوتبال ملی نبود که توانست پای مربیان بزرگ را به ایران بازکند. در این سالها افرادی مثل مصطفی دنیزلی، برند کرواس و میودراک یسیچ معروف را به ایران آوردیم. برای ورزشهای دیگر هم مربی صاحبنام بینالمللی آوردیم. مثل ورشنین برای تیم ملی کشتی فرنگی، ولاسکو برای تیم ملی والیبال و ماتیچ برای تیم ملی بسکتبال. این از قدرت مالی ما براساس پول ملی (ریال) نبود، بلکه به این خاطر بود که سرمایههای اختصاصیافته به ورزش بیشتر شد.
در ورزش کشورمان طی 23سال بعد از سپری شدن جنگ با رفع و رجوع و از بین رفتن محرومیتها، مسائلی پیش آمد که نشان از توان بالای اقتصاد کشورمان در عرصه ورزش داشت. کار به جایی رسید که در برخی ورزشها برای برخی از افراد، مربی اختصاصی آوردیم؛ مثل در نظر گرفتن مربی اختصاصی برای قهرمان پرتاب دیسک ایران یعنی احسان حدادی که داعیه قهرمانی در جهان را دارد.
فوتبال بیشترین پول تاریخی خود را خرج کرده و در دورانی که از بابت نداشتن اسپانسر متضرر هستیم، بالاترین رقم برای یک عنصر انسانی در فوتبال را به کیروش داد. در ضمن تیم ملی ما در مسابقات مقدماتی جامجهانی اوضاع و احوال خوبی دارد.
در والیبال مسابقات جامجهانی، طی 10سال اخیر بارها در سطح نوجوانان و جوانان بین 3تیم برتر دنیا قرار گرفتیم و در مسابقات اخیر جهانی با پیروزی برابر بزرگانی مثل ژاپن، مصر، لهستان، آرژانتین و صربستان رویایی عمل کردیم.
در دوومیدانی آسیایی گوانگژو، 2طلای تاریخی گرفتیم و یکی از مدعیان ما داعیه قهرمانی المپیک را دارد. رکورد پرش با نیزه ما هم به 5متر و 30سانتیمتر رسیده است. بسکتبال ما در 5سال اخیر، 2بار قهرمان آسیا شد و امروز بار دیگر در سطح آسیا قدرتنمایی میکند.
در کشتی وضعیت خوبی داریم. سال گذشته از 14قهرمان آزاد و فرنگی، 4نفر طلا گرفتند و در المپیک هم داعیه کسب مدال طلا دارند.
در ورزشهای رزمی ایدهآل هستیم. کاراته، تکواندو و ووشو در دوره گذشته بازیهای آسیایی 7، 8طلا گرفتند. ما رفتهرفته ثابت میکنیم که در این سه رشته قدرت برتر آسیا هستیم.
این اوضاع ورزش ماست که این روزها پول زیادی برای خرج کردن دارد؛ پولی که قبلا برای خرج کردن نداشت. امروز ورزش ما میرود تا با داشتن بیشترین پول و بهرهمندی از بالاترین هزینه تخصیصی، بهترین موقعیت خود را در المپیک با 4، 5طلای احتمالی به دست آورد.
ارسال نظر