اشکها و لبخندهای شارلیز ترون در دهسالگی «مکس دیوانه»
ده سال از اکران فیلم پرمخاطب «مکس دیوانه: جاده خشم» گذشته است. شارلیز ترون، ستاره این فیلم، به مناسبت اکران ویژه آن در موزه آکادمی اسکار، ناگفتههای تازهای از پشت صحنه این پروژه عظیم و تاثیر عمیق آن بر زندگی شخصی و حرفهای خود به اشتراک گذاشت
به گزارش پارسینه به نقل از اطلاعات آنلاین به نقل از هالیوود ریپورتر، ترون در این رویداد که پیش از تقدیر از او در گالا پاییزه موزه آکادمی برگزار شد، با یادآوری مسیر طولانی خود از یک شهر کوچک در آفریقای جنوبی تا درخشش روی صحنه اسکار، نتوانست جلوی اشکهایش را بگیرد. او با لحنی طنزآلود خطاب به مجریان نوجوان برنامه گفت که دخترانش در سالن حضور دارند و نباید او را گریان ببینند. با این حال، او این موفقیت را گواهی روشن بر تحقق رؤیاها دانست و تاکید کرد که اگر چنین معجزهای برای او رخ داده، بدون شک برای هر انسان دیگری نیز ممکن است.
اما بخش جذاب ماجرا به خاطرات شگفتانگیز تولید فیلم جاده خشم مربوط میشد. در حالی که سالهاست شایعات و حواشی پیرامون اختلاف نظرهای شدید میان ترون و تام هاردی در فضای رسانهها دست به دست میشود، این بازیگر خاطرهای لطیف و تکاندهنده را روایت کرد. او توضیح داد که هنگام شروع فیلمبرداری، دختر بزرگش تنها شش هفته داشت و او فرصتی برای استخدام پرستار پیدا نکرده بود.
اینجا بود که خانواده بزرگ جاده خشم به کمک او آمدند. ترون با خنده و قدردانی گفت که تمام بازیگران زن فیلم و نیک هولت، همبازیاش، به مدت شش ماه در نامیبیا همچون خانوادهای واقعی از فرزندش مراقبت کردند. دختر کوچک او در خودروهای سنگین پروژه بزرگ شد، بین پلانها در آغوش بازیگران آرام گرفت و حتی روی نیک هولت بالا آورد! ترون با اشاره به این که فرزندش نخستین قدمهای زندگیاش را روی صحنه این فیلم آموخته، اعتراف کرد که پیوندی عمیق، ریشهدار و عاطفی با این اثر سینمایی دارد.
این ستاره هالیوود همچنین از چالشهای اولیه خود با شخصیت فوریوسا سخن گفت. او اعتراف کرد که در ابتدا با نقش شخصیتهای بیش از حد مثبت و قهرمانان بینقص ارتباط برقرار نمیکرده است، چرا که فوریوسا میخواست دنیا را به آتش بکشد. اما در جریان فیلمبرداری در بیابانهای نامیبیا متوجه شد که انگیزه اصلی این جنگجو، انتقام از حاکم ستمگر و نجات زنان اسیر است؛ خصلتی انسانی و خودخواهانه که در نهایت به نقطهعطف و زیبایی درونی این کاراکتر تبدیل شد.
امروزه نفوذ فوریوسا فراتر از پرده سینما رفته است. ترون با تعجب و شیرینی از ملاقات با هوادارانی میگوید که تصویر فوریوسا را روی بازوهای خود تاتو کردهاند یا نوزادانی که نام این قهرمان را بر آنها گذاشتهاند. دیدن کودکی در کالسکه که با نام فوریوسا صدا زده میشود، برای او عجیبترین و در عین حال شگفتانگیزترین تجربه دنیاست؛ قدرتی که به گفته او نه از خودش، بلکه از جادوی ناب هنر و داستانسرایی سرچشمه میگیرد.
ترون در پایان با فروتنی از پذیرش عنوان الگوی بینقص خودداری کرد و خود را انسانی پرخطا و معمولی خواند که تنها تلاش میکند مادری خوب باشد. او با ستایش از جرج میلر، کارگردان اثر، یادآور شد که جاده خشم حاصل سالها تفکر عمیق و عشق بیدریغ این فیلمساز بزرگ است؛ اثری که پس از گذشت یک دهه، همچنان به عنوان یکی از درخشانترین آثار سینمای اکشن جهان میدرخشد و نسلهای جدید را مجذوب خود میکند.
ارسال نظر