هشدار درباره پیامدهای جنگ با ایران؛ از شکاف در جبهه جمهوریخواهان تا تهدید دکترین هستهای
نماینده اسبق مجلس با تأکید بر تداوم دشمنی آمریکا و اسرائیل با ایران، جنگ اخیر را یکی از عوامل اصلی شکست جمهوریخواهان دانست و گفت: مذاکره با واشنگتن باید با تضمین پایان تهدیدها، رفع محاصره و آزادسازی داراییهای ایران همراه باشد.
به گزارش پارسینه به نقل از تابناک، تحولات سیاسی آمریکا و تغییر ترکیب کنگره این کشور، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که آیا شکست جمهوریخواهان و محدود شدن اختیارات دونالد ترامپ میتواند بر سیاستهای واشنگتن در قبال ایران اثر بگذارد؟ در شرایطی که جنگ و تنشهای منطقهای همچنان بر معادلات غرب آسیا سایه انداخته، موضوع مذاکره، رفع محاصره دریایی، آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران و تضمین عدم تکرار درگیریها نیز اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
از سوی دیگر، بحث تغییر دکترین هستهای ایران، ضرورت حفظ آمادگی نیروهای مسلح و نقش کشورهای منطقه در تأمین امنیت خلیج فارس از جمله موضوعاتی است که در فضای پس از جنگ مورد توجه قرار گرفته است.
در همین چارچوب، محمدحسین آصفری، نماینده اسبق مجلس و عضو اسبق کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، در گفتوگوی تفصیلی با خبرنگار پارلمانی تابناک، به تشریح ارزیابی خود از پیامدهای انتخابات آمریکا، چشمانداز مذاکرات، وضعیت بازدارندگی ایران و تحولات منطقه پرداخت.
مشروح گفتگوی محمدحسین آصفری به شرح زیر است:
تغییر کنگره، دشمنی آمریکا را تمام نمیکند
با توجه به نتایج انتخابات آمریکا و تغییر ترکیب کنگره، این تحولات چه تأثیری بر سیاست واشنگتن در قبال ایران و حمایت آمریکا از رژیم صهیونیستی خواهد داشت؟
انتخابات آمریکا و نتایج آن، تأثیری بر اصل دشمنی آمریکا و رژیم صهیونیستی با جمهوری اسلامی ایران نخواهد داشت. این دشمنی همچنان ادامه پیدا میکند و نباید تصور کنیم اگر حزب مرتبط با نتانیاهو در انتخابات اکثریت را به دست نیاورد یا جمهوریخواهان نتوانند اکثریت کنگره را حفظ کنند، سیاست خصمانه آمریکا و اسرائیل در قبال ایران کنار گذاشته میشود.
البته این تحولات میتواند مسیر را برای ترامپ دشوارتر کند. به ویژه در آمریکا، ترکیب مجلس نمایندگان و سنا بر میزان نظارت کنگره بر دولت تأثیر میگذارد و دیگر اینگونه نیست که دولت بتواند بدون محدودیت، هر تصمیمی را که میخواهد اجرا کند. نظارت بر عملکرد دولت افزایش پیدا خواهد کرد و ترامپ در پیشبرد برخی برنامههای خود با چالش روبهرو میشود.
یکی از حوزههایی که این تغییرات میتواند بر آن اثر بگذارد، بودجه نظامی آمریکا و میزان حمایت این کشور از رژیم صهیونیستی است. همچنین اختیارات سیاسی ترامپ محدودتر میشود و در تصویب قوانین نیز با دشواریهای بیشتری مواجه خواهد شد. بنابراین، هرچند اصل دشمنی آمریکا با ایران پابرجاست، اما نمیتوان از تأثیر ترکیب جدید کنگره بر تصمیمها و سیاستهای دولت واشنگتن چشمپوشی کرد.
در موضوع منطقه نیز تلاشهایی برای باز کردن مسیر مذاکره میان تهران و واشنگتن در جریان است. رایزنیهایی که قطر برای فراهم کردن زمینه گفتوگو انجام میدهد، از اهمیت برخوردار است؛ اما این مذاکرات نمیتواند بدون توجه به مسائل اصلی و مطالبات ایران پیش برود.
یکی از موضوعات مهم در این مسیر، رفع محاصره دریایی و بازگشایی مسیر کشتیرانی در تنگه هرمز است. در مقابل، آزادسازی داراییها و پولهای بلوکهشده ایران نیز باید مورد توجه قرار گیرد. فراهم شدن امکان نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی بر فعالیتهای هستهای ایران، تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم با حفظ دسترسی جمهوری اسلامی ایران به آنها و بدون ایجاد تهدید از سوی طرف مقابل، به رسمیت شناختن حقوق هستهای کشور و کاهش فشارهای اقتصادی و تحریمی نیز از موضوعاتی است که باید در هرگونه مذاکره دنبال شود.
هدف دیگر این گفتوگوها باید جلوگیری از گسترش درگیری و تأمین امنیت پایدار باشد. جمهوری اسلامی ایران نمیپذیرد جنگی در مقطعی متوقف شود، اما طرف مقابل بار دیگر فرصت و امکان تهدید و آغاز جنگی جدید را پیدا کند.
در همین چارچوب، نامه مقام معظم رهبری که از طریق آقای رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، به آقای پوتین تحویل داده شد نیز اهمیت دارد. نحوه استقبال ترامپ از آقای رضایی و توجهی که به این سفر نشان داده شد، بیانگر اهمیت موضوع و پیامهای منتقلشده بود. تأمین امنیت ایران به شرط پایان جنگ، رفع محاصره، آزادسازی داراییهای کشور و به رسمیت شناختن حقوق هستهای، از جمله موضوعاتی است که باید در این مسیر پیگیری شود.
از سوی دیگر، سفر هیئتهایی از عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه به ایران نیز نشان داد که با وجود بمبارانها، تحریمها و فشارهای اقتصادی، نمیتوان نقش و جایگاه جمهوری اسلامی ایران را در معادلات منطقهای نادیده گرفت. ایران همچنان در تحولات خاورمیانه، غرب آسیا و بهویژه منطقه خلیج فارس تأثیرگذار است.
ما به دنبال پایان جنگ هستیم، اما پایان جنگ زمانی برای جمهوری اسلامی ایران اهمیت دارد که پس از آن تهدیدی متوجه کشور نباشد. نمیتوان اجازه داد درگیری برای مدتی متوقف شود و طرف مقابل دوباره فرصت پیدا کند جنگ دیگری را علیه ایران آغاز کند. باید سازوکارهای لازم برای جلوگیری از تکرار تهدیدها مشخص شود؛ هرچند ترامپ نشان داده است که چندان اهل پایبندی به تعهدات و تضمینها نیست و بیش از هر چیز زبان فشار و زور را میفهمد.
امروز اگر توانستهایم در برابر فشارها ایستادگی کنیم، به دلیل مقاومت ملت ایران بوده است. دولت نیز با وجود افزایش قیمتها تلاش کرده نیازهای عمومی مردم را تأمین کند و در حوزه معیشت، کشور با مشکلاتی که بتواند زندگی روزمره مردم را مختل کند، مواجه نشده است. در این شرایط، مجلس هم باید به دولت کمک کند تا آرامش در کشور حفظ شود. امروز زمان آن نیست که از مسیر یک قوه دیگر، میدان تازهای از اختلاف و درگیری داخلی ایجاد کنیم.
نمایندگان حق دارند مسائل و موضوعات مختلف را پیگیری کنند، اما کشور در شرایط فعلی به آرامش، حمایت و امیدواری مردم نیاز دارد. مردم باید احساس کنند مسئولان و قوای کشور با اتحاد و انسجام در حال تلاش برای حل مشکلات معیشتی و مسائل سیاست خارجی هستند.
جنگ با ایران، پاشنهآشیل جمهوریخواهان شد
به نظر شما جنگ ایران و موضوع تنگه هرمز تا چه اندازه در شکست جمهوریخواهان در انتخابات آمریکا تأثیر داشت؟
به اعتقاد من، این موضوع تأثیر بسیار زیادی داشت. یکی از مهمترین عواملی که باعث شد جمهوریخواهان نتوانند آرای لازم را به دست بیاورند، جنگی بود که ترامپ علیه جمهوری اسلامی ایران به راه انداخت. در طول بیش از ۴۷ سال گذشته و از زمان پیروزی انقلاب اسلامی، دولتهای مختلفی در آمریکا روی کار آمدهاند و همواره موضوع تقابل با ایران مطرح بوده است؛ اما رؤسای جمهور پیشین آمریکا با نوعی عقلانیت، هزینههای سنگین چنین جنگی را در نظر میگرفتند و میدانستند ورود به جنگ با ایران میتواند برای حزب و جریان سیاسی آنها تبعات جدی داشته باشد.
ترامپ این اشتباه را انجام داد و هزینه آن را نیز پرداخت کرد. در تاریخ چند دهه گذشته آمریکا کمتر شاهد چنین شرایطی بودهایم که دموکراتها بتوانند در برابر جمهوریخواهان دست بالا را پیدا کنند؛ آن هم در وضعیتی که جمهوریخواهان بخش مهمی از ساختار قدرت را در اختیار داشتند و دولت نیز در اختیار آنها بود.
به اعتقاد من، هیچ عاملی بیش از جنگ علیه ایران در این نتیجه انتخاباتی تأثیر نداشت. این جنگ فقط بر فضای سیاسی آمریکا اثر نمیگذارد، بلکه پیامدهای آن میتواند در انتخاباتهای بعدی کشورهای اروپایی و حتی برخی کشورهای منطقه نیز خود را نشان دهد. پسلرزههای جنگ علیه ایران محدود به آمریکا نخواهد بود و در معادلات سیاسی کشورهای دیگر هم اثر خواهد گذاشت.
دست ترامپ برای اقدام نظامی بستهتر میشود
با توجه به اینکه جمهوریخواهان اکثریت کنگره را از دست دادهاند، آیا ترامپ همچنان مانند گذشته برای انجام اقدام نظامی علیه ایران، از جمله حمله به تأسیسات هستهای کشور، اختیار و آزادی عمل دارد؟
خیر. من معتقدم انتخابات سوم نوامبر و ترکیب جدید مجلس نمایندگان و سنای آمریکا، بر میزان قدرت ترامپ برای پیشبرد اهدافش در جنگ تأثیر خواهد گذاشت. همانطور که اشاره کردم، او در موضوع بودجه نظامی آمریکا با مشکل مواجه میشود و محدود شدن اختیارات سیاسی و نظارتی دولت نیز از پیامدهای این تغییر ترکیب خواهد بود.
کنگره و سنا دیگر دولت ترامپ را بدون نظارت رها نخواهند کرد و او برای اقدامات اقتصادی و نظامی در منطقه با چالشهای جدیتری روبهرو خواهد شد. به اعتقاد من، ترامپ در هفتههای پیش رو با فشارهای بیشتری از سوی مجلس نمایندگان و سنا مواجه میشود.
در چنین شرایطی، او برای خروج از وضعیت فعلی و مدیریت پیامدهای جنگ، ناچار است به مسیرهای دیگری نیز توجه کند. تلاشهایی که از سوی قطر برای بازگشایی مسیر مذاکرات با جمهوری اسلامی ایران انجام میشود، در همین چارچوب قابل ارزیابی است. آمریکا به دنبال آن است که بار دیگر مسیر گفتوگو را باز کند؛ اما مطالبات ایران روشن است.
رفع محاصره بنادر ایران، بازگشایی مسیر کشتیرانی، فراهم شدن امکان فعالیتهای هستهای کشور با نظارت آژانس و جلوگیری از صدور قطعنامهها و بیانیههای ضدایرانی از جمله موضوعاتی است که باید در مذاکرات مورد توجه قرار گیرد. نمیتوان انتظار داشت ایران بدون تأمین حقوق و منافع خود وارد گفتوگو شود.

نیروهای مسلح حتی پس از آتشبس هم نباید غافل شوند
با وجود تغییراتی که در ساختار سیاسی آمریکا رخ داده و جمهوریخواهان اکثریت کنگره را از دست دادهاند، آیا نیروهای مسلح ایران باید همچنان با همان سطح آمادگی و انگشت روی ماشه باقی بمانند؟
قطعاً. ما در هیچ شرایطی نباید از آمادگی نیروهای مسلح غافل شویم. حتی اگر آتشبس دائمی برقرار شود و اعلام کنند که جنگ به پایان رسیده است، باز هم نیروهای مسلح باید برای مواجهه با هرگونه تهدید احتمالی آمادگی لازم را داشته باشند.
امروز هیمنه آمریکا در منطقه زیر سؤال رفته است. آن تصویری که آمریکاییها از خود بهعنوان یک قدرت برتر ساخته بودند، با مقاومت جمهوری اسلامی ایران آسیب دیده است. همین مسئله میتواند دشمنی آنها را در مقاطعی بیشتر کند. شاید در یک دوره، شدت این دشمنی کاهش پیدا کند، اما نباید تصور کنیم آمریکا دست از خصومت خود با ایران برمیدارد.
در چنین شرایطی، وظیفه دولت و مجلس این است که حمایت جدی از نیروهای مسلح را در دستور کار داشته باشند. تأمین معیشت نیروهای مسلح، اختصاص بودجههای لازم برای تقویت توان نظامی و دفاعی و فراهم کردن امکانات مورد نیاز برای افزایش آمادگی آنها باید مورد توجه ویژه قرار گیرد.
نیروهای مسلح باید بدون دغدغههای معیشتی و اقتصادی، تمام توان خود را بر حفظ آمادگی و انجام مأموریتهای دفاعی متمرکز کنند. این موضوع هم وظیفه دولت است و هم مجلس باید در آن نقش مؤثری داشته باشد.
تغییر دکترین هستهای در شرایط جنگی به صلاح نیست
با توجه به سابقه حضور شما در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و آشناییتان با مسائل سیاست خارجی، اگر قرار باشد درباره تغییر دکترین هستهای کشور نظر کارشناسی بدهید، آیا در شرایط فعلی تغییر این دکترین را به صلاح میدانید یا معتقدید ضرورتی برای آن وجود دارد؟
در شرایط فعلی ضرورتی برای تغییر دکترین هستهای کشور وجود ندارد. ما نباید بهانه به دست کشورهای منطقه، کشورهای اروپایی و طرفهایی بدهیم که سالهاست با راهاندازی پروژه ایرانهراسی، تلاش میکنند جمهوری اسلامی ایران را بهعنوان تهدید معرفی کنند.
البته این به معنای آن نیست که نباید توان دفاعی و نظامی خود را تقویت کنیم. ما باید توان موشکی، برد موشکها و بنیه نیروهای مسلح را افزایش دهیم تا بتوانیم در برابر هرگونه تهدیدی آمادگی لازم را داشته باشیم. باید این توان را ایجاد کنیم که اگر رژیم صهیونیستی یا پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه بخواهند اقدامی علیه جمهوری اسلامی ایران انجام دهند، بتوانیم در زمان لازم پاسخ متناسب بدهیم.
اما حرکت به سمت تولید بمب اتم یا طرح موضوعاتی مانند خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای، در شرایط فعلی به صلاح نیست. اگر قرار بود چنین مباحثی مطرح شود، شاید در ۲۰ یا ۳۰ سال گذشته شرایط متفاوتی وجود داشت؛ اما امروز که در وضعیت جنگی و تنش قرار داریم، طرح این موضوعات میتواند بهانهای برای طرف مقابل فراهم کند تا علیه جمهوری اسلامی ایران اجماع بینالمللی ایجاد کند و مدعی شود ایران به دنبال ساخت سلاح هستهای است.
این مسائل باید در شرایط آرامش و صلح و با بررسی همه ابعاد آن دنبال شود. در شرایط فعلی، ورود به چنین موضوعاتی، بهجای آنکه دستاوردی برای کشور داشته باشد، میتواند زمینه سوءاستفاده آمریکا و کشورهای اروپایی را فراهم کند.
از سوی دیگر، ما اساساً اعتقاد داریم استفاده از بمب اتم برای همه دنیا خطرناک است. خاطرهای از دوران دفاع مقدس وجود دارد که بهخوبی این نگاه را نشان میدهد. در یکی از عملیاتها، نیروهای ایرانی تا نزدیکی سد دربندیخان عراق پیش رفته بودند و امکان شکستن سد وجود داشت. شکستن آن میتوانست بخش بزرگی از مناطق عراق را زیر آب ببرد و جان شمار زیادی از مردم غیرنظامی را به خطر بیندازد.
در آن زمان، از امام خمینی(ره) درباره شکستن سد کسب تکلیف شد، اما ایشان اجازه چنین کاری را ندادند و تأکید کردند که ما با مردم غیرنظامی دشمنی نداریم. این نگاه نشان میدهد که در منطق جمهوری اسلامی ایران، نباید مردم عادی و غیرنظامیان هدف قرار بگیرند.
بمب اتم نیز اساساً میان نظامی و غیرنظامی تفاوتی قائل نمیشود و استفاده از آن میتواند فاجعهای انسانی به وجود بیاورد. بنابراین، ما باید به جای حرکت به سمت تولید چنین سلاحی، آنقدر توان دفاعی و بازدارندگی خود را افزایش دهیم که طرف مقابل جرئت تهدید و اقدام علیه کشور را نداشته باشد.
همانطور که مقام معظم رهبری شهید درباره ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن تأکید کرده بودند، در برابر قدرت ظاهری چنین ناوی، موشکی وجود دارد که میتواند آن را به قعر دریا بفرستد. ما باید این توانمندی را داشته باشیم که در صورت لزوم، تأسیسات و ظرفیتهای هستهای طرف مقابل و پایگاههای نظامی آنها را هدف قرار دهیم. به اعتقاد من، تقویت توان موشکی و آماده نگه داشتن ابزارهای دفاعی، راهکار مؤثرتری برای مقابله با تهدیدهاست.
سفر هیئتهای منطقهای به تهران چه پیامی داشت؟
درباره سفر هیئتهای عربستان، پاکستان و ترکیه به ایران و رایزنیهایی که در این زمینه انجام شد، ارزیابی شما چیست؟ این سفرها نشان میدهد این کشورها از آمریکا ناامید شدهاند یا به دنبال اهداف دیگری هستند؟
به اعتقاد من، این موضوع دو بُعد دارد. نخست اینکه برخی کشورها تصور میکردند با شهادت سیدحسن نصرالله، سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس، جبهه مقاومت تضعیف شده و قدرت اثرگذاری خود را از دست داده است. اما تحولات اخیر نشان داد چنین برداشتی درست نیست و جبهه مقاومت همچنان با قدرت به فعالیت خود ادامه میدهد.
این کشورها به خوبی متوجه شدند که نمیتوانند بدون توجه به نقش نیروهای مقاومت، امنیت منطقه را تأمین کنند. از سوی دیگر، برخی از آنها به دنبال ایجاد آرامش در منطقه و جلوگیری از تهدیدهایی بودند که از سوی یمن میتوانست بر مسیرهای تجاری و قیمت نفت تأثیر بگذارد.
موضوع دوم، درک قدرت جمهوری اسلامی ایران در منطقه است. این کشورها هم قدرت سخت ایران و هم قدرت نرم و نفوذ منطقهای جمهوری اسلامی را مشاهده کردند. آنها متوجه شدند که نمیتوان بدون در نظر گرفتن جایگاه ایران، درباره امنیت منطقه تصمیمگیری کرد.
همانطور که رئیسجمهور نیز در سازمان ملل تأکید کرد، یا باید امنیت برای همه وجود داشته باشد یا ناامنی برای همه. امنیت منطقه را نمیتوان با نادیده گرفتن یک کشور مهم و تأثیرگذار تأمین کرد. این آمریکا نیست که بهتنهایی میتواند امنیت پایدار در منطقه ایجاد کند؛ بلکه ایران و کشورهای منطقه باید با همکاری یکدیگر برای تحقق این هدف تلاش کنند.
نه ارتش اجارهای عربستان و نه سلاحهای هستهای پاکستان بهتنهایی نمیتوانند امنیت منطقه را تضمین کنند. امنیت پایدار نیازمند همکاری کشورهای منطقه و توجه به واقعیتهای سیاسی و امنیتی غرب آسیاست. سفر این هیئتها نیز نشان داد که کشورهای منطقه به این جمعبندی رسیدهاند که برای تأمین امنیت، باید با جمهوری اسلامی ایران تعامل داشته باشند.
البته هرگونه تفاهم و توافق منطقهای از نگاه جمهوری اسلامی ایران باید امنیت همه کشورها و جریانهای مؤثر منطقه را در بر بگیرد. نمیتوان از یک طرف با ایران مذاکره کرد و از طرف دیگر، انصارالله یمن، حزبالله لبنان یا نیروهای حشدالشعبی عراق را تحت فشار و تهدید قرار داد.
جمهوری اسلامی ایران معتقد است امنیت باید برای همه کشورهای منطقه فراهم شود و نمیتوان انتظار داشت توافقی شکل بگیرد که در آن امنیت برخی کشورها تأمین شود، اما گروهها و جریانهای دیگر منطقه همچنان هدف تهدید و حمله قرار بگیرند. تفاهم واقعی زمانی شکل میگیرد که امنیت و منافع همه طرفها مورد توجه قرار گیرد.
استیضاح وزیر خارجه در میانه جنگ به صلاح نیست
در شرایطی که کشور همچنان با سایه جنگ مواجه است و وزیر امور خارجه نیز در جبهه دیپلماسی برای پیگیری حقوق ایران تلاش میکند، تعدادی از نمایندگان به دنبال استیضاح آقای عراقچی هستند. با توجه به اینکه ممکن است نقدهایی هم به عملکرد وزیر خارجه وارد باشد، آیا اکنون زمان مناسبی برای استیضاح است؟
به اعتقاد من، اکنون زمان مناسبی برای استیضاح وزیر امور خارجه نیست. البته این به معنای آن نیست که وزیر خارجه هیچ ضعف یا اشکالی در عملکرد خود ندارد؛ من هم ممکن است به برخی اقدامات و تصمیمهای آقای عراقچی نقد داشته باشم، اما باید شرایط کشور را در نظر گرفت.
امروز وزیر امور خارجه در میدان دیپلماسی در حال تلاش برای پیگیری حقوق جمهوری اسلامی ایران است. در چنین شرایطی، نباید فرصتی برای ایجاد اختلاف و درگیری در داخل کشور فراهم کنیم. کشور به آرامش و انسجام نیاز دارد و باید اجازه دهیم مسئولان در شرایط فعلی بتوانند وظایف خود را دنبال کنند.
به اعتقاد من، همان رویکردی که در دوره آقای علی لاریجانی برای برگزاری جلسات تعامل و گفتوگو میان دولت و مجلس دنبال میشد، میتواند در شرایط فعلی نیز مورد توجه قرار گیرد. مسائل و اختلافنظرهای میان دولت و مجلس باید از طریق گفتوگو و رایزنی حلوفصل شود و اجازه ندهیم اختلافات داخلی به فضای عمومی و رسانهای کشیده شود؛ چراکه دشمن از همین اختلافها برای پیشبرد اهداف خود استفاده میکند.
امروز طرف مقابل وزیر امور خارجه ما را تحت فشار قرار میدهد و او را تهدید میکند؛ در چنین شرایطی، درست نیست که همان فشارها از داخل کشور نیز بر او وارد شود. اگر نقدی وجود دارد، باید آن را از مسیرهای کارشناسی و تعامل میان مجلس و دولت پیگیری کرد.
به جای استیضاح، نمایندگان باید راهکارهایی ارائه دهند که بتواند مشکلات کشور را کاهش دهد، آثار تحریمها را خنثی کند و به دولت برای مدیریت شرایط کمک کند. امروز زمان آن است که مجلس و دولت در کنار یکدیگر باشند و اختلافات را از مسیر گفتوگو حل کنند. پس از عبور کشور از شرایط جنگی و دور شدن سایه تهدیدها، فرصت برای بررسی عملکردها و پیگیری مسائل مختلف وجود خواهد داشت؛ اما در وضعیت فعلی، اولویت باید حفظ انسجام و تمرکز بر منافع ملی باشد.
ارسال نظر