یادداشت محمدحسین جعفریان دربارهٔ خبرسازیهای رسانهها
ادداشت محمدحسین جعفریان در روزنامه «تهران امروز»
شماره ۷۸۲ / سه شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۰
یکی از شیوههای مهم تاثیرگذاری بر ذهن مخاطب اخبار، شیوههای تنظیم و طراحی خبر است. بدیهی است از این راه هر رسانهای قادر خواهد بود تا ضمن رفع نیازهای خبری مخاطبان خویش و تامین سلایق آنان، نگاه و هدفگذاری خود از انبوه اخبار پیرامونی را نیز به اذهان عمومی منتقل کند. این همه باید با شرط رعایت انصاف و به گونهای باشد که طرف دیگر خبر، یعنی مصرفکننده آن، احساس نکند منبع تامین اخبار، اصرار و تعمد دارد او را نسبت به موضوعی، دفع یا جذب کند. اگر چنین ارادهای نیز در ورای انتقال اخبار باشد، رسانه باید چنان رفتار کند که عدالت و انصاف او در ذهن دریافتکننده خبر، دچار تردید نشود.
این رویه سالهاست که در غولهای رسانهای جهان مورد وثوق و استفاده است. لذاست که شما میبینید، فیالمثل در ماجرای یازدهم سپتامبر، بهرغم تمام مستندات موجود و حتی ساخت یک مستند مستقل یکی از مستندسازان برجسته غربی ـ مایکل مور ـ مبنی بر دخالت مستقیم دولت آمریکا در آن، باز هم مخاطب عام غربی به رسانههایش اعتماد کرده و آن را یک تهدید تروریستی میداند و میلی به باور دیگر اخبار نقیض آن، هرچند مستند و محکم ندارد! این اعتماد ناشی از طی کردن همان فرآیندی است که ذکر آن رفت.
متاسفانه این رویه ثابت شده علم روزنامهنگاری ـ ژورنالیسم ـ گویا در سرزمین ما، طرفداری ندارد. گاه میبینید که خبرنگاری در سیما، مثلا از لندن گزارش میدهد که برف سنگین همه خیابانهای اصلی و فرعی را پوشانده و شهرداری مردم را در عذاب ناشی از مسدود بودن خیابانها و یخبندان رها کرده و در همانحال چند تصویر بسته نیز از چند کوچه پسکوچه نشان میدهد. در علم روزنامهنگاری به این رفتار میگویند خبرسازی، آن هم از نوع بد. این یعنی آنکه شما اصرار دارید به هر قیمتی شده، در روز یا هفته، یک خبر منفی از حوزه فعالیت خود برای مخاطبانتان ارسال کنید. چنین رفتاری بر اعتماد ناخودآگاه مخاطبین شما تاثیر منفی گذاشته و از درجه اعتبار اخبار شما نزد او میکاهد.
بلایی که طی این سالها، توسط نهادهای دولتی بر سر آمار آمده نیز نوعی دیگر از این پروسه است که سبب شده تا مردم هیچ اعتمادی به این علم از نوع ایرانیاش نداشته باشند و از سوی دیگر کاربرد آمار ارائه شده در مطالعات روزمره علمی و آکادمیک نیز منسوخ شود اما گاه برخی آمارها که محض انتقال یک خبر ارائه میشوند، عامه را شوکه میکند و چنانکه آمد سخت بیاعتماد. مثلا فردی به نام «حسین شریفی» به خبرگزاری فارس گفته است: «۹۳ درصد خانوادههای آمریکایی همجنسباز هستند!» نگارنده سر راستآزمایی این رقم را ندارد اما وقتی یک خبرگزاری معتبر چنین آمار و ادعایی را در قالب یک گفتوگو منتشر میکند باید یا منبع آن را یافته یا در قبال صحت و سقم آن از خویش سلب مسئولیت کند. اگر نه بازخورد چنین خبری بر روی خروجی، باعث مزاح و در ادامه شک مخاطب به ناشر خبر میشود. عارضه این بیاعتمادی در نهایت گریبان همه رسانههای همسان را گرفته و به موج بیاعتمادی نسبت به منابع داخلی دامن زده و مردم را به سوی کسب خبر از منابع بیگانه سوق میدهد. لطفا مراقب تلکسهایتان باشید!
ارسال نظر