گوناگون

تحریف‌ها و نقل‌های مجعول در واقعه کربلا

روات حدیث نوشت:

قسمت اول:

به همان میزان که واقعه کربلا می‌تواند الگویی سازنده برای جامعه اسلامی و انسان‌های آزادیخواه دنیا باشد، تحریف، جعل و نمایشی دیگرگونه از آن خطرناک است. شهید مطهری نیز به این موضوع اشاره می‌فرمایند: «واقعه تاریخ کربلا از آن نوع حوادث است که درا ثر عدم رشد اجتماع، مسخ و معکوس شده است، تمام عظمتها و زیباییهایش فراموش شده، حماسه و شور و افتخاراتش محو شده و به جای آنها زبونی و ضعف و جهالت و نادانی آمده است . این نشانه عدم رشد این ملت است برای حفظ و نگهداری تاریخ با عظمت و پر افتخار خویش.» (حماسه حسینی).

در ادامه بخشی از تحریفات و مجعولاتی که به واقعه کریلا نسبت داده می‌شود را بررسی می‌کنیم که اگرچه از مشهورات هستند، ولی سند متقنی ندارند.

۱٫ ان کان دین محمد لم یستقم - الا بقتلی فیا سیوف خذینی

گاهی این بیت به امام حسین علیه‌السلام نسبت داده می‌شود. ولی در واقع شعر زیبایی از شیخ محسن حویزی حائری، معروف به «ابوالحب حویزی» از شاعران شیعه و دارای دیوان شعری به نام «الحائریات » است که به صورت زبان حال امام علیه‌السلام سرود.

۲٫ هل من ناصر ینصرنی؟ هل من معین یعیننی؟

برای این سخن بسیار مشهور نیز که به امام حسین علیه السلام نسبت داده می شود، سند و مدرکی یافت نشد. اما جملات مشابهی در مقاتل وجود دارد:

هل من ذاب یذب عن حرم رسول الله ص هل من موحد یخاف الله فینا هل من مغیث یرجو الله بإغاثتنا هل من معین یرجو ما عند الله فی إعانتنا (اللهوف ص : ۱۱۵؛ در مثیر الاحزان هم ذیل «خروج القاسم بن الحسن ع و مقتله‏» مطرح شده است)

أ ما مغیث یغیثنا لوجه الله أ ما ذاب یذب عن حرم رسول الله‏ (کشف‏الغمة ج : ۲ ص : ۵۰)

قابل توجه است که مولف لهوف در سال ۶۶۴ قمری و مولف کشف الغمه هم در سال ۶۹۳ قمری رحلت کرده‌اند. و ممکن است زبان حالی مشهور در آن دوران بوده باشد.

۳٫ اسقونی شربة من الماء

در برخی از منابع گفته شده است که حضرت در روز عاشورا و هنگام نبرد با دشمنان خود، به آنان و یا به عمر بن سعد رو کردند و فرمودند: «اسقونی شربة من الماء؛ با جرعه‏ای آب، مرا سیراب سازید.» در برخی از این کتاب‏ها نیز آورده و گفته شده است که حضرت به آنان فرمودند: «باجرعه‏ای آب مرا سیراب سازید که جگرم از تشنگی سوخت.»

شهید مطهری می‌فرمایند:

باور نکنید که اباعبداللَّه این جمله را گفته باشد: «اسقونی شربة من الماء فقد نشطت کبدی». من که این جمله را در جایی ندیده‏ام. حسین علیه‌السلام اهل این جور درخواست‏ها نبود. (حماسه حسینی، جلد ۱، ص ۱۵۶)

همچنین در جای دیگری می‌فرمایند:

«یحول بینه و بین السماء العطش؛ اینقدر تشنگی اباعبدالله زیاد بود که وقتی به آسمان نگاه می‏کرد بالای سرش را درست نمی‏دید . اینها شوخی‏ نیست . ولی من هر چه در مقاتل گشتم (آن مقداری که می‏توانستم بگردم) تا این جمله معروفی را که می‏گویند اباعبدالله به مردم گفت: «اسقونی شربه‏ من الماء»، یک جرعه آب به من بدهید، ببینم، ندیدم. حسین کسی نبود که از آن مردم چنین چیزی طلب بکند. فقط یک جا دارد که حضرت در حالی‏ که داشت حمله می‏کرد «و هو یطلب الماء». قرائن نشان می‏دهد که مقصود این است: در حالی که داشت به طرف شریعه می‏رفت (در جستجوی آب بود که‏ از شریعه بردارد) نه اینکه از مردم طلب آب می‏کرد. عظمت اباعبدالله چیز دیگری است. او چیزی است، ما چیز دیگری. (حماسه حسینی، جلد ۲، ص ۲۱۸)

۴٫ إنّ الحیاة عقیدة و جهاد

ظاهرا سراینده این شعر، شاعری مصری به نام احمد شوقی بوده است و این شعر بر بالای دو روزنامه الجهاد و الحیاة چاپ می‏شده است:

قف دون رأیک فی الحیاة مجاهداً - إنّ الحیاة عقیدة و جهاد

شهید مطهری نیز می‌فرمایند:

«مطلبی می‏خواهم بگویم [که شاید برای برخی ناراحت کننده باشد، چون] بعضی از جوانان از شنیدن چیزی که برخلاف میلشان باشد ناراحت می‏شوند. جمله‏ای به امام حسین (ع) منسوب شده است که نه معنایش درست است و نه در هیچ کتابی گفته شده که این جمله از امام حسین (ع) است و چهل، پنجاه سال هم بیشتر نیست که در دهانها افتاده است. می‏گویند امام حسین‏ ( ع ) فرموده است: ان الحیاش عقیدش و جهاد. حیات یعنی داشتن‏ یک عقیده و در راه آن عقیده جهاد کردن. نه، این با فکر فرنگیها جور درمی‏آید که می‏گویند انسان باید یک عقیده‏ای داشته باشد و در راه آن عقیده‏ بجنگد. قرآن از "حق" سخن به میان می‏آورد. جهاد و حیات از نظر قرآن‏ یعنی "حق پرستی" و "جهاد در راه حق"، نه عقیده، و جهاد در راه‏ عقیده.» (انسان کامل، صفحه ۱۳۰)



***

قسمت دوم:

۵٫ ایا شمر خاف الله واحفظ قرابتی … .

برخی نوشته‌اند هنگامی که شمر بر سینه امام حسین علیه السلام نشسته بود و می خواست سر حضرت را از بدنش جدا کند، امام حسین علیه السلام به او گفت:

ایا شمر خاف الله واحفظ قرابتی - من الجد منسوبا الی القائم المهدی

ایا شمر تقتلنی و حیدرة ابی - وجدی رسول الله اکرم مهتدی

وفاطمة امی والزکی ابن والدی - و عمی هو الطیار فی الجنة الخلدی

اولا این مطلب، از زبان یک شاعر و به صورت زبان حال سروده شده است و ارتباطی به امام ندارد. ثانیا در همین شعر، از زبان امام حسین علیه السلام به شمر بن ذی الجوشن می گوید:

ایا شمر ارحم ذا العلیل وبعده - حریما بلا کفل یلی امرهم بعدی (۴)

مراد این است که امام حسین علیه السلام در واپسین لحظات عمر خود و در آن شرایط سخت، با زبان شعر به شمر گفت: «ای شمر، بر آن بیمار علیل که در خیمه هاست و بر خانواده بدون کفیل من که او باید سرپرستی آنها را به دست گیرد، رحم کن و با آنها مهربان باش!»

این چنین سخنی منطقا نمی‌تواند از امام حسین علیه‌السلام صادر شده باشد.

۶٫ اللهم العن العصابة التی جاهدت الحسین

معنی این عبارت این است که خدا گروهی که به همراه امام جهاد کردند را لعنت کند. ظاهرا این عبارت سهوا وارد برخی منابع شد و صحیح آن به شکل «اللهم العن العصابة التی حاربت الحسین» و «اللهم العن العصابة التی جاحدت الحسین» است.

۷٫ کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا

ظاهرا این عبارت در هیچکدام از متون وجود ندارد.

۸٫ حج نیمه تمام امام حسین علیه‌السلام

برخی گفته‌اند که چون امام حسین علیه‌السلام متوجه شد مزدوران یزید می‏خواهند او را در حرم امن الاهی بکُشند و خونش را در خانه خدا بریزند، حج خود را ناقص و نیمه تمام رها کرد و آن را به عمره مفرده تبدیل ساخت و سپس از احرام خارج شد و به سوی کربلا حرکت کرد.

این موضوع بدین شکل صحت ندارد، بلکه امام حسین علیه‌السلام از همان آغاز به نیت عمره مفرده، احرام بسته بود و پس از آن که عمره مفرده خویش را تمام کرد، از احرام خارج شد و از مکه به سوی کربلا حرکت کرد. بنابراین، امام حسین علیه‌السلام اصلاً حج خود را تبدیل نکرده و تغییری نداده است.

۹٫ عروسی حضرت قاسم علیه‌السلام

نخستین کسی که به این موضوع دامن زد، ملاحسین واعظ کاشفی (درگذشته ۹۱۰ ق) در کتاب خود، یعنی روضة‌الشهداء است. عبدالرزاق موسوی مقرّم در این باره می‌گوید: «هر چه در عروسی قاسم می‏گویند نادرست است؛ چرا که قاسم به سن بلوغ نرسیده بود و هرگز نَصّ صحیحی نیز در این باره از مورخان وارد نشده است؛ اما شیخ فخرالدین طریحی با آن عظمت و جلالت در علم، امکان ندارد که چنین داستانی را نوشته باشد و بر کسی روا نیست که در حق او این خرافه را تصور کند. در کتاب او، منتخب، دست برده‏اند و این افسانه را داخل آن کرده‏اند؛ طریحی آن کس را هیچ وقت نخواهد بخشید.»

برخی نیز احتمال می‌دهند که شاید ریشه این تحریف آن باشد که حضرت قاسم علیه‌السلام دارای برادری به نام حسن (حسن‌بن‌الحسن علیه‌السلام) بوده که او را حسن مُثَنَّی می‏گفته‏اند؛ زیرا نام خودش حسن و نام پدرش امام حسن علیه‌السلام بوده و در نتیجه، حسن دومی (حسن مُثَنَّی) نامیده شده است. حسن مثنّی همان کسی از فرزندان امام حسن مجتبی علیه‌السلام است که با فاطمه، دختر امام حسین علیه‌السلام، پیش از روز عاشورا و ورود به کربلا و ظاهراً به سال شصت هجری قمری، یعنی همان سالی که امام حسین علیه‌السلام در مکه حضور داشته، ازدواج کرده و البته در کربلا بوده و در رکاب عمویش، حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام، جنگیده است و حتی به سختی زخمی شده و جزء اسیران کربلا نیز بوده و سپس به مدینه بازگشته است و در سی و پنج سالگی از دنیا رفته و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شده است.

۱۰٫ اسب ذوالجَناح

در بعضی از کتاب‏ها نوشته‏اند و میان مردم نیز مشهور است که نام اسب امام حسین(ع) ذوالجَناح بوده است.

پیامبر عزیز خدا(ص) اسبی داشته‏اند که نام آن مُرتَجَز و به معنای اسبی است که بر آن سوار می‏شده و رَجَز می‏خوانده‏اند و این اسب به امام حسین(ع) رسیده است و حضرت در روز عاشورا بر آن سوار بوده‏اند. در عربی به اسبی که چابک و تیزرو و راهوار است و در میدان جنگ، خوب تحرک دارد، ذوالجَناح می‏گویند. مرحوم حاج میرزا حسین نوری، محدّث بزرگ شیعه، در کتاب لؤلؤ و مرجان خویش می‏فرمایند: «در مَقاتِل معتمده موجود است که اول صبحِ عاشورا - پس از آرایش صفوف - حضرت بر شتری سوار شدند و آن خطبه بلیغه را به جهت اِتمام حجت خواندند. آن‏گاه فرود آمدند و اسب خاصه رسول خدا(ص) را که به جهت سواریِ خود و اوصیایش خریده بودند و آن را مُرتَجَز می‏گفتند که در اَلْسنه عوام به ذوالجَناح معروف شده، خواستند و سوار شدند و تا آخر کار سواره بودند… .» همچنین در متن برخی زیارتنامه‏ها، اسب امام حسین(ع) را با واژه «جواد» به کار برده‏اند، این واژه نام اسب حضرت نیست، این کلمه عموما به معنی اسب است.

۱۱٫ مَهلاً مَهلا یابن الزّهراء

گفته می‌شود که حضرت زینب(ع) هنگام وداع و خداحافظی ایشان با امام حسین(ع) این عبارت را به کار برده‌اند. ولی این عبارت در منابع معتبر دیده نشده است.

***

قسمت سوم:

۱۲٫ داستان سقایی حضرت عباس در کوفه

از جمله تحریف های تاریخی، داستان سقایت حضرت عباس در کوفه است که با استناد به نظرات مرحوم محدث نوری و شهید مطهری می توان به رد موضوع پرداخت:

روزی امام علی بالای منبر خطبه می خواند که امام حسین اظهار عطش کرد و گفت: پدرجان من تشنه ام. حضرت ابوالفضل هم در مسجد حاضر بود. تا شنید که برادرش آب می خواهد دوید پیش مادرش و یک کاسه آب گرفت و برگشت، امام علی بالای منبر بود که پسرش، عباس کاسه آب را بالای سرش گذاشته و در حالی که آب از هر طرف بر دوش و شانه های عباس می ریخت، وارد مسجد شد و رفت به سوی حسین و آب را دو دستی به او تقدیم کرد. امام علی تا این واقعه را دید، چشمانش پر از اشک شد و شروع به گریه کرد. پرسیدند: یا امیرالمؤمنین چرا گریه می کنید؟ فرمود: روزی بیاید که در دشت کربلا فرزندم حسین و اولاد و انصارش را گروهی از این امت محاصره کنند و آب را به روی او ببندند و همین پسرم، عباس در آن روز چنین کند…

این قصه بر فرض صحت، البته باید در شهر کوفه باشد و اگر هم در مدینه باشد باید در سال اول خلافت مولا علی باشد…؛ عمر شریف حضرت ابی عبدالله هم در آن زمان، بیش از سی سال بود. با این حساب چگونه چنین داستانی می تواند امکان داشته باشد؟! اظهار تشنگی کردن در آن مجلس عام و تکلم کردن در اثنای خطبه که مکروه است یا حرام، با مقام امامت بلکه با اول درجه عدالت، بلکه با رسوم متعارف انسانی، هیچ مناسبتی ندارد.

۱۳٫ حضور حضرت لیلی در کربلا

به احتمال قوی ایشان در کربلا نبوده‌اند و حتی شاید آن زمان، در قید حیات نیز نبوده است. البته نام مادر حضرت علی‏اکبر، لیلی بوده و اُمّ لیلی (مادر لیلی) نبوده است.

شهید مطهری می‌فرمایند:

نمونه دیگری در همین مورد را که خیلی عجیب است من در همین تهران در منزل یکی از علمای بزرگ این شهر در چند سال پیش از یکی از اهل منبر که روضه لیلا را می خواند شنیدم و من در آن جا چیزی شنیدم که به عمرم نشنیده بودم. گفت: بعد از این که حضرت لیلا رفت در آن خیمه و موهایش را پریشان کرد نذر کرد که اگر خدا علی اکبر را سالم به او برگرداند و در کربلا کشته نشود از کربلا تا مدینه را ریحان بکارد. یعنی نذر کرد که سیصد فرسخ راه را ریحان بکارد! این را گفت و یک مرتبه زد زیر آواز:

نذر علیَّ لئن عادوا و اِن رَجعو - لاَزرعنَّ طریق التّفت ریحان

من نذر کردم اگر اینها برگردند راه تفت را ریحان بکارم. این شعر عربی بیش تر برای من اسباب تعجب شد که این شعر از کجا پیدا شده؟ بعد به دنبال آن رفتم و گشتم دیدم این (تفت) که در شعر آمده کربلا نیست بلکه این (تفت) سرزمین مربوط به داستان لیلی و مجنون معروف است که لیلی در آن سرزمین سکونت می کرده و این شعر مال مجنون عامری است برای لیلی و این آدم این شعر را برای لیلا مادر علی اکبر و کربلا می خوانده.

۱۴٫ موضوع امان نامه

در این موضوع که شمربن ذی الجوشن و یا شخص دیگری از طرف ابن زیاد، برای عباس و فرزندان دیگر ام البنین، امان نامه آورد و آنان به شدت شمر و امان نامه وی را رد کرده و از پیش خود با قاطعیت راندند، تردیدی نیست و در بیش تر منابع آمده است. اما اینکه امام حسین به حضرت ابوالفضل العباس و برادرانش فرمود: حال که ابن زیاد برای شما امان نامه نوشته است، بهتر است بروید؛ زیرا این قوم جز با من با کسی کاری ندارند و اگر شما بروید در میان سپاهیان ابن زیاد، عزیز و مکرّم خواهید شد و آن وقت دیگر با وجود شما کسی نمی تواند اهل و عیال مرا اسیر کند یا بر سر خواهرم زینب تازیانه بزند! از این موضوع حتی در کتاب های درجه دوم و سوم، خبری نیست.

۱۵٫ آیا یاران امام شب عاشورا پراکنده شدند؟

از جمله کتاب های مشهور به دروغ پردازی ناسخ التواریخ نوشته محمدتقی سپهر معروف به لسان الملک است. شهید مطهری ضمن معرفی کتاب ناسخ التواریخ سعی دارد پاسخ این شبهه را نیز بدهد:

تنها صاحب ناسخ التواریخ این اشتباه تاریخی را کرده و نوشته است، وقتی امام حسین در شب عاشورا برای اصحاب خود صحبت کرد، عده ای از آنان از سیاهی شب استفاده کرده و رفتند؛ ولی این مطلب را هیچ تاریخی تایید نمی کند. تنها اشتباه صاحب ناسخ است و غیر از او هیچ کس چنین اشتباهی نکرده است و قطعا در شب عاشورا هیچ کدام از اصحاب اباعبدالله نرفتند و نشان دادند که در میان ما، غش دار و آن که نقطه ضعفی داشته باشد، وجود ندارد.

اگر آن چنان که این خبر ساختگی می گوید، اصحاب امام حسین از دور حضرتش پراکنده می شدند و از خود بی وفایی نشان می دادند، بی گمان تبلیغاتچی های بنی امیه آن را در بوق و کرنا می کردند، در حالی که می بینیم هرگز در کتاب های قدیمی، حتی در کتاب هایی که هواداران بنی امیه نوشته اند، خبری از این خبر ساختگی نیست.

۱۶٫ قمه زنی

در مورد منشأ اصلی و اولی قمه زنی، اقوال مختلفی وجود دارد؛ اما آنچه که بیشتر از همه مستند و قابل اثبات است، این است که تیغ زنی و قمه زنی رسومی عاریتی اند که از جانب ترک های آذربایجان به فارس ها و اعراب منتقل شده اند. ابراهیم الحیدری، جامعه شناس، معتقد است که مراسم قمه زنی و … از خارج عراق به آن کشور وارد شده و ریشه ی عربی ندارد. گزارشی از مقامات بریتانیایی درباره مراسم عاشورای ۱۹۱۹م. در نجف نیز حاکی است که گروهی صد نفره از شیعیان ترک در آن سال به قمه زنی پرداخته بودند.

از نظر تاریخی، مسلّم است که قمه زنی در ایران نیز تا پیش از صفویه هیچگونه سابقه ای نداشته است و محور تردیدها در آن است که آیا در زمان صفویه به وجود آمده است و یا اینکه بعد از صفویه در زمان قاجاریه وارد شده و رواج یافته است؟ گفته می‌شود فاضل دربندی از کسانی است که این خرافه را وارد عزاداری‌ها کرده است.

۱۷٫ ای کاش مادرم مرا نمی زاد

گفته‌اند که روزی کسی از امام سجاد پرسید: در فاجعه عاشورا و پس از آن که در مسیر کوفه و شام و دشت و صحرا، اسیر دست دشمن بودی و این همه مصایب گوناگون دیدی، سخت تر از همه کدام مصیبت بود؟!

حضرت جواب داد: الشّام! الشّام! الشّام! سخت تر از همه، مصایبی بود که در شام و دمشق دیدم. سپس از زبان امام می گویند که برای نمونه گفت: دست و پایم بسته بود، که چشمم به مادر محمدباقر (امام باقر) افتاد. دیدم که روی ناقه بی کجاوه و بی جهاز، هم باید خود را نگاه دارد، هم باید فرزند خردسالش را در بغل، حفظ کند و این همه را نمی تواند؛ می خواهد صورتش را از نامحرمان بپوشاند، کودک از آغوشش می افتد و می خواهد فرزندش را نگاه دارد، رویش باز می شود! از شدت ناراحتی نزدیک بود بمیرم؛ وضع را چنان وخیم دیدم که گفتم: ای کاش مادرم مرا نمی زاد!

ظاهرا این موضوع در هیچ کتاب معتبری ثبت نشده است.

۱۸٫ فضیلت سازی

ابن عساکر نزدیک به پنجاه روایت درباره قیام امام حسین(ع) نقل کرده که به سی و دو روایت آن به دگرگونیهای شگفت که در نظام هستی در هنگام و پس از شهادت امام حسین(ع) رویداده ویژه شده است:

۱٫ آسمان بر حسین(ع) همانند یحیی بن زکریا گریست.

۲٫ از آسمان خاکهای سرخی فرو ریخت.

۳٫ ستارگان هنگام روز پدیدار شدند.

۴٫ هیچ سنگی از روی زمین برداشته نشد مگر آن که از زیر آن خون تازه بیرون آمد.

۵٫ آسمان مدت هفت روز در تاریکی به سر برد.

۶٫ خورشید هر صبح و شام شعاعهای خونینی بر دیوارها می تابانید.

۷٫ در آسمان چیزی همانند خون دیده می شد.

۸٫ ستارگان به یکدیگر برخورد می کردند.

۹٫ فردی که مردم را به کشته شدن حسین بشارت می داد کور شد.

۱۰٫ از آسمان باران خون می بارید.

۱۱٫ از دیوار دارالاماره خون سرازیر شد.

۱۲٫ دیوارهای بیت المقدس خونین شدند.

۱۳٫ در روز حادثه هر شتری در اردوگاه کشته می شد میان گوشت آن آتش بود.۵۶

در این جا جای این پرسش است: ابن عساکر سنی مذهب و از تاریخ نگاران مکتب شام و فرمانبر حاکمان و پادشاهان ایوبی ضد شیعه با این همه ابراز علاقه به امام حسین(ع) چرا زوایای اصلی نهضت اباعبدالله(ع) را نکاویده و از هدف و برنامه ها و آرمانهای والای آن حضرت سخن به میان نیاورده است؟

وی با این که چندان باور به مقام قدسی امام حسین(ع) نداشته چرا این همه کرامت معجزه نقل کرده و از دگرگونی در نظام هستی پس از شهادت امام سخن به میان آورده اند؟

۱۹٫ تحریفاتی در مورد حضرت علی اکبر علیه‌السلام

تاکید بر این که علی اکبر نوجوانی هیجده ساله و ناکام بوده و آرزوی داماد شدن داشته و پدرش از بابت این که برایش همسری برنگزیده ناراحت است، در حالی که علی اکبر در شعبان سال سی و سوم هجری به دنیا آمده و در کربلا بیست و هشت سال سن داشته و عبارت ثمانیة و عشرین تحریف و تصحیف به ثمانیة عشر شده و علامه مقرم ثابت کرده که علی اکبر در کربلا از برادرش امام سجاد علیه السلام بزرگتر بوده است. همچنین برخی مطرح کرده اند که حضرت امام حسین علیه السلام از به میدان رفتن علی اکبر اکراه داشت و این تحریف در کتاب روضة الشهدای کاشفی دیده می شود ولی شیخ مفید و سید بن طاووس خاطر نشان ساخته اند وقتی آن جوان خواست به نبرد با اشقیا برود، امام بدون درنگ به وی اذن داد.



منابع

مبلغان، بهمن و اسفند ۱۳۸۲، شماره ۵۱، نقلهای مجعول و مشهور؛ سید محمد موسوی ، صفحه ۱۳۰

پیام، محرم ۱۴۳۰، شماره ۹۲، هضت حسینی و رسالت مبلّغان دینی، عبدالرحیم موگِهی

پگاه حوزه، بیست نهم فروردین ۱۳۸۶، شماره ۱۲۷، پیشینه و جریان شناسی مبارزه با آسیب های فرهنگ عاشورا پدید آورنده : نامشخص ، صفحه ۴

دیدار آشنا :: بهمن و اسفند ۱۳۸۶، شماره، راست، شبهه یا دروغ؟!؛ محسن جعفری ، صفحه ۲۴

شمیم یاس :: مهر ۱۳۸۳، شماره ۱۹، نکته تحقیقی ـ تبلیغی / ۵ نکته تحقیقی تبلیغی، عبدالرحیم موگِهی (شمیم) ، صفحه ۲۵

کوثر :: اردیبهشت ۱۳۷۷، شماره ۱۴،تحریفها و انحرافها در تاریخ نگاری عاشورا، پدید آورنده : محمدجواد صاحبی ، صفحه ۱۱

پگاه حوزه :: پانزدهم اسفند ۱۳۸۳، شماره ۱۵۵، فرهنگ عاشورا، آسیب ها و تحریف ها، پدید آورنده : علی آقا جانی قناد ، صفحه ۱۶

حوزه :: آذر و دی - بهمن و اسفند ۱۳۸۱، شماره ۱۱۳ و ۱۱۴، بایستگی تحریف زدایی از نهضت عاشورا، پدید آورنده : محمدصادق مزینانی ، صفحه ۱۴۳

کوثر :: زمستان ۱۳۸۰، شماره ۵۲، عوامل و انگیزه های تحریف در تاریخ عاشورا، پدید آورنده : محمد صحتی سردرودی ، صفحه

ارسال نظر

نمای روز

داغ

صفحه خبر - وب گردی

آخرین اخبار