گوناگون

نظريه ه­اي ارتباطات غيرکلامی

پارسینه: اساساً فرهنگ ها در کاربرد فضا، احساس، زمان و محصول، و همچنين کاربرد نماد پوشاک، علائم بدني و کلامي، به طور خلاصه در همه اصول غيرکلامي متفاوت هستند. براي مثال، لمس پاهاي پيرمردان در فرهنگ هندي بيانگر احترام به آنها مي باشد، با اين حال ممکن است همين کار در فرهنگ هاي ديگر به صورت متفاوتي تفسير شود. ارتباطگران در درک رفتارهاي غيرکلامي غيرعادي در نتيجه تفاوت هاي فرهنگي تساهل گرتر از ديگران هستند.

اولين مطالعه علمي درباره ارتباطات غيرکلامي در کتاب «بيان احساسات در انسان­ها و حيوانات» نوشته چالز داروين ديده مي­شود. وي بر اين باور است که همه پستانداران به طور چشمگيري احساساتي در چهره­شان نشان مي دهند. امروزه، مطالعات درباره ارتباطات غيرکلامي در رشته­هايي نظير زبان شناسي، نشانه شناسي، انسانشناسي و روانشناسي اجتماعي گسترش يافته است.

ارتباطات غيرکلامي نقش مهمي در تعاملات روزمره هنگام برخورد با مردم دارد. بدن انسان بي نهايت چندبعدي است که توانايي ارسال هزاران پيام غيرکلامي دارد. زماني که با فردي روبه­رو مي­شويم، ما معمولاً اول به چهره آنها نگاه مي­کنيم تا ببينم آيا حالات آنها بر آنچه که مي­گويند تأثير مي­گذارد. سپس ما به آهنگ صداي آنها گوش مي­دهيم تا بررسي کنيم که آيا نشانه­هايي از احساسات در آنها وجود دارد، سرانجام، به کلمات صحبت­ آنها گوش مي کنيم تا معناي واقعي آن را درک کنيم. عموماً، ما درباره طبيعت و رفتار اشخاص بيشتر بر مبناي نشانه­هاي غيرکلامي و بصري قضاوت مي­کنيم تا ارتباطات کلامي.

بيشتر مردم يک حسي درباره ارتباطات غيرکلامي دارند. اغلب آن را زبان بدن مي نامند که شامل ژست­ها، حالات چهره، حرکات بدن، نوع نگاه و پوشش مي شود. با اين حال مفهوم زبان بدن واقعاً مبهم است و از تعدادي عناصر غيرکلامي ارتباطاتي مهم نظير کاربرد صدا، حس لامسه، مکان، زمان و اشياء فيزيکي به مثابه پيام غفلت شده است.و اين فرضيه­اي است که دلالتي بر ارتباطات ندارد، يک ادعايي که موجب افزايش مباحث درباره آنچه که ارتباطات غيرکلامي را شکل مي­دهد شده است. اکنون اين مفهوم بيانگر اين است که همه رفتارهاي غيرکلامي ارتباطات هستند. جودي بورگون ارتباطات غيرکلامي نظير اين رفتارها را البته به جزء خود کلمات تعريف مي کند که يک نظام ارزشي اجتماعي مشابهي را شکل مي دهد، يعني آنها تعمداً ارسال و به طور خاص تعمداً تفسير مي شودو به طور منظم به مثابه سخنراني جمعي اعضا استفاده شده و تفسيرهاي آشکاري دارند.

ارتباطات غيرکلامي در ارتباطات افراد هم قدرتمند و هم ضروري است. اگر پيام هاي کلامي با ارتباطات غيرکلامي همراه نباشد، ارتباطات غيرکلامي غير موثر خواهد بود. مهم نيست که کجا ما نگاه مي کنيم ارتباطات غيرکلامي در کانون هر پيامي است که يا تماس هاي رودررو يا تلفن، درک و دريافت مي شود.

در واقع، ارتباطات غير کلامي شامل احساسات شخصي، احساسات، نگرش ها و تفکرات که از طريق حرکات بدن - ژست ها، حالات بدن، بيانات چهره­اي، طرز راه رفتن، حالات و نوع روابط- چه آگاهانه چه غيراختياري، بيشتر اوقات نيمه آگاهانه همراه يا بدون همراه با زبان استفاده مي شود. بنابراين مي توان گفت که ارتباطات غيرکلامي رفتاري است که مردم ناخودآگانه تفکرات و احساسات خصوصي شان را از طريق حرکات بدن انتقال مي دهند مثلاً دست هايشان را جمع مي کنند، در ميان پاهايشان، مي نشينند، مي ايستند و پياده روي مي کنند و از لب ها، چشم ها استفاده مي کنند و حتي به صورت نامحسوس آنها لب هايشان را حرکت مي دهند.

ري بردويستل يکي از پيشگامان رشته ارتباطات غيرکلامي پيشنهاد مي کند که بيشتر ارتباطات مردم از طريق ژست­ها، حالات بدن، حالات و نوع روابط رخ مي دهد. او توصيف مي کند که ارتباطات انسان 65 درصد حرکات و 35 درصد کلمات مي باشد. آلبرت محرابيان به عنوان متخصص معروف ارتباطات غيرکلامي، يک مطالعه بر روي روابط ميان سه عنصر اصلي ارتباطات: کلامي، آوايي و ديداري انجام داده است.

کلامي به پيام يعني کلمات گفته شده اشاره مي کند. آوايي به آهنگ، شدت و انعکاس صدا اشاره مي کند که از آن پيام درک مي شود. ديداري رفتارهاي غيرکلامي را نشان مي دهد. محرابيان تاثير ارتباطات از ميان سه شکل به عنوان کلامي 7% (کلمات)؛ آوايي 38% (تن صدا، انعکاس) و ديداري 55% رفتارهاي بدني غيرکلامي عنوان مي کند.

ارتباطات ديداري قابل­کنترل ترين و شايد ناخودآگاهانه­ترين عنصر پيام از فرستنده به گيرنده باشد. اگر پيام ثابت باشد، همه عناصر به طور موثري ترکيب مي شوند. در صدا هيجان و اشتياق وجود دارد، با چهره­اي شاد و بدني پرانرژي رابطه دارد که اعتماد و اطمينان پيام را ارسال مي کند.

بروس پري بيان مي کند که ارتباطات مردم زماني که کلمات هيچ معنايي ندارد شروع مي شود. آن با خيره شدن، تکان دادن، نوازش کردن، بوسيدن و زمزمه کردن شروع مي شود. در اولين ارتباطات غيرکلامي است که انسان با ديگري و انتها و ابتداي شروع ارتباطات تعامل برقرار مي کند. بنابراين ارتباطات غيرکلامي هسته همه زبانها است. انسان يک ظرفيت ذهني قابل ملاحظه­اي دارد تا بتواند صداها و حرکات را به عنوان بازنمايي نمادين اشياء درک کند. آنها توانايي انجام هزاران زبان پيچيده با ميليون ها کلمه واحد دارند.

زماني که زبان در متن روابط توسعه نيافته بود، ما درکي از زيبايي و معناي کلمات نداشتيم. براي هر کودک تازه متولد، ارتباطات غير کلامي دنياي تازه اي از روابط انگيزشي براي ارگانهاي عصبي ايجاد مي کند که به کودک اجازه مي دهد تا ظرفيت­هاي پيچيده زبان و همچنين ظرفيتي براي فهم و ارتباطات با کاربرد کلمات را توسعه دهد. فرايند يادگيري مستلزم اين است که زبان از ارتباطات اجتماعي-عاطفي ناشي شود. صورت، نه صدا، عضو اصلي ارتباطات بشري است.

تنها بخشي از مغزمان براي ارتباطات کلامي استفاده مي شود. اغلب، بيشتر ارتباطات ما با ديگران غيرکلامي است، و درصد بالايي از آنچه که ذهنمان در ارتباطات از ديگران دريافت مي کند (حتي بدون آگاهي ما) بر علائم غيرکلامي نظير حرکات چشم، ژست هاي چهره، تن صدا، تاخير در پاسخ به سوال، تکان دادن دست يا سر متمرکز شده است. گويي يک ناحيه از مغز کلمات را در يک تعامل پردازش مي کند، بيشتر نواحي مغز به صورت مداوم توجه و پاسخ به فعاليت هاي غيرکلامي دارد که همراه کلمات مي آيد. از طريق ارتباطات غيرکلامي است که معناي کلمات را ياد مي گيريم.

علي رغم نقش مهمي که پيام هاي غيرکلامي در جامعه دارد، با اين حال تعدادي کمي از افراد به شيوه هاي پاسخگويي به علائم غيرکلامي ديگران آگاهي دارند. مضحک است که مردم چندين سال براي يادگيري زبان­هاي کلامي صرف مي کنند، با اين حال زماني براي مطالعه نحو يا لغات رفتارهاي غيرکلامي اختصاص نمي دهند. در نتيجه توانايي ارسال و تفسير پيام هاي غيرکلامي ما عموماً ناکافي است.

انسان شناسان بردوايستل و ادوار.تي هال به پردازش کلي ارتباطات توجه مي کنند و مطالعات و مشاهدات پيشين آنها درباره حرکات، ژست ها و حالات بدن بود و کاربرد فضا بر پايه چارچوبي حوزه مطالعاتي به نام ارتباطات غيرکلامي است.

نقش فرهنگ

اساساً فرهنگ ها در کاربرد فضا، احساس، زمان و محصول، و همچنين کاربرد نماد پوشاک، علائم بدني و کلامي، به طور خلاصه در همه اصول غيرکلامي متفاوت هستند. براي مثال، لمس پاهاي پيرمردان در فرهنگ هندي بيانگر احترام به آنها مي باشد، با اين حال ممکن است همين کار در فرهنگ هاي ديگر به صورت متفاوتي تفسير شود. ارتباطگران در درک رفتارهاي غيرکلامي غيرعادي در نتيجه تفاوت هاي فرهنگي تساهل گرتر از ديگران هستند.

اگرچه بيشتر ارتباطات غيرکلامي بر پايه نمادها از فرهنگي به فرهنگ ديگر متفاوت است، نسبت زيادي از آنها تصويري هستند که ممکن است عموماً درک شود. مطالعات ارزشمند 1960 پل اکمن درباره حالت­هاي چهره­ تعيين مي کند که حالت­هاي عصباني، تنفر، ترس، خجالت و هيجان جهاني هستند. ارتباطات غيرکلامي شيوه هايي زيادي از ارتباطات دارد، با اين حال بر مبناي چندين مطالعه، شيوه هاي جاري عموماً شناخته شده اند به طوري که آنها به کرّار براي درک و فهم پيام استفاده شده است. هر يک از اين شيوه­ها ويژگي واحدي دارند که بر رفتارهاي ارتباطاتي تاثير مي گذارد.

دفتر مطالعات و برنامه ريزي رسانه ها

ارسال نظر

نمای روز

داغ

صفحه خبر - وب گردی

آخرین اخبار