متن کامل سخنرانی هاشمی رفسنجانی در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری (۱۳۶۸)
متن کامل سخنان آیت الله هاشمی رفسنجانی در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری ( سال ۱۳۶۸) :
بسم الله الرحمن الرحیم
برای من لحظات بسیار مهمی در جریان است و دو حالت متضاد در درون من ایجاد کرده که قاعدتاً بسیاری از شما هم چنین وضعی را در روح و دل خود دارید. از یک طرف حالت اندوه و افسردگی به خاطر اینکه در کنار صندلی مبارک خالی حضرت امام امت، روحمان و جانمان، مرشد و معلم و مرجع تقلیدمان و منشاء عز و عظمتمان قرار داریم.
من در زمانی که خود را برای نامزدی ریاست جمهوری آماده میکردم به مخیلهام هم خطور نمیکرد که حکمم را از دست ایشان نخواهم گرفت.
تنها چیزی که کمی برای من تسلیت بود که البته باز خودش نوعی غمانگیز بود این بود که حکم را از زبان یادگار امام، برادر بسیار عزیز و ارزنده، همسنگر دوران خفقان و مبارزات و همکار صمیمی دوران اداره امور کشور و یار بیدریغ حضرت امام شنیدم.
این یک طرف صحنه است. حالت دیگری که در من وجود دارد عظمت صحنه است که با حضور شخصیتهای معظم روحانی و سیاسی و اجتماعی کشورمان و نیروهای انقلابی انقلاب در محضر این جمعیتی که فردفردشان برای من عزیز و معظم و قابل احترامند و حتماً در مرحله بعد در محضر ملت بزرگوارمان که چشمشان را به اینجا دوختهاند.
درباره خودم از زبان کسی که حداکثر احترام را امروز در روی این کره زمین برای ایشان قائل هستم، کلماتی میشنوم که به من امید و اطمینان به حسن انجام کار میدهد. چیزی که بر قلم مقام معظم رهبری انقلاب در این حکم تنفیذ در مورد من گذشته از جهت خودم می دانم که مستحق آنها نیستم، ولی از قلب ایشان مطمئن هستم که چیزی برخلاف محتویات ایمان و عقیدهشان را بر روی کاغذ نمیآورند، ایشان تعبیرات بیش از حد من را با عقیده و باور ابراز کردند و این پشتوانه روحی بسیار بزرگی است برای کسی که میخواهد مسئولیت امور اجرایی کشور را به عهده بگیرد که احساس کند که مبدأ مشروعیت کار او و راهنمایی او چنین برداشتی از او دارد که من یقیین دارم در نظر مبارک ایشان بوی اغراق نبوده، گرچه از نظر خودم خیلی بالاتر است از آنچه که من هستم.
جای شهدای عظیمالشأن انقلاب را در این محفل جداً خالی میبینیم و همه این چیزهایی که اینجا داریم، مرهون جهاد و ایثارگری و بزرگواری و پیشوازی شهدای بزرگوار، جانبازان عظیمالشأن و اسرا و مفقودان قهرمان و آزاده و خانوادههای صبور و پرتحمل آنهاست که روح و نشاط را با ایثار خودشان در این ملت دمیدهاند و ما به اینجا رسیدهایم.
مثل اینکه دست تقدیر الهی اینگونه خواستهاست و ترسیم کردهاست که من در خدمت رهبری، مقام بزرگواری که تقریباً عمرم را همراه ایشان در مسیر مسائل اجتماعی گذراندهام، کار مدیریت این کشور را با کمک ایشان به عهده بگیرم و سعی میکنم که این آمادگی را در خودم ایجاد کنم.
خوشبختانه هنگامیکه سی سال گذشته را که تاریخ همکاریهای بنده و مقام معظم رهبری است را مرور میکنیم، تمام دوران همکاری ما با صمیمیت و صفا و همرنگی و همدلی همراه بودهاست.
آن روزهایی که با هم متواری بودیم و در روستاهای اطراف مشهد درخفا زندگی میکردیم و طرح ادامه مبارزه را میریختیم، یا درخانههای وقفی تهران همکاری میکردیم. روزهایی که بعد از انقلاب در مشکلترین شرایط اداره کشور با هم، یک لحظه تردید در وظیفه ادامه راه به خودمان راه ندادیم، همچنین در آینده -که ما به یمن زحمات حضرت امام امت و ملت بزرگوارمان راه را همواره صاف میبینیم-، چیزی جز خدمت به اسلام و احیاء معارف متروک قرآن و تمجید عظمت و عزت ملت مظلوم و امت آسیب دیده اسلام را در ذهنمان نداشتیم و دنبال هیچ چیز غیر از این نخواهیم بود، انشاءالله.
این پیمانی است که امروز و در این مقطع حساس تاریخی بنده با امت عزیزمان در محضر رهبری بزرگوارمان میبندم.
نکته دیگری که برای من قابل توجه است و نمیشود آسان از آن گذشت، اعتماد وسیع و عمیق مردم به مسئولین نظام است و کسانی که مرتب در این دوران ۱۰ ساله در بمباران امپریالیسم خبری بودهاند. من شک ندارم که مردم به ادامه راه انقلاب و امام رای دادهاند، نه به شخص من. شخص من در گذشته به عنوان یکی از مسئولان جدی این نظام بودم. اگر بنا باشد در آینده مثلاً ۵ نفر از افراد این کشور را به عنوان مسئول کشور مورد سوال قرار دهند، تحقیقاً یکی از آنها من هستم. بنابراین این مردمی که رأی دادند، به کسی رأی ندادهاند که از جای دیگری آمده و بنای جدیدی دارد. و تحقیقاً اگر غیر از این بود هیچ کس نمیتوانست رأی مردم را با این وسعت به دست آورد. برخلاف تبلیغات مسموم امپریالیسم خبری که دارد القاء میکند که ملت ایران به امید عصر جدیدی نشسته و راه تازهای را انتخاب کرده، من مطمئن هستم که مردم ما و ما هیچ چیزی را جز راه حضرت امام که همان راه قرآن و اسلام است نخواهد پذیرفت و ما اگر ذرهای چیزی غیر از اسلام و قرآن در راه گذشته می دیدیم، ممکن نبود که با این وسعت همکاری کنیم و مردم ما نیزهمچنین. ملت ما چیزی جز این راه را نخواهد پذیرفت و کسی هم نباید
خود را برای غیر از این آماده کند. مفسران این راه هم خوشبختانه در مملکت حضور دارند و این راه هم راهی نیست که ما تفسیرش را از این و آن بخواهیم.
کسانی راه را تفسیر میکنند که از لحظه شروع مبارزه در محضر حضرت امام و شاگرد مقبول ایشان بودند و تا آخرین لحظه هم که امام چشمشان را بر روی این دنیا بستند در کنار امام بودند و در خلوت حرفهای امام و مقاصد امام را شنیدند و می دانند و امام هم آنها را به عنوان مفسر خط خود بارها تائید کرده که در رأس همه، مقام معظمرهبری، حضرت آیت الله خامنهای هستند.همان چیزی که مطمئناً امام خواستند.
آن لحظهای که امام دیگر رابطهشان را با ما قطع کردهبودند به اندازه کافی برای ما اسناد قابل قبول گذاشته بودند که ادامه دهنده راهشان کیست. این چیزی بود که ما میدانستیم و خبرگان هم عدهای میدانستند و عدهای در جریان قرار گرفتند و با راهی که حضرت امام همراه مفسر و راهنما برای ما تعیین کردهاند ما امروز وارد دوره جدیدی از مسئولیتهای اجرایی میشویم که قطعهای از راه را ما باید بپیماییم و کسانی هم در صحنههای جدید به جای ما.
من امیدوارم که خدا به ما این توفیق را بدهد و این توفیق را از ما سلب نکند که همیشه بر مسیر اسلام و قرآن، ادامه دهنده راه شهدای خودمان باشیم.
والسلامعلیکم و رحمةالله وبرکاته
ارسال نظر