جدیدترین مصاحبه محمدررضا ورزی: مظفرالدین شاه "زنگ تفریح" سریال سالهای مشروطه بود
روزنامه وطن امروز(وابسته به مهرداد بذرپاش) در مصاحبه ای با محمدرضا ورزی از وی در مورد سریال "سالهای مشروطه" پرسش هایی را مطرح کرده است که متن کامل آن را از نظر می گذرانید:
فکر میکنم شما در «سالهای مشروطه» نخواستید درباره تاریخ قضاوت کنید و تصمیم را برعهده تماشاگر گذاشتید. بهعنوان مثال در تمام نوشتههای تاریخی آمده است که ناصرالدین شاه مردی عیاش بوده که درایت شاهی نداشته اما شما طوری این شخصیت را تصویر کردهاید که مخاطب از او بدش نمیآید.
اتفاقاً از ایرج راد به این خاطر استفاده کردم چون او در جوانیاش نیز نقش جوانی ناصرالدین شاه را بازی کرده بود، به همین خاطر خیلی بهتر میتوانست از پس این نقش بربیاید.
اما ایرج راد یک آرامش درونی دارد که با قدرتگرایی ناصرالدین شاه منافات دارد ...
برعکس به نظرم آن استبداد لازمی که برای این نقش مدنظر من بود را بخوبی درآورد. درباره نقش کمالالملک هم این اتفاق رخ داد. حالا جمشید مشایخی در این سن دوباره نقش کمالالملکی را که در جوانیاش ایفاگر آن بود بازی کرد. خیلیها بابت این موضوع از من خرده گرفتند، اما من بابت این اتفاق خیلی خوشحالم.
سوال بعدی را مشخصا درباره مظفرالدینشاه میخواهم بپرسم. اینکه اکبر عبدی کمی بیش از اندازه این شخصیت را احمق جلوه داده است، اولا میخواهم بدانم این تعمد شما بوده یا خیر؟ سوال دوم را هم در قالب همین سوال این طور میپرسم که آیا اکبر عبدی طبق معمول از بداههگوییهایش برای این نقش استفاده میکرد؟
مظفرالدین شاه خیلی ابلهتر از اینکه ما در سریال «سالهای مشروطه» به تصویر کشیدهایم بوده است. من اگر سیدی صدای مظفرالدین شاه را برایتان بگذارم یقین دارم شگفتزده میشوید از این همه حماقت! در قسمتی از سیدی صدای او را شنیدم که میگفت: من سایه خدا هستم در زمین!
صدای مظفرالدین شاه را از کجا آوردید؟
از روی گرامافونی که در آن زمان از صدای ایشان ضبط شده بود به دست آوردم. اکبر عبدی هم تماما از روی صدای او تقلید کرد، فقط در بعضی از سکانسها از بداههپردازیهای خودش استفاده کرد که آن را هم برای پخش درآوردند. من برای قسمتهای مظفرالدین شاه این تعمد را داشتم که به صورت یک زنگ تفریح برای مخاطب باشد و صرفا یک استراحتی به او بدهد تا از خشکی قسمتهای پیشین یا بعدی کمی فاصله بگیرد.
خب، حالا کمی قابل قبول شد. وجود داستانکهای فرعی در سریال شما خیلی کمرنگ است و فقط به موضوعات و مسائل دربار پرداختهاید؛ مثلا داستان فرعی اصلان و امینه خیلی به دیده شدن سریال کمک کرد، اما شما آن را در فرع قصه قرار دادید، چرا؟
همه چیز باید به اندازه باشد چون اگر غیر از این باشد، دل مخاطب را میزند. مثلا اگر قسمتهای عشقیاش را اضافه یا کم میکردیم از اندازههایش خارج میشد و به دل نمیچسبید.
کاراکتر محمدرضا شریفینیا در تاریخ نمونه دارد یا ساخته پرداخته ذهن شماست؟
نه، شخصیت محمدرضا شریفینیا در تاریخ وجود دارد.
خیلیها میگویند انتخاب نواب صفوی برای نقش سیدجمال الدین اسدآبادی به اصرار محمدرضا شریفینیا بوده است.
این را حتما بنویسید، به نظرم کارگردانانی که با توجه به نظر دیگران بازیگرانشان را انتخاب میکنند به درد لای جرز دیوار میخورند. من خودم برای ایفا کننده نقشهای سریالم تصمیم میگیرم. ممکن است گاهی اوقات برای نقشی کسی، بازیگری یا فردی را پیشنهاد کند که البته من آن را رد نمیکنم و اگر خودم احساس کنم که میتواند نقش را بخوبی بازی کند حتما از آن فرد استفاده میکنم. راجع به حسام هم باید بگویم ضمن دوستیاي که من با او دارم در فیلم «ابراهیم خلیلالله» او نقش حضرت اسماعیل را بخوبی ایفا کرده بود، برای همین در این مجموعه هم ترجیح دادم از حضور او استفاده کنم.
سیدجمال الدین اسدآبادی در استانبول در باغی خوش آب و هوا نشسته و با خیال راحت به میرزارضای کرمانی میگوید که جان تو برای وطنت است، به تصویر کشیدن ملاقات این دو در آن ناز و تنعمی که شما نشان دادید کمی باعث آزردگی مخاطب و خودخواه تصویر کردن اسدآبادی نشد؟
ببینید در تاریخ هم شخصیت اسدآبادی به همین صورت است، من از خودم چیزی اضافه نکردم. در ضمن استانبول اصولا شهر زیبایی است، نه اینکه ایشان بخواهد در ناز و نعمت باشد. او رهبر این نهضت است و نباید احساسی تصمیم بگیرد.
چقدر برای درآمدن درام و داستان موردنظري خود در این سریال به روایتها و واقعیتهای تاریخی کم یا اضافه کردید؟
گاهی بعضی قسمتها را با سرعت بیشتری به تصویر کشیدم اما به تاریخ چیزی اضافه یا کم نکردم. من کاراکترهای تاریخی را آن جور که دیدم روایت کردم.
یعنی مخاطب باید از زاويه ديد شما به تاریخ نگاه کند؟
اگر بخواهیم اینجوری بگوییم کمی خودخواهانه جلوه میکند، اما من برای این سریال و موارد تاریخیاش از چند مورخ برجسته کمک گرفتم. باید سریالهای تاریخی بیشتری ساخته شود تا هر نسل با گذشتهاش بیشتر آشنا شود. نباید روایتها را دوباره به همان شکل قبلی بسازیم چراکه این اتفاق باعث میشود سریالها تکراری و شبیه هم بشود. هرکسی باید آنجور که تاریخ را میبیند آن را به تصویر بکشد.
این موجبات تحریف تاریخ را فراهم نمیکند؟
نه، اتفاقاً موجبات تحلیل تاریخ را فراهم میکند. ما همیشه از تاریخ فقط روزشمار آن را میدانیم مثلا اینکه فلان شاه در چه روزی به دنیا آمده یا مثلا فلان جنگ و شورش چه زمانی شروع شده است؟ ما باید تاریخ را بخوانیم تا بدانیم آن افرادی که در تاریخ وجود دارند و تاریخساز شدهاند چه کاری کرده و چه کاری نکردهاند تا از سرنوشت آنها برای زندگی خودمان عبرت بگیریم.
مثلاً شخصیت «امینه» نمونهای در تاریخ هم دارد؟
نه این شخصیت در تاریخ وجود ندارد و نمونه تاریخی ندارد.
خلق این شخصیت و انتخاب تینا پاکروان برای این نقش به خاطر سمتی که ایشان در پشت صحنه داشتند بود یا موضوعی دیگر؟ بهتر نبود از بازیگر چهرهای برای این نقش استفاده میکردید؟
درباره انتخاب ایشان باید بگویم این بحث اصلا وجود ندارد. خانم پاکروان در نوشتن فیلمنامه خیلی به من کمک کرد. ایشان در نوشتن فیلمنامه و پردازش شخصیت امینه خیلی به من کمک کرد و من به یکباره به این فکر کردم که چرا خود او در این نقش بازی نکند؟ چون من برای این نقش میخواستم از بازیگری استفاده کنم که چهره خیلی بکر و سادهاي داشته باشد که مخاطب تا به حال او را ندیده باشد. به همین خاطر به او پیشنهاد بازی در این نقش را دادم که ایشان گفت: من پشت صحنه مسؤولیت دارم و نمیتوانم. اما من به او آرامش خاطر دادم و اصرار کردم که میتواند.
قبول کنید که این یک ریسک بزرگ بود. چون امینه نقش اصلی و راوی داستان بود و اگر بد بازی میكرد کار زمین میخورد.
به هر صورت کارگردانی یکسری ریسک هم میطلبد.
عدهای با برداشتهای سیاسی از «سالهای مشروطه» میگویند شما در سریالتان سیاست خود را مشخص نکردهاید و پیوسته یکی به نعل زدهاید و یکی به میخ. در برابر این عده چه پاسخی دارید؟
نمیدانم چرا میگویند یکی به نعل زدهام، یکی به میخ! من اهل هیچ فرقه و گروهی نیستم و در اینجا هم روایتم بیموضع بوده است، هر چند معتقد به ملاک و معیار برای مواجهه با هر موضوع و واقعهای هستم. من در مسائل و فرقهبندیهای معاصر هم فراتر از تعصبات گروهی همیشه تابع تصمیمات رهبری بوده و هستم. من پیرو ولایت و ولایتمداری هستم و این موضوع را هم به روشنی اعلام کرده و میکنم.
من فکر میکنم پخش هرشبی سریال کمی به آن ضربه زد و این پخش روتین مناسب کار ارزشمندي مثل «سالهای مشروطه» نیست. نظر شما را بهعنوان کارگردان دوست دارم بدانم.
اتفاقا من از پخش هر شبی این سریال بسیار راضی هستم و امیدوارم همه سریالهای تاریخی به صورت روتین پخش شوند، چرا که یک روایت تاریخی نباید از ذهن مخاطب فاصله بگیرد.
برای این سریال از شما انتقاد هم کردند.
اتفاقا خیلیها به من زنگ میزنند و نظراتشان را میگویند. شاید برایتان جالب باشد که بگویم از روستایی به من زنگ زدند که من حتی نام آن روستا را هم تا به حال نشنیدهام، برای من خیلی عجیب بود که این دوستان شماره من را از کجا آورده بودند؟ اما خوشحالم که این سریال مورد توجه مردم قرار گرفته است، چون موفقیت این سریال به اقبال عموم است نه نظر یک عده خاص.
آقای ورزی صحبتی کرده بودید که اتفاقا در سایتها هم منعکس شد. دوست دارم انگیزهتان از این حرف که گفته بودید «به هرکس که ثابت کند من از کارهای مرحوم حاتمی کپیبرداری کردهام 5 میلیون میدهم» را بدانم؟
چه خوب که این سوال را کردید. من چند هفته گذشته رفته بودم امامزاده عبدالله برای زیارت، بعد از آن به یک مغازه گلفروشی رفتم، آقایی وارد شد و مرتبا با تیزی به من نگاه کرد. اولش خیال کردم که متکدی است و منتظر یک کمک است، اما او با یک حالت تهاجمی به سمت من آمد و با لحن خیلی بدی به من گفت تو چرا از علی حاتمی تقلید میکنی و یکسری تخریبهای بیسر و ته دیگر، من که از لحن خیلی بد او آزرده شدم، گفتم من با شما حرفی ندارم و نمیخواهم جواب تو را بدهم، اصلا هرکاری که دلم بخواهد میکنم.
او در پاسخ حرف من گفت، تو رانت میخوری و از این حرفها که من خیلی عصبانی شدم. گفتم من هرکاری که بخواهم میکنم به تو هم ربطی ندارد، در همان لحظه دیدم که گوشیاش را طوری در دستش گرفته بود که انگار داشت صدای من را ضبط میکرد. به او گفتم تو اصلا معلوم نیست از طرف چه کسی مامور شدهای که من را تخریب کنی، من به تو هیچ جوابی نمیدهم و حتی نمیخواهم با تو همکلام شوم.. من دوست دارم ورزی باشم نه نفر دوم یک نفر دیگر.
من ورزی هستم و ازکسی تقلید نمیکنم و ادای استاد حاتمی را هم در نمیآورم. زمانی مثلا شما بهعنوان یک خبرنگار از من انتقاد میکنید، مثل همین مصاحبه، من هم جواب شما را میدهم و برای تصمیماتم دلیل میآورم، این میشود یک تعامل، نه اینکه کسی به قصد تخریب بیاید تا کسی را له کند، این اصلا درست نیست. من در این رابطه میخواهم یک جملهای بگویم که امیدوارم آن را چاپ کنید: انسانهایی که خودشان حقیر و کوچک هستند، از هر راهی استفاده میکنند تا دیگران را تخریب کنند، از هر راهی... .
متأسفانه جناب ورزي اصلا صادقانه جواب نداده اند....
به نظرم بهتر اسم سريال به امينه بود تا سالهاي مشروطه دوم اينكه حال و هواي سريال كمي غير واقعي است بخصوص در قسمتهايي كه اسدابادي حضور دارد سوم اينكه همه مثل هم هستند سرتا يك كرباس
آقای ورزی خسته نباشید دستتون هم درد نکنه
در کل سریال خوبی بود ولی متاسفانه آقای ورزی مهمترین دوران تاریخ رو زنگ تفریح عنوان می کنه. این که در اون زمان چه اتفاقاتی افتاد و عین الدوله چه کارهایی در زمان مظفرالدین شاه انجام داد به کل فراموش شد عین الدوله زمان مظفرالدین شاه کارهای مهمتری کرد تا زمان محمدعلی شاه اما متاسفانه سر و ته دوران مظفرالدین شاه تو یکی دو قسمت گنجونده شد و خلاص!
نقش ستارخان هم خیلی کم بود بیشتر از اینکه به قیام ستارخان اشاره بشه به ریحان و امینه و اصلان پرداختند.
کار به این کوتاهی واضحه که ایرادات بسیاری داره