روم باستان با این تاکتیک های نظامی در همه نبردها پیروز می شد+ تصاویر
جمهوری روم و امپراطوری روم که پس از آن شکل گرفت، بیش از پانصد سال بر بیشتر جهان مدیترانه تسلط داشتند. این دو برابر مدت زمانی است که ایالات متحده وجود داشته است.
امیر حسین قلندی
به گزارش پارسینه به نقل از history defined ، قدرت روم در اوج خود در قرن دوم میلادی، از جنوب اسکاتلند در شمال-جنوب تا صحرای بزرگ آفریقا و حتی تا سودان و از سواحل اقیانوس اطلس مراکش و شبه جزیره ایبری به سمت شرق تا قفقاز و عراق گسترش یافته بود.
مورخان به طرق مختلف توضیح دادهاند که روم چگونه به این سرزمین پهناور دست یافت؛ از بوروکراسی کارآمد و استفاده از نخبگان محلی برای حکومت بر استانها گرفته تا نفوذ فرهنگی آن با جادهها، آمفیتئاترها و قناتهایش.
اما وقتی به اصل مطلب برسیم، روم قدرت خود را با قدرت نظامی بنا نهاده است. علاوه بر این، مسأله فقط مربوط به تعداد زیاد مردانی که میتوانست اعزام کند نبود، بلکه انضباط سربازان و تاکتیکهای به کار گرفته شده در میدان نبرد نیز اهمیت زیادی داشت.
لژیون رومی
در بیشتر دوران جمهوری، زمانی که روم در حال تبدیل شدن به قدرت غالب در مدیترانه غربی و گسترش به مدیترانه شرقی بود، نیروهای آن از سربازان حرفهای تشکیل نشده بودند، بلکه از شهروندان رومی به خدمت اجباری گرفته میشدند.
علاوه بر این، اینها بسیاری از روشهای نظامی جاافتادهای را که در قرن پنجم پیش از میلاد در یونان پدیدار شده بود، به ارث برده بودند.
همین روشها به اسکندر اجازه داد تا امپراطوری وسیع خود را از یونان تا هند در دهههای ۳۳۰ و ۳۲۰ پیش از میلاد بسازد.
این شامل استفاده از سربازان هوپلیت با نیزههای بسیار بلند بود که با آرایش فالانکس به نبرد میرفتند.
اما از قرن دوم پیش از میلاد، رومیها شروع به توسعه سیستم لژیونهایی کردند که به خاطر آنها مشهور شدهاند ؛ این شامل دستههایی از لژیونرها بود که تقریباً شامل ۵۲۰۰ پیاده نظام و ۳۰۰ سواره نظام میشد.
لژیونرها سپرهای برج مستطیلی سنگین معروف به اسکوتوم حمل میکردند. مردان به شمشیری به نام گلادوس و دو نیزه مسلح بودند.
بنابراین، سلاحهای مورد استفاده اساساً با سلاحهای مورد استفادهی هوپلیتهای یونانی باستان متفاوت بود.

این لژیونها به نوبه خود، به گروههای تقریباً ۴۸۰ نفری تقسیم میشدند. سپس هر کدام به شش قرنی ۸۰ نفره به فرماندهی یک سنتوریون تقسیم میشدند.
در میدان نبرد، فرمانده میتوانست افراد خود را هدایت کند، اما همه آنها به عنوان بخشی از یک سیستم تاکتیکی گستردهتر در سراسر میدان نبرد عمل میکردند.
آرایشهای نبرد رومی
وقتی ارتش روم در نبرد با دشمن روبرو میشد، میتوانست به روشهای مختلفی صفآرایی کند. یکی از آرایشهای رایج، آرایش مثلثی بود که در آن یک خط پیوسته از سربازان در سراسر میدان نبرد پخش میشدند، اما تمرکز نیرو در مرکز نیز به شکل مثلث بود. هدف در اینجا پیشروی و نفوذ به مرکز خطوط دشمن بود، به این ترتیب خطوط آنها به دو قسمت تقسیم شده و ارتباط بین دو بخش ارتش دشمن در میدان نبرد قطع میشد.
آرایش دیگری درست برعکس این آرایش نیز به کار گرفته می شد. این آرایش شامل تمرکز بخش عمدهای از نیروهای رومی در جناحهای چپ و راست خطوطشان بود.
این آرایش، تصور یک مرکز ضعیف را القا میکرد. ایده این بود که دشمن را به سمت مرکز سوق دهند
اگر فرماندهان دشمن فریب این نقشه را میخوردند، نیروهای همرزم در مرکز ضعیف عقبنشینی میکردند، در حالی که نیروهای جناحهای قویتر به جلو حرکت میکردند تا دشمن در حال پیشروی را محاصره کنند.
به محض اینکه در تله میافتادند، یک نیروی ذخیره که از دید پنهان بود، برای تقویت مرکز ضعیف به جلو میآمد.
به این ترتیب، لژیونهای رومی نیروی دشمن را محاصره میکردند و به تدریج دشمن به دام افتاده خود را با استفاده از نیزهها و بالستیکهای صحرایی نابود میکردند.چندین آرایش تاکتیکی دیگر مانند این وجود داشت که بسته به نوع زمین میتوانستند به رویکردهای متنوعی تبدیل شوند.
برای مثال، کوهها و تپهها یا دریاچهها میتوانستند برای محافظت از یک جناح مورد استفاده قرار گیرند تا جناح دیگر بتواند قبل از حمله به شدت تقویت شود.
آرایش جنگی تستودو
آرایش جنگی تستودو یا لاکپشتی نوعی دیوار محافظ بود که در آن تعداد مشخصی از مردان در یک آرایش مربعی صف میکشیدند. به عنوان مثال، یک قرن ممکن بود در ده ردیف هشت نفره صف بکشد.
این افراد نزدیک به هم میایستادند، به طوری که مردان در خطوط جلویی و کناری سپرهای خود را در پهلو و رو به بیرون نگه میداشتند. سپس مردانی که از خطوط بیرونی دور بودند، سپرهای خود را بالای سر خود نگه میداشتند.با انجام این کار، مردان یک پوسته تقریباً کامل در اطراف کل واحد خود تشکیل میدادند. سپس آنها به آرامی به عنوان یک واحد به جلو در میدان نبرد با دیوار سپر خود حرکت میکردند و یک پوسته محافظ ایجاد میکردند، دقیقاً مانند یک لاکپشت.

این امر آنها را از تیرها، نیزهها و سایر پرتابههایی که ممکن بود هنگام پیشروی به سمت آنها شلیک شود، محافظت میکرد. در نتیجه، تستودو به طور گسترده توسط لژیونهای رومی مورد استفاده قرار گرفت. در نتیجه، بسیاری از مورخان جنگهای روم، مانند پلوتارک و دیو کاسیوس، به طور مفصل در مورد آن نوشتند.
درگیر کردن دشمن
آرایش جنگی تستودو از لژیونها محافظت میکرد تا زمانی که به دشمن نزدیک میشدند. سپس وقتی به اندازه کافی نزدیک میشدند، با دشمن درگیر میشدند.
اما این کار سیستماتیک، منظم و حرفهای بود. وقتی به اندازه کافی نزدیک میشدند، حمله وحشیانهای به خطوط دشمن صورت نمیگرفت. در عوض، وقتی به اندازه کافی نزدیک میشدند، لژیونرها دو نیزه خود را به صورت منظم به سمت خطوط دشمن پرتاب میکردند.
در دوره امپراطوری، توپخانههای صحرایی بزرگی مانند توپهای شکاری و بالستیک برای بمباران خطوط دشمن از دوردستها مورد استفاده قرار میگرفتند. به محض اینکه نیزهها و آتش منجنیقها خطوط مقدم دشمن را تضعیف کرد، لژیونها پیشروی می کردند، شمشیرهای خود را می کشیدند و نبرد تن به تن آغاز می شد.
این سیستم بسیار مؤثر بود. برای مثال، در اوج قدرت نظامی روم در قرن دوم میلادی، حدود سیزده لژیون و نیروی کمکی یا کمی کمتر از ۱۰۰۰۰۰ سرباز رومی در جنگهای مارکومانها از ۱۶۶ تا ۱۸۰ میلادی با بیش از یک میلیون نفر از قبایل ژرمنی در سراسر اروپای مرکزی روبرو شدند.
اگرچه جنگها سالهای زیادی طول کشید و برای امپراطوری دشوار بود، اما زمانی که روم در سال ۱۸۰ میلادی پیروز شد، دشمنی را شکست داده بود که تقریباً ده برابر از آن تعداد داشت. این قدرت ماشین جنگی روم و تاکتیکهای نظامی آن بود.
ارسال نظر