۱۱ هواپیمای تهاجم زمینی که نبردها را متحول کردند+تصاویر
هواپیماهای تهاجم زمینی، میان جنگندههای سریع و بمبافکنهای سنگین، جایگاهی منحصربهفرد دارند؛ ماشینهای پرندهای مقاوم که با زره و تسلیحات سنگین، سرنوشت نبردهای زمینی را تغییر دادهاند. از جنگ جهانی اول تا عصر جت و جنگهای مدرن، این پرندهها همواره نقش حیاتی در پشتیبانی نزدیک و حملات دقیق ایفا
به گزارش پارسینه به نقل ازslashgear،جنگندهها همیشه بیشترین توجه را به خود جلب میکنند. سریع، باریک و بهطرز باورنکردنی پیشرفته؛ تصویر «شوالیههای آسمان» که در کابینهای خود تا پای مرگ با هم میجنگند، یکی از رمانتیکترین روایتها از نبردهای هوایی است. بمبافکنها نیز وضعیت مشابهی دارند؛ کتابها، سریالها و فیلمهای بیشماری به شجاعت خدمهای پرداختهاند که با رها کردن بمبها بر سر دشمن، توان جنگی او را از بین میبرند و خود را در معرض خطر جدی قرار میدهند.
اما تکلیف هواپیماهای نظامی که میان جنگندهها و بمبافکنها قرار میگیرند چیست؟ هواپیماهای تهاجم زمینی با بدنههای مقاوم که میتوانند ضربههای سنگین را تحمل کنند و در عین حال تأثیرات تعیینکنندهای در میدان نبرد بگذارند، معمولاً استوار، سختجان و اغلب در تاریخ نبردهای هوایی فراموششدهاند.
هواپیماهای تهاجم زمینی معمولاً سریعتر و کوچکتر از بمبافکنهای تخصصی هستند، اما نسبت به جنگندهها سنگینتر و کندتر عمل میکنند. این هواپیماها در نقشهای دوگانه ظاهر شدهاند؛ از جنگ جهانی اول تاکنون بهترین همراه نیروهای زمینی بودهاند و حتی گاهی در برخی از مشهورترین نبردهای هوایی، پیروزیهای هوایی نیز کسب کردهاند.
اگرچه این هواپیماها در محدوده عملکردی پایینتری نسبت به جنگندهها فعالیت میکنند، اما این ضعف را با زره دفاعی، پایداری بالا هنگام شلیک و مجموعهای گسترده از تسلیحات جبران میکنند. از روزهای ابتدایی بمبهای دستی تا پیشرفتهترین فناوریهای نسل جدید، در ادامه ۱۱ هواپیمای تهاجم زمینی نمادین تاریخ را معرفی میکنیم.
Halberstadt CL.II
نبردهای فرسایشی و سنگین جنگ جهانی اول، روشهای جدیدی برای جنگیدن ایجاد کرد؛ از جمله تولد تانک و ظهور نبردهای هوایی. در ابتدا، ارتشها از هواپیماهای تازهوارد برای شناسایی استفاده میکردند، اما با شدت گرفتن جنگ، هواپیماها به تسلیحات مجهز شدند.
هواپیمای Halberstadt CL.II که توسط شرکت Halberstadter Flugzeugwerke ساخته شد، یک دوباله دونفره مخصوص حمله زمینی بود که در تابستان ۱۹۱۶ وارد میدان نبرد شد. این هواپیما با موتور ۱۶۰ تا ۱۸۰ اسببخاری مرسدس کار میکرد، دهانه بال آن ۳۵ فوت، طول آن ۲۳ فوت و وزنش تنها ۲۴۹۵ پوند بود؛ وزنی کمتر از بسیاری از خودروهای امروزی، به لطف ساختار چوبی و پارچهای.
CL.II بردی معادل ۲۹۰ مایل، سقف پرواز ۱۶۷۰۰ فوت و سرعت نهایی ۱۰۲ مایل بر ساعت داشت. خلبان دو مسلسل ۷.۹۲ میلیمتری رو به جلو برای حمله به سنگرها یا حتی تعقیب جنگندههای دشمن داشت. در آن دوران، تفاوت میان جنگندهها و هواپیماهای تهاجم زمینی بسیار کمتر از سالهای بعد بود.
خدمه عقب مسئول رها کردن تا ۱۱۰ پوند بمب روی اهداف زمینی بود و یک مسلسل دیگر نیز در اختیار داشت که میتوانست روی بال جلو برای افزایش قدرت آتش نصب شود یا روی حلقه چرخان برای دفاع در برابر هواپیماهای مهاجم قرار گیرد.
Sopwith Salamander
آلمانیها تنها سازندگان هواپیماهای تهاجم زمینی در جنگ جهانی اول نبودند. شرکت بریتانیایی Sopwith که در سال ۱۹۱۲ تأسیس شد و بیشتر بهخاطر جنگندههای Camel و Dolphin مشهور است، هواپیمای تهاجم زمینی Salamander را نیز طراحی کرد.
پس از آنکه تعداد زیادی از هواپیماهای Camel در نبردهای ایپر و کامبرای هنگام انجام مأموریتهای زمینی سرنگون شدند، نیروی هوایی بریتانیا از Sopwith خواست هواپیمایی مخصوص این نقش طراحی کند. نتیجه، Salamander بود؛ هواپیمایی که Sopwith آن را «جنگنده سنگر» نامید. نیروی هوایی سرعت ۱۲۰ مایل بر ساعت و زره محافظ برای خلبان را درخواست کرده بود. Salamander از نخستین هواپیماهایی بود که زره را در ساختار بدنه ادغام کرد.
این هواپیما با موتور ۲۳۰ اسببخاری Bentley B.R.2 کار میکرد، دهانه بال آن کمی بیش از ۳۰ فوت بود و میتوانست در ارتفاع ۵۰۰ فوت به سرعت ۱۲۵ مایل بر ساعت برسد. مدت پرواز آن ۹۰ دقیقه بود و دو مسلسل و تا ۱۰۰ پوند بمب حمل میکرد.
دولت بریتانیا ۱۴۰۰ فروند سفارش داد، اما نخستین پرواز آن در آوریل ۱۹۱۸ انجام شد؛ تنها چند ماه پیش از پایان جنگ. این هواپیما هرگز وارد اسکادران عملیاتی نشد و پس از پایان جنگ، سفارشها لغو شد و تنها حدود ۲۰۰ فروند ساخته شد.
Messerschmitt Bf 110
با آغاز جنگ جهانی دوم، صنعت هوانوردی جهشی عظیم نسبت به دوران جنگ جهانی اول کرده بود. شرکت آلمانی Messerschmitt که بعدها با جنگنده Bf 109 و نخستین جنگنده جت عملیاتی جهان (Me 262) شناخته شد، هواپیمای Bf 110 را نیز تولید کرد؛ هواپیمایی کمتر مشهور اما بسیار مهم در نقش تهاجم زمینی.
با ساختار تمامفلزی، این هواپیماها بسیار سنگینتر از نسلهای قبلی بودند. هواپیماهای تهاجم زمینی برای جبران سرعت کمتر، به زره سنگین، موتورهای قویتر و تسلیحات بیشتر نیاز داشتند. Bf 110 دو موتور داشت و یک تیرانداز عقب و گاهی یک اپراتور رادار نیز حمل میکرد.
در ابتدا بهعنوان جنگنده سنگین طراحی شده بود، اما در نبرد بریتانیا تلفات سنگینی داد و نقش آن تغییر کرد. نسخههای D-1 و D-3 بعدها به جنگنده شب و سپس به هواپیمای تهاجم زمینی و ضدکشتی تبدیل شدند.
Bf 110 سرعتی نزدیک به ۳۵۰ مایل بر ساعت داشت و میتوانست ۳۶ راکت زیر هر بال حمل کند؛ یعنی ۷۲ راکت در یک شلیک همزمان. همچنین دو توپ ۲۰ میلیمتری، چند مسلسل MG و چهار بمب ۱۱۰ پوندی داشت.
Ilyushin Il-2 Sturmovik
با آغاز عملیات بارباروسا در سال ۱۹۴۱، نبردی بیرحمانه میان آلمان و شوروی شکل گرفت. در این میان، هواپیمای Ilyushin Il-2 Sturmovik که به «پرنده طوفان» مشهور بود، به یکی از افسانهایترین هواپیماهای جنگ جهانی دوم تبدیل شد. این هواپیما که در سال ۱۹۳۸ طراحی و در ۱۹۴۰ تولید شد، یکی از بهترین هواپیماهای تهاجم زمینی تاریخ به شمار میرود.
ایلیوشین هنگام ارائه طرح به استالین، آن را «تانک پرنده» توصیف کرد؛ توصیفی که کاملاً درست بود. این هواپیما با دهانه بال ۴۸ فوت و طول ۳۸ فوت، دو توپ ۲۳ میلیمتری (بعداً ۳۷ میلیمتری)، دو مسلسل ۷.۶۲ میلیمتری و ۱۰۰۰ پوند بمب حمل میکرد و قابلیت نصب راکت نیز داشت. بعدها از بمبچههای PTAB برای نابودی تانکها استفاده کرد.
زره سنگین و قدرت آتش بالا، آن را به کابوس نیروهای زرهی آلمان تبدیل کرد. خلبانان آن را بهخاطر مقاومت بالا و بازگشتپذیری در شرایط سخت ستایش میکردند. این هواپیما با تولید ۳۱ تا ۳۶ هزار فروند، رکورددار بیشترین تولید در میان هواپیماهای رزمی جنگ شد.
Douglas A-1 Skyraider
در جنگ کره، با وجود ظهور جنگندههای جت مانند F-86 و MiG-15، هواپیماهای ملخی همچنان نقش مهمی داشتند. جنگندههای جت سوخت زیادی مصرف میکردند و نمیتوانستند مدت طولانی در منطقه بمانند. به همین دلیل، هواپیماهای ملخی مانند Douglas A-1 Skyraider برای پشتیبانی نزدیک هوایی بسیار ارزشمند بودند.
Skyraider نخستین پرواز خود را در مارس ۱۹۴۵ انجام داد و به جنگ جهانی دوم نرسید، اما برای جنگ کره کاملاً آماده بود. این هواپیما با دهانه بال ۵۰ فوت، طول ۳۸ فوت و وزن برخاست ۲۴۰۰۰ پوند، میتوانست ۸۰۰۰ پوند مهمات حمل کند؛ حتی بیشتر از برخی نسخههای اولیه B-17.
با موتور ۲۷۰۰ اسببخاری، سرعت ۳۱۸ مایل بر ساعت و برد رزمی ۳۰۰ مایل داشت. مأموریتهای آن شامل حمله با اژدر، پشتیبانی نزدیک و حتی آموزش برای حمله هستهای کمارتفاع بود. در جنگ ویتنام نیز نقش مهمی ایفا کرد و در چند عملیات منجر به دریافت مدال افتخار حضور داشت.
Douglas A-4 Skyhawk
با وجود مزایای هواپیماهای ملخی، عصر جتها در نهایت برتری یافت. شرکت داگلاس پس از Skyraider، هواپیمای جت A-4 Skyhawk را معرفی کرد؛ یکی از نخستین هواپیماهای تهاجم زمینی طراحیشده برای عصر جت.
A-4 Skyhawk تکنفره بود و در نیروی دریایی و تفنگداران دریایی آمریکا خدمت کرد. در طول خدمت، ابتدا با موتور Wright J65 و سپس با موتور Pratt & Whitney J52 تجهیز شد. وزن برخاست آن مشابه Skyraider و حدود ۲۴۵۰۰ پوند بود.
با این حال، این هواپیما میتوانست به سرعت بسیار بیشتری نیز دست یابد و سرعت عملیاتی ۶۷۰ مایل بر ساعت را ثبت کند. حتی در سال ۱۹۵۹ یک رکورد جهانی سرعت را با حفظ سرعت ۶۹۵ مایل بر ساعت در مسیری ۳۱۰ مایلی به نام خود ثبت کرد.
A-4 Skyhawk تنها یک هواپیمای قدرتمند نبود، بلکه از نظر مأموریتی نیز بسیار چندمنظوره بود. تسلیحات استاندارد آن شامل دو توپ ۲۰ میلیمتری و ترکیبی از بمبها، راکتها، موشکها یا غلافهای اضافی سلاح بود. بسته به نسخه، این هواپیما میتوانست بین ۵۰۰۰ تا ۸۲۰۰ پوند مهمات حمل کند. انعطافپذیری آن زمانی بیشتر نمایان شد که مشخص شد قادر به حمل سلاح هستهای نیز هست؛ خلبانان آموزش میدیدند که این سلاحها را با روش «پرتاب قوسی» به سمت هدف رها کنند.
A-4 Skyhawk در سال ۱۹۵۶ وارد خدمت شد و به همین دلیل در موقعیتی ایدهآل برای جنگ ویتنام قرار داشت. عملکرد رزمی آن چشمگیر بود؛ بهطوریکه در نهایت بیش از هر هواپیمای دریایی دیگری در طول جنگ، مأموریت رزمی انجام داد.
General Dynamics F-111 Aardvark
هواپیمای F-111 در پاسخ به نیاز نیروی هوایی آمریکا برای یک جنگنده-بمبافکن تاکتیکی و همچنین درخواست نیروی دریایی برای یک جنگنده طراحی شد. برنامه نیروی دریایی در نهایت لغو شد، اما نزدیک به ۶۰۰ فروند از این هواپیما بین سالهای ۱۹۶۷ تا ۱۹۹۶ ساخته شد.
Aardvark از بالهای متغیر مشابه F-14 Tomcat استفاده میکرد. این هواپیما با دو موتور Pratt & Whitney TF30-P-3، هرکدام با بیش از ۱۸۵۰۰ پوند رانش در حالت پسسوز، به سرعتی خارقالعاده دست مییافت. با بالهای جمعشده، سرعت آن به بیش از ۱۴۰۰ مایل بر ساعت میرسید و بردی بین ۲۹۷۱ تا ۳۶۳۲ مایل داشت. سرعت کروز آن ۶۸۵ مایل بر ساعت و سقف پروازش ۵۷۰۰۰ فوت بود.
این هواپیما که نام «Aardvark» را رسماً تا زمان بازنشستگی دریافت نکرد، در جنگ ویتنام و جنگ خلیج فارس شرکت داشت. F-111 میتوانست دو بمب را در محفظه داخلی و ۲۲ سلاح تهاجمی را روی ریلهای زیر بال حمل کند و در صورت نیاز، سلاح هستهای نیز بهکار گیرد. این هواپیما آغازگر ورود به عصر سامانههای پیشرفته هدایت تسلیحات بود و از غلاف هدفگیری AN/AVQ Pave Track برای حمله دقیق در شرایط آبوهوایی نامساعد استفاده میکرد.
McDonnell Douglas AV-8B Harrier
شاید یکی از نمادینترین هواپیماهای این فهرست، Harrier باشد که با تواناییهای پیشرفته برخاست کوتاه و فرود عمودی (VTOL) علاقهمندان هوانوردی را شگفتزده کرد. برخلاف هواپیماهای معمولی که به باندهای طولانی نیاز دارند، Harrier میتوانست مانند یک هلیکوپتر عموداً بلند شود و فرود بیاید. این ویژگی آن را برای مأموریتهای دریایی بسیار ارزشمند میکرد، زیرا میتوانست از کشتیهایی کوچکتر از ناوهای هواپیمابر یا از مناطق بدون باند عملیاتی استفاده کند.
Harrier مجموعهای از تسلیحات هوا به زمین را حمل میکرد که برای نابودی اهداف سطحی طراحی شده بودند و همچنین میتوانست نقش اسکورت هلیکوپتر را ایفا کند. این تسلیحات شامل توپ ۲۵ میلیمتری GAU-12، راکتپادهای LAU-5003، موشکهای هوا به هوای AIM-9 و AIM-120 و بمبهای لیزری بودند. سرعت آن به ۶۳۰ مایل بر ساعت میرسید.

موتور توربوفن Rolls-Royce Pegasus با رانش ۲۲۰۰۰ پوند، نیروی لازم برای برخاست عمودی را فراهم میکرد و با چرخش نازلها، هواپیما از حالت عمودی به پرواز معمولی تبدیل میشد.
Harrier نخستین پرواز خود را در سال ۱۹۶۸ انجام داد و در سال ۱۹۷۱ عملیاتی شد. اگرچه به جنگ ویتنام نرسید، اما در جنگ خلیج فارس، افغانستان و بهویژه در جنگ فالکلند توسط بریتانیا عملکردی درخشان داشت. این هواپیما در نهایت جای خود را به F-35B داد. نیروی هوایی بریتانیا Harrier II را در سال ۲۰۱۰ بازنشسته کرد و ارتش آمریکا نیز قصد دارد تا سال ۲۰۲۷ آن را کنار بگذارد.
Sukhoi Su-25 Frogfoot
Su-25 Frogfoot مانند Harrier، یک هواپیمای تهاجم زمینی دوران جنگ سرد است، اما این بار از سوی شوروی. این هواپیما جانشین معنوی IL-2 Sturmovik محسوب میشود و از دهه ۱۹۸۰ بهعنوان رقیب A-10 آمریکا وارد خدمت شد.

Frogfoot با دو موتور توربوجت R-195 میتواند به سرعت ۵۹۰ مایل بر ساعت برسد و شعاع رزمی ۲۳۳ مایل دارد. وزن برخاست نزدیک به ۳۹۰۰۰ پوند، امکان حمل طیف گستردهای از تسلیحات را روی ۱۰ پایلون خارجی فراهم میکند. این تسلیحات شامل موشکهای هوا به زمین Kh-23، Kh-25ML و Kh-29، موشکهای هوا به هوای R-3S و R-60، راکتپادهای هدایتشونده و غیرهدایتشونده و بمبهای لیزری است.
سامانههای ناوبری و هدفگیری Su-25 آن را به یک هواپیمای تهاجمی قدرتمند در هر شرایط آبوهوایی تبدیل کرده است. برخلاف A-10 که در مسیر بازنشستگی قرار دارد، روسیه قصد دارد عمر عملیاتی Su-25 را افزایش دهد. این هواپیما در جنگ روسیه و اوکراین نیز بهطور فعال بهکار گرفته شده و همچنان نقش مهمی ایفا میکند.
Fairchild Republic A-10 Thunderbolt
A-10 Thunderbolt یکی از شناختهشدهترین هواپیماهای این فهرست است. این هواپیما که میراث «تانک پرنده» را به قرن ۲۱ آورده، بهعنوان بهترین دوست نیروهای زمینی آمریکا شهرت دارد. A-10 نخستین هواپیمای نیروی هوایی بود که بهطور ویژه برای پشتیبانی نزدیک از نیروهای زمینی طراحی شد.
نخستین A-10 در پاییز ۱۹۷۵ وارد پایگاه دیویس-مانتان در آریزونا شد. این هواپیما با دو موتور توربوفن TF34-GE-100، هرکدام با ۹۰۰۰ پوند رانش، به سرعت ۴۲۰ مایل بر ساعت و سقف پرواز ۴۵۰۰۰ فوت میرسید. یکی از مزیتهای بزرگ A-10 نسبت به جنگندههایی مانند F/A-18، توانایی ماندن طولانیمدت در منطقه نبرد بود.

A-10 حول محور توپ ۳۰ میلیمتری GAU-8/A ساخته شده است؛ صدای این توپ برای نیروهای زمینی نشانه نجات و برای دشمن نشانه مرگ بوده است. این هواپیما با وزن برخاست ۵۱۰۰۰ پوند، تا ۱۶۰۰۰ پوند مهمات حمل میکرد و میتوانست از بمبهای خوشهای ضد نفر تا بمبهای ۲۰۰۰ پوندی و موشکهای ماوریک استفاده کند. حتی قابلیت رهاسازی مینهای ضد نفر از هوا را نیز داشت.
A-10 در جنگهای افغانستان و عراق حضور گسترده داشت. آینده آن هنوز مشخص نیست، اما احتمال میرود تا سال ۲۰۳۰ بازنشسته شود.
Lockheed AC-130 Gunship
هواپیمای AC-130 بسته به نسخههای مختلف، با نامهایی مانند Spooky، Spectre و Ghostrider شناخته میشود. این هواپیما در میان هواپیماهای تهاجم زمینی بیهمتاست. برخلاف دیگر هواپیماهای این فهرست که با سرعت به هدف حمله میکنند، AC-130 در فاصلهای امن از برد سلاحهای دشمن پرواز میکند و نقش یک سکوی توپخانه هوایی را ایفا میکند.
AC-130 از دوران جنگ ویتنام تاکنون در خدمت بوده و همچنان یکی از ارزشمندترین داراییهای پشتیبانی زمینی است. نسخه AC-130J با چهار موتور توربوپراپ Rolls-Royce AE 2100 D3، هرکدام با ۴۷۰۰ اسببخار، به وزن برخاست ۱۶۴۰۰۰ پوند و برد ۳۰۰۰ مایل دست مییابد و قابلیت سوختگیری هوایی نیز دارد. خدمه آن شامل هشت نفر است: دو خلبان، دو افسر سامانههای رزمی و چهار نفر خدمه.

برخلاف هواپیماهای تهاجمی معمولی، AC-130 از پایلونهای خارجی استفاده نمیکند و تسلیحات آن شامل توپهای ۱۰۵ میلیمتری و ۴۰ میلیمتری و یک گتلینگ ۲۵ میلیمتری است که همگی در داخل بدنه نصب شدهاند. سامانههای پیشرفته دید حرارتی و دید در شب به آن اجازه میدهد از ارتفاع بالا دشمن را شناسایی و با دقت جراحی هدف قرار دهد. بهدلیل ارزش بالای این هواپیما و ماهیت مأموریتهایش، معمولاً در شب یا شرایط آبوهوایی نامساعد عملیات انجام میدهد.
ارسال نظر