گوناگون

وقتی جنگ به سفره‌ها می‌رسد؛ تغییر هرم نیازهای خانوار ایرانی

وقتی جنگ به سفره‌ها می‌رسد؛ تغییر هرم نیازهای خانوار ایرانی

با پررنگ‌شدن دوباره سایه جنگ، نگاهی به رفتارشناسی خرید مردم در بحران‌های قبلی نشان می‌دهد که جامعه حتی پیش از ورود رسمی بازار به وضعیت اضطراری، با تغییر سبد خرید، افزایش تقاضای کالاهای ضروری و عقب‌انداختن خریدهای بزرگ به نااطمینانی واکنش نشان می‌دهد.

به گزارش پارسینه به نقل از اقتصادنیوز، ردپای جنگ را می‌توان در ساده‌ترین تصمیم روزانه خانوارها هم پیدا کرد. اینکه چه چیزی بخریم، چه چیزی را فعلاً کنار بگذاریم و از کدام کالا بیشتر از نیاز معمول در خانه نگه داریم. داده‌های منتشرشده از رفتار کاربران اُکالا و دیجی‌کالا نشان می‌دهد در دوره‌های بحران، ایرانی‌ها لزوماً «خرید کردن» را متوقف نمی‌کنند، بلکه هرم نیازهای خود را از نو می‌چینند؛ «آیفون، مبل و لوازم خانگی عقب می‌روند و آب، برنج، کنسرو، دارو، باتری و ابزار تأمین برق جلو می‌آیند.»

حالا در شرایطی که بار دیگر اخبار مرتبط با احتمال تشدید درگیری‌ها و دور تازه تنش‌های نظامی در رسانه‌ها پررنگ شده، تجربه ثبت‌شده در این دو پلتفرم می‌تواند تصویری از واکنش احتمالی بازار مصرف در برابر موج تازه نااطمینانی به دست دهد؛ واکنشی که ممکن است حتی پیش از وقوع یک اتفاق، در کادر جست‌وجوی فروشگاه‌های آنلاین و سبد خرید خانوار ظاهر شود.

دو گزارش، دو پنجره متفاوت به رفتار مردم

برای خواندن این داده‌ها ابتدا باید یک تفاوت مهم را روشن کرد. گزارشی که بر پایه گزارش عملکرد سال ۱۴۰۴ اُکالا منتشر کرده، عمدتاً تصویری از خرید کالاهای سوپرمارکتی، خوراکی و مصرف روزانه در جریان بحران ارائه می‌کند. اُکالا می‌گوید در سال ۱۴۰۴ در ۲۷۵ شهر فعالیت داشته و بنابراین داده‌های آن بیش از هر چیز رفتار مردم در برابر کالاهای تندمصرف و نیازهای روزمره را نشان می‌دهد.

در مقابل، گزارش رسمی اتاق خبر دیجی‌کالا که ۳۰ شهریور ۱۴۰۵ منتشر شده، دوره ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ را به‌طور مستقل زیر عنوان «فصل جنگ» بررسی کرده است. دامنه کالاهای دیجی‌کالا از مواد غذایی و دارو تا موبایل، لوازم خانگی، طلا، ابزار تأمین برق و کالاهای سرگرمی گسترده است؛ به همین دلیل داده‌های این پلتفرم امکان مشاهده رفتار مردم درباره خریدهای قابل تعویق و کالاهای بادوام را نیز فراهم می‌کند.

بازه‌های زمانی مورد بررسی این دو گزارش نیز کاملاً منطبق نیست. در گزارش اُکالا از عملکرد در «جنگ ۱۲روزه» و دوره‌ای ۴۰روزه پس از آن صحبت می‌شود، در حالی که دیجی‌کالا یک بازه مشخص از ۹ اسفند تا ۱۸ فروردین را بررسی کرده است. بنابراین درصدهای دو مجموعه را نمی‌توان به شکل مکانیکی روبه‌روی هم گذاشت. آنچه قابل مقایسه است، جهت رفتار مصرف‌کننده و نحوه تغییر اولویت‌ها در واکنش به نااطمینانی است.

جنگ قبل از شروع رسمی، وارد سبد خرید شده بود

شاید یکی از جالب‌ترین یافته‌های دیجی‌کالا نه مربوط به روزهای جنگ، بلکه مربوط به چند روز پیش از آن باشد.

داده‌های این پلتفرم نشان می‌دهد در شرایط معمول، خرید کالاهای ضروری مانند آب معدنی و کنسرو در ابتدای ماه و هم‌زمان با پرداخت حقوق مقداری افزایش پیدا می‌کند و سپس کاهش می‌یابد. اما در اسفند ۱۴۰۴ این روند متفاوت بود؛ افزایش تقاضا تا هشتم اسفند ادامه داشت، یعنی یک روز پیش از شروع بازه‌ای که دیجی‌کالا آن را آغاز جنگ در نظر گرفته است.

از منظر اقتصادی، این رفتار را می‌توان نمونه‌ای از تقاضای احتیاطی یا Precautionary Demand دانست. خانوار زمانی که احتمال می‌دهد در آینده دسترسی به یک کالا دشوار یا قیمت آن بالاتر شود، بخشی از مصرف آینده را به زمان حال منتقل می‌کند.

در چنین شرایطی مهم نیست که کمبود واقعاً اتفاق افتاده باشد؛ «انتظار کمبود» به‌تنهایی می‌تواند تقاضا را بالا ببرد.

همین جاست که سبد خرید تبدیل به نوعی شاخص انتظارات می‌شود. پیش از آنکه بحران در گزارش‌های رسمی اقتصاد منعکس شود، ممکن است مردم با خرید چند بسته برنج بیشتر، چند بطری آب یا یک پاوربانک اضافه نشان دهند که ادراک آنها از ریسک تغییر کرده است.به بیان ساده‌تر، اضطراب بحران گاهی پیش از خود بحران وارد بازار می‌شود.

یک جنگ و دو رفتار ظاهراً متضاد

مقایسه اُکالا و دیجی‌کالا در نگاه اول یک تناقض جالب ایجاد می‌کند.طبق گزارش اُکالا، در روزهای جنگ تعداد کالاهای موجود در هر سبد خرید به‌طور متوسط حدود ۳۵ درصد افزایش پیدا کرد. فروش برنج ۱۸۶ درصد، حبوبات و سویا ۹۲ درصد و کنسروها ۵۰ درصد بالا رفت. در همان دوره، فروش کالاهایی مانند خامه، نوشابه و چیپس و پفک به شکل محسوسی کاهش پیدا کرد. در نخستین روز جنگ نیز حدود ۹۱ هزار بطری آب معدنی از طریق اُکالا فروخته شد که رکورد روزانه این گروه در کل سال بود

در دیجی‌کالا اما متوسط سفارش‌های روزانه هنگام جنگ ۴۸.۷ درصد کاهش یافت. نرخ لغو سفارش نیز از ۲۱ درصد قبل از جنگ به ۲۸ درصد رسید. با این همه، تعداد کالا در هر سفارش تقریباً ثابت ماند: ۳.۶۹ قلم پیش از جنگ در برابر ۳.۸۴ قلم در دوره جنگ. ارزش متوسط سبد نیز تنها ۰.۶ درصد پایین آمد.

اُکالا در درجه اول فروشگاه «نیازهای امروز» است؛ وقتی بحران رخ می‌دهد، برنج، آب، حبوبات و کنسرو نه‌تنها قابل حذف نیستند، بلکه ممکن است تقاضای بیشتری پیدا کنند.بخش بزرگی از کالاهای دیجی‌کالا اما در گروه «می‌توانم بعداً بخرم» قرار می‌گیرند.بنابراین خانوار ایرانی در بحران الزاماً مصرف را متوقف نمی‌کند؛ بلکه میان نیازهای فوری و نیازهای قابل تعویق خط می‌کشد.

هرم نیازها جابه‌جا می‌شود؛ از آیفون به آب معدنی

داده‌های دیجی‌کالا تصویر این جابه‌جایی را شفاف‌تر می‌کند. فروش روزانه لوازم خانگی برقی در دوره جنگ ۶۱ درصد و مبلمان و دکوراسیون ۵۱ درصد کاهش پیدا کرد. فروش آیفون نیز ۶۸ درصد پایین آمد و حتی پس از آتش‌بس به سرعت به سطح پیشین بازنگشت. در مقابل، کالاهای مرتبط با تأمین انرژی، ارتباطات و نیازهای اضطراری وزن بیشتری در سبد پیدا کردند.

این الگو با یک اصل ساده اقتصاد خانوار توضیح داده می‌شود: هرچه نااطمینانی بیشتر شود، ارزش نقدشوندگی پول افزایش می‌یابد.

خانواری که نمی‌داند یک هفته بعد چه اتفاقی می‌افتد، تمایل کمتری دارد بخش بزرگی از منابع نقدی خود را صرف تعویض تلویزیون، مبل یا گوشی گران‌قیمت کند. پول نقد در چنین فضایی خودش تبدیل به یک «کالا» می‌شود؛ کالایی که به خانواده امکان تصمیم‌گیری در آینده را می‌دهد.

در اقتصاد از این وضعیت می‌توان با مفهوم ارزش اختیار یا Option Value یاد کرد. عقب انداختن یک خرید به معنای انصراف دائمی نیست؛ خانوار با صبر کردن، حق انتخاب خود برای آینده را حفظ می‌کند.به همین دلیل، بحران یک نوع «اقتصاد تعویق» می‌سازد.

اقتصاد تعویق؛ خریدهایی که حذف نشدند، عقب افتادند

این نکته در رفتار مردم پس از کاهش تنش نیز دیده می‌شود.دیجی‌کالا گزارش کرده است که بعد از آتش‌بس، سفارش‌ها نسبت به دوره جنگ ۱۰۰.۵ درصد افزایش یافت و حتی از سطح قبل از جنگ عبور کرد. ارزش متوسط سبد هم بالا رفت و نرخ لغو سفارش به ۱۸ درصد کاهش یافت. خود دیجی‌کالا بخشی از این اتفاق را حاصل آزادشدن خریدهایی می‌داند که در جریان جنگ عقب افتاده بودند.

این همان چیزی است که در اقتصاد از آن با عنوان تقاضای انباشته یا Pent-up Demand یاد می‌شود.فردی که خرید لپ‌تاپ، لوازم خانه یا یک وسیله شخصی را دو هفته عقب انداخته، الزاماً آن نیاز را فراموش نکرده است. با کاهش ریسک، تقاضای معوق دوباره وارد بازار می‌شود.

بنابراین جهش فروش پس از بحران را نباید فوراً «رونق مصرف» یا افزایش رفاه خانوار تفسیر کرد. ممکن است فقط خریدهایی باشند که قرار بود هفته‌ها قبل انجام شوند و به دلیل ترس و نااطمینانی متوقف شده‌اند.

این تمایز برای تحلیل اقتصاد ایران اهمیت زیادی دارد: افزایش ناگهانی خرید پس از یک بحران لزوماً نشانه افزایش قدرت خرید نیست.

به طلا فکر می‌کنیم، اما آیا توان خریدش را داریم؟

یکی دیگر از یافته‌های قابل توجه دیجی‌کالا به رفتار کاربران در بازار طلا مربوط است. جست‌وجوی واژه طلا در روزهای جنگ افزایش یافت و پس از آتش‌بس نیز بیشتر شد، اما رشد جست‌وجو الزاماً به همان اندازه به خرید واقعی تبدیل نشد. حتی سهم سکه طلا در سبد خرید کاهش چشمگیری داشت.

این فاصله بین «جست‌وجو» و «خرید» از نظر اقتصادی بسیار مهم است. جست‌وجو نشان‌دهنده میل، نگرانی یا قصد بالقوه است، اما خرید واقعی به درآمد و توان مالی بستگی دارد. خانوار ممکن است هر روز قیمت موبایل، طلا یا لپ‌تاپ را بررسی کند، اما تورم و افت درآمد حقیقی اجازه ندهد این علاقه به تقاضای مؤثر تبدیل شود.

به همین دلیل داده‌های جست‌وجوی فروشگاه‌های آنلاین می‌توانند تصویری از چیزی بدهند که در آمار فروش دیده نمی‌شود: شکاف میان خواسته خانوار و قدرت خرید خانوار. این شکاف در اقتصادی که تورم بالا دارد، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

ChatGPT+Image+Oct+7_+2026_+03_42_00+PM

تورم؛ بحرانی که پیش از شلیک آغاز شده بود

جنگ تنها عاملی نیست که سبد خانوار ایرانی را تغییر داده است. گزارش اُکالا نشان می‌دهد فشار قیمت مواد غذایی پیش از بحران نظامی نیز سنگین بوده است. در داده‌های این پلتفرم، متوسط قیمت روغن در سال ۱۴۰۴ نسبت به سال قبل ۲۴۵ درصد افزایش یافته و برای برنج نیز رشد ۲۱۳ درصدی ثبت شده است. قیمت گروه گوشت و مرغ نیز ۱۵۷ درصد افزایش یافته است.

این یعنی بسیاری از خانوارها پیش از مواجهه با «شوک جنگ»، درگیر یک «شوک قدرت خرید» بوده‌اند. ترکیب این دو شوک رفتار متفاوتی می‌سازد.

در یک اقتصاد با ثبات قیمت، خانوار ممکن است هنگام بحران مقداری کالای اضافه ذخیره کند و پس از پایان بحران دوباره به رفتار طبیعی برگردد. اما وقتی بحران نظامی روی تورم مزمن سوار شود، توان ذخیره‌سازی همه خانوارها یکسان نیست.

خانوار پردرآمد می‌تواند چند بسته برنج، کنسرو، دارو یا آب بیشتر بخرد. خانوار کم‌درآمد ممکن است همان خطر را احساس کند، اما منابع کافی برای خرید احتیاطی نداشته باشد. در نتیجه حتی امکان آمادگی برای بحران نیز به سطح درآمد وابسته می‌شود.

جنگ، نابرابری را وارد قفسه فروشگاه می‌کند

از این منظر، خرید احتیاطی فقط یک رفتار روانی نیست؛ وجه توزیعی هم دارد. وقتی شایعه کمبود یک کالا باعث افزایش سریع تقاضا می‌شود، کسانی که نقدینگی بیشتری دارند زودتر می‌توانند موجودی خانه خود را بالا ببرند. خانوارهایی که حقوقشان هنوز واریز نشده، خریدشان وابسته به یارانه است یا تنها توان تأمین مصرف روزانه را دارند، دیرتر وارد بازار می‌شوند.

اگر عرضه نتواند با موج تقاضا هماهنگ شود، نتیجه می‌تواند افزایش قیمت یا کاهش موجودی باشد. یعنی اولین خریداران، کالا را با قیمت و دسترسی بهتر تهیه می‌کنند و آخرین خریداران ممکن است با قفسه خالی یا قیمت بالاتر روبه‌رو شوند.

از این زاویه، شوک نااطمینانی می‌تواند به شوک نابرابری تبدیل شود.به همین دلیل عملکرد شبکه تأمین در بحران به اندازه خود حجم کالا اهمیت دارد. پیام سیاستی روشن است: اگر سیاست‌گذار بتواند درباره موجودی، استمرار توزیع و دسترسی مردم اطلاعات معتبر و سریع منتشر کند، بخشی از تقاضای هیجانی قابل کنترل است.

کالابرگ و خرید اعتباری؛ وقتی پرداخت هم بخشی از بحران می‌شود

گزارش اُکالا یک تغییر مهم دیگر را نیز نشان می‌دهد. در سال ۱۴۰۴ امکان استفاده از کالابرگ در این پلتفرم در ۲۲۲ شهر مورد استفاده قرار گرفته و بخش بزرگی از سفارش‌های کالابرگی به لبنیات، خواربار و محصولات پروتئینی اختصاص داشته است. همچنین ابزارهایی مانند خرید اعتباری و BNPL به خدمات این پلتفرم اضافه شده‌اند.

این اتفاق از یک تغییر عمیق‌تر حکایت دارد. در سال‌های نخست توسعه تجارت الکترونیک، مهم‌ترین مزیت خرید آنلاین «راحتی» بود؛ اینکه کاربر بدون خروج از خانه خرید کند و کالا را سریع تحویل بگیرد.اما در اقتصاد تورمی، مسئله دیگری در حال اضافه شدن است: تأمین مالی مصرف.

وقتی خانوار برای خرید شیر و روغن از کالابرگ استفاده می‌کند یا بخشی از خریدش را اعتباری انجام می‌دهد، فروشگاه آنلاین دیگر فقط کانال توزیع کالا نیست؛ بخشی از زیرساخت مالی مصرف روزمره شده است.

این تغییر می‌تواند در بحران بعدی اهمیت بیشتری پیدا کند، زیرا خانوار هم‌زمان با نگرانی از دسترسی به کالا با محدودیت نقدینگی نیز مواجه خواهد بود.

جغرافیای خرید؛ آیا سفارش‌های آنلاین رد پای جابه‌جایی مردم را نشان می‌دهند؟

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های گزارش اُکالا به جغرافیای سفارش‌ها مربوط می‌شود. در دوره‌های بحرانی، سهم سفارش‌ها در مازندران و گیلان افزایش پیدا کرده و رشد سفارش در شهرهایی مانند کلاردشت و فومن بسیار بیشتر از شرایط عادی بوده است.

این داده به‌تنهایی نمی‌تواند مهاجرت یا خروج مردم از شهرهای دیگر را اثبات کند. افزایش سفارش می‌تواند دلایل مختلفی از جمله افزایش کاربران پلتفرم، تغییر عرضه یا حضور مسافران داشته باشد.

اما در کنار سایر شواهد، یک نکته مهم را نشان می‌دهد: بحران فقط ترکیب سبد خرید را تغییر نمی‌دهد؛ می‌تواند جغرافیای مصرف را نیز جابه‌جا کند.

دیجی‌کالا نیز در بررسی استانی خود به تفاوت محسوس واکنش استان‌ها اشاره کرده است. یعنی ادراک خطر در سراسر کشور یکسان نیست. فاصله از مناطق درگیری، تجربه قبلی بحران، ساختار درآمدی و حتی امکان مهاجرت موقت می‌تواند بر نوع خرید اثر بگذارد.

از این نظر، داده‌های فروش آنلاین می‌توانند به یک ابزار «اکنون‌سنجی» اقتصاد تبدیل شوند؛ چیزی شبیه یک سنسور زنده از رفتار مردم.

بحران فقط مشتری را تغییر نمی‌دهد

طرف دیگر ماجرا عرضه است. طبق داده‌های اُکالا، متوسط زمان تحویل که در کل سال حدود ۳۴ دقیقه بوده، هنگام جنگ ۱۲روزه به ۴۱ دقیقه رسیده است. نرخ ریزش سفیران فعال نیز در هفته نخست و دوم جنگ افزایش قابل توجهی داشته است.

دیجی‌کالا نیز از اختلال اینترنت و GPS و استفاده رانندگان از نسخه آفلاین سامانه ارسال در دوره جنگ خبر داده است..

وقتی تقاضا برای کالاهای ضروری ناگهان بالا می‌رود، درست در همان زمان ممکن است بخشی از نیروی انسانی، حمل‌ونقل، اینترنت یا زیرساخت پرداخت نیز دچار اختلال شود.یعنی بحران هم‌زمان دو طرف بازار را تحت فشار قرار می‌دهد: تقاضا بالا می‌رود و ظرفیت عرضه شکننده‌تر می‌شود.همین وضعیت است که می‌تواند یک موج خرید عادی را به بحران کمبود تبدیل کند.

اگر دوباره سایه جنگ پررنگ شود، چه چیزی ممکن است تکرار شود؟

این پرسش امروز دوباره اهمیت پیدا کرده است.در روزهای اخیر بحث احتمال دور تازه حملات یا تشدید درگیری در گزارش‌های رسانه‌ای بار دیگر مطرح شده است. اول اکتبر، یورونیوز در گزارشی نوشت دونالد ترامپ احتمال ازسرگیری حملات پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا را رد نکرده است؛ رویترز نیز ششم اکتبر از ادامه اختلاف‌ها درباره شروط پایان درگیری ایران و آمریکا خبر داد. این تحولات به خودی خود به معنای وقوع قطعی دور تازه‌ای از حملات نیست، اما نشان می‌دهد ریسک ژئوپلیتیک همچنان بخشی از انتظارات اقتصادی خانوار و بازار است.

تجربه گذشته نشان می‌دهد در صورت تشدید دوباره نااطمینانی، نخستین واکنش احتمالاً نه در آمارهای ماهانه، بلکه در رفتارهای بسیار خرد دیده خواهد شد.

جست‌وجوی آب، برنج، کنسرو، پاوربانک، باتری، موتور برق، دارو یا تجهیزات ارتباطی ممکن است افزایش پیدا کند. خرید لوازم گران‌قیمت و قابل تعویق ممکن است عقب بیفتد. بخشی از مردم تلاش خواهند کرد موجودی کالاهای ماندگار خانه را افزایش دهند و بخشی دیگر نقدینگی خود را حفظ خواهند کرد.اما یک تفاوت مهم با بحران قبلی وجود دارد: این‌بار خانوار تجربه دارد.

در اقتصاد رفتاری، تجربه نزدیک یک بحران باعث می‌شود حساسیت افراد نسبت به نشانه‌های مشابه بیشتر شود. کسی که در دوره قبلی برای خرید آب یا باتری دیر اقدام کرده یا با اختلال ارسال مواجه شده، ممکن است این‌بار با شنیدن نخستین نشانه‌ها زودتر خرید کند. بنابراین واکنش بازار در بحران بعدی می‌تواند حتی پیش‌دستانه‌تر از دفعه قبل باشد.این همان چیزی است که می‌توان «حافظه بحران» نامید.

ChatGPT+Image+Oct+7_+2026_+03_35_52+PM

خطر یک چرخه خودتقویت‌شونده

حافظه بحران البته یک روی منفی هم دارد. تصور کنید خبری درباره احتمال اختلال در عرضه یک کالای اساسی منتشر شود. بخشی از خانوارها برای احتیاط خرید خود را دو برابر می‌کنند. فروشگاه با کاهش سریع موجودی مواجه می‌شود. تصویر قفسه کم‌کالا در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود و افراد بیشتری احساس خطر می‌کنند. موج دوم خرید شکل می‌گیرد و موجودی واقعاً کاهش می‌یابد.

در چنین شرایطی، انتظاری که در ابتدا ممکن است اغراق‌شده بوده باشد، بخشی از واقعیت را تولید می‌کند. اقتصاددانان این نوع فرایند را با مفهوم انتظارات خودمحقق‌شونده توضیح می‌دهند. به همین دلیل مدیریت اطلاع‌رسانی در زمان بحران صرفاً موضوع رسانه‌ای نیست؛ بخشی از سیاست اقتصادی است. شفافیت درباره موجودی کالا، ظرفیت تولید، مسیرهای توزیع و استمرار عرضه می‌تواند مانع آن شود که «ترس از کمبود» خودش به عامل ایجاد کمبود تبدیل شود.

از قفسه فروشگاه تا روان جامعه

داده‌های اُکالا و دیجی‌کالا در نهایت فقط درباره تجارت الکترونیک نیستند. آنها بخشی از روان جمعی جامعه را نشان می‌دهند. موتور برق و پاوربانک، نگرانی درباره استمرار انرژی و ارتباطات را نشان می‌دهند؛ آب و کنسرو، نگرانی از دسترسی به نیازهای اولیه را؛ افزایش جست‌وجوی طلا، ترس از افت ارزش دارایی را؛ کاهش خرید آیفون و لوازم خانگی، ترجیح حفظ نقدینگی را؛ و رشد خرید بعد از کاهش تنش، تلاش برای بازگشت سریع به زندگی عادی را.

سبد خرید در این معنا یک سند اجتماعی است. هر کالایی که وارد یا از آن خارج می‌شود، بخشی از محاسبات خانوار درباره آینده را بازتاب می‌دهد.

این داده‌ها «کل جمعیت ایران» نیستند چون...

با وجود جذابیت این ارقام، یک احتیاط روش‌شناختی ضروری است.کاربران دیجی‌کالا و اُکالا معادل کل جمعیت ایران نیستند. سطح درآمد، سن، دسترسی به اینترنت، محل زندگی و عادت خرید آنلاین کاربران ممکن است با متوسط جامعه تفاوت داشته باشد. از سوی دیگر کمپین‌های تخفیفی، تغییر موجودی، قیمت، مشکلات ارسال و توسعه جغرافیایی خود پلتفرم‌ها نیز بر داده‌های فروش اثر می‌گذارد.

پس نمی‌توان گفت مثلاً افزایش ۳۵ درصدی تعداد اقلام سبد اُکالا دقیقاً به معنای افزایش ۳۵ درصدی خرید همه خانوارهای کشور است.اما این داده‌ها برای فهم جهت تغییر رفتار مصرف‌کننده آنلاین ارزش بالایی دارند؛ به‌خصوص وقتی الگوهای مشابه در دو پلتفرم با ماهیت متفاوت دیده می‌شود.

سبد خرید، آینه نااطمینانی اقتصادی

کنار هم گذاشتن گزارش‌های اُکالا و دیجی‌کالا یک نتیجه مهم دارد: در شرایط بحران، مردم خرید را متوقف نمی‌کنند؛ اولویت‌هایشان را بازنویسی می‌کنند.

کالاهای ضروری جلو می‌آیند، خریدهای بزرگ عقب می‌روند، نقدینگی ارزش بیشتری پیدا می‌کند، جست‌وجوی ابزارهای حفظ ارزش بالا می‌رود و بخشی از مصرف آینده به امروز منتقل می‌شود.

اگر بحران فروکش کند، بخشی از تقاضای عقب‌افتاده دوباره آزاد می‌شود؛ اما اگر نااطمینانی ادامه پیدا کند، «اقتصاد تعویق» می‌تواند طولانی‌تر شود.

و حالا که دوباره اخبار مربوط به احتمال تشدید تنش‌ها در فضای رسانه‌ای پررنگ شده، شاید مهم‌ترین تجربه دوره قبل همین باشد: بازار مصرف منتظر صدای اولین شلیک نمی‌ماند.

گاهی پیش از آنکه جنگ به خیابان برسد، به صفحه موبایل رسیده است؛ در جست‌وجوی «موتور برق»، در اضافه‌شدن چند بسته برنج به سبد، در تصمیم به نخریدن یک گوشی جدید و در همان سؤال ساده‌ای که میلیون‌ها خانوار در روزهای نااطمینانی از خود می‌پرسند:اگر فردا شرایط عوض شود، امروز چه چیزی باید در خانه داشته باشیم؟

ارسال نظر

نمای روز

داغ

صفحه خبر - وب گردی

آخرین اخبار