گوناگون

اهميت تفکر در قرآن و روایات

پارسینه: آن وقتى كه آدم حالت آرامى دارد و هيجان غرايز در وجودش نيست؛ بايد غنيمت بشمارد؛ براى فكر كردن و تصميم صحيح گرفتن.

در قرآن و روايات، راجع به تفكر سفارش شده است. آدم وقتى غضب كرده و در حال جوش و خروش است ديگر عقلش فعال نيست، جا ندارد به او بگويند بنشين فكر كن! چه فكرى؟ آنجا داد مى‏زند و حمله مى‏كند چون قدرت فكر كردن ندارد، اما تا به حد هيجان نرسيده است مى‏تواند فكر كند.


آن وقتى كه آدم حالت آرامى دارد و هيجان غرايز در وجودش نيست؛ بايد غنيمت بشمارد؛ براى فكر كردن و تصميم صحيح گرفتن.


ببينيد چقدر آيات قرآن مطالب مختلفى را بيان مى‏كند و مى‏گويد: «إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ4»، «لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»، «أَفَلا تَعْقِلُونَ»؛ گاهى سؤال مطرح مى‏كند شما كه عقل داريد بگوييد اين كار بهتر است يا آن؟ «آللَّهُ خَيْرٌ أَمَّا يُشْرِكُونَ5» «... لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ * فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ6» آخر دنيا و آخرت را با هم بسنجيد ببينيد كدام بهتر است؟ «وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى» مگر عقل شما اين را نمى‏گويد، مگر در كارهاى دنيوى خودتان آن را كه لذتش شديدتر است ترجيح نمى‏دهيد، مگر آن را كه لذتش با دوام‏تر است ترجيح نمى‏دهيد؟ چطور پاى آخرت كه مى‏آيد ديگر عقلتان كار نمى‏كند؟ «بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الْآخِرَةِ7» وقتى نوبت به آخرت مى‏رسد علم‏ها ته مى‏كشد و عقل از كار مى‏افتد! بنابراين، ما بايد عقلمان را به كار بگيريم، قبل از اينكه هيجانات بر ما غالب شود و ما را به راه شر سوق دهد، با فكر و تعقّل زمينه را براى تصميم‏گيرى صحيح فراهم كنيم.

اين راحت‏ترين و عاقلانه‏ترين كارى است كه مى‏شود براى جلوگيرى از افتادن در مهالك انجام داد.

منبع: روزنامه آرمان

ارسال نظر

  • رضا مهریزی

    بسمه تعالی 


    عنوان مقاله : 

    عقلانیت آزاد قرآنی ؛ محور تعالی تمدن مدرن اسلامی _ ایرانی 


    نگارنده : 

    رضا مهریزی 



    اگر بخواهیم تمدن های بزرگ و محوری تاریخ بشر را برشماریم باید تنها به چهار تمدن اشاره و اکتفا نماییم ، که به ترتیب زمانی عبارتند از : تمدن ایران هخامنشی ، تمدن یونان و روم باستان ، تمدن اسلام و ایران ، تمدن غرب مدرن .

    در تمام این تمدنهای چهارگانه ، محور اصلی و نقطه پرگاری قرار دارد که تمام شعاع آن تمدن حول آن می گردد که آن را "  محور حیاتی " می نامیم . محور حیاتی در تمدن ایران هخامنشی " جهان بینیِ تنازع خیر و شر یا دو نیروی مینوی در عالم " است ؛ محور حیاتی در تمدن یونان و روم باستان " کاسموس یا جهان هستی " می باشد ؛ محور حیاتی در تمدن اسلام و ایران " قرآن یا وحی توحیدی " بوده است و  محور حیاتی در تمدن غرب مدرن " انسان یا همان اومانیسم " می باشد.

    اکنون که سخن از ایجاد تمدن اسلامی - ایرانیِ مدرن مطرح است ، که لاجرم در چارچوب آن نیز باید تولید علم اسلامی و بومی صورت بندد ، چاره ای نیست جز آنکه با تامل در گذشته تمدنی خود بکوشیم " محور حیاتی " آن را عمیقا و دقیقا شناخته و به بازسازی و نوسازی آن دست یازیم ( بازسازی یعنی ساخت آنچه بوده ولی به دلایلی از میان رفته . و نوسازی یعنی ساخت آنچه نبوده ولی بنا به اقتضاآت زمان باید باشد و بسازیم و اضافه نماییم البته به شرط آنکه با سازه اصلی مخالفتی نداشته باشد ؛ البته لزومی ندارد که موافق هم باشد و صرف مخالف نبودن بسنده است ) .

    بیان شد که "  محور حیاتی " در تمدن اسلام و ایران «قرآن یا وحی توحیدی » بوده است . شایسته است بدانیم قرآن در فرهنگ اسلامی عِدل جهان آفرینش شمرده می شده است . به دیگر سخن ، در نظر مسلمانان ، در هستی دو کتاب وجود دارد : کتاب تکوین که همان طبیعت است و دیگری کتاب تدوین که «قرآن» است. مسلمانان باور داشتند که جهان طبیعت و علمِ محصول تجربه در آن از یک سو ، و قرآن و اندیشه ناشی از تاویل آن از سویی دیگر ؛ دو روی یک سکه می باشند که نه تنها هیچ تعارض و تضادی میان آنها نیست بلکه آنها مکمل و مفسر و مددکار یکدیگر نیز هستند و حتی اگر میان آنها تضاد و تعارض ظاهری به چشم خورد باید با اصالت دادن به فعل خدا این تعارضات ظاهری را فیصله بخشید . ( علت اصالت دادن به فعل خدا این است که خدا هر روز و هر زمان فعل جدیدی ایجاد می نماید ، سخن خدا در این باره این است : « کل یوم هو فی شان . سوره الرحمن آیه ۲۹ » در حالیکه قول او بیش از ۱۴۰۰ سال پیش برای آخرین بار بر وجود گرامی حضرت ختمی مرتبت و بنا به شرایط شخصیتی ایشان و اقتضائات جامعه ای که در آن می زیسته نازل شده است و از آن به بعد دیگر بر ما دروازه قول و سخن خدا مسدود شده است ( چنانکه حضرت علی علیه السلام در رثای پیامبر فرموده است : پدر و مادرم به فدایت یا رسول الله ! بواسطه مرگ تو چیزی قطع شد که بواسطه مرگ دیگران قطع نشده بود ، به مرگ تو پیامبری و اخبار و پیام های آسمانی قطع گشت . قال علی ( ع ) بابی انت و امی یا رسول الله لقد انقطع بموتک ما لم ینقطع بموت غیرک من النبوه و الانبا و اخبار السماء نهج البلاغة خطبة .۲۳۰ ) .

    به هر روی قایل شدن به جایگاهی معادل و هم سنگ طبیعت برای قرآن مجید ، موجب شد از بدو فرود آسمانیش مورد تاویلات فراوان و گوناگون قرار بگیرد . ( تفاوت تاویل با تفسیر اینست که تاویل خواننده محور است ولی تفسیر مولف محور و متن محور است و آنچه سبب زندگی و پویایی یک متن می شود خواننده محور بودن آنست ، زیرا خواننده ها در طول زمان متغیرند و می توانند پاسخ نیازهای زمانه خود را با عرضه به متن مقدس دریافت کنند . البته خواننده ها ویژگی ذاتی دارند و آن ویژگی ذاتی میل به " متفاوت بودن از دیگران در عین مشابهت داشتن به دیگران " است که این میل به متفاوت بودن با ایجاد نمایی در کانون محوری که در اینجا همان قرآن مجید باشد ، ارضا می شود ). و این در مورد قرآن کریم هم صادق است چنانکه در حدیثی از امام صادق آمده است : قال الامام الصادق - علیه السّلام - : ان القرآن حی لم یمت و انّه یجری کما یجری اللیل و النهار و کما یجری الشمس و القمر و یجری علی اخرنا کما یجری علی اولنا « بحار الأنوار، ج ۳۵، ص ۴۰۳ » و طبیعی است آنچه که سبب زنده ماندن و جریان داشتن قرآن می شود همین خواننده محور بودن آنست چرا که خواننده با ایجاد نمایی دایمی در نقطه کانونی که در اینجا متن قرآن است همواره قرآن را حیات می بخشد ). به هر روی مسلمانان همانگونه که خرد خود بنیاد خود را در قرآن تکوین یا جهان طبیعت آزاد و رها می کردند ، تا فعل خدا را به بهترین وجه و بی هیچ مانع و مزاحمی بشناسد ، خرد خودبنیاد خود را در قرآن تدوین نیز رها می کردند تا قول خدا را نیز آزادانه درک کند و همانطور که گفتیم ایشان معتقد بودند میان فعل و قول خدا تعارض ذاتی و بنیادین وجود ندارد و اگر چنین تعارضی
    به نظر رسد باید با اصالت دادن به فعل خدا مرتفع شود . ( چرا که فعل خدا را بی واسطه می توان درک کرد ولی قول خدا را ما به واسطه پیامبران و اولیای الهی درک می کنیم و لذا فعل خدا بر قول خدا ارجحیت دارد ).

    این نگرش به قرآن و جهان ، مهمترین عامل به وجود آمدن انواع و اقسام مکاتب فکری در دامن تمدن اسلام و ایران شد. مکاتبی که همگی با همه تفاوتها سرچشمه خود را قرآن می دانستند. و این چیزی بود که به رشد تنوع و تکثر و در نتیجه خود اتکایی فرهنگ و تمدن اسلامی منتهی شد ( تنوع درونی و خود اتکایی فرهنگی ، یکی از مهمترین عناصر پویایی و پایایی یک فرهنگ و تمدن محسوب می شود که بحث از آن مجال واسع تری می طلبد ) . به هر روی تضارب اندیشه ها در عین تحمل و پذیرش یکدیگر و رعایت اخلاق انسانی و اسلامی موجبات تعالی تمدن اسلام و ایران و قرار گرفتن آن در زمره چهار تمدن بزرگ را فراهم آورد.

    اما زمانی که پای طعن و لعن و بی اخلاقی و عدم تحمل اندیشه های یکدیگر و به ویژه اندیشه های بدیع ، به ساحت تامل و تاویل قرآنی ، در تمدن اسلامی باز شد و هر کس کوشید اندیشه خود را به عنوان قول و نظر قطعی خدای ِقرآن بر کرسی نشاند و نظر دیگری را با چوب تکفیر و تفسیق و اتهام بدعتگزاری از صحنه به در کند و باب آزادیِ خرد خود بنیاد در تاویل قرآن را سد نماید و مهمتر از آن درگاه تتبع و تجربه در فعل خدا یا همان جهان طبیعت را به بهانه کفایت متن و نصِ مقدس فراز کند ، انحطاط تمدن اسلامی - ایرانی آغاز شد .

    اکنون اگر قرار است تمدن اسلامی – ایرانیِ مدرن ، برپا کنیم ، علاوه بر آنکه بایسته است در درجه اول به وسیله خردِ آزاد در عالم و آدم به مثابه فعل و کردار خداوندگار به بیشترین مشاهده و تجربه و حسابگری و اندازه گیری پردازیم و علوم تجربی و ریاضی و فنی و ... را در راس امور علوم قرار دهیم. و در درجه دوم باید به تاویل آزادانه قرآن ، به مثابه قول خدا ، نیز روی کنیم و همه این تاویل ها را نیز به تحمل و مدارا و عدم تکفیر و رعایت اخلاق فرا خوانیم .و این همان مهمی است که آن را "عقلانیت آزاد قرآنی" می نامیم.

    عقلانیت آزاد قرآنی ، میل بنیادین انسان یعنی " میل به متفاوت بودن از دیگران در عین شباهت داشتن به دیگران  " را با ایجاد نمایی که در آیات قرآن می کند ، ارضا می نماید . 

    امید است تا با گام نهادن در این طریق بار دیگر شاهد رویش و پویش اندیشه های نوین و در نتیجه تعالی و ترقی جهان اسلام و شکل گیری تمدن مدرن اسلامی _ ایرانی یا همان تمدن اشراق باشیم .
    البته در پایان توجه به نکته ای ضرورت دارد و آن اینکه چون حضرت حق تعالی به نیاز بنیادین آدمی که همان " متفاوت بودن با دیگران در عین شباهت داشتن با ایشان " است . آیات قرآن را به دو گونه محکم و متشابه تقسیم و نازل کرده است . آیات محکم میل و اراده آدمی به تشابه با دیگران را ارضا می کند و آیات متشابه میل و اراده آدمی به تفاوت داشتن از دیگران را برآورده می کند . البته در امکان داشتن برداشت های مختلف از آیات قرآن هم خواست و اراده مولف و نازل کننده دخیل است و هم نیاز و میل خواننده و تلاوت کننده موثر است . در واقع آنچه در هرمنوتیک رایج است و خوانش متن را به مولف محور یا خواننده محور تقسیم‌ می کنند در خصوص قرآن درست نیست . چون اراده حق تعالی در نزول محکمات و متشابهات با نیاز آدمی گره می خورد .

نمای روز

داغ

صفحه خبر - وب گردی

آخرین اخبار