برق هم طبقاتی شد؛ هزینه فرار از خاموشی از مینیUPS تا برق اضطراری چندصد میلیونی
خاموشی برای همه است، اما در ایران ۱۴۰۵ «روشن ماندن» بیش از هر زمان دیگری به قدرت خرید خانوارها گره خورده است.
به گزارش پارسینه به نقل از اقتصادنیوز، در ایران ۱۴۰۵، برق هنوز برای بخش بزرگی از خانوارها کالایی نسبتاً ارزان و یارانهای است؛ اما «برقِ بدون قطعی» دیگر ارزان نیست.
از مینیUPS چندمیلیونی برای روشن ماندن مودم تا سیستمهای چندصد میلیونی که میتوانند کولر، یخچال و تجهیزات خانه را ساعتها روشن نگه دارند، یک بازار تازه رونق گرفته در اثر خاموشیها است؛ بازاری که در آن مقابله با قطعی برق، به قدرت خرید خانوار بستگی دارد.
ساعت دو بعدازظهر یک روز گرم مرداد در تهران را تصور کنید. برق یک ساختمان دهواحدی میرود. در یک واحد مودم خاموش میشود، لپتاپ بعد از تمام شدن باتری کنار گذاشته می شود و آسانسور از کار میافتد. همسایه طبقه بالا یک UPS کوچک خریده و دستکم اینترنت و دوربینهایش روشن میماند. در واحد دیگری یک سیستم چندکیلوواتی با باتری نصب شده است؛ یخچال، چراغها، مودم و حتی بخشی از سیستم سرمایشی همچنان کار میکنند. خاموشی یکی است، اما تجربه خاموشی نه.
این شاید سادهترین تصویر از پدیدهای باشد که میتوان آن را «طبقاتیشدن برق» نامید؛ نه به این معنا که شبکه برق رسماً میان فقیر و غنی تفاوت میگذارد، بلکه به این معنا که بخشی از جامعه میتواند با پرداخت پول، خودش را از پیامدهای قطعی برق جدا کند و بخشی دیگر مجبور است خاموشی را همانطور که هست تحمل کند.
برق ارزان است؛ «روشن ماندن» گران شده
تناقض از همینجا شروع میشود. در مرداد ۱۴۰۵ مدیرعامل توانیر اعلام کرد برای حدود ۷۵ درصد مشترکان، مبلغ انرژی مصرفی در قبض ماهانه حدود ۷۰ تا ۹۰ هزار تومان است. متوسط قیمت فروش هر کیلوواتساعت برق نیز امسال حدود ۸۰۰ تومان اعلام شده، در حالی که قیمت تمامشده آن حدود ۱۹۰۰ تومان برآورد میشود. یعنی خود برق همچنان بهشدت یارانهای است.
اما اگر همین مشترک بخواهد تضمین کند که هنگام قطع شبکه همچنان برق داشته باشد، وارد دنیای قیمتهای کاملاً متفاوتی میشود.
در رصد اخیر در قیمتهای بازار آنلاین در میانه مرداد ۱۴۰۵، UPSهای بسیار کوچک مخصوص مودم و تجهیزات سبک حدود یک تا چند میلیون تومان قیمت دارند. نمونههای ۳ کیلوولتآمپر از حدود ۲۵ میلیون تومان شروع میشوند و بعضی مدلهای باتریدار به بیش از ۷۰ میلیون تومان میرسند. در همان بازار، یک پکیج برق اضطراری ۶ کیلووات خانگی و اداری حدود ۳۳۹ میلیون تومان قیمت خورده و نمونههای حرفهایتر ۶ کیلوولتآمپر حتی ارقام بسیار بالاتری دارند.
حالا این اعداد را کنار حداقل مزد سال ۱۴۰۵ بگذاریم. حداقل مزد ماهانه کارگران ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان تعیین شده است. یعنی حتی یک UPS متوسط ۳ کیلوولتآمپر میتواند معادل بیش از یک تا چهار ماه حداقل مزد باشد و یک سیستم چندصد میلیونی برق اضطراری، از درآمد یکسال یک حداقلبگیر هم بسیار بیشتر شود.
مسئله دقیقاً همینجاست: قبض برق هنوز ارزان است، اما مصون ماندن از بیبرقی تبدیل به کالایی گران شده است.
تهران روی مرز؛ ۱۲ هزار و ۷۵۰ مگاوات مصرف در یک روز
این تفاوت طبقاتی زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که خاموشی از یک اتفاق استثنایی به ریسک تکرارشونده تبدیل شود.
در ۲۰ مرداد ۱۴۰۵ پیک مصرف برق استان تهران به ۱۲ هزار و ۷۵۰ مگاوات رسید. مدیرعامل شرکت توزیع برق استان تهران گفته نیاز مصرفی استان بین ۱۲ تا ۱۵ هزار مگاوات است، در حالی که حداکثر تولید داخل استان تنها حدود هفت تا هشت هزار مگاوات برآورد میشود؛ بنابراین تهران بهشدت به شبکه سراسری وابسته است.
یک عدد دیگر حتی جالبتر است: به گزارش ایرنا، در استان تهران فقط ۱۶.۵ درصد مشترکان خانگی پرمصرف، ۴۰ درصد برق بخش خانگی را مصرف میکنند. در مقابل، ۸۳.۵ درصد مشترکان در سال جاری در محدوده الگوی مصرف قرار گرفتهاند.
یعنی نابرابری انرژی فقط در زمان خاموشی دیده نمیشود؛ الگوی مصرف هم بهشدت نامتقارن است. خانهای با چند کولرگازی، متراژ بالا و تجهیزات متعدد برقی اساساً تجربه مصرفی متفاوتی از یک آپارتمان کوچک دارد. حالا با اضافه شدن UPS، باتری، پاوراستیشن و پنل خورشیدی، یک لایه دیگر به این شکاف اضافه شده است: توان خریدِ پایداری برق.
مردم از «بیبرقی» میترسند
اگر خاموشیهای تابستان بازار برق اضطراری را گرم کرد، دادههای دوران جنگ نشان داد این تقاضا تا کجا میتواند جهش کند.
دادههای دیجیکالا از رفتار کاربران از هشتم اسفند ۱۴۰۴ تا پایان فروردین ۱۴۰۵ نشان میدهد در دوم فروردین، جستوجوی «موتور برق» از ۱۳۶۶ جستوجو در یک روز عادی به ۵۱ هزار و ۳۲۷ مورد رسید؛ تقریباً ۳۷ برابر.
همزمان جستوجوی پاوربانک خورشیدی ۳۷.۵ برابر، پنل خورشیدی ۲۳ برابر، اینورتر ۱۲ برابر و مبدل برق خودرو ۱۰.۶ برابر شد. همه این کالاها یک ویژگی مشترک دارند: امکان تولید یا ذخیره برق خارج از شبکه سراسری.
این آمار مستقیماً فروش UPS را اندازه نمیگیرد، اما یک تغییر رفتاری را بهوضوح نشان میدهد: برق اضطراری از دغدغهای فنی برای بیمارستان، بانک یا دیتاسنتر به دغدغه مصرفکننده عادی تبدیل شده است.
نشانههای این تغییر حتی قبل از آن هم دیده میشد. در تابستان ۱۴۰۴، جستوجوی موتور برق در دیجیکالا نسبت به تابستان قبل ۲۶۲ درصد و خرید واقعی آن ۲۶۷ درصد افزایش یافته بود.
بانکها منتظر وصل شدن برق نمیمانند
حسین کاظمی، مهندس حوزه برق و تکنولوژی و مدیرعامل یک شرکت فعال در تولید و وارداتUPS، این تغییر بازار را از سمت دیگری دیده است. او میگوید در ماههای اخیر، بخش مهمی از تقاضای مجموعه آنها نه از سوی خانوارها، بلکه از سوی بانکها، شرکتهای خصوصی و مجموعههای دارای دیتاسنتر آمده است.
به گفته او، سفارشهای سازمانی میتواند اساساً با خرید خانگی قابل قیاس نباشد: «در این مدت بانکها خیلی خرید کردهاند، شرکتهای خصوصی و مجموعههایی که کار دیتاسنتر انجام میدهند هم خرید زیادی داشتند. در خریدهای پروژهای حتی ممکن است یک بانک یک مناقصه با رقم بسیار بزرگ داشته باشد.»
او در این گفتوگو از نمونهای در حد یک پروژه حدود هزار میلیارد تومانی یاد میکند؛ رقمی که مستقل از صحت و جزئیات آن پروژه، یک واقعیت اقتصادی را نشان میدهد: برای نهادی که از کار افتادن سرور، خودپرداز، شبکه بانکی یا دیتاسنتر میتواند خسارت بسیار سنگینی ایجاد کند، هزینه کردن برای برق اضطراری بخشی از هزینه زیرساخت است. برای خانواده اما همان تصمیم میتواند به معنی چند ماه درآمد باشد. بانک و دیتاسنتر برق پشتیبان را «هزینه تداوم کسبوکار» میبینند؛ خانوار آن را از بودجه زندگی میخرد.
طبقه متوسط چه میخرد؟
بازار برای این شکاف، یک نردبان قیمتی ساخته است. در پایینترین پله، مینیUPSهایی قرار دارند که فقط مودم، کارتخوان یا دوربین را روشن نگه میدارند. قیمت برخی نمونهها در بازار آنلاین حدود یک تا چهار میلیون تومان است.
در پله بعد، UPSهایی قرار دارند که میتوانند کامپیوتر، کرکره برقی یا چند وسیله محدود را پشتیبانی کنند.
کاظمی میگوید مدلهای کوچک و آفلاین برای چنین مصارفی در بازار زیاد شدهاند و برای مصرفکننده معمولی که فقط میخواهد لپتاپ، کامپیوتر یا کرکره هنگام قطعی از کار نیفتد، حتی تفاوتهای فنی بعضی مدلها چندان محسوس نیست.
اما وقتی مسئله از «روشن ماندن مودم» به «روشن ماندن خانه» برسد، بازی عوض میشود.کاظمی توضیح میدهد برای یک واحد مسکونی، بسته به وسایلی که قرار است روشن بمانند، سیستمهایی در محدوده چند کیلوولتآمپر مطرح میشوند. در بعضی ساختمانها حتی چند واحد میتوانند برای یک سیستم مشترک هزینه کنند. ظرفیت باتری تعیین میکند برق اضطراری دو ساعت دوام بیاورد یا سه و چهار ساعت و اینکه یخچال و روشنایی روشن بماند یا مصرفکنندههای سنگینتری مثل سیستم سرمایشی هم وارد مدار شوند.
بنابراین طبقه متوسط تازه با یک انتخاب عجیب روبهرو شده است: هر ups چه مقدار از زندگیاش را میتواند در زمان خاموشی روشن نگه دارد؟
مودم؟ حدود 2 تا 5 میلیون تومان
مودم و لپتاپ؟ 5 تا 10 میلیون تومان
یخچال و روشنایی؟ 50 تا 200 میلیون تومان
بخش بزرگی از خانه و کولر؟ بسته به نیازسنجی
برق اضطراری عملاً تبدیل به یک سبد هزینه شده است و هر خانواده به اندازه بودجهاش از آن سبد امنیت میخرد.
باتری ارزان است، امنیت ارزان نیست
در این بازار اما خطراتی هم وجود دارد: رشد سریع تقاضا معمولاً پای کالای بیکیفیت را باز میکند.
کاظمی بهویژه درباره باتریهای لیتیومی هشدار میدهد، او میگوید :«سیستمهای مختلف بسته به نیاز خانوار، باید حفاظت و مدیریت مناسب داشته باشند، از جمله BMS ها؛ چون باتری لیتیومی دارند و ممکن است خطرآفرین باشند.»
صورتحساب تازهای که روی قبض برق نمیآید
بحران برق یک صورتحساب تازه ساخته که اصلاً روی قبض وزارت نیرو چاپ نمیشود؛ «هزینه UPS، هزینه موتور برق، هزینه پنل خورشیدی و مهمتر از همه، هزینه خسارتی که وقتی هیچکدام را نداری باید تحمل کنی.»
برای یک فروشگاه، خاموشی ممکن است یعنی کارتخوان خاموش، مشتری از دسترفته یا کرکرهای که باز نمیشود. برای فریلنسر یعنی چند ساعت کار ازدسترفته. برای آپارتمان یعنی خاموشی آسانسور و پمپ آب. برای سالمند یا بیماری که به تجهیزات برقی وابسته است، مسئله حتی از اقتصاد هم فراتر میرود. خاموشی برای همه دو ساعت است، اما قیمت آن برای همه دو ساعت نیست.
این شاید دقیقترین تعریف از طبقاتیشدن برق باشد: شبکه برای همه قطع میشود، اما کسانی که پول بیشتری دارند میتوانند خاموشی را از زندگی خود حذف کنند.
در تهران ۱۴۰۵، مسئله دیگر فقط این نیست که «برق چه زمانی میرود؟» سؤال تازهای شکل گرفته است: وقتی برق رفت، شما چقدر پول دارید که همچنان روشن بمانید؟
ارسال نظر