همه چیز درباره پرونده اپستین و جزیره اش / ماجرای اپستین از کجا شروع شد؟ + تصاویر
این تصویر یک ساختمون معمولی نیست؛ اینجا معبد شیطانی و قلب جزیرهایه که با خون کودکان معصوم و گوشت انسان قدرت میگرفت!اینجا همان جزیره معروف پرونده اپستینهپروندهای که اخیرا مشخص شد فراتر از تجاوز و قاچاق انسان و شکنجه کودکان بوده! اما ماجرای اپستین از کجا شروع شد؟
به گزارش پارسینه، چطور از ترامپ، اوباما، کلیتون، ایهود باراک و ایلان ماسک گرفته تا بنسلمان و صدها شخصیت مهم با یک مهندسی دقیق برای پیشبرد اهداف صهیونیستها گرفتار پروندهای شدن که فساد اخلاقی کمترین موضوعش بود؟
هرچی درمورد اپستین شنیدید فقط نوک کوه یخ بود.
جفری اپستین متولد۱۹۵۳، دهه۷۰ معلم ریاضی مدرسه خصوصی دالتون شد و از اونجا با ارتباط با خانوادهای بانفوذ نیویورک، به بانک بزرگ والاستریت رفت و خیلی زود از دستیار به معاملهگر بزرگ و مشاور مشتریهای ثروتمند رسیدو ۱۹۸۱ موسسه خودشو برای حلقهای محدود از ابرثروتمندان راه انداخت.
جهش اصلی او اوایل دهه ۹۰ با ارتباط با لزلی وکسنر، مالک ویکتوریا سیکرت، رخ داد؛ وکسنر اختیار مالی گستردهای به او داد و عمارت منهتن هم در اختیارش قرار گرفت. اپستین به مشاور پشتپرده میلیاردرها مشهور شد، با منبع ثروتی نامشخص!
از اواخر دهه ۹۰، ویلای پالمبیچ، عمارت منهتن، مزرعه نیومکزیکو و جزیره لیتل سنتجیمز به مراکز رفتوآمد اطرافیان اپستین تبدیل شد. جزایر ویرجین علاوه بر حریم خصوصی، بهخاطر مزایای مالیاتی محل رایج ثبت شرکتها هم بود.
کم کم جذب قربانیها هدفمند شد و اغلب با معرفی زنجیرهای و وعده پول، هدیه یا کمک تحصیلی انجام میشد. خیلی از اهداف قربانی افراد زیر سن قانونی بودند. ارتباط هم اول در پوشش خدماتی مثل ماساژ شروع و به سوءاستفاده جنسی میرسید؛ و برای معرفی افراد جدید هم پاداش میدادن.اما نقش گیسلین مکسول، شریک زندگی اپستین، محوری بود: تو محیطهای امن و اشرافی سر صحبت رو باز میکرد، فضا رو بیخطر نشون میداد، زمانها رو تنظیم و رفتوآمدها رو تسهیل میکرد و فضا رو نرمالسازی میکرد تا اعتماد اولیه شکل بگیره و بعد پیشنهاد «ماساژ» در اتاقی که از قبل آماده بود..با جاافتادن سازوکار جذب، اپستین شبکهای از مهمانیهای خصوصی، سفرهای محرمانه و رفتوآمدهای کنترلشده ساخت. بوئینگ ۷۲۷ او «لولیتا اکسپرس» لقب گرفت. مقاصد اصلی عمارت منهتن، ویلای پالمبیچ و جزیره لیتل
سنتجیمز بود که از ۱۹۹۸ اقامتگاه دائمیش شد.توی این بستر چهرههای بانفوذ بیشتری وارد حلقه شدن؛ از بیل کلینتن رئیس جمهور آمریکا تا ترامپ که دهه ۹۰ در مدار اجتماعی اپستین بود و سال ۲۰۰۲ در مورد اپستین میگه: «آدم خیلی بامزهایه که زنان زیبا رو دوست داره. بعضیاشون کمسنترن»البته طبق اسناد ایمیلهایی که اخیرا منتشر شده ترامپ تا زمان ریاستجمهوریش هم ارتباطش رو قطع نکرده بود و تبدیل به مهره اصلی پرونده اپستین شده بوداز تعرض کثیف به دختربچهها برای تست تا نقاشیای که برای تولد اپستین کشیده بود و دهها جنایت دیگه.ماجرا کجا لو رفت؟ از ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷ پلیس پالمبیچ و افبیآی دهها گزارش درباره سوءاستفاده از دختران کمسن در عمارت اپستین جمع کردن و تا بهار ۲۰۰۷ پیشنویس کیفرخواست فدرال ۵۳صفحهای آماده شد؛ اما پاییز همون سال ورق برگشت: دادستانی فدرال فلوریدا زیر نظر اَلِکس آکوستا مسیر مذاکره رو انتخاب و «توافقِ عدم تعقیب» رو بست!با این توافق، پیگرد فدرال متوقف و اپستین به ۲ اتهام ایالتی سبکتر
اعتراف کرد!نتیجه: فقط ۱۳ماه حبس با خروج روزانه برای کار و ثبت بهعنوان بزهکار جنسی. قربانیها هیچوقت از مفاد توافق اطلاع نداشتن.قاضی فدرال اعلام کرد دولت با مخفیکردن توافق، «قانون حقوق قربانیان» رو نقض کرده، اما با دادرسیهای بعدی ابطال توافق عملاً ممکن نشد.با فشار افکار عمومی ۲۰۱۸ دوباره ماجرا پیگیری شد اما بررسی داخلی وزارت دادگستری در ۲۰۲۰ تصمیم آکوستا رو «سوءقضاوت» دونست نه تخلف حرفهای!این رأی خشم شاکیهای پرونده رو برانگیخت و زمینه بازبینی پرونده تو نیویورک فراهم شد. آکوستا ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۹ وزیر کار دولت ترامپ بود و نیازی به توضیح بیشتر در مورد اون رأی نیست!
سال ۲۰۱۹ مثل زلزله از واشنگتن تا تلآویو هرکس اسمش کنار اپستین اومده بود رو لرزوند. شکایتهای جدید و موج افکار عمومی، دادستانی نیویورک رو وارد ماجرا کرد و پرونده دوباره باز شد۶ ژوئیه ۲۰۱۹، اِپستین بعد فرود جت خصوصی بازداشت و اتهام قاچاق جنسی دختران کمسن و.. علیه او اعلام شد.بازرسی عمارت منهتن سازوکار اپستین رو روشن کرد: مأموران گاوصندوق دیواری رو باز و پول نقد، الماس و گذرنامه اتریشی با آدرس عربستان و نام مستعار پیدا کردن؛ دهها سیدی و هارد دیگر نیز در نقاط مختلف خونه بود. علاوه بر این دفترچهای موسوم به دفترچه سیاه پیدا شد که«دفترچه سیاه» فهرست تماسها و رفتوآمدها بود. عکسها و مدارک دادگاه، از اتاقهای ماساژ تا وسایل مرتبط رو نشون داد و قاضی آزادی با وثیقه رو بهخاطر خطر فرار رد کرد و اپستین تو بازداشت موند...آغاز رسیدگی در نیویورک پرونده رو به شهادتها و شکایتهای رسمی کشوند و پای سیاستمداران و تجار بزرگ به ماجرا باز شداز بیل کلینتن و ترامپ تا «پرنس اندرو» و ایهود باراک
درباره رفتوآمد به عمارت منهتن زیر فشار عمومی رفتن و تو والاستریت اسمهایی مثل لئون بلک و جس استیلی مطرح شدطی این جلسات، دادستان از دهها قربانی اسم آورد و چندین روایتِ محوری هم روی صحنه اومد: «اِنی فارمر» تو دادگاهِ مَکسول از سفر ۱۶سالگی به مزرعهی نیومکزیکو گفت و اینکه «همهچیز با ماساژ شروع شد و مرزها ناگهان جابهجا شد»!«کارولین» (نام مستعار قربانی) شهادت داد که در ۱۴سالگی در عمارت پالمبیچ برای هر نوبت ۲۰۰ تا ۴۰۰ دلار میگرفته و به آوردن «دوست کمسنتر» تشویق میشده!!«جنیفر اراوز» تو نیویورک شرح داد که چجوری از کنار مدرسه با وعدهی پول به عمارت کشیده شده و روزنامه دیلیمیل تصاویر ورود ایهود باراک نخست وزیر اسرائیل به عمارت منهتن رو منتشر کرد، و والاستریتژورنال بخشی از تقویمها و ایمیلهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷ را رو کرد که دامنهی دیدارهای سطحبالا رو نشان میداد، و رسانههایی مثل بیبیسی شروع به مصاحبه
با امثال پرنس اندرو کردنبا اینکه اتصال اپستین به افراد مهم دیگه شایعه نبود اما پرونده کیفری نیویورک هرگز به محاکمه نرسید؛ چون جفری اپستین در ۱۰ آگوست ۲۰۱۹ در مرکز بازداشت فدرال منهتن جان داد!!اما مرگی با هزاران ابهام...گزارش رسمی «خودکشی/حلقآویز» اعلام شد، اما همون زمان روشن شد که بخشی از دوربینها کار نمیکرده و نگهبانها بررسیهای امنیتی الزامی رو ثبت نکرده بودن!اما مسئله فقط این نبود!
روبرتو گریخالوا، از مأموران زندان صبح روز مرگ اپستین، بهصورت ناشناس نوشته بود اپستین عصر جمعه، درحالی که به تخت پزشکی بسته شده بود، از سلولش خارج شد اما همزمان یک ونِ بدون مجوز وارد زندان شده بود که اپستین رو شب قبل از اعلام خبر از زندان خارج کرده!
بجز این یک ماجرای دیگه هم هست!چند روز قبل از این داستان خودکشی، یه اتفاق براش میافته
ماجرا از این قرار بوده که دو هفته بعد از انتقال اپستین به زندان فدرال متروپولیتن نیویورک، بامداد ۲۳ ژوئیه ۲۰۱۹ مأمورای زندان نیمههوشیار روی کف سلولش پیداش کردن دور گردنش یک حلقه نارنجی دستساز از ملحفه زندان بود. اپستین اون موقع با نیکولاس تارتالیونه، پلیس سابقی که بعداً به قتل چهار نفر محکوم شد، همسلول بود.
بعد از معاینه پزشکی قرمزی و خراشهایی در اطراف گردنش نشون داد، اما نشانههای شدید خفگی دیده نشد!!
اپستین اول گفت همسلولیش قصد کشتنش رو داشته، اما بررسیها مدرکی علیهش پیدا نکردن. خودش بعداً گفت از بیخوابی شدید بیهوش شده؛ اما توی فرم پزشکی همون روز حالتش عادی بوده و هیچ نشونه حالت ناپایداری نداشته!بعد هم روانشناسها نشونهای از تمایل به خودکشی ندیدن!با این حال، سطح مراقبت از اپستین کاهش پیدا کرد و حتی بحث پرونده «خودآزاری» مطرح شد.
در نهایت هم این حادثه ۲۳ ژوئیه «اقدام به خودکشی» ثبت شد!
اما نکته چیه؟نکته اینه که همون پارچه نارنجی بریدهشده که در حادثهی «خودکشی نافرجام» پیدا شده بود، در شب مرگش هم تو اتاق دیده شده بود!
و همه اینا گمانه زنی در مورد ترورش تو زندان رو افزایش داد!
بعد از مرگ، برنامه جبران خسارت قربانیان از تابستان ۲۰۲۰ شروع شد تا به شاکیان از داراییهای اپستین غرامت پرداخت بشه:تو این پروسه بیش از ۱۲۱ میلیون دلار پرداخت شد. تعداد قربانیهای «باقیمونده» و «پیدا شده»ی امپراطوری جنسی اپستین ۳رقمی بود!گیسلین مکسول هم که شریک اصلی اپستین بود جولای ۲۰۲۰ بازداشت شد؛ هیئت منصفه دسامبر ۲۰۲۱ بخاطر تبانی برای جذب دختران کمسن و قاچاق جنسی افراد نابالغ مجرم شناختش و قاضی تو تابستان ۲۰۲۲ حکم ۲۰ سال زندان و ۷۵۰ هزار دلار جریمه براش صادر کرد.هر چی تا حالا گفتم فقط مقدمه بود.ماجرای اصلی و پشت پرده پرونده اپستین از اینجا شروع میشه؛
چیزی که از خود گیسلین مکسول مهمتره، پدرش «رابرت مکسول» بود:ناشر پرنفوذ بریتانیایی، مالک «میرر گروپ» و نماینده حزب کارگر در دهه ۱۹۶۰؛ و مهاجری یهودیتبار که بعد از جنگ جهانی دوم یک امپراتوری رسانهای ساخت و سالها با قدرتهای سیاسی در ارتباط بود!
مرگ رابرت اواخر ۱۹۹۱ در یک اتفاق مشکوک و نادر رقم خورد!رابرت از عرشه کشتی شخصی نزدیک جزایر قناری داخل دریا افتاده بود... پیکرش با تشریفاتی کمسابقه تو قبرستان «کوه زیتون» توی قدس اشغالی دفن شد.
شامیر: «رابرت بیش از آنچه امروز بتوان گفت برای اسرائیل انجام داده است» هرتزوگ: «سهم مکسول در استقلال اقتصادی اسرائیل، جذب مهاجران شوروی و امنیت کشور بسیار زیاده»
بعد از مرگ پدر؛ گیسلین مکسول به نیویورک رفت، به محافل مهم اجتماعی راه پیدا کرد و خیلی سریع کنار اپستین دیده شد.
حالا با روشنگریهایی که در مورد ارتباط پرونده اپستین با اسرائیل انجام شده بهتر میشه دلیل این چفت شدن رو فهمید!حالا با ابهام منشأ ثروت اپستین؛ جهش دهه۹۰؛ تصویر روشنتر از پیشینه مکسول؛ جایگاه ویژه در اسرائیل؛ دفن در کوه زیتون و ادعاهای همکاری اطلاعاتی؛ رفتوآمد با ایهود باراک و... با کنار هم چیدن این قطعات به روایت معناداری میرسیم اما پرسش منطقی اینه که: چرا کسی با این همه ثروت و دسترسیهای سطح بالا، خطر یک تجارت جنسی پنهان رو میپذیره و سیاستمداران و تجار ردهبالای جهان رو به املاک تحت کنترل میبرده؟«فقط پول» هیچوقت هدف نبوداین قدرت یک اهرم فشار میخواسته
دعوت در فضاهای بسته و میزبانی مدیریتشده، جابهجایی با جت شخصی، پرداخت نقدی، انتخاب مهمانان از لایه قدرت، و نگهداری آرشیو فیزیکی در عمارتها، نظم عملیاتی و....همه با منطق کنترل و وامدار کردن بوده.خب پول هدف نبود اما بانکها کجای این دریای پول بودن؟
بعد از بازداشت اپستین، قربانیان و دولت جزایر ویرجین از نهادهای مالی هم شکایت کردن که چرا باوجود قوانین ضدپولشویی، تراکنشهای مشکوک، برداشتهای کلان شبکه و هزینه پرواز و املاک؛ سالها چیزی دیده نشده؟حجم نقلوانتقالها به روایتی تا یک میلیارد دلار هم رسیده بود و دسته کورها هم میتونستن ببینند.
شبکه اپستین فقط حلقههای اجتماعی نبود؛ زیرساخت مالی و نهادی هم داشت که «بدون سهلانگاری یا قصور نظارتی» و رشوهگیریِ برخی بازیگران بانکی قطعا دوام نمیآوردافشاگریها هرروز بیشتر و ایمیلها هر روز جنایت جدیدی رو مشخص میکردن
اپستین ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷ دیدارهای مهمی داشت از «نوام چامسکی»، کاترین راملر (مشاور پیشین کاخ سفید)، آریانه دِ روتشیلد (مدیر ارشد روتشیلد)، جاشوا کوپر رَمو (شریک هنری کیسینجر)، لئون بلک، توماس پریتزکر تا «بیل گیتس» اما تابستون امسال یک جرقه بزرگ توی توییتر روند افشاگری رو تند کرد ایلان ماسک نوشت: «پروندههای اپستین رو کامل منتشر کنید؛ اسم ترامپ هم در آنها هست» و دستگاه قضایی را به سالها پنهانکاری متهم کردخب بازی اینجوری ادامه پیدا نکرد؛ ایلان ماسک فکرش رو نمیکرد خودش هم تو این باتلاق گیر کنه نمونهای از ایمیلهای ایلان ماسک و جفری اپستین که میزان صمیمیت و رابطه این دو نفرو ثابت میکنه: البته ایلان ماسک دیروز هم با پررویی تمام توییت زد و کلی روضه خوند که من هیچ ارتباطی با اپستین نداشتم اما گروک اینجوری آبروش رو برد:
«از ایمیلهای منتشر شده توسط وزارت دادگستری (2012-2013):
24 نوامبر 2012: ایلان ماسک: «چه روز یا شبی، مهمونی خفن توی جزیره برگزار میشه؟»
25 دسامبر 2012: ماسک: «من واقعاً میخوام به صحنه بیام... و خوش بگذرونم.»
14 دسامبر 2013: ماسک: «وقت مناسب برای بازدید کی هست؟»»
متن این ایمیلها رو توی توییت قبل آوردم با این ضربه ایلان ماسک موتور رسانهها و شبکههای اجتماعی روشن شدترامپ قبلا به هواداراش وعده داده بود اگه رئیسجمهور بشه پرونده اپستین رو کامل در اختیار عموم میذاره ؛ اما حالا بجای ترامپ، حلقههای اطلاعاتی اسرائیل، این «پروژه اهرمسازی» رو استارت زدنوالاستریت ژورنال وابسته به امپراتوری مرداک افشا کرد که آلبوم تولد ۵۰سالگی اپستین حاوی یادداشت تبریکی از ترامپ با متن تایپی و نقاشی عریان جنسی و امضا داشته.ترامپ فوراً گفت «اصلاً نقاشی نمیکشم»؛ اما تلگراف ساعاتی بعد نمونه نقاشیهایش را منتشر و تناقضش رو نشون دادتوی دفتر هدایای تولد اپستین، عکسی هست از یه چک بزرگ، که توسط ترامپ امضا شده و اپستین یک زن رو به مبلغ ۲۲۵۰۰ دلار به ترامپ فروخت.ترامپ در دفاع از خودش گفت از ۲۰۰۴ به بعد ارتباطی با اپستین نداشته. اما همزمان با اوج گرفتن خبرها، پیشخدمت قدیمی عمارت منهتن که سالها با هویت پنهان مصاحبه میکرد، اینبار با اسم و تصویر توی گفتوگوی فوری با تلگراف جلو دوربین اومد.او روایت کرد که اپستین گفته «اوایل دولت ترامپ» قرار بوده از طرف ترامپ «پیشنهادی برای یک سِمَت» بهش داده بشه. همچنین تو مصاحبه از نظم امنیتی خونه گفت و عکسی با تیشرت ارتش اسرائیل.
جزییات مهمی که خوانش «شبکه اهرمسازی و بایگانیسازی» رو تقویت کردند.
وزارت دادگستری آمریکا مصاحبه ۹ساعته با مکسول رو منتشر کرد؛ او گفت افشای سیاسی نداره، از ترامپ تعریف کرد و از شبکه اپستین فاصله گرفت. این انتشار، پاتک روایی بود که مقابل اسناد و تقویمهای اپستین و روایت زندان؛ تقصیر رو محدود به خود او و حلقه اجراییش نگه میداشت.
ارسال نظر