پیشنهاد پارسینه
۰۳ خرداد ۱۳۸۸ - ۲۰:۵۲
۰
من شاید بتوانم در مورد فیلم ها مطلب سر هم کنم اما مطمئنا در مورد کتاب ها نخواهم توانست! تنها جمله ای که می توانم در مورد این کتاب بگویم اینست که: “بی وتن تحقیر یک تمدن است”.
برای این تحقیر لازم نیست امیرخانی دیالوگی در دهان ارمیا بگذارد یا او را با خشی وارد مباحثه کند. نفس کنار هم گذاشتن این دو فرهنگ خود به نتیجه ای تحقیر آمیز می انجامد. همین که مدونا را کنار مولانا بگذاریم (نمادهای شاخص فرهنگی این دو جامعه)، عشق را کنار آرمیتا و علم و اندیشه و تحقیق را کنار خشی مثل آنست که مقایسه ای خنده دار انجام داده ایم.

تمدنی که امیرخانی توصیف می کند ناقص است و منگل، منگل از فهم هر آنچه که رنگ آسمانی و الهی دارد. زیباترین نمایش این منگلیسم صحنه ی شکوهمند ارمیا و پارکومترهاست و رانندگانی که هر چه بیشتر در فهم رفتار ارمیا تلاش می کنند گیج تر و منگ تر می شوند. درپایان قصه وقتی سیستم از درک این موجود عجیب و ناشناخته (لحظه ورود او به گیت فرودگاه را به یاد بیاورید) عاجز می ماند برای پوشاندن تناقض های ذاتی خود به حذف آن همت می گمارد…

پانوشت: اگر کتاب را خوانده اید احتمالا احساس کرده اید که چیزی کم دارد. احساس شما درست بوده است. اگر مصاحبه های امیرخانی را دنبال کرده باشید متوجه نیم گم شده ی کتاب خواهید شد. نیمه ای که امیرخانی آن را به دلیل مصلحت اندیشی های سیاسی حذف کرده است. نیمه ای که اسم کتاب را با زیبایی بیشتری معنی خواهد کرد: بی وطن…

منبع:وبلاگ سایبری ها
50
پــنــجــره
ارسال نظر
50
نمای روز
50
50
50
50
50
آخرین اخبار
50
سداد
شفا دارو