عذر‌خواهی صدیقی بابت نقلی از غسال مرحوم آیت‌الله مصباح+ صوت
پارسینه: حجت‌الاسلام صدیقی بابت سخنانش درباره کرامات مرحوم آیت‌الله مصباح به نقل از غسال پیکر ایشان عذر‌خواهی کرد.
۲۳ دی ۱۳۹۹ - ۱۹:۱۰
در پی انتشار مصاحبه‌ای از حجت‌الاسلام کاظم صدیقی امام جمعه موقت تهران درباره کرامتی از آیت‌الله مصباح که با واسطه و به نقل از غسال پیکر آیت‌الله مصباح نقل کرده بود اعتراضاتی به راه افتاد و وی از مردم عذر خواهی کرد.

در روز‌های گذشته هجمه‌ها و اعتراضاتی علیه این گفته‌های حجت‌الاسلام صدیقی به راه افتاده بود که وی در سخنانی بابت این حرف‌هایش عذر‌خواهی کرد که در ادامه تقدیم می‌شود.

در یک مصاحبه‌ای نکته‌ای را من عرض کردم و از روح بلند آیت‌الله مصباح عذر‌خواهی می‌کنم که ما چقدر کوتاه فکردیم و کرامت آقای مصباح را چه می‌دیدیم و این فضا درست شد و بعضی از افراد غافل هم گاهی جسارت کردند. این حرف ما باعث شد این‌ها در موضع بدی قرار بگیرند و به ساحت مقدس یک نماینده پیامبر، ائمه و هادی راه جسارت کنند.

من از روح بلند این آقا، این علامه و این، ولی الله عذرخواهی می‌کنم. از خانواده معزز ایشان عذر‌خواهی می‌کنم. از مؤمنانی که دلی با ما روضه‌خوان‌ها دارند و سالیان سال با ما بودند و امروز شاهد این طوفان‌ها هستند از همه، با همه وجودم عذر‌خواهی می‌کنم.

اولاً جا نداشت که من کرامت آیت‌الله مصباح را در چنین چیزی بگویم. ثانیاً مطلب شاید خیلی دقیق نبود و غسال شاید دقیق نبوده نقل شد و من هم نقل را نقل کردم و از این نقل شرمنده‌ام، از خدا شرمنده‌ام، از مؤمنانی که ما گاهی باعث می‌شویم به شما زخم زبان بزنند شرمنده‌ام. از امام زمان و رسول الله عذر می‌کنم.

همه می‌دانند من قصدی نداشتم گاهی آدم وقتی عاشق یک نفر است هر چیزی را باور می‌کند. من سالیان سال است در رسانه آمده‌ام و هیچ‌گاه از این چیز‌هایی که مزاحمت برای شما درست کند نگفته‌ام.

مطلب دقیق نبوده و شاید غسال توهمی برایش پیش آمده، البته کرامت ایشان کتاب‌های ایشان است، سخنان ایشان، عمل صالح، فرزندان صالح و... است.

کرامت ایشان این است که با فیلسوف بودنش، با علامه بودنش، با فقیه بودنش و با شهرت جهانی‌اش دربرابر نایب امام زمان خود را از یک سرباز کوچک‌تر می‌بیند. این‌ها کرامت است، این ایثار‌ها، تواضع‌ها کرامت است و ما اشتباه کردیم که آن را به عنوان کرامت گفتیم.

 
صوت عذر‌خواهی حجت‌الاسلام صدیقی را در ادامه بشنوید.
نظرات
ناشناس
عذرخواهی یعنی چه ؟؟ بگو دروغ گفتم و افسانه ساختم .. حتی در بیان آن باغ بزرگ خیالی که ظاهرا مصباح دیده بود..
سبحان شاهمرادی اصولگرا
یک نقل قول ممکن الوجود که عذرخواهی نیاز نداشت حضرت استاد

متاسفانه منافقین قلوبشان مرده است و قدرت خدا را باور نمی کنند
و
خیال میکنند همه چیز محدود به همین امور معمول و طبیعی
و روزمره است
اما یک روزی بیدارشان می کنند که دیگر دیر شده است!
ناشناس
کسی که نسنجیده سخن میگه وازباورهای مردم سوء استفاده میکنه باید تاوانش را پس بده . عذرخواهی معنی نداره باید ازامامت موقت جمعه استعفا بده . اگریکی محکم بخوابونهتوی گوش سبحان شاخ مرادی وپماد منفعت طلب بعد غذر خواهی بکنه تکلیف سیلی زده شده چه خواهد شد.
ناشناس
آقا سبحان ، خدائی که مصباح ، محبوب اوست خدای ذهنی شماست نه خدای جهان ..
سلام
نماینده پیامبر، ائمه و هادی راه.....حاج اقا کجا داری میری ؟
مش قلم
منظور ایشون از ما خودشون هستند؟؟!!برای خودشون از ضمیر جمع استفاده میکنن!!!ایشون غفلت کردند بعد غافلین !!!جسارت کردند؟؟؟!! یا اینکه همون غافلین به ایشون بعنوان آگاه و دانا!!! تذکر دادند!!؟؟ گفتن اولین بارشون بوده ؛الان هم دچار غفلت شدند؟؟!!بهتره به سخنرانی های خودشون رجوع کنن تا متوجه شن بار اولشون نبوده .
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب مش قلم عزیز و خوبم ، بازجنابعالی را در اینجا نیز بهترین شخص عاقلی میدانم که خیلی راحت و بدور از جار و جنجال و خدای نکرده کینه توزانه ممکن است با او به گفتو نشست ، حقیقتاََ و از صمیم دل باید عرض کنم که جنابعالی هستید . بنده ی حقیر در صفحه ی با عنوان « واکنش مجید انصاری به سخنان جنجالی صدیقی» پاسخی به حجت الاسلام آقای انصاری نوشته ام ، علاقه دارم ، اگر زحمتی برای جنابعالی نداشته باشد ، آن را یکبار قرائت بفرمائید ، چون مطمئنم بدون غرض و مرض سژآلات خوبی مطرح خواهید فرمود ، بابی باشد برای گفتگو ی بنده ی حقیر با جنابعالی ، قبلاََ از محبتی که مبذول خواهید داشت ، تشکر میکنم . ان شا الله موفق و سر بلند باشید ، ملتمس دعای خیرتان ، با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با عرض سلام و ارادت
جناب اسلامی عزیز ، من مطلب شما رو مطالعه کرده بودم ولی در زمینه ی عرفان اسلامی سوادم در حدی نیست که بخوام اظهار نظر کنم ؛ فقط در این حد میدونم که پرستش عاشقانه ی معبود شاید گوشه ای از تعریف عرفان باشه ؛ اما اینو خوب میدونم هر پدیده ای یک توجیه عقلانی باید داشته باشه و اگر نداشت باید به اون شک کرد، ولی وقتی پای عشق در میان باشه این احتمال هست که شما یک اتفاق کاملا علمی رو بصورت غریزی به مطلوب و معشوقتون نسبت بدین ، ولی بهر حال اون دلیل عملی همچنان هست، اما در این مورد اخیر هیچ دلیل علمی برای باز شدن چشم بعد از مرگ و لبخند بعد از آن وجود نداره مگر اینکه شخص نمرده باشه ولی یک دلیل وجود داره و اون تلقینی که توسط اشخاص به غسال شده !!و ایشونم از روی عشق و ارادت همچین تصوری داشتن ولی این دلیل بر چیز خاصی مگر علاقه غسال به آقای مصباح نیست ؛و اما درباره صداقت جناب صدیقی؛ ایشون بارها ثابت کردند که انسان دقیقی نبوده و نیستن و از نظر من قابل اعتماد نیستن . درباره جناب مصباحم باید عرض کنم خداوند بهترین قاضی درباره ی ایشون خواهد بود. ارادتمند شما
ناشناس
امدی درستش کنی خرابترش کردی ؟پیامبر میگه من هم مثل همه شما هستم بعد صدیقی تو کجا رفتی سکوت میکردی بهتر بود
علی
یعنی با یک عذر خواهی مسئله تمام شده تلقی میشه . مگه به شخص خاصی ، فعلی منتسب شده که با یک عذر خواهی میخوان سر و ته قضیه رو هم بیارن طرف به شعور یک ملت 80 میلیونی توهین کرده و فکر کرده دوران صفویه و قاجاره که مردم پای همچین صحبتهایی اشک بریزن و مرید یک میت بشن . بابا دست بردارید بچه های ما به خاطر همین اراجیف دیگه دارن اصول و فروع دین رو به چالش میکشن . این نسل قبول نمی کنن که یک پیره مرد هشتاد نود ساله بیاد و شعورشون توهین کنه .
ناشناس
یعنی دروغ گفته؟؟؟و اقرار به دروغ داره میکنه؟پس اگر دروغگو هستش حرفهای قبلیش هم دروغه.....
ناشناس
این اقتضای سن و سال شماست کاش امثال شما از خبرگان رهبری و شورای نگهبان کناره گیری می کردید و مستقیما به همان بهشتی که تصور می کنید ملک آبا و اجدادی شماست می رفتید
ایرانی آباد و آزاد
ببینید حرف چقدر مزخرف و خرافی بوده که شریعتمداری تندرو و متعصب و غیر منطقی هم بهش تشر رفت!!!!!
ناشناس
مردم ثابت کردند که دیگه دوره قاجار نیست
ناشناس
خداوند همه ما را به راه راست هدایت و عاقبت ما را ختم به خیر و روح شهدا و درگذشتگان و علما وصالحین و صدیقین را بیامرزد
محمد مهدی اسلامی
با سلام و دحترامبر جنابعالی ناشناس بزرگوار و عزیزی که با این دعای خیر و دلنشین نشان داده اید که خیلی عزیز و کریم النفس هستید ، بنده ی نا چیز ، بسهم نا چیز خودم از حضرتعالی صمیمانه تشکر می کنم ، بسیار بسیار برایم ، خوشحال کننده است این دعای عالیتان که ضمناََ سلامت روح لطیف و نیت خیرتان را نیز بوضوح نشان میدهد .هزاران آفرین بر جنابعالی ،خدای تعالی بر توفیقاتتان بیفزاید که با همین دعای خیرتان در سهای بزر گی را بطالبان راه حق دادید . ممنون از بابت بزرگواریتان ، خدای بر امثال جنابعالی کثرت دهد . با عرض ارادت و ادب ، شیفته ی این روح بزرگ جناب شما بزر گوار ، محمد مهدی اسلامی .
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب مش قلم عزیزو خوبم ، پس از تشکر از جنابعالی در مورد پاسخی که برای حقیر مرقوم فرموده اید ،اجازه بفرمائید یکبار دیگر از این که خیلی با صفا و صادقانه فرموده اید ، در زمینه ی عرفان اسلامی ، سوادم در حدَی نیست که بخواهم اظهار نظر کنم .چون این سخن علاوه بر صداقتتان ، بر شهامت داشتن جنابعالی نیز دلالت میکند . میدانید که دروغ حرام است ، اما راست که و اجب نیست . جناب شما در هر مرحله که با این بنده ی حقیر گفتگو فرموده اید ، برایم بخوبی روشن شده است که صفات خوب زیاد دارید . خدا را شکر که توفیق داشتن این شایستگی را بشما عطاء کرده است. بلی هر پدیده ای که توجیه عقلانی نداشته باشد ، مورد شک واقع می شود ، اما اگر قبول نشد ، در نزد خردمندان ردّ نیز نمی شود ، بلکه در صورتی که از امور مهمه باشد ، خردمندان را بر آن میدارد که به تحقیق در باره اش پرداخته مقبولیت یا مردویتش را معلوم کنند . البته جنابعالی هم رد نکرده اید ، فقط فرموده اید ،مورد شک واقع می شود . این هم نشان دیگری از منطقی بودن وتوجه داشتنتان به عقلانیت است ، که بسیار مطلوب و پسندیده است . اکنون وقت آن است که توجه کنیم به این که اوّلاََ هیچ علمی به پایان نرسیده است و هر گز نیز بپایان نخواهد رسید ، زیرا که هیچ علمی محدود نیست . ثانیاََ هر علمی هم برای بر رسی درستی یا نادرستی هر امری کارائی ندارد ، مثلاََ با علم روانشناسی نمیتوان ثابت کرد که فلان مایع ،اسید سولفوریک است ، یا سود سوز آور ( Naoh) . مسائل عرفانی را یا باید خود انسان عارف بوده و صاحب کشف و شهود شده باشد تا قبول کند ، یا از کسانی که اهل آنند بشنود و چون صادقند و مورد اعتماد بپذیرد . خوب حال اگر کسی مورد اعتماد کثیری از مردم بوده و صادق باشد ، سخنش برای آنان پذیرفته است . در مورد مسائل مربوط به این قبیل از کرامت ها ، اوَلاََ وقوعشان ممکن است ، هیچ علمی را سراغ نداریم که دلیلی بر رد ّ اینگونه از موارد داشته باشد. حتی اگر هیچ سابقه ای نیز برای چنین مواردی وجود نداشته باشد و این برای اولین بار اتقاق افتاده باشد ، هیچ علمی قادر به ردّ آن نیست ، حال آن که موارد بسیاری از این قبیل مسائل از روز گاران گذشته وجود داشته و بعد از این نیز وجود خواهد داشت . .بلی اگر علمی مخصوص بر رسی صدق و کذب این امور وجود میداشت ، انسان به مجرد شنیدن چنان خبری ، همان علم را ترازوی خود قرار میداد و با آن به سنجش و بر رسی می پرداخت . پس باقی می ماند عقل . عقل هم میگوید ، ندیدن ،دلیل بر نبودن نیست ، (اگر سوزنی در انبار کاهی از دست محبوبی افتاد ، دیگران و حتی خود او هر چه چستجو کردند و آن را نیافتند ، درست نیست که بگویند اصلاََ سوزنی وجود نداشته است چون گشتیم ، یافت نشد ). مثلاََ اگر کسی چند صد سال قبل از این می گفت ، روز گاری خواهد رسید که در آن مردم دنیا قادر می شونداز یک کشور ی که خیلی با کشور دیگر فاصله دارد ، چنان با یکدیگر سخن بگویند که گوئی در کنار یکدیگر نشسته اند و با هم سخن میگویند ، کثیری از مردم نمی توانستند باور کنند ، قطعاََ می گفتند این کس دیوانه شده است که چنین سخنانی را بر زبان می آورد . در دوران صفویه ، شیخ بهائی رضوان الله تعالی علیه از اموری این چنینی خبر داد ، زمانی که نه تلفنی ، نه رادیو و تلوزیونی وجود داشت . ولی اکنون سالیانی دراز پس از او ،دنیا شاهد صدق بیان آن روز او هستند . و در مورد پیش بینی پایان عمر نیز ،هم از طریق علم جفر میتوان به این معنا دست یافت و هم گاهی برای برخی حتی در خواب معلوم می شود ، که برای علم ، تا کنون کیفیت آن ، کشف نشده است . ان شا ءالله داستانی را که خودم آن را تجربه کرده ام در وقت دیگری برای جنابعالی عرض خواهم کرد . ان شا ءالله موفق و مؤید و سر بلند باشید . با عرض ارادت و ادب ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با عرض سلام و ارادت
جناب اسلامی عزیز،هیچ علمی پایان ناپذیر نیست و اتفاقا همان علم به ما این درس رو داده که تا دلیل منطقی پیدا نکردین چیزی رو نپذیرین پس من به انتظار علم میمونم و اما در بین علوم علمی هست بنام تاریخ ، که هدف از مطالعه ی آن درس عبرت گرفتن از آنهاست و نکته جالب اینکه این مسئله قبلا هم در تاریخ برای آیت اله بروجردی ذکر شده بود که با مطالعه ایی که من درباره ی این موضوع کردم به این مطلب رسیدم که تقریبا تمامی آن زمان هم این مطلب رو رد کردند!!! و در ضمن کرامت در لغت یعنی جوانمردی ؛ بزرگواری و عزت و همین عمل شگفت آور یا معجزه ،
مش قلم
ببخشید مطلب رو کامل نکرده اشتباهی فرستادم ادامه رو اینجا عرض میکنم؛ درباره این اتفاق هم بعد از تحقیقات معلوم میشه که توهمی بیش نبوده یا کرامات!!! آن جاسوس انگلیسی که بعدها معلوم شده که با مکر و فریب مردم ساده دل رو فریب داده!!! در ضمن کرامت در لغت یعنی جوانمردی یا عملی همانند معجزه ؛ از نظر من این اتفاق چیزی به عزت و اعتبار جناب مصباح اضافه نمیکنه و اگر به صرف معجزه باشه که چون فقط یک نفر!! دیده که شخصی مثل من دلیلی برای اعتماد به گفته های ایشون ندارم پس اصولا بی فایده است و قدر مسلم خداوند کار بیفایده نمیکنه ، پس با توجه به استدل عقلی من این اتفاق کاملا توهم بوده و دلیلی برای باور آن ندارم و خداوند هم از من بیشتر از تواناییم انتظار نداره، اما درباره مثالهای شما، شیخ بهایی پیش بینی کردند همانطور که بسیاری از دانشمندان اینکار رو میکنن ولی هیچکدام توقع ندارند که اول پیش بینی آنها صددرصد درست باشه و دوم اینکه این پیش بینی ها به خداوند نسبت داده نمیشه و سوم اینکه بدون مبنای علمی نیستن حتی اگر مردم درکی از آنها نداشته باشند و چهارم توقعی برای باور آنها از مردم ندارند که این موارد هیچکدام درباره موضوع بحث ما مصداق نداره ، و در ضمن معمولا پیش بینی هایی مطرح میشن که اتفاق افتادن و آنها که رخ ندادن در دل تاریخ گم !!!چون مطلب رو در دو کامنت نوشتم ی خرده دچار آشفتگی شده امیدوارم منو ببخشید ، ارادتمند شما
مش قلم
خط اول کامنت اشتباه شده ؛ علم پایان ناپذیراست درسته ؛ ممنون
محمد مهدی اسلامی
باز هم سلامی دیگر بر عزیز و بزرگوارم جناب مش قلم خوب و صبور و مهربان که مخالفت کردنتان هم با ادب و منطق و استدلال توآم است ،بسیار عملی پسندیده است ، آفرین برشما ، باور میفرمائید هر وقت جوابهای حضرتعالی به اینجانب را می بینم پیش از خواندن آنها هم شاد می شوم؟ خوب کسانی که عاقلانه کار می کنند خدای تعالی محبتشان را در دل برخی از بندگانش مانند دل این کمترین بنده اش ،جای میدهد . اما اجازه می خواهم از جنابعالی، عرض کنم میدانید که معجزه فقط مخصوص پیامبر و امام است و باذن الله تعالی صورت میگیرد ، حضرتعالی که بحمد الله اهل مطالعه ی قر آن هستید یاد آوری می کنم براتان که در آیه 10 از سوره ی مبارکه نمل خدای تعالی میفرماید « والق عصاک فلما راها تهتز کانها جان ولی مدبراََ و لم یعقب یا موسی لا تخف انی لا یخاف لدی المرسلون = عصا یت را بینداز ، دید حرکت و جنبش می کند ، گوئیا مار ی است ، موسی روی گردانید در حا لی که گریزان بود ، (از ترس این که مبادا مار اورا بگیرد) بر پشت باز نگشت ، (پس از آن نداء و آوازی شنید ) ای موسی نترس ، منم ، پیغمبران از (عذاب) نمی ترسند . ملاحظه می فرمائید که وجود مبارک خود حضرت موسی تا می بیند عصایش ماری بزرگ شده ، پشت کرده و پا بفرار می گذارد ، پس معجزه عملی خارق العاده است که فقط از پیامبر و اما م بر می آید . اما کرامت ،بلی یک معنایش همان جوانمردی و بزر گواری است که فرمودید ، و معنای اصطلاحیش که آن هم عملی است خارق العاده ولی معجزه نیست ، چون معجزه مخصوص پیامبر و امام است ، در حالی که کرامت را هر انسان خود ساخته برای خدا ی تعالی خواهد داشت . مثلاََ دیوار ی را سوار میشود مانند اسب ، و دیوار بفرمان او حرکت می کند . در روی آب راه میرود ، و.. که این کارها با هیچیک از علوم قابل بر رسی نیستند و کار هر کسی هم نیستند ، فقط در اثر داشتن تقوی در اشخاص مؤمن ، آنان دارای چنین کرامتهائی می شوند . . خداوند اموات شما را بیامرزد ، مادر بنده ، شش ماه قبل از آن که از دنیا برود ، یک روز آمد پیش بنده ، گفت ،میخواهم برای تو وصیت بکنم ، چون مردنم نزدیک است . گفتم مادر جان از کی تا حالا دارای علم غیب شده ای ؟ تبسمی کرد و گفت ، علم غیب ندارم ، اما خوابی دیده ام و در خواب بمن خبر داده اند که رفتنم نزدیک است . بنده برای این که مبادا ایشان یک وقت از ترس مرگ بمیرد ، گفتم خواب زنان که چپ است (البته شوخی بود ، چون بنده کمی شوخم ) اعتباری ندارد ، گفت نه ، کاملاََ مطلب برایم واضح شده است . گفتم خوب حالا وصیت که امر مبارکی است انسان مؤمن همیشه باید و صیت خود را آمده داشته باشد ، حالا بفرما ، اما این مرگم نزدیک شده را هم فراموش کن . خوابش را برایم نقل کرد ، یک قسمتش این بود که دیدم درمسیر فلان قبرستان (قبرستانی که بنده میدانستم کجاست ) حرکت می کنم ، اما در دو طرفش به هر باغی که نگاه می کردم معلوم میشد که هر کدام از آنها متعلق به یکی از کسانی است که از دنیا رفته اند ولی در باغهاشان بی نظمی و ریخته و پاشیدگی هست ،،من در پیش خودم می گفتم این بندگان خدا در این دنیا هم با نظمی زندگی میکنند . در این اثناء من بر گشتم و به پشت سرم نگاه کردم دیدم که قسمت زیادی از راه را آمدم و دیگر چیزی نمانده است که به قبرستان برسم ، در یک نقطه بمن گفتند این هم باغ تو است ، دیدم که در داخل باغ مشغول ساختن بنا هائی هستند ، و خرده آجر و گچ و برخی از مصالح بصورت ریخته و پاشیده است تا خواستم وارد شوم که آنها را جمع و جور و مرتب کنم ، اجازه نداده اند که وارد باغ بشوم (مادرم خیلی به نظم و انظباط و تمیزی اهمیت میداد ) گفتم مگر نمیگوئید این باغ من است ؟ پس چرا نمی گذارید که بروم مرتبش کنم ؟ گفتند ، هنوز وقتش نرسیده ، اما نزدیک است ، وقتش که رسید ، وارد باغت می شوی . در این اثناء از خواب بیدارشدم . بنده باورم شده بود که خوابش خواب صادقه است اما نا راحتی خودم را کتمان می کردم و مرتب به او می گفتم به اینجور خوابها اهمیت نده ، می گفت ، نه دقیقاََ همان که دیده ام درست است . خلاصه بعد از شش ماه از دنیا رفت و درست در همان قبرستانی و همانجائی که در خواب دیده بود ، دفن شد . مادرم بسیار زن مقید و معتقدی بود و اهل عمل .خلاصه علم بشر هنوز به جائی نرسیده است که بتواند این قبیل از موارد را توجیه کند . و یک خواب صادقه نیز در مورد خود حقیر که البته این دیگر کرامت نیست ، چون خیلی ها خواب صادقه می بینند و عیناََ همان گونه که در خواب دیده اند در بیداری برایشان پیش می آید . برای بنده نیز چنین اتفاقی روی داد . ، چند ماه قبل از برگزاری امتحانات کنکور ، در خواب دیدم که در امتحانات کنکور شرکت کرده ام و سؤالات را که پاسخ داده ام را بعداز پایان امتحان موقع باز گشتن به شهرستان در داخل اتوبوس دارم بر رسی میکنم که بعداََ نسز همانطور شد . وضمناََ در رشته فیزیک دانشگاه تهران هم قبول شده ام (قبلاََ هم داخل دانشگاه تهران را ندیده بودم ) و ترم تابستانی برای ما قرار داده اند که درس ادبیات را ما دانشجویان چند رشته با هم در یک کلاس بزرگ از دانشکده ی علوم دانشگاه با یک استاد گرفته ایم که بنام دکتر شمس که اگر زنده است خداحفظش کند و اگر از دنیا رفته است خدا رحمتش کند . خلاصه پس از آن که نتایج قبول شدگان در دانشگاه را اعلام کردند ، یک روز عصر بود که یکی از دوستانم آمد به خانه ی ما و گفت فلانی شیرینی اش را بده خوابت تعبیر شده(خوابم را قبلاََ برای او نقل کرده بودم ) ، در رشته ی فیزیک دانشگاه تهران که در خواب دیده بودی قبول شده ای ، باورم میشد ، روزنامه را باز کرد و اسمم را نشان داد . وقتی هم که برای ثبت نام رفته بودم ، دیدم درست همانجاهائی است که در خواب دیده بودم و همان سخنانی که بین بنده و مسئول ثبت نام رد و بدل شد درست همانها ئی بود که در خواب دیده بودم و کلاس درس ادبیات واحد تابستانی هم با همان استاد شمس که در خواب دیده بودم ، بدون آن که قبلاَ آن استاد را دیده باشم و حتی نامش را از کسی شنیده باشم در همان کلاس بزرگ متشکل از دانشجویان فیزیک و شیمی و زیست شناسی و زمین شناسی تشکیل شد که تماماََ بنده آنها را درخواب دیده بودم . جناب مش قلم عزیز برای این قبیل از امور علمی تا کنون بوجو د نیامده است که تبیینشان کند . خیلی وقت شریفتان را گرفتم ، خیلی ببخشید . می خواهم عرض کنم علم در عین حالی که شریف و بسیار مهم است ،هنوز از رمز گشائی در چنین مواردی نا توان است خدا ی تعالی موفق و شاد و سر بلندتان کند . التماس دعا دارم ، با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
سروش
مشقلم عزیز معجزه در دوران قدیم بوده و در انحصار پیامبران بوده و پس از آنها هرکس این ادعا را بکند شیادی بیش نیست. رواج همین خیالات باعث شده جامعه ما بالکل از نظام علت و معلولی بریده و داخل دنیای هپروت بشود و در نهایت به اینجا برسیم که اعمال ما از هیچ منطقی پیروی نکرده از دنیای واقعی منزوی شده و بشویم مورد مضحکه مردم دنیا و هرکس بخواهد کلاه برداری کند یا جنس بنجل داشته باشد یا لپ تاپ بدزدد برای آب کردن آن بیاید در کشور ما!! البته برای کسانی که اهل کار نیستند و از راه رواج خرافات ملک گیرشان میاید در آن زندگی میکنند و نان میخورند خوب است
سروش
آخه حاج ابوتراب خواب و رویا که دیگه تکلیفش معلوم هست اولا یک پدیده تصادفی هست یعنی اینکه هزاربار آدم خواب عجق وجق میبیند که غلط است یکبار هم بر حسب تصادف درست در میاید شبیه تاس که میندازی چون تصادفی است یکوقت هم همانی که شما میخواهی در میاید! در ثانی خواب که برای مسلمان و مشرک و کافر و ملحد و هندو و همه یکسان هست توی این دنیا ..اینطور باشد اون کافر هم رویای صادقه دید باید بگذارد به حساب کرامات خودش و بیشتر عرق بخورد و فسق و فجور بکند بگوید من این اعمال صالح را انجام دادم خوابم راست درآمد کرامات من است!!! آخه حاج بوتراب مگه میشه مملکتی را روی این بنا کرد؟ یک پدیده تصادفی هست اعتباری ندارد!!بعد آخه خواب به معجزه چه مربوط؟ این کشور را این اعتقاد به کرامات که خرافه محض است خراب کرده هزاران جا امامزاده درست کردند یکی قفل میزنه یکی گره میزنه یکی سنگ میچسبونه به سنگ اگه چسبید مراد بگیره ...همه منتظر همه بلاتکلیف همه بی اختیار ...شدیم چاهک دنیا مثل کرم به هم میلولیم این افکار غلط کار ما رو خراب کرده
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب مش قلم عزیز و بزرگوارم اگر صلاح دانسته باشید در مورد عرایض بنده در این صفحه به گفتگو ادامه دهیم ، میدانید که ازجناب شما به یک اشاره از بنده به سر دویدن ، در خدمتتان هستم . با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با عرض سلام و ارادت
جناب اسلامی عزیز ؛ معجزه در معنای عام به پدیده ایی گفته میشه که امکان بررسی علمی و اثبات آن حداقل در زمان وقوع امکان پذیر نیست و به همین دلیل هم به عوامل ماورایی نسبت داده میشه اما در اندیشه اسلامی معجزه به دست پیامبر و با اذن خداوند صورت میگیره؛ من در توضیح کرامت هم نوشتم عملی مثل معجزه ؛ همانطور که مردم عادی از انجام معجزه پیامبران عاجز بودند از انجام آنچه به جناب مصباح نسبت داده شده هم عاجز هستن فقط مقیاسها متفاوته( اگر یک انسان عادی بعد از مرگ چشمشو باز کنه بلافاصله سعی در احیا ایشان میکنن نه اینکه بگن صاحب کرامت شده !!!از نظر من جناب مصباح هم یک انسان عادی بودند ولی دوستداران ایشون سعی دارند اثبات کنند فراتر از یک انسان عادی بودند به همین دلیل این عمل رو بعنوان کرامت نقل میکنن !!) اما در باب مثالهای شما ؛ باید عرض کنم که تقریبا کمتر کسی رو سراغ دارم که حداقل یک خوابش تعبیر به واقع نشده باشه و این مختص مسلمانان ، ایرانیان و .... نیست ولی مطمئنا این مسئله هم توجیه علمی داره و یا در آینده خواهد داشت. ارادتمند شما
سروش
10:51 احسنت مشتی جان . همینجو پارکاب حاج ابوتراب حرکت کن مادام که ماشینش میره به جاهایی خواهی رسید ..یادت نره زبونت رو به ستون ماشین بچسبونی که فول کنتاکت بشه
سروش
آخه حاج ابوتراب میایی اینجا دروغ میگی که مسئولین همه بچه هاشون رو میفرستند خارجه برای طلب علم بخاطر حدیث نبوی ...بعد ما میائیم یکی یکی آدرس میدیم که بچه هاشون پس از اتمام علم برنگشتند دارند اونجا زندگی میکنند بجای قبول واقعیت و عذرخواهی میری لحاف رو میکشی روی سرت قایم میشی؟ بله صداقت هم زمانی جزو ادیان بود!!
سروش
بعد به حاج ابوتراب میگیم چرا شرمنده نمیشی که حرفهای بی پایه میزنی صداش رو تو دماغی کرده میگوید : چه اشکال داره ...شرم و حیا کیلویی چنده ...ای حرفا مال دیگرانه ...آدم که نباید گل قالی خودش رو ببره
ارسال نظر
نمای روز
حواشی پلاس
آخرین اخبار
سداد2