حقوق بین الملل چه می‌گوید؟
آزادی خرمشهر نه تنها در بعد نظامی که در بعد سیاسی و حقوقی هم یک نقطه عطف بشمار میاید که میتوان تاریخ جنگ ایران ایران و عراق را به قبل و بعد از آن تقسیم کرد.
۰۳ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۷:۲۷
آزادی خرمشهر و مسئله دریافت غرامت از عراق
 
پارسینه- حمیدرضا ابراهیمی*: در دوران پس از آزادی خرمشهر از ادعا‌های سرزمینی گوناگون عراق دیگر خبری نبود و بغداد خود را در موضع صلح طلبی نشان می‌داد و سعی در جا انداختن این مطلب داشت که حالا ایران است که در صدد ادامه جنگ و تجاوز به خاک عراق است. این فعل و انفعلات در صحنه دیپلماسی نیز تاثیر خود را بر نحوه عملکرد سازمان ملل گذاشت.

غرامت‌های جنگی ناشی از نبرد‌های هشت ساله ایران و عراق از مسائلی است که میتواند در صورت فتح باب تبدیل به یکی از پیچیده‌ترین پرونده‌های حقوقی تعیین خسارت در مناقشات مسلحانه شود. برای ورود به این قضیه ابتدا باید معنای دقیق تجاوز در حقوق بین الملل را بدانیم. مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۱۴ دسامبر ۱۹۷۴ طی قطعنامه ۳۳۱۴ تجاوز را عبارت از کاربرد نیروی نظامی از سوی یک کشور علیه حاکمیت، تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی یک کشور دیگر می‌داند.

اما مساله دیگری که اینجا مطرح می‌شود تعیین طول مدت دوران تجاوز در جنگ ایران و عراق است. قطعنامه ۴۷۹ به عنوان تنها قطعنامه صادره از شورای امنیت در دو سال اول جنگ عملا اشاره‌ای به اشغال اراضی ایران و لزوم عقب نشینی از آن نمی‌کرد و لذا با توجه به تعریف تجاوز و اشغال بودن خاک ایران، از طرف تهران رد شد. پس از آزادی خرمشهر شورای امنیت در ۱۲ ژوئیه ۱۹۸۲ با صدور قطعنامه ۵۱۴ به پینشهاد اردن برای اولین بار در بند سوم این قطعنامه خواهان عقب نشینی طرفین به مرز‌های بین المللی شد. عراق بلافاصله بعد از آزادی خرمشهر طی دو نامه در تاریخ‌های ۱۰ ژوئن و اول ژوئیه ۱۹۸۲ آغاز عقب نشینی از اراضی ایران و تکمیل آن را به دبیرکل اعلام کرده بود. اعلام عقب نشینی عراق بدون سیطره بر کل اروند با توجه به عبارت مرز‌های بین المللی در قطعنامه ۵۱۴ به صورت دوفاکتو حاکی از پذیرش نظامات قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر در مورد مرز‌های مشترک دو کشور بود.

ایران خیلی زود و تنها دو روز بعد از صدور قطعنامه ۵۱۴ به وسیله سعید رجایی خراسانی نماینده خود در سازمان ملل قطعنامه را به کلی رد کرد و میرحسین موسوی، نخست وزیر وقت، نیز قطعنامه را چنین توصیف کرد:

«شورای امنیت رای داده تا آتش‌بس شود و ناظران بین‌المللی یعنی آمریکایی، روسی و اروپایی بیایند بر این آتش‌بس نظارت کنند، شبیه نظارتی که تاکنون در جنوب لبنان می‌کردند و بعد جمهوری اسلامی ایران و رژیم عفلقی هم سر یک میز بنشینند و اختلافات خودشان را حل کنند.

ما نمی‌دانیم چرا شورای امنیت دو سال گذشته در خواب بوده و یکباره با آزاد شدن خرمشهر از خواب بیدار شد. ما احتیاجی به نیرو‌های بیگانه در مرز‌ها نداریم. بهتر است این نیرو‌های ناظر جای دیگر از منافع قدرت‌های استکباری حفاظت کنند و اگر شورای امنیت ده قطعنامه دیگر هم صادر کند ما نمی‌توانیم از حقوق حقه خود دست بکشیم. رژیم صدام باید بی‌قید و شرط زمین‌های ما را رها کند و خسارت‌ها را بپردازد و محکوم شود، در این حالت جنگ خودبه‌خود تمام می‌شود.»

ایران در حالی این قطعنامه را به سرعت رد کرد که عراق با پذیرش آن ولو به شکل صوری توانسته بود وصف متجاوز را از خود زایل کند چرا که به طور رسمی عقب نشینی خود را به دبیرکل اعلام کرده بود در حالیکه ایران می‌بایست با پذیرش قطعنامه ۵۱۴ از ناظران سازمان ملل می‌خواست تا فورا از مناطق اشغالی بازدید کنند و در صورت عدم تایید عقب نشینی عراق از سوی آنان عملیات نظامی را از سر می‌گرفت. این اقدام ایران باعث شد تا در دو قطعنامه ۵۸۲ و ۵۹۸ شورای امنیت بر دو عبارت «شروع» و «استمرار» مناقشه برای توصیف جنگ ایران و عراق استفاده کند. این به معنای تفکیک دو مرحله از آغاز جنگ در سپتامبر ۱۹۸۰ تا ژوئیه ۱۹۸۲ و تاریخ دوم تا پایان جنگ است.

بند‌های ۶ و ۷ قطعنامه‌ی ۵۹۸ بر دو امر تعیین متجاوز و شروع مطالعات برای بازسازی خرابی‌ها جنگ تاکید می‌کند. خاویر پرز دکوئیار، دبیرکل وقت سازمان ملل متحد، در پایان ماموریت خود در سازمان ملل هر دوی این بند‌ها را تعیین تکلیف کرد. عراق به عنوان طرف متجاوز معرفی شد و هیئت بازسازی سازمان ملل نیز در مه ۱۹۹۱ خسارت ایران از جنگ را ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد کرد که این موضوع توسط دکوئیار به شورای امنیت ارائه شد، اما تصمیمی در مورد آن اخذ نشد. در رویه مشابه در قطعنامه ۶۷۸ در مورد متجاوز دانستن عراق در جنگ کویت، بلافاصله بعد از گزارش دبیرکل در مورد خسارات کویت، کمیسیونی از سوی شورای امنیت جهت نحوه جبران خسارات کویت تشکیل و قرار شد تا از محل فروش نفت عراق خسارات آسیب دیدگان جنگ فراهم شود.

همان طور که مشاهده شد مکانیزم دریافت خسارت از طریق شورای امنیت به هر دلیلی برای ایران فراهم نشد و دو کشور توافقی نیز درباره رجوع به دیوان لاهه برای حل مشکلات خود ندارند. بدون تردید عراق در مقطع ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۲ مسئول تمامی خسارات ناشی از جنگ است، اما در مقطع پس از آن با توجه به حضور مستمر ایران در اراضی عراق و از سویی دیگر عملیات وسیع عراق بر علیه مواضع غیر نظامی ایران تعیین خسارت طرفین بسیار مشکل است.

در مورد مشکل پرداخت غرامت میان دو کشور احتمال ورود یکطرفه شورای امنیت به نفع ایران و تشکیل کمیسیونی مانند کویت برای پرداخت خسارات بعید است، چون حجم خسارات و پیچیدگی‌های دو پرونده و موقعیت سیاسی دو کشور با شرایط سال ۱۹۹۱ بسیار متفاوت است. در مورد توافق دو طرفه هم امکان پذیرش مسئولیت و یا صلاحیت دیوان از طرف عراق با توجه به شکست احتمالی آن‌ها بسیار ضعیف است و در نهایت اگر ایران بتواند مناسبات حسنه‌ای را با اعضای شورای امنیت بر قرار کند این امکان را دارد که قطعنامه‌ای توصیه‌ای جهت رجوع به دیوان بین المللی دادگستری را از شورای امنیت اخذ کند که در آینده کوتاه مدت بسیار بعید بنظر می‌رسد.

* کارشناس ارشد حقوق بشر 
منبع: پارسینه
حقوق بین الملل چه می‌گوید؟
۰۳ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۷:۲۷
آزادی خرمشهر نه تنها در بعد نظامی که در بعد سیاسی و حقوقی هم یک نقطه عطف بشمار میاید که میتوان تاریخ جنگ ایران ایران و عراق را به قبل و بعد از آن تقسیم کرد.
آزادی خرمشهر و مسئله دریافت غرامت از عراق
 
پارسینه- حمیدرضا ابراهیمی*: در دوران پس از آزادی خرمشهر از ادعا‌های سرزمینی گوناگون عراق دیگر خبری نبود و بغداد خود را در موضع صلح طلبی نشان می‌داد و سعی در جا انداختن این مطلب داشت که حالا ایران است که در صدد ادامه جنگ و تجاوز به خاک عراق است. این فعل و انفعلات در صحنه دیپلماسی نیز تاثیر خود را بر نحوه عملکرد سازمان ملل گذاشت.

غرامت‌های جنگی ناشی از نبرد‌های هشت ساله ایران و عراق از مسائلی است که میتواند در صورت فتح باب تبدیل به یکی از پیچیده‌ترین پرونده‌های حقوقی تعیین خسارت در مناقشات مسلحانه شود. برای ورود به این قضیه ابتدا باید معنای دقیق تجاوز در حقوق بین الملل را بدانیم. مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۱۴ دسامبر ۱۹۷۴ طی قطعنامه ۳۳۱۴ تجاوز را عبارت از کاربرد نیروی نظامی از سوی یک کشور علیه حاکمیت، تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی یک کشور دیگر می‌داند.

اما مساله دیگری که اینجا مطرح می‌شود تعیین طول مدت دوران تجاوز در جنگ ایران و عراق است. قطعنامه ۴۷۹ به عنوان تنها قطعنامه صادره از شورای امنیت در دو سال اول جنگ عملا اشاره‌ای به اشغال اراضی ایران و لزوم عقب نشینی از آن نمی‌کرد و لذا با توجه به تعریف تجاوز و اشغال بودن خاک ایران، از طرف تهران رد شد. پس از آزادی خرمشهر شورای امنیت در ۱۲ ژوئیه ۱۹۸۲ با صدور قطعنامه ۵۱۴ به پینشهاد اردن برای اولین بار در بند سوم این قطعنامه خواهان عقب نشینی طرفین به مرز‌های بین المللی شد. عراق بلافاصله بعد از آزادی خرمشهر طی دو نامه در تاریخ‌های ۱۰ ژوئن و اول ژوئیه ۱۹۸۲ آغاز عقب نشینی از اراضی ایران و تکمیل آن را به دبیرکل اعلام کرده بود. اعلام عقب نشینی عراق بدون سیطره بر کل اروند با توجه به عبارت مرز‌های بین المللی در قطعنامه ۵۱۴ به صورت دوفاکتو حاکی از پذیرش نظامات قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر در مورد مرز‌های مشترک دو کشور بود.

ایران خیلی زود و تنها دو روز بعد از صدور قطعنامه ۵۱۴ به وسیله سعید رجایی خراسانی نماینده خود در سازمان ملل قطعنامه را به کلی رد کرد و میرحسین موسوی، نخست وزیر وقت، نیز قطعنامه را چنین توصیف کرد:

«شورای امنیت رای داده تا آتش‌بس شود و ناظران بین‌المللی یعنی آمریکایی، روسی و اروپایی بیایند بر این آتش‌بس نظارت کنند، شبیه نظارتی که تاکنون در جنوب لبنان می‌کردند و بعد جمهوری اسلامی ایران و رژیم عفلقی هم سر یک میز بنشینند و اختلافات خودشان را حل کنند.

ما نمی‌دانیم چرا شورای امنیت دو سال گذشته در خواب بوده و یکباره با آزاد شدن خرمشهر از خواب بیدار شد. ما احتیاجی به نیرو‌های بیگانه در مرز‌ها نداریم. بهتر است این نیرو‌های ناظر جای دیگر از منافع قدرت‌های استکباری حفاظت کنند و اگر شورای امنیت ده قطعنامه دیگر هم صادر کند ما نمی‌توانیم از حقوق حقه خود دست بکشیم. رژیم صدام باید بی‌قید و شرط زمین‌های ما را رها کند و خسارت‌ها را بپردازد و محکوم شود، در این حالت جنگ خودبه‌خود تمام می‌شود.»

ایران در حالی این قطعنامه را به سرعت رد کرد که عراق با پذیرش آن ولو به شکل صوری توانسته بود وصف متجاوز را از خود زایل کند چرا که به طور رسمی عقب نشینی خود را به دبیرکل اعلام کرده بود در حالیکه ایران می‌بایست با پذیرش قطعنامه ۵۱۴ از ناظران سازمان ملل می‌خواست تا فورا از مناطق اشغالی بازدید کنند و در صورت عدم تایید عقب نشینی عراق از سوی آنان عملیات نظامی را از سر می‌گرفت. این اقدام ایران باعث شد تا در دو قطعنامه ۵۸۲ و ۵۹۸ شورای امنیت بر دو عبارت «شروع» و «استمرار» مناقشه برای توصیف جنگ ایران و عراق استفاده کند. این به معنای تفکیک دو مرحله از آغاز جنگ در سپتامبر ۱۹۸۰ تا ژوئیه ۱۹۸۲ و تاریخ دوم تا پایان جنگ است.

بند‌های ۶ و ۷ قطعنامه‌ی ۵۹۸ بر دو امر تعیین متجاوز و شروع مطالعات برای بازسازی خرابی‌ها جنگ تاکید می‌کند. خاویر پرز دکوئیار، دبیرکل وقت سازمان ملل متحد، در پایان ماموریت خود در سازمان ملل هر دوی این بند‌ها را تعیین تکلیف کرد. عراق به عنوان طرف متجاوز معرفی شد و هیئت بازسازی سازمان ملل نیز در مه ۱۹۹۱ خسارت ایران از جنگ را ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد کرد که این موضوع توسط دکوئیار به شورای امنیت ارائه شد، اما تصمیمی در مورد آن اخذ نشد. در رویه مشابه در قطعنامه ۶۷۸ در مورد متجاوز دانستن عراق در جنگ کویت، بلافاصله بعد از گزارش دبیرکل در مورد خسارات کویت، کمیسیونی از سوی شورای امنیت جهت نحوه جبران خسارات کویت تشکیل و قرار شد تا از محل فروش نفت عراق خسارات آسیب دیدگان جنگ فراهم شود.

همان طور که مشاهده شد مکانیزم دریافت خسارت از طریق شورای امنیت به هر دلیلی برای ایران فراهم نشد و دو کشور توافقی نیز درباره رجوع به دیوان لاهه برای حل مشکلات خود ندارند. بدون تردید عراق در مقطع ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۲ مسئول تمامی خسارات ناشی از جنگ است، اما در مقطع پس از آن با توجه به حضور مستمر ایران در اراضی عراق و از سویی دیگر عملیات وسیع عراق بر علیه مواضع غیر نظامی ایران تعیین خسارت طرفین بسیار مشکل است.

در مورد مشکل پرداخت غرامت میان دو کشور احتمال ورود یکطرفه شورای امنیت به نفع ایران و تشکیل کمیسیونی مانند کویت برای پرداخت خسارات بعید است، چون حجم خسارات و پیچیدگی‌های دو پرونده و موقعیت سیاسی دو کشور با شرایط سال ۱۹۹۱ بسیار متفاوت است. در مورد توافق دو طرفه هم امکان پذیرش مسئولیت و یا صلاحیت دیوان از طرف عراق با توجه به شکست احتمالی آن‌ها بسیار ضعیف است و در نهایت اگر ایران بتواند مناسبات حسنه‌ای را با اعضای شورای امنیت بر قرار کند این امکان را دارد که قطعنامه‌ای توصیه‌ای جهت رجوع به دیوان بین المللی دادگستری را از شورای امنیت اخذ کند که در آینده کوتاه مدت بسیار بعید بنظر می‌رسد.

* کارشناس ارشد حقوق بشر 
منبع: پارسینه
بهترین خرید
نظرات
سبحان شاهمرادی اصولگرا
سالروز حماسه سوم خرداد بر همه مبارکباد خاصه
فرماندهان کبار عملیات بیت المقدس

و اما بعد
اگر حکومت صدام همچنان پا بر جا بود این منطقی بود که ما از آن
حکومت غرامت جنگی بخواهیم لکن با سرنگونی حکومت شرور و غربگرای
صدام لعین
و روی کار آمدن حکومت متحد و مردمی عراق ما باید
غرامت جنگ را از اربابان و حامیان صدام مثل آمریکا و اروپا و سعودی
و امثالهم بگیریم

زنده باد حماسه سوم خرداد و مرده باد واقعه شوم دوم خرداد!
سروش
صدام تا 18 سال بعداز جنگ زنده بود چرا غرامت نگرفتید؟ یعنی کارای شما همه چند قرن طول میکشند؟
ناشناس
البته حامی اصلی عراق در جنگ

اتحادجماهیرشوروی سوسیالیستی بود!!

و هیچ کس نمی تواند این قضیه را انکار کند

حالا جرات داری از ارباب پوتین غرامت بخوای آقای شاهمرادوف؟
سروش
سبحان زبونت بند اومد جواب نداری؟
ناشناس
آخرش غرامت چی شد؟
ناشناس
تحریکاتی ک۶ موجب هجوم عراق به ایران شد
ناشناس
صدام به سفیر ایران محمود دعایی بارها التماس کرده بود که بیایید بشینیم مشکلاتمون رو برادرانه حل بکنیم تا جایی که محمود دعایی هم اینقدر به مسئولین تذکر داده بود گوش نکرده بودند که تصمیم گرفته بود دیگه استعفا بده و به عراق برنگرده!!
ببرمازندران
عراق زمان شاه هم با ایران درگیر بود
ناشناس
آقای ببر

اختلافات عراق و ایران در زمان شاه بل قرارداد ۱۹۷۵الجزایر به پایان رسیده بود.
ناشناس
ببرخان سرمقاله کیهان 31 فروردین 1359 یعنی 5 ماه قبل از حمله عراق رو برو بخون!
ناشناس
خرمشهر آزاد شد ولی آباد نشد ، بعد از گذشت سه دهه از پایان جنگ ، هنوز فقر و بیکاری بیداد می‌کند و بازسازی شهر در حد استاندارد صورت نگرفته است ، هر چند هر جای این سرزمین را وقتی نگاه میکنی چیزی جز ویرانگی مشاهده نمیکنی .
ناشناس
فعلا که عراق داره از ایران غرامت میگیره
ناشناس
حتی آب شرب خوزستان رو مجانی به عراق هدیه می دن


به نقل از شبکه البلادی عراق
ناشناس
غرامت پیشکش ، سهم توسعه و رفاه ایران را به عراق می بخشند و با دهن کجی به خونهای ریخته شده در جنگ و داغ دل مادران ، برادرانه ! دست در گردن عراقی ها آنجا را به قیمت ویرانی ایران ؛ آباد می کنند . کیلو کیلو طلای ایران در خاک عراق است در حالیکه خرمشهر ، ویران تر از همیشه در بدبختی فقر دست و پا می زند . تف به اجنبی پرستان !
سروش
بیاد 103 نفر از تفنگداران دریایی که 34 روز در برابر ارتش زرهی و توپخانه صدام فقط با سلاح سبک مقاومت کردند و جان خود را برای خرمشهر فدا کردند و بیاد مرحوم ناخدا حبیب الهی بنیانگذار این نیرو
ناشناس
پدر من وقتی که عراق حمله کرد مجبور شد مثل بقیه اهالی همه زندگیش رو بذاره و شهر رو ترک کنه، خونه و همه زندگیش رو در خرمشهر از دست داد و تا آخر عمرش مستاجر بود و هیچ وقت هم نتونست به خرمشهر برگرده. از شدت غم و غصه قلبم آتیش میگیره وقتی بهش فکر میکنم. یه فاتحه براش ذکر کنید. سپاس
ناشناس
کشور ما هیچ گاه مسئله غرامت را مطرح نکرده تا دولتهای دست نشانده خود در عراق را راضی نگه دارد حتی در بدترین شرایط هم آب و برق را از مردم خوزستان گرفته و به عراق صادر کرده که این مطلب در شبکه های تلویزیونی عراق بارها به تصویر کشیده شده است و همکنون عراق بیش از یک میلیارد دلار بابت برق صادراتی به ایران بدهی دارد معلوم نیست ملت ما دارد تاوان چه چیز را پرداخت می کند که در کشور خود شهروند درجه 3 محسوب می شود بعد از عراقی ها سوری ها و ....
ناشناس
راه چاره اینه که همه مهاجرت کنیم به عراق سوریه و لبنان
ارسال نظر
بهترین خرید
نمای روز
بهترین خرید
بهترین خرید
بهترین خرید
بهترین خرید
بهترین خرید
آخرین اخبار
بهترین خرید
بهترین خرید