اردشیر زاهدی، سفیر رژیم پهلوی در آمریکا به روزنامه جام جم گفت: من تایید می‌کنم که آمریکا می‌خواهد به ایران زور بگوید، البته ایران را نمی‌شناسند و از شرایط موجود دنیا سوءاستفاده می‌کنند. این حرفی که اینها امروز به ایران می‌زنند، خلاف شرف، اخلاق و انسانیت است، به‌خصوص کشوری که ادعای ابرقدرتی می‌کند.
۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۱۷:۰۵
حدود یک دهه است که اردشیر زاهدی، داماد سابق پهلوی دوم، وزیر خارجه و سفیر سابق ایران در انگلیس و آمریکا، در باب زیاده‌خواهی دولت‌هایی که از قضا در گذشته با مسؤولان آنها مراودات نزدیک داشته، هشدارهایی جدی می‌دهد. این مواضع اما بازتاب‌ها و واکنش‌های مختلفی را درپی داشته است. عده‌ای او را عامل جمهوری اسلامی می‌دانند و عده‌ای هم مواضع او را به روحیه وطن‌پرستی‌اش نسبت می‌دهند. اما زاهدی خودش بارها گفته و می‌گوید مواضعش همین‌هایی است که به‌صراحت بیان می‌کند و هیچ عامل دیگری در این مواضع دخیل نیست.

‌ البته که آدمیزاد در گذر زمان تغییر می‌کند و بالا رفتن سن و سال و گذر ایام، تجربه‌ها و تفکرات تازه‌ای را برایش رقم می‌زند. اردشیر زاهدی در گفت‌وگویی صریح با روزنامه جام جم به بررسی مواضع وی درباره سیاست خارجی ایران، نقش آمریکا، علت فروپاشی پهلوی و ... پرداخته است.

 شما باتوجه به مسؤولیتی که طی سال‌های ۴۵ تا ۵۰ در صحنه سیاست خارجی ایران داشتید و شناختی که از مناسبات بین‌المللی و به‌ویژه از آمریکا دارید، آیا تأیید می‌کنید نوع مواجهه آمریکا با جهان به خصوص ایران مواجهه‌ای ظالمانه و زورگویانه است  ؟

من تایید می‌کنم که آمریکا می‌خواهد به ایران زور بگوید، البته ایران را نمی‌شناسند و از شرایط موجود دنیا سوءاستفاده می‌کنند. این حرفی که اینها امروز به ایران می‌زنند، خلاف شرف، اخلاق و انسانیت است، به‌خصوص کشوری که ادعای ابرقدرتی می‌کند. ابرقدرت باید فهم داشته باشد و مخاطب خود را بشناسد. رابطه ایران و آمریکا بیشتر از ۱۶۷ سال سابقه دارد و اسباب تأسف است که آمریکا چنین دوستی را از دست داده‌است. ایران این‌قدر از خودش حوصله نشان داد و برای این‌که مشکلاتش را حل کند و به مردمش برسد، گفت‌وگو با ۱+۵ را قبول کرد و دو سال و خرده‌ای هم چانه زدند تا پنج کشور اروپایی بعلاوه آمریکا آن را امضا کردند.

کشوری که خودش را ابرقدرت می‌داند، به دلیل این‌که رئیس‌اش یا اطرافیان او دل‌درد گرفته‌اند، نمی‌تواند به خودش اجازه دهد که زیر این قرارداد بزند، چون هم خلاف اخلاق و هم خلاف وجدان است و در هیچ جای دنیا نمی‌تواند اخلاقا قابل قبول باشد، به‌خصوص که سازمان ملل و این پنج کشور امضا کردند، اما ایشان چون از آقای اوباما خوشش نمی‌آمد، این کار را کرد که هم بچگانه و هم غلط و هم غیرقابل قبول بود.

 سیاست دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی در برخوردبا  آمریکا راچگونه ارزیابی می‌کنید ؟

هر چیز در موقعیت خودش معنا پیدا می‌کند. البته من هم دیپلمات برجسته‌ای نبودم، ولی سعی کردم هر چیزی که از دستم برمی‌آید برای مملکتم انجام دهم. مسلماً در شروع کار، مسؤولین ایران فراز و فرودهای زیادی را تجربه کرده و احتمالا اشتباهاتی هم داشته‌اند، ولی همان‌طور که من در نطقی که دموکرات‌ها و دیپلمات‌ها هم حضور داشتند گفتم، در تمام مذاهب، بخشش بزرگ‌ترین لذت در دنیاست و انتقام‌گرفتن یکی از بدترین چیزهاست.

امروز جمعیت مملکت ۸۳میلیون است، وقتی که ما بودیم ۳۵میلیون بود. از این ۸۳میلیون، حداقل ۶۰میلیون سواد دارند و می‌توانند بخوانند و بنویسند. ۴۰میلیون دانشگاه‌رفته هستند. ۳۰میلیون از ۸۳میلیون، کسانی هستند که کار می‌کنند و ۲۰میلیون آنها خانم‌ها هستند که برای ایران و هر کشور دیگری افتخار است و همه باید به آن افتخار کنیم. باید بگویم که به‌خصوص در چند سال اخیر، برای وزارت خارجه‌ای که دوست داشتم و آن را مثل فرزند خودم می‌دانم، احترام زیادی قائل هستم. من در اینها حس وطن‌پرستی می‌بینم و به آنها تبریک می‌گویم که سیاست‌شان قابل احترام است. حتی رئیس‌جمهور کنونی ایران هم، با کمال قدرت و ادب پاسخ رئیس‌جمهور آمریکا را داد. برای من دولت‌ها فرق نمی‌کنند، آنچه که مهم است مملکت و وطن و مردمانی هستند که من آنها را برادرها و خواهرهای خود می‌دانم. به اینها ظلم شده‌ است و می‌شود.

یک کشور که ادعای ابرقدرتی می‌کند، نمی‌تواند حتی دارو را برای این مردم تحریم و برای آنها زحمت ایجاد کند. صرفا به این دلیل که تصور می‌کند تغییر رژیم در ایران به این سادگی‌هاست و می‌تواند آنها را به زانو درآورد. این را خطاب به جوان‌ها می‌گویم که تاریخ ۲۰۰‌ ساله اخیر ایران را بخوانند تا ببینند که متأسفانه، همیشه اجنبی‌ها به ایران زور گفته‌اند و لذا ایران باید قدرت داشته باشد تا بتواند در مقابل زورگویی خارجی‌ها بایستد. این مردم نجیب -که من واقعا افتخار می‌کنم بگویم ایرانی هستم- تمام این مشکلات را تحمل می‌کنند تا خودفروشی نکنند. متأسفانه افرادی هم هستند که یا مملکت‌شان را فراموش کرده‌اند یا شرافت و حیثیت خود را از دست داده‌اند. ضرب‌المثلی فارسی داریم که بر اینها منطبق است: بدترین آدم کسی است که سینه مادرش را گاز گرفته است! یک عده‌ای مصداق این ضرب‌المثل هستند و تِز می‌دهند که: بروید و روی ایران بمب بیندازید! بر سر چه کسی؟ سر مردمی که بی‌جهت به آنها ظلم می‌شود؟ روی سر مردمی که این‌طور شرافتمندانه مشکلات را تحمل می‌کنند تا بتوانند به مملکت‌شان کمک و خدمت کنند. این مردم قابل احترام و افتخارند. ممکن است عده‌ای از این حرف‌ها خوششان نیاید و فحش هم بدهند.

من به این حرف‌ها نه اهمیت داده‌ام، نه می‌دهم و فقط آنچه را که از دستم برمی‌آید و وظیفه من هست، انجام می‌دهم که در برابر وجدان و خدای خودم شرمنده نباشم. از طرف خارجی‌ها به ایران ظلم شده و ظلم می‌شود و باید جلوی آن را گرفت. خوشبختانه ایرانی‌ها مرد و مردانه ایستاده و توانسته‌اند به‌تدریج حق خود را بگیرند و خود را ثابت کنند. همین الان که دارم با شما صحبت می‌کنم، مقاله نیویورک‌تایمز جلوی روی من هست که درباره مقاومت ایرانی‌ها در برابر این فشارها نوشته. منظورم این است که خود آمریکایی‌ها هم این را قبول دارند. من معتقدم اینها با این قرتی‌بازی‌هایی که انجام می‌دهند، به جایی نمی‌رسند. اینها با عربستان سعودی معامله می‌کنند. عربستان سعودی چه عنوانی دارد جز این‌که یک رژیم آدمکش و خونخوار است که می‌رود و در مملکت دیگری آدم‌ها را می‌کشد و بعد می‌گوید: من حافظ مکه هستم! کسی که مسلمان است و شرف دارد، آدمکشی و خونخواری نمی‌کند، آن هم این‌طور وحشیانه. اینها خلاف وجدان و قوانین انسانی است و من نمی‌توانم با این چیزها موافق باشم. ایران هزاران سال تاریخ دارد و همیشه به دنبال صلح بوده است. حکومت‌ها همیشه آمده و رفته‌اند، ولی باید امروز و فردا را دید. آب ریخته را نمی‌شود به جوی برگرداند.

من به همه هموطنانم قول می‌دهم که شرافت و وجدانم را در اختیارشان قرار بدهم و در هر جا که از دستم بربیاید، از وطنم دفاع خواهم کرد، چون افتخار می‌کنم که هم ایرانی باشم، هم مسلمان و از چیزی هم باک ندارم. این را باید غرب بفهمد که اگر یک مسلمانی بد کرد، او نامسلمان است، نه این‌که همه مسلمان‌ها بد هستند. این جوان‌ها آتیه این مملکت هستند. من به روح پدر و مادرم -که عزیزترین کسانی هستند که داشتم- قسم می‌خورم که وقتی تلفنی یا حضوری با این جوان‌ها صحبت می‌کنم، به آنها حسادت نمی‌کنم، بلکه افتخار می‌کنم و خجالت می‌کشم که در قدیم آن‌طور که باید و شاید متوجه اینها نبودیم! اینها لیدرهای جدید هستند و غیرت و شرف و هوش دارند. معلوماتی را که اینها دارند، امثال من ندارند! بنابراین من خیلی خوشبین هستم و تردید ندارم که بالاخره حق به حقدار می‌رسد.

تئوری دولت آمریکا این است که با استراتژی فشار حداکثری مردم در تنگنا قرار می‌گیرند و این باعث نارضایتی و شورش مردم می‌شود که نهایتا تغییر رژیم اتفاق می‌افتد. از آنجا که ایران در چند سال آینده تبدیل به بزرگ‌ترین قدرت موشکی منطقه می‌شود، می‌خواهند جلوی این فرآیند را بگیرند تا ایران به زانو دربیاید و تسلیم خواسته‌های آنها بشود. در این‌ باره چه دیدگاهی دارید؟

غلط می‌کنند و بسیار زیاد هم غلط می‌کنند! به قول معروف، «شتر در خواب بیند پنبه‌دانه». آنها کی هستند که به ما دستور بدهند؟ هر کسی که علیه مردم خودش صحبت کند، یا از اعراب منطقه و اسرائیل و سیا پول بگیرد و خودفروشی کند، بدنام است و به‌درد مردم نمی‌خورد و نهایتا هم با بدنامی ساکت خواهد شد!

احقاق حق ایران هم بسته به اراده خود ایرانی‌هاست. چرا نداشته باشند؟ اسرائیل از روز اولی که به وجود آمده، بمب اتمی داشته و امریکا هم چشمش را به روی این موضوع بسته است. من چندین‌بار در ملاقات با سفرای مختلف و در سازمان ملل گفته بودم که ما حاضریم بیاییم و تمام منطقه را عاری از سلاح‌های اتمی کنیم، ولی اینها به خاطر این که زرادخانه اسرائیل دست نخورد، قبول نکردند! حق ایران است، مخصوصاً که اینها ۱۵۰ میلیون اسلحه به سعودی‌ها فروختند که برود و در یمن کثافت‌کاری کند و مردم را بکشد! این اشخاصی که این حرف‌ها را می‌زنند، دنبال منافع خود هستند. برای این که مسائل حل شود، طرفین باید شرافتمندانه رفتار کنند، نه این که به هم دروغ بگویند! اعتماد و اطمینان نباید از بین برود.

من سر قضیه چکسلواکی با آندره گرومیکو وزیر خارجه روسیه مشکل داشتم، اما حرف همدیگر را می‌فهمیدیم. اختلافات را مطرح و در عین حال احترام و دوستی خودمان را هم حفظ می‌کردیم، به خاطر این که به هم اعتماد داشتیم و دروغ نمی‌گفتیم. اینها اگر حرفی با ایران دارند، بیایند شرافتمندانه حرف بزنند و دروغ نگویند. اروپا آمده و قرارداد برجام را امضا کرده. حالا آمریکا آمده و آنها را تحت فشار قرار داده و آنها تدریجا دارند به خاطر حفظ منافع و شرکت‌هایشان، به تدریج عقب می‌کشند! این کار اتحادیه اروپا خلاف اخلاق و خلاف تعهدی است که داشته‌اند. البته چین و روسیه سر تعهدشان ایستاده‌اند، برای این که برجام را امضا کرده‌اند، ولی خب بعضی‌ وقت‌ها شل می شوند!

این که یکی بگوید چون قدرت دارم هر کاری دلم خواست می‌کنم، درست نیست. با قلدری هیچ قدرتی نمی‌توانی داشته باشی و در مقابل مردم دنیا کاری نمی‌توانی انجام بدهی! تمام منطقه خلیج‌فارس و جاهای دیگر را به کثافت کشیده‌اند! آمده‌اند و برخلاف تمام شواهد تاریخی، فلسطین را گرفته‌اند و حالا می‌گویند: دستشویی هم که می‌خواهی بروی، باید از من اجازه بگیری! کدام قانون بین‌المللی این رفتار را قبول دارد؟ بعضی از اعراب هم برای پول و برای این که به آنها کمکی شود، فلسطینی‌ها را فراموش کرده‌اند! رفتاری که با فلسطینی‌ها می‌شود، برخلاف حقوق بشر است.

چرا در این مورد کسی حرفی نمی‌زند؟ آنچه مال من است، مال من است، آنچه هم که مال شماست، مال من است؟! این را یک‌بار به گرومیکو گفتم که به او بر خورد و البته بعد هم آشتی کردیم. حرف باید منطقی باشد.

باز هم می‌گویم که به ایران افتخار می‌کنم که عمده چیزهایی را که نیاز دارد، بدون این که از خارج خریده باشد، با همت و تلاش و غیرت همین مهندسین جوان،برای خودش تهیه کرده است. زیردریایی و موشک و هر چه را که نیاز دارد، درست و این همه پیشرفت کرده. ایران باید در مقابل دشمن قوی باشد.مگر قرار است ایران همه چیزش را بدهد و کاری را که با قذافی کرده‌اند، با ایران هم بکنند؟ ایران لیبی نیست که آنجا را به کثافت کشیده‌ و هنوز هم توی آن مانده‌اند! قذافی گول خورد. ایران باهوش‌تر از این حرف‌هاست. تاریخ دارد و شرف دارد و به این آسانی نمی‌شود آن را از جا تکان داد. من هم شرافتمندانه برای این افراد دعا می‌کنم که این‌طور همه ناراحتی‌ها و مشکلات را تحمل کرده‌اند تا به برادرها و خواهرهایشان خدمت کنند. این قابل تقدیر است.
کشور ما طی ۲۰۰ سال گذشته به هیچ جا حمله نکرده، اما بارها به آن حمله شده است... ایران هیچ وقت مهاجم نبوده. به جوان‌ها می‌گویم که باید بروند و تاریخ کشورشان را بخوانند. در این ۲۰۰ سال بروید بخوانید و ببینید چه ظلم‌هایی که به ما نشد... 

نسل شما شهریور ۱۳۲۰ و اشغال ایران توسط متفقین و نسل ما جنگ هشت ساله را دیده. ایرانِ بعد از انقلاب طی هشت سال جنگ و پس از آن در دوره تحریم‌های همه‌جانبه، در برابر این زیاده‌خواهی‌ها ایستادگی کرده است. امروز کشورهای حوزه خلیج فارس به سردمداری عربستان سعودی چند کار را کرده‌اند. یکی تغییر نام خلیج فارس برای توسعه قدرت خودشان و زمینه‌سازی برای تجزیه جنوب ایران و دیگری مدعی‌شدن بر سر جزایر سه‌گانه و تلاش‌هایی که برای سرکوب بحرین کردند. شما به عنوان کسی که سفیر ایران در انگلستان بودید، ماجرای اقدام متقابل ایران علیه مصادره کشتی ایرانی توسط انگلیسی‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

انگلیسی‌ها خلاف قوانین بین‌الملل عمل کردند که کشتی ایرانی را گرفتند. ایران هم خوشبختانه استقامت کرد و حقوقدانان و قضات اروپایی هم دیدند انگلیس کار اشتباهی کرده و نهایتا کشتی ایرانی آزاد شد. ایران در مقابل تهاجم آنها کشتی‌اش را گرفت و البته کار بسیار خوبی کرد، چون همان‌طور که گفتم: حساب حساب است، کاکا برادر! بنابراین ایران قوی عمل کرد و زیربارِ منم‌منم انگلیسی‌ها نرفت. اگر زنده بمانم تا سه ماه دیگر جلد سوم کتاب خاطراتم را هم تمام می‌کنم که درباره دوره وزارت خارجه است و اگر بیشتر زنده باشم، جلد چهارم را هم با تمام مدارک و اسناد تاریخی این روابط منتشر خواهم کرد. فراموش نکنید در همین عربستان سعودی اگر ایرانی وجود نداشت، شلوارش را نمی‌توانست بالا بکشد! عربستان سعودی و عمان وضع خیلی بدی داشتند.

دنیا می‌دانست که اگر آنجا سقوط کند، وضع دنیا از لحاظ نفت عوض خواهد شد. ما به عربستان کمک کردیم که بتواند دوام بیاورد. این وضع را داشت و اگر ما نبودیم، از بین رفته بود! حالا این پسرک برای ماهارت و پورت‌ می‌کند! خوب است یکی پیشینه اینها را به یادشان بیاورد!

به هرحال ما نباید اجازه دهیم که دوباره استیلای آمریکا و انگلیس تکرار شود. یادم هست بچه که بودم، پدر مرا با آن فضاحت دزدیدند و ما همین‌طور ویلان و سرگردان، بدون پدر و مادر مانده بودیم! با چه مصیبتی رفتیم برای دیدار با خواهرم و بعد آمدیم تهران. از خانه می‌خواستیم برویم جایی، باید به سرباز روسی یا انگلیسی یا آمریکایی حساب پس می‌دادیم که: از کجا آمده‌ایم و کجا می‌خواهیم برویم! توی خانه خودمان، با ما مثل دزدها رفتار می‌کردند. این وضع ما بود.

از لحاظ اقتصادی هم که اوضاع کشور خراب بود. روزولت، چرچیل و استالین برای کنفرانس تهران آمدند اینجا. روزولت و چرچیل به دیدن پادشاه نیامدند، اما استالین با واسطه‌هایی آمد و ایشان هیچ‌وقت این محبت استالین از یادشان نرفت! این رفتار امپریالیسم با ما بود. اینها همه در من اثر گذاشته و می‌دانم که جنگ چقدر بد است. در صف می‌ایستادیم و نان «سیلو» می‌گرفتیم که از سنگ‌های درونش، دندان‌هایمان می‌شکست! ما باید از مملکتمان دفاع کنیم و نگذاریم یکسری عروسک‌های پشت پرده بیایند و منافع مملکت ما را به خطر بیندازند. تردیدی ندارم که جوانان امروز ایران تاریخ را خوب می‌خوانند و می‌دانند. غیرت و جراتش را هم دارند.

کسی نتوانسته تا به امروز به ایران زور بگوید و آخر سر این ملت حقش را کف دستش گذاشته‌اند. حالا هم باید قدرت داشته باشد و حق آنها را کف دستشان بگذارند. چرا آنها داشته باشند و ما نداشته باشیم؟ اینها کی هستند که بخواهند ما را قضاوت کنند؟ چه کسی چنین حقی به آنها داده؟ آیا رفتارشان شرافتمندانه است؟ نه. بنابراین من به همه این جوان‌ها افتخار می‌کنم. به آنها می‌گویم که این شرافت شما را نشان می‌دهد که در مملکت‌تان مانده‌اید و می‌خواهید از حق‌تان دفاع کنید. خدا را هزار بار شکر که قدرتش را هم دارید.

بوش گفت ایران محور شرارت است و با هر سلاحی که لازم باشد، به ایران حمله می‌کنیم. اوباما  گفت: آمریکا هیچ‌وقت از سلاح‌های اتمی خود استفاده نمی‌کند، ولی حق حمله اتمی به ایران و کره شمالی را برای خودمان محفوظ می‌داریم! کلینتون هم در تبلیغات ریاست‌جمهوریش گفت: اگر ایران برای اسرائیل مشکلی به وجود بیاورد، ایران را محو می‌کنیم. ترامپ هم اخیراً گفته: واکنش نظامی ما حالت محو کردن دارد. حتی فرانسه در دوره ای و از زبان ژاک شیراک، ایران را تهدید به حمله هسته‌ای کرد. با این تفاصیل، اگر ایرانی‌ها برای حفظ امنیت خودشان سلاح هسته‌ای بسازند که دیگر کسی جرأت نکند ایران را تهدید هسته‌ای کند، کار برحقی نخواهد بود؟

باید بگویم سگ زرد برادر شغال است. همه کارهایشان هم دیوانگی. آن بلایی که سر عراق آوردند و جنگ راه انداختند و این هم وضعیت امروز عراق که همه جا را تخریب کردند یا در کشور عزیز همسایه‌مان افغانستان یا در پاکستان که گرفتاری‌های دیگر درست می‌کنند. هر کدامشان هم برای این‌که دو روز اضافه بر سر قدرت بمانند، تحت تأثیر اطرافیانشان و نفوذ اسرائیل، هر کاری می‌کنند. ایران هم می‌تواند از حق خودش دفاع کند. من از نزدیک با باراک اوباما دیدار نداشته‌ام، ولی به هر حال آمد نشست و توافق‌نامه امضا کرد، اما یک خلی هم پیدا شد و این‌طوری عمل کرد. البته به هیچ‌کدام از اینها نمی‌شود ایراد گرفت، چون هرکدام منافع مملکت خودشان را می‌خواهند، ولی این ایراد به آنها وارد است که وقتی ما می‌گوییم ما هم منافع مملکت خودمان را می‌خواهیم، می‌گویند: نه. البته غلط زیادی می‌کنند و چنین حقی هم ندارند. ایران بارها گفته من برای امضای موافقت‌نامه منع سلاح اتمی حرفی ندارم، به شرط این‌که همگی قرارداد خلع سلاح هسته‌ای را امضا کنیم. البته کشورهایی مثل آمریکا، اسرائیل و. ..، منافعشان ایجاب نمی‌کرد خلع سلاح هسته‌ای بشوند و همکاری که نکردند هیچ، تحریک هم کردند. اتم هم چیز کثیفی است، هم چیز خوبی است. درست مثل زبان که اگر خوب بگوید خوب است و گر بد بگوید، بد است. اگر قرار است همه کشورها از اتم فقط برای برق و مسائل غیر جنگی استفاده کنند، ایران هم باید داشته باشد. دوست و رفیق من ذوالفقار علی بوتو می‌گفت: ما پاکستانی‌ها حاضریم علف بخوریم، ولی تسلیم نمی‌شویم... و کارشان هم در اتمی به نتیجه رسید. ولی عادتا، اتم ضد بشر است و من هر چیزی را که ضد بشر باشد، ته دلم با آن مخالفم. بشر، بشر است. هوادار همه انسان‌ها هستم. به نژاد برتر هم اعتقاد ندارم. کثافتکاری‌هایی که اینها در یمن کرده‌اند و می‌کنند، چه حکمی دارد؟ در سوریه چه غلطی کردند؟ و در جاهای دیگر!

در داخل ایران برخی جریانات و چهره‌های سیاسی مواضع اخیر شما را نپسندیدند و در مقابلتان گارد گرفتند. علت چیست؟

وقتی کسانی در خارج یا داخل ایران علیه من موضوع می‌گیرند در زمانی که من با تحریم مردم مخالفت می‌کنم و از استقلال کشور و حق داشتن امکانات هسته‌ای دفاع می‌کنم و پای ملت و مردمم می‌ایستم، وقتی کسی درجهت مقابل این موضع‌گیری بایستد هرکس که باشد او بدون شک تیشه به ریشه ملت می‌زند وخائن است چه اصلاح‌طلب باشد چه سلطنت طلب و نزد مردم ماهیت خود رامعرفی می‌کند و مردم جواب او را خواهند داد.

هرحکومتی مخالفانی دارد که به طور طبیعی علیه آن موضع دارند، ولی در میان اپوزیسیون خارج از ایران، کسانی هستند که با دولت آمریکا و نهادهایی که تلاش می‌کنند در ایران آشوب راه بیندازند، لابیگری و حتی توصیه می‌کنند ایران را بمباران کنند تا آنها بیایند و به قدرت برسند و حرمتی برای حفظ امنیت و منافع ملت ایران قائل نیستند. به اینها چه نصیحت و توصیه‌ای دارید؟

اینها قابل نصیحت نیستند و من فقط حرفم را برای ثبت در تاریخ می‌زنم. هر فرد و گروهی که علیه کشور و مملکتش اقدام کند و برود و برای نابودی کشورش از دیگران پول بگیرد، نه قابل اعتماد است، نه قابل احترام. اگر هم به این مملکت بیاید، باید نوکری کسی را بکند که او را سر کار آورده تا او را نگه دارد. حرف همه اینها مفت است. همه اینها دارند خیانت می‌کنند. این آقایی که می‌گوید: برو بمب بینداز، اگر هم توی ایران کس و کاری ندارد، مگر قبر پدر و مادر و خاله و عمه‌اش در ایران نیست؟اینها احمق و خائن هستند و به جایی هم نمی‌رسند و باعث تأسف هم هستند، چون من معتقدم ایرانی شرف دارد و باید دنبال شرافت و عدالت برود. متأسفانه امروز در دنیا عدالت و شرافت پیدا نمی‌شود و هر کسی که زور و پول دارد، هر غلطی که دلش می‌خواهد می‌کند و اینها هم دنبال آنها می‌دوند. این چه جور عدالتی است که در سازمان مللش، با یک «نه» همه چیز می‌مالد و می‌رود؟ به هر حال بودنش بهتر از نبودنش است، اما در آن عدالت نیست.

در مورد اتم، معتقدم چیز کثیفی است، ولی اگر دیگران می‌توانند داشته‌باشند، چرا ایران نباید داشته‌باشد؟ اگر مساوات است که همه باید داشته‌باشند. دو دوتا، چهار تا می‌شود. سعودی چکاره است که بخواهد بیاید در مملکت من آقایی کند؟ من لجن می‌مالم به سرش! این حرف‌ها چیست؟ در سوریه چه غلطی کردند جز ویرانی؟ توانستند رژیم را عوض کنند؟ در افغانستان چه غلطی کردند جز تخریب؟ در یمن همین‌طور. اینها منافع خودشان را می‌خواهند. اگر انصاف وجود دارد که هر کشوری حق دارد از منافع خودش دفاع کند. اگر هم حق را بی‌شرمی و توپ و تفنگ معلوم می کند که همین بساطی است که راه انداخته‌اند.

به هر حال، تغییر در هر کشوری به دست مردم آن کشور باید صورت بگیرد، نه به دست عامل خارجی. خارجی چکاره است؟ کارهایی که آمریکا دارد علیه ایران انجام می‌دهد، رفتارهای بچگانه و احمقانه است. یک ابرقدرت که نباید حرف‌های بچگانه بزند. باید مطالعه داشته‌باشد. انگلیسی‌ها دست‌کم هر جا رفتند، حساب‌شده و با مطالعه کار کردند. نگاه که می‌کنید همه اقدامات اینها غیرعادلانه و غیرشرافتمندانه است. شاید به من ایراد بگیرند که این حرف‌ها را می‌زنم، ولی همه این حرف‌ها از ته قلبم هست و ترسی هم از کسی ندارم.

بی‌بی‌سی رسانه‌ای است که پیشینه تاریخی خوبی در ایران ندارد و مواضعش همواره علیه ایران بوده‌است. چرا برای ابراز موضع معمولا بی‌بی‌سی را انتخاب می‌کنید؟

من اصولا برای انتقال حرفم از هر تریبونی استفاده می‌کنم من مسؤول پیام خودم هستم نه ماهیت تریبون. یک بلندگو به هرکسی می‌تواند تعلق داشته‌باشد. من به سیاست‌های همین بی‌بی‌سی هم انتقاد دارم ضمنا من با همه رسانه‌ها گفت‌وگو کرده و می‌کنم و تریبون یک وسیله است و من وابستگی به هیچ رسانه‌ای ندارم. بارها در مصاحبه‌ها و مقالاتم چه در دوران مسؤولیت چه بعد از انقلاب درباره صدمات انگلیس به ایران آشکار موضع گرفتم و تنها کسی بودم در تاریخ ایران که وزیرخارجه بریتانیا جورج براون را تهدید کردم اگریک بار دیگر هواپیماها و جت‌های جنگی شما از بالای سر ناوهای ما درخلیج فارس عبور کنند می‌زنیم و منهدمشان می‌کنیم.

شما به عنوان یک چهره اثرگذار در رژیم پهلوی، چه عواملی را باعث فروپاشی و زوال حکومت شاهنشاهی دخیل می‌دانید ؟  فساد سیستمی و آلودگی دربار و سران و مقامات چقدر در اضمحلال رژیم پهلوی نقش داشت؟

به نظر من دلیل اصلی انقلاب این بود که حکومت پهلوی به مردم آزادی نمی‌داد. این یک واقعیت است. در عصر امروز آزادیِ حرف زدن، حق مردم است. درباره اوضاع مملکت و علت زوال پهلوی باید بگویم علت اصلی این بود که حکومت و رجال و مقامات واقعیت‌ها را نمی‌دیدند و در این شکی نیست امثال علم و هویدا و رجال فاسد دیگر چه برسر این مملکت آوردند. وقتی این وزیر دربار باشد یا آن هویدا نخست وزیر باشد چه انتظاری از حکومت می‌شود داشت هر دوخیلی هم با من دشمن بودند و افراد دنباله‌روی اینها. این اواخر کار سر همین مسائل من خودم بارها از مسؤولیت‌هایم استعفا کردم که پذیرفته نشد.  

 

منبع: جام جم
اردشیر زاهدی، سفیر رژیم پهلوی در آمریکا به روزنامه جام جم گفت: من تایید می‌کنم که آمریکا می‌خواهد به ایران زور بگوید، البته ایران را نمی‌شناسند و از شرایط موجود دنیا سوءاستفاده می‌کنند. این حرفی که اینها امروز به ایران می‌زنند، خلاف شرف، اخلاق و انسانیت است، به‌خصوص کشوری که ادعای ابرقدرتی می‌کند.
حدود یک دهه است که اردشیر زاهدی، داماد سابق پهلوی دوم، وزیر خارجه و سفیر سابق ایران در انگلیس و آمریکا، در باب زیاده‌خواهی دولت‌هایی که از قضا در گذشته با مسؤولان آنها مراودات نزدیک داشته، هشدارهایی جدی می‌دهد. این مواضع اما بازتاب‌ها و واکنش‌های مختلفی را درپی داشته است. عده‌ای او را عامل جمهوری اسلامی می‌دانند و عده‌ای هم مواضع او را به روحیه وطن‌پرستی‌اش نسبت می‌دهند. اما زاهدی خودش بارها گفته و می‌گوید مواضعش همین‌هایی است که به‌صراحت بیان می‌کند و هیچ عامل دیگری در این مواضع دخیل نیست.

‌ البته که آدمیزاد در گذر زمان تغییر می‌کند و بالا رفتن سن و سال و گذر ایام، تجربه‌ها و تفکرات تازه‌ای را برایش رقم می‌زند. اردشیر زاهدی در گفت‌وگویی صریح با روزنامه جام جم به بررسی مواضع وی درباره سیاست خارجی ایران، نقش آمریکا، علت فروپاشی پهلوی و ... پرداخته است.

 شما باتوجه به مسؤولیتی که طی سال‌های ۴۵ تا ۵۰ در صحنه سیاست خارجی ایران داشتید و شناختی که از مناسبات بین‌المللی و به‌ویژه از آمریکا دارید، آیا تأیید می‌کنید نوع مواجهه آمریکا با جهان به خصوص ایران مواجهه‌ای ظالمانه و زورگویانه است  ؟

من تایید می‌کنم که آمریکا می‌خواهد به ایران زور بگوید، البته ایران را نمی‌شناسند و از شرایط موجود دنیا سوءاستفاده می‌کنند. این حرفی که اینها امروز به ایران می‌زنند، خلاف شرف، اخلاق و انسانیت است، به‌خصوص کشوری که ادعای ابرقدرتی می‌کند. ابرقدرت باید فهم داشته باشد و مخاطب خود را بشناسد. رابطه ایران و آمریکا بیشتر از ۱۶۷ سال سابقه دارد و اسباب تأسف است که آمریکا چنین دوستی را از دست داده‌است. ایران این‌قدر از خودش حوصله نشان داد و برای این‌که مشکلاتش را حل کند و به مردمش برسد، گفت‌وگو با ۱+۵ را قبول کرد و دو سال و خرده‌ای هم چانه زدند تا پنج کشور اروپایی بعلاوه آمریکا آن را امضا کردند.

کشوری که خودش را ابرقدرت می‌داند، به دلیل این‌که رئیس‌اش یا اطرافیان او دل‌درد گرفته‌اند، نمی‌تواند به خودش اجازه دهد که زیر این قرارداد بزند، چون هم خلاف اخلاق و هم خلاف وجدان است و در هیچ جای دنیا نمی‌تواند اخلاقا قابل قبول باشد، به‌خصوص که سازمان ملل و این پنج کشور امضا کردند، اما ایشان چون از آقای اوباما خوشش نمی‌آمد، این کار را کرد که هم بچگانه و هم غلط و هم غیرقابل قبول بود.

 سیاست دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی در برخوردبا  آمریکا راچگونه ارزیابی می‌کنید ؟

هر چیز در موقعیت خودش معنا پیدا می‌کند. البته من هم دیپلمات برجسته‌ای نبودم، ولی سعی کردم هر چیزی که از دستم برمی‌آید برای مملکتم انجام دهم. مسلماً در شروع کار، مسؤولین ایران فراز و فرودهای زیادی را تجربه کرده و احتمالا اشتباهاتی هم داشته‌اند، ولی همان‌طور که من در نطقی که دموکرات‌ها و دیپلمات‌ها هم حضور داشتند گفتم، در تمام مذاهب، بخشش بزرگ‌ترین لذت در دنیاست و انتقام‌گرفتن یکی از بدترین چیزهاست.

امروز جمعیت مملکت ۸۳میلیون است، وقتی که ما بودیم ۳۵میلیون بود. از این ۸۳میلیون، حداقل ۶۰میلیون سواد دارند و می‌توانند بخوانند و بنویسند. ۴۰میلیون دانشگاه‌رفته هستند. ۳۰میلیون از ۸۳میلیون، کسانی هستند که کار می‌کنند و ۲۰میلیون آنها خانم‌ها هستند که برای ایران و هر کشور دیگری افتخار است و همه باید به آن افتخار کنیم. باید بگویم که به‌خصوص در چند سال اخیر، برای وزارت خارجه‌ای که دوست داشتم و آن را مثل فرزند خودم می‌دانم، احترام زیادی قائل هستم. من در اینها حس وطن‌پرستی می‌بینم و به آنها تبریک می‌گویم که سیاست‌شان قابل احترام است. حتی رئیس‌جمهور کنونی ایران هم، با کمال قدرت و ادب پاسخ رئیس‌جمهور آمریکا را داد. برای من دولت‌ها فرق نمی‌کنند، آنچه که مهم است مملکت و وطن و مردمانی هستند که من آنها را برادرها و خواهرهای خود می‌دانم. به اینها ظلم شده‌ است و می‌شود.

یک کشور که ادعای ابرقدرتی می‌کند، نمی‌تواند حتی دارو را برای این مردم تحریم و برای آنها زحمت ایجاد کند. صرفا به این دلیل که تصور می‌کند تغییر رژیم در ایران به این سادگی‌هاست و می‌تواند آنها را به زانو درآورد. این را خطاب به جوان‌ها می‌گویم که تاریخ ۲۰۰‌ ساله اخیر ایران را بخوانند تا ببینند که متأسفانه، همیشه اجنبی‌ها به ایران زور گفته‌اند و لذا ایران باید قدرت داشته باشد تا بتواند در مقابل زورگویی خارجی‌ها بایستد. این مردم نجیب -که من واقعا افتخار می‌کنم بگویم ایرانی هستم- تمام این مشکلات را تحمل می‌کنند تا خودفروشی نکنند. متأسفانه افرادی هم هستند که یا مملکت‌شان را فراموش کرده‌اند یا شرافت و حیثیت خود را از دست داده‌اند. ضرب‌المثلی فارسی داریم که بر اینها منطبق است: بدترین آدم کسی است که سینه مادرش را گاز گرفته است! یک عده‌ای مصداق این ضرب‌المثل هستند و تِز می‌دهند که: بروید و روی ایران بمب بیندازید! بر سر چه کسی؟ سر مردمی که بی‌جهت به آنها ظلم می‌شود؟ روی سر مردمی که این‌طور شرافتمندانه مشکلات را تحمل می‌کنند تا بتوانند به مملکت‌شان کمک و خدمت کنند. این مردم قابل احترام و افتخارند. ممکن است عده‌ای از این حرف‌ها خوششان نیاید و فحش هم بدهند.

من به این حرف‌ها نه اهمیت داده‌ام، نه می‌دهم و فقط آنچه را که از دستم برمی‌آید و وظیفه من هست، انجام می‌دهم که در برابر وجدان و خدای خودم شرمنده نباشم. از طرف خارجی‌ها به ایران ظلم شده و ظلم می‌شود و باید جلوی آن را گرفت. خوشبختانه ایرانی‌ها مرد و مردانه ایستاده و توانسته‌اند به‌تدریج حق خود را بگیرند و خود را ثابت کنند. همین الان که دارم با شما صحبت می‌کنم، مقاله نیویورک‌تایمز جلوی روی من هست که درباره مقاومت ایرانی‌ها در برابر این فشارها نوشته. منظورم این است که خود آمریکایی‌ها هم این را قبول دارند. من معتقدم اینها با این قرتی‌بازی‌هایی که انجام می‌دهند، به جایی نمی‌رسند. اینها با عربستان سعودی معامله می‌کنند. عربستان سعودی چه عنوانی دارد جز این‌که یک رژیم آدمکش و خونخوار است که می‌رود و در مملکت دیگری آدم‌ها را می‌کشد و بعد می‌گوید: من حافظ مکه هستم! کسی که مسلمان است و شرف دارد، آدمکشی و خونخواری نمی‌کند، آن هم این‌طور وحشیانه. اینها خلاف وجدان و قوانین انسانی است و من نمی‌توانم با این چیزها موافق باشم. ایران هزاران سال تاریخ دارد و همیشه به دنبال صلح بوده است. حکومت‌ها همیشه آمده و رفته‌اند، ولی باید امروز و فردا را دید. آب ریخته را نمی‌شود به جوی برگرداند.

من به همه هموطنانم قول می‌دهم که شرافت و وجدانم را در اختیارشان قرار بدهم و در هر جا که از دستم بربیاید، از وطنم دفاع خواهم کرد، چون افتخار می‌کنم که هم ایرانی باشم، هم مسلمان و از چیزی هم باک ندارم. این را باید غرب بفهمد که اگر یک مسلمانی بد کرد، او نامسلمان است، نه این‌که همه مسلمان‌ها بد هستند. این جوان‌ها آتیه این مملکت هستند. من به روح پدر و مادرم -که عزیزترین کسانی هستند که داشتم- قسم می‌خورم که وقتی تلفنی یا حضوری با این جوان‌ها صحبت می‌کنم، به آنها حسادت نمی‌کنم، بلکه افتخار می‌کنم و خجالت می‌کشم که در قدیم آن‌طور که باید و شاید متوجه اینها نبودیم! اینها لیدرهای جدید هستند و غیرت و شرف و هوش دارند. معلوماتی را که اینها دارند، امثال من ندارند! بنابراین من خیلی خوشبین هستم و تردید ندارم که بالاخره حق به حقدار می‌رسد.

تئوری دولت آمریکا این است که با استراتژی فشار حداکثری مردم در تنگنا قرار می‌گیرند و این باعث نارضایتی و شورش مردم می‌شود که نهایتا تغییر رژیم اتفاق می‌افتد. از آنجا که ایران در چند سال آینده تبدیل به بزرگ‌ترین قدرت موشکی منطقه می‌شود، می‌خواهند جلوی این فرآیند را بگیرند تا ایران به زانو دربیاید و تسلیم خواسته‌های آنها بشود. در این‌ باره چه دیدگاهی دارید؟

غلط می‌کنند و بسیار زیاد هم غلط می‌کنند! به قول معروف، «شتر در خواب بیند پنبه‌دانه». آنها کی هستند که به ما دستور بدهند؟ هر کسی که علیه مردم خودش صحبت کند، یا از اعراب منطقه و اسرائیل و سیا پول بگیرد و خودفروشی کند، بدنام است و به‌درد مردم نمی‌خورد و نهایتا هم با بدنامی ساکت خواهد شد!

احقاق حق ایران هم بسته به اراده خود ایرانی‌هاست. چرا نداشته باشند؟ اسرائیل از روز اولی که به وجود آمده، بمب اتمی داشته و امریکا هم چشمش را به روی این موضوع بسته است. من چندین‌بار در ملاقات با سفرای مختلف و در سازمان ملل گفته بودم که ما حاضریم بیاییم و تمام منطقه را عاری از سلاح‌های اتمی کنیم، ولی اینها به خاطر این که زرادخانه اسرائیل دست نخورد، قبول نکردند! حق ایران است، مخصوصاً که اینها ۱۵۰ میلیون اسلحه به سعودی‌ها فروختند که برود و در یمن کثافت‌کاری کند و مردم را بکشد! این اشخاصی که این حرف‌ها را می‌زنند، دنبال منافع خود هستند. برای این که مسائل حل شود، طرفین باید شرافتمندانه رفتار کنند، نه این که به هم دروغ بگویند! اعتماد و اطمینان نباید از بین برود.

من سر قضیه چکسلواکی با آندره گرومیکو وزیر خارجه روسیه مشکل داشتم، اما حرف همدیگر را می‌فهمیدیم. اختلافات را مطرح و در عین حال احترام و دوستی خودمان را هم حفظ می‌کردیم، به خاطر این که به هم اعتماد داشتیم و دروغ نمی‌گفتیم. اینها اگر حرفی با ایران دارند، بیایند شرافتمندانه حرف بزنند و دروغ نگویند. اروپا آمده و قرارداد برجام را امضا کرده. حالا آمریکا آمده و آنها را تحت فشار قرار داده و آنها تدریجا دارند به خاطر حفظ منافع و شرکت‌هایشان، به تدریج عقب می‌کشند! این کار اتحادیه اروپا خلاف اخلاق و خلاف تعهدی است که داشته‌اند. البته چین و روسیه سر تعهدشان ایستاده‌اند، برای این که برجام را امضا کرده‌اند، ولی خب بعضی‌ وقت‌ها شل می شوند!

این که یکی بگوید چون قدرت دارم هر کاری دلم خواست می‌کنم، درست نیست. با قلدری هیچ قدرتی نمی‌توانی داشته باشی و در مقابل مردم دنیا کاری نمی‌توانی انجام بدهی! تمام منطقه خلیج‌فارس و جاهای دیگر را به کثافت کشیده‌اند! آمده‌اند و برخلاف تمام شواهد تاریخی، فلسطین را گرفته‌اند و حالا می‌گویند: دستشویی هم که می‌خواهی بروی، باید از من اجازه بگیری! کدام قانون بین‌المللی این رفتار را قبول دارد؟ بعضی از اعراب هم برای پول و برای این که به آنها کمکی شود، فلسطینی‌ها را فراموش کرده‌اند! رفتاری که با فلسطینی‌ها می‌شود، برخلاف حقوق بشر است.

چرا در این مورد کسی حرفی نمی‌زند؟ آنچه مال من است، مال من است، آنچه هم که مال شماست، مال من است؟! این را یک‌بار به گرومیکو گفتم که به او بر خورد و البته بعد هم آشتی کردیم. حرف باید منطقی باشد.

باز هم می‌گویم که به ایران افتخار می‌کنم که عمده چیزهایی را که نیاز دارد، بدون این که از خارج خریده باشد، با همت و تلاش و غیرت همین مهندسین جوان،برای خودش تهیه کرده است. زیردریایی و موشک و هر چه را که نیاز دارد، درست و این همه پیشرفت کرده. ایران باید در مقابل دشمن قوی باشد.مگر قرار است ایران همه چیزش را بدهد و کاری را که با قذافی کرده‌اند، با ایران هم بکنند؟ ایران لیبی نیست که آنجا را به کثافت کشیده‌ و هنوز هم توی آن مانده‌اند! قذافی گول خورد. ایران باهوش‌تر از این حرف‌هاست. تاریخ دارد و شرف دارد و به این آسانی نمی‌شود آن را از جا تکان داد. من هم شرافتمندانه برای این افراد دعا می‌کنم که این‌طور همه ناراحتی‌ها و مشکلات را تحمل کرده‌اند تا به برادرها و خواهرهایشان خدمت کنند. این قابل تقدیر است.
کشور ما طی ۲۰۰ سال گذشته به هیچ جا حمله نکرده، اما بارها به آن حمله شده است... ایران هیچ وقت مهاجم نبوده. به جوان‌ها می‌گویم که باید بروند و تاریخ کشورشان را بخوانند. در این ۲۰۰ سال بروید بخوانید و ببینید چه ظلم‌هایی که به ما نشد... 

نسل شما شهریور ۱۳۲۰ و اشغال ایران توسط متفقین و نسل ما جنگ هشت ساله را دیده. ایرانِ بعد از انقلاب طی هشت سال جنگ و پس از آن در دوره تحریم‌های همه‌جانبه، در برابر این زیاده‌خواهی‌ها ایستادگی کرده است. امروز کشورهای حوزه خلیج فارس به سردمداری عربستان سعودی چند کار را کرده‌اند. یکی تغییر نام خلیج فارس برای توسعه قدرت خودشان و زمینه‌سازی برای تجزیه جنوب ایران و دیگری مدعی‌شدن بر سر جزایر سه‌گانه و تلاش‌هایی که برای سرکوب بحرین کردند. شما به عنوان کسی که سفیر ایران در انگلستان بودید، ماجرای اقدام متقابل ایران علیه مصادره کشتی ایرانی توسط انگلیسی‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

انگلیسی‌ها خلاف قوانین بین‌الملل عمل کردند که کشتی ایرانی را گرفتند. ایران هم خوشبختانه استقامت کرد و حقوقدانان و قضات اروپایی هم دیدند انگلیس کار اشتباهی کرده و نهایتا کشتی ایرانی آزاد شد. ایران در مقابل تهاجم آنها کشتی‌اش را گرفت و البته کار بسیار خوبی کرد، چون همان‌طور که گفتم: حساب حساب است، کاکا برادر! بنابراین ایران قوی عمل کرد و زیربارِ منم‌منم انگلیسی‌ها نرفت. اگر زنده بمانم تا سه ماه دیگر جلد سوم کتاب خاطراتم را هم تمام می‌کنم که درباره دوره وزارت خارجه است و اگر بیشتر زنده باشم، جلد چهارم را هم با تمام مدارک و اسناد تاریخی این روابط منتشر خواهم کرد. فراموش نکنید در همین عربستان سعودی اگر ایرانی وجود نداشت، شلوارش را نمی‌توانست بالا بکشد! عربستان سعودی و عمان وضع خیلی بدی داشتند.

دنیا می‌دانست که اگر آنجا سقوط کند، وضع دنیا از لحاظ نفت عوض خواهد شد. ما به عربستان کمک کردیم که بتواند دوام بیاورد. این وضع را داشت و اگر ما نبودیم، از بین رفته بود! حالا این پسرک برای ماهارت و پورت‌ می‌کند! خوب است یکی پیشینه اینها را به یادشان بیاورد!

به هرحال ما نباید اجازه دهیم که دوباره استیلای آمریکا و انگلیس تکرار شود. یادم هست بچه که بودم، پدر مرا با آن فضاحت دزدیدند و ما همین‌طور ویلان و سرگردان، بدون پدر و مادر مانده بودیم! با چه مصیبتی رفتیم برای دیدار با خواهرم و بعد آمدیم تهران. از خانه می‌خواستیم برویم جایی، باید به سرباز روسی یا انگلیسی یا آمریکایی حساب پس می‌دادیم که: از کجا آمده‌ایم و کجا می‌خواهیم برویم! توی خانه خودمان، با ما مثل دزدها رفتار می‌کردند. این وضع ما بود.

از لحاظ اقتصادی هم که اوضاع کشور خراب بود. روزولت، چرچیل و استالین برای کنفرانس تهران آمدند اینجا. روزولت و چرچیل به دیدن پادشاه نیامدند، اما استالین با واسطه‌هایی آمد و ایشان هیچ‌وقت این محبت استالین از یادشان نرفت! این رفتار امپریالیسم با ما بود. اینها همه در من اثر گذاشته و می‌دانم که جنگ چقدر بد است. در صف می‌ایستادیم و نان «سیلو» می‌گرفتیم که از سنگ‌های درونش، دندان‌هایمان می‌شکست! ما باید از مملکتمان دفاع کنیم و نگذاریم یکسری عروسک‌های پشت پرده بیایند و منافع مملکت ما را به خطر بیندازند. تردیدی ندارم که جوانان امروز ایران تاریخ را خوب می‌خوانند و می‌دانند. غیرت و جراتش را هم دارند.

کسی نتوانسته تا به امروز به ایران زور بگوید و آخر سر این ملت حقش را کف دستش گذاشته‌اند. حالا هم باید قدرت داشته باشد و حق آنها را کف دستشان بگذارند. چرا آنها داشته باشند و ما نداشته باشیم؟ اینها کی هستند که بخواهند ما را قضاوت کنند؟ چه کسی چنین حقی به آنها داده؟ آیا رفتارشان شرافتمندانه است؟ نه. بنابراین من به همه این جوان‌ها افتخار می‌کنم. به آنها می‌گویم که این شرافت شما را نشان می‌دهد که در مملکت‌تان مانده‌اید و می‌خواهید از حق‌تان دفاع کنید. خدا را هزار بار شکر که قدرتش را هم دارید.

بوش گفت ایران محور شرارت است و با هر سلاحی که لازم باشد، به ایران حمله می‌کنیم. اوباما  گفت: آمریکا هیچ‌وقت از سلاح‌های اتمی خود استفاده نمی‌کند، ولی حق حمله اتمی به ایران و کره شمالی را برای خودمان محفوظ می‌داریم! کلینتون هم در تبلیغات ریاست‌جمهوریش گفت: اگر ایران برای اسرائیل مشکلی به وجود بیاورد، ایران را محو می‌کنیم. ترامپ هم اخیراً گفته: واکنش نظامی ما حالت محو کردن دارد. حتی فرانسه در دوره ای و از زبان ژاک شیراک، ایران را تهدید به حمله هسته‌ای کرد. با این تفاصیل، اگر ایرانی‌ها برای حفظ امنیت خودشان سلاح هسته‌ای بسازند که دیگر کسی جرأت نکند ایران را تهدید هسته‌ای کند، کار برحقی نخواهد بود؟

باید بگویم سگ زرد برادر شغال است. همه کارهایشان هم دیوانگی. آن بلایی که سر عراق آوردند و جنگ راه انداختند و این هم وضعیت امروز عراق که همه جا را تخریب کردند یا در کشور عزیز همسایه‌مان افغانستان یا در پاکستان که گرفتاری‌های دیگر درست می‌کنند. هر کدامشان هم برای این‌که دو روز اضافه بر سر قدرت بمانند، تحت تأثیر اطرافیانشان و نفوذ اسرائیل، هر کاری می‌کنند. ایران هم می‌تواند از حق خودش دفاع کند. من از نزدیک با باراک اوباما دیدار نداشته‌ام، ولی به هر حال آمد نشست و توافق‌نامه امضا کرد، اما یک خلی هم پیدا شد و این‌طوری عمل کرد. البته به هیچ‌کدام از اینها نمی‌شود ایراد گرفت، چون هرکدام منافع مملکت خودشان را می‌خواهند، ولی این ایراد به آنها وارد است که وقتی ما می‌گوییم ما هم منافع مملکت خودمان را می‌خواهیم، می‌گویند: نه. البته غلط زیادی می‌کنند و چنین حقی هم ندارند. ایران بارها گفته من برای امضای موافقت‌نامه منع سلاح اتمی حرفی ندارم، به شرط این‌که همگی قرارداد خلع سلاح هسته‌ای را امضا کنیم. البته کشورهایی مثل آمریکا، اسرائیل و. ..، منافعشان ایجاب نمی‌کرد خلع سلاح هسته‌ای بشوند و همکاری که نکردند هیچ، تحریک هم کردند. اتم هم چیز کثیفی است، هم چیز خوبی است. درست مثل زبان که اگر خوب بگوید خوب است و گر بد بگوید، بد است. اگر قرار است همه کشورها از اتم فقط برای برق و مسائل غیر جنگی استفاده کنند، ایران هم باید داشته باشد. دوست و رفیق من ذوالفقار علی بوتو می‌گفت: ما پاکستانی‌ها حاضریم علف بخوریم، ولی تسلیم نمی‌شویم... و کارشان هم در اتمی به نتیجه رسید. ولی عادتا، اتم ضد بشر است و من هر چیزی را که ضد بشر باشد، ته دلم با آن مخالفم. بشر، بشر است. هوادار همه انسان‌ها هستم. به نژاد برتر هم اعتقاد ندارم. کثافتکاری‌هایی که اینها در یمن کرده‌اند و می‌کنند، چه حکمی دارد؟ در سوریه چه غلطی کردند؟ و در جاهای دیگر!

در داخل ایران برخی جریانات و چهره‌های سیاسی مواضع اخیر شما را نپسندیدند و در مقابلتان گارد گرفتند. علت چیست؟

وقتی کسانی در خارج یا داخل ایران علیه من موضوع می‌گیرند در زمانی که من با تحریم مردم مخالفت می‌کنم و از استقلال کشور و حق داشتن امکانات هسته‌ای دفاع می‌کنم و پای ملت و مردمم می‌ایستم، وقتی کسی درجهت مقابل این موضع‌گیری بایستد هرکس که باشد او بدون شک تیشه به ریشه ملت می‌زند وخائن است چه اصلاح‌طلب باشد چه سلطنت طلب و نزد مردم ماهیت خود رامعرفی می‌کند و مردم جواب او را خواهند داد.

هرحکومتی مخالفانی دارد که به طور طبیعی علیه آن موضع دارند، ولی در میان اپوزیسیون خارج از ایران، کسانی هستند که با دولت آمریکا و نهادهایی که تلاش می‌کنند در ایران آشوب راه بیندازند، لابیگری و حتی توصیه می‌کنند ایران را بمباران کنند تا آنها بیایند و به قدرت برسند و حرمتی برای حفظ امنیت و منافع ملت ایران قائل نیستند. به اینها چه نصیحت و توصیه‌ای دارید؟

اینها قابل نصیحت نیستند و من فقط حرفم را برای ثبت در تاریخ می‌زنم. هر فرد و گروهی که علیه کشور و مملکتش اقدام کند و برود و برای نابودی کشورش از دیگران پول بگیرد، نه قابل اعتماد است، نه قابل احترام. اگر هم به این مملکت بیاید، باید نوکری کسی را بکند که او را سر کار آورده تا او را نگه دارد. حرف همه اینها مفت است. همه اینها دارند خیانت می‌کنند. این آقایی که می‌گوید: برو بمب بینداز، اگر هم توی ایران کس و کاری ندارد، مگر قبر پدر و مادر و خاله و عمه‌اش در ایران نیست؟اینها احمق و خائن هستند و به جایی هم نمی‌رسند و باعث تأسف هم هستند، چون من معتقدم ایرانی شرف دارد و باید دنبال شرافت و عدالت برود. متأسفانه امروز در دنیا عدالت و شرافت پیدا نمی‌شود و هر کسی که زور و پول دارد، هر غلطی که دلش می‌خواهد می‌کند و اینها هم دنبال آنها می‌دوند. این چه جور عدالتی است که در سازمان مللش، با یک «نه» همه چیز می‌مالد و می‌رود؟ به هر حال بودنش بهتر از نبودنش است، اما در آن عدالت نیست.

در مورد اتم، معتقدم چیز کثیفی است، ولی اگر دیگران می‌توانند داشته‌باشند، چرا ایران نباید داشته‌باشد؟ اگر مساوات است که همه باید داشته‌باشند. دو دوتا، چهار تا می‌شود. سعودی چکاره است که بخواهد بیاید در مملکت من آقایی کند؟ من لجن می‌مالم به سرش! این حرف‌ها چیست؟ در سوریه چه غلطی کردند جز ویرانی؟ توانستند رژیم را عوض کنند؟ در افغانستان چه غلطی کردند جز تخریب؟ در یمن همین‌طور. اینها منافع خودشان را می‌خواهند. اگر انصاف وجود دارد که هر کشوری حق دارد از منافع خودش دفاع کند. اگر هم حق را بی‌شرمی و توپ و تفنگ معلوم می کند که همین بساطی است که راه انداخته‌اند.

به هر حال، تغییر در هر کشوری به دست مردم آن کشور باید صورت بگیرد، نه به دست عامل خارجی. خارجی چکاره است؟ کارهایی که آمریکا دارد علیه ایران انجام می‌دهد، رفتارهای بچگانه و احمقانه است. یک ابرقدرت که نباید حرف‌های بچگانه بزند. باید مطالعه داشته‌باشد. انگلیسی‌ها دست‌کم هر جا رفتند، حساب‌شده و با مطالعه کار کردند. نگاه که می‌کنید همه اقدامات اینها غیرعادلانه و غیرشرافتمندانه است. شاید به من ایراد بگیرند که این حرف‌ها را می‌زنم، ولی همه این حرف‌ها از ته قلبم هست و ترسی هم از کسی ندارم.

بی‌بی‌سی رسانه‌ای است که پیشینه تاریخی خوبی در ایران ندارد و مواضعش همواره علیه ایران بوده‌است. چرا برای ابراز موضع معمولا بی‌بی‌سی را انتخاب می‌کنید؟

من اصولا برای انتقال حرفم از هر تریبونی استفاده می‌کنم من مسؤول پیام خودم هستم نه ماهیت تریبون. یک بلندگو به هرکسی می‌تواند تعلق داشته‌باشد. من به سیاست‌های همین بی‌بی‌سی هم انتقاد دارم ضمنا من با همه رسانه‌ها گفت‌وگو کرده و می‌کنم و تریبون یک وسیله است و من وابستگی به هیچ رسانه‌ای ندارم. بارها در مصاحبه‌ها و مقالاتم چه در دوران مسؤولیت چه بعد از انقلاب درباره صدمات انگلیس به ایران آشکار موضع گرفتم و تنها کسی بودم در تاریخ ایران که وزیرخارجه بریتانیا جورج براون را تهدید کردم اگریک بار دیگر هواپیماها و جت‌های جنگی شما از بالای سر ناوهای ما درخلیج فارس عبور کنند می‌زنیم و منهدمشان می‌کنیم.

شما به عنوان یک چهره اثرگذار در رژیم پهلوی، چه عواملی را باعث فروپاشی و زوال حکومت شاهنشاهی دخیل می‌دانید ؟  فساد سیستمی و آلودگی دربار و سران و مقامات چقدر در اضمحلال رژیم پهلوی نقش داشت؟

به نظر من دلیل اصلی انقلاب این بود که حکومت پهلوی به مردم آزادی نمی‌داد. این یک واقعیت است. در عصر امروز آزادیِ حرف زدن، حق مردم است. درباره اوضاع مملکت و علت زوال پهلوی باید بگویم علت اصلی این بود که حکومت و رجال و مقامات واقعیت‌ها را نمی‌دیدند و در این شکی نیست امثال علم و هویدا و رجال فاسد دیگر چه برسر این مملکت آوردند. وقتی این وزیر دربار باشد یا آن هویدا نخست وزیر باشد چه انتظاری از حکومت می‌شود داشت هر دوخیلی هم با من دشمن بودند و افراد دنباله‌روی اینها. این اواخر کار سر همین مسائل من خودم بارها از مسؤولیت‌هایم استعفا کردم که پذیرفته نشد.  

 

منبع: جام جم
بهترین خرید
نظرات
ناشناس
علت این حرفهای اردشیر زاهدی پسر کودتاچی معروف کودتای ۲۸ مرداد چیه ؟ این و پدرش که به آمریکا خدمات زبادی کردن و خود اردشیر زاهدی سفیر ایران در آمریکا بود و حتی دانشگاهش و آمریکا رفته بود اما بعد از انقلاب و فرار از ایران آمریکا نرفت و به سوئیس مهاجرت کرد چرا ؟ علتش اینه که آمریکاییها رو سر ماجرای انقلاب بی وفا و عهد شکن میدونست که از شاه حمایت نکردن اما اشتباه اردشیر زاهدی و امثالش درست همینه در جوانی عاشق آمریکا بود و در پیری دشمنش در ایران هم دو طیف هستن یک طیف فدایی آمریکا طیفی دیگه دشمن آمریکا هر دو اشتباه میکنن آمریکا کشوری غربی و استعمارگره حفظ ظاهر و عدم دشمنی باهاش درسته اما اینکه کل عنان و اختیار کشور رو هم بدیم دستش اشتباهست رویکردی معقول به دور از دوستی افراطی و دشمنی افراطی باید داشت بهش
شیرین صفوی
ورژن جدید !!! فردوست دو !!!!!!
سبحان شاهمرادی اصولگرا
خانم بزرگ
هرکس حرف حق بزند به مذاق شما نمی خورد
لابد باید این پیر تائب چاخان شاه و فرح را کند تا
مدحش کنید؟!
محمد مهدی اسلامی (نام مستعار)
با سلام و احترام خدمت خواهر مکرٌَمه سر کار خانم صفوی حفظها الله تعالی ، بنده آن دو جلد کتاب فردوست را خخوانده ، ایشان اعترافاتی را در آن دو کتاب کرده است ، حالا نیت و انگیزه اش از آن بیانات چه بوده است ، آیا از کرده پشیمان شده و سپس خواسته است که جبران کند؟ یا نه از این که از دوستان نزدیک و قابل اعتماد شاه بوده اما درعین حال باطناََ بخاطر حسادت نسبت به شاه که در آن زمان جرأت ابراز نداشته و بدنبال فرصت مناسبی بوده است تا بگوید تا حتی ضربه به او بزند ؟ و یا احتما لات دیگری که ممکن است بیان کرد، درهرصورت ، حق را باید گرفت ولو مشرک بگوید ،اما مهم این است قبول کردن حق از کسی که سوابق سوئی داشته است دلیل بر محترم شمردن خود آن شخص نیست ، در مورد زاهدی نیز ماجرا از همین قرار است ، سخن حقش را قبول ولی خودش را تبرئه نمیکنیم زیراکه او جبران گذشته نکرده است ، حال اگر ملٌَت نجیب و بزرگوار ایران بعلٌَت داشتن قلب رئوف و در بعضی هم قدری بسبب غلبه ی عواطف بر قوٌَه مفکٌره ، او را با حرٌ اشتباه میگیرند ، دلیل نمیشود که ما بجای خدا ی تعالی تصمیم بگیریم و بخاطر چند سخن برحق خاک پایش را سرمه ی چشم دانسته و برای شفای درد هانیز استعمال کنیم . لذا جای نگرانی نیست . خاطر شریفتان را آزرده نفرمائید . ان شا ءالله موفق و سربلند باشید.
سیاوش
این حرفای صد من یه غاز خریداری نداره امروز دوره استعمار بازی تموم شده کشوری که تولید کننده باشه برده اونیم که جنس بنجل میخره و صنایع خودش ول میکنه بازنده ست کجای حرفای این بابا بوی دیپلماسی و پختگی میده
ناشناس
برادر سیاوش و ناشناس17.56 و خانم شیرین صفوی آقای اردشیر زاهدی امروز یک دیپلمات نیست که شما گفتید کجای این حرف ها بوی پختگی و دیپلماسی میدهد و یا از او به عنوان فردوست شماره 2 یا پسر عامل کودتا 28 مرداد نام بردید. زاهدی یک وطن پرست است و تحلیلش از مواضع کنونی ایران و امریکا بیان حقایق موجود است.و اتفاقا با امثال فردوست که خائن به شاه بود زمین تا آسمان فرق دارد و تا آخرین روزهای نظام سلطنتی به علت علاقه شخصی به شاه وفادار مانده و به شاه خیانت نکرده ولی اکنون که با اراده و خواست مردم نظام پادشاهی سرنگون و جمهوری اسلامی مستقر شده است به انتخاب مردم احترام گذاده و به علت عشق به وطن با زورگویی های امریکا مخالفت می کند و باید از او تجلیل کرد.
ناشناس
برادر توجه کنید
مررم خواستن رژیم ساه سرنگون بشه اما

در ۱۲فروردین ۵۸بجز جمهوری اسلامی انتخاب دیگری نبود



حالا اینا رو ول کن آیا برای اخترام به خواست مردم بهتر نیست یک رفراندوم دیگر برگزار شود
ناشناس
اردشیر خان ، رقص شتری برای این و آن ، نه فقط برازنده سن و سال شما نیست ، چندش آور هم هست !
ناشناس
این نمک نشناس داره پولش تموم میشه .فهمیده ایران بچاپ بچاپ و دزدی ورانت و... گفته شاید به منم دادن ...نه بدبخت مزدور دیگه به شما ها پیزی نمیدن اینجا سهم حای مثه سبحانی و خاوری و .... تو هر روز دم تکون نده مفلووووک
محمد مهدی اسلامی (نام مستعار)
با سلام و احترام بر شما عزیز میخواهم از جناب عا لی بپرسم که چه شناختی از جناب آقای سبحان شاهمرادی دارید؟که ایشان را متٌَهم به چیز هائی میکنید ؟ لابد میدانید پیامبر اکرم فرمود الغیبة اشَدٌ مِنَ الزٌِنا (غیبت از زنا بدتر است) ومیدانیم که تهمت زدن از غیبت هم بد تر است زیرا که غیبت یعنی بدیِ یک مؤمن را گفتن در صورتی که راست هم باشد ،ولی تهمت یعنی بد گوئی کردن از مؤمن آن هم بدروغ .. عزیزم ،میدانم که اکنون به بنده هم ممکن است خیلی بدی ها را بار کنید ، امٌا چگونه میخواهید یک خواننده یا شنونده به فرمایش حضرت عالی اعتماد کند؟ بنا نیست که خدای ناکرده ما در اینجا هدفمان بد گوئی از یک دیگر باشد . اگر قصد ارشاد دیگران است که این راهش نیست، عزیزم با روش نا درست که نمیتوان روش درست به دیگران آموخت. یا دیگران را به راه خود کشاند آن هم بافرض این که دیگران در راه درست نباشند . عزیزم اگر حسن نیٌَت دارید که ان شاءالله دارید با روش نیکو و سخنان زیبا و دلنشین مطالبی را بفرمائید مطمئن باشید که هر انسان عاقلی در آن صورت از شما ممنون هم میشود . وگر نه وجود نا زنین خودتان را رنج میدهید و هیچ سودی هم عایدتا ن نخواهد شد. والله بنده دوستتان دارم وگرنه چیزی نمی نوشتم . اگر خدای نا کرده با کسانی دشمنی هم داریم ،بیهوده خودمان را بز حمت نیندازیم . خیلی از جناب عالی پوزش میخواهم قصد جسارت و بی ادبی نداشته و ندارم . .یک مزاح بکنم بد نیست ، اگر فحشم خواهید داد ، دعایم نیز بکنید.ان شاءالله در دنیا و آخرت سربلند باشید.
ناشناس
اقای مستعار کمتر حرف های مستعار یزن.....دعا می کنم به خود واقعی ات برسی....
ناشناس
خوب شهناز دختر شاه به خاطر بی بندباری های این مرد ازش طلاق گرفت و به نظر می اید حالا می خواد انتقام بگیره.
شیرین صفوی
آق سبحان ، ای ابر مرد !!!!!!!!! آخه نیست بعد ها فردوست به غلط کردن نیفتاد !!!!!!!!!!!! اگه اصلا این
حضرات نبودند شما الان سبحان خان نبودی که !!!!!!!!!!!!!!!! واسه همین چرندیات اینا برای شما قند عسل و خودشون شیرین عسلند اخخخخخوی برااااااادر !!!!!!!!!!! در ضمن اندک اندک نگارشت بد جوری داره شخصیت رو نشون میده !!!!!!!! بیشتر جواب بده بیشتر جواب بده !!!!!!!تا خودتو نشون بدی
محمد مهدی اسلامی (نام مستعار)
متأسٌفانه یکی از شعراء بنام خلیل جوادی در مورد مردم شریف و نجیب قم سخنی نا چسب و غلط به شعر آورده بود بدون آن که توجه کند «بکوه آواز خوش ده تا خوش آید» و فکر نکرده بود که بد گوئی به مردم از قدر انسان می کاهد و خود را مطرود میکند. .بنده در جواب به او دو شعر کوتاه نوشتم وفکر میکنم برای انسان های بزرگوار و خوش ذوق یک بار خوا ندن ن آنها بد نباشد.. لذا در اینجا آنها را میآورم . چه زوری نشسته به تو ای خلیل ،؟ چرا گفته ای بد بدون دلیل ؟ ندانسته ای میشوی بد ذلیل ؟ کدام عاقلی خود نماید علیل ؟ و :
ادب از تعالیم اسلام ما است ، بَرَد هر خردمند را راه راست . ز کار بدش هر دلیر عذر خواست، بدست عِزٌَت آورد و خبطش بکاست . خلیلا بپا خیز و پوزش بخواه ، خودت را درخشان بکن همچو ماه . بدان مردم قم نجیب و کریم ، ببخشند و پاسَت بدارند حریم .
ناشناس
مهدی اف بس کن
ناشناس
عمو اَردی حسرت کارهایی رو می خوره که نتوانست انجام دهند ولی دیگران توانستند ،البته ایشون اشتباه می کند .!
ایول ایوله ،ایول ،عمو اَردی گل ایول خخخخخخخخخخخخ
شیرین صفوی
انصافا کی به رییس جمهور آمریکا گفت زیر پای شما دانشجو قربانی کردیم در آن ۱۶ آذر سالی !!؟؟؟ شاه یا این حضرات زاهدی و اعلم ها !!!!!!!+؟؟؟؟ کی گند زد به سیاست های آن دوران !!!!! با فساد های خود !!!! شاه یا این حصرات
محمد مهدی اسلامی (نام مستعار)
با درود و سلام بر سر کار خانم صفوی وبا احترام عرض میکنم که زاهدی و علم ودیگران بردگان شاه بودند و شاه نیز برده ی آمریکا . یعنی اینان بردگان برده و چاپلوسانی ذلیل بودند برای یک ذلیل . قرآن کریم میفرماید بیگانه را مسلمان حق ندارد حاکم بر خود کند . حکم ، حکم خداست و اگر حکم هر کسی دیگری غیر از احکام الهی بدست هر کسی اجراء شود ، حاکم مشرک و حکومتش حکومت شرک است . چون شما را حق طلب و حقیقتجو میدانم ، این مختصر را بعرض مبارکتان رساندم .ان شاءالله موفق و سر بلند باشید .
سروش
مسئولین نالایقی که هزار میلیارد دلار پول این مردم رو حیف و میل کرده اند و فقر و فحشا و بیکاری را نسیب این مردم کرده اند با این حرفهای ضد استعماری جشن میگیرند چون نالایقی اونها رو پوشش میده وگرنه همه میدونیم کشوری آماده استعمار ( شرق و غرب فرق نداره) و وابستگی هست که ضعیف و بدبخت باشه وگرنه فتحعلیشاه مرحوم هم دویست سال پیش از این حرفها میزد منتها چون کشورش ضعیف بود تن به ترکمانچای داد!!!!
ناشناس
ما فرض می کنیم حکومت رضاخان و سلسله پهلوی بر اساس خواست و انتخاب مردم بوده است

ملت ۵۰سال پیش به چه حقی برای ملت کنونی تعیین سرنوشت می کند؟


امام خمینی
شیرین صفوی
آقا محمد مهدی اسلامی با عرض سلام و قبولی طاعات و عبادات ، و اما بعد!!!! نظر شما برای شما نظر ما برای ما !!!!!!!!!!! آنقدر نفرت از شاه دارید که هر کس بر ضد او حرف بزند میشود شیرین سخن حتی شمر ذی الجوشن !!!!!!!!! یک سوال اگر شاه آقایی چون خلخالی معروف و معرف حضورتان داشت آن موقع آیا شاه مقصر بود یا خلخالی !!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟( تندروی های آقای خلخالی البته بر همه واضح و مبرهن است )
سروش
اطلاعات رو سریع رد و بدل میکنی مشکل اینجاست که سیمکارتخور نیستی روی خط راه راست نمیایی
محمد مهدی اسلامی (نام مستعار)
و علیکم السلام و رحمةالله و برکاته . انشاءالله طاعات و عبادات سرکار نیز مورد قبول در گاه حضرت حق قرار بگیرد . از محبتی که مبذول داشته اید ممنونم . امٌاحبٌ و بغض ما فقط باید برای خدا باشد و بس . شاه پدر بنده رانکشته بود. دشمنی ملت بزرگوار ایران و بنده ی حقیر نیز بعنوان یک فرد بسیار کوچک از این مردم با شاه بخاطر طغیان او در برابر اوامر الهیه بود نه برای چیز دیگر . اما بنده هر کسی را که برضد شاه سخنی بگوید و در عین حال خودش نیز مانند شاه باشد نه تنها عسلش نمیدانم که از زهر مار هم تلخ ترش می شمارم . تنها کسانی برای ما شیرینند که سخن خدا را (حق ) را بگویند و ضمناََ شیطان صفت هم نباشند ، (البته دنبال معصوم هم از انسان های غیر پیامبر و امام نیستیم ) ، حال اگر شیطان صفت بودند ودر عین حال حرف حق را گفتند حرفشان را که حق است قبول میکنیم و خودشان را نه . خوب شمر هم
می گفت دو بعلاوه ی دو برابر با چهار است ،عاقلانه نیست که کسی بگوید چون شمر دو + دور ا چهار میدانسته ، پس ما باید چیزی ضد آن را بگوئیم . همچنانکه هیچ عاقلی نمیتواند خود شمر را شیرین و عسلش بداند . دوصد گفته چون نیم کردار نیست . بین القول و العمل فرق کثیر . ملتمس دعا .ان شا ءالله موفق و سربلند باشید .
محمد مهدی اسلامی (نام مستعار)
در جائی دیدم که شخص محترمی در مورد همین اظهارات آقای اردشیر زاهدی نوشته است« دوستی با مردم دانا نکوست....» بنده در آنجا نوشتم که بلی ، دوستی با مردم دانا نکوست ، دشمن دانا به از نادان دوست. دشمن دانا بلندت میکند ، بر زمینت میزند نا دان دوست. امٌا منظور از این سخن متین ، آن نیست که برویم و با دشمن دانا دوست بشویم ، چون در آن صورت باید گفته شود : دوستی با مردم دانا نکوست، چون که بهتر میکَنَد از کَلٌَه پوست .چه آقای زاهدی حق را بگوید ، چه نگوید مردم بزرگوار ما خود همیشه بدنبال حق بوده و هستند و ان شاءاللٌه خواهند بود. و در اینجا اضافه میکنم ، اعتماد بر دشمن حاکی از ساده لوحی و ترحٌم بر پلنگ تیز دندان ، ستمکاری بود بر گوسفندان .
سروش
آقای زاهدی اونوقت که الیزابت تایلور توی گلوتون گیر کرده بود هر شب باهاش توی مهمونیها بودید امریکا خوب بود؟
شیرین صفوی
سروش بیشتر کامنت. بذار کاملا زیر آنالیزی !!!!!!!!!!
سروش
نبضت توی دست منه برای عالجناب نارنجی میطپه!
شیرین صفوی
آقا محمد مهدی با عرض سلام و ارادت چند باره ، یک سوال دیگر جواب مرا در باره آقای خلخالی ندادید و اما سوال دیگر تر دقیقا چرا می‌فرمایید شاه مخلوع اوامر الهی را رعایت نمیکرد !!!!!! آیا الان تمامی اوامر الهی رعایت میشود !! آیا با بستن در میخانه ها و سینمای به قول معروف فیلمفارسی با شخصیت زنان کم پوشش و گاها بی پوشش احکام الهی کامل انجام شد !!! بگونه ای سخن میرانید که گویی در آن زمان دین نبود و استغفرالله خدا نبود و کلا دین منزوی و محجور بود !!!!!!! من هرگز دفاع از اشتباهات رژیم گذشته نمیکنم ولی هرگز هم اتفاقات فعلی را از یاد نمیبرم !!!!!!!حال مثلا روابط با یک رژیم غاصب نهایت بی دینی است آیا !!!!!!! مگر پیامبر خدا ارتباط تجاری با کفار را امر نفرمود !!!!!! یا نفرمود علم را بیاموزید ولو تا سفر به چین !!!!!!!! خوشحال و مشعوف میشوم اگر یک مقایسه آماری در رابطه با اختلاسهای کلان آن موقع و این موقع داشته باشید !!!!!!!! برادر عزیز من با روحیات شما بزرگوار در غالب شخصیت محمد مهدی اسلامی کاملا آشنا هستم با امثال بزرگوارانی چون شما نیز آشنا هستم ، جواب سوال من داده نشد زیبایی الفاظ مزین به آیات و اشعار شما هرگز الکنی سوالم را پاسخگو نیست !!!!!! ماه تابان کلام شما هنوز در پس ابر پرسش من مستور است !!!!! با احترام فراوان کاربر شیرین صفوی
محمد مهدی اسلامی (نام مستعار)
بکوشیم هم بغض و هم حبً خود ، بخدمت گماریم با لبٌ خود. ببینیم خشنودی را ربٌ را ، نسازیم روان بر دهان سَبٌ را . مگر هرچه اذنش بداده خدا، کنیم روح خود از پلیدی جدا . کسی کو بفرمان یزدان پاک ، مطیع است شود بهر حق سینه چاک . کجا برد ه یِ نفس و شیطانِ خویش ، قدم در رهِ حق گذارَد به پیش؟ مگر ممکن است ظالمین دوست داشت، پس آنگه به دل حبٌِ حق را بکاشت؟ هر آنکس که خود در رهِ گماشت، هوس های خود زیر پایش گذاشت. پس اوٌل کنیم چاره این درد را، پس از آن حساب آوریم حق طلب فرد را.
محمد مهدی اسلامی (نام مستعار)
هر آن کس که خود در ره حق گماشت، هوس های خود زیر پایش گذاشت . استدعا دارم صحیح این بیت به این صورت که در اینج آورده ام منظور بفرمائید . چون کلمه «حق» را متأسفانه نا خواست انداخته بودم . متشکرم .
محمد مهدی اسلامی (نام مستعار)
با سلام وادب خدمت عزیزی که به بنده فرموده است « بس کن »عرض میکنم قربانت گردم اگر جناب عالی دوست ندارید نوشته های بنده را بخوانید ، اختیار با خودتان است ، خوب تا اسم بنده را می بینیند نا خوانده از کنار مطلب عبور بفرمائیدتا خاطر شریفتان آزرد ه نشود. موفق باشید و شادکام.
محمد مهدی اسلامی (نام مستعار)
با سلام و درود وافر بر سر کار علیه خانم صفوی اَیٌَدَها اللٌه تعالی بمنٌه و کرمه. باز هم ابتدا از الطاف حضرتعالی .نسبت به این بنده حقیر و کلام زیبای و خوبتان صمیمانه سپاسگزاری مینمایم . امٌا حسب الامر حضرت عالی و بفضل الهی حتٌی المقدور سعی میکنم ا در پاسخ به، سؤالات خوب و ارزشمند تان ، در خدمتتان باشم. خواهر عزیز و بزرگوارم اجازه میخواهم ابتداء در مورد اصل حکومت از دیدگاه قرآن کریم عرض کنم که خدای تعالی میفرماید «الله ولیٌ الٌَذین آمنوا و الٌَذینَ کفروا اَولیائهم الطاغوت. خدای ولیٌ کسانی است است که ایمان آورده اند، وکسانی که کفر ورزیده اند اولیاء آنان طاغوت است. ولیٌ هم بمعنای فرمانروا و هم دوست است . .پس فرمانروای مؤمنین و دوستشان خداست ، کسی که اوامر الهی را سبک میشمارد حق فرمانروایی بر مسلمانان را ندارد . و شاه علماء اسلام که مروٌجین و مبلٌغین و پرچمداران دینند را مرتجعین سیاه تلقٌی میکرد ، او که اسلامشناس نبود بماند ، این که موظف بود با رجوع به آنان که وظیفه ی هر خردمند مؤمنی است یا باید خود عالم به اسلام و تعالیم عالیه ی آن باشد یا درغیر این صورت از اهل فنٌ تقلید کند ، نه تنها مقیٌد به این امور نبود که اساساََ آنان رامرتجع می نامید. چنین کسی نه تنها حق فرمانروائی
بر مسلمانانی که واقعاََ مسلمانند را ندارد ، دوست هم داشته نمیشود که دشمن خدا و رسول محسوب میشود . این که گاهی برای فریب مردم باتظاهر به اسلام قرآن هم چاپ میکرد که شاید خود را مقید نشان دهد تا آن مبادا شورشی برای براندازیش نکنند ،در نزد هیچ خردمند و آگاه بقرآن جز نفاق وی چیز دیگری را ثابت نمیکند و نکرد ، البته سزای هر طغیانگری هم غیر از این نمیتواند باشد .چون سخن بدرازا کشید ، اجازه میخواهم بقیه را در مرحله ی دیگری بعرض مبارکتان برسانم . ان شاءالله موفق و سر افراز باشید و حقیر را نیز از دعای خیرتان فراموش نفرمائید .
ناشناس
یاد لوطی و عنتر می افتم که هر از گاهی به صحنه می آید و جای دوست و دشمن را بما نشان میده.
محمد مهدی اسلامی (نام مستعار)
ضمنا دوست عزیز و خوب اما ناشناس (که البته شناس)خدا حظفتان کند ، در یک تعزیه ، شخصی که در نقش حرٌ بود ه یادش رفته بگوید « ای دادو بیداد ، صد آه و فریاد » بعد از پایان گرفتن تعزیه کسی به او گوشزد کر ده بودکه کا کا این ای داد و بیداد و صد آه و فریاد را چرا نخواندی ؟ حالا بنده هم یاد م رفت که خدمت شما عزیزم عرض کنم اگر از بنده بپرسند جای این دوست نا شناس (ولی شناس) کجاست ؟ که یادم رفته بود عرض کنم ،میگویم «سر بنده» البته اگر قابل باشم . مؤیٌَد و مو فق باشید .
محمد مهدی اسلامی (نام مستعار)
با سلام بر شما جناب ناشناس محترم و خوش ذوق عرض میکنم ، خوب در این صورت حد اقل تفریح که میفرمائید . پس باز هم بد نیست . پس با این حساب نباید نا راحت بشوید . خوش و موفق باشید
محمد مهدی اسلامی (نام مستعار)
با سلامی دیگر بر خواهر مکرمه و حقیقت دوست سر کار خانم صفوی ادا م الله حیاتها بالعزًة و السعاده : در ادامه ی عرایضم ، برای تکمیل نسبی سخن قبلم یک حدیث نورانی را بیاورم که اما م معصوم علیه الصلوة و السلام میفرماید من اصغی الی ناطقِِ فقد عبده ....کسی که به سخن گوینده ای گوش میکند بتحقیق اورا بندگی کرده است پس اگر گوینده از جانب خدای تعالی سخن بگوید ، او خدا را بندگی کرده است و اگر گوینده سخن ابلیس را بگوید ، او شیطان را پرستیده است. چون حضرت عالی با صفای باطن بنده نوازی کرده اید و بابیانی زیبا در مورد اشعار بنده ی نا قابل بزرگوارانه فرموده اید که در پس ابر پرسشتان قرار گرفته است که این هم افتخاری است برای بنده واتفاقاََ آن ابر به شعا م نورانیت میدهد ، لذا همین کلام مبارک معصوم را نیز با افکار کوتاه خودم به نظم آوردم در اینجا می نویسم : گوشدارد خالد ار بر حرف زید ، بنده ی او میشود بی شرط و قید ، حرف زید ار حق بود حرف خداست ، خالد است کتا پرست از شرک جداست ، ور بگوید حرف ابلیس خبیث ، مشرک است خالد ز اصغاءالحدیث . حرف حق را را مشرک ار گوید بگیر ، ور حکیمی باطلی گوید مگیر . ملاحظه میفرمائید که خدا شناسی و بندگی خدای تعالی چقدر با دقت و ظرافت در قرآن کریم و احادیث معصومین (ع) بیان شده است . و این همه به همت والا و زحمات زیادی که علماء عالیقدر ما تحمل کرده اند تا به ما رساانده اند . باز هم با عرض پوزش بقیه را موکول میکنم به فرصتی دیگر . تا ان شا ءالله یکی یکی به بر رسی پرسش های بسیار خوب حضرت عالی بپردازیم . ان شاءالله رستگار و سر بلند باشید .
ناشناس
چقدر بیکاری...........پول مفت گیرت میاد............
شیرین صفوی
سروش در عوض رگ خواب تو هم دست منه !!!!! تو واسه رنگین کمان دلت میطپه !!!!!!
ناشناس
لجن می مالم بر سرش





عجب لحن مودبانه ای!!!!!!!!!!°°°°°°
شیرین صفوی
آقا محمد مهدی اسلامی با عرض تبریک عید فطر یک سوال فنی دیگر دارم احتمالا باید شما روحانی باشید و سن شما باید بین ۳۰ تا زیر ۵۰ سال باشد بسیار زیباست که دو اندیشه و افکار مخالف بدون جدل بدون توهین ابراز عقاید کنن حتما نباید عقاید را تحمیل کرد باید عقاید را تحلیلانه به بحث گذاشت برادرم ای کاش آن موقع که من و هم نسلان من با کوچکترین حرکت که مورد سلیقه بعضی از اخوین ها نبود مورد هجمه توهین حتی وزرا رفتن قرار میگرفتیم افرادی بودن که عقاید را تحلیل میکردند نه تحمیل ، برادرم من کارمند با دو فرزند هستم ۴۴ ساله ام باور کنید محجبه ام و این حجاب را ازهمسر یکی از بستگان نزدیک خود دارم که او از زمان شاه محجبه بود و عضو سپاه دانش !!!!! پس میشد خدا را میشد احکام را میشد دین و آیین را هم در آن دوره که شما طاغوت مینامید جستجو کرد !!![ با توجه به این که از سطح طبقاتی رفاه بالا در آن زمان هم بودیم ولی به والله تا آنجا که بیاد دارم اقوام من روزه گیر و نماز خوان بودن حتی با کراوات و موهای شینیون کرده ! مانیکور زده!!! من و برادرم بسیار کوچک بودیم آن زمان ولی در خانواده ای بزرگ شدیم که دین و آیین را میفهمید و حتی دوستانی محجبه و مذهبی داشت نمیدانم میدانید یا نه آن زمانها خیابان امیریه بیشتر مذهبی ها و چادری ها اقامت داشتن و خانواده ما دوستانی ومراوداتی با همین افراد داشتند و در مهمانی ها ملاحظاتی هم داشتند چه آنها چه اینها تصور بفرمائید امیریه منزل آنهاکجا و منزل ما و اقوام ما کجا !! از جنوب تا شمال شهر !!! پس همچین هم صفت طاغی و گمراه نمیتوان به حکومت آن دوره داد !!!! اشکال شاه آن بود که حرف دلسوزان را نشنید یا نگذاشتند که بشنود !!!!!!! اشکال کار آنجاست که سولیوان ها و کارتر ها طمع ها داشتند بر این مملکت هشیار باشیم و حرف های این گونه افراد مزور.را اعتنا نکنیم !!!! چون در همین نظام نیز داریم افرادی که مترصد خیییلی از اهداف هستند و همین افراد موذیانه و موریانه وار مترصد کام از ناکامی های خود !!!! دقیقا مانند فردوست و فردوستها !!! مگر نه این که همان امام خمینی در سخنرانی معروف خود به شاه فرمودند من نصیحت میکنم من علاقه دارم به شما !!! عزیز خواهر باز هم میگویم من نه تایید نه تکذیب دوران گذشته را میکنم و نه مخالف نظام کنونی هستم چون اگر بودم اینجا نبودم محجبه نبودم و برای شهیدان وطن اندوهگین نبودم !!!! آری میتوان از شهادت فلان سردار غمگین بود در حین حال میتوان عزادار سرنگونی هواپیما بود عزادار کشته شدگان آبان بود میتوان درد وطن داشت و درد غم های وطن ارادتمند کاربر شیرین صفوی
محمد مهدی اسلامی (نام مستعار)
عید سعید فطر را به مقام عظمای ولایت ،مراجع عالیقدر ، علماء اعلام ، عموم ملت شریف وخوبمان ،و مسلمانان جهان ، تبریک وتهنیت عرض نموده ، برای عزیزان خوبمان در وب سایت شریف پارسینه و کاربران محترمشان آرزوی سعادت و سلامتی کرده ، امید وارم با صبر و شکیبائی به تحمل نظرات مختلف یکدیگر که در مواردی ظهور می یابد پایبند بوده و از بکاربردن کلماتی که ممکن است موجب رنجش خاطر کاربران عزیز بشود خود داری کنیم و واژه های قشنگ را مورد استعمال قرار دهیم و یار و یاور همدیگر باشیم . تو که نوشم نئی نیشم چرائی را همواره مدٌنظر قرار دهیم . طول عمر پر برکت برای همگان را از در گاه حضرت احدیت خواهانم .
محمد مهدی اسلامی (نام مستعار)
با سلام و احترام بر خواهر بزرگوار م سر کار علیه خانم صفوی پس از عرض تبریک و تهنیت عید سعید فطر و آرزوی سلامتی و طول عمر پر برکت و سعادت برای حضرت عالی از در گاه خدای مهربان با کسب اجازه از جنابتان مطالب قبل را ادامه می دهم . >فرموده بودید آیا در آن زمان دین نبوده؟ خدا «نعوذ بالله ) نبوده ؟ عرض میکنم چرا خدای تعالی که واجب الوجود و ازلی وقدیم است .او تعالی آفریننده ی زمان و مکان و همه چیز است .اما دین هم بود، لیکن فقط محدود در امور عبادی که اگر دین واعتقادات دینی در مردم نبود که بفرمان امام بزر گوار سلام الله تعالی علیه قیام نمیکردند ، اطاعت از او براساس همان وجود اعتقادات پاک و فطری دینی بود که ایران یکسره با یک اشاره ی او بپا خاست، وگر نه چه کسی میتوانست و میتواند با دعوت به قیام همگان را چنان بسیج کند که از جان و مال ودار وندارشان برای همان دین بگذرند؟ اما دین در صحنه اجتماعی نمودی نداشت ، شاید کسانی هم بودند که اصلاََ خبر نداشتند اسلام فقط به امور فردی و عبادی منحصر نبوده و در جمیع جهات حیات بشر باید حاکمیت داشته باشد ، آن که شاه را از میان برداشت همان قدرت و عظمت دین بود ، البته این معنا را هنوز هم عده ی قلیلی نتوانسته اند درک یا باور کنند بهمین جهت آب در هاون میکوبند و به امید این که شاید دری به تخته ای بخورد و مردم بخواست آنان بپا خیزند و بساط حکومت جمهوری اسلامی ایران را بر چینند . اما غافلند که حتی اگر انقلاب مشروطیتی هم در ایران بوقوع پیوست فقط پس امضاء علماء اعلام و مراجع عالیقدر آن روز بود . دین امری فطری است مانند امور عریزی که هر گز نا بود نمیشود ، نا بودشدنی نیست > همانطوری که انسان هر گز خوردن و خوابیدن را نمیتواند ترک کند ، دین را نیز نمیتواند ترک کند . فقط ممکن است تحریف و دست خوردگی و انحراف در فطرت آدمی بوجود بیاید ، مثلاََ خدا پرستی را نمیتوان از انسان گرفت ولی ممکن است موهومات و خرافات را دنبال کند ، بخود پرستی ، پول پرستی و سنگ و گوساله و گاو پرستی رو بیاورد که در واقع در اثر جهل این ها را با خدا اشتباه میگیرد . که همه ی این این ها در اثر جهل و نبود ن تربیت درست ایجاد میشود . اما دینی مانند اسلام با کتابی بعظمت قرآن کریم که دارد ، و آن نیز همانطوری که قبلاََ بعرض مبارکتان رساندم بدست توانای دانشمندان بزرگوار اسلام کثٌَراللٌه تعالی امثالَهم حفظ شده و نیز خواهد شد که خدای تعالی خود میفرماید نحن نزٌَلنا الذٌِکر و نحن له لحافظون =ما خود قرآن را نازل کرده ایم و خود نیز قطعاََ و بدون شک آن را حفظ خواهیم کرد . دیگر جای بحث برای کسی باقی نمی گذارد که خداوند آن را از دسبرد تحریف و نابودی حفظ کرده و میکند . خلاصه آن که دین بوده و هست و خواهد بود . ولی درعین حال همیشه نیز کسانی منحرف و کج فهم و دزد و خائن و منافق و...بوده اند و وکودنیز خواهند داشت.قرآن که میفرماید السارق و السا رقة فا قطعوا ایدیهما جزاءاََ بما کسبا = مرد و زن دزد دستشان را بسزای اعماشان قطع کنید معنایش این هم هست که دزد (و نیز گناهکاران دیگر) همواره خواهند بود . اما اگر در یک خانه قسمتی از آن خراب میشود ، کدام عاقل آن را ازبیخ و بن خراب میکند ؟ عاقل به اصلاح و تعمیر آن می پردازد. ولی خانه ای که از پایه سست و در حال ریزش باشد باید ویرانش کرد و اصولی بنایش کرد. حکومت شاه اساسش بر شرک و ضدٌیت با دین بود . این است ک. ملت فهیم و بزر گوار ایران بفرمان معما ر بزرگ و رهبر فرزانه شان بهدم آن قیام کردند .اینک ما ها همه لازم است که در حفظ آن بکوشیم . هم اصولش را بگیریم و هم به اصلاح موارد آسیب دیده اش بپردازیم و هم در هر دو این ها پایدار باشیم .پس اصولگرایان و اصلاح طلبان و پایداری ها ان شاءالله دست اتحاد و یاری بیکدیگر داده و در جهت رضای خدا هر گز خستگی بخود راه ندهند و عناصر مخرب را اگر در بین داشته باشند طرد کنند که اصل درست است . خیلی سخن طولانی شد ، زیاد پوزش می طلبم . حکایت همچنان باقی است . اگر اجازه بفرمایید باز هم بقیه را در فرصتی دیگر از نظر مبارکتان بگذرانم . التماس دعا دارم و برای شما سلامتی و سر بلندی و عزٌَت دنیا و آخرت را از خدای بزرگ مسألت میکنم .
محمد مهدی اسلامی (نام مستعار)
با سلام و احترام بر خواهر خوب و بزرگوارم سر کار علیه خانم صفوی با ر دیگر حقیر نیز عید سعید فطر را بر جناب عالی تبریک و تهنیت عرض میکنم و برای شما و دلبندانانتان از خدای تعالی خیر دنیا و آخرت میخواهم . چون سؤالات تازه ای نیز مطرح فرموده اید اینک به این قسمت پرداخته و پاسخ به باقی مانده از سؤالات پیشین رابعداََ ان شاءالله بحول و قوٌَه ی الهی عرض خواهم نمود . ، ضمناََ بحث ها در میان علماء و فضلاء همواره با رعایت حرمت طرفینی و با استدلال وبرهان صورت میگیرد واین که گاهی تند یهائی میشود و کلام نا مناسبی بکار می رود ربطی به مساءل علمی و تربیتهای اسلامی و عالمانه ندارد ، روش پسندیده همان است که سر کار بشیوه ی پسندیده و صمیمانه و صادقانه مختص بخودتان مطرح میفرمائید و این هم یکی دیگر از نشانه های بزرگواری شماست . در آن عرایض قبلی عرض کردم که افتخار میکنم که اشعارم در زیر همان پوشش ابر سؤالات حضرتعال باشد که از بودن در آنجا نورانیت میگیرند . و بسیار از بابت لطف و بزرگواری و تواضع عاقلانه تان تشکر میکنم . امٌا حقیر سراپا تقصیر ریزه خوار خوان پر برکت حضرات علماء اسلام کثٌَرَاللٌه تعالی امثالهم بوده و از آثار مبارکشان بقدر استطاعت و ظرفیت اندک خود بهره برده ام لیکن توفیق و سعادت روحانی شدن نصیبم نبوده است ، البته مدٌتی نیز از محضر برخی از بزرگان در علم خارج فقه و اصول ،کسب فیض کرده ام . رشته تحصیلی بنده در دانشگاه فیزیک بوده و ااکنون درشصت و هشتمین سال از عمر خود بسر می برم ، اجازه میخواهم بیشر از این توضیح ندهم چون شر کتم در فضای مجازی با انتخاب نام مستعار جز برای این نبوده است که مجهول بمانم می ترسم با همین مقدار هم که عرض کردم در نزد تعدادی از بزرگواران معلوم و شناخته شده باشم . این مقدار را هم چون حضرت عالی پرسیده بودید جهت حفظ احترام جنابتان و رعایت ادب خود را ملزم به پاسخگوئی دانستم که مبادا اسا ئه ی ادب کرده باشم . اما طاغی یعنی سرکش ، رود خانه را نیز هنگامی که آب از حد و لبه هایش بیرون می زند ، میگویند طغیان کرده است . طاغوت نیز به کسی گفته میشود که از حد خود تجاوز میکند ، حاکم و فرمان روای اسلامی باید مطیع قرآن و تسلیم اوامر الهی بوده و مجری قوانین شریعت مقدٌَسه ی اسلام باشد . جناب شاه از در ک و فهم ساده ترین مسائل دینیه بی بهره و هیچگونه تقیدی و اعتقادی به دین و دیانت نداشت ، اما این که امام خمینی سلام الله تعالی علیه او را نصیحت می فرمودند حاکی از روح بز رگ وعلم وادب و بر گرفته از تعالیم عالیه ی اسلامی آن بزرگوار بود ، که اگر شاه بد بخت شعور میداشت و از اندکی عقل حتی در سطح نازل آن نصیبی میداشت به نصایح امام گوش میکرد و با اسلام و دیانت دشمنی نمیکرد ، که متأسفانه از آن محروم بود ، بدیهی است کسی که پند ناصحان نشود و هواهای نفسانی را بر خود حاکم کند شایستگی ریاست بر مسلمین را ندارد و طاغوت است . ملت عزیز ایران نیز بیهوده پیروی از علماء نکرده و نمیکنند ، یا عالمند وخود به تکالیف و وظایف خود واقفند و تسلیم در برابر اوامر خدای تعالی ، یا بدنبال عالمی میروند که واجد شایستگی های لازم باشد. امٌا حاکم و رهبر جامعه ی اسلامی بوسیله ی مسلمانان تعیین میشود نه انتخاب (بین معین کردن و انتخاب کردن تفاوت است) که البته این ها از امور علمیه و فنٌَیٌه است . دموکراسی هم که بشیوه ی غربی آن مطرح میشود یعنی حکومت مردم بر مردم که این خود شرک است . مردم حق حاکمیت بر دیگران را ندارند ، در اسلام حکومت اللٌه بر مردم مطرح است .وآن هم واضح است کسی که عالم بر دین نیست حتی اگر مؤمن دوآتشه هم باشد حق حکومت بر مردم را ندارد ، مگر این که زیر نظر یک عالم معین شده از جانب مردم (نه انتخاب شده ی بوسیله یِ آنان) به اجراء اوامر او عمل کند یعنی راحت و ساده عرض کنم که فرمانبر او باشد وشاه متأسفانه از این اندازه بهره ی هوشی هم بر خوردار نبود علاوه بر این که دیکتاتور و مستبد برأی بود ، لذا نتوانست نصایح حکیمانه ی امام راحل را درک کند . وسر انجام بدو آن رسید که به باخه رسید. بدست خویشتن خود سر نگون کرد ، لذا مخلوع شد با ذلٌَت و درد . او مغرورتر از این بود که خود را نوکر اسلام و خدمتگزار بداند . امام خمینی میفرمودند که به من خدمتگزار ملت بگویند بهتر از آن است که رهبر بگویند ، ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا . ! امید وارم که ان شاءالله تعالی موفق و سربلند و شادکام باشید . ملتمس دعای خیرتان ارادتمند محمد مهدی اسلامی (نام مستعار )
محمد مهدی اسلامی (نام مستعار)
با سلام وادب خدمت ناشناس عزیز(که البتٌَه خودشان هم میدانند کی شناسمشان و ارادت هم خدمتشان دارم چون که دوست داشتی هستند، اما اعلامش درست نیست) ، اولاََ که دعای خوبی را برایم میفرمائید بسیار ممنونم ، خدا حفظتان کند و سلامتی به شما بدهد. اما ثانیاََ کاش قدری سخن غیر مستعا ر برایم بعنوان نمونه بیان می کردید که توفیق میداشتم می آموختم و اگر بنده هم نمی توانستم بهره بگیرم ، شما ثواب کار خیرتان را می ردید، مضافاََ به این که ممکن بود دیگرانی پیدا میشدند و بهره مبردند. حالا همین قدر هم که لطف کرده اید و نوشته های مستعار بنده را بنا بفرمایش خودتان خوانده اید تشکر میکنم . ان شاءالله شادکام و سر بلند باشید .
محمد مهدی اسلامی (نام مستعار)
و در ادامه ی عرایض بالا باز هم با سلام و درودی دیگر بر نا شناس عزیز خوب خودم (که کاملاََ شناس هستند ) و میفرمایند که بیکاری... .و پول مفت گیرت می آید....میخواهم بپرسم هر کسی که بیکار است .... وپول مفت گیرش میاید ....مطلب مینویسد ؟ بسیار خوب آن بزرگواری که عمر شریفش را صرف خواندن نوشته های این بیکار میکند آیا او هم بیکار است و پول مفت گیرش میآید ؟ که میدانم چنین نیست . . یا نه آن بزرگوار استثناءاََ سر کار ند و خدای نا خواسته از کارشان میزنندوپول آن کار هم میگیر ند و این ها را هم میخوانند ؟ امٌا این را هم یقین دارم که چنین نیست . جوانی هستید با صفا و فعال این ها را عرض کردم که یقین بفرمائید هم میشناسمتان و هم دوشستان دارم ، جناب عالی نیز بنذه را میشناسید و خیلی هم خوش برخورد و خوب هستید .بقول خودتان کافی است ؟ یا باز هم عرض کنم؟ اما اگر ادامه بدهم خلاف آن توصیه ی خوب و متینتان عمل میشود . ملاحظه میفرمائید که جناب عالی هم خودتان را شریک بنده دانسته اید که البته مایه ی خرسندی این حقیر ، ارادتمندتان است و بنده که میدانم سر کار انسان درستکار و خوب و دوست داشتنی هستید ، خوب حالا کار بدی هم نکرده اید ، حتی اگر از همان دعاهای خوبی که فرموده اید در حقم میکنید . میدانید که بنده کیسه بکس محکمی هستم برای آن که دوستان تمرینی کنند و ورزیده شوند . اجازه بفرمائید دامن سخن برچینم و به توصیه قشنگ خودتان جامه ی عمل بپوشانم . موفٌق و سر فراز باشید .
محمد مهدی اسلامی (نام مستعار)
سلام بر خواهر خوب و فاضل گرامی سر کار خانم صفوی اَیٌد هاَ اللٌه تعالی . با احترام و ادب به مطالب پیشین ادامه میدهم و میدانم چون بحمدالله تعالی با حق و دین و کرامت نه تنها دشمنی ندارید ، بلکه علاقمند نیز هستید . از تند روی هائی که شاهدش بوده اید ، گله کرده اید،بلی بعضی از دوستان در اثر بی اطلاعی از برنامه های دینی اما نه مغرضانه بلکه از روی نا آگاهی در مواردی بگمان خودشان بعنوان خدمت به دین ممکن است اشتباهاتی مرتکب شده و نیز در آینده بشوند ، اما از بزرگوارانی مانند جناب عالی انتظار می رود که با رفتار خوب و کریمانه در مواجهه با چنین کسانی سعه ی صدر نشان داده و هدایتشان بفرمائید ، بلی یک عده هم در لباس دین در میآیند و تعمٌداََ خود را خیلی دیندار نشان میدهند تا با اعمال و حرکات نا درست و آزار دهنده شان مردم را از دین بیزار کنند نظرش همان خاوری خائن و مفسد، اینان معمولاََ فرمانبران دیگران هستند زیرا آن شیطان های پشت پرده چون بدنبال هواهای نفسانی و خواسته های شیطانی هستند خودشان جرأت حضور پیدا نمیکنند . می ترسند که لو رفته و رسوا یا نابود شوند ، لذا از افراد نادان سوء استفاده میکنند . پس مؤمن است که همیشه باید هوشیاری خود را حفظ کند و از کوره بدر نرود ، بلکه محکم و استوار در برابر ناملایمات ایستاده و بداند که خدا یار و یاور او است ،که اِنٌَ اللَه مع الصٌابرینَ (=خدا ی تعالی با مقاومت کنندگان و حستگی نا پذیران است) ، اندر بلای سخت پدید آید فضل و بزرگمردی و سالاری . . نالیدن و زار و نق زدن مال انسان های فهیم و پخته نیست ، آن مال کسانی است که نازک نارنجی و کوتهنظر و راحت طلبند نمیدانند خدای تعالی میفرماید «لقد خلقنا الانسان فی کبد=ما انسان را در رنج و تعب آفریده ایم) بلی بزرگواران در راه رضای خدا تلاش و سختی ها را تحمل میکنند و نا سزا ها میشنوند ، اما تا زنده اند بطور صحیح بدون این که ذَرٌَه ای نا امید بشوند و خم به ابرو بیاورنددر صد د بر طرف کردن نا بسامانی ها کوشش میکنند . نه آن که برای چند خرابی در یک ساختمان محکم تصمیم به تخریب آن بگیرند .. پس این رنج های بیهوده را بگذاریم برای افراد خاصٌِ خودش ، آنان مَثَل و حسابشان با فرهیختگانی مانند شما خیلی فرق دارد . بزرگواران هم سخنانشان وزین و متین است و هم اعمالشان سنگین و جوانمردانه است . ما هم باید اصلاح طلب باشیم و هم اصولگرا و هم پایدار در راه خدا ان شاءالله ، . اصولگرا باشیم برای حفظ پابه ها و ارکان حکومت اسلامی ، اصلاح طلب باشیم برای رفع اشتباهات که در هر رژیمی و نظامی چه الهی و چه غیر الهی رخ میدهد زیرا که بشر محدود است هر اندازه هم که عالم و عاقل و جدٌی باشد لا اقل بسبب همین محدودیتش اشتباهاتی میکند ، حالا بگذریم از کارهائی که منافقین و نفع طلبان و فرصت جویان عمداََ انجام میدهند . پایداری و صبر یعنی همین که تا نفس داریم با وجودی سر شار از شادی وپر از امید به خدا عمل کنیم . آن داستان از مثنوی مولانا جلا ل الدین مولوی را بخاطر مبارکتان بیاورید که میگوید خری زیر دمش تیغی فرو رفته بود ، آزارش میداد خر بیچاره میخواست خودش را از آن رنج خلاص کند ، خوب دست که نداشت دراز کند و آن را بیرون بکشد تازه اگر دست هم میداشت عقل نداشت که بداند راه خلاصی از آن بیرون کشیدنش است . لذا با دمش مرتباََ بر آن تیغ میکوفت و تیغهم بیشتر در بدن حیوان فرو می رفت و بیشتر رنج می برد .ما نباید از عمل دوستان نادان که داستانشان مانند همان خر است که تیغ زیر دم دار ند تعجب کنیم و غصَه بخوریم و نه از کار های خیری که میخواهند مانند آن خاله خرسه انجام میدهند که میخواست مگس را از صورت دوستش براند تا او راحت بخوابد ،سنگ بزرگی را محکم روی صورت دوستش کوفت که آن مگس را براند ، دوست بیچاره بابود کرد. ان شا ءالله جناب عالی و فرهیختگانی مانند شما و دوستانی که در همینجا شرکت میکنند با اعمال نیک و خدا پسندانه هم آن خر های بیچاره را کمک میکنید که تیغ از زیر دمشان خارج شود و هم آن خاله خرسه را مانع میشوید که بدوست نزدیک شود ولی این را هم میدانید که در راه سختیی را باید تحمل کرد. ، که بهشت را به بها میدهند نه به بهانه یعنی همین . ضمن تشکر از بزرگواری وحوصله ای که بخرج میدهید و نوشتار حقیر رامطالعه میفرمائید . میدانم برخی مطالب باز هم ماند ، اما آنقدر مصدع اوقات شریفتان شدم که دیگر شرمنده ام مگر خودتان امر بفرمائید تا اطاعت کنم . ملتمس دعای خیرتان وآرزومند سعادت دنیا و آخرت برای شما شخصیت مکرٌَمه هستم . الاحقر
محمد مهدی اسلامی (نام مستعار)
محمد مهدی اسلامی (نام مستعار)
با سلام و ادب خدمت جناب آقا سروش خوبم (که همان جناب آقا ..دِ ، خوب خودمان هستند) عرض میکنم :: «اف»ی کآورده اید بر من زیادی است ، ولی حذف «محمد» را چه شادی است ؟ بلی خلاصه محمد را از اسم بنده انداختید و یک اف بر مهدیش افزودید ، و فر مودید «بس کن» ، عرض میکنم اگر با بس کردن بنده ، مشک ها حل میشود که از این ساده تر و بهتر دیگر چه کاری است؟ مشکلات زمانی حل میشوند که آگاهی ها و درجات ایمان و صداقت افزایش پیدا کند . اگر مردم را بسوی بی ایمانی و بی تعهدی سوق دهیم مشکلات روز افزون که چه عرض کنم ، لحظه بلحظه افزون میشود . مشکلات را تعهد و تخصص است که حل میکند . تبلیغات منفی سبب خرد شدن اعصاب و از دست رفتن تعادل انسان های کم ظرفیت و نادان شده و آنان را بسوی توحٌش میبرد > آقا سروش عزیز و خوب و دوست داشتنی . پس آگاه کردن و تقویت ایمان ، داروی شفا بخش است . خدا توفیقتان بدهد و سعادتمندتان کند ان شا ءالله که حسن نیت دارید .(دود وکی اوباشدن چالماق ایش آچماز)
ارسال نظر
بهترین خرید
نمای روز
بهترین خرید
بهترین خرید
بهترین خرید
بهترین خرید
بهترین خرید
آخرین اخبار
بهترین خرید
بهترین خرید
{*ticket:47634*}