پیشنهاد پارسینه
۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۲۳:۴۶
خبرگزاری فارس نوشت:

حجت الاسلام والمسلمین صمدی آملی برای تنویر افکار عمومی و در پاسخ به برخی حاشیه‌ها توضیحی منتشر کرد و نوشت: تولّی و تبّری اصل مسلّم ما شیعیان خالص امامیه‌ اثنی عشریه است.


خبرگزاری فارس: تولی و تبری اصل مسلّم شیعیان خالص امامیه‌ اثنی عشریه است

حجت الاسلام والمسلمین داود صمدی آملی در پی ایجاد برخی مباحث حاشیه‌ای درباره مساله «تشکیک در ماهیت» (عین ثابت)، عوض شدن «عین ثابت» متن زیر را  ارسال کرده است که عینا منتشر می‌شود:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اخیراً موضوعاتی مطرح شده مبنی بر این که اینجانب حدوداً پانزده سال قبل در جلسه‌ای درسی و علمی و در قالب مثال از اسامی افرادی کثیف استفاده کردم که سبب برداشت‌های ناصحیح گردیده است. اینجانب اعلام می‌دارم براساس نصوص قرآنی و روایی جهنمی بودن و خلود آنها در قعر جهنم امری محرز و مسلم است که شک بردار نیست. واصل تولی به ولایت بلافصل حضرت امام امیرالمؤمنین علیه السلام و اولاد طاهرین‌شان تا حضرت بقیة‌الله الاعظم مهدی فاطمی عجل‌الله تعالی فرجه الشریف، و تبری جستن از دشمنان و غاصبان حقوق حقه الهیه‌ آنان به نصّ قرآن کریم و روایات، یعنی اصل اصیل و پایدار تولّی و تبّری اصل مسلّم ما شیعیان خالص امامیه‌ اثنی عشریه است که موجب تعالی روح انسانی و موهبت الهی است که شیعه اهل بیت علیهم السلام بدان مفتخر است.



میزان ما براساس حدیث شریف و متواتر از جناب رسول‌الله الاعظم صلّی‌الله علیه وآله و سلم همان ثقلین کتاب الله و عترت، اهل بیت علیم السلام است و تا قیام قیامت هم خواهد بود.

الحمدالله الذی جعلنا من المتمسّکین بولایتهم و محبتهم اجمعین

والسلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته

بیست و دوم جمادی الثانی 1433 ق مطابق 1391.2.24 ش

داود صمدی آملی

پــنــجــره
نظرات
ناشناس
كليپ سخنراني ايشان موجود است. به جاي ارسال اين نامه، بايستي رسما اعلام توبه مي‌كرده و از درگاه ايزد منان طلب بخشش مي فرمود. چرا عذرخواهي در بين بزرگان ما از بين رفته است؟ عذرخواهي فقط براي مردم عوام است؟
رقیه امینی
راه عرفان راهی است که هر کسی نمی تواند طی کند و چه بسا در طول تاریخ مورد هجوم و سخنان ناروا قرار گرفتند مردان بزرگی چون آیت الله قاضی ها، علامه طباطبایی حال چه برسد به این بزرگان. شما به حقیقت رفتید که پاسخ سوالها و شبهات را بگیرید که این بزرگان جواب ندادند. خواهش می کنم که سطحی نگر و ظاهر بین نباشید.
ناشناس
با سلام
بنده به عنوان کسی که اقای حسنزاده املی را دوست دارم وقتی این حرفها را از اقای صمدی شنیدم فکر میکردم که اقای حسنزاده املی هم این مسائل را تایید میکند و واقعا در حیرت بودم
خدا خیر دهد کسی را که ما را از اشتباه در اورد
نا آشنا
باسمه تعالي شانه - سلام الله عليكم آقا صمدي! به والله قسم من اين موضوع را آزمايشي براي خودم مي دونستم. همان اول وقتي پيامك اومد. به دلم زد كه تا آخر فرمايش شما رو تائيد مي كنم. خدا رو شكر كه از اين امتحان سربلند بيرون آمدم و زود تصميم نگرفتم. اين دنيا كه با صداي شما و جلسات شما محشوريم. ان شاء الله كه در آن دنيا با هم بر سر سفره الهي در جوار معصومين باز هم به درس و بحث مي بپردازيم. حالا چرا ما رو گرفتار كردي؟ چرا جلسات جمعه را تعطيل كردي؟ شايد امثال من ضعيف هستند و نتونن بيان ولي باز هم براي جامعه بركت داشت. البته شما پيچش مو مي بيني
مهدی عبداللهی
خداوند علمای اسلام را حفظ نماید
بي طرف
بسم الله الرحمن الرحيم

من هنگام خوندن نوشته رقيه خانم متأسف شدم! ما قرار نيست دين را به وسيله اشخاص بشناسيم و همان طور كه حضرت امير المؤمنين فرمودند : حق را نبايد به اشخاص شناخت بلكه اعرف الحق تعرف اهله يعني حق را بشناس تا اهل حق را هم بشناسي حق را ما از چي مي تونيم بشناسيم از قرآن خدا و پيامبر عظيم الشآنش و آل آن سرور اين همه آيات ميگه جهنم هست و خدا هم لعنت كرده بر افراد ظالم به تمام معنا كه يكي از اين افراد شمره الا لعنة الله علي الظالمين! مطمئنا كسي كه مورد لعنت خداي سرمد قرار بگيره اهل همان جهنمي است كه در سراسر قرآن با اسامي مختلف آمده است جهنم . نار . هاويه . غاشيه و... ببين رقيه خانم شما دين رو با دين بشناس نه به وسيله اشخاص فردا اگه به عنوان فرض يكي از اين به اصطلاح عرفاء بياد بگه خدايي وجود نداره چون توي اين لباسه تو ميگي وجود نداره و ميگي نبايد ظاهر بين باش ( كما اينكه گفتن!) فردا در جواب خدا خواهي گفت فلان عارف گفت يا فلان فيلسوف گفت من قبول كردم خدا چه جوابي به تو خواهد داد؟ فقط كمي فكر كن!
علی روح افزا
سلام علیکم
خداوند سایه علما همچون علامه رابرسرما حفظ کند
ازشما بزرگواران عاجزانه خواهشمندیم مباحثی که باعث میشه اذهان عمومی لطمه ببینندرا عمومی نکنید چون مردم کشش این حرفهاراندارند
خیلی بااحیاط صحبت کنید
علی مسیبی
با سلام در طول تاریخ اسلام سطحی نگری و عدم شناخت صحیح دین ، همیشه برای علمای ربانی مشکل ساز بوده است و حضرت استاد صمدی عزیز در طی مباحث درسی به کررات بیان فرمودند جلسات درسی و کنکاش علمی است لذا کسانی که علاقمند هستند باید پیوسته مطالب را دنبال نمایند تا دچار شبه و اشتباه در برداشت نشوند ولی متاسفانه این اتفاق افتاده است و افرادی بدون اطلاع از سیر مطالب و بدون توجه به مطالب قبل و بعد از یک تکه صحبت در حین درس نتایج دلخواه را استنتاج نموده و پخش عمومی کرده اند خدای رحمان همه ما را به راه راست هدایت و موفق به درک صحیح معارف حقه دین اسلام نماید.
مجتبی
توهین به علمای دین اون هم در سطح آیت اله استاد صمدی آملی خوب نیست ایشان کتابهای زیادی تالیف دارند و واقعاً درک مطالب علمی و درسی ایشان نیاز به تدبر و تامل و جان کندن دارد. به قول حضرت علامه حسن زاده آملی هر کسی صمدی نمیشود. البته توهین به بزرگان و عرفا مربوط به این دوره نیست. خود آقا هم این مطلب را بارها گفته اند. که متشرعینی که به فکر خرید بهشت و فروختن جهنم به بقیه هستند عرفا و آزادمردان را کافر میپندارند.
ابراهيم
دانلود مجله
پاسخ به نامه ها،انتقادها
با خوانندگان نور الصادق
بانک مقالات نورالصادق
از دیدگاه شخصیت ها
آیت الله صافی اصفهانی (ره)
زندگی نامه
خاطرات
وصيتنامه
روش سیر و سلوک
استفتائات
کلمات کلیدی اتفاقی
تصوف تفسیر حدید جامع الاسرار دشمنی با پیامبر رهبر معظم انقلاب و حضور در خانقاه شمر و صمدی شهادت شهادت امام صادق عباس جلالی عقل فصلنامه نورالصادق علیه السلام مکارم شیرازی نقد فلاسفه همايشي در شاهرود
به دنبال ما

RSS
feed-image Feed Entries


فرقه ی شمریه (اندکی از کفریات صمدی آملی) مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی
آسیب شناسی عرفان - انحرافات




*قبل از اینکه ما برویم بهشت می بینیم یزید و یارانش رفتن .

* اینها ]یزید و شمر[ که دین و ناموس خدا را نابود نکردند.

* اینها ]یزید و شمر[ می گویند اگر من نبودم شما عزاداری نمی کردید.

* الان ما چقدر باید متشکر شمر و عمر سعد باشیم . ]یعنی اگر شمر امام حسین را نمی کشت امام حسین چنین مقاماتی نداشت[

] *حالا ]امام حسین[ چند سال بیشترعمر میکرد.[

* جناب نوح ۹۰۰ سال زحمت کشید ۷۰ نفر و امام حسین ۷۲ نفر

* ولی شمر این همه جذب کرد.

*حالا می بینید حق شمر هم هست این همه بالا بیاید.

* آقا ]حسن زاده آملی[ می فرمودند: که نمی توانیم آنچه را که داریم بگوییم ما را بیچاره می کنند.

* به نظر من اگر حضرت آقا ]حسن زاده آملی [ تا به حال هیچ مطلب نوی نداشته بودند جز همین یک مطلب کافیست.

* ما هم میتوانیم پیغمبر و امیرالمؤنین و فاطمه ی زهرا شویم

*امام حسین و یزید و موسی و فرعون در آخر یکی اند.

* اگر موسی تنزل پیدا کند می بیند که با فرعون جنگ دارد وقتی که همین موسی بالا می رود می بیند اصلاً فرعونی نبود.

* اصلا معاویه ا ی نمی بینم، حسینی نمی بینم، جز یک ذات حقیقت غیر متناهی وجود، چیز دیگری من شهود ندارم.

* لذا مشاهده می کنیم موسی هم دارد می آید اتفاقاً پشت سرش فرعون هم دارد می آید وارد بهشت بشود.

* صمدی آملی در جملات زیر به اسنتاد زیارت عاشورا و آیات 24 و 25 حضرت ابراهیم می گوید به جز آن چهار نفر بقیه بهشت می روند البته روی یزید شک دارد و می گوید:
لذا اینطورکه ظاهراً اززیارت عاشورا برداشت می شودزمانی همه ازجهنم بیرون خواهندآمدومقام خلودجهنم فقط برای چندنفرباقی می ماندکه؛ «اللهم خصّ انت اول ظالم باللعن منّی وابدابه اولاًثم الثّانی والثّالث والرّابع»(1)غیرازآنها،مقام خلود جهنم فقط برای چهار نفر باقی می ماند که؛غیر از آنها، فرعونها، نمرودها،شدادها ،هارون الرشیدها،مامونها آنهایی که امام کشتند همه بالاخره از جهنم خارج می شوندآنها که حجت الله را کشتند و ولی الله را شهید نمودند. وکم کسانی نیستند.امااین چندنفر باقی می مانند همانگونه که پیغمبرصلی الله علیه وآله وسلم کلمۀ طیبۀ(کَشَجَرةٍ طَیِّبَةٍ أصلُهَاثَابِتٌ وَفَرعُهَافِی السَّماء)(2)است،ایشان نیزکلمه خبیثه(کَشَجَرَةٍ خَبِیثَةٍ اجتُثَّت مِن فَوق الأرضِ)(3)می باشند. راجع به زیارت عاشوراخیلی فکرکنید.تمامی ائمه اطهارعَلَیه السلام صاحب مقام محمودندواین مقام موجب می شودکه بسیاری ازگناهکاران راحتی آنان که درحقشان ظلم بسیاری رواداشتند….
*اگر به این تشخیص نرسیده ایم که آقا (حسن زاده) ولی الله است ول کن برو بیخود معطل نباش برو دنبال کارت.

*حضرت امام زین العابدین (ع) به آقا (حسن زاده) می فرمایند شما باید جلو بایستید ما پشت سر شما نماز بخوانیم.

* آقا (حسن زاده) پاکند و مطهرند، قرآن است لایمسه الا المطهرون.(4)


آقای صمدی مرجعی را که در رساله اش وحدت شخصیه وجود را رد کرده جاهل و عوام علما خواند

صمدی آملی می گوید:
…خاطره ای است از یک بزرگ مرد عارف نمی دانم جناب ملاحسینقلی همدانی بود یاجناب آقا سیدعلی قاضی شاید جناب ملاحسینقلی همدانی ، نمی دانم یکی از آقایان دریک جلسه ای کنار ایشان هم غذاشدوغذا نمی خورد از منزلشون به ایشان گفت شما چرا غذا نمی خوری گفت که منزل شما هست وشما قائل به وحدت وجود هستی از این بیچاره مردم که حرف حالیشان نمیشه و یک سری از علمای عوام و عوام علما که متاسفانه جان را اینها به لب می آورند و الا عوام الناس سخت نیست کارشان آنها بیچاره ها که خیلی حرفی ندارن میگن آقای ما ایجوری گفته آنها که حالیشون نمیشه امان از این متاسفانه عوام علما وعلمای عوام که به عنوان عالم است اما در درون در متن عوام است عالم نیست حرف نشنیده درس نخوانده کار نکرده وحقیقتا کار نکرده عوام علما از این عوام علما شنیده بود وحدت وجودی ها نجس اند اینها پاک نیستند چرا برای اینکه اینها می گویند خدا یعنی زمین و متاسفانه در یکی از این رساله ها دیدیم که ، رساله هایی که اخیرا بین مردم است دیگه حرف را می گوییم تو رساله آقا آمده که اینهایی که قائل به وحدت وجود هستند اینها نجس اند ازاینها هم اجتناب کنید چرا که اینها می گویند خدا یعنی زمین خدا یعنی آسمان خوب آقای عزیز کی همچنین حرفی زده تو اینجوری نوشتی چرا اینقدر جاهلی تو کدام عارف می خواهد مثلا بگوید خدا یعنی زمین خدا یعنی آسمان کی گفته؟ بعد آن بزگوار گفت چرا غذا نمی خوری بله شما قائل به وحدت شخصی وجود هستی وشما نجس هستید فرمود که یعنی ما می خواهیم بگوییم خدا یعنی درخت یعنی تو به یک الاغ هم نمی ارزی تا من خدا را به بیارم غذاتو بخور از این کج فهمی ها نکن)[5]

========================================================
پی نوشت ها:
1. زیارت عاشورا
2. سوره ابراهیم۲۴
3. سوره ابراهیم۲۵
4. فایل صوتی این متن در سایت دارالصادق موجود است.
5. توهین هایی که معمولا اهل فلسفه و عرفان به فقها و مراجع و در حقیقت هرکه مخالف آنها باشد داشته اند ، کم نیست وکاملا مشخص است ولی به جای پاسخ منطقی واستدلالی شروع می کنند به توهین و خراب کردن مخالف! در این متنی که می بینید و از سخنان آقای صمدی است ایشان مخالفان را به کنایه از الاغ پایین تر آورد.

علمای مخالف وفقهای عزیز که مستنبطین دین در زمان غیبت هستند را عوام علما و علمای عوام خواند و درس نخوانده و جاهل نیز به آنها گفت .
نمی دانم انسان باید چقدر منحرف باشد که اینگونه به مرجعی که سالیان سال عمرش را در راه اسلام و احکام دین گذاشته جاهل بنامد.

قبل از هر چیز به نکاتی پیرامون این بحث دقت کنید:

اولا اگر آن مرجع هم در رساله اش فرموده کسی که خدا را آسمان و زمین می داند نجس است مگر خلاف واقع است این را که هر بچه شیعه ای میداند بحث در مصداق این افراد است که که اگر فلاسفه وعرفا واقعا اینگونه نیستند چرا به خود گرفته اند و این همه عصبانی شده اند پس معلوم میشود چه کسانی به این عقیده قائل اند.

ثانیا اگر میخواهید جواب کسی را بدهید این همه توهین و عوام ،جاهل و.. خواندن طرف مقابل چه معنا دارد.

ثالثا شما چرا با خود کسی که این را گفته استدلالهای خود را بیان نمی کنید و در بین مردم و دیگران این را می گویید.

رابعا شما چه مقدار فقه و کلام و مبانی و اصول اجتهاد را میدانید و چند کتاب در این باره نوشته اید که در این مورد اظهار نظر می نمایید لطفا جناب آقای صمدی سه یا چهار کتاب خود را درباره احکام عملی اسلام که وظیفه مومنین در زمان غیبت می باشد نام ببرید.

خامسا آیا در عصر غیبت آقا امام عصر عج الله تعالی فرجه مردم به فقها رجوع داده شده اند یا فلاسفه و عرفا که شما اینگونه اظهار نظر درباره این مراجع عظیم الشان می کنید؟

سادسا شما چرا مردمی را که مقلد مرجعی هستند که با تحیقیق آن را انتخاب کرده وتقلید میکنند توهین می کنید این مردمی که با اخلاص روبه نائب عام امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف می آورد بیچاره مردم می نامید.

سابعاً :چند مورد از مراجعی را که با وحدت وجود مخالفند در این جا ذکر می کنیم تا مشخص شود آقای شیخ داود صمدی به این فقها نیز توهین کرده است:
1ـ وجود حق متعال متن وجود جمادات و نباتات و حيوانات و انسانها است، يعني ما دو وجود نداريم، بلکه هر چه هست يک وجود است که در قوالب و اندازه هاي گوناگون ظهور کرده است، نه اين که وجود زمين غير از وجود آسمان و وجود آسمان غير از وجود حق متعال بوده باشد.

2ـ از آنجا که حقايق هستي بي منتها است پس فهم حقايق اشياء نيز بي منتها بوده و همچنان ادامه دارد. يا نبايد الف را به زبان آورد همچون سوفسطائیها که اصلا قائل به موجود بودن خود نيستند، و يا اين که به محض اقرار نمودن بدان بايد آن را ادامه داد. و چه راحت است که از همان ابتدا سوفسطي بشويم و بگوييم اصلا الفي نداريم. و چه عجيب است که بالاخره همه ما در اين مسير بايد سوفسطي شويم و بگوييم نه ما هستيم و نه ديگران هستند. فقط خداست و خدا. حرف اول و آخر خدا است، و خدا است دارد خدايي مي کند. از آن به بعد ديگر انسان هيچ نگراني ندارد و راحت مي شود.

3ـ نه تنها نمي خواهيم از معلول به علت برسيم بلکه قصد نداريم از علت به معلول هم راه يابيم به دليل اين که ما اصلا معتقد به علت و معلول جدا نيستيم).

4ـ مراد ما از وحدت وجود، عينيت وجود زمين و وجود آسمان با وجود حق متعال است.

5ـ فيلسوف و عارف هر دو قائل به وحدت وجود هستند... تمام انبياء و ائمه و همه حجج و رسولان الهي فيلسوفند و اينان فلاسفه اصلي اند). (انسان قابليت رسيدن تا مقام ذات را دارد، و چون مي بيند که نمي تواند آن ذات را پايين بياورد و ذات را خودش کند لذا خودش بالا مي رود و او مي شود.

اشاره:
مرزداران حریم مکتب وحی و بزرگان دین، پیوسته به بطلان عقیده وحدت وجود تصریح داشته، و در این باره کتاب‏ها نوشته‏اند، و تمامی عالمان بزرگ که در پیوند با دین, فقه اکبر و اصغرند، و لو اینکه در مقامی به تشریح و تبیین عقیده وحدت وجود پرداخته باشند، اما هرگاه در مقام فتوی و اظهار نظر برآمده‏اند متفقا به «مخلوقیت حقیقی ما سوی الله»، و بطلان اعتقاد به «عینیت و یکی بودن وجود خالق و خلق» تصریح کرده‏اند. بنابراین، کسانی که خیال می‏کنند عقیده «وحدت وجود» معجزه شگفت و شگفتی فزای فکر و اندیشه است، و فهم آن تنها اختصاص به کسانی دارد که آن را پذیرفته‏اند، باید متوجه باشند که به چه کسانی نسبت نفهمی و جهالت می‏دهند. و عقیده‏ای را که از فرآورده‏های افکارخود اندیشان به دور از تعالیم و براهین قاطع معلمان آسمانی در هند و یونان باستان است، و با هزاران توجیه و تأویل نادرست شواهدی از متشابهات دینی بر آن اقامه می‏شود به ستاره‏های آسمان می‏آویزند. اگر این عقیده تا این حد غیر قابل فهم است، از کجا می‏توان دانست آنان که آن را پذیرفته‏اند از نفهمیدن آن نبوده است؟!! گویا شرط فهمیدن این عقیده پذیرفتن آن است که هر کس آن را بپذیرد حتماً آن را فهمیده است!! و هر کس زیر بار آن نرود حتما آن را نفهمیده است!!

مرحوم سید محمد کاظم یزدی(قدس سره)
در «عروة الوثقی» وحدت وجودیان ملتزم به لوازم فاسد مذهبشان را نجس دانسته است.[1]
جمع کثیری از فقها و أعلام در حواشی خود بر عروة الوثقی فتوای ایشان را تأیید نموده، و بر آن تعلیقه و حاشیه‏ای نزده‏اند و البته اگر وحدت وجود عقیده سالمی بود هرگز ممکن نبود که التزام به لوازم آن موجب کفر و نجاست باشد. [2]

فقهایی که در حاشیه ی عروة با فتوای مرحوم سید موافقت کرده اند و وحدت وجودیها را کافر و نجس دانسته اند عبارتند از:
1- امام خمینی 2ـ آیت الله سید ابوالقاسم خوئی 3ـ آیت الله سید محسن حکیم 4ـ آیت الله سید احمد خوانساری 5ـ آیت الله سید محمود شاهرودی
6ـ آیت الله سید محمد رضا گلپایگانی 7ـ آیت الله سید محمد هادی میلانی 8ـ آیت الله سید شهاب الدین نجفی مرعشی 9ـ آیت الله سید حسن قمی 10ـ آیت الله رفیعی


مخالفین وحدت وجود



امام خمینی:

قائلین به وحدت وجود اگر ملتزم به لوازم مذهبشان باشند، نجس می باشند.[3]



آیت الله العظمی خوئی (ره):
... و اگر مرادش از وحدت وجود عکس معنای اول باشد یعنی قائل به وحدت وجود و موجود باشد حقیقتاً [که بر طبق مدرک ارائه شده مراد همین است] و معتقد باشد به یک موجود [یعنی وجود یک مصداق حقیقی بیش ندارد] ولکن این موجود دارای تطورات و شئونات زیاد و اعـتبارات مختلفه است و می‏گوید در مرتبه خالقیت خالق است و در مـرتبه‏ی مخلوقیت مخلوق است همانطور که در آسمان، آسمان است. در زمین، زمین و غیر ذلک.
این معنا همان است که به آن توحید خاص الخاص گفته می‏شود…

در این شک نیست که ملتزم شدن به چنین معنایی کفر واضح و زندقه‏ی ظاهر است، زیرا لازمه‏ی این معنا انکار خدا و انکار پیغمبر(ص) است چون در این صورت دیگر برای خالق نسبت به مخلوق هیچ امتیازی نیست مگر به حسب اعتبار.
و هم چنین [بنابراین معنا] پیغمبر(ص) و ابوجهل ـ مثلاً ـ در حقیقت یکی هستند و لکن به حسب اعتبار با هم فرق دارند.[4]

آیت الله العظمی نجفی مرعشی(قدس سرّه):
حقیقت این است که به نظر من مصیبت صوفیه بر اسلام از بزرگترین مصیبت‏ها بوده است که ارکان اسلام را منهدم کرده، و در بنیان اسلام رخنه ایجاد نموده است... مطالب صریح کتاب و سنت را تحریف کردند، با احکام فطری و عقلی به مخالفت برخاستند، و به وحدت وجود، بلکه بالاتر از آن به وحدت موجود قائل شدند.[5]

آیت الله العظمی سید عبدالاعلی سبزواری (ره):
اما کسانی که قائل به وحدت وجود هستند... از جمله وحدت در عین کثرت یا وحدت وجود و کثرت موجود، شکی نیست که خداوند تبارک و تعالی منزه است از چنین تصوراتی و از جمله وحدت واقعیّه‏ی شخصیّه به این معنا که خداوند تبارک و تعالی عین همه‏ی موجودات است و موجودات نیز عین خداوند تعالی است، شکی نیست در این که چنین عقیده‏ای انکار ضروری دین است [و حکم منکر ضروری دین به اتفاق فقهای امامیه معلوم است].[6]

آیت الله العظمی سید محمد باقر صدر (ره):
بدون شک اعتقاد به مرتبه‏ای از دوگانگی که موجب تعلّق اندیشه خالق و مخلوق باشد مقوّم و ریشه و اساس اسلام است زیرا بدون آن عقیده توحید اصلا معنایی ندارد. بنابراین اعتقاد به وحدت وجود اگر به گونه‏ای باشد که آن دوگانگی را از اندیشه معتقد به وحدت وجود بزداید کفر است... گاهی ادعا می‏شود که فرق بین خالق و مخلوق فقط امری اعتباری و غیر واقعی است زیرا اگر حقیقت به طور مطلق و بدون صورت در نظر گرفته شود خداست، و اگر به طور مقید و دارای صورت‏های مختلف در نظر گرفته شود غیر خداست و.... این اعتقاد کفر است.[7]

شیخ حر عاملی:
بطلان اعتقاد به وحدت وجود از ضروریات مذهب شیعه‏ی امامیه است و هیچ کس از علما به آن قائل نشده بلکه به انکار آن تصریح کرده‏اند و به فساد آن اتفاق نموده‏اند و تشنیع کرده‏اند کسی را که به وحدت وجود عقیده دارد و هر کس به آن قائل باشد از مذهب شیعه خارج است و ادعای تشیع از چنین کسی صحیح نیست.[8]

مقدس اردبیلی:
بعضی از متأخرین اتحادیه مثل محی الدین عربی و شیخ عزیز نسفی و عبدالرزاق کاشی کفر و زندقه را از ایشان گذرانیده به وحدت وجود قائل شده‏اند و گفته‏اند که هر موجودی خداست «تعالی الله عما یقول الملحدون علواً كبیراً».
و ایضاً باید دانست که سبب تمادی و طغیان ایشان در کفر آن بود که به مطالعه‏ی کتب فلاسفه مشغول شدند و چون بر قول افلاطون و اتباع او اطلاع یافتند از غایت ضلالت گفتار غوایت شعار او را اختیار کردند و از جهت آنکه کسی پی نبرد که ایشان دزدان مقالات و اعتقادات قبیحه فلاسفه‏اند این معنی را لباس دیگر پوشانیده وحدت وجودش نام کردند و چون معنای آن را از ایشان پرسیدند از روی تلبیس گفتند که این معنی به بیان در نمی‏آید و بدون ریاضت بسیار و خدمت پیر کامل به آن نمی‏توان رسید و احمقان را سر گردان ساخته‏اند و جمعی از سفیهان در آن باب اوقات بسیار ضایع کردند و فکرها در آن باب دوانیدند و آن کفر عظیم را تاویلها کردند.[9]

علامه‏ ی حلی:
مبحث پنجم: خداوند متعال با غیر خود یکی نمی‏شود. باطل بودن یکی شدن خداوند با دیگری بدیهی است، زیرا قابل تصّور نیست که دو چیز، یک چیز شود. البته جماعتی از صوفیان سنّی با مطلب (عقلیِ) بالا مخالفت کرده، نظر داده‏اند که خدای متعال با بدن عارفان یکی می‏شود، حتّی بعضی از ایشان گفته‏اند: خدای متعال، خودِ وجود است، و هر موجودی خداست. واین عین کفر و الحاد است. و خدا را سپاس می‏گذاریم و شکر می‏کنیم، که به واسطه پیروی از ائمه‏ی طاهرین(ع) (و قبول توحید وحیانی و قرآنی)، ما را برتری بخشید، که به افکار هوس آلود و باطل [فلاسفه و عرفا] نگراییدیم.[10]

علامه‏ ی مجلسی:
صوفیه (عرفا و فلاسفه)که خدا آنها را لعنت کند از این بدعت‏ها منفعت نبردند (یعنی سیر نشدند) بلکه به تحریف اصول دین پرداختند و معتقد به وحدت وجود شدند و معنای مشهور از وحدت وجود در این زمان که از مشایخ آنها شنیده شده است [که خدا عین موجودات است و موجودات عین خداست] کفر به خداوند عظیم است.
ارسال نظر
نمای روز
آخرین اخبار
شفا دارو
آسیا تک داخلی
شاتل 2