پیشنهاد پارسینه
۰۸ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۲۳:۳۲
۰
پربيراه نگفته اند که زبان عربي، زبان آواز است و قافيه و شعر. اين زبان از زمان هاي بسيار کهن، همراه شاعران و مردم بوده است و چنان‌چه از اشعار باقي‌مانده از دوران جاهلي برمي آيد آواز نيز با اين شعرها همراه بوده است و اگرچه معلقات سبع ( يا به گفته برخي ديگر معلقات عشر ) شعرهاي جاهلي آويخته شده بر خانه خدا، رجزخواني قبايل مختلف در برابر يکديگر بوده است اما اگر اين اشعار را هم در نظر نگيريم که دليل باقي ماندنشان را آويزان بودن در کعبه مي دانند، شعر و در کل زبان عربي سينه به سينه به نسل هاي بعد منتقل شده است و يکي از راه هاي اين انتقال توسط آوازخواناني خوش صدا بوده است که مجالس مختلف را گرم مي کرده اند.
اعراب در دوران پس از اسلام، اموي، عباسي، انحطاط و معاصر، شاعران بيشماري به تاريخ ادبيات جهان تحويل داده اند و در کنار اين ها نيز بسيار آوازخواناني بوده اند که نامي از آنها باقي نمانده و همچنان گمنام هستند.
اما در دوران معاصر و با روي کار آمدن تکنولوژي و امکان ضبط و ثبت صداي خوانندگان، اين گروه، ديگر گمنام نماندند و پا از شهرها و کشورهاي خود فراتر گذاشتند. در مراحل اوليه، صفحه و بعد فيلم هاي موزيکال و بعد نوار کاست و تلويزيون ها و امروزه ماهواره ها و اينترنت و سي دي ها باعث شده اند صداي بهشتي اين خوش صدايان جهان علي رغم مرگ جسمي شان، همچنان زنده بماند.
خوانندگان معاصر عرب، چون خوانندگان ايراني و اروپايي و امريکايي، بسياري عالمگير شده اند ، اگر نگاه کنيم کمتر کسي است از ما که نامي از " ام کلثوم" ، " عبدالحليم حافظ " و " فيروز " خوانندگان معروف عرب نشنيده باشد. اگر هم صدايشان را نشنيده باشيم نامشان را در خاطر داريم.
نوشته حاضر تلاشي است براي معرفي تني چند از معروف ترين خوانندگان عرب و پيشکسوتان اين عرصه در جهان عرب.


محمد عبدالوهاب
اين موسيقيدان فقيد عرب، پدر سينماي موزيکال در مصر است که به عنوان تهيه کننده، موسيقيدان و ستاره آواز درمحمد عبدالوهاب 7 فيلم ايفاي نقش کرد.
محمد عبدالوهاب در سال 1901 در شهرک باب الشعريه قاهره در کنار مسجد الشعراني ديده به جهان گشود. در هفت سالگي حافظ کل قرآن کريم شد و از آغاز قران را با ترتيل خوش براي مردم مي خواند. مشوق اصلي عبدالوهاب، برادرش شيخ حسن بود که تاثير شگرفي بر محمد گذاشت. دوران اول زندگي اين موسيقيدان بزرگ پر از درگيري ميان کساني بود که در خصوص آواز مشکل داشتند و آن را مطرب بازي مي دانستند. در ميان خانواده، همگي اصرار داشتند که وي وارد دانشگاه الازهر بشود ولي عبدالوهاب ، سرکشي مي کرد و مايل بود موسيقي را ادامه دهد. در اين زمان در کوچه و بازار براي بچه ها آواز مي خواند تا اينکه محمد يوسف، يکي از اعضاء گروهي دوره گرد صداي او را شنيد و در عجب افتاد. محمد يوسف به عبدالوهاب پيشنهاد داد تا در سيرک بخواند و محمد نيز فورا قبول کرد. پس از مدتي شيخ سلامه حجازي با صداي عبدالوهاب آشنا شد و از او خواست تا در تئاتر بخواند. عبدالوهاب نيز پذيرفت. اين روند ادامه داشت تا در سال 1922 به همراه يک گروه هنري به فلسطين و سوريه و لبنان سفر کرد. وقتي از اين سفر بازگشت تصميم گرفت تا وارد مرکز موسيقي عربي بشود.
در سال هاي بعد عبدالوهاب در شب آوازي که مرکز موسيقي در سن استفانوي اسکندريه برگزار کرد، شرکت کرد. اين شب آواز به عبارتي اولين شب آواز واقعي بود که پس از سال ها برگزار مي شد. پس از اين نشست يکي از دوستانش به او خبر داد که احمد شوقي بک مي خواهد او را ببيند. اين ديدار يک ديدار سرنوشت ساز در زندگي عبدالوهاب به شمار مي رود چرا که دوستي ميان وي و اميرالشعراء تا مدت ها ادامه پيدا کرد.
عبدالوهاب با نهله القدسي ازدواج کرد که حاصل آن چهار دختر و يک پسر بود.
وي بارها و بارها توسط ملک فاروق، جمال عبدالناصر تقدير شد. انور سادات به او دکتراي افتخاري داد. وي همچنين از سوي يکي از دانشگاه هاي آمريکا مفتخر به درجه دکتراي افتخاري شد.
محمد عبدالوهاب در سال 1992 در مصر درگذشت.


فريد الاطرش
وي در سال 1907 در کوه هاي دروز در سوريه به دنيا آمد. فريد متعلق به آل الاطرش بود که پدرش امير فهد سه بار ازدواج کرده بود. فريد از زن دوم وي پا به عرصه وجود گذاشت. مادر فريد پس از به دنيا آوردن سه فرزند ( فريد – فواد و آمال ) از شوهرش جدا شد و با فرزندانش راهي قاهره شد.
فريد دوران ابتدايي را در مدرسه فرانسوي " الفرد " قاهره شروع کرد ولي پيش از گرفتن گواهينامه ابتدايي به دليل علاقه اش به هنر از آن‌جا بيرون آمد و مادرش، وي را به مدرسه کاتوليکي روم برد تا در بخش رايگان تحصيل کند. به خاطر اينکه نگويند يکي از فرزندان آل الاطرش رايگان درس مي خواند، تحت عنوان " فريد قوسه " در اين مدرسه ثبت نام کرد. بعد از تمام کردن دوران ابتدايي، مدرسه را رها کرد و به عنوان تبليغات چي در محه هاي بلاچي مشغول به کار شد. در همين زمان در مرکز موسيقي هم درس مي خواند. بعد از مدتي به عنوان نوازنده عود به گروه " بديعه مصابني " پيوست.
فريد الاطرش نواختن عود را از دستان معجزه گر " رياض السنباطي " و آواز را به همراه خواهرش اسمهان ، از فريد الغضن، موسيقيدان معروف لبناني آموخت.
الاطرش پس از اينکه نامش به عنوان خواننده اي خوش آواز بر سر زبان ها افتاد، به همراه ساميه جمال چون زوجي هنرمند شروع به کار کردند و در 6 فيلم به شکل مشترک کار کردند. اين دو در تمام دهه پنجاه ميلادي با يکديگر فعاليت داشتند اما به دليل اينکه الاطرش معتقد بود نبايد در زندان ازدواج افتاد، هرگز با ساميه ازدواج نکرد.
در مجموع فريد الاطرش در 31 فيلم موزيکال به عنوان بازيگر و خواننده فعاليت داشت.

ليلي مراد
اسم اصلي اش ليلي ذکي مراد بود. در سال 1918 در شهرک محرم بيک شهر اسکندريه به دنيا آمد.

در سال 1927 براي يک دوره آواز خواني راهي آمريکا شد که يک سال بعد بدون به دست آوردن مال و نام و شهرت به مصر بازگشت. در سال 1929 به همراه پدرش يک سفر دوره اي به تمام مناطق مصر را آغاز کرد که در اين دوران با آوازهاي مردمي بويژه ترانه هايي که کشاورزان مي خواندند آشنا شد. در سال 1930 براي اولين بار در برابر مردم در يک شب آواز، به آواز خواني پرداخت. در حالي که هنوز دوازده سال بيشتر نداشت وارد راديو مصر شد و از اين طريق توانست سه شنبه هاي هر هفته مردم را با صداي خود آشنا سازد. در سال 1935 در يکي از اولين فيلم هاي ناطق که در مصر ساخته مي شد ظاهر شد. به زودي و در سال 1938 نيز به پيشنهاد محمد عبدالوهاب و علي رغم مخالفت تهيه کننده فيلم " زنده باد عشق " در اين فيلم به عنوان هنرپيشه ظاهر شد که بازي ضعيفي از خود ارائه کرد. اما يک سال بعد توجو مزراحي کارگردان استعداد ليلي مراد را شناخت و طي سال هاي بعد 5 فيلم با او کار کرد.
ليلي مراد در فيلم هاي بسياري ظاهر شد و توانست صداي خوش خود را بدين وسيله به مردم برساند.
وي در سال 1995 ديده از جهان گشود.



اسمهان
در کوهستان دروز از خانواده آل الاطرش به دنيا آمد. مادرش او و برادرانش فواد، فريد وامل را از سوريه به بيروت و پس از آن به مصر برد. اسمهان در مصر درس خواند. خليل المنذر، دايي اش داراي صدايي خوش بود و مادرش عود مي نواخت. فريد، برادر اسمهان نيز در آن زمان عود مي نواخت و مي خواند. خانواده الاطرش در اوايل دهه سي ميلادي، تعدادي خواننده و نوازنده به جامعه هنري عرب تحويل داد. اسمهان در حالي که پانزده سال بيشتر نداشت نزد موسيقيدانان معروف آن زمان، کساني چون القصبجي و حسني، آواز را آموخت.
اسمهان يک بار در دمشق سعي کرد خودکشي کند. پس از آنکه جان سالم به در برد به قاهره بازگشت.
وي بيش از همه تحت تاثير محمد عبدالوهاب بود و پس از بازگشت به قاهره خواندن را جدي گرفت و در چند فيلم آواز خواند.
اسمهان با بهره گيري از ترفندهاي اپرا و آوازهاي اروپايي، هنرنمايي مي کرد.
اين خواننده خوش آواز به " عروس نيل " معروف بود.


ام کلثوم
وي دختر ابراهيم البلتاجي بود و در سال 1896 يا به قول ديگر در سال 1904 در روستاي طمباي الزهايره در استان الدقهليه واقع در شمال قاهره و ما بين اسکندريه به دنيا آمد. در حالي که سيزده سال بيشتر نداشت به همراه پدرش در روستاها مي گشت و تواشيح ديني و شعرهاي عارفانه مي خواند. صوت بهشتي ام کلثوم در همين ايام توسط اساتيد فن، کساني چون شيخ ابوالعلاء محمد و شيخ زکريا احمد شناسايي شد.
در سال 1923 روستا را ترک کرد و راهي قاهره شد تا با شيخ ابوالعلاء، دوست پدرش و يکي از موسيقيدانان معروف آن زمان مصر، ديدار کند. در همين ايام شروع به خواندن کرد و ترانه هاي بسياري از خود به جاي گذاشت. برخي از اين شعرها را بدون موسيقي مي خواند و به همين دليل در ميان صداي زنان، چهره اي شناخته شده گشت.
يک سال پس از رفتن به مصر با احمد رامي، شاعر آشنا شد. رامي تازه از رشته زبان فارسي در پاريس فارغ التحصيل شده بود. به رامي خبر داد که دوست دارد يکي از شعرهايش را بخواند. در همين سال با احمدصبري، هنرمند دندانپزشک نيز آشنا شد که براي حداقل 14 ترانه او، موسيقي ساخت. به زودي با محمد القصبجي نيز آشنا شد که عود نواز چيره دستي بود و اين هنر را از محمد عبدالوهاب آموخته بود. در اين زمان، ام کلثوم به همراه گروه موسيقي متشکل از عود ِ القصبجي، قانون ِ محمد العقاد و کمانچه سامي الشوا روي صحنه رفت.
دوستي ام کلثوم با القصبجي از سال 1924 تا سال 1948 و زمان وفات وي ادامه يافت. همراه ديگر وي شيخ زکريا احمد بود که تا سال ها اين دوستي ادامه پيدا کرد.
دوران خوانندگي ام کلثوم از سيزده سالگي تا هفتاد و سه سالگي وي ادامه يافت؛ شصت سال تمام. و اين در تمام جهان بي نظير است، چرا که خواننده اي را در اروپا نمي توان در آن زمان يافت که بيش از چهل سال تمام خوانده باشد.
ام کلثوم ملقب به کوکب الشرق سرانجام در سال 1975 درگذشت.
با گذشت سي سال از درگذشت کوکب الشرق، همچنان راديو مصر هر روزغروب ساعت 5 و 9 بعدازظهر به مدت دو ساعت ترانه هاي ام کلثوم را براي شنوندگان و علاقمندان وي پخش مي کند. همچنين گفتني است که ترانه هاي اين اعجوبه قرن، در صدر فروش ترانه هاي خوانندگان قرار دارد.


عبدالحليم حافظ
معروف به بلبل گندمگون ، نام واقعي اش عبدالحليم علي اسماعيل شبانه است که در سال 1929 در روستايعبدالحليم حافظ الحلوات از توابع استان شرقي واقع در 85 کيلومتري شمال قاهره به دنيا آمد. مادرش در حين به دنيا آوردن وي دار فاني را وداع گفت و اندک زماني بعد از به دنيا آمدن عبدالحليم، پدرش نيز درگذشت.
در دوران تحصيل ابتدايي متوجه نعمت موسيقي شد که در او بود. در سال 1941 وارد مرکز موسيقي عربي قاهره شد. بعد از آن وارد ارکستر موسيقي راديو مصر شد. در سال 1952 نيز شهرت اين بلبل گندمگون آغاز شد و ادامه يافت تا اينکه در عيد انقلاب مصر در سال 1954 به اوج خود رسيد.
عبدالحليم حافظ در سال 1977 درگذشت.
علي رغم گذشت 27 سال از درگذشت حافظ همچنان ترانه هاي حماسي – سياسي وي بر زبان هاست، چرا که ترانه هاي او بيانگر شوق و شعف و آرزوها ي مردم بود.
محمد عبدالوهاب، موسيقيدان برجسته و بليغ حمدي، خواننده جوان آن زمان، مشوقان اصلي بلبل گندمگون بودند و وي با خواندن اشعار حماسي صلاح جاهين، احمد شفيق و عبدالرحمن الابنودي در دل مردم راه باز کرد.
حافظ 56 ترانه خواند و در 16 فيلم سينمايي بازي کرد.


فيروز
اسم اصلي او نهاد حداد است. در سال 1935 از وديع حداد و ليزا البستاني در خانواده اي متوسط و در کوچه البلاط، در شهرک قديمي بيروت به دنيا آمد. اغلب فقراء قبايل مختلف در اين منطقه در کنار هم در آرامش زندگي مي کردند.
نهاد که به زودي به اسم فيروز يکي از مشهورترين خواننده هاي جهان عرب و جهان شد، در دوران کودکي و زماني که همسايه ها دور هم جمع مي شدند شروع به آواز خواندن کرد. همه از صداي او در عجب افتاده بودند. خانواده نهاد قادر نبودند راديويي بخرند و صداي او سرگرمي تمامي خانواده و همسايه ها شده بود.
به زودي نهاد که از پشت پنجره خانه يکي از همسايه ها صداي راديويي را شنيده بود و مدام از خانه بيرون مي رفت و پاي آن پنجره مي نشست. در آن زمان ليلي مراد و اسمهان، دو خواننده معروف مصري بيش از همه معروف بودند. برادرش ژوزف و خواهرانش هدي و آمال رازدار او بودند و نهاد از هر وقتي استفاده مي‌کرد تا صداي راديو را از دست ندهد.
پدر نهاد از خرج اندک خانه براي فرستادن کودکانش به مدرسه استفاده مي کرد. نهاد اما علي رغم اينکه در مدرسه به دليل صداي خوشش معروف شده بود ولي از درس چيزي نمي فهميد و نزديکان نهاد ( فيروز ) مي‌گويند که او تا امروز نتوانسته جدول ضرب را ياد بگيرد. در اين زمان اما محمد فليفل، يکي از موسيقيدانان سوري و استاد مرکز موسيقي لبنان که به دنبال استعدادهاي جوان براي راديوي تازه تاسيس لبنان بود در سال 1946 در مراسم جشن مدرسه، صداي نهاد را شنيد و به طور قطع اعلام کرد که او چهره اي را شناخته است که در آينده بسيار معروف خواهد شد. خانواده نهاد اما با اين پيشنهاد که دخترشان در راديو آواز بخواند مخالفت کردند. آنها نمي توانستند قبول کنند که دخترشان براي مردم بخواند و عنوان مطرب را بگيرد. سرانجام با اصرار فليفل قرار شد که فيروز تنها ترانه هاي ملي را بخواند و در عوض خرج آموزش در مرکز موسيقي بر عهده فليفل باشد.
پس از چهار سال تحصيل در مرکز موسيقي، روز انتخاب چهره برتر رسيد. اين روز ، روز سرنوشت سازي براي نهاد بود. نهاد اول ترانه اي از اسمهان را خواند و پس از آن ترانه اي از فريد الاطرش را. چنان صداي او معجزه آسا و خارق العاده بود که داوران را بسيار تحت تاثير قرار داد.
همکاري فيروز در سال هاي بعد با برادران رحباني و ازدواج با عاصي رحباني در سال 1954 راه را براي موفقيت هاي بيشتر وي هموار ساخت.
فيروز بيش از 800 ترانه خوانده ، در بيش از 20نمايش و 3 فيلم موزيکال بازي کرده است.
وي در زمان جنگ هاي داخلي لبنان از بيروت بيرون نرفت و زير بمباران و گلوله در عروس خاورميانه ماند و خواند.
در سال 1986 عاصي الرحباني، همسر فيروز درگذشت و اگرچه اين مصيبت براي او بسيار گران آمد اما دست از خواندن برنداشت و همچنان تاکنون مي خواند و ... ب



خواننده هاي جوان:
امروزه خوانندگان جوان عرب با استفاده از امکانات تلويزيون هاي متعدد و ماهواره هاي عربي، چنان مانور مي دهند که اين موضوع به شکل جداگانه نياز به موشکافي وبررسي دارد. در اينجا تنها از تعدادي از آنها نام مي بريم:
ماجده الرومي
ايهاب توفيق
هاني شاکر
پاسکال مشعلاني
راغب علامه
کاظم ساهر
نوال الزغبي
ديانا حداد
ورده



گردآوري و ترجمه: يوسف عليخاني/سایت ماندگار


پــنــجــره
ارسال نظر
نمای روز
آخرین اخبار
شفا دارو
آسیا تک داخلی
شاتل 2