پیشنهاد پارسینه
قطب دراویش گنابادی شامگاه چهارشنبه (۲۰ آذرماه) به علت کهولت سن و بیماری در بیمارستان مهر درگذشت.
۲۰ آذر ۱۳۹۸ - ۲۱:۲۷
۹

نورعلی تابنده که از روز پنجشنبه ۹ آبان‌ماه سال جاری در پی وخامت حال و ضعف جسمانی به بیمارستان مهر تهران منتقل شده بود، پس از تحمل یک دوره بیماری در شامگاه ۲۰ آذرماه در ۹۲ سالگی درگذشت.

وی متولد ۲۱ مهرماه ۱۳۰۶ در گناباد بود. او در سال ۱۳۲۷ موفق به اخذ مدرک لیسانس حقوق از دانشگاه تهران شد و برای ادامه تحصیل در این رشته به فرانسه رفت و دکتری حقوق را از دانشگاه پاریس دریافت کرد. تابنده در دولت موقت مهدی بازرگان معاون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مدیر سازمان حج و زیارت و معاون وزارت دادگستری بود.

او در مهرماه ۱۳۷۱ «قطب دراویش گنابادی نعمت‌اللهی» نام گرفت و از آن تاریخ تا زمان حیاتش در این جایگاه باقی ماند.

خبرگزاری تسنیم اعلام کرد: نور علی تابنده، از دراویش گنابادی و قطب سلسله نعمت الهی که در سن ۹۲ سالگی به دلیل بیماری و کهولت سن در بیمارستان مهر بستری است، علائم حیاتی خود را از دست داده است.

در همین حال هنوز پزشکان دستگاه‌های مربوطه را از وی جدا نکرده‌اند.

50
پــنــجــره
نظرات
ناشناس
روحش شاد .خداوند او را رحمت کند .
ناشناس
خدا بخیر کنه
ناشناس
جهنم
شیرین صفوی
پارسینه میشه در باره همین آقا و گروه شان مطلب منتشر کنی بد نیست علاوه بر رسالت خبر رسانی ای که داری گزارشات تفصیلی از بعضی وقایع و شخصیتها هم داشته باشی و اون رو در اختیار مبادلات نظر کاربران قرار بدی چون انصافا کاربران با نظرات و اطلاعات خودشون کمک بزرگی هستند خود من چند تا سایت مراجعه کردم البته بافیلتر شکن مطالب خیلی فرق داشت!!! !منظورم مطالب بی غرضه!!!! باتشکر
ناشناس
مرد بزرگ و قابل احترام
یه مطلع
کار هاشون عجیب غریبه نماز عجیب وابستگی عجیب اینا برقرار هستند و معترضین بر فرار ! این وسط فقط جرم معترضین کتک و کشته شدن بود
شیرین صفوی
یا خدا !!!
سید عباس
از امام هادی(ع) روایت می‌کند که با حضرتشان در مسجد النبی(ص) بودم که گروهی از یاران حضرت از جمله أبو هاشم جعفری که فردی بلیغ و مورد اعتماد امام بود، وارد مسجد شدند. بعد از آنها نیز گروهی از صوفیه وارد مسجد شده و در کنار حضرت، دایره‌وار نشسته و شروع به گفتن ذکر لا اله الا الله کردند! امام(ع) فرمود: «به این گروه نیرنگ‌باز توجهی نکنید؛ زیرا آنان جانشینان شیطان‌ها و خراب کنندگان ستون‌های دینند، برای دور کردن بیماری از بدنشان زهد ورزیده و برای شکار مردم به شب‌زنده‌داری رو می‌آوردند. عمری را به گرسنگی می‌گذرانند تا برای پلان‌هایشان خرانی را بیابند. جز برای فریب مردم، ذکر "لا إله إلا الله" نمی‌گویند و کم‌غذا خوردنشان تنها برای پرکردن انبان‌های بزرگ و ربودن دل افراد نادان است. در سخنانشان از عشق می‌گویند، اما مریدانشان را به تدریج در چاه می‌اندازند، دعا و وردشان رقصیدن و کف‌زدن بوده و ذکرشان طرب‌انگیزی و آوازه‌خوانی می‌باشد. تنها افراد سفیه از آنان پیروی مرده و تنها افراد احمق به آنان اعتقاد پیدا می‌کنند. هرکه به دیدار یکی از زندگان یا مردگانشان برود، گویا به دیدار شیطان و بت پرستان رفته است و هرکه به یکی از آنان یاری برساند، گویا به یزید و معاویه و ابوسفیان کمک کرده است.
بعد از سخنان حضرت، یکی از یارانشان پرسید: حتی اگر به جایگاه شما معترف باشند؟! امام دهم با غضب به او نگریست و فرمود: «این پرسش را کنار بگذار! کسی که به جایگاه ما معترف است، در مسیر ناراحتی ما گام نمی‌نهد، آیا نمی‌دانی که پست‌ترین طایفه‌ها صوفیانند، تمامی آنان از مخالفان ما هستند، راه آنان با راه ما همگونی ندارد، آنان بسان نصاری و مجوس این امت‌اند، تلاش آنان این است که نور خدا را خاموش کنند و خداوند نورش را تمامی خواهد بخشید، گرچه خوشایند کافران نباشد».
ناشناس
سید عباس تو اونجا بودی !!
ارسال نظر
50
نمای روز
50
50
50
50
50
آخرین اخبار
50
سداد
شفا دارو