پیشنهاد پارسینه
اسدالله عسگراولادی عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی درگذشت.
۲۲ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۹:۳۲
۸
اسدالله عسگراولادی چند روز قبل به علل عارضه مغزی در بخش مراقبت های ویژه بیمارستانی در تهران بستری شده بود
 
(تصاویر) اسدالله عسگراولادی درگذشت

اسدالله عسگراولادی که بود؟

اسدالله عسگراولادی (زاده ۱۵ اسفند ۱۳۱۲ در چهارراه سیروس، تهران) از برجسته‌ترین بازرگانان ایرانی، معروف‌ترین صادرکننده خشکبار ایران، عضو اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران در تمام دوران پس از انقلاب، رئیس اتاق بازرگانی و صنایع ایران و چین.

برادر وی حبیب‌الله عسگراولادی از سیاست‌مداران مهم ایران بود. برخی او را یکی از ثروتمندترین افراد ایران به‌شمار آورده و ماهنامه فوربس میزان سرمایه او را حدود ۸ میلیارد دلار برآورد می‌کردند.

صادرات پسته، زیره، میوه‌جات خشک و واردات شکر و لوازم خانگی مهمترین فعالیت اقتصادی او بود. با این حال عسگراولادی خود را بازرگان کوچکی می‌دانست که در زمینه صادرات فعالیت کوچکی دارد.

بنابرگزراش، عسگراولادی از اقتصاد بازار، توسعه صادرات و حمایت از بخش خصوصی حمایت می‌کرد. او از منتقدان سیاست‌های اقتصادی دولت احمدی‌نژاد بود، اما علی‌رغم اعتراض‌های تند و بی‌پرده از دولت احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست‌جمهوری دهم به وی رأی داد.

اسدالله عسگراولادی درباره حمایت از احمدی‌نژاد می‌گفت: «چون رهبر معظم انقلاب امر به حمایت همه از دولت احمدی‌نژاد کرده‌اند، ما از دولت ایشان حمایت می‌کنیم، با این‌که معتقدیم این دولت و سیاست‌های اقتصادی‌اش به تمام معنی فشل است»

اسدالله عسگراولادی از سال ۱۳۳۶ که شرکت حساس را دایر کرده تا زمان فوت صادرات کرد. او در مصاحبه‌ای با عصر ایران گفت: «من به این که میلیاردر هستم افتخار می‌کنم به این دلیل که ذره‌ای از دارایی‌هایم را با رانت وکار خلاف به دست نیاورده‌ام. حتی از گرفتن وام بانکی هم پرهیز می‌کنم و گفتم که حتی کار واردات هم نمی‌کنم. نه این که کار واردات را بد بدانم. نه بد نمی‌دانم، اما من با خودم عهد کرده‌ام کار صادرات بکنم. البته من هم سلطان میلیاردر‌های ایران نیستم.»

برادرش حاج حبیب‌الله، یکی از مشاهیر عرصه سیاست بود و او از مشاهیر عرصه اقتصاد. حاج حبیب‌الله عضو حزب مؤتلفه اسلامی‌در۱۴ آبان ۱۳۹۲ درگذشت. اسدالله عسگراولادی سال‌ها عضو اتاق بازرگانی تهران بود.

بنابرگزارش، در انتخابات اتاق بازرگانی به تاریخ ۱۸ اسفند سال ۱۳۹۳ نیز، وی سردمداری ائتلافی با نام «پیشگامان وفاق» را برعهده گرفت؛ و با عنوان نفر دهم از رشتهٔ بازرگانی، در بین ۴۰ پیروز انتخابات اتاق بازرگانی قرار گرفت. عسگراولادی در دوره نهم نتوانست به اتاق بازرگانی تهران راه پیدا کند.
 
(تصاویر) اسدالله عسگراولادی درگذشت
 

اسدالله عسگراولادی چگونه پولدار شد؟

اسدالله عسگراولادی از بزرگ‌ترین تجار خشکبار کشور در مطلبی که از سوی سایت اقتصاد ایرانی منتشر شده، روایت موفقیت اقتصادی خود را این گونه بیان کرده است:

من اسدالله عسگراولادى هستم و سال ۱۳۱۲ در تهران متولد شدم.

خانواده‌ام متدین و در سطح پایین جامعه بودند و با قشر ثروتمندان سروکار نداشتند. شغل پدرم پیشه‌ورى بود و مغازه عطارى داشت. ما سه برادر بودیم که هر سه از سن ۱۲ ـ. ۱۳ سالگى کار در بازار تهران را شروع کردیم. روز‌ها کار و شب‌ها درس.

پس از گذراندن کنکور در رشته ادبیات پذیرفته شدم، اما عصرهایى که فرصت داشتم به دانشکده اقتصاد هم مى‌رفتم، چون ساختمان‌هاى دانشکده مقابل هم بود. گاهى سر کلاس‌هاى دانشکده حقوق هم مى‌رفتم. آن موقع رفتن به سایر دانشکده‌ها آزاد بود و مثل امروز کنترل و حراست هم در کار نبود. کارم را از صفر شروع کردم.

اولین حقوقى که در دوره شاگردى گرفتم روزى ۲ ریال بود که مى‌شد ماهى شش تومان. تلاشم شبانه‌روزى و کار سخت بود. اولین تجارتم را با خرید یک کیسه کنجد به قیمت ۵۳ تومان از بازار تهران شروع کردم و آن کیسه کنجد را به نانوایى سر محل به قیمت ۷۰ تومان فروختم و این اولین سود من در تجارت بود. این مربوط به سال ۱۳۲۷ است.
 
(تصاویر) اسدالله عسگراولادی درگذشت
 
تا سال ۱۳۳۴ کارمند بودم و در یک شرکتى کار مى‌کردم که فعالیتش در زمینه صادرات بود. به صادرات علاقه‌مند شدم، اما پول نداشتم. تنها دارایى‌ام خانه‌اى بود که در خیابان شهید مصطفى خمینى به مبلغ ۵۶۰۰ تومان خریده بودم. در آن خانه من و دو خواهر و پدر و مادرم زندگى مى‌کردیم.

اولین ماشینم که در سال ۱۳۳۳ خریدم یک فولکس به مبلغ ۵۹۰۰ تومان بود که با همین ماشین چند کیسه خواربار از بازار مى‌خریدم و بین نانوا و بقال توزیع مى‌کردم. سال ۱۳۳۴ تصمیم گرفتم تاجر شوم. به اتاق بازرگانى رفتم که کارت بازرگانى بگیرم، اما سنم اقتضا نمى‌کرد. چون حداقل باید ۲۴ ساله مى‌بودم.

نایب رئیس اتاق وقت طبق قانون مى‌توانست مرا امتحان کند. مرحوم عبدالله توسلى مرا پیش او فرستاده بود. یادم نمى‌رود ۲۰ سوال از من کرد درباره ارز کشورها، حمل جنس و غیره. من به تمام سوالات جواب دادم و آن نایب رئیس به معرف زنگ زد و گفت: این باید جاى من بنشیند.

۲۵ سال بعد جاى او نشستم. ۲ سال بعد با قسط و تخفیف حجره‌اى به مبلغ ۴ هزار تومان خریدم و رشته خشکبار را انتخاب کردم و هنوز بعد از ۵۴ سال در همین رشته هستم. زیره سبز را بسیار دوست داشتم. چون هم سرمایه کمى مى‌خواست و هم قیمتش ارزان بود. از کار در داخل خوشم نمى‌آمد مى‌خواستم صادرات داشته باشم. کار را در سال ۱۳۳۶ و از صفر با صادرات زیره شروع کردم و قسطى پنج تن زیره خریدم. اولین مشترى‌ام در صادرات سنگاپور بود.

با تمام دنیا از طریق اتاق‌هاى بازرگانى‌شان مکاتبه کردم و دنبال خریدار گشتم. اولین معاملاتم با نیویورک سال ۱۳۳۰ شروع شد. نیویورک از دیرباز تاکنون بورس زیره بوده و هست. کوشش کردم و سفرهایم شروع شد و روزى رسید که دیکته کننده قیمت زیره در جهان و ایران شدم. دوشنبه‌اى نبود که بازار ادویه نیویورک که زیره هم زیرمجموعه آن است باز شود و نرخ شرکت من ـ. حساس ـ. که الان ۵۱ ساله شده، روى میز نرود و معاملات شروع بشود. اما سال‌هاى واقعا سختى بود.
 
(تصاویر) اسدالله عسگراولادی درگذشت
در سال ۱۳۴۷ به صادرات دو قلم دیگر خشکبار شامل پسته و کشمش رو آوردم. پسته کار بزرگى بود و پول سنگینى مى‌خواست. من پول نداشتم، اما چون در بازار آبرو داشتم و خوش‌حساب بودم به من نسیه مى‌دادند و هنر من این بود که یک ماهه آن جنس را به خارج مى‌فروختم و پولش را مى‌گرفتم.

این هنر خوش‌حسابى من عامل موفقیت من در بازار پسته بود. سال ۱۳۴۳ اولین انبارم را در خیابان تختى تهران خریدم و کارخانه زیره حساس را در مشهد تاسیس کردم که هنوز هم هست، هر سال که سودى مى‌بردم انبار و دفتر و خانه و ملک مى‌خریدم. در سراى امید که روزى درآن حجره قسطى خریده بودم تمام دفاتر همسایه را خریدم.

من تاجرم و اصولى دارم؛ یکى از اصولم این است که هیچ وقت بیش از یک هفتم تنخواهم را به کسى نسیه نمى‌دهم تا اگر پولم را خورد باقى پولم محفوظ بماند. اصل بعدى‌ام این است که سعى کردم هیچ وقت بیش از نصف دارایى‌ام را نسیه نخرم. اصل دیگر این است که سعى کردم از بانک‌ها وام نگیرم. بانک‌ها بسیار سراغ من آمدند، اما قبول نمى‌کردم!
(تصاویر) اسدالله عسگراولادی درگذشت
 
در نتیجه شب با خیال راحت به خانه مى‌رفتم و بدهکار نبودم. اگر داشتم مى‌خریدم و اگر نداشتم، نمى‌خریدم. سال ۵۵ اگرچه آدم سیاسى نبودم به نجف خدمت حضرت امام (ره) رفتم. رفته بودم از ایشان اجازه بگیرم که در قم کارخانه بزنم و ایشان هم مرا راهنمایى کرد. یکى دیگر از اصولم عوض نکردن شریکم است. محمدحسن شمس ۵۰ سال شریک من است و هنوز هم شریک هستیم.

یادم نمى‌رود در اولین سفرم به نیویورک پاى ساختمان معروف امپایراستیت که مجسمه راکفلر قرار دارد، ۳ جمله نوشته بود: موفقیت من به این ۳ جمله است: زودتر از دیگران مطلع شدم، زودتر از دیگران تصمیم گرفتم و وقتى تصمیم گرفتم چشمم را بستم و عمل کردم. این ۳ جمله اثر زیادى روى من گذاشت. سعى کردم در تجارتم به این ۳ جمله متعهد باشم. این‌ها در تجارت خیلى مهم است. چون تجارت بى‌رحم است.

تجارت در محیط رقابت بى‌رحم است. این شعار هم است: اگر مى‌خواهى رقابت کنى باید با چشم بسته بى‌رحمى کنی. مى‌شود البته با رافت و مهربانى کار کنى، اما آنجا که مى‌خواهى رقابت کنى نه رافت کاربرد دارد و نه مهربانى باید بى‌رحم باشى.

من از کم به زیاد رسیدم. مثالش خانه‌هایم است. اولین خانه‌ام را ۵۶۰۰ تومان، دومى را ۳۳ هزار تومان، سومى را از درخشش وزیر فرهنگ شاه معدوم ۱۴۰ هزار تومان، چهارمى را ۵۰۰ هزار تومان و پنجمى را ۱۴۰ میلیون تومان خریدم که الان در آن ساکن هستند. اکثر این خانه‌ها را هنوز دارم آن‌ها را اجاره داده‌ام و هیچ یک را نفروخته‌ام. وجوهات شرعى و ...

مالیات‌هایم را داده‌ام. هرگز با دارایى چانه نمى‌زنم. انفاق مى‌کنم. مسجد و درمانگاه و مدرسه مى‌سازم و خدا به من کمک کرده است. من هیچ مالى در خارج کشور ندارم. فقط دفاترى در هامبورگ، دبى و لندن دارم که دفاتر تجارى‌ام هستند.
 
من افتخار مى‌کنم که میلیاردر هستم. همان خانه ۵۶۰۰ تومانى امروز بیش از ۵/۱ میلیارد تومان مى‌ارزد. پس میلیاردر شدن کارى ندارد. خانه‌اى که ۱۴۰ هزار تومان خریدم امروز یک میلیارد تومان مى‌ارزد، خانه دیگرم در خیابان ولیعصر ۱۳۰۰ متر مساحت دارد و حساب کنید چقدر مى‌ارزد. چرا بگویم گدا هستم؟

۱۶ سال عضو هیات رئیسه اتاق بازرگانى ایران و نایب رئیس اتاق بودم. بعد از سال ۵۷ امام (ره) به ۸ نفر براى اداره اتاق حکم داد که بنده هم جزوشان بودم. از آن ۸ نفر ۴ نفر فوت کردند و ۴ نفر زنده هستند. در ۱۰ سال اول حضورم در اتاق از آن آبرو گرفتم و در ۲۰ سال بعد به آن آبرو دادم. جالب است بدانید در این ۵۴ سال تجارت در دفاترم ضرر ندادم.
 
در ایران ۱۰ کارخانه دارم و اظهار فقر نمى‌کنم. درآمدم و هر چه را دارم این‌گونه تقسیم کرده‌ام: ۲۰ درصد مال خدا، ۲۰ درصد مال انفاق، ۲۰ درصد خرج خانواده و با بقیه‌اش چیزى مى‌خرم. الان که به عنوان یک تاجر روبه‌روى شما نشسته‌ام یک ریال به هیچ بانکى بدهکار نیستم و در هیچ رانت دولتى مشارکت نکرد‌ه‌ام. در هیچ معامله دولتى هم نبوده‌ام.

من در تجارت به ۳ اصل سخت و سفت پایبند هستم: کیفیت، رقابت، خوش‌قولى، وقتى تعهد مى‌کردم براى فروش یک جنس، اگر بعد از فروش قیمت ترقى مى کرد، معامله را به هم نمى‌زدم. اما خیلى از همکاران این کار را مى‌کنند یا از کیفیت مى‌زنند تا ضرر نکنند.

نیویورک به خاطر همین ۳ اصل در دستان من بود. این رموز موفقیت من است. هر جاى دنیا زیره مى‌خواستند ۴۸ ساعت بعد من بالاى سرشان بودم و بعد هم به خاطر کیفیت دیگر ما را رها نمى‌کردند. بیشترین معاملاتم با تلفن است، تلفنى مى‌فروشم و آن وقت به بچه‌هایم که در این ساختمان خودم کار مى‌کنند مى‌گویم قراردادش را ببندند.
 
یک بار لس‌آنجلس بودم، نیمه‌شب و خواب‌آلود تاجرى از آلمان به من زنگ زد و ۲۰۰ تن پسته خرید. خواب‌آلود بودم و فروختم. صبح بیدار شدم و دیدم قیمت پسته ۵۰ هزار دلار فرق کرده است. اما نمى‌توانستم پسته فروخته شده را ندهم. صبح به آلمان پرواز کردم و به دفترش رفتم و گفتم من به تو پسته فروختم و حالا مى‌خواهم پسته بخرم. ۱۰۰ هزاردلار به او دادم و قرارداد تلفنى را کنسل کردم.

یک هفته بعدش را در هامبورگ ماندم. دوباره سراغش رفتم و گفتم حالا آن پسته را باز مى‌فروشم و او با ۲۰۰ هزار دلار تفاوت همان بار پسته را از من خرید و علاوه بر این که ضررم را جبران کردم ۱۰۰ هزار دلار هم سود کردم! این خوش‌قولى اصل تجارت است. براحتى مى‌توانستم بگویم خواب بودم، فروختم. خب! قرارداد و امضایى که نداریم.
 
(تصاویر) اسدالله عسگراولادی درگذشت
اما شهرت من در این است: فروختى مال اوست، خریدى مال توست. من در تجارت خارجى اصول خودم را دارم. قبل از هر ملاقات درباره ویژگى‌هاى آن شهر یا علاقه‌مندى مالى طرف تجارى‌ام مطالعه مى‌کنم و واقعا عمیق مطالعه مى‌کنم و وقت مى‌گذارم و آن‌گاه این کاردر نتیجه ملاقات تجارى‌ام تاثیر مى‌گذارد و خوب هم تاثیر مى‌گذارد.

من از هیچ و صفر به همه چیز رسیدم و الان که به عقب نگاه مى‌کنم مى‌بینم تلاش، توکل به خدا، درستکارى و مطالعه به من کمک کرد موفقیت امروز را داشته باشم.

اسدالله عسگراولادی که چند روز قبل به علل عارضه مغزی در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستانی در تهران بستری شده بود. عصر امروز درگذشت.
منبع: فرارو
50
پــنــجــره
نظرات
شیرین صفوی
جاااااااااااان ما یهویی !!!!!!
...
ترامپ با اون علم تجارتش و قلدریش همش 4 میلیارد دلار تو آمریکا سرمایه داره، این آقا هم 8 میلیارد دلار و میگه از نبوغ خودش بوده و رانتی هم نداشته!!!!
صالح
بله بله... این جمله گوهربار ایشون همیشه تو ذهنمه...
عسگراولادی درباره بیان امیرالمومنین (ع) که فرموده‌اند «هیچ ثروتی در جایی انباشته نمی‌شود، مگر اینکه حقی در کنار آن از بین رفته باشد، گفتند این جمله ساخته کمونیست هاست...
ناشناس
یعنی الان ایشون تشریف بردن بهشت؟
یوسف اکبری
خدا بیارمرزدش لپ کلام رو خودشان فرمودند روزی 2شاهی برای کار سخت مزد می گرفتم یک کیسه کنجد رو 53خریدم 70تومان به شاطر سر کوچه فروختم یعنی مزد حدود 3ماه این یعنی تجارت بی رحم و مروت
ناشناس
جریان رای دادن ایشان به مموتی علی رغم میلش همان بسته بودن حوزه عقل در اطاعت بی قید و شرط است
ناشناس
نه واقعا این یکی کارش دذست بوده
مهرداد
۶سال شاگرد ایشون بودم
تمام زندگیمو مدیون لطفش هستم
حتی ۱ریال از داراییشون از راه حروم نبود،دیدم که میگم
ارسال نظر
50
نمای روز
50
50
50
50
50
آخرین اخبار
50
سداد
شفا دارو