نویسنده روزنامه کیهان: هر آدم عاقلی باید از فیلم "پایان نامه" دفاع کند!
۰۷ تير ۱۳۹۰ - ۰۰:۵۳
۰
«پايان نامه»، فيلمي قوي نيست. عمده ضربه را هم از فيلم نامه خورده است. اما از اين فيلم دفاع مي كنم و معتقدم بايد از آن دفاع كرد. اساساً هر آدم عاقلي بايد از اين فيلم و نظاير آن دفاع كند.

چرا؟!

بهمن89، جشنواره فيلم فجر برپا بود. پايان نامه در سينماي منتقدين، در تالار بزرگ برج ميلاد اكران شد. از همان دقايق نخست، صداي كف و سوت، هو كردن و فرياد كشيدن و جيغ هاي ممتد شنيده شد. بله! عده اي از خبرنگاران و منتقدين، با روشي كاملاسطحي وسبك، با شيوه اي كه در شان عنصري فرهنگي نيست، با رفتاري مغاير آموزه ها و ارزش هاي ديني و ملي، سعي كردند نسبت به ساخت و نمايش پايان نامه موضع منفي خود را اعلام كنند. تلاش كردند به سازندگان فيلم و حاميان آن، بفهمانند، پايان نامه را دوست ندارند. دوست ندارند ماهيت منافقان افشا شود. دوست ندارند در برابر فتنه ماسوني88 واكنش سينمايي را شاهد باشند. دوست ندارند زشتي رفتار جماعتي آشوبگر و پياده نظام و عمله اراده هاي خارجي بر اكران سينما ديده شود. دوست ندارند دروغگو بودن آنها تصوير شود. دوست ندارند ماهيت ضدايراني شان عينيت يابد و نمايان شود. دوست ندارند ژست دموكراسي خواهي آنان به چالش كشيده شود.

دوست ندارند چيزي را ببينند كه مردم عاقل و دين باوران «دوست دارند» ببينند!

جماعت اخلال كننده در تالار بزرگ برج ميلاد، با تمسك به شيوه اي عوامانه، محيط فرهنگي را با چاله ميدان اشتباه گرفته بود و مي گيرد. جماعت اخلال كننده در تالار بزرگ برج ميلاد، يادش رفته بود كه شعارش همواره اين بوده است: «همه بايد حرف بزنند»، «آزادي انديشه و آزادي بيان حق هر انساني است»! «همه فيلم سازان بايد فيلم بسازند! جماعت اخلال كننده در تالار بزرگ برج ميلاد، يادش رفته بود كه همواره با صداي بلند خواهان «حذف سانسور و مميزي است.»!

اعضاي آن جماعت

-بيچاره ها- يادشان رفته بود كه ادعاي فرهنگي بودن و فرهنگ مداري دارند!

بيچاره ها- منتقدين و خبرنگاران مدعي ضدانقلاب را مي گويم- يادشان رفته بود كه هياهوهاي زشت و عوامانه شان با ادا و اطوارهاي شبه روشنفكري شان جور در نمي آيد و خلق الله نيز، چشم دارد، گوش دارد، عقل دارد؛ مي بيند و قضاوت مي كند بيچاره هوچي ها و شيپورچي ها، پشت پا زدند به هر چه شعارشان بود، پزشان بود، ژست شان بود، افتخارشان بود. آنها نشان دادند و ثابت كردند كه سينما را ملك طلق شان مي دانند. ثابت كردند ديكتاتورهايي بس فربه و بزرگ اند كه اگر «آب بيابند، شناگراني قابل اند»!.

ثابت كردند، آزادي در نظرگاه آنها، يعني اعتقاد به «اعتقاد» آنها. يعني سرسپردگي در برابر خواست آنها. يعني احترام به آراء آنها. آزادي يعني، دوست داشتن هر چه آنها دوست دارند. حرفه اي سينما، يعني هنرمند يا شبه هنرمندي كه ناسزا بگويد به انقلاب، به نظام ديني! بگويد سركوب است و شكنجه! بگويد حذف است و سانسور است و مميزي است! آزادي و هنرمند يعني آنچه اخلال گران ديكتاتور فكر مي كنند و لاغير!

آزادي و هنرمند يعني كن! يعني محسن مخملباف! يعني جعفر پناهي! يعني اروتيك و لوناشاد!

يعني نوبت شما! يعني آپارات! يعني جاسوس رده سوم و چهارم «ام.آي.شش»! يعني تخدير! يعني جدايي نادر از سيمين! يعني دروغ؛ يعني «سوت پايان»! يعني فيلمي بسازي كه مردم ايران دوست نداشته باشند! يعني فيلمي بسازي كه خودت هم نفهمي چه ساخته اي و چه خواسته اي بگويي! يعني سينماي گنگ! يعني فيلم سترون! يعني غريزه! مخالفان پايان نامه و مخالفان هر فيلمي كه حامي نظام ديني و انقلاب و بسيجي است، مخالفاني كه عوامانه در تالار بزرگ برج ميلاد، «هو» كردند، تعهد ديني را «هو» كردند، ارزش ها را «هو» كردند؛ آنها در واقع تهي بودن خود را نمايش دادند و«هيچي» انديشه را تصوير كردند. همين ها اما، از خود سينماي كلاه مخملي ها دفاع مي كنند. همين ها سينه چاك سينماي لومپني كيميايي اند. همين ها در پاي مجسمه هاي «هيچ» به خاك

جان نثاري مي افتند! همين ها از «72سالگي» هر چه ضد انقلاب، شاد و سرخوش مي شوند! برند مي دهند. داد مي زنند.

از پايان نامه دفاع مي كنم به دليل آن كه مخالفان پايان نامه را خوب خوب مي شناسم!

از پايان نامه دفاع مي كنم كه با پيام «9دي» پيوند خورده است! كه ادامه «سوم خرداد» است.

پايان نامه، ساختاري ضعيف دارد؟! باشد! اما در عوض، دنيايي حرف دارد كه كابوي هاي سينماي معيوب امروز ، سينماي ايران نه بلدند اين حرفها را بزنند، نه دوست دارند اين حرفها را بزنند و نه جرات زدن اين حرفها را دارند!

من در برابر عصبانيت معاندان از پايان نامه، از اين فيلم دفاع مي كنم. اصلااز اين فيلم خوشم آمده است!.

منبع: وبلاگ برکه کویر(پژمان کریمی)/ عضو تحریریه روزنامه کیهان
ارسال نظر
نمای روز
حواشی پلاس
آخرین اخبار
به پرداخت ملت
سداد2