آیت الله مکارم شیرازی: سند حدیث کساء مشکل دارد/ به نیت رجا خوانده شود
۲۲ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۵:۱۹
به گزارش پارسینه آیة الله مکارم شیرازی در توضيحى درباره حديث كِسا در مفاتیح نوین می نویسد :
اصل حديث كِسا ميان شيعه و اهل سنّت بسيار مشهور و معروف است و جاى هيچ گونه ترديدى نيست كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله) در منزل حضرت زهرا (عليها السلام)، و يا در خانه خودش زير پارچه اى شبيه عبا قرار گرفت و حضرت على و حضرت فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسين (عليهم السلام) را زير آن جاى داد و از آنان به عظمت و بزرگى ياد نمود و آن جمع را مصداق آيه: «اِنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً؛ همانا خداوند مى خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملاً شما را پاك سازد»، معرّفى كرد.
آنچه در اينجا به عنوان حديث كِسا نقل مى شود، حديث مشروح و مفصلى است كه برابر روايتى، خواندن آن به اين نحو، داراى پاداش و آثار و بركات فراوانى است. و در ذيل آن آمده است: «در هر محفلى كه شيعيان و علاقه مندان ما اين حديث را بخوانند، رحمت الهى بر آنان نازل مى شود، فرشتگان براى آن ها استغفار مى كنند، اندوهِ غم زدگان برطرف مى شود و حاجات روا خواهد شد».

اين حديث نخستين بار در كتاب «منتخب طريحى» (متوفاى 1085) از علماى قرن يازدهم آمده است. محدّث بزرگوار مرحوم حاج شيخ عباس قمى در منتهى الآمال، در شرح زندگانى امام حسين (عليه السلام) پس از بيان اين نكته كه «حديث اجتماع خمسه طيبه (عليهم السلام) تحت كِسا» از احاديث متواتره است، مى نويسد: «اما حديث معروف به حديث كسا كه در زمان ما شايع است، به اين كيفيّت در كتب معتبر و معروف و اصول حديث و مجامع متقنه محدّثين ديده نشده، مى توان گفت از خصايص كتاب «منتخب» است».

از اين رو، جناب ايشان آن را در مفاتيح الجنان نياورده است و ناشران برخلاف ميل آن بزرگوار آن را در پايان مفاتيح اضافه كرده اند.

پس از كتاب «منتخب»، اين حديث در كتاب «عوالم» آمده است. صاحب كتاب عوالم (شيخ عبدالله بحرانى) از شاگردان مرحوم علاّمه مجلسى و از علماى قرن دوازدهم است. در اين كتاب براى اين حديث سندى ذكر كرده است كه از جهاتى جاى تأمل دارد:
الف) سند اين حديث مطابق نسخه خطى موجود در كتابخانه يزد، در متن كتاب نبوده است، بلكه در حاشيه آن آمده است و خط آن نيز با خطّ متن كه دست خطّ صاحب عوالم است، متفاوت مى باشد.

ب) برخى از افراد سلسله سند، حدود هشتاد سال با يكديگر فاصله دارند كه قاعدتاً يكى از آن ها نمى تواند از ديگرى نقل حديث نمايد.

ج) بعضى از افراد اين سند در كتب رجالى توثيق نشده اند.

ولى از آنجا كه محتواى حديث اشكال خاصّى ندارد و بعضى از علما به قرائت آن اهميّت مى دادند و با توجه به «احاديث من بلغ» مى توان آن را به «قصد رجا» و به اميد برآورده شدن حاجات خواند.
نظرات
ناشناس
من که عرب نیستیم عربی هم بلد نیستم نماز و دعا هم به زبان پارسی میخونم ایرادی که نداره؟
بنده خدا
نماز رو باید به عربی خوند برای اطمینان هم میتونی از مرجع تقلیدت سوال کنی
ناشناس
خب تکلیف مردم رو که روشن نکردید؟مردم کلی حساب باز کردن رو این حدیث و بسیاری انتظارات و براورده شدن حاجات رو دارن الان با این اوصاف این حدیث بازهم اون قدرت و کارایى رو داره؟بخونیم یا نخونیم؟یا اصلا چرا بعد این همه سال مشخص شده که سندش درست نیست؟ واقعا تا الان کسی پی به صحت این حدیث نبرده؟
ناشناس
((بعضى از علما به قرائت آن اهميّت مى دادند))
اين جمله يعني اين که بخوان و مطمئن باش که موثر است. قطعا عالماني که اين حديث را مي خواندند از اين مسائل خبر داشتند حتما اثري ديده اند که در خواندن آن مداومت مي کردند.
محمد
ازکجا معلوم شما راست بگین
حسن
ما که میخونیم و فایده اش را هم دیده ایم و میبینیم....
ناشناس
و خداوند سکوت را آفرید
امير
صد در صد اين حديث كسايي كه الان موجود هستش اضافات و دروغ هايي درش هست.دقت كنيد كه در پايان اون تمام هدف افرينش هستي رو به اهل بيت نسبت ميده.يعني نعوذ بالله خدا اينقدر داراي جهل بي نهايته كه هستي به اين بزرگي و با اين عظمت رو فقط به خاطر اهل بيت پيامبر افريده باشه.دقيقا با حكيم بودن و عادل بودن و عليم بودن خدا تناقض داره.
مشكل ما ها هم اينه كه عاشق روايات و حرف هايي هستيم كه توش اهل بيت به درجه ي خدايي برسند و نعوذ بالله از خدا هم بالاتر برند.
واي بر ما.واي بر ما كه هيچ وقت خداي به اين بزرگي رو درك نكرديم
سبحان رضایی
برادر من برای غلط بودن حرفت یک مثال میزنم
نعوذبلله به تشابهات دقت کن
زوجی پس از سال‌ها فرزند دار می‌شوند و پس از آن تمام زندگیشان را برای آن فرزندان وقف می‌کنند و تمام زندگیشان می‌شود آن چند بچه. تمام خروجی ورودی زندگیشان برای آن فرزندان خلق می‌شود
پس اهل بیت نیز که تحفه خداوند متعال بودند و ابتدای خلقت از نورش خلق شدند دلیل خلقتهای بعدی هستند. روایت زیادی داریم که ملایکه و حتی صفات الهی متجلی از نور اهل بیت هستند.
شما در بیانت عظمت هستی را ذکر کردی اما عظمت امام علی را نادیده گرفتی که میفرمود چیز پنهانی از عالم برای او وجود ندارد. پس ایشان برتر و والاتر از عالم است. این عین عدالت و حکمت است که دنیا برای خوبان ساخته شده باشد و الا که ادم پست تر از حیوان زیاد داریم
برادر من با علم ناقص نمیشه به این معانی بلند آدم دست پیدا کنه. علم حدیث و رجال سالها مجاهدت میخواد
توصیه م اینه زود برای خودت عقیده نسازی
این که یک عده غالی هستند درست اما با عقیده غلط عده ای عقیده خودت رو نساز
ناشناس
7 سال هست زيارت عاشورا در ماه محرم و صفر به مدت 40 شب مي خوانم و هردوجا كه100 مرتبه است مي خوانم اما عين 7 سال شب چهلم ائمه ها به خوابم مي آيند و خبراز گرفتن حاجت هماسيگان از صدقه سري اين زيارت خواندم مي دهند اما خودم حاجت نمي گيرم ،مي خواستم دليلش را بدانم؟ديگر از الطاف معصومين به خود مايوس شدم.لطفا راهنمايي كنيد.
مجتبی
آقای رضایی خدا حفظت کنه...آقای امیر خواهشا مطالعتو بیشتر و تحقیقتو ژرف تر انجام بده
حدیث کساء
سلام خدمت همه میتونید اطلاعات کاملی در وبسایت حدیث کساء دریافت کنید
حدیث کساء
سلام خدمت همه میتونید اطلاعات کاملی در وبسایت حدیث کساء دریافت کنید
ناشناس
ایت الله بهجت تاییدش کرده
صابرصفت
برو بابا چنان میگه آیت الله بهجت تاییدش کرده که انگارنعوذبالله خداتاییدش کرده!
دروغ، دروغه داداش و استاد و آیت الله وعلامه نمی شناسه!
دانشجوی محقق
سلام علیکم.
این عبارت آخر که نتیجه بحث ایت الله مکار است رابخوانیدکه که در دو خط !!! 5 " ان قلت و نکته واشکال " خوابیده است!!!

1-ولى از آنجا كه محتواى حديث اشكال خاصّى ندارد!
نگفته اتفاقا معانی آن بسیاربلندوپرمحتواست
(اشکال خاصی نداردیعنی چه؟سخنان اکثرمردم عادی اشکال خاصی نداردپس می شودحجت؟)
2-بعضى از علما به قرائت آن اهميّت مى دادند!
جالب است نگفته همه علماء!
3- با توجه به «احاديث من بلغ»!
که خوداین اصطلاح، نشان ضعف سندونهایت شبهه واشکال است برای اهل اطلاع نسبت به متون دینی
4- مى توان آن را به «قصد رجا» (خواند)!!
یعنی هرگز صحت و استحباب آن ثابت نشده است!
5-به اميد برآورده شدن حاجات خواند.
که باز تاکیدبرهمان امید رجاء وعدم ثابت شدن صحت و استحباب آن است می باشد!
پس اینچنین حدیث ازچه نوع صیغه ای است که بعضاً درمقام دفاع ازآن برمی آیندنمی دانم.
نعوذبالله من الجهالة والتعصب.
برای اطلاع بیشتر می توانیدبه آثار ارزشمنداستادفاضل حیدرعلی قلمداران وعلامه ابن الرضا برقعی درکتاب " زیارت و زیات نامه" و یا " تضاد مفاتیح الجنان باقرآن مراجعه نمایید)
این کتب را می توان از سایت عقیده دانلودنمود. التماس دعاوتشکر
نجیب زاده
باسلام خب چرا ایت الله مکارم شیرازی موضوع به این مهمی که خودشان فرموده اند یعنی ردّ صحت سنداین حدیث! ومشکل داشتن آن را نمی آید رسانه ای کند! تاهمه باخبرشوند؟
شایدهم ازامثال اون یکی شیرازی خوف داشته و می ترسد!
حمید
دانشجوی محقق خیلی زیبا گفتند...کمی فکر کنیم و تعصب را کنار بگذاریم
مریم
وقتی خداوند در قرآن انسان را نوع بشر را خلیفه وجانشین خود در روی زمین معرفی می کند چندان دور از ذهن نیست اگر این پنج انسان برگزیده وبهترین را هدف از آفرینش هستی معرفی کند. من آثار وبرکات زیادی از این حدیث شریف دیده یا شنیده ام.تجربه شده است.
دانشجوی محقق
بسمه تعالی.
خواهرم مریم خانم
اولاً کفرنگویید چراکه خدا نمرده وبه مسافرت نیز نمی رودکه خلیفه وجانشین بخواهداین عین عبارت یکی از دانشمندان بزرگ است
وسپس می فرماید
خداوندهیچ کجانگفته بشر دوپا !خلیفه وجانشین من است! کجای قرآن گفته خلیفة الرحمن! یاخلفة الله!یاخلیفتی! وهکذا اراجیف و خرافاتی که برخاسته از روات کذّاب است؟
بلکه این یک برداشت از ریشه غلط ما ازقرآن کریم است که واژه خلیفه درقرآن بصورت مفرد آمده بدون اضافه به الله ورحمن ویای متکلم وامثلها حتی درجایی می گوید هوالذی جعلکم خلائف فی الارض خداوندهمه شما راخلیفه قرار داد!
ولی باز نمی گویدخلیه وجانشین های من! شمابه چه جرأتی نقطه درحرف خدامی گذارید؟
ثانیاً جایی که ملائکة مقرب خداوند و 124000پیامبرخدا علت آفرینش خلقت نیستندوهیچ مدرک ونص قرآنی دراین زمینه موجودنیست حالا شما اصرار داریدکه هرچه هست ونیست رابه 5 تن وصل کنید؟
ثالثاً ازاین سخنان نخ نما دیگر استفاده نکنیدکه این حیله هاقدیمی شده است
" من آثار وبرکات زیادی از این حدیث شریف دیده یا شنیده ام.تجربه شده است "
اگراینچنین است برای رفع معضل ملت و جوانان کشور درامور شغل و مسکن و بیمه و اقتصاد و اختلاس و پارتی بازی و کم بودآب و تورم وحشتناک و نبودامکانات بهداشتی دربسیاری ازمناطق محروم و رفع بیماری های مردم که بابت آن زجرمی کشند و مشکل ازدواج جوانان و مشکل کسانی که هیچ منبع درآمد ندارندو فقر و مشکل بدحجابی ومشکل زیرمیزگرفتن پزشکان ومشکل رشوه گرفتن در ادارات ووووو حدیث کسا بخوانیدوکشور را ازبرکاتش محروم نکنید!!!
ترانه
مگر جانشین فقط برای بعد از مرگه؟ حضرت موسی هم وقتی برای چهل روز بنی اسرائیل رو ترک کرد برادرش رو جانشین قرار داد.. همه پیامبران و امامان جانشین و نماینده خدا در زمین بوده اند و امام زان نیز هست.
دانشجوی محقق
سلام خدمت مدیرگرامی ومحترم.
برادرم چرانظراخیر من راکه نتیجه تحقیقات ومطالعات بسیارم است و در ردّ و پاسخ به سرکارخانم مریم، مرقوم نمودم منتشرنکردید؟
تشکر
دانشجوی محقق
سلام علیکم.
گمان نمی کردم که شما اینقدر ازحقیقت وحشت داشته باشید ونظرات من را اینگونه سانسور نمایید!!!
این سایت اصلا صلاحیت و هنر این بحث ها راندارد.والسلام
علی موحد
سلام پس این سر وصدایی که ماشیعه برای حدیث کسا می کنیم ریشه محکم نداره آره؟
اون هم از ایت الله بروجردی! وای وای!
ناصر
سلام
جناب دانشجوی محقق، لطفا برای ابراز عقاید وهابیت شجاعت معرفی خودتان را به عنوان یک معاند با اهل بیت عصمت و طهارت سلام الله علیهم اجمعین داشته باشید!
(( و كل شيء احصيناه في امام مبين))
دانشجوی محقق
سلام جناب ناصرکه مشخصات خودتان ناقص و ناتمام است!
من نه شمارابعنوان پیامبرخودم می شناسم ونه حجت بالغه خداوندی دانسته ونه سوادم کمترازشمابوده که چشمم به دهان شماباشد! ونه دلم می خواهدعقایدموروثی خودم رابدون هیچ دلیلی پذیرفته وبگورببرم
والبته شماراکارندارم که صلاح مملکت خویش خسروان دانند
درثانی شماچکاربه شماره شناسنامه من داریدشمااگرچیزی درچنته برای دفاع ازعقایدخرافی خودتان داریدبسم الله
ثالثاً من نه تنها معانداهلبیت علیهم السلام نیستم بلکه با روشی که درپیش گرفته ام وغلو وخرافات را از خودم دور کرده ام انشاءالله با قرآن واهلبیت علیهم السلام محشورخواهم شد
رابعاً چرا راه دورمی روید؟
با این مقمه ای شمافرموده ایدپس یکی از معاندین اهلبیت علیهم السلام همین جناب آیت الله مکارم خواهدبود!
خامساً خب چه خوب است که سوالتان رابه خودتان بازگردانم وآن اینکه شمالطف کرده وبعنوان یک محب اهلبیت(به زعم خودتان!!!) آدرس ومشخصات کامل تان رادراین جامرقوم نماییدتاشجاعت خودتان را اثبات نمایید.!!!
گرچه ازهمان اول نبایدپاسخ تان رامی دادم مگر این آیه شریفة سلام علیکم.لانبتغی الجاهلین.
ولی باز باخودم گفتم شایدکه مفیدفایده باشد.
مجید
باسلام دوستان گول این اقای به اصطلاح محقق دانشجورانخورید این کتابهایی که این اقا اسم برده کتبی هستندتمایل به وهابیت لعین داعشی رادارد لطفا فقط یکبار به سایت ولیعصر سربزنید تا با مدارک مستند ودقیق که خوار شده توچشم وهابیها ونمی دانند چکار کنند خیلی راحت به حقیقت برسید واز اضطراب در بیایید عزیزان ما مثل سایت ولیعصر نداریم سایت ولیعصر با کمک مالی امثال اقای مکارم راه اندازی شده است
مجید
اصل واقعه در حدیث کساء و نزول آیه تطهیر، بنا بر اتّفاق شیعه و سنّى، امرى قطعى و روشن است و جاى هیچ شکّ و شبهه ‏اى در آن وجود ندارد؛ هر چند اختلاف‏ هایى در الفاظ روایات و دیگر جزئیّات جریان کساء و نزول آیه‏ تطهیر مشاهده می شود، بعضی چون فقط ان موردی که ناقل روایت حضرت زهراست وچون برای اینمورد سند یافت نشده میخواهند کلا بقیه احادیث که حتی در کتب اهل سنت هم امده را هم رد کنند واقعا چقدر ...
ضحاک
سلام آقای مدیر من کارندارم که جناب دانشجوی محقق اسلامشون ازچه نوع هست شیعه یاسنی بنظرتون راست میگن یانه؟
من که خوندم برام جالب بود!
حسن کرامتی
خیلی ممنون از این پست خوبتان عالی بودخیلی هوشیارشدم تشکر.
امیر پورعسکر
سلام دوستان من
برای پی بردن به حقایق بیشتر رجوع کنیدبه کتاب ارزشمند " تضادمفاتیح الجنان با قرآن " نوشته علامه ابن الرضابرقعی.
می توانید درگوگل سرچ کرده وآنرا دانلودنمایید.
ترنّم
برای مبارزه با این پست شما و مکارم شیرازی من بیشتر حدیث کسا میخونم
یک روز در شمال بودم نذر کردم که اگر باران بیاد حدیث کسا بخونم ناگهان دیدم باران اومد! تازه اونم چه بارونی!
پس حدیث کسا راسته.
ناشناس
خیلی خودتون رو دست بالا گرفتین ترنم جان!!!
در ضمن در باره صحت این حدیث و یا موارد دیگه بهتره اون رو به کارشناسان و اهل فن واگذار کنیم...جناب اقای دانشجوی محقق و امثال ایشون اگر سند و مدرکی داشتند در ملا عام و یا در مناظرات رو در رو که بارها خواسته ی فقها و علمای شیعی بوده شرکت میکردن نه اینکه در فضای مجازی به شبهه پراکنی بپردازن!
اهل انصاف
با سلام و عرض ادب خدمت شما پیروان و دوست داران اهل بیت علیهم السلام با توجه به بحثی که مطرح شده لازم میدونم چند نکته رو خدمت عزیزانم عرض کنم البته بدون هیچ گونه توهینی چون پرورده ی مکتب اهل بیت علیهم السلام شایسته نیست بزبان توهین حرف بزند.
اولا خطاب به کسی که مبنای ادعای خودش رو کتب آقای برقعی قرار داده بد نیست دوستان برای شناخت بیشتر ایشون یک جستجوی ساده در اینترنت داشته باشند تا متوجه بشوند که این آقا کسی هستند که در سن 45 سالگی از بسیاری از اعتقادات شیعه تبری جسته و خودش رو ره یافته به مکتب توحید حقیقی معرفی میکند که در آن زیارت حرمها و توسل به اهل بیت علیهم السلام شرک و برخی باور ها درمورد امیرالمومنین علیه السلام و ایمه علیهم السلام را غلو میدانند .
ضمن اینکه ایشان برخی کتابهای محمد بن عبدالوهاب و ابن تیمیه(کتاب التوحید) که سرکردگان مکتب وهابیت و تکفیر هستند را ترجمه کرده و از نظرات آنها دفاع کرده .
خب طبیعتا کسی که این باورها را داشته باشد بلاشک نسبت به سایر اعتقادات شیعه نظر مثبتی نخواهد داشت پس از انصاف به دور هستش که ما برای اثبات عقاید خودمون به مبانی و کتب ایشون استناد کنیم .
نکته دوم : اول رساله ی همه مراجع نوشته شده که تقلید فقط در احکام جایز است و تقلید در اعتقادات حرام است لذا حضرت آیت الله مکارم حفظه الله ضمن تایید اصل حدیث حکم فقهی قرائت آنرا بیان فرمودند.
نکته سوم : آنچه که مورد اختلاف هستش کیفیت جریان حدیث کساء هستش نه اصلش چون اصل این وتقعه به نص این بزرگوار متواتر بین هم شیعه و هم اهل سنت هستش لذا عزیزان خودشون رو از فیض برکات خواندن این حدیث شریف بخاطر این حرفها محروم نکنن.

نکته چهارم: ما برای اثبات اعتقاداتمان نیازی به دلیل از مکتب مخالفین اهل بیت علیهم السلام نداریم اما از باب اسکات خصم بد نیست اصل جریان حدیث کساء که اجتماع این بزرگواران در زیر عبا و نزول آیه شریفه تطهیر که سندقرآنی و محکم عصمت اهل بیت علیهم السلام هست را از برخی منابع حدیثی اهل سنت بیان کنم .
ضمنا اگه سوالی بود به ایمیلم ارسال کنین.
خرج النبي ( صلى الله عليه وآله ) غداة و عليه مِرْط مرحّل من شعر أسود فجاء الحسن بن علي فأدخله ، ثم جاء الحسين فدخل معه ، ثم جاءت فاطمة فأدخلها ، ثم جاء علي فأدخله ، ثم قال : {... إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا } .

روزی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله عبایی پشمین سیاه رنگ بر سر مبارک انداخته بودند در اینحال حسن علیه السلام آمد و در آن داخل شد سپس حسین علیه السلام آمد و در آن داخل شد سپس فاطمه علیهاالسلام و بعد علی عیه السلام داخل در آن شدند در اینحال آیه شریفه نازل شد: انمایرید الله...

در صحيح مسلم : 4 / 1883 ، حديث : 2424 ،

1. أحمد بن حنبل : المسند : 6 / 292 ، طبع بيروت .

2. ابن الأثير : أسد الغابة : 7 / 343 طبع بيروت .

3. ابن الصباغ المالكي : الفصول المهمة : 21 ، طبع بيروت .

4. ابن المغازلي الشافعي : المناقب : 100 ، طبع بيروت .

5. ابن حجر : الإصابة : 4 / 568 ، طبع بيروت .

6. ابن حجر : الصواعق المحرقة : 143 ، طبع القاهرة .

7. ابن طلحة الشافعي : مطالب السؤول : 8 ، مخطوط .

8. ابن عبد ربه : الاستيعاب : 3 / 1100 ، طبع بيروت .

9. ابن عساكر : التاريخ ، ترجمة علي ( عليه السَّلام ) : 1 / 274 ، طبع بيروت .

10. ابن كثير : تفسير القرآن العظيم : 3 / 493 ، طبع بيروت .

11. أبو الطيب صدِّيق بن حسن بن علي الحسين القنوجي البخاري ، المتوفى سنة : 1307 هجرية : فتح البيان : 2 / 256 ، طبعة : بيروت .

12. البدخشاني : نزل الأبرار : 32 ، طبعة : بيروت .

13. البغوي : معالم التنزيل : 3 / 529 ، طبعة : بيروت .

14. لبلاذري : أنساب الأشراف : 2 / 104 ، طبعة : بيروت .

15. البيهقي : الاعتقاد على مذهب السلف : 186 ، طبعة : بيروت .

16. الجصاص : أحكام القرآن : 3 / 360 ، طبعة : دمشق .

17.الحاكم الحسكاني : شواهد التنزيل : 2 / 13 ، طبعة : بيروت .

18.الحاكم النيسابوري : المستدرك : 3 / 146 ، طبعة : بيروت .

19.الخازن : تفسير القرآن : 5 / 259 ، طبعة : بيروت .

20.الخطيب البغدادي : تاريخ بغداد : 10 / 278 ، طبعة : بيروت .

21. الخوارزمي : المناقب : 60 ، طبعة : قم .

22.الخوارزمي : مقتل الحسين : 1 / 75 طبعة : إيران .

23. الرازي : مفاتح الغيب : 8 / 71 ، طبعة : بيروت .

24. الزرندي : نظم درر السمطين : 131 ، طبعة : النجف .

25. الزمخشري : الكشاف : 1 : 369 ، طبعة : بيروت .

26. السبط بن الجوزي : تذكرة الخواص : 211 ، طبعة : بيروت .

27. السمهودي : جواهر العقدين : 193 ، طبعة : بيروت .

28.السيوطي : الإتقان : 2 / 563 ، طبعة : بيروت .

29.السيوطي : الدر المنثور : 5 / 198 ، طبعة : بيروت .

30.الشبراوي الشافعي : الإتحاف بحب الأشراف : 18 ، طبعة : مصر .

31.الشبلنجي : نور الأبصار : 111 ، طبعة : المكتبة الشعبية .

32. الشربيني : السراج المنير : 3 / 245 ، طبعة : بيروت .

33. الشوكاني : فتح القدير : 4 / 398 ، طبعة : بيروت .

34. الصبان : إسعاف الراغبين : 77 ، مخطوط .

35. أبو عيسى محمد بن عيسى بن سورة الترمذي : صحيح الترمذي : 5 / 351 حديث : 3205 ، طبعة : بيروت .

36. أبو الحسين مسلم بن الحجاج القشيري ، المتوفى سنة : 261 هجرية : صحيح مسلم : 4 / 1883 حديث : 2424 ، طبعة : بيروت .

37.الصفوري : نزهة المجالس : 558 ، طبعة : القاهرة .

38. الطبراني : المعجم الصغير : 1 / 135 ، طبعة : بيروت .

39. الطبري : الرياض النضرة : 3 / 152 ، طبعة : بيروت .

40.الطبري : تفسير القرآن : 12 / 6 ، طبعة : بيروت .

41. الطبري : ذخائر العقبى : 21 ، طبعة : بيروت .

42. الطحاوي : مشكل الآثار : 1 / 332 ، طبعة : بيروت .

43. القرطبي : الجامع لأحكام القرآن : 4 / 178 ، طبعة : القاهرة .

44. القندوزي : ينابيع المودة : 1 / 124 ، طبعة : النجف .

45. الكلبي : التسهيل لعلوم التنزيل : 3 / 137 ، طبعة : مصر .

46. الكنجي الشافعي : كفاية الطالب : 212 ، طبعة : بيروت .

47. المتقي الهندي : منتخب كنز العمال : 5 / 96 ، طبعة : المكتب الإسلامي .

48.النبهاني : الشرف المؤبد : 18 ، طبعة : القاهرة .

49. النبهاني : جواهر البحار : 1 / 115 ، طبعة : مصر .

50. النسائي : خصائص علي ( عليه السَّلام ) : 46 ، طبعة : إيران .

51. النيسابوري : ثمار القلوب : 2 / 865 ، طبعة : دمشق .

52. الهيثمي : مجمع الزوائد : 9 / 158 ، طبعة : بيروت .

53. الواحدي : أسباب النزول : 203 ، طبعة : بيروت

والسلام علی من اتبع الهدی
ناشناس
ممنون بسیار جامع و منصفانه بود..ممنونم بابت این اطلاعات دقیق....
جامع زاده
خب شما که اینقدر سند رو کردید تا به هر شکل ممکن که شده این حدیث کسای جعلی را توجیه و ماله کشی کنید بد نیست آیت الله مکارم را هم به ایشان خبر می دادید تا چنین فتوایی علیه حدیث کسای تان صادر نکنند.
جدا گول خودتان می زنید یا مردم آقای به اصطلاح اهل انصاف؟
رازقی نیا
آقای یعنی اهل انصاف !!! و اون احسان یاوری و چند تای دیگه که برا اثبات حقانیت حدیث کسای سر تا پا دروغین، خودتون رو به در و دیوار زدید.
نگاه کن رفیق، رفتی سراغ کپی پیست و با یک زور دوثانیه ای 53 تا سند رو کردی که آره این حدیث کسا درسته!!
نگوکه یادت نبود همه این افرادی که ازشون بعنوان راوی امین و موثق یاد کردی اصلا هیچ مقام معنوی برا هیچ کدام از اهلبیت قائل نیستند وگرنه سنی نبودند، درسته ؟
اگر راست میگی و اونا رو بعنوان امین و کار درست قبول داری خب تو هم برو سنی شو و دست از نفافقت بردار .
مشکل شماها اینه که فقط دنبال این هستید که هرجا یه کسی حرفی به نفعتون زده غوغا کرده و حورآآآ بکشید و هروقت هم سندی و حرفی به ضررتون هست زیر سیبیلی رد کنید.
واقعا آدمای بیخودی هستید. برید توبه کنید.
این اسناد و مدارک رو آیت الله مکارم هم بهتر از خودت خونده و باز گفته حدیث کسا مشکل داره، مگه نه؟
پس جمعش کن برو .
با تشکر از مدیر محترم سایت.
دانشجوی دکترای الهیات
سلام علیکم جناب مدیر چرا نظرمن را انتشارنمی دهید؟
علنی نشود.تشکر
دانشجوی دکترای الهیات
سلام علیکم.
جناب مدیرمحترم باز هم تکرار می کنم
دوست من چراکامنت من را در پاسخ جناب اهل انصاف سانسورنمودید!
خب یک بحث علمی است چه اشکال دارد؟
لطفاً آنرا منتشرنمائید.ممنون
دانشجوی دکترای الهیات
سلام علیکم جناب مدیر
جداً این وبلاگ هم نوبر است!
هم کامنت های کاربرانی راکه ذرّه ای برخلاف نظرتان باشدسانسورمی کنید!
هم هیچ دقت در نظرات کاربرانتان ندارید!
فی المثل من در نظر فوق نوشته ام:
" علنی نشود.تشکر "
ولی انگار حواستان همه جاهست مگر به نظر کاربران وشایدهم شما در این سطح از دانش وعلم نیستیدکه در این زمینه هافعالیت فرهنگی داشته باشید! نمی دانم الله اعلم
وبالاخره چی شد؟
چرا نظرمن را درخصوص پاسخ به اهل انصاف منتشرنمی کنید؟
كتي
آقا يكي بياد مارو از سر در گمي بياره بيرون بلاخره تكليفمون چيه حديث كسا كه نازل شدن شكي نيست
افکنده
وای وای اینجا دعواست! اونم سر یه حدیثی که مثل همه حدیث های دیگه سر و ته نداره !!!!!!!!!!!
دنیا به ما نمی خندندکه پنج شش نفر با جبرئیل برن زیر یه عبا که چی؟
این حرفا تهمت به پیغمبر عزیزه
مگه قایم موشک بازی بوده؟
عقل هم چیز خوبیه که ما ازش استفاده نمی کنیم.
ناشناس
کجای این خنده داره که 5نفر برن زیر عبا؟و پیامبر براشون دعا کنن؟
ناشناس
اگر سیعه هستی برو منابع مختلف سیعی رو نگاه کن اگر سنی هستی منابع مختلف سنی رو نگاه کن که چندنفر از علمای هردومذهب این مطلب رو نوشته و تایید کردن...بهتره بجای اینکه در مورد صحتش که معلومه بحث کنیم بریم و در مورد فلسفه ی این اتفاق کمی تحقیق کنیم و اینکه چرا اینقدر تاکید شده.
حسینی
تازه فهمیدین که بابت این حدیث کسا سرکارین؟
مثلا منتظر بودین حتما ایت الله مکارم بگه؟
وا از متنش معلومه خب دوست من.
فاطمه سیّار
پست خوبی بود من رو به فکر فرو برد تشکر
محمد
سلام دوستان مؤمن
خدا رحمت کند مرحوم قلمداران وعلامه برقعی را که گندکارهای روات کذّاب وفاسدالعقیده و شیّاد را بر مردم آشکارکردند.
شادی روح شان صلوات.
ماهان
چه موقع زمان مناسب خواندن حدیث کسا است؟
احسان یاوری
عزیزان خیلی راحته که آدم بیاد و دوتا حرف راست رو با صدتا حرف نادرست مخلوط کنه و به خورد عوام الناس بده و از قدیم هم این شیوه مرسوم بوده. این کسانی که میان و به اسم دانشجوی محقق و دیگر اسم هایی که در ظاهر دهان پرکن هستن وافراد ساده لوح و زود باور اینارو اهل منطق میدونن، قصدشون اینه که با عقل ناقص وبسیار محدودشون یک شبه و با خواندن چهار تا کتاب مثلا معتبر که امثال قلمداران و برقعی منحرف و سرتاپاعقده نوشتن، علم اهل بیت رو به چالش بکشن.وچشم بر هزاران حدیث و کتاب معتبر دیگه ای حق و حقیقت رو داد میزنن میبندن واینجاست که افراد بسیار زود باور و کسانی که مثلا دنبال دلیل منطقی و به نظر عقلی هستن براحتی و بدون اینکه زحمت تحقیق به خودشون بدن به حرف امثال این اشخاص اعتماد میکنن و براشون شبهه ایجاد میشه.فقط توصیه م اینه که هر کسی که در هرمسئله ایی شک کرد (چه سنی چه شیعه و چه هردین دیگه ای‌) خواهشا اگر اهل یافتن حق هستید خودتون برید تحقیق کنید و به حرف چهار تا صلوات نشخوار کن و به ظاهر دیندار گوش نکنید.اینا همون کسایین که براحتی به تشیع برچسب بی دینی و کفر میزنن و میشن امثال داعش که به بهانه تخریب بارگاه امامان ، هزاران شیعه رو هم به خاک و خون میکِشن که به قول قرآن کریم: هرکس که انسانی را بکشد انگار که تمام بشریت را کشته
متین
ای عزیزان محب اگر این دعا به قلبت نشست بخوان آنهم به نیابت خانم حضرت خدیجه( ص )اگر به دلت نچسبید برو دعای دیگری بخوان خدا را شکر ما دعا های زیادی داریم التماس دعا
ناشناس
سلام خدمت شما.شوهرم بخاطر قتل شخصی از نظر ناموسی زندانه.ومنتظر رضایت خانواده ی مقتول هستیم.از حدیث کسا چجوری کمک بگیرم که هم خانوادش بیان رضایت بدن هم هرچی سریع تر قاضی حکم آزادی وتبرعه ی شوهرمو صادر کنه
رازقی نیا
راستش دلمون بند شد، بفرمایین بالاخره چی شد خانواده مقتول رضایت دادند؟
خدا به هممون رحم کنه ان شاءالله.
محمد
با سلام،اول اینکه حدیث شریف کسا هیچ گونه ابهامی ندارد به زعم بزرگان...نمیدانم چرا ما برای یک سرماخوردگی تن خود به متخصص مراجعه میکنیم اما برای امور دینی وبعضا اعتقادی همه متخصص میشویم!!! البته منظورم با اشخاص معاند نیست چون اینان به چیزی غیر از برداشت خودشان اعتقاد ندارند

اما دوم باتحقیق کامل اقای برقعی از مذبذببن بودند ،که هیچ ثبات شخصیتی نداشتند که اگر با حکمت خداوند بخواهیم جمع کنیم حتما وجود اینها هم برای مظاهر اسم مضل لازم است.
برای اینکه درک جایگاه معصومین برای ما کمی میسر شود پیرامون جایگاه انسان کامل تحقیق کنیم
مهدی
احسنت به اقا محمد و اقای یاوری..اگر همینها که هی به علما و بزرگان طعنه میزنن درست متن سند حدیث. کسا رو بخونند اصلا رد نشده .دیدین وقتی کسی رو میخوان بین مردم خراب کنن یا متنی رو برعکس به مردم جواب بدن میان ابین یا صحبتها ویا متن چند تا گزینه را انتخاب میکنند وبعد میگن ببینین اینجا چی گفته یا چی نوشته خیلی ها هم که حوصله مطاله رو ندارند . تا خوندن میگن دیدین فلانی درست گفت ..اینهایی که اینجا به اسم قران و خدا واهل بیت چهارتا کلمه بظاهر خوب اوردن بعدش شبها انداختن تا دوستانی که اینجا مطالب رو میخونند از لحاظ اعتقادی سست کنند کور خوندن .ومکر وومکر الله والله خیرالماکرین الحمدلله هستند بزرگانی مثل خود اقای مکارم که جواب دندان شکن به این شبه اندازان داده..برین دوستان کل متن کامل درباره سند بخونین هیج کجا رد نشده..بعدشم این حدیث عظمت اهل بیت رو میرسونه..میخواد جواب خیلی ها رو بده که میگن اهل بیت شامل همه زنان ونزدیکان پیغمبر میشه..دوستان واقعا برین مطاله کنین نه کتابهای ادمهای مجهول الحال .کتابهای معتبر بخونین الان دشمن با اعمالش مثل همینهایی که اینجا شبهه میندازن دارن عقیده شیعه ومسلمونا رو میخوان ضعیف کنن اینها که نمیگن دشمن هستیم خودشونو محب میدونن از من وشما اتشی تر ..مگر نمیدونین منافق خودشو بین شما مثل شما میدونه...وپاسخ این خانم بزرگوار که شوهرشون زندونه شما حدیث کسا رو بخونین به نیت اینکه خدا تو دل خانواده مقتول بندازه که ببخشن ولی خانم بزرگوار..ما وظیفمون دعا کردنه واجابتش دست خداست ومصلحت رو او میدونه..اگه شما بخونین ومستجاب هم نشه نه از یزگی خدا کم شده نه از اهمیت این حدیث ونه شما بی اجر میمونین خدا جای دیگه جواب میده..پس هرچی ما گفتیم اگه براورده نشد دلیل نداره یا دست بکشیم یا اعتقادمون سست بشه حکمت خدا برهرچی درسته همون میشه..دشمن میخواد که شبهه بندازه اگه ما خاجت روا نشیدیم بگه دیدین این حدیث این دعا الکیه اخرش میگن دیدیدن نعوذ بالله خدا فراموشتون کرد. یه مثال گاهی بچه اصرارمیکنه شیرینی پدر بخره ولی پدر میدونه شیرینه واسه دندون بچه خوب نیست اون روز نمی خره هرچی بچه گریه کنه ولی یروز دیگه جاش واسش اسباب بازی میخره پس پدر مصلحت فرندش رو میدونه البته درحد خودش .حالا خدا که خالق ماست که همه مصلحت زندگی مارو میدونه..
خدا عاقبت هممونو ختم به خیر و‌ختم سعادتت اخرش با ولایت ختم به شهادت کنه تو رکاب مهدی فاطمه
خردگرا
آهای جناب مهدی و محمد و یاوری که احتمالا همتون یکی هستین و خودتون ( یعنی همون یه نفر) به همدیگه تقدیر و تشکر پاس میدین.
لطفا یه مقدار یواش تر، یه مقدار عاقلانه تر و یه مقدار کمتر دروغ بگین تا نکنه یک درصد یه کسی باورش بشه.
سر تا پا حرافتون هیچ مایه علمی درش نیست اصلا .
فقط، حرف حرف حرف و آخر سر هم هشدار به این که :
مردم بیدار باشید دشمن حمله ور شد!
واقعا اینقدر نظر مخلف و دست کشیدن از عقاید موروثی براتون سخته؟
من همه این پست رو به دقت خوندم شما هم دقیق بخونین .
خب آیت الله مکارم خدا خیرشون بده تو این پست حدود هفت مورد اشکال عمده و جدی از این حدیث کسا گرفته که یک موردش کافیه برا رد شدنش.
حالا بیا و هی سر و صدا کن درست میشه؟ وا از شماها !!!
زینب
با تشکر فراوان از اقای مهدی...من با همه ی عشقم به اهل بیت علیهم السلام حدیث کسا رو به عنوان قطعه ای از زندگی لطیف زیبا و پر از مشقت اهل بیت به دختر دوساله م بصورت شعر یاد دادم و لذت میبرم....به امید اینکه همچنان در قلبها بمونه...
دارالبرائة
بر منکرین حدیث کساء لعنت
m
خدایا اندکی هم عقل و خرد به این به ظاهر مسلمان بده! آمین
ناشناس
از خواندن کتابهای استاد قلمداران هم غفلت نشود
قرآن
سلام
الیس الله بکاف عبده
آیا خداوند بنده اش را کفایت نمی کند؟!
آیه ۳۳ سوره احزاب
انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا
.(آيه تطهير)
جز اين نيست كه خدا خواسته از شما اهل بيت پليدی را رفع و دفع كند و شما را كاملاً پاك نمايد.
هیچ جای بحثی باقی نمی مونه برای کمک گرفتن از این پاکان
ناشناس
سلام به دوستان خوب.
چه جالب! از چندین اشکال آیت الله مکارم شیرازی بر حدیث کسا یکی از آنها همین هست که فرموده اند:
" برخى از افراد سلسله سند، حدود هشتاد سال با يكديگر فاصله دارند كه قاعدتاً يكى از آن ها نمى تواند از ديگرى نقل حديث نمايد."
حال به نظرتان این حدیث، با این همه إشکال و إبهام و دغل، قابل دفاع است؟
واقعا خدا رحمت کند استاد حیدرعلی قلمداران و علامه بُرقعی را که زودتر این ها، همه این ایرادات را خیلی کامل تر و دقیق تر نوشته و مطرح کرده اند ولو کره المشرکون.
اشرف
آیت الله میگه :
برخی از افراد سلسله سند حدیث کسا، حدد هشتاد سال با یکدیگر فاصله داشتند!
بله که درسته، شما بلد نیستین جفت و جور کنین. هنر میخواد.
چون بنظرم بعد از مردن، اون پیره مرد مرده، اومده تو خواب یه زنده که احتمالا نوجوون چهارده ساله بوده و یه فوت کرده تو گوش اون نوجوون و رفته و دوباره اون نو جوون تو سن 94 تا 100 سالگی مرده و اینکار رو تکرار کرده تا خلاصه این حدیث پر برکت به دست ما رسیده .
جواد باقری
باسلام.
خب اگر این است وضع و حال حدیث کسا! پس خیلی باید به دعاهای دیگری هم که در مفاتیح الجنان آمده شک نمود.
چند وقت پیش هم میخواندم که یکی از اساتید و صاحب نظران فرموده است: نماز و اعمال لیلة الرغائب که مخصوص اولین پنجشنبه ماه رجب هست، تماما بدون سند بوده و بدعت در دین می باشد.
ناشناس
نوروز 1398 خورشیدی بر شما مبارک باد.
خدا ما را از دست هرچه خرافات است نجات داده و به صراط مستقیم که همان مسیر قرآن کریم است هدایت نماید.
Akbar hashemy
نه اینکه حدیث های دیگمون خیلی معتبرند!
فرهنگی
این حدیث هیچ سندموثقی نداردفقط برای پولدونی مداحان است
ناشناس
بحث سر معتبر بودن یا نبودن نیست بحث سر این است که به مفاتیح الجنان اضافه شده است
محمد جواد
آیت الله مکارم اصل حدیثو رد نکرده در عین حال ما اکثر اعمالمونو به قصد رجا انجام میدیم یعنی امید داریم که خدا قبول کنه واین اشکالی نداره اصل آیه تطهیر در قران اومده حالا چه فرقی داره زیر عبا باشه یا بالای پشت بام تمام این سرو صداها از خباثت وعناد یک عده با اهل بیت ع هستش وما افتخارمون پیروی ودوست داشتن اهل وبیتی هست که خدا فرموده از هرگونه پلیدی به دورن حالا شما میخوایین قرانو رد کنید بسم الله الحمد الله الذی جعلنا من المتمسکین به ولایته علی ابن ابی طالب ع
ناشناس
وا چه پرت حرف می زنی بنده خدا !!! این شد جواب؟ آیه تطهیر در سیاق زوجات النبی است برادر من.
هانی
سلام دوستان. این لینک را ورود کرده و مطالعه بفرمایید، حتم دارم که پسندتان خواهد شد. مطالبش واقعا علمی و عالی است. باسپاس از مدیر این سایت بسیار خوب.

https://fa.wikiquote.org/wiki/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%B5%D8%A8%D8%AD%DB%8C_%D9%85%D9%86%D8%B5%D9%88%D8%B1
زمانیان
بله لینک بالا را من سر زدم واقعا عالی بود همه هم با سند از قرآن کریم
ناشناس
در شگفتم الان که مردم ایران دست به اعتراضات شدید خیابانی بابت سه برابر شدن بنزین زده اند و در نتیجه تمام اینترنت و سرچ های گوگل همه و همه از کار افتاده است، در عین حال دسترسی به سایت شما کاملا ممکن و آسان است! لطفا پاسخ بفرمایید. سپاس
مخاطب عزیز، در روزهای اخیر دسترسی به سایت های خارجی و سایت هایی که از سرورهای خارج از ایران استفاده می کردند قطع بود. پارسینه و دیگر سایت هایی که از سرورهای داخل ایران استفاده می کنند اختلالی در این زمینه نداشتند. با این وجود بسیاری از مخاطبان پارسینه که از طریق موتورهای جستجو مثل گوگل وارد سایت می شدند در این مدت دچار مشکل بودند.
ناشناس
ممنون از شما مدیر محترم که لطف کرده و مطلب را برای مان توضیح فرمودید.
ناشناس
سلام
علی
سلام، خب می گفتی بعد، !
ناشناس
سلام بر همه دوستان: در مورد سند حدیث کسا جند نکته را خدمت عزیزان عرض می کنم. نکته اول: همانطور که آقای مکارم گفته اند اصل محتوای حدیث کساء صحیح است و علمای شیعه و سنی احادیث معتبری را نقل کرده اند که پیامبر ص اهل بیت خود را زیر عبا یا پوششی دیگر قرار داد و خصوص آنها را به عنوان اهل بیت خود و هادیان بعد از خود معرفی کرد تا مبادا در آینده افرادی پیدا شوند و به ادعای اینکه داماد پیامبر هستند مردم را به گمراهی بکشانند. لذا نقطه پیدایش شیعه از همین جا بود و شیعیان کسانی هستند که از این واقعه نهایت استفاده را بردند و از فتنه سقیفه که بعد از رسولخدا ص ایجاد شد به سلامت عبور کردند و علی علیه اللسلام و اولادش را به عنوان امامان خود پذیرفتند. ولی متأسفانه گروهی دیگر به واقعه غدیر و کساء توجه نکردند و در آن فتنه بزرگ افتادند و به گمراهی کشیده شدند و جنایات بزرگی توسط آنهادر طول تاریخ اتفاق افتاد که جنایات طالبان و داعش و ... از جمله آنهاست. لذا کسانی که واقعه کساء و عمل پیامبر را کاری عبث و مسخره می پندارند از اثرات و حکمتهای این حادثه بی اطلاعند.
نکته بعدی این است که به کسانی که افراد را به مطالعه کتابهای امثال آقای برقعی حواله می دهند باید عرض کنم که آقای برقعی در برهه ای از زندگانی خویش متمایل به فرقه منحرف وهابیت شد و کتابهایی را در رد عقاید شیعه نوشت ولی شنیدم که در اواخر عمرش به اشتباه خود پی برد و دو باره به مکتب غنی تشیع باز گشت لذا کتابهایی که ایشان در آن دوران نوشته هیچ اعتبار و سندیتی ندارد. نکته آخر این است که عزیزان می توانند با خیال راحت از باب «اخبار من بلغ و تسامح در ادله سنن» حدیث کسا را بخوانند و از آن بهره ببرند زیرا معنای «اخبار من بلغ» این است که اگر خبری در انجام یک عمل مستحبی که مخالف با مبانی نباشد، به دست کسی رسید و آن شخص به آن عمل کرد خداوند مهربان عمل او را بی پاداش نمی گذارد و هرچند سند آن خبر صحیح نباشد اما همینکه این شخص با دل پاک این عمل را انجام داده است خداوند به او پاداش وعده داده شده در آن خبر را به او می دهد.
ناشناس
به نکته خیلی خوبی اشاره کردی و فلسفه وجودی حدیث کساء را خوب بیان کردی تازه با اینکه پیامبر ص اینها را زیر کساء قرار داد و با صدای بلند آنها را اهل بیت خود نامید باز هنوز که هنوزه عده ای می خواهند بعضی از همسران و اصحاب معلوم الحال پیامبر را به اهل بیت بچسبونند. اگه پیامبر در روز غدیر و در حدیث کساء اهل بیتش را معرفی نکرده بود این عده می خواستند چه کنند؟!!!
دانیال
جناب ناشناس، سر تا پا حرفات، مفت و دورغ و برخاسته از تعصب و جهالت است. قرآن کریم نه محلی به عقاید مسخره شیعه گذاشته است و نه به اهل سنت، سند اسلام قرآن کریم است و معتقد به آن هم مسلمان نام دارد. بقیه اش همه سر کاری و کفر و شرک است. پس جمع کن برو بابا .
علی
باسلام و احترام
تدبری در آیه تطهیر / احزاب/33
عنایت شود، در لسان و ادبیات عرب قاعده ای وجود دارد با عنوان «تغلیب» بدین معنا که هرگاه تعدادی افراد، مورد خطاب واقع شوند که حتی یک نفر در میان آنان مذکر باشد، اینجاست که فعل و ضمیر، هر دو به سیاق مذکر بیان می شود. مثلا اگر شما به یک جماعت ۱۰۰ نفره سلام بفرمایید که ۹۹ نفر از آنان مؤنث بوده و فقط ۱ نفر از آنان مذکر باشد، در اینصورت باید به آن جماعت ۱۰۰ نفره بگویید: سلام علیکم. نه هرگز سلام علیکنّ !!!
لذا آیه تطهیر نیز که با دو ضمیر «کُم» و «هُم» و با سیاق مذکر و با این عبارت: «إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ أَهلَ البَیتِ وَیُطَهِّرَکُم تَطهیرًا» بیان شده است، به همین خاطر است که:
گرچه سیاق آیات قبل و بعد و حتی صدر خود آیه تطهیر، کاملا و با شدت و صراحت تمام، در خصوص زوجات النبی و همسران پیامبر می باشد و لاغیر، ولی چون شخص پیامبر خاتم علیه السلام بعنوان یک شوهر و یک مذکر و یک عضوی از اعضاء و بیت همسران خود در میان آنان می باشد، ضمیر نیز طبق قاعده «تغلیب» با سیاق مذکر «عَنکُمُ» و «یُطَهِّرَکُم» عنوان شده است.
در ثانی طبق قاعده مهم دیگر در لسان و ادبیات عرب، و بلکه دیگر زبانهای دنیا «کار یک ضمیر، جلوگیری از تکرار اسم است» ولذا تا ابتدا اسمی از کسی یا چیزی برده نشود، هرگز و به هیچ وجه، ضمیر که کارش جلوگیری از تکرار همان اسم می باشد ذکر نخواهد شد.
مثلا: یذهب «علی» الی المدرسة و «هو» طالب جیّد. «علی» به مدرسه می رود و «او» دانش آموز خوبی است. مشاهده می شود که نقش ضمیر «هو- او» در این جمله همان جلوگیری از تکرار اسم «علی» است وبنابراین، از ابتدا و بدون هیچ مرجع و ذکر اسمی، جمله : «او دانش آموز خوبی است.» در هیچ ادبیاتی اعم از عرب و عجم، معنا ندارد.
آری مگر تنها و تنها در مورد ذات اقدس إله که شریک و مثیل و مانند ندارد و او از این قاعده «ضمیر» مستثنی می باشد ولذا عرب می گوید:
«هو الله» «یا هو» «هو خبیر» «هو بصیر»
درنتیجه، نه تنها قبل از آیه تطهیر و بلکه در تمام 6236 آیه قرآن کریم، حتی یک مرتبه تصریح به ذکر و نام از ائمه شیعه نشده است اصلا و ابدا، تا بشود ایشان را مرجع ضمیری قرار داد! و اگر کسی ذره ای دقت و تدبر نماید به روشنی تمام متوجه خواهد شد که سیاق تمام آیات قبل و بعد از آیه تطهیر و حتی صدر خود آیه شریفه تطهیر همگی در بیان احکام زوجات النبی می باشد وبس.
التماس دعا و من الله التوفیق.
علی
تدبری در آیه شریفه 59 سوره نساء و عبارت «الوالامر» که در آن ذکر شده است و ارتباط آن با ائمه شیعه، از منظر عموم اهل القرآن

قال الله تعالی: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا.»(59/نساء)

یعنی: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خدا را اطاعت کنید و رسول را اطاعت کنید و صاحبان فرمان از خودتان را، پس هر گاه در امری اختلاف نظر داشتید، اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید، آن را به خدا و رسول ارجاع دهید، که این بهتر و نیک ‌فرجام ‌تر می باشد.

تک به تک قیدهایی که خداوند متعال در این آیه شریفه مورد توجه اهل ایمان قرار داده است، ذکر می شود تا معلوم گردد که آیا بینی و بین الله، امامت به معنای شیعی و اصطلاحا همان امامت الهیه و منصوب و منصوص من عندالله در آن یافت می شود یا خیر؟ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ.

1- قید اول اینکه، قرآن کریم در این فراز از آیه شریفه نمی فرماید «أطیعوا النّبی» یا «أطیعوا محمداً» و بلکه می فرماید: «أطیعوا الرسول» و این مطلب، به این معناست که اطاعت باید در حوزه رسالت پیامبر باشد که همان وحی و قرآن کریم است، نه سخنان شخصی و بشری پیامبر که حدیث و روایت باشد، وگرنه ذکر شد که می فرمود : «أطیعوا النّبی» یا «أطیعوا محمداً»

عینا به مانند اینکه شخصی به شما بگوید: هرچه را که پزشک متخصص می گوید، نیک به آن عمل کنید. و بی شک کسی که ادیب، لغت شناس و خالی الذهن بوده و هیچ گارد و غرض و مرض نداشته باشد، ذهن وی سریعا فقط به سراغ نسخه های پزشک متخصص می رود، نه سخنان شخصی و محلی او که همگان بر زبان می آورند.

2- قید دوم اینکه، خداوند متعال در این آیه شریفه برای هر کدام از «الله» و «رسول» فعل امر مخاطب و مستقل «أطیعوا» را ذکر می کند و حال آنکه به محض اینکه به واژه «الوالامر» می رسد برای اینکه معلوم شود این عبارت «الوالامر» از سنخ «الله و رسول» جدا بوده و هرگز کاملا یکی و یکسان نمی باشد، فعل مخاطب «أطیعوا» را از آن برداشته و بیان نمی کند.

3- قید سوم اینکه در این آیه، واژه «الوالامر» به صورت جمع و آن نیز بدون هیچ تعیین مصداق آمده است و این یعنی اینکه تمام کسانی که الی یوم القیمه در سیاق و راستای خدا و رسول او حرکت می کنند، و البته منتخب مردم اند (مانند فرماندهان لشکری و کشوری) مصداق «الوالامر» می باشند، بی آنکه ابدا خداوند متعال این «الوالامر» را میخکوب و معین در افرادی مشخص و تعدادی خاص کرده باشد.

واتفاقا چه جالب، خداوند متعال همین واژه «الوالامر» را در چند آیه، بعد از این آیه شریفه و در همین سوره نساء ذکر می کند تا مردم بدانند که «الوالامر» همیشه و در همان زمان حیات پیامبر خاتم علیه السلام که هیچ حرف و حدیثی از امامت ائمه شیعه که هیچ، و بلکه هنوز متولد نیز نشده بودند، وجود داشته است و همان عصر، عده ای از صحابه پیامبر علیه السلام بی آنکه منصب امامت الهیه داشته باشند، خداوند بزرگ ایشان را «اولوالامر» توصیف می کند آنجاکه می فرماید: «وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا.»(83/نساء)

یعنی: و (منافقان) چون امری به آنان برسد که باعث ایمنی یا ترس (مسلمین) است آن را منتشر می‌سازند، در صورتی که اگر آن را به رسول و به صاحبان فرمان از خودشان گزارش می‌دادند، همانا آنان که اهل بصیرت اند در آن واقعه صلاح ‌اندیشی می‌کردند. و اگر نه این بود که فضل خدا شامل حال شما شود، همانا به جز اندکی، همه، شیطان را پیروی می‌کردید.

4- قید چهارم اینکه، آیه شریفه، کلمه «الوالامر» را مقید و ممیَّز به «مِنْكُمْ» یعنی از خودتان می کند و این، به این معنا می باشد که، «الوالامر» روش انتخاب شان هرگز از جانب خداوند متعال و اصطلاحا «انتصابی» نیست و بلکه منصب شان «انتخابی» است، یعنی: منتخب به رأی مردم و اهل ایمان می باشند. در حالی که این قید «مِنْكُمْ» برای «رسول» نیامده است چراکه مردم در انتخاب «رسوال» هیچ نقش نداشته و این تنها خداوند متعال است که بنا به علم و حکمت خویش «رسول» را انتخاب می کند و می فرماید: «اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ.»(124/انعام) یعنی: خدا خودش بهتر می‌داند که در کجا رسالت خود را مقرر دارد.

5- قید پنجم اینکه، خداوند متعال امر به اطاعت را در مورد خود و رسولش مطلق و بدون هیچ قید و بندی ذکر می کند، در صورتیکه با لحاظ قیود فوق، باز دوباره این قید را اضافه می فرماید که امر به اطاعت از «الوالامر» به هیچ وجه مطلق نبوده و به محض نزاع و اختلاف بین اهل ایمان، این «الوالامر»، دیگر مرجع نزاع نمی باشند و بلکه مانند دیگران محل و طرف نزاع بوده و قابل استیضاح و برکناری هستند، و در اینجاست که به زیبایی تمام مرجع رجوع اهل ایمان را فقط و فقط، خدا و رسول معرفی می کند، نه «الوالامر»، چراکه فوقا ذکر شد، از جمله قیود و علائم این افراد این است که آنان منتخب از طریق رأی و نظر مردم اند، نه چون خداوند متعال و رسول او که استقلال کامل داشته و بی ترید نزاع و تقابل با آنان حرام محض بوده و همواره مرجع رجوع نزاع و اختلافات مردم می باشند.

ولذا می فرماید: «فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ.» و هرگز «الوالامر» را به خدا و رسول معطوف نکرده، و هیچ محلی به ایشان نمی گذارد، و در نتیجه نمی گوید: «فردّوه الی الله و الی الرسول و الی اولی الامر منکم.»!

احمد الجَحَاوی می گوید: اینکه قرآن کریم در این آیه شریفه می فرماید: إلى الله والرسول، و بلکه نمی گوید: إلى الله و إلى الرسول، و بین لفظ جلاله «الله و رسول» حرف «إلى» را مجدد ذکر نکرده است، در واقع بیانگر این حقیقت است که خداوند متعال در هنگام نزاع و اختلاف، اهل ایمان را تنها به یک چیز ارجاع می دهد، نه دو چیز، و آن همان کتاب الهی و کلام وحی بوده که سخن خداوند متعال است.
والله ولی التوفیق.
علی
تدبری در دو آیه شریفه از کلام وحی پیرامون توسل به خلق در امور اخروی و تقرّب الی الله

تمام اهل القرآن به استناد آیات بیشمار الهی بر این باورند که: خداوند متعال در قرآن کریم، هرگز هیچ بنده ای را وسیله و واسطه بین خود و خلق خود معرفی نکرده است و بلکه بارها و بارها به بندگان خود تعلیم داده و امر می کند تا مستقیم بسوی او که شنوا و دانا به احوال بندگان است رفته و فقط از وی طلب حاجت نموده و استغفار نمایند. و در غیر اینصورت، تصریح می کند که آنان مشرک بالله بوده و مخلَّد در عذاب جهنم می باشند. در نتیجه، هرکس (در امور اخروی و تقرّب الی الله) به درگاه الهی که قادر مطلق است متوسل نشده، و بلکه به خلق ضعیف و هیچکاره خدا پناه برده و متوسل آنان بشود، بی ترید کافر به قرآن کریم بوده و مشرک محض می باشد.

بر همین اساس خداوند متعال می فرماید: «قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ.»(6/فصلت) یعنی: بگو که من بشری مانند شما هستم جز آنکه مرا وحی می‌رسد که پروردگار شما خدای یکتای بی‌همتاست، پس همه مستقیم به سوی او شتابید و از او آمرزش طلبید و وای به حال مشرکان.

در نتیجه، تمثیل و تشبیه خداوندِ «لیس کمثله شیء» و متعال، و قادر، و عالِم، و صمدِ مطلق، به یک بنده ای ضعیف و از همه جا بی خبر مثل: رییس اداره و اینکه برای رفع حاجت باید به سراغ یک کارمند ساده و یا خدمتگزارِ دست پائین آن اداره رفت تا مشکل شخص را به گوش رئیس رسانده و با وساطت این دست پائین، کار وی حل و فصل گردد، و خلاصه به قول یکی از دانشمندان، خداوند متعال را اینگونه هارون الرشید آسمانها کردن و برایش در و دربان تراشیدن، عین شرک و کفری مضاعف و وحشتناک، در حق خالق یکتا می باشد.

واما تبیین و توضیحی اندک در مورد تنها دو آیه ای از کلام الله مجید که واژه «وسیله» در آنها استعمال شده است

1-«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ وَجَاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ»(35/مائده) یعنی: اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد از خدا پروا كنيد و (براى تقرب) به سوى او وسيله بجوييد و در راه او جهاد كنيد، باشد كه رستگار شويد.

2-«أُولَئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا»(57/اسراء) یعنی: آنهایی را که (مشرکان به مدد و یاری) صدا زده و می‌خوانند، هر کدام که مقرب‌تر باشند، آنان خود به درگاه خدا وسیله تقرب می‌جویند، و امیدوار به رحمت و ترسان از عذاب اویند، که البته از عذاب پروردگارت باید سخت هراسان بود.

اگر در این آیات شریفه دقت و تدبر شود، به خوبی روشن می گردد که اتفافا این دو آیه شریفه ای که واژه «وسیلة» در آنها ذکر شده است، دقیقا در ردّ توسل به خلق خداوند متعال است، نه هرگز اثبان آن !!! چراکه آیه اول می فرماید: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ وَجَاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ»(35/مائده) یعنی: اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد از خدا پروا كنيد و (براى تقرب) به سوى او وسيله بجوييد و در راه او جهاد كنيد، باشد كه رستگار شويد.

پس ملاحظه می شود که ضمیر مفرد در عبارت جار و مجرور «الَیهِ» به لفظ جلاله «الله» قبل از آن باز می گردد و این یعنی اینکه: ای اهل ایمان، به خود خداوند متعال متوسل شوید، نه به خلق او !!! باز ملاحظه مي شود در این آیه، بلافاصله بعد از «وابتغو اليه الوسيله» یعنی: بسوی او وسيله ای بجوئيد. - عبارت «و جاهدوا في سبيله» يعني: در راه خدا جهاد و کوشش نمائيد، آمده است.

پس در حقیقت، وسيله ای كه ما را بسوی خداوند متعال برده و رفعت می دهد، همان تقوای الهی و جهاد فی سبیل الله از ناحیه خود انسان است كه در همین آیه شریفه بیان شده است. «1- اتَّقُوا اللَّهَ - 2- وَجَاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ» و بی شک با سياق كلی قرآن کریم نیز هماهنگی کامل دارد و می رساند كه «وسيله» مطروحه الهي، هرگز شخص و يا فرشته ای نبوده و بلكه، باور قلبی به مبداء و معاد و ایمان و عمل صالح است که مصداق بارز تقوا و سعی و تلاش در راه خداوند بزرگ می باشد.

آیه دوم می فرماید: «أُولَئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا»(57/اسراء) یعنی: آنهایی را که (مشرکان به مدد و یاری) صدا زده و می‌خوانند، هر کدام که مقرب‌تر باشند، آنان خود به درگاه خدا وسیله تقرب می‌جویند، و امیدوار به رحمت و ترسان از عذاب اویند، که البته از عذاب پروردگارت باید سخت هراسان بود.

این آیه نیز به وضوح اعلان می کند: هرکس از بندگان خدا که مقرّب تر باشد، خودش بیشتر از دیگران به رحمت خداوند امیدوار بوده و بیشتر از دیگران خوف و وحشت عذاب الهی را دارد. بنابراین، به نص و تصریح قرآن کریم، تمام بندگان مقرّب، تنها و تنها با وسیله ایمان و عمل صالح که موجب رفعت و تقّرب آنان شده است، به خداوند متعال و خالق خود که همان تقویت ایمان و عمل صالح شان بوده، متوسل می شوند. نه ابدا به بنده ای ضعیف و ناتوانی دیگر، چون خودشان !!!

ضمنا نكته جالب توجه و جذاب و علمی که حاکی از اعجاز عددی و رقمی قرآن کریم در خصوص دو آیه مذکور بوده، اين است كه قبلا گذشت، اين دو آيه شریفه كه فوقا بیان شد، تنها آياتي از قرآن اند كه عبارت «وسيله» در آنها مصرف شده است و در حقيقت این دو آیه شریفه، مُكمّل يكديگرند و اين موضوع با مُهر عدد 19 اعجاز عددي قرآن ممهور شده است.

يعني: آيه 35 سوره 5 و آيه 57 سوره 17 كه جمع اين چهار عدد 114 مي شود كه مضربي است از 19 و همچنين اگراين چهارعدد را از چپ به راست كنار هم قرار دهیم عدد 3555717 بدست مي آيد كه خود مضربي از 19می شود.

رضا البطاوى البطاوى از دانشمندان اهل القرآن در مقاله ای با عنوان «التوسل فى القرآن» می گوید: «توسل در پندار بسیاری از مردم به معنای وجود یک واسطه است میان ایشان و خداوند که می تواند خداوند را از آنان راضی و خشنود نموده و خواسته های شان را برآورده سازد، و این عینا همان عقیده کفار در عصر پیامبر سلام الله علیه است که خداوند متعال آن را برای ما حکایت نموده و می فرماید: «وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى.»(3/زمر) یعنی: و آنان که غیر خدا را به دوستی برگرفتند، (گفتند:) ما آن بتان را نمی‌پرستیم مگر برای اینکه ما را به درگاه خداوند مقرب کنند.

عموم مردم و فقهاء مسئله توسل را محصور به موارد زیر می دانند. اول: توسل با دعاء و خواهش. و این یعنی، التماس به درگاه خداوند بواسطه فلان و بهمان کس که نزد او مقام و منزلت دارد، مثل: دعاء برای بارش باران، یا فرزند دارشدن، یا رفع کسالت و بیماری و یا نجات از خطر وغیره. دوم: توسل با ذبح و قربانی. این نیز یعنی اینکه برای کسی از خلق، قربانی شود تا او میان وی و خداوند، واسطه رسیدن به حوائجش گردد. سوم: توسل با نذر. واین به معنای تعهد و التزام به کاری چون: روزه گرفتن یا ساخت ضریح و یا قربانی است برای کسی از خلائق، تا خداوند از طریق رتبه و مقام او حاجتش را برآورد. چهارم: توسل با شفاعت. و مقصود از آن یاری و دست گیری دیگران است تا بلکه بخاطر (آبروی) فلان شخص از خلق الناس، وارد بهشت شوند حتی اگر از گناهکاران باشند.

انواع توسل: توسل خود انواع مختلف دارد، ولی بر حسب شخص متوسل، به دو نوع تقسیم می شود. اول: توسل به خداوند. دوم: توسل به خلق خداوند. هر کدام نیز هم حلال آن وجود دارد و هم حرام آن. در نتیجه: توسل به خداوند بوسیله اطاعت از دستورات او حلال بوده، و توسل به خداوند بوسیله فلان و بهمان شخص، حرام می باشد. همینطور توسل به خلق خدا مثل: طلب یاری و کمک اهل ایمان بوسیله مسلمانان دیگر کشورهای اسلامی، به جهت نجات و رهایی از دست کفار روا و مباح بوده، ولی استعانت مسلمانان از کفار حرام می باشد.

به اعتبار زمان دنیا و آخرت نیز دو نوع توسل وجود دارد. اول: توسل دنیوی. دوم: توسل اخروی. هر کدام از این دو توسل دنیوی و اخروی، هم نوع حلال آن وجود دارد و هم نوع حرام آن که نوع دنیوی و حلال آن، همان اطاعت از فرمان خداوند بوده و شکل حرام آن متوسل شدن به یک فرد می باشد، مثل: طلب فرزند، و نوع توسل اخروی و حلال آن، مساعدت مؤمن در حق مؤمن دیگر بوسیله شفاعت و شهادت به نفع اوست که البته این شفاعت، تحصیل حاصل (و بی نتیجه) است، چراکه سنت و حکم خداوند هرگز تغییر پذیر نبوده و تمام اهل ایمان چه کسی از انبیاء و فرشتگان الهی آنان را شفاعت نماید و به نفع شان شهادت و گواهی بدهد یا خیر، یکسان بوده وهیچ تفاوت ندارد، زیرا خودشان به حکم و فرمان الهی وارد بهشت خواهند شد. و نوع توسل اخروی و حرام آن شفاعت کفار نزد خداوند به نفع کافر دیگر است، چراکه حکم خداوند اینگونه تعلق گرفته است که تمام کافران وارد در دوزخ خواهند شد.

توسل بر حسب شخص متوسل نیز به دو نوع تقسیم می شود. اول: توسل یک انسان مسلمان. دوم: توسل یک انسان کافر. این دو باز، هرکدام از آنان هم شکل حلال آن را داشته و هم حرامش را. توسل مسلمان به اطاعت از دستورات خداوند نوع حلال آن بوده و نوع حرام آن این است که مسلمانی واسطه ای را میان خود و خدای خود قرار دهد، تا خداوند او را نصرت و یاری نماید، که این عقیده، منجر به کافر شدن وی می گردد، مگر اینکه از این گناه به درگاه خداوند متعال توبه نماید. توسل مباح کافر این است که وی از مسلمانان درخواست و طلب امان نماید که این عمل معروف است به «استجاره – اشاره دارد به آیه 6 سوره توبه» و توسل حرام آن هم، مانند: تعاون و همراهی او به قصد ضربه زدن به یک مسلمانی، و یا هرگونه فساد و تباهی دیگر می باشد.

نوعی دیگر از توسل نیز وجود دارد و آن هم دو گونه می باشد. اول: توسل به مرده، که کلا و در تمام احوال حرام است، زیراکه یک مرده هیچ کاری از دستش بر نمی آید ولذا قرآن کریم می فرماید: «وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ. أَمْوَاتٌ غَيْرُ أَحْيَاءٍ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ.»(20 و 21/نحل) یعنی: وكسانى را كه بجاى خدا مى‌خوانند، هيچ چيز نمى‌آفرينند وخود نيز آفريده شده‌اند. آنها مردگانند نه زندگان، ونمى‌دانند چه وقت برانگيخته خواهند شد. دوم: توسل به زنده، که در برخی موارد مجاز است مانند: بدهکاری که به دوست بستانکار خود متوسل می شود تا او را فرصت و مهلتی بیشتر برای ادای قرضش بدهد. و برخی دیگر هم حرام است مانند: کسی که نزد قاضی میانجیگری کند تا بتواند مال کسی را به ناحق بخورد.»
وسلام علی المرسلین والحمد لله رب العالمین.
رضا
آفرین به دوستمان علی، از این چند پستی که ارسال کردند واقعا استفاده کردم . ممنون از مطالب علمی و خوب شأن.
ارسال نظر
نمای روز
حواشی پلاس
آخرین اخبار
به پرداخت ملت
سداد2