پیشنهاد پارسینه
گاهی دل‌تان می‌خواهد تمام کلیشه‌های را کنار بگذارید و خودتان گل و شیرینی به دست به خانه‌شان وارد شوید. اگر شما هم این روزها را تجربه کرده‌اید این‌ بار راه‌هایی که ما پیشنهاد می‌کنیم را برای راضی کردن او به ازدواج امتحان کنید.
۲۶ دی ۱۳۹۲ - ۰۰:۱۴

هر بار که پشت میز رستوران، روبه‌روی او می‌نشینید، گمان می‌کنید که در یک جلسه خواستگاری قرار گرفته‌اید و این بار است که پیشنهاد آشنا شدن خانواده‌ها و رسمی شدن ارتباط را مطرح کند.

از اولین باری که چنین انتظاری را داشته‌اید، ماه‌ها یا سال‌ها گذشته و مردی که روزی شبیه شاهزاده رؤیاهای‌تان بود، هنوز هیچ حرفی از ازدواج نزده.

گاهی دل‌تان می‌خواهد تمام کلیشه‌های را کنار بگذارید و خودتان گل و شیرینی به دست به خانه‌شان وارد شوید و گاهی آنقدر از این رابطه دلزده می‌شوید که دل‌تان می‌خواهد این قرار، آخرین ملاقات شما باشد. اگر شما هم این روزها را تجربه کرده‌اید این‌ بار راه‌هایی که ما پیشنهاد می‌کنیم را برای راضی کردن او به ازدواج امتحان کنید.

تکلیف‌تان را روشن کنید

اگر می‌خواهید فردی که دوستش دارید را به ازدواج راضی کنید، قبل از هرچیز باید بدانید که کجای این رابطه قرار دارید. آیا شما و او در زمان شروع رابطه یا پس از آن، محدوده‌ای را برای این ارتباط مشخص کرده‌اید؟ آیا حرفی از ازدواج میان شما رد و بدل شده یا برنامه‌ای در این مورد ریخته‌اید؟ برای آنکه به سمت ازدواج قدم بردارید، باید بدانید چرا با این شخص ارتباط دارید و چرا این رابطه را ادامه می‌دهید.

گذشته از این، باید از خود بپرسید که آیا او هم مانند شما و هدفدار به ارتباط می نگرد یا خیر؟ مطمئن‌ترین اقدامی که می‌توانید بکنید، این است که از همان آغاز هدف رابطه را مشخص کنید و با فرد مقابل‌تان در این مورد به توافق برسید. روشن بودن تکلیف هر دوی شما، بسیاری از مشاجراتی که ممکن است در این دوران میان شما فاصله بیندازد را از میان می‌برد و از آنجا که هر دوی شما برای هدفی مشترک انرژی صرف کرده و تلاش می‌کنید، مانع از دلسردی و تردیدتان می‌شود.

هیچ وقت از مردها خواستگاری نکنید!

اگر از روزهای اول رابطه عبور کرده‌اید و هیچ هدف و فرجامی را هم تعریف نکرده‌اید، باید راه‌های دیگری را امتحان کنید. اگر هرچه صبر هم‌ کنید خبری از پیشنهاد ازدواج نمی‌شود، بهتر است به صورت نا محسوس خواسته‌تان را بیان کنید. شاید پیشنهاد مستقیم ازدواج از طرف یک خانم در کشور ما چندان مرسوم نباشد و آغازگر مشکلات دیگری در رابطه شود، اما یک پیشنهاد غیرمستقیم، می‌تواند شما را چند قدمی جلوتر ببرد و تکلیف‌تان را تا اندازه‌ای روشن‌تر کند. اگر شما به یک مرد به صورت مستقیم پیشنهاد ازدواج دهید، معمولا حالات دفاعی به خود می‌گیرد و عقب‌نشینی می‌کند، بنابراین بهتر است زمینه را مهیا کنید و کمی به انتظار بنشینید. برای شروع می‌توانید به ایده‌هایی که در زمینه ازدواج دارید اشاره کنید یا از اینکه ارتباط هدفدار را می‌پسندید صحبت کرده و به عکس‌العمل‌های او خوب توجه کنید. اگر مردی که حرف‌های شما را می‌شنود، صحبت را عوض کرد یا نشان داد که کاملا عکس شما فکر می‌کند، بهتر است وقت خود را تلف نکنید!

از دغدغه‌هایش با خبر شوید

از یاد نبرید فشار آوردن و انتظار عجله از طرف مقابل، داشتن جایگاه شما را در چشم او پایین می‌آورد. پس به جای اینکه از او بخواهید با سرعت بیشتری به خواستگاری بیاید، دریابید که به چه دلیل آمادگی برداشتن چنین قدمی را ندارد. می‌توانید در این مورد با هم صحبت کنید و دلایلی که آمادگی ازدواج را از او می‌گیرند را جویا شوید. شاید شما بتوانید به او در برطرف کردن‌شان کمک کنید و شاید این دلایل به شما برای صبر بیشتر انگیزه بدهند. بهتر است با همفکری هم، پیش‌نیازهای رسیدن به این اهداف را مشخص کرده و مهلتی را تعیین کنید. اگر مردی که به او علاقه‌مند شده‌اید، از شما مهلتی برای رسیدن به اهدافش خواست و قرار بر این شد که بعد از تحقق برنامه‌هایش به خواستگاری‌تان بیاید، چاره‌ای جز انتظار ندارید. در این مدت بهتر است میزان تلاش او برای تحقق وعده‌هایش را زیر ذره‌بین بگذارید. اگر بعد از این مدت هم بهانه‌تراشی و دلایلی را مطرح کرد که از نظر شما و اطرافیان‌تان قابل‌قبول و منطقی نبودند، بدانید که شما در حال ازدست دادن فرصت خود برای ازدواج هستید و بیهوده به این ارتباط دل بسته‌اید. اما اگر توضیحات او قانع‌کننده به نظر رسید و موضوعات مهمی مانند به اتمام نرسیدن تحصیل یا رفتن به خدمت سربازی یا عدم آمادگی اولیه مالی را مطرح کرد، باتوجه به شرایط سنی شما و مقدار زمانی که لازم دارد، تصمیم بگیرید.

رابطه را بی‌دلیل کش ندهید

از یاد نبرید زمان ازدواج دختر و پسر متفاوت است و بسیاری از دختران با عبور از یک محدوده سنی شانس کمتری برای ازدواج با کسی که سن و شرایط مناسب را داشته باشد پیدا می‌کنند. گذشت زمان طولانی و بیشتر از ۳ سال به انتظار پیشنهاد خواستگاری او نشستن، مشکلات بسیاری را در یک رابطه ایجاد می‌کند. بعد از چنین زمانی، احتمال اینکه طرف مقابل شما از بودن در این رابطه پشیمان شود یا شما با خسته شدن خود این رابطه را به مرحله تازه‌ای از تنش وارد کنید زیاد است. اگر با هم قرار ازدواج گذاشته‌اید، می‌توانید بعد از گذشتن مدتی از او بخواهید در جلسات مشاوره پیش از ازدواج شرکت کند.

دوست مشترک‌تان را واسطه کنید

برای دانستن اینکه آیا او هم علاقه‌ای به ازدواج با شما دارد یا خیر، می‌توانید از کسی که به او نزدیک است کمک بگیرید. دوست صمیمی او یا دوست مشترک‌تان می‌تواند نقش واسطه را ایفا کند. اما یادتان نرود که این واسطه باید بی‌طرف باشد و نسبت به ازدواج شما هم نظری مثبت داشته باشد. پرسش و صحبت در مورد ازدواج یا سؤال کردن در این مورد که آیا برای آینده تصمیمی داری یا نه، از مسئولیت‌های این واسطه است. برایش توضیح دهید که در این گفت‌وگو، نباید اشاره مستقیمی به  شما داشته باشد.

ریشه ترس‌هایش را پیدا کنید

شاید او واقعا به شما علاقه دارد و تنها به‌دلیل ترسش از ازدواج، توان برداشتن گام آخر را ندارد. برای مطمئن شدن از این موضوع، بهتر است واژه‌هایی که به زبان می‌آورد را زیر ذره‌بین بگذارید. کسی که می‌گوید «من اهل ازدواج نیستم اما چون تو را دوست دارم حاضرم برای همیشه با تو بمانم!» یا فرد مسئولیت‌پذیری نیست یا ترس‌هایی برای ازدواج دارد. اگر مورد اول مصداق داشته باشد، شما به سادگی نمی‌توانید او را به سمت یک زندگی موفق هدایت کنید. کسی که توان پذیرفتن مسئولیت را ندارد، حتی اگر با اصرار شما به خانه مشترک وارد شود، نمی‌تواند زمینه یک زندگی موفق و آرام را فراهم کند. پس گمان نکنید که همه ماجرا به نشستن پای سفره عقد ختم می شود. زندگی با یک فرد بی‌مسئولیت، از انتظار برای به‌دست آوردن او هم زجرآورتر است.

خیالبافی نکنید

اگر مردی که دوستش دارید تاکید می‌کند که با وجود دوست داشتن شما قصد ازدواج ندارد، ماندن و منتظر شدن ریسک بزرگی خواهد بود. به جای نادیده گرفتن نشانه‌ها و امید بستن  بی‌دلیل سنگ‌های‌تان را با او وا بکنید. اگر او از دادن جواب صریح به شما طفره می‌رود، بیشتر مراقب باشید! شاید پای یک بازی در میان است و این فرد تنها می‌خواهد زمان بیشتری را در کنار شما صرف کند. برخی از آقایان نه حاضر به پذیرفتن مسئولیت ازدواج هستند و نه حاضرند از طرف مقابل جدا شوند.

باج ندهید

گمان نکنید اگر یک تنه بار رابطه را به دوش بکشید و به او اطمینان دهید که همه سختی‌ها را تحمل می‌کنید ماجرا تغییر می‌کند.

دیدن ضعف و اصرارهای شما، می‌تواند دلیل دیگری برای عقب‌نشینی او باشد. پس مواضع‌تان را شفاف بیان کنید و به او بگویید که در چه شرایطی حاضر به ازدواج هستید. گمان نکنید که برداشتن مرزهای و حریم‌های یک رابطه یا فداکاری بیش از حد مشکل شما را حل می‌کند.

پــنــجــره
نظرات
دخنر 17 ساله
سلام...من دو ساله با یه نفر در ارتباطم..اون 3 سال از من بزرگتره..اخیرا بیشتر با هم حرف میزنیمو صمیمی شدیم،خیلی از علاقه هامون مثل همه..چند وقت پیش به من پیشنهاد دوستی داد ولی خیلی مستقیم نه..منم زود عکس العمل نشون دادمو جرو بحث کردم ولی الان پشیمون شدم...هنوز هم با هم حرف میزنیم...نمیدونم چیکار کنم ازش عذر خواهی کنم یا منتظر بمونم که شاید دوباره پیشنهاد بده!!! میدونم شاید مسخره به نظر برسه ولی تو این مدت به هم علاقه مند شدیم...ممنون میشم راهنماییم کنین :)
اقا محمد
این دوستی ها بعد از یه ماه یک سال یا چند سال تموم میشه و به تو اسیب میرسه تو بهش وابسته میشی عادت میکنی عاشق میشی اما اون میزاره و در اخر میره
و شاید سو استفاده کنه
حواستو جمع کن خواهر عزیز پسرا برا ازدواج دنبال پاک ترین دخترن که با کسی قبلن رابطه دوستی نداشته باشه
مواظب خودتون باشید توروخدا
همش جامعه شده سو استفاده
ستاره
سلام به همه توروخدااكرواقعاعاشقه طرفتون هستيدتاتهش بريدبخاطرش ازهمه جيتون بكذريداكرعشقتون دوطرفست بخداعشق مقدسه هركى عاشقه باكريه ازخداعشقتونوبخواين بخداخودخداهمه جيودرست ميكنه توكلتون بخداباشه ممنون ايشالاهمه عاشقابهم برسن يادتون باشه هرجيزيوكه ميخوايدباكريه ازخدابخوايد
یک پسر 21 ساله
به نظر من رو راست بودن با جنس مخالف شرط اول دوستی و ازدواج است اونی که هستی باش نقش بازی نکن
يك پسر22ساله
100%
یک پسر 23 ساله
قطعا همینطوره
دختر17
خیلی عالیموافقم رو راس بودن با خود و باعشقت همه چیرو حل میکنه
ای کاش
دقیقا
ایمان
عرض کنم که دخدرا لطف کنن با عمل و اطاعت خودشونو ثابت کنن!
;)
ناشناس
اطاعت قبل از جلو اومدن طرف برای خواستگاری؟؟؟!!! یعنی چی کار کنن چش سفید
ای کاش
پسرا هم باید بی میل نباشنا اونا هم باید ثابت کنن
یه دختر
والا من که سر سنگین نشستم درس خوندم و با هیچ پسری دوستی نکردم، چه برسه به اینکه پیشنهاد ازدواج بدهم، الان سنم بالا رفته و خبری از خواستگار مطلوب نیست. نه که زیبا و خانواده دار نباشم... فقط حرف اینه که این دوره دخترهایی برنده هستن که خودشان اقدام کننده و به اصطلاح "تور کننده" باشن و خود را به معرض دید دیگران بگذارند ... بگذارید کارشان را بکنند!
مستر شیز
سلام میتونم بپرسم چند سالته؟
پسری که عاقل باشه به اصطلاح شما تور نمیشه مثل من...
ناشناس
مسترشیز خیلی ازخودت راضی هستیاااا. گمون نکنم اونطورها هم باشه. مثلا من که یه مدته تواین سایت هستم وباهات آشنا شدم اصلا ازت خوشم نمیاد. شرمنده که رک گفتمااا ;)
مستر شیز
ناشناس تو حداقل جرئت ی اسم گذاشتن رو خودت رو داشته باش تا من هم بشناسمت تا بعد بگم ک ازت خوشم میاد یا ن.
ضمنا از ادمای رک گو خوشم میاد
بعدشم این ک گول بعضی دخترا رو نمیخورم از خود راضیم؟
اقا محمد
بازم صبر کن قطعا یه پسر خوب میاد خواستگاریت به قول تو همون دخترایی که پسر تور میکنند بعد ازدواج میکنند صدها هزار مشکل دارن تو زندگی
وفا
سلام به یه دختر
شما همیشه خودت باش.حرف شما کاملا صحیح هست.عجله نکن"وقتی به چیزی که روزی آرزوت بوده میرسی تازه میفهمی که آرزوش از داشتنش قشنگتر بوده".انشاالله که موفق باشی و خوشبخت.
ای کاش
هر کس ی قسمتی دارن خواهر من
مریم
والا بخدا منم از همین میترسم الان 24 سالمه ولی هیچکس تو زندگیم نیس چون خواستم خوب بمونمم ، چون میدونم تو دوستیای این زمونه چه چیزا که پیش نمیاد
ناشناس
طرف خونه اش نون ماست نداشت بخوره دانشگاه عدس پلوگوشتی بوداعتصاب درست میکردشایدوقتی دختری خدای نکرده باسختی شوهرپیدامی کنه فرداپرتوقع نمیشه چرامبل ما مثل..یادشوهرنداشتن میاره به شوهر فقیرراضی میشه
عدنان
ی دختر این بازیارو واس من در بیاره عمرا دیگه نگاش کنم

اینا چیه میگه
به ی اشنا یا رابط بگه تموم
ناشناس
آقا من یه چیزی بگم، پارسینه لطفا منتشر کن:
پسر اگه خودش دختر رو بخواد خودش تا تهش میره. من خودم پسرم. توی دوره دانشگاهم با دختری آشنا شدم که از همه لحاظ دختری خوبی بود: خوانواده خوب، تحصیلات خوب، با مهر و محبت و الیته خوشگل.خلاقش و احساساتش واقعا فیت خودم بودم. .بعد از یه مدت دیگه آشنایی رفت سمت ازدواج. یعنی اون خودش شروع کرد. به طور غیر مستقیم حرفش رو پیش میکشید.الان که این مطلب رو خوندم دیدم آره چه قدر این مطالب به رفتار اون موقع اش شبیه ه. البته نه که خودم اون موقع نمی فهمیدم منظورش چیه. ولی به خاطر تردیدی که داشتم که آیا الان شرایطش رو دارم وآمادگی زیر بار مسئولیت رفتن رو دارم یا نه، از جواب مستقیم طفره میرفتم. طفلک چقدر غیر مستقیم تلاش کرد. هر وقت یادش میوفتم چقدر شرمنده میشم و دلم میگیره. چکار باید میکردم، مطمئن نبودم آماده ام یا نه. خلاصه اینکه نشد. الان می خوام بگم که بابا پسر اگه خودش بخواد وصلت جور میشه. بله این مطالبی که توی ایم مقاله گفته شد میتونه کاتالیزور باشه ولی نه اینکه کارو تموم کنه.
و یه چیزه دیگه: داداش ها و خواهرای گلم تو رو خدا به احساسات هم بازی نکنید. قلب آدما مثل بلوره، اگه یک بار شکست دیگه هیچ وقت هیچ وقت مثل اولش نمیشه. میشه سنگ که اونوقت یه بلور دیگه رو میشکنه. مخصوصا در مورد دخترا خانوما که خیلی خیلی حساس ترن. هنوزم دخترای پاک و خوب پیدا میشه. پسرش هم همین طور. پس خداکنه حواسمون باشه.
حامد
تحقیقات نشون داده پسرا احساسی ترن
مینا
آره واقعا گل گفتی داداش یه پسر اگه خودش آدم درستی باشه و قصد خیر ذاشته باشه هیچی جلودارش نیست میشه مثل مجنون
ولی کجاست یه پسر باغیرت و خوب و باجربزه
به نظر من اصلا نیازی نیست دختره خودشو تا این حد پایین بیاره
خواهر گلم اگه بخواد خودش میگه
ناشناس
نه بابا دخترا بییشتر احساسین پسرا دنبال یه چیز دیگن
ناشناس
بنظر من پسرخوب الان خيلي کم پيداميشه.من خودم يکيوخيلي دوس داشتم اول اون قضيه ازدواجو پيش کشيد منم چون بهش وابسته شده بودمو دروغ چرا خيلي دوسش داشتم قبول کردمو به اميدهمون روز باهم رابطه داشتيم اما مامانش آخرراضي نشدو واسه من فقط خاطرات بدي که تحمل کردم موند.البته لحظات خوشي کنارش داشتم امابعضي جاهاش واسم خيلي بدبود که واسه دوس داشتنش تقريباهر کاري ميکردم.هرزه نبودمو نيستم اماميخوام بگم که عشق باآدم چکارايي که نميکنه.منکه پدرم دراومد سراين عشق.الان که اون رفته دنبال راه خودشو بادختر داييش ازدواج کرده امامن سعي ميکنم واسه نامردي که درحقم کرد ببخشمش.که اين خيلي برام سخته.اميدوارم ديگه بهم هيچکس سعي نکنه نارو بزنه
وفا
سلام ناشناس
شما هرزه نبودی و نیستی فققققط ساده و یکرنگی به دو دلیل 1.در امر ازدواج یه مدت که از یک رابطه میگذره باس خانواده های همدیگرو بشناسیم و دوستی طولانی نشه.2.آخر حرفت گفتی بهم نارو نزنن.شممممممما نباید بذاری کسی بهت نارو بزنه.موفق باشی
ناشناس
آخرش ما نفهمیدیم توی این مملکت خراب شده روابط دختر و پسر آزاد هست یا نه حرام و جرم
ناشناس
like :)
مستر شیز
ازاده راحت باش
محمد
جدیدا برا هیچکس مهم نیست و براشون شده ازاد
واقعا متاسفم که راحت با هم کنار هم دخترو پسر قدم میزنند بعد با یکی ازدواج میکنند هععی

این دخترا و پسرا بعد تو زندگیشون مشکل پیدا میکنند
و الان چیزی نمیفهمن و دنبال خوش گذرونین
ای کاش
ازهد است اما باید حد حدودش رو رعایت کرد
مستر شیز
اگه کسی دلش ب ازدواج نباشه هر چی نقشه هم بکشن فرقی نمیکنه.این راهکار ها هم دردی رو دوا نمیکنه مگراینکه در شرایط خاص
ناشناس
کسی دلش به ازدواج نباشه نباید ادا و اطوارم بیاد
بعضیا یه اداهایی در میارن آدم فکر می کنه اینا می خوان اما نمی تونن !!!!! خدا میزاره کفه دستشون
نرگس
دخترا باید خیلی مراقب باشن تا مثل من ضربه نخورن اونقد بهم گفت دوست دارم دوست دارم منم باور کردم اما الان چهار ماهه بی دلیل گذاشته رفته جوابو نمیده لااقل دلیل کارشو نمیگه بدونم
بهزاد
خوب کاری کرده
علی
منم موافقم خوب کاری کرد هههههه تاتو باشی دیگه با جنس مخالف دوست نشی من خودم پسرم و این چیزارو میدونم پسرارو حتی اگه باهاشون ازدواج کنی بعد یک سال ازت زده میشن ودلشون یه دختر جوون تر وزیباتر میخواد پس دلتونو به ازدواج خوش نکنید
عابر
در مورد این قضیه که دوستی با جنس مخالف اشتباه هست صدرصد موافقم....ولی در مورد قضیه ای که علی اقا گفتن که بعد یکسال ازت بعد ازدواج زده می شند کاملا مخالفم...اگه اینطور بود همه ازدوجها به طلاق ختم می شد...همه مردها که چشم چران و هوسران نیستن...
ناشناس
علی مگه ازدواج مسخرست که بعد یه سال ادم دلش یه دختر دیگ رو بخواد تو چی تو ذهنت ساختی برات متاسفم
وقتی ازدواج کردی فقط باید فکرت پیش همون یه دختر باشه .همین
وفا
سلام نرگس
معلوم نشد متاهلی یا مجرد.اگه مجردی و یه رابطه دوستی بوده که شما هم بااااید سعی کنی فراموش کنی.اگه ازدواج کردید که از یه مشاور و یا بزرگتر که صلاحتو میخواد باس کمک بگیری.موفقیت
ای کاش
اقا بهزاد این چ حرفیه که میگین
soheil sck
چگونه پسر مورد علاقمون رو بدبخت کنیم !
زیبا
خواستی ضربه نخوری نرگس جون
مریم
منم با یه نفر 5 سال دوست بودم و دوسش داشتم ولی گذاشت رفت مردم از رفتنش از لجش ازدواج کردم و اشتباه و با اشتباه خواستم درست بکنم اما نشد
بچه ها بیخیال دوستی شین بد دردیه اگه بهش نرسین
ناشناس
ای خدا از رو لجت ازدواج کردی
خب اون که فرقی براش نداره دخترا واقعا ساده این
وفا
باناشناس موافقم
ناشناس
به نظر من نباید قول ظاهر ادمها رو خورد بعضیا خوب بلدن در ظاهر یه چیزی باشن در باطن یه چیزه دیگه البته یک همچین ادمی هم در نهایت خودش بازنده هست در حالی که خودش فکر می کنه برندست ولی این وسط ادمهای ساده لوح رو تور می کنه و بهشون ضربه می زنه
ناشناس
به نظر من نباید قول ظاهر ادمها رو خورد بعضیا خوب بلدن در ظاهر یه چیزی باشن در باطن یه چیزه دیگه البته یک همچین ادمی هم در نهایت خودش بازنده هست در حالی که خودش فکر می کنه برندست ولی این وسط ادمهای ساده لوح رو تور می کنه و بهشون ضربه می زنه
نرگس
پس اقا بهزاد تو هم یکی مثل احسان هستی اینو بدون خدا خودش جواب میده من دیگه بیخیالش شدم
نرگس
زیبا خانوم اگه جای من بودی صددرصد تو هم باورش میکردی نمیدونی که چقد بهم التماس کرد تا جوابشو دادم
نازنین
من کاملا موافقم چون بعضی از پسرها در دوستی یک هدف دارند برطرف کردن نیاز های جنسی
شهرزاد
این مسخره بازیا چیه میگین؟؟؟؟؟
بیخیال بابا دوس پسر چیه؟؟؟؟؟عشق وعلاقه کیلو چنده؟؟؟؟؟
سخت ترین کار دنیا برام،عاشق شدنه،
نمیدونم شماها دخترا چطور عاشقه یه پسر میشید من که درک نمیکنم.
بابا عشق چی کشک چی؟؟؟؟؟؟؟بیخخخخخخخیال بیخخخخخخیال بابا بیخخخخخخیال
ناشناس
راس میگی بخدا کاش دل ما دخترای بدبخخخختتتت یه تیکه سنگ بود راحت بودیم بخدا
امیرعلی24س
شهرررررررزاد کوتاه بیا دختر آخه تو چی ازاین پسرا میخوای؟ماها گناه داریم.
بس کن دختر بس کن.اگه تو سخت پسندی وزود دل نمیدی معنیش این نیست که همه مثل تو هستند!
اصلا من اعتراف میکنم که توووووو، تو دنیا تکی.....
ناشناس
منم عاشق یکی هستم نمیدونم دوستم داره یانه
نیاز
تورو خدا به من بگید پسری که خیلی تو جمع به تو نیگاه میکنه یعنی بهت علاقه داره؟به دخترای دیگه نه فقط به تو خیره شه!!!پسرا جواب بدن لطفااااا
وفا
سلام نیاز
صددرصد شما برای ان شخص جذابی.اما این به این معنا نیست که شمارو دوست داره.دوست داشتن به نگاه کردن نیست.از روی نگاه نمیشه به نیت و هدف کسی پی برد.همونی باش که هستی
مهسا
سلام به همگی من الان 2 سال و نیمه تو یه رابطه هستم خیلی دوسش دارم و مطمئنم که اونم منو خیلی دوست داره.ولی نمیدونم چرا پا پیش نمیذاره راستش دیگه از ادامه این رابطه خسته شدم تو این مدت بیشتر از 20 تا خواستگارمو رد کردم،خیلی پشیمونم که این رابطرو شروع کردم الان عاشقشم بدون اون میمیرم ولی دیگه نمیتون ترکش کنم...
یکی کمکم کنه چیکارش کنم!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اقا محمد
خخخخ چه جالب میگه اونم منو میخواد دروغه بابا اون تورو نمیخواد اگه میخواست باهات دوست نمیشد میود اول خواستگارین نه اینکه دوست بشه گول خوردی دختر
مهسا
نیاز جان زیاد به نگاه خیره ی پسرا اطمینان نکن من خودم اسیر همین نگاها شدم غافل از اینکه بعد از 1 سال فهمیدم منو به چشم خواهری میدیده!!!!!!!!!!!!!!!!!
الهام
فکر می کنم اینا همش منشا روانی داره چون همه درگیرشن . این وسط دخترا بیشتر ضربه می خورن. هیج کسیم نیست یه راهی پیدا کنه
ناشناس
چرا خواهرم راهش اینه که تا قبل ازدواج دختره با پسره دوست نشه تا ضربه بخوره و خیانت ببینه یکم اگه حواست باشه هیچ مشکلی پیش نمیاد
soo
با سلام /من حدود 4 ماه هست با آقائی دوست شدم 1 بار جدا شده خانوم و دخترش کانادا هستن مطمئنم جدا شدن دخترش 9 سالشه دست مادرش/2 سال هست جدا شدن/خوذش متولد 57 من هم 61/رفتاراش خوبه فقط در روز 1 بار زنگ میزنه ولی هذ موقع میبسنمش خیلی رفتارش خوبه ذر هفته 1 یا 2 بار میبینیم همذیگرو/1بار فاصله افتاد دوباره برگشتیم میخواستم ببسنم چطور میتونم بیشتر به طرفه خودم بکشم ایشون رو و آیا برای آینده نتیجهای داره یا نه؟
سارا
سلام ببین عزیزم این مشخصات دوست پسر من هست میشه بپرسم اسم دوست پسرت چی هست.
وفا
سلام
شما به جای اینکه شخصو به طرف خودت بکشونی سعی کن بشناسیش.اگه مطلقه نیستی موردهای بهتری براتون وجود خواهد داشت.وجود فرزند از همسر قبلی مسله مهمی هست.عجله نکن
رویا
سلام من هم با یک پسر اشنا شدم که واقعا عاشقش بودم هرچی دارو ندارم بود بهش دادم همه جوره کمکش می کردم هیچ توقعی هم ازش نداشتم ولی آخر سر جوابمو با نامردی داد بعد 3 سال که با هم بودیم یک هفته گم وگور شد وقتی که سراغش رو گرفتم از دوستاش فهمیدم با یکی دیگه عقد کرده امیدوارم که هیچ وقت خوشبخت نشه چون یه نامرده
محمد
رویا خانوم پسرا دوست میشن بعد یه مدت تنهات میزارن و میرنن ببین اون تووووویی که اسیب میبینی الان هم تجربه کردی
حالا رفته دنبال یه دختری که خوب بوده و با کسی قبلا دوست نبوده
هیچ پسری با دوست دخترش ازدواج نمیکنه چون میگه بعد تو زندگی ممکنه بره با یکی دوست بشه همین دخترپس ولش میکنه

اونایی هم که ازدواج میکنن البته کم هسن صد درصد مشکل دارن بیشتر از همه ی ادمایه عادی جامعه
و....
sepide
من همه اش سرم به درس و کار بود تا اینکه یکی کلی تقاضا کرد اینقدر گفت دوستت دارم ..من گفتم این جمله مسئولیت داره نگو اما باز گفت الان 1 ساله با من دوسته اما دیگه اس نمیده زنگ نمیزنه ... من زنگ میزنم جواب نمیده من هم نه اس میدم نه زنگ میزنم اینقدر براش ارزش ندارم خوبه التماس میکرد تا ابد ترکت نمیکنم... تا زنده ام باهات هستم .. اقا پسرا حتی برای شوخی هم نگین دوستت دارم..نگین تا ابد باهاتم وقتی نمی مونین .. هیچ وقت نمی بخشمش حتی بعد از مرگم... چون داغونم ... واقعا از هرچی جمله دوستت دارم متنفرم... هیچ وقت واسم وقت نذاشت ... حتی روز تولدم بهم زنگ نزد..همیشه بهونه داره... نمیبخشمش هیچ وقتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت... من هیچ وقت کینه ای نبودم اما کاری کرد که برای همیشه جای قلبم سنگ بذارم...
وفا
اشتباهاتمو تکان دادم واز بینشان تجربه ها را برداشتم.شما هم همین کارو بکن.تا مطمن نشدیم به کسی دست رفاقت ندیم
ترنم
سلام ... به نظرم دوست داشتنو دوست داشته شدن شیرینترین احساس دنیاست ... اما اطرافمو که نگاه میکنم به این نتیجه میرسم که اگه روزی نسبت به کسی احساس پیدا کردم تاحدی مایه بزارم که اگه روزی رفت دنیا رو سرم آوار نشه .
به نظرم اگه پسرا یکیو واسه ازدواج بخوان منتظر نشونه و اشاره دیگران نمیمونن و سعی میکنن شرایطو جور کننو با خونواده مطرح کنن ... پسری که وامیسه میگه دوستت دارم ولی کاری برای با تو بودن نمیکنه منتظر موردای بهتره ولی میخواد فعلا توروهم داشته باشه .
وفا
سلام ترنم
حرفات درسته.ولی شما چقد اون پسرو میشناسین.وقتی بشناسینش مطمنن نمیگید منتظر موردای بهتره واگر هم میدونید که اینطور هست یعنی دلش با شما نیست رابطه رو شما تموم کنید.اول باید طرفو اخلاقشو احساسشو درک کنی.تو این مدت پسر از دختر داغون تره چون کسی رو به خودش وابسته کرده و نسبت به اون مسوله.البته همه ی آقایون اینطور نیستن
رباب
دوست داشتن کسی که نمیتونی داشته باشیش بدترین درد دنیاست...
دلشکسته
سلام بچه ها حرفای همتونو خوندم دلم برا خودمون {دخترا} میسوزه یه پسره هست که خیلی دوستش دارم وقتی هم بهش اس میدم به زور جوابمو میده بلاتکلیفم با دلم چیکار کنم؟
وفا
بهش اس نده.اینو بدون اگه جواب میده داره تحملت میکنه.پس عاقل باش و خودت تمام کننده رابطه باش
سما
سلام به خواهرای گلم.من با روانشناسان زیای گفتگو کردم میدونید بزرگترین مشکل ما دخترا اینه که توی ی رابطه دوستی برای پسر کم نمیذاریم برای همینه پسرا پرو میشن زده میشن ازمن به شما وصیت توی ی دوستی تا میتونید پسرو تحویل نگیرید بهش پیام ندید تا خودش بده بهش اهمیت ندید قهوه ایش کنید بهش روی خوش نشون ندید به هیچ عنوان براش خرج نکنید بخدا نتیجشو میبینید که پسر چطو ی میاد سمتتون امتحان کنید
رها
دقیقا همینطوره.من که با این راهکار جواب گرفتم.البته قصدم این بود که وابستش نشم اما نتیجش این شد که الان عاشقمه...
وفا
همه رو نباس از یک دید دید.
رهنما
سلام من هر چه سعی میکنم با دوست پسرم صحبت کنم که چرا شرایط وآمادگی ازدواج را ندارد ومی ترسد اصلا با من هم صحبت نمیشود چه باید بکنم؟؟؟؟ فقط به حرف های من گوش میدهد ولی هیچ حرفی نمیزند
وفا
دوست پسر تکلیفش معلومه.یک دوست هست و بس.بیاد خواستگاری ولاغیر
ناشناس
حالا مثلا ازدواج كرديم بعد چي ميشه؟
ناشناس
حالا مثلا ازدواج كرديم بعد چي ميشه؟
ناشناس
خیلی جالب بود
ناشناس
چاره چیه حالا
ناشناس
چاره چیه حالا
ناشناس
چاره چیه حالا
پریا
سلام،دخترای گلم احساساتتونو بذارین ی گوشه و جاش منطقی بببینین قلبتون چی میگه،آقا پسرا اگ واقعا سبکیه دخترو نبینن میتونن عاشقش شن این تقصیر خود ماس ک شکست میخوریم آخه قربونی احساسمون میشیم چیزی ک واضح میبینیم ولی گول میزنیم خودمونو،برای سرنوشت نباید جنگید فقط تلاش باید کرد قسمت از قبل تعیین شده پس با جرات تلاش کن نجنگ ایرانی عزیز،و اینکه دوستی رو با عشق یکی تعبیر نکنین خصوصا شما دخترخانوما،آقا پسر میدونم دوستی رو دوستداری اما قبل شروع رابطه ب خواهرمون بگو رابطتون در حد دوستیه و درک همدیگه و سرپا نگهداشتن هم
وفا
هدف دوستی مهمه.رفقا بدونید با کی برای چی دوست میشید و بهش بگید هدفم از دوستی باشما چیه.اشک کسی رو در نیاریم که روزگار اشکاشو میشماره و باهامون حساب میکنه
پریا
آقا بهزاد حوب کاری کرد در جواب دختری ک دل شکستس و داره از دل زخمیش میگه حرف قشنگیه؟؟؟؟این ینی شما راحت میشکونین،واستون آرزوی قلب تسخیر شده و مهربون آرزو میکنم تا با سنگی دلت نشکنی و بعدش تاوان پس بدی،خدا انتقام گیرنده ی قابلیه حتما واس تک تک دلایی ک میرنجونیم تاوان پس میدیم شکی درش نیست،معصیت و دل شکستن اگرهم لذتش فانی و کوتاه نبود بنده خدا چیکار میکرد؟؟؟؟؟؟؟
ستاره
والا من نمیدونم تو این مملکت چه خبره من خونه ماشین تحصیلات خانواده دار شغل زیبایی همه چیز دارم ولی خواستگار ندارم ؛)))
وفا
تو دنیا دو نفر همیشه تنهان
یکی پسری که یاد نداره دروغ بگه
یکی دختری که یاد نداره ناز وعشوه و البته آرایش کنه
هرچیزی زمانی داره باغبان اگه باغشم پر آب کنه درختاش فقط تو یه فصل میوه میدن
خوشبخت و موفق باشی
مونا
به نظر من دختر و پسری که با هم دوست میشن باید خودشون انقد شعور داشته باشن که دنبال دست انداختن هم نباشن.اگه ی پسری واقعا دختریو میخواد بهش قول بده حرفاشو بزنه اگه دخترم قبول کرد که پسره ام پای قولش وایسته اما اگرم قصدش فقط رفاقته بگه من ب ازدواج فکر نمیکنم الکی وابستم نشو فقط باهم رفیق باشیم دختره یا قبول میکنه یا نه دیگه....
الان متاسفانه هم دخترا بد شدن هم پسرا دخترا که ساده زود گول میخورن پسره ام الکی وعده و قول میده بجاش که میرسه میگه گور بابات بای اینکه نشد
سما
سلام .من الان با پسری ک همکلاسیمه شیش ماهه در ارتباطم از روز اول قرار اشنایی واسه ازدواج داشتیم اون خیلی بیشتر ازمن مستقیما از ازدواج حرف میزنه و برنامه ریزی میکنه امای مشکلاتی داره واسه ازدواج مثل کارو پول اما هی میگه تا فلان روز میام خواستگاری ام الان ک داریم ب اون روز مقرر نزدیکتر میشیم هی میگه حالا تا یکی دو سالدیگه ممیام خب الان نمیدونم چکار کنم حرفاشو باور کنم یا نه!؟
وفا
نه باور نکن تحقیق کن.
گلی
سلام دوستان،من ايران نیستم و با يه پسر خارجی دوستم،همه چیز خوبه همدیگر خیلی دوست داریم ولی تو رفتاراش هیچ تصميمي از ازدواج نمی بينم! اصلا نمی دونم يه خارجی و چجوری میشه آورد تو خط ازدواج!! کسی هست راهي پیشنهاد کنه؟
گلی
سلام دوستان،من ايران نیستم و با يه پسر خارجی دوستم،همه چیز خوبه همدیگر خیلی دوست داریم ولی تو رفتاراش هیچ تصميمي از ازدواج نمی بينم! اصلا نمی دونم يه خارجی و چجوری میشه آورد تو خط ازدواج!! کسی هست راهي پیشنهاد کنه؟
گلی
سلام دوستان،من ايران نیستم و با يه پسر خارجی دوستم،همه چیز خوبه همدیگر خیلی دوست داریم ولی تو رفتاراش هیچ تصميمي از ازدواج نمی بينم! اصلا نمی دونم يه خارجی و چجوری میشه آورد تو خط ازدواج!! کسی هست راهي پیشنهاد کنه؟
گلی
سلام دوستان،من ايران نیستم و با يه پسر خارجی دوستم،همه چیز خوبه همدیگر خیلی دوست داریم ولی تو رفتاراش هیچ تصميمي از ازدواج نمی بينم! اصلا نمی دونم يه خارجی و چجوری میشه آورد تو خط ازدواج!! کسی هست راهي پیشنهاد کنه؟
وفا
فرقی نداره انسان باشه خارجی باشه.باس پیگیر رسم و رسوم و عرف جامعشون بشی.موفقیت
مهسا
سلام دوستان. من الآن تقریبا دو ساله که با یه پسر دوستم. از ازدواج و خواستگاری حرف زده. منو به دوستاش و همکاراش معرفی کرده و همینطور به داداشش و خواهرش و به مامانشم عکسم رو نشون داده و زیاد صحبت کرده از من با مامانش،ولی با باباش نه. قبلا میگفت که فلان موقع میاد خواستگاری و یه روز بهم گفت باید شرایطم جور بشه که بتونم بیام. اگه اینجوری بیام بابات از خونه میندازتم بیرون و ... نظر شما استادا چی هست؟ منتظرش بمونم؟ راست میگه که میاد خواستگاری؟ اینو میدونم که واقعا دوستم داره. لطفا راهنمای کنید آقا پسرهایی که جنس خودتون رو خوب میشناسید
وفا
شماهم با یکی از اعضای خانواده مطرح کن ترجیحا مادرتون.تا از بلاتکلیفی در بیای.تجربه بزرگترهارو دست کم نگیریم
هستی
من هفت ماهه با پسری دوستم تا حالا ازم چیزی نخواسته ولی چند وقته میگه من کنارت احساس آرامش نمیکنم، بهم میگه تو خشکی، چون من طی این مدت اجازه بهش ندادم حتی دستش به دستم بخوره، به نظر تون چه کار کنم احساس آرامش کنه،این اولین نفریه که باهاش دوست شدم
وفا
منظورشو باید مستقیم بپرسی و مستقیم جواب بخای.اگه جوابش عاقلانه نبود بفرستش بره دنبال یه تر و تازه مث خودش.ولاغیر
یه دختر خوب
به نظر من این دوره زمونه توخونه بمونی یه لقمه نون خشک بخوری بهتره تا با پسرای امروزی بخوای بری زیر یک سقف زندگی کنی ،متاسفانه به هیچ کدوم نمیشه اعتماد کرد
ناشناس
دقیقا راست میگی اشتباه محضه وقتی خود اشغالشون میگن که بعد ی سال از جوونترو خوشگلتر خوشش میاد واسه چی خودتو حروم این هرزه ها بکنی
وفا
همه رو با یه دید نبین خودت ضرر میکنی شاید هم سود
اکرم
سلام دوستان خواستم بگم ک تویه رابطه دوطرف بایدهمودوست داشته باشن نه عاشق هم باشن برادرخودمن عاشق یه دختر خانوم بود هدفشم ازدواج بود ولی دختره بهش گفت ک درحد هم نیستن بااینکه برادرم ازهمه نظرکامل بود بعد ازاون شکست عشقی ک بهش وارد شد بایه دخترخانوم دیگه دوست شد ودوتاییشون واقعاهمودوست داشتن الانم باهم ازدواج کردن وشکر خداخوشبختن کنارهم احساس ارامش میکنن اخر این دوستیاهمیشه نتیجه یکسانی نداره میتونه خوب باشه یابد بستگی ب دونفر داره ک چطور باهم رفتارکنن وهدفشون ازباهم بودن چی باشه
مارال
سلام من تازه وارد سایتتو شدم منم یبار عاشق شدم و به دلیلی ازهم جداشدیم الان نمیتپنن به هیشکی دل ببندم هچی سعی میکنم نمیشه و فقط بااحساس ببختا بازی میشه
سعید
سلام من یک ۲پنج ولی عاشق واقعی بودم. نشود که بشه. زندگی تاس خوب اوردن مهم نیست بلگه تاس بد را خوب بازی کردنه الان ۷ساله تنهام مجرد.فقط کمی زمان از دست دادم فقط الان احساس می کنم دوباره می توانم یه دوست داشته باشم مرسی.
فاطمه
تازه داری فکر میکنی یه دوست داشته باشی؟؟؟دوست عزیز زندگی باد هوا و گذراست...وقتتو هدر دوستی های الکی نکن...
وفا
یه دوست خوب پیدا میشه.توخودت خوب باش خوبا میان سمتت
ماهی
تنهایی بهترینه برا خودم زندگی میکنم ....هیچی هم کمبود ندارم ...
سنه دژ
منم تنهام و از زندگیم راضیم
ستاره
سلام من ٢٣ سالمه ٥ ساله با پسري دوستم و باهم رابطه هم داريم و همديگرو خياي دوست داريم خانواده هامون هم از دوستيمون اطلاع دارن چند بار خواسته خواستگار بيياد من نذاشتم چون واقعاً احساس آمادگي نداشتم الانم بابام فوت كرده بايد تا سالگرد بابام صبر كنه ، ولي ما خيلي دعوامون ميشه روي بيرون رفتن من و اينجور چيزا، دوست نداره زياد برم بيرون تنهاهم اجازه نميده برم سرم سره كوچه، خيلي كنترلم ميكنه، و حالا هم روي اينجور چيزا خيلي دعوامون ميشه و قهر ميكنيم چيكار كنم درست بشه؟
ن
یکم رعایت کن وشش دانگ خودتو بهش عرضه نکن که با چشم بد بهت نگاه کنه و بهت شک داشته باشه .خودتو جمع کن دختر
وفا
بیشتر فکر کن.وقتی کسیرو دوست داری سعی کن ناراحتش نکنی.البته دو طرفه
رضوانه
سلام من تازه واردسایتتون شدم نظرای شماروخوندم بنظرمن هیچ پسری اگه بخادواقعابادختری ازدواج کنه حرف دوستی رووسط نمیکشه پس خواهرای گلم گولشونونخورین منم یبارخوردم الانم دارم تاوانشومیدم نمیدونم چطوربایدولش کنم
maedeh
من 18 سالمه با یه پسری دوستم چجور بفهمم واسه ازدواج میخوادم؟؟؟
وفا
بگو خیلی دوستت دارم بایدددد بیای خاستگاری.ببین چی میگه حرف حسابش چیه
زینب
والا من میگم عشق خوبه ولی باید طرف لیاقتت رو داشته باشه و زیاد رابطه طول نکشه ودر حد نامزدی بمونید بعد ازدواج÷÷÷
شروین
سلام من با دختری حدود 8 ماه هستم بعد از دو ماه از دوستیمون مادرش فوت کرد حسابی بهم ریخت داغون شد منم نتونستم ترکش کنم و کنارش بودم تا از این حال در بیارمش بعدی مدتی گقن خواستگار داره منم که دوسش داشتم گفتم منم می خوامت اما می دونستم که از نظر عقلی بهم نمی خوریم حالا چند ماه گذشته و می گه چرا نمی یای موندم چیکار کنم طاقت اذیت شدنشو ندارم اما خودم هم می دونم کار اشتباهی است ازدوج ما. لطفا راهنماییم کنید
وفا
پسر خوب تو که میدونستی تا آخرش باهاش نیستی چرا از ازدواج منصرفش کردی؟با احساساتش بازی کردی.شاید شماهم سادگی کردی البته امیدوارم.تمومش کن دیگه رابطه رو وقتی تا تهش وانمیستی
فاطمه
سلام به همه ي دختر پسراي اين جمع و بچه هاي خوب و دوست داشتني ببينيد بچه ها اين خوبه كه حرفاتونو راحت ميزنين ولي براي هم دليلاي منطقي بيارين به عنوان يه دختر ميخوام يه چيزي بهتون بگم چند درصد از ما آدما تو زندگيمون واقعا صداقت داشتيم ؟بچه ها از ته دل بهتون ميگم چه دخترا چه پسرا اگه واقعا هدفتون خيره و اتصميم برا ازدواج خواهش ميكنم نهايت صداقت رو به خرج بديد باور كنين نه تنها چيزي از دست نميدين بلكه چيزي هم به دست ميارين اگه خواستين در اين مورد بيشتر با هم حرف ميزنيم.موفق باشين دوستاي عزيز
شروین
کاملا" حرفات درسته قبول دارم شما جا من بودین چکار می گردین ؟
Elisa
سلام
منم با یکی دوست بودم که ولم کرد
من واقعا هدفم ازدواج بود، همه چی هم داشتم، اخلاق، ایمان، زیبایی، تحصیلات بالا، پول و خلاصه همه چی
موندم پسرا دنبال چین؟
یکی بهم بگه، منم بدونم حداقل
اشکان
سلام الیسا ببین اگر کسی بخواد بره زیره بار مسئولیت قبول می کنه مگه قول ازدواج بهت داده بود ؟
وفا
شما هدفت ازدواج بود.اون چی؟وقتی هنوز کسی رو نمیشناسیم و نمیدونیم هدفش از برقراری رابطه با ما چی هست چرا ازدواج کنیم.شما ضرر که نکردی هیچ سودم کردی چرا که هنوز طرفتو نشناخته بودی . بعد ازدواج با اون شخص شاید خیلی موقعیتت بد میشد.به جرات میگم شما نباختی
Elisa
نه، اما خیلی دوسم داشت
از دوس داشتن زیادیم ولم کرد
اشکان
از دوست داشتن زیادی ولت کرد؟ میشه به نظره خودت چرا ول کنه ؟ مطمئن باش واسه ازدواج نمیخواسه وگرنه باهات می موند چون دوست داشته و قصد ازدواج نداشته می خواسته اسیب نبینی
اشکان
چون قصد ازدواج نداشته تو رو ول کرد وگرنه میموند مگه میشه از دوست داشتنه زیادی کسیو ول کرد؟
قضیه منو خوندی نظرت چیه ؟
وفا
آره اشکان جان هستن افرادی که تا آخر عمرشون به یک نفر فکر میکنن و دوستش دارن.اما تعدادشون خیلی کمه.واین قشنگترین نوع دوست داشتنه البته به نطر من
عاشق
سلام انقدر اینجا دل شکسته هست اصن ديگه من ساکت بمونم بهتره
دلم گرفته چرا آدما میگن دوستت دارم ولی پات وای نمیسن!؟؟!
سردرگم
سلام من23 سالمه 6 ماه با ی پسری دوستم واون دو سال از من کوچیه و الان هر موقع بحث ازدواج پیش میاد میگه تو دوسال از من بزرگی ونمیشه والا من دوست دارم ودلم میخواد باهات ازدواج کنم ب نظرتون اون واقعا منو دوست داره یا....
ما چن بار خواستیم رابطمونمو تموم کنیم اما هر بار اون گفته نمیتونم ازت دل بکنم ومنم وابستش شدم چ کنم واقعا سردرگمم!!!!!
مهندس
تمومش کنید
وفا
خداحافظی کن باهاش.خود طرف داره بهت میگه دیگه
tanha
سلام منم با یکی 9ماه دوست بودم.قرار بود 4ماه بعد از دوستی بیاد خواستگاری ولی الان نه ماه شده هم نیومد هم ازم فاصله میگیره خیلی سخته خیلی دلم گرفته
شروین
سلام یک سوال دارم شما چطور بعد از 4 ماه تصمیم به ازدواج گرفتین ؟ خوب پسرا معمولا واسه نشکستنه دل طرف قول می دن اما بعد که میبینن واقعی داره میشه نمیدونن چکار کنن و فاصله می گیرن تو قضیه منو خوندی:
وفا
فاصلتو بیشتر و بیشتر کن
Elisa
نه نخوندم
خب وقتی دوسم داشته واسه چی نمی خواسته باهام ازدواج کنه؟
شروین
خوب الیسا واسه ازدواج علاقه که فقط کافی نیست که خیلی چیزهای دیگه هم هست ببین مثلا سن فرهنگ سطح خانواده و یه چیز های اینجوری ....میشه نظرتو راجع به قضیه وداستان من بگی
دل شکسته
با دوست پسر اصلا ازدواج نکنین دخترای گلم
Elisa
شروین تو همون اشکانی؟
ما از همه لحاظ در یک سطح بودیم
اما رفت با چن نفر دیگه دوس شد
من حتی دلیلشم ازش پرسیدم اما چیزی نگفت :((
من مطمئنم به خاطر دوس داشتن زیادیم ولم کرد.
تو چرا نرفتی خواستگاریش؟
از چه لحاظ به هم نمی خوردین؟
دخترا معمولاً وقتی می خوان به طرف مقابلشون غیر مستقیم بگن بیا خواستگاریم، میگن خواستگار داریم
شروین
اره همونم .خوب به نظره تو اگه این قدر دوست داشت چرا پات وای نساد؟حاضرشد بره با یکی دیگه
من هنوز نرفتم گفتم با خانوادم صحبت کردم اما نکردم ببین اون مامانش فوت کرد بعد از دو ماه از دوستی مون من شدم همه زندگیش بعد از دو ماه از مرگ مادرش گفت می خوام برم شهری دیگه واسه کار و بعد از چند ماه گفت خواستگار داره خوب میشه بعد از چند ماه از فوت مادرش اصلن به ازدواج فک کنه ؟خیلی موضوهای دیگه است که واقعا دوست نداشتم ضربه بخوره واسه همین نگفتم واسه دوتی فقط دلم نیومد و حالا هر روز مون شده بحث که کی میای
ايسا
سلام من به مدت ٨ ماه با پسري ٣١ ساله آشنا شدم كه از ابتدا بهم گفت قصد ازدواج داره، اما الان حس ميكنه نميتونه ٢٠،٣٠ سال با من زندگي كنه. تو رابطمون مشكلي نداريم، و از نظر من شرايط ازدواج هم داره. وقتي يك نفر صادقانه به شما بگه كه از همه لحاظ خوبي و خودت هم بدوني تمام تواناييهات رو چيكار ميكنين؟ أيا برأي ارامش خودتون و حسي كه دارين ادامه ميدين؟
سي سال دارم و دكتري خارج از كشور ميخونم.
توي شرايط روحي نيستم كه بخوام تنها باشم. اگه ممكنه يه راهنمايي خوب و مفيد بهم بكنين. در ضمن اين اولين رابطه من بوده و بيرون اومدن ازش برام خيلي سخته.
شروین
سلام ایسا .من نفهمیدم گفته چی ؟یعنی کلا" زندگی با یه دختر اونم مدت زیاد مثلا"20 سال واسش قابل تحمل نیست ؟ پس حرف ازدواجه چیه ؟
شما خودت 30 سال داری ؟
اولین رابطه همیشه سخته خیلی زیاد هم و همیشه مطمئن باش خاطراتش هست اما یکم سخته واسه کسایی که اینجا هستن راجع به زندگی اونجا و مسائل خارج از کشور صحبت کنن هیچ وقت فکر کردی یجور دگه پور کنی تنهاییتو؟
وفا
خودش میگه نمیتونه با تو باشه پس تو هم سعی کن باهاش نباشی.موقعیتهای خوبی رو خواهی داشت شک نکن. اولین رابطه همیشه سخته
Elisa
دلایل این ک چرا به هم نمی خوردینو بهش گفتی؟
حتما نمی دونه چرا به هم نمی خورین که این همه اصرار می کنه بیای خواستگاریش.
منم اون فرد دوسم داشت، ولی اولش نمی دونست منم دوسش دارم تا فهمید که چقد دوسش دارم مغرور شد دیگه جوابمو نمی داد. من فقط ازش یه چیزی می خواستم، این که بدونم چرا ولم کرده
اگه مشکل از من بود حتماً برطرفش می کردم
نمیذاشتم باعث جداییمون شم
هر کاری که بود انجام میدادم
اما حتی بهم نگفت
من از اینش ناراحتم
شروین
الیسا سلام با من بودی این حرفا؟ من که نتونستم بهش بگم نمی خوامت که
Elisa به ایسا
سلام ایسا جون
چرا فک می کنه شرایطشو نداره، در صورتی که قبلاً فک می کرد شرایطشو داره
البته اگه اولش راست گفته باشه
الان زندگیش چه فرقی با گذشته کرده؟
Elisa
به شروین:
سلام آره 2 خط اولشو
چرا بهش نگفتی دلایلتو؟
عادل
من 2ساله با یه دخترم که خیلیم دوسش دارم میخوام ازدواج کنم اما اوایل میترسیدم از خواستگاری هم خوشم نمیومد دختره هم خیلی اسرار میکرد که زودتر باید بیای خواستگاری خانوادم هم در جریان رابطه ما بودن اما مامانم راضی نبود منم اینقد گفتم اگه قراره ازدواج کنم با همین دختر خلاصه هر دختری مامانم گفت قبول نکردم تا قبول کر2مای بابامم زنگ زد به خانوادش گفت اما الان 2 ماهمی میشه هیچ خبری نیست هی بهانه میاره خانوادشم راضین موندم چکار کنم
شیوا
حتما منصرف شده رفته سمت کس دیگه ای بعضیارو نباید گولشونوخوردوشایدم ی مشکلی براش پیش اومده
sara
سلام منم یکسال و دوماه تقریبا با یکی دوستم خیلی دوسش داشتم تاحالا زیاد بخشیدمش حتی تازگیا بهم خیانت کرد بخشیدمش الانم باهم هستیم اما اون دختره همش هم مزاحم من میشه هم مزاحم اون همش منو تهدید میکنه که به اتیش میکشمت و ازاین حرفا اعصابمو بهم ریخته...
دوستمم دو هفته دیگه میخواد بره سربازی اونم از اول میگفت دوست دارم عاشقتم ولی یه بار نزدیک بود ازدواج کنم اونم وقتی دید جدی شده میگفت من امید ندارم جای اینکه بهم امید بده بهش گفتم غیر مستقیم اگر دوسم داری بیا اونم گفت الان امادگی ندارم ولی خونوادش به جز باباش میدونن باهم در ارتباطیم حتی دوستاش و همکاراش همه منو دیدن...
نمیدونم تکلیفم چیه از باباش خیلی میترسه و حساب میبره...
من نمیدونم باید چکار کنم اگر میشه راهنمایی کنین دوستای خوبم.
من 20 سالمه و اون 21...
وفا
اگه تو رو بخاد باباشو راضی میکنه.قضیه ی خیانت یکم بو داره.سمتش نرو بذار اگه تورو میخواد اون بیاد حرف بزنه
محبوبه
دخترا گول نخورید.با پسرا مثل خودشون رفتار گنید.تحویلشون نگیرید ببینید چطور دیوانت میشن
مهندس
لاااااااااااااااااااااااااایک
elina
متنفرم از پسرا
sara
حالم بده چرا انقد پسرا نامردن:'(
نازگل
به نظر من دخترا و پسرا وقتی از همون اول دوس میشن باید مشخص کنن که رابطشون درحد یه دوستی ساده اینجوری دیگه این همه شکستای عشقی نداریم الان دیگه ٨٠درصد رابطه ها فقط واسه دوستی همین بس
شکیبا
سلام به دخترای گل من 24سالمه
اخه دوستای من چرا اخر همه چیو توی ازدواج می بینید
ازدواج سیخی چند؟؟؟؟
بابا با یه پسر خوب در ارنباط باشین
خودتونو مدیریت کنین وابسته نشین
و از دوستی و رابطه ی بینتون چیز یاد بگیرین
برای من توی دوستس این مهمه که در کنار طرفم بتونم بیشتر از عمرم استفاده کنمو انقدر پتانسیل اینو داشته باشه که کنارش پیشرفت منو سریعتر کنه مثل کاتالیزور و البته هم اینکه ازش خوشم میاد
و الانم خداروشکر با همچین مردی رفیقم
ولی همش می گه تو خیلی فرصت زیاد داری و قصد ازدواجم نداره
منم اینجوری حالم بهتره
اصلا الان هنوز کلی کار دارم تا ازدواج
هر چیزی به وقتش
مگه من چندسالمه که از الان بخوام برم زیر بار مسئولیت
اونم با اینکه 38 سالشه نمی خواد ازدواج کنه با خودش
مهم اینه که ما خیلی با هم تفاهم داریمو خیلی علایق مشترک
دارم حالشو می برم و زندگیمو خیلی قشنگ می برم جلو و دنبال روزهای قشنگ و اینده ای درخشان
سارا
سلام من بایه پسری اشنا شدم الان دوسش دارم همش دنبالم
وفا
چرا و چطور به این نتیجه رسیدی دوسش داری؟چطوری دنبالته؟؟؟؟؟؟
پرستو
سلام. ..دوستی برای شناخت بیشتر فقط 3تا 5 ماه خوبه دیگه بیشتر از اون الکیه
ابجیای گلم تورووووووو خدا گول این پسرای بد رو نخورید
اگه یکی قصدش ازدواج باشه کشش نمیده
وفا
سلام پرستو
اینکه اگه یکی قصدش ازدواج باشه کشش نمیده
درسته.اما این حرف زمانی صحت داره که پسر در طول دوره دوستی با شما فقط به فکر منافع شخصی و نیازهای خودش باشه.مطمن باشید اون پسر هم مثل شما از طولانی شدن رابطه و سردرگمی خسته میشه.اما شاید داره تمام تلاششو میکنه که بتونه یک زندگی خوب رو فراهم کنه.شما از ذهن اون پسر که خبر ندارید شاید همه فکروخیالش این باشه که شمارو خوشبخت کنه و این زمان لازم داره.در آخر اینهم بگم همه ی آقایون به این شکل عمل نمیکنن و شما باس طرفو بشناسی
عشق
من با پسری یک سال دوتم واقعا عالیه اما بین ما حرف ازدواج نشده هروقتم بهش میگم هدف ما از کنار هم بودن چیه جواب نمیده -کلا یکی یدونس اما خیلی وابسته من شده -ولی حرفی از ازدواج نزده
وفا
احتمال زیاد چون تنهاست و یکی یدونس فقطططط دوسته باهات و هدفش ازدواج نیس
مینه
سلام به همه
من سه سال میشه با یکی دوستم البته از همون اول ها قصد ازدواج داشتیم فقط یک سو تفاهم که بین ما شد این بود که من فکر میکردم اون سال دوم دانشگاه است بعد یک سال فهمیدم اون سال اول بوده در ضمن من هم اول بودم خیلی دوستداشتنی است 5 سال باهم تفاوت سنی داریم حودم 20 سال دارم اون هم 25 سال اش است آدم ی با شعوری است از هر لحاظی دوستش دارم اون هم دوستم داره میدونم خیلی منتظر روزی هستیم که باهم ازدواج کنیم ولی فعلا کسی دیگری خودشو وارد زندگیم میکنه از هر لحاظ تهدیدم میکنه به عزیز دلم هم هیچ گفته نمیتونم خیلی برایم سخته میگه حتما میگیرمت اگر نه یا تورا میکشم یا خودمو یا نمیگذارم از کسی شوی . برایم راهنمایی کنید نمیدونم چطوری بزنمش کنار هربار میگم من نمیخوام با تو ازدواج کنم اما بیشتر دنبالم میاد میگه من هیچ کمی ندارم میام به خواستگاریت اما او به نظرم خیلی کمبودی هایی داره اولاً سن اش فقط یک سال تفاوت داریم و من نمیخواهم با یک طفل ازدواج کنم و لطفاً رهنمایی ام کنید چطور بزنمش کنار اخه چگونه قناعت اش بدم؟؟؟؟ اصلاً نمیدونم حواسم خیلی پرت شده
بهناز
واقعا ک من این بحثارو شنیدم ازرابطه خودم بادوستم دلسرد شدم"فقط دخترا اصلا راجب ازدواج صحبت نکنید ک اینجوری جلو چش پسرا بی ارزش میشین اگ صبور باشید خودپسر البته اگ عاشق نمانبوده باشه حتماً بهتون پیشنهاد میده "واگ نشد ناراحت نشین چون زندگی مشترک یه عمره وچ بهتر ک ب جدایی تودوستی ختم شده"موفق باشید وعاشق.
وفا
سلام بهناز
عاشق نما ؟؟؟؟؟
فریحا
من با دوس پسرم حدود یک ساله با همیم اون میگه من تا چهار سال دیگه قصد ازدواج ندارم و خیلی دوست دارم 21 سالشه و منم 15 سالمه میشه واقعا دوسش دارم میگه باید تا چهار سال دیگه صبر کنی میگه نمیخوام قول الکی بهت بدم شاید موقعیت بهتری برات اومد میشه کمکم کنید
ناشناس
من عشقم جونم یه دنیا دوس دارم اگه خدا بخواد 3ماه دیگه عقد میکنیم
باران گلی
سلام بچه ها من با پسرای زیادی بودم دلم دروازه بود ولی الان یه موقعیت ازدواج برام پیش اومده پسره عالی ولی از بس از پسر پا خوردم اصلن نمیتونم بهش اعتماد کنم نمیتونم حتی انتخاب کنم وقتتونو با دوست پسر بازی هدر ندید تا مثل من دچار بی اعتمادی نشید
پریا
سلام بچه ها

هر چیزی بستگی ب خود آدم داره.
اگر دو طرف راضی باشن و بتونن پابند قول هاشون بمونن رابطه های دوستی منجر ب ازدواج میشه.


من و علی سه ماه باهم بودیم و چند روز پیش اومد خواستگاریم و الانم نشون کردیم.
خیلی راحت و بی دغدغه


موفق باشید
حنا
یکی یه زمانی دوسم داش ولی من محلش ندادم یه روز پشیمون شدم و اینبار خودم رفتم طرفش حالا باز اون دیگه محلم نمیده منم بهم برخورد این بی محلیاش حالا با این که میدونم
قلبا دوسم داره ولی افتاده رو دور لجیازی و عرور منم الانم میخوام ازدواج کنم با کسی که شرایطش خیلی بهتر از اونه ولی ته دلم با اونه نمیدونم کارم درسته یا نه؟
وفا
به نظر من اگه شخص دوم رو میشناسی ازدواج کن.ببین عقلت چی بهت میگه نه دلت
سمیرا
من که به هیچ پسری رو نمیدم حقشون کم محلیه واینکه جذبشون نشی روی خیلیارم کم کردم حالشونو گرفتم سلامتی تمام دخترای زبل مثه خودم که جماعتی ازشونو گذاشتم سر کارررررررررررررررررررررررررررررررررر
وفا
سلام سمیرا
چی ازشون دیدی که اینقدر از دستشون شکاری؟؟یادمون باشه دست بالای دست بسیارست
sahar
سلام دوستان لطفا کمکم کنید ک چیکار کنم
حدود سه ماه پسری به خاستگاریم اومده تو این سه ماه باهم اشنا شدیم و قرار تا چند روز دیگه نامزد کنیم ولی تو این چند روز فهمیدم کسی دیگه تو زندگیش هست و وقتی مخالفت منو میبینه میگه خودم از این موضوع ناراحتم داغونم تو باید کمکم کنی اخه من چیکار میتونم بکنم وقتی خودش به دیدن دختره میره
به نظرتون چیکار کنم رابطمون تموم کنم یا بیشتر به سمت خودم بکشمش؟؟؟؟؟؟؟؟؟
وفا
تو تموم کن اگه خواست خودش شروع میکنه
عاطفه
سلام من حرفای همتون روخوندم الان4ساله باپسری دوست شدوخیلی را بهم گفت که برم دنبال زندگیم ولی من میخوام برم وحرفاموبهش بزنم من نمیدونم اون دوسم داره یانه توی این 4سال همه جوره پای من بودامایه دفعه این تصمیم روگرفت مارابطمون خیلی خوب بودولی حالاهمه چیزخراب شده به نطرتون اگه برم باهاش حرف بزنم تاثیری داره اقاپسرالطفاجواب بدین بهم؟؟؟؟
وفا
برو ولی آمادگی همه چیزو داشته باش چون اون حرفاشو قبلا زده
سمیا
سلام دخترا و پسرا
من به این نتیجه رسیدم که باید خودتو دوس داشته باشی باید از خودت پر باشی، تو به دوست داشته شدن احتیاج داری .. خودت رو هر روز نوازش کن و بگو که دوست داری خودتو ...
وقتی از وجود خودت لذت ببری دیگران هم از وجودت لذت می برن ...
ملیکا
پسر اگه عاشق باشه هرکار میکنه سه ماهه ی پسره قراره بیاد خواستگاریم حتی با پدر مادرمم رو در رو حرف زده هی میگه درست میشه میام دوتا خواستگارو رد کردم چون اینو میخوام اما نیومد.تورو خدا دخترارو علاف نکنید
وفا
شما علاف نشو.فکرکن تنها کار پسرا علاف کردن دختراست
محمد
سلام به همه دخترا وپسرا.از شما ی مشورت میخوام?الان یک ساله عاشق ی دختر شدم خودم ۲۱ دخترها۰ ۲سالس۰اما چون تا۸سال دیگه موقعیتم جور نمیشه برا ازدواج تاحالا هیچ اقدامی برا دوستی نکردم و بهش نگفتم نمی دونم چکار کنم?
00Alireza00
آخر داستانت رو من همین الان می گم ....
اگه نری جلو ... اون ازدواج می کنه و میره ...
به همین سادگی...
وفا
بهش وعده دروغ نده فقط همین.نصف راهو که رفتی و از خودت مطمن شدی اونوقت میتونی بری جلو
مرجان
من تاحالا عاشق نشدم و هیچ وقت هم نخواهم شد ولی یک روز یه پسری دل دختر عموم رو شکست من هم دختر عموم رو خیلی دوست داشتم تصمیم گرفتم دل پسره رو بشکنم شماره شو از دختر عموم گرفتم بعد مزاحم پسره شدم تا اینکه پسره پیشنهاد دوستی داد من هم باهاش دوست شدم تا اینکه پسره واقعا عاشقم شد وقتی به خواستم رسیدم ترکش کردم بعد اون وقت پسره فهمید چه آسیبی به دختر عموم زده بعد از مدتی پسره به دختر عموم پیامک داد گفت من ازت معذرت خواهی میکنم بعد اومد خواستگاری دختر عموم بعد منو دید بیچاره پسره غش کرد وقتی به هوش اومد بهم گفت غلت کردم دیگه مزاحمت نمیشم بعد اون ماجرا تموم شد دختر عموم با اون پسره ازدواج کرد و الان هم خیلی خوشبخته
ناشناس
گور اون دلت
فاطيما
مرجان جون خيلى داستان مسخره اى بود حالم بهم خورد!
اقا محمد برو خواستكاريش يه مدت باهم محرم باشيد بعد كم كم شرايط جور ميشه اكه قبول نكرد هم يعنى قسمتت نبوده
مژگان
بسیار کار نیک انجام دادید مرجان... هزار سال زنده باشید!
افسانه
مرجان داستانتو..خیلی مسخره بود.وقتی خواستی خیالبافی کنی یکم بیشتر فکر کن . ب خدا توکل کنین . اون بیشتر میدونه . من که فقط از خدا میخوام با کسی ازدواج کنم که هیچوقتی از داشتنش پشیمون نشم .الهی آمین.
لیدا
باهمه شما موافقم
لیلا
میخوام بکنم چیکار کنم
fatane
عاشقش شد, ولی دیگه منو نمیخواد,, الان یک ماه شده, که جوابمو نمیده, کلی پیام دادم تا بزرو ج داد گفت ادامه نده,
باورم نمیشه اون همونی که واسم میمرد و اونقدر بافرهنگ میدیدمش.
البته این اخریا بزور از زبونش کشیدم بیرن گفت میخواد باهم رابطه داشته باشیم که منم نمیتونستم قبول کنم,
میدونم که رابطه رو میخواس ولی در کل بهونه ایم بود واسه جدایی , دیگه منو نمیخواست
دارم از دوریش میمیرم, کابوس میبینم.
باورم نمیش بعد اون همه عشق نامردی کنه.
انقدر وابستش شدم که نمیتونم به کس دیگه فکر کنم.
وفا
سلام فتانه
احتمالا از اول هم به فکر رابطه دیگه بوده و فهمیده شما باهاش نیستی گذاشته رفته.بهتر که رفت فکرشم نکن دیگه.ولی خوب سرکار رفته زهی خیال باطل.دمت گرم
رویا
من دوس پسرم اولا کلی درباره ی ازدواج باهم حرف میزد حتی میگفت باخانوادت حرف بزن بیام خواستگاری اولای رفاقتمون من موقعیت نداشتم هی میگفتم نه الانم که من راضیم اون پا پیش نمیزاره به نظرتووون نظرش عوض شده یا واقعا راس میگه که نمیتونه بیاد
خیلی میگه دوست دارم میخوامت ولی من دو دل شدم اکه میخواد پس چرا پا پیش نمیزاره ؟؟ راهنمایی کنیین لطفا
وفا
فقط دلیل نیومدنشو بپرس.فقط همین.آدمی که حرف وعملش یکی نیست نباس تحویل گرفت
سولین
من حدود 6 سال یه آقایی رو میشناسم 1 سال از هم جدا شدیم ولی موقع دوستی مجدد مادرشو فرستاد خونمون با مادرم حرف زد الان حدود چند ماه با من این و پاو اون پا میکنه میگه میاد خواستگاری ولی نمیاد...اوایل مشکل داشت میگفت مغازه رو راه بندازه میاد الان مغازه ش راه انداخته میگه درآمد نداره...تو رو خدا یکی منو راهنمایی کنه چیکار کنم توروخدا خیلی بلاتکلیفم
وفا
شاید راست میگه درآمد نداره دیگه.اگه خودت با اون درآمد راضی هستی و میتونی بسازی بهش بگو بیادخواستگاری اشکال نداره.ببین دلیل دیگه نداره واسه نیومدن.بیشر تحقیق کن دلش جای دیگه نباشه و شما سرکار باشی
Reyhane
سلام دوستان عزیز یه پیشهادبراتون دارم که خیلی جواب میده اگه باکسی هستین که عاشقشین ونمیخوایین ازدستش بدین زیادبهش محل ندین شایدحرفم خنده دارباشه ولی واقعیته پسراهمیشه دنبال دست نیافتنیان واگه یه دخترهمچیوراجع به خودش به طرفش بگه اون دختربراپسرحل شده دانسته میشه ودیگه جذابیتی تورابطه باقی نمیمونه واینکه خودتونودراختیارطرف قرارندین چون اینجوراونکه دوستتون داره دیگه دلیلی نمیبینه بخوادبه خاستگاریتون بیاد...وپسراهم بدونن دخترابه پسرایی بهامیدن که شخصیت داشته باشن وتکیه گاه باشن نه لاإبالی وخیابونی البته اینا ازتجربیات خودم بغنوان یه دختره هفده سالس
وفا
به نظر من آدم باس خودش باشه و فقط اصل جنس هست که آدمو راضی میکنه نه نقش بازی کردن های بی مورد.یک جنس اصل بیشتر از یک کپی می ارزه.آقایون هم میفهمن که کی داره فیلم بازی میکنه و بعد سرش فیلم در میارن.درضمن افراد لاابالی و خیابونی دنبال افرادی شبیه خودشون میگردن البته استثناهایی هم وجود داره.
سولین
تو واقعا17 سالته؟؟؟ چند ساله بودی دوستی با پسرها رو تجربه کردی ؟؟؟ که انقد تجربه داری؟؟
نگین
سلام. من 17ساله هستم.الان دوماهه بایه اقا بسری دوستم.متاسفانه من یک سال بیش یک بارنامزد رسمی کردم وبعد جداشدم.الان ایشون بعد دوماه اشنایی اومدن خواستگاریه من اما من بخاطر تجربه ی تلخ زندگی قبلیم نمیتونم بهش اعتماد کنم و باهاش ازدواج کنم توروخدا کمکم کنید من باید چیکار کنم
وفا
تحقیق کن تحقیق کن توکل کن به خدا.آخر همه چی خوب تموم میشه اگه خوب تموم نشد بدون هنوز آخرش نرسیده.موفق باشی
سحر
سلام. من بار اولم که اینجا میام. اما خیلی از پیامها رو خوندم. منم آبان سه ماه با یه پسر دوستم البته از روز اول اشنایی فقط بهم گفت قصدش ازدواج و میخواد همدیگرو بیشتر بشناسیم الان که چهار ماه از این قضیه میگذره و من واقعا بهش وابسته شدم هر موقع غیر مستقیم بهش میگم میگه باید صبر کنی و از اینکه چه مشکلی داره با من حرف نمیزنه. من هیچی براش کم نمیزارم از لحاظ محبت. احساس و از اینکه دوسم داره مطمئنم اما نمیدونم چرا با اون همه پافشاری های روز اول الان چرا دوری میکنه.اینم بگم اون یه پسری که هر دختری باهاش دوست میشه من حتی بهش گفتم می تونستی سراغ دختری بدی که فقط باهاش دوست بشی اما بهم میگه واقعا قصدم ازدواج و فقط صبر کن... نمیدونم آخرش این صبر کردن ها چی برام میاره
وفا
این سه ماه رفاقت تو رو به کجا رسوند بهتر از قبلی یا نه؟رابطتو کمرنگ تر کن باهاش
شهاب گ
من ازیک دختری خوشم شنیدم دوست پسرداشته پس لطفادختر خانم زیاد باپسرصمیمی نشید
ناشناس
سلام من بار اولمه میام اینجا پیامارو خوندم جالب بودن
ناشناس
سلام من بار اولمه میام اینجا پیامارو خوندم جالب بودن
فاذطمه
بيشترپسراعرزه جمعوجوركردن زندگى و مسئوليت پذيري ندارن و از زندگي فقط خوابوميدونن چيه،بعدميرن دختراي مردمو بيچاره ميكنن از سادگيشون سواستفاده ميكنن براي جواب دادن به نيازاي بوووووقيشون.ايشالا هركي اينكارست خدابزاره توكاسش.ياسرما رخواهرش بياد يا درايده دخترخودش گير يه جونور بيفته عين بچگياي باباي هوسبازش. پسرا١٠٠ تازنم بگيرن سيرموني ندارن دوست دختركه ديگه خرجم نداره خودتون حساب كنيد.
وفا
سلام فاطمه
ولی خداییش همه آقایون اینطوری نیستن دیگه.این یک قانننننننننننننننننونه ردخورم نداره از هر دستی بدی از همون دستم پس میگیری.زمین گرده و در حال چرخش.بدکنی بدمیبینی.از دیوار کسی بری بالا از دیوارت میرن بالا.
فاذطمه
بيشترپسراعرزه جمعوجوركردن زندگى و مسئوليت پذيري ندارن و از زندگي فقط خوابوميدونن چيه،بعدميرن دختراي مردمو بيچاره ميكنن از سادگيشون سواستفاده ميكنن براي جواب دادن به نيازاي بوووووقيشون.ايشالا هركي اينكارست خدابزاره توكاسش.ياسرما رخواهرش بياد يا درايده دخترخودش گير يه جونور بيفته عين بچگياي باباي هوسبازش. پسرا١٠٠ تازنم بگيرن سيرموني ندارن دوست دختركه ديگه خرجم نداره خودتون حساب كنيد.
تارا
سلام.کمک می خواستم.حدود چند ماه پیش یک پسر خارجی دندانپزشک باهم آشنا شدیم.اوایل خیلی راجع به چیزایی که علاقه دارم و خصوصیاتم می پرسید.خیلی آدم نا مشخصی بود برام.نه از دوستی حرف می زد نه از ازدواج.اما پسر بسیار با شخصیت و جذابی بود.بعد از 2بار دیدن گفتم که نمی خوام ادامه بدم چون شما فقط سوال می کنید و از رابطه هیچ حرفی نمی زنید من از بی تکلیفی خوسم نمی اید.گفت زمان همه چیزو مشخص می کنه.گفتم نه.از آن موقع خیلی اتفاقی 2 بار توی مسیر کارم دیدمش. واقعا سوپرایز شده بود.چند بار باهام تماس داشت و حالمو می پرسید.منم یک بار تولدشو تبریک گفتم و خیلی خوشحال شد.واقعا بهش علاقه دارم اما نمی دونم چرا اون اینجوریه.اینقدر مشغول کارم هستم که وقتم پره.اما تا یک ثانیه بیکار می شم یادش می افتم.آخرین باری که بهم زنگ زد گفت از ایران برای چند ماه می خوام برم می خوام ببینمت.منم رفتم.خیلی ازم سوال می کرد.فقط آخرش گفت دلم برات تنگ می شه.من با تو احساس راحتی دارم.الان 2روزه که رفته.واقعا سردرگمم.فوق العاده زیبا و مهربان و تحصیلکرده و خانواده خوبی دارم.هر جایی که میرم همه می خوان باهام در ارتباط باشن.اما نمی دونم این پسر چرا اینقدر منو جذب خودش کرده.فقط می خوام بگه می خواد باهام ازدواج کنه.می دونم هیچ راه حلی نداره
وفا
سلام تارا
به نظر من هم تو رفاقت زمان مهمه نه زبان.به نظرم پسر خوبیه چون بهت لفظا ابراز علاقه نکرده و دوست داشتن رو به زبان نیاورده با اینکه دوستت داره و به نظر من این بزرگترین پارادوکس هست شاید خندددددده دار باشه اما به نظر من قشنگ ترین نوع دوست داشتن هست چون اون پسر میدونه دوست داشتن الکی نیست و نباس بیخودی به کسی ابراز علاقه کرد و دختر رو پابند خود کرد.و زمانی که به کسی گفتی دوستت دارم و شخص رو رام خودت کردی تا آخر عمرت در برابرش مسولی.
نمیدونم چی راه حلی وجود داره.
بزرگی میگفت وابستگی به توقعات منتهی و توقعات به دلشکستگی ختم میشن.
شاد باشی و
انشالله موفق باشی هم شما و هم امثال اون آقا
اميد
من از دوست خواهرم خوشم اومدواز٩٣/٤/١٧ باهم دوست شديم تااينكه من كارموخودموجمعوجوركردمو٩٤/١/٢٠ شب تولد حضرت زهرا عقدش كردم،اسم منزلمم زهراست.نه اون جهازانچناني داره نه من خونه ماشين وپول.اماواقعاواسه راحتيش زحمت ميكشم وخودش و خواهراش ميدونن من جونمم براي زنم ميدم وخواهراش بااينكه شوهراشون همه دكترمهندسن به زن من حسادت ميكنن چون مثل زهرا از شوهراشون محبت و توجه نميببنن.زهراجون منه.قدرهموبدونين.حكايت زاغك نشه كه پنيرميزاره سرقبر روباه.
وفا
سلام امید
دمت گرم.همیشه شاد باشین و موفق
مریم
خواهش میکنم بهم بگید چکار کنم شش ساله با دوست پسرم دوستم واقعا عاشقشم ،دوست پسرم میگه من 60 درصد تو رو برای ازدواج میخوام میگه اولا کلا برا ازدواج میخواستم ولی از وقتی اخلاق های دلتو دیدم تقریبا پشیمون شدم آدم خیلی راستگویی هست و حرفش و رک میزنه میدونم که دوستم داره شما بهم بگید چکار کنم بیاد خاستگاری و باهام ازدواج کنیم
وفا
چطوری به این نتیجه و درصد رسید؟؟6سال؟دمتون گرم بمونه.حرفاش ضدونقیض هست.خوب اون 40 درصد دیگه رو میخواین چه کنین.طرف داره میگه واسه ازدواج پشیمونه دیگه میخوای منت بکشی اشکال نداره فقط ببین ارزششو داره.موفقیت
فاطمه
سلام یه چیزی رو تو زندگیم خیلی خوب فهمیدم جلو پسر غرور داشته باشید خودتونو کوچیک نکنید پرو میشن
رهاثابت
سلام بابا بیخیال عشق بشید .ایناهمش چرته.به هیچ کی تواین دوره زمونه نمیشه لعتماد کرد
وفا
تاحدودی موافقم اینکه نمیشه اعتماد کرد.منم موضوعی برام پیش اومد که بی اعتماد شدم نسبت به خانم ها و تا حدودی هم بی تفاوت.این رو هم میدونم همه مثل هم نیستن.
تنهایی حق کسی هست که خیانت میکنه اما نصیب کسی میشه که وفادار هست
مریم
سلام من 1سال پیش با دوس پسرم دوس شدم و برای ازدواج هم صحبت کردیم و با اینکه خانواده اش از اول موافق من بودن ولی بعد از چندبار رفت و امد مادرش گفت نه. موندم سردوراهه با دلم چیکار کنم. نمیتونم فراموشش کنم
وفا
سلام مریم
سعی کن فراموشش کنی مریم جان.باید فراموشش کنی.مطمنن همه ما در آینده به این درگیریهای ذهنیمون میخندیم.همونطور که من الان به گریه های گذشته خودم میخندم.
آوا
سلام من به پسرخالم خیلی علاقه مندم مدت یک ساله خونواده ها خیلی تلاش میکنن ولی خودش هیچ علاقه ای نشون نمیده توروخدا راهنماییم کنین اصن نمیدونم از چه طریقی باید وارد شم و دلبری کنم
وفا
سلام آوا
اول باس ببینی به شما علاقه نداره یا کلا نسبت به همه دخترا بی علاقست
شاید دلش دنبال کس دیگست.
روحیاتشو بشناس.شاید کم رو و خجالتی هست.
شاید فوبیا یا ترس از جمع داره
بعد ببین از همه لحاظ موقعیت ازدواج داره.
ببین جالبه که هر دو خانواده راضین این میتونه به این معنا باشه که خود پسر هم راضی هست چون هیچوقت مادر و پدر یک پسر با احساسات پسرشون بازی نمیکنن و همچنین شما که دیگه دخترخالش هستی و فامیل هستین.شما به جای دلبری کردن عزیزم باهاش صحبت کن.رک و راست دلیلشو بپرس و اینکه معنی این کاراش چی هست.نمدونم چرا در برخی جوامع این امر رو واسه دختر بد میدونن که دختر باس ابراز علاقه کنه یا حداقل خودش از پسر سوال کنه.نمونه و مثال بارزش خود شما آوا جان شما اگه طی یک سال گذشته دلیل اینکارشو میپرسیدی حداقل نتیجش این بود که خودت راحت میشدی و منتظر نمیموندی.عاقلانه فکر کنیم
گل نرگسی
سلام از این که فهمیدم خیلی از دخترا مثل خودم هستن هم خوسحالم از این نظر که تنها آدم فریب خورده نیسنم و هم ناراحت که پسرا همشون بلدن گولمون بزنن و با احساساتمان بازی کنند ولی متأسفانه ما بلد نیستیم
من فقط الآن ی آرزو دارم و اون این که راه انتقام گرفتن ازشون را یاد بگیرم و از همشون انتقام بگیرم
دلم می خواد با جونشون تاوان بدن
اصلا الآن دیگه فقط تو خون
قلت زدنشون جلوی چشمم یا خورد کردن تنها چیزی که دارن «غرورشونظ» که می تون آرومم کن
وفا
سلام گل نرگسی
من یه مرد هستم و مثل شما رکب خوردم ولی از یک خانم.ببین دوستم من اون شخص رو واقعا دوست داشتم ولی اون به دلایل خاص خودش ترجیح داد باکس دیگه باشه.برای یک مرد سخته ببینه کسی که به سرش قسم میخورده باکس دیگه همبستر بشه.6 سال گذشت و رفت.دارم سعی میکنم به کل فراموشش کنم و واین شدنی هست.
این رو هم میدونم زمین گرده و آدمیزاد جواب کاراشو در همین دنیا میبینه.
روزگار خودش انتقام میگیره.
من خیلی فکر کردم به این نتیجه رسیدم در این دوست داشتن های واقعی اونا هستن که ضرر کردن چون کسی رو از دست میدن که واقعا دوستشون داشته
موفق باشی
ناشناس
هیییز
پوریا سیس
میفهمم چی میگی بعضی از پسر ها خیییییلی آشغالن البته لطفا همه رو مثل هم نبین
به قول علی بابا همه جا خوب و بد داریم
راضیه
من 4سال بود با پسری که عاشق بودم دوس بودم خیلی میخواستمش ولی خیلی راحت بهم گفت برو دنیا کوچیکه کوه به کوه نمیرسه ولی آدم به آدم میرسه
وفا
سلام راضیه
راضیه جان اینو بدون ذات بعضی ها رو نمیشه تغییر داد.خوبه که زیر یک سقف نرفتی به این فکر کن اگه بعد ازدواج میگفت برو میخواستی چه کنی؟؟یادت باشه همیشه بد از بد بسیار است.موفق باشی
الهام
سلام دوستان... دختری هستم 26ساله. چند سال پیش توی دانشگاه با یه پسری آشنا شدم. پسره از اون نخبه ها بود که اختراع هم داشته. چند بار خواست با من رابطه دوستی برقرار کنه که من اصن روی خوشی بهش نشون ندادم.کلا به هیچ پسری محل نمیدادم. ماهها گذشت و اون دائما دنبال من بود بطوریکه از انجمن نخبگان دانشگاه هم به خاطر نمرات کم اسمش خط خورد تا اینکه یه مدتی دیگه ندیدمش.واسم خیلی عجیب بود.از یکی از دخترای هم رشته ایش که پرسیدم گفت بورسیه شده کانادا. دیگه خبری ازش نداشتم تا اینکه چند هفته پیش خیلی اتفاقی در یک همایش علمی به عنوان دکترای برق داشت سخنرانی میکرد. الان احساس میکنم غرور جوونی باعث شد یه موقعیت خوب را از دست بدم.خیلی پشیمونم. الانم واقعا روم نمیشه برم ازش معذرت بخوام.
ناشناس
اگه بخاطر موقعیت می خوای نرو آخره نامردیه
وفا
سلام الهام
چند چندی باخودت معلوم هست؟توچون نخبه هست و دکترا داره میخوای بهش برسی؟تو دانشجویی؟تو دانشگاه های ایران چی دارن یاد میدن؟؟خیلی از افراد هستن مدرک ندارن اما واقعا انسان هستن.
واااااااااااااای وایییییییییییییییییی از جامعه ی مدرک گرا ما کجا داریم میریم
انسانیت به مدرک شخص نیست به درک شخص هست
ناشناس
چرا کسی بهم نمیگه چکار کنم؟!!!!!
nhd
منم داستانم طولانیه حوصله ندارم بگم :|
نرگس خاتون
تنها نظری بود که ناخودآگاه بلند زدم زیر خنده!!!
الناز
سلام من از لحاظ خانوادگی و زیبایی و تحصیلات هیچی کم ندارم،خواستگار هم تا دلتون بخواد دارم،اما دلم پیش ی نفر گیره،دو سال پیش زیاد به گوشم میخوند که دوسم داره البته ما باهم دوست نبودیم و این حرفا رو مستقیم بهم نمیگفت،از اون دسته پسرای درس خون و متشخصه و حتی تعداد نماز و روزه ها ی قضاش انگشت شماره.فقط ی بار بهم گفت تا الان بخاطر تو بوده که سمت هیچ دختری نرفتم..حالا دوسال گذشته و اون انگار همه چی یادش رفته،دیگه حتی خبری از اون نگاه های مملو از عشقش نیست خیلی عوض شده ازش توقع نداشتم.میگین چیکار کنم؟ قیدشو بزنم و به خواستگارام فکر کنم یا نه صبر کنم شاید واسه کاراش دلیل منطقی داشته باشه؟
پيمان
ازمن ميشنويد تا يك پسر از راه درستش كه همون خانواده هست به سمتتون نيومده به هيچ وجه حرفاش رو باور نكنيد
من خودن پسرم و در سن ازدواج و اين جور مسايل رو هم خيلي خوب درك ميكنم
پسري كه نتونه اول زندگيش رو از جاي درست شروع كنه به احتمال زياد در ادامه هم دچار مشكل ميشه
از شما خواهران عزيز هم خواهش مي كنم اصلا نگران نباشيد و حرف آدمهايي كه از راه نادرست درگير اينجور روابط شدند رو باور نكنيد.
دور و بر من پر هستند از آدم هايي كه خيلي هم مثلا زرنگ بودند ولي چون از راهش وارد نشده بودند بعدا چندين برابر آسيب ديدند.
يك لحظه پيش خودتون فكر كنيد اگر ازدواج نكنيد مشكلتون حادتره يا اين كه الان دچار يك ازدواج اشتباه بشيد و بعدها با هزار حسرت و پشيموني برگرديد سر خونه اولتون
بيايد توكلمون به خدا باشه
وفا
سلام الناز
حرف های پیمان منطقی و درست هست
مهديه
تنهام وکوير تنهاييموبادنياى ازنامردى عوض نمى کنم دخترا خانوماى گل بدونين پسرا ى موجودات بى خودو چرت ومزخرفى هستن
وفا
سلام مهدیه
همیشه استثناهایی هم وجود داره حتی در اینکه پسرا به قول شما مزخرفن
نفسSalma
دل من وقتي شكست كه ٢٠سالم بود داشتم كارداني مَس خوندم ترم اخر با فرزاد آشنا شدم هر دومون به قول بچه ها اسه دانشگاه بوديم،بخدا جز درس خوندن با هيچكي كاري نداشتم حتي دخترا،همه مي گفتن مغروره،تا اينكه يه روز ديدم فرزاد خيلي عِوَض شده فهميدم اعتياد داره باهاش دوست شدم كمكش كنم ٢سال كارم مركز اعتيادو كمپ و محبت بود حتي نخواستم خونوادهش بفهمه چون تك فرزاد بود گفتم مامانه دق مي كنه،انقد نذر كردم خوب شه،خوب شد گفتم فقط قصدم اين بوده كنارت باشم،گفت من عاشقتم نرو،من موندم،بعد از يك سال با خونواده رفتيم رستوران ديدم با يك خانوم كه بينهايت زشت به خدا قسم،و بعدها فهميدم كه بچه داره و شوهر،كه منو ديد رفتم سرويس بهداشتي ديدم اومد حق به جانب چرا اومدي رستوران نگفتي جالب بود ادم با خونواده بره اجازه يگيره!! الان من ٣٢سالمه و هنوز ازدواج نكردم،مي دونين هميشه مي گم خدا منو دوست داشت،اما چرا سر من بايد همچين بلايي بياد،ديگه نسبت به ادما بد دل شدم،كاشك هسچ وقت دانشگاه نمي رفتم.من بهترين سالهاي عمرم ضربه خوردم،چرا بايد اين همه دروغ مي شنيدم.هيچ وقتم عاشقش نبودم أما مي گفتم ميره دنبال اعتياد دوباره غافل از اينكه اون منو دور مي زد
وفا
سلام سلما
چکار میکنی دختر باخودت؟واییی وایییی.12 سال پای کسی واستادی که دورت زده.طرف خرش از پل گذشت و خودشو ساخته و رفته پی عشق و حالش تو چرا پاسوزش شدی.برای کسی واستا که درکت کنه.بنداز دور هرچی خاطره و یادگاری ازش داری.ببین خدا دوستت داره.من یه مردم ولی میدونم چی میگی.اینقد که تو اونو دوسداشتی خدا توروبیشتر دوست داره بهت میگم چرا:
تا حالا به این فکر کردی اگه پابه پای اون جنس میکشیدی و دم به دم با اون دود میکردی و رفیق بساطش میشدی الان کجا بودی؟؟توشعور داشتی مطمن باش اون همه تلاششو میکرده که تو رو هم گرفتار کنه ولی نتونسته اینو از رو تجربم میگم از رو رفاقتها دارم میگم.نمیدونم چقد عملش سنگین بوده و چی میزده در کل به همه رفقا بگم افراد درگیر با مخدرها استاد دروغ گفتن هستن.اگه چهرشون مشخص نکنه پلیس آگاهی رو هم میپیچونن چون مجبور هستن و بیمار.
ختم کلام اینکه سلما جان با خدایی باش که تو رو گرفتارت نکرد و دوستت داشت و داره.نه با اونکه گذاشته و رفته.اگه تو این چند سال ندیدیش شاید دوباره برگشته سمت عملش نمیدونم چی میزده ولی احتمالش زیاده.شما باشی نباشی اون کار خودشو میکنه.برو دنبال زندگیت اگه خواستگار داری برو لگد به بخت خودت نزن.تاالان هم که موندی اشتباه کردی.اون هیچ حسی نسبت به تو نداره.باورکن تو جامعه زیاد بودم و دیدم که دارم اینو میگم.
خورشید
الناز جان اول دلیلشو ازش بپرس و تکلیفتو روشن کن
الهام
چند وقته با یکی آشنا شدم ادعا میکنه دوستم داره ولی هیچ اقدامی برای ازدواج نمیکنه. قبلا هم ازدواج کرده بخاطر دخالت مادرش از همسر قبلی جدا شده ولی هنوز بهم نگفته که قبلا ازدواج کرده خیلی دوستش دارم آخه همون هستش که میخوام مرد رویاهام. چیکارکنم کمک کنید لطفا
وفا
سلام الهام
مرد رویاها؟؟؟خودت داری میگی دیگه تو رویا باهاش زندگی کن.بهت نگفته زن داشته ولی ادعا میکنه دوستت داره وتو از این پنهان کاریش باخبری.داره سعی میکنه بازیت بده.البته شاید از دید اون دوست داشتن به ازدواج ختم و خلاصه نشه و از طرفی ازدواج ناموفقش هم باعث میشه کمتر اعتماد کنه.همه چیز بستگی به خودت داره.اینکه از همسر قبلیش فرزند نداره خوبه.ولی نگفتی دختر خونه هستی یا مطلقه.در هر صورت باید مستقیم با خودش حرف بزنی البته بعد از اینکه از خانواده همسر قبلیش تحقیقاتتو کامل کردی
ژيلا
سلام دوستان. عشق ت زندگی همه هست ولی ب نظر من درستش اینکه اصلا سمت این چيزا نریم چون هم شکستی ت راه نداریم هم چشامون برا دیدن موردای ديگه چه دخترش چه پسرش ولی دخترا خیلی خیلی بیشتر
سایه
سلام بر همه 24سالمه خیلی دوست دارم عاشق بشم اما نمیدونم چه جوری هر کی هم ابراز علاقه میکنه خنده ام میگره و میگم چرت نگو رفیق هم داشتم ولی ..
وفا
سلام سایه
خیلی جالب گفتی.جالب ترشو من بهت میگم
آسوده کسی که خر ندارد از کاه و جووش خبر ندارد
موفق باشی
ژيلا
باسلام. سایه جون اینکه خیلیم خوبه الانم ت سنی هستی که راحت میتونی با عقلت تصمیم بگیری تا با دلت. صبر کن موردی پیش بیاد که همه چیش فیت خودت باشه وبعد از اینکه چندوقت باهاش باشی بهش علاقه مند میشی عشق وعلاقه با یه انتخاب خوب مستحکم تره. من که خودم بدون فکر کردن انتخاب کردم ضربشم خوردم که میگم
سحرمياندوآبي
سلام .من بعضي از كامنتهايي رو كه دوستان گذاشته بودنن رو خوندم ب چيزهاي خوبي اشاره كردن..بايد بگم من خودم هيچ وق دوس پسر نداشتم والانم 36 سالمه ومجردم وخيلي دلم ميخاد ازدواج كنم ولي موقعيتش نيس نميدونم چرا .شايد خواست خدا درمورد من اينه
وفا
سلام سحر
این خیلی عالیه که به حکمت خدا اعتقاد داری.اگه کسی رو دوست داری طوری رفتار کن که متوجه بشه.اما رفتار صادقانه داشته باش.
تو دنیا دو نفر همیشه تنهان
یکی پسری که یاد نداره دروغ بگه
یکی دختری که یاد نداره ناز وعشوه و البته آرایش کنه
هرچیزی زمانی داره باغبان اگه باغشم پر آب کنه درختاش فقط تو یه فصل خاص میوه میدن
خوشبخت و موفق باشی سحر جان
سحر هستم
منم ۲۴سالمه,,,۵سال با همکلاسیم دوس بودم از اولش بهم.گفت که قصد ازدواج نداره,,,ولی خیای بهم محبت.میکرد و من عاشقش بودم,,,ازم رابطه خاست و گفت اگه دلت راضی به رابطه نیست نمیخام اما من قبول کردم,,,,الان دو ماهه که ولم کرده,,,,خیلی دلم شکسته,,,نمیدونم چیکار کنم,,,ازدواج کنم یا به امید برگشتن عشقم بمونم,,,,
وفا
سلام سحر
2 ماه که خبری نیست ازش.2 سده دیگه هم منتظر بمونی فکر نکنم خبری ازش بشه.اگه خواستگار داری برو وانستا
سحر هستم
منم ۲۴سالمه,,,۵سال با همکلاسیم دوس بودم از اولش بهم.گفت که قصد ازدواج نداره,,,ولی خیای بهم محبت.میکرد و من عاشقش بودم,,,ازم رابطه خاست و گفت اگه دلت راضی به رابطه نیست نمیخام اما من قبول کردم,,,,الان دو ماهه که ولم کرده,,,,خیلی دلم شکسته,,,نمیدونم چیکار کنم,,,ازدواج کنم یا به امید برگشتن عشقم بمونم,,,,
ناشناس
سایه جون بهترین کارو تو میکنی هیچوقت عاشق نشو
پرستو
سلام بچه ها
به نظرمن ارزش خودتونو پایبن نیارید
اگه قسمت هرچی باشه خودش میاد
فقط شما خوب بگرد وبپوش و ...
من تابه حال با هیچ کسی صحبت هم نداشتم نه اینکه دوست نداشته باشم نه
خودم رو کنترل کردم همیشه
شماهم میتونید
من 21سالمه...
راضیه
سلام خوبین میخام عشموبرگردونم چطوری
وفا
اگه بخواد خودش برمیگرده
او چیزی که مال خودته همیشه بخودت برمیگرده
دختر خوب
سلام
پوریا سیس
اول بگم نظراتی رو که بالا دیدم واقعا ناراحتم کرد بعضی از ...پسر ها آبروی بعضی پسر های خوب رو هم برده وا واقعا زندگی رو به تمسخر کشیده اخه ... نمیخوای کسی رو خوشبخت کنی لاعقل بدبختش نکن من خودم پسرم ولی با نظرات این عوضی ها از جنس خودم متنفر میشم البته همه جا خوب و بد داریم
ایت توصیه رو ب خانم ها میکنم که با پسری ازدواج کنید که براتون بمیره و التماس کنه غرور خودتون رو نشکنید
HaMeD
دیگه انقدر هم پسرا بد نیستن.......پس خواهشن مذخرف نگید{با عرض معذرت}
سحر
من خودم حدود 2سالو 8ماه میشه ک با ی پسر دوست شدم یعنی تا حد پرستش دوسش دارم وای خیلی باهم دعوا میکنیم بعد از چند مدت دباره اشتی میکنیم بعضیا میگن این نمک زندگیه ب هرحال ما باز ی چندروزه ک دباره اشتی کردیم هرچیم بش میگم میگه تو این مدت همش بفکرت بودم ب مادرمم گفته دوسش دارم قصد از دواج دارم با دخترتون ولی مادرم چون ماشین و خونه نداره قبول نمیکنه حالا میگه بخاطر تو دارم کار میکنم ک مال خودم شی الان من موندم ایشون واقعا دوسم دارن یا ن؟؟؟بعضیا میگن خرت میکنه بعضیام میگن ن راس میگه ن ب این دعوا هامون ن ب قربون صدقه رفتنامون الان من موندم چیکار کنم ممنون میشم نظراتتونو بگین مرسی!
مینا
سلام.بنظر من ازدواج باید زمانی باشه که هم دختر و هم پسر شرایط قبول کردن هر نوع اتفاقات و بالا و پایین شدن و داشته باشن اگه هدفشون زندگی باشه با هم کنار هم راه برن نه اینکه مقابل هم بایستن .به هم اعتمادکنن و باور کنن که با هم میتونن نه تنهایی.
وحید
سلام دوستان
من با یه خانمی خدا وکیلی جهت ازدواج با واسطه یه شخصی آشنا شدم، راستشو بخواین چند ماهی با هم صحبت میکردیم با موبایل و چند بار هم بیرون رفتیم بیرون و همه اش
با نظارت خدا بود. اما اون خانم در مورد اینکه اصالت خانوادگیش به کجا میرسه و به چه زبانی و فرهنگی زندگی میکنند، تمام واقعیت رو نگفت یا واقعیت رو درست نگفت. بعد از اینکه با تحقیق به اصل موضوع پی بردم اون باز هم از گفتن تمام واقعیت طفره رفت. او حساسیت من به اصل موضوع آگاهی داشت و شاید بهمین خاطر تموم قضیه رو نمیگفت. خانواده من گفتند او دروغگو
هستش و نذاشتن که بهش برسم. منم بهش
گفتم که همه چی تموم شد، الان بعد از یه ماه حالم گرفته و میگم کاشکی از دروغش میگذشتم اما خانواده میگن آدم دروغگو ممکنه فردا دروغهای بزرگتری بگه. در ضمن اون خانم مثه خودم تحصیلکرده و شاغل و البته مناسب بود، الان خیلی ناراحتم، شما بجای من بودید چکار میکردید.
وفا
سلام وحید
شما باس سعی میکردی دلیل دروغ گفتنو بفهمی و نباس به روش میاوردی که دروغ میگه تا مشخص بشه توی بقیه ی موردا چقد باهات صادقه.در نهایت خوبه که به نظر مادر و پدرت اهمیت دادی.چون بنظر من توی دنیا هیچکس به اندازه پدر و مادر فرزندشونو دوست نداره و هیچ پدر ومادری بد فرزندشو نمیخواد
موفق باشی
ژيلا
حرف شما درست آقا حامد ولی...
شنیدین که میگن تروخشک باهم میسوزه ؟!
برا ما دخترام همینه وقتی يه دختر کاری میکنه که شایسته اش نیست اسم همه ی دخترا بد درمیره ولی قبول کن که پسرایی که چوپ این چيزارو میخورن کمه
ساناز
جواب سلام سلامه. خداحافظی (به سلامت، از کنار برو جونم ) خوده پسرا میگن گریزون باش تا آویزونت شم
وفا
پس درهرصورت پسرا آویزونن دیگه.بعضی دخترا هم همینو میخوان.این قانون برای دوستی هاییکه هیچ چیزیش معلوم نیست و آخرش از اولش معلومه صدق میکنه.
تو رفاقت ناز کردن و منت کشی نیست.
چرا وقتی کسی رو دوست داری آزارش میدی؟
چرا اگه هدفت گوشبری و تیغ زنی هست چه پسر و چه دختر این که میگی "گریزون باش تا آویزونت شم" کاملا درسته.
وقتی شما کسی رو دوست داری و طاقچه بالا میذاری بدون داری قمار میکنی قمار خیلی بزرگ البته اگه دوست داشتنها واقعی باشه
ولی من میگم آدم صادق باشه و یکرنگ بیشتر نونشو میخوره تا چوبشو
ناشناس
خیلی خوب میحرفی وفا
خصوصا اونجا که کفتی جمله ی گریزون باش تا آویزونت شم خاص پس و دخترای تیغ زن هست صدق میکنه واقعا راس میگی وفا
ولی باهمه نباید صادق باشی
ساناز
جواب سلام سلامه. خداحافظی (به سلامت، از کنار برو جونم ) خوده پسرا میگن گریزون باش تا آویزونت شم
مه سیما
سلام دوستان
منم دوران جاهلیتم عاشق شدم و با اینکه کلی خاستگار داشتم اما ازدواج نکردم ، سی سالمه و دراین سن به این نتیجه رسیدم که در کشور ما دخترها از هر نظر لیاقتشون بیشتر از پسراست چه در زمینه کار و اشتغال و چه در زمینه تحصیل ولی متأسفانه قدر خودشون رو نمیدونن و منتظرن تا تا یک پسر خوشبختشون کنه عزیزم یکم به خودتون بیاین این پسرا حتی از نظر اخلاقی هم افت کردن هیچی واسه گفتن ندارن، من نمیدونم اون دخترای که شکست عشقی خوردن عاشق چیه این پسرا شدن؟؟؟
ژيلا
باسلام.
مه سیما جون خودتم میگی دوران جاهلیت یعنی تصمیم که ت این دوران گرفته میشه اشتباه محضه بلااستثناء اونایی
مه سیما
درسته البته اون موقع فقط عاشق یه نفر شدم البته هیچ رابطه جنسی بینمون نبود اما از نظر سطح فرهنگی بهم نمیخوردیم و در آخر بینتیجه موندیم، منکه به قسمت سخت اعتقاد پیدا کردم، تا خدا نخواد هیچ اتفاقی نمیفته
مريم
من بيستو هفت سالمه و با پسري هستم که پنج سال از خودم کوچيکتره .پنج ساله باهم هستيم در اصل بزرگش کردم در حقم هم خوبي کرده هم خيلي بدي سنش کمه و هر سال ي نظري داره من به ازدواج فک نميکنم نظرم اينه که وقتي دو نفر همو دوس دارن باهم باشن اروم باشن کافيه.ولي مادرش به دلايلي نميزاره حتي دوست باشيم.پنج سال گذشت تو اين پنج سال بهش وفادار بودم حتي وقتي ترکم کرد و رفت با ي خانومي که نه سال از خودش بزرگتر بود يک ماه صبر کردم ميدونستم برميگرده و به خاطر سنشه که رفته فک کرده ميتونه از من بهتر پيدا کنه اينم گذشتو برگشت.بار دومم که حدود چهاو ماه رفت بالاخره بزرگتر شد و غرورو جسارتش بيشتر..الانم با خودمه ولي هر آن امکانش هست که بره .مادرش نميزاره و با حرفاش اينو تحريک ميکنه .دل بستم خيلي زياد هم ميدونم دارم اشتباه ميکنم هم دارم صبر ميکنم کلا بلا تکليفم ميدونم وقتي نيست چه حالي دارم به خاطر همين دارم رفتاراشو تحمل ميکنم .خيلي سخته ولي نا اميد نشدمو از خدا خواستم کمکم کنه.
وفا
سلام مریم
چرا خود زنی میکنی عزیزم.شما خودت راه خودتو داری میبندی.طرف سنی نداره داره دورت میزنه.من هم خودمو و هم همجنسامو میشناسم که اینو بهت میگم همیشه سعی کنید بامردی ازدواج کنید که از شما از لحاظ سنی بزرگتر باشه.عمرتو داری هدر میدی دختر
هاله
سلام دادا ش وحید به نظر من برو سراغش علت دروغاش رو بپرس
تا یه عمر پشیمانی نکشی
گاهی موقعیت باعث دروغ تو این دور و زمانه میشه
فاطیما
سلام من با یه پسری دوست بودم بعدیه مدت ازم خواستگاری کردولی من چون شرایطشونداشتم نپذیرفتم و خیلی خیلی بهش بی توجه شده بودم اون همه کار واسم میکرد ولی من نمیتونستم دوستش داشته باشم بعداز یه مدت پشیمون شدم بهش زنگ زدم خیلی ازدستم ناراحت بودو میگفت خیلی نامردی.... الان ازدواج کرده ولی توی عروسیش چشم ازمن بر نمیداشت به نظرتون علت نگاهاش چی بوده؟؟؟؟؟؟ نمیدونم چرا یادنگاهاش میفتم عذاب وجدان میگیرم.....کمکم کنید
فاطیما
؟؟؟؟؟/؟/؟؟؟؟؟؟؟
ژيلا
وقتی میام اینجا و این همه داستان بی وفایی میخونم حالم از هرچی عشق وعاشقیه بهم میخوره کاش کاش کاش کاش خدا برا پسرا یه دنیا برا دخترام یه دنیای دیگه می آفرید یا اگه دنیامونم یکی هست این حس لعنتی رو به ت قلبمون نمی کاشت....:-(
ژيلا
وقتی میام اینجا واین همه داستان های بی وفایی میخونم حالم از هرچی عشق وعاشقیه بهم میخوره کاش کاش کاش کاش خدا برا پسرا یه دنیا برا دخترام یه دنیای دیگه می آفرید یا اگه دنیامونم یکی هست این حس لعنتی رو ت قلبمون نمی کاشت
pink
سلام مرسی از مطلب خوبتون،من سه ساله که بایه آقا پسر اشنا شدم.و بقصد ازدواج پیش رفتیم،خونوادش اومدن خاستگاری.اما انگار اقایون همیشه برای رسمی شدن موضوع و ازدواج و نامزدی ترسو استرس دارن،شاید از مسعولیتی که قراره بپذیرن میترسن،تنها علتش همین میتونه باشه.من نمیدونم چجوری این استرس طرف مقابلو کم کنم تا با ارامش بیشتری پیش بره موضوع اگ میشه کمکم کنین،ممنونم
سوگل
اول رابطه مشخص میش ک قصدازدواج یانه!گاهی خودمونوگول میزنیموالکی الکی عاشق میشیم والا
وفا
سلام سوگل
دهنت درد نکنه
دمت گرم و نونت گرم
یکی از بهترین حرفایی بود که کمتر شنیده بودم و خونده بودم
موفق باشی
نسرین
منکه اخرش نفهمیدم.
الان یکساله عاشق ی پسری هسم که رابطه ما شبیه هیچ یک از رابطه های دوستی یا ازدواج نیست.یعنی اینکه نه باهام مثل دوست دخترش رفتار میکنه که بخواد ببینمت یا قراری باهم بزاریم نه حرفی از ازدواج میزنه .تنها حرفشم اینه من براش پرستاری بخونم و من خودم دانشجو کامپیوترم. خودشم مهندس ناظره.درطول روز حداقل یکبار باهم حرف میزنیم.نه میزاره ازش جدا بشم نه کلیف منو روشنمیکنه که بفهمم منو برا چی میخواد. موندم چکارکنم.لزیطرفی هم بدجور بهش وابسته شدم.از همه لحاظ هم عالییییه.شما بگین من چکارکنم؟
وفا
شما درستو بخون همون رشته ای که خودت دوسداری.
مورد جالبی بود.
کاش بیشتر میگفتی.مطمن شو ببین مشکل روحی نداره.آیامورد یا مشکلی داشته که خودش نتونسته باشه حلش کنه و مجبور بشه برای حل کردنش بره پیش روانشناس.مشکوک میزنه.حواست باشه سعی کن بای بای کنی باهاش.
ژاله
من ی طومار نوشتم،نمیدونم چرا نذاشتن!تجربه ثابت کرده ک یکی اون بالا هست ک اگه بخواد میشه،اگه نه،نمیشه،هرچقدرم ک پسرا رو کم محلتر کنی بیشتر جذبت میشن،حتی اگه کس خاصی نباشی!ابن ی قانونه ک هرچقدر دست نیافتنی تر باشی،بیشتر دتبال بدست آوردنت هستن!نه فقط واسه آدما،واسه همه چی!اگه خودت واسه خودت ارزش قایل شی،بقیه هم قایل میشن و واسه بدست آوردنت تلاش میکنن،همین و بس!
وفا
چرا ماانسانها برای دوست داشتن جبهه گیری میکنیم.
آقا پسر دوسش داری ثابت کن ادعا نکن.دخترخانم دوسش نداری ناز و عشوه نیا مستقیم بگو خوشم نمیاد ازت.
ساناز
مسخره بود
مریم
سلام من با پسری دوسال که آشنا شدم وبعد از دوسال بهش گفتم تکلیفم و مشخص کن گفت من تو رو برای ازدواج میخواهم وبايد تازمانیکه درست تموم بشه صبر کنی من اولین روز فارغ تحصیلی میام به نظرتون منتظرش باشم
وفا
چقدر قراره صبر کنی؟کی انشاالله فارغ التحصیل میشی ؟یک ماه؟ یک سال؟گاهی مشکل از ماست واسه کسی که یه قدم برامون بر میداره دو کیلومتر پیاده میریم.
سردرگم
سلام به همگی...
من ۲۱سالمه تاحالام نه به پسری نگا کردم نه عاشق شدم
ازهمون روزای اول دانشگا یه پسر نگام میکرد منم ازگوشه ی چشم احساس میکردم
وازروغریزه که برمیگشتم سریع سرشو پایین مینداخت
یه مدت بعد متوجه شدم هروقت منومیبینه سرشو میندازه پایین...معلومه کاملابزورسرش پایینه
خب این ینی چی مثلا...
اصلا حوصله ی این حرکاتوندارم
انقدر رشتم سخته که اعصاب نمونده واسم پزشکی میخونم...
پسرا میشه لطفا بگید اینکاراش معنیش چیه...
راستی یواشکی نگام میکنه جلوم هی پرسه میزنه
شیطونه میگه برم بگیرم ..استغفرالله...

موفق باشید همتون ازبی خوابی دارم میمیرم من رفتم خدافظ....
وفا
شماهم فکرکنم نمیدونی باخودت چند چندی.خوب شاید براش جذابی.خودشم میدونه آمارش غلطه میخواد جلو شما سنگین و متین به نظر بیاد.
شاید هم نگاهاش مثل شما از روی غریزست.همونطور که شما متوجه نگاههای اون میشید اونم متوجه میشه
رک بگم شما هم اگه خوشش نداری بهش نگاه نکن تا دست و پاشو جمع کنه
اینکه میگی "کاملابزورسرش پایینه
خب این ینی چی مثلا""":::
یعنی هر عابدی گذشته ای و هر گناه کاری آینده ای دارد
خیام نیشابوری رو دوست دارم اونجا که میگه
گر می نخوری طعنه مزن مستان را/بنیاد مکن تو حیله و دستان را
تو غره بدان مشو که هی می نخوری /صد لقمه خوری که می غلامست آن را
ناشناس
دمتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت گرم وفا خان عین حقیقتو
گفتی

رشتت سخته برو درستو بخون خوب والا... بخدا
ناشناس
پروردگارا در گفتن و شنیدن دوستت دارم چه چیزی نهفته است کسی که می گوید روز به روز عاشقتر و کسی که می شنود روز به روز بی تفاوت تر می شود
ناشناس
برعکسشم صادقه
زرزری
باسلام به داداشاوابجیای گلم .من حدود7,8سالی بایه پسری دوست بودم که ازهرنظرایده ال بودن من خیلی خییییییلی دوست داشتم ولی تحصیلاتش ازمن کمتربودماجفتمون هموانقددوس داشتیم که خودمونوواسه هم میکشتیم ولی وقتی به خواستگاریم آمدن من به خاطرتحصیلاتش جواب منفی دادم الان هم من بایکی دیگه ازدواج کردم ویه بچه هم دارم اونم ازدواج کرده وبچه داره من الان خیلی پشیمونم که چراجواب منفی دادم هروقت که خاطراتمان یادم میوفته گریه میکنم نه اینکه شوهرم بداهه ها نه خداییش خیلی آدم بامعرفتیه ،ولی من دلم پیش اون هستش من چی کارکن که ازذهنم بره راهنماییم کنین مرسی.
وفا
شوهرت بامرام و با معرفت هست بچه هم دارین.شما هم خواهشا با معرفت باشین مث شوهرتون.آقاپسرو فراموش کن با اینکه سخته.
کوثر
من و ی پسر 6 ماهه اشناشدیم از اول هم با علاقه طرفم شرو شد رابطمون و چون واسطه برادر پسر بودبعد مطرح کردن تصمیم ازدواج توسط عشقم ب خانداده اش برادرش گف ک دختره ک من باشم با اون دوست بودم و الان باید چیکار کنیم واقعا همو دوس داریم ولی خانوادش حاضر نیستن حتی ب خواستگاری بیان باید چیکار کنم؟لطفا جوابمو ب ایمیلم بفرستید ممنونم
سردرگم
سلام بچه ها

این سایت بنظرم اصلا به درد نمیخوره
چون جواب ادمونمیدن
ببین من چن وقته بخصوص ازبرادرا کمک خواستم جوابمونمیدن
من پرسیدم ازتون که اگه یه پسر یه مدت حدود پن شیش ماه همش بهت نگاه کنه بعدش هروقت توروببینه سرشو پایین نگه داره وتا تونرفتی سرشوبالانگیره...علتوبه خصوصی داره؟
اصلامنظورشونمیفهمم
مذهبی وبسیجی هستش ولی ازاون روشنفکرا
این اولین کسی هس که بهش علاقه دارم
ولی بفهمم منومسخره کرده
میسپرمش دست خداکه جوابشم باکرم الکاتبین باشه....
ناشناس
منم شکستم اونم میشکنه همه میشکنیم بچه ها ارزش داره بخاطر یه عشق بیخود خودمونو عذاب بدیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نه دوباره زندگیمونو میسازیم یاد گرفتیم عشقی وجود نداره بیایید عاشق کسی باشیم که سخت عاشقمونه با همه بدیهامون بازم دوسمون داره بابا معرفتشو عشقه همه بدیهامونو با یه خوبی از یاد میبره ولی این بنده هاش یا به قول خودمون عشقمون همه خوبیهامونو به یه بدی فراموش میکنه پس ارزش نداره برا بی ارزشا خودتو بی ارزش کنی فقط خدارو داشته باش همین برات یه دنیاست بعد چشم وا میکنی میبینی اطرافتو عشق گرفته ولی رهات نمیکنه باز م.نده به کرم تو که رهاش نکنی بدی خوبی پاشو دو رکعت نماز بخون حسابی گریه کن ختلی شو به قران وضع من بدتر از شماست دیگه به خودم اجازه نمیدم ماجرای تلخمو بگم که چی بشه؟از دست هیچکس کاری بر نمیاد پس داستان ننویسید پا شو بگو گوره هر چی عشقه اینم یه تجربه انقد بزرگ میشم تا بفهمه چی از دست داده نه اینکه افسرده شم اون با کاراش عشق و حال کنه حتی در صدد انتقامم نباشین گناه یکی دیگه چیه گناه خودت چیه که دلتو سیاه میکنی برا انتقام بهم میگفت دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد -راس میگفت تقصیر خودمونه نباید عاشق میشدی عقل که داشتی شاید مسببش اون بود ولی تو خود خودت بودی که قبول کردی پس خودت کنار بکش
وفا
چی بشکن بشکنی راه انداختی
درست میگی.باخدا باش و پادشاهی کن
فاطمه
سلام تو رو خدا کمکم کنید....
من یه پسری رو دوست دارم دوست داداشمه.اون منو ندیده اما بخاطر کارای مربوط به داداشم اس ام اسی باهم درارتباطيم البته گاهی وقتا .چکار کنم بیاد خواستگاريم?ما هر دو مذهبی هستیم و اهل دوستی با جنس مخالف نیستیم.
خودم حس میکنم من واسش مهم هستم چون یه بار بهش گفتم فلانی ازم خواستگاری کرد سعی کرد تابلو بازی در نیاره ولی تابلو بود که واسش مهم بود که من قبول کردم یا نه.
وفا
گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی
فاطمه
سلام تو رو خدا کمکم کنید....
من یه پسری رو دوست دارم دوست داداشمه.اون منو ندیده اما بخاطر کارای مربوط به داداشم اس ام اسی باهم درارتباطيم البته گاهی وقتا .چکار کنم بیاد خواستگاريم?ما هر دو مذهبی هستیم و اهل دوستی با جنس مخالف نیستیم.
خودم حس میکنم من واسش مهم هستم چون یه بار بهش گفتم فلانی ازم خواستگاری کرد سعی کرد تابلو بازی در نیاره ولی تابلو بود که واسش مهم بود که من قبول کردم یا نه.
مریم
دیروز عشقم بعد شش سال ازم جدا شد کلی گریه کردم وقسمش دادم که بیاد خواستگاریم اما اخرش حرف خودشا زد وگفت اصلا نمیخاد ازدواج کنه وقصدشا نداره ومیخاد تا اخر عمرمجرد باشه ورفتتتتتتتتتت
وفا
هستن آقایونی که میگن تا اخر عمرمجرد میمونن وواقعا هم مجرد میمونن.کاش در این 6 سال میشناختیش تا لااقل دلیل این رفتنشو میفهمیدی.شما6سال رفاقت داشتین اما همدیگرو نشناختین.
نجمه
سلام ، همگی خوبین؟ به نظر روابطتون رو اصلا با هم مقایسه نکنید ، ممکن هست که کلیات رابطه ها سه شباهتی به هم داشته باشه ولی مطمینا جزییات رابطه ها با هم متفاوته ! با اینجور مقایسه ها فقط خودتون رو دچار سردرگمی میکنین ! برای داشتن یه زندگی موفق باید اول از همه خودت رو خوب بشناسی و بدونی که از زندگیت و عمری که بهت هدیه داده شده چی میخوای ! فقط در اینصورته که میتونی انتخاب خوبی داشته باشی و راه درست رو انتخاب کنی ! توکل به خدا یادت نره ، با یاد خداست که دلها آروم میگیره ! موفق باشین بچه های سرزمینم .
ناشناس
شکرت خداااااااااااااااا شکرت
الهه
سلام منم راهنمایی کنید..من با یه پسر یه سال بیشتره رابطه دارم خیلی احساسی بود ازاول خیلی ابراز علاقه کرد و بدون من نمیتونه و ازاین حرفا تا منم رفته رفته عاشقش شدم حرف ازدواجم زیاد میزد تا اینکه من شرایطم بهتر شده ب ازدواج تو این مدت من چیزایی درمورد گذشتم صلاح نمیدونسم بگم رو گفتم ازاون موقع میگه میترسم ازدواج کنم باهات رو زندگی اثر بذاره و این حرفا امروز باهاش ب مدت دوروز جداشدم دیدم نمیتونم دارم میمیرم باز پیام دادم اونم طبق همیشه استقبالکرد و گفت ناراحتم کردی و زدیم دیوار و... خلاصه دوسش دارم دیوونه وار اونم بنظرم دوسم داره چون خیلی باهام مهربونه ابراز علاقه مرده و خیلی جاها باهم رفتیم ومیدونه که مامانم از رابطمون خبر داره بنظرتون من چیکار کنم میخوام باهام ازدواج کنه حتی اگه زندگیم موفق نباشه من میخوام ریسک کنم
وفا
این اسمش ریسک نیست
در ضمن یادمون باشه توی یک رابطه نیاز نیست همه گذشتمون رو برای هم شرح بدیم.گذشته دیگه گذشته.کسی که طرفو دوست داره بهانه ی گذشته رو نمیاره بلکه سعی میکنه آیندشون رو باهم بسازن
حامد
سلام به همه دوستان .. من نظرات بعضی از دوستان و خوندم. بیشتر خانوم ها ناراحت بودن از دست پسرها که نامردن و پای حرف شون نمیمونن. اول از خانوم ها خواهش میکنم تو انتخاب طرف مقابلتون دقت کنین، همه چی به تیپ و قیافه و چرب زبونی نیست. هستن پسرهایی که خیلی مردن ولی اطرافشون نامرد زیاده و همین نامردها جای اونهارو میگیرن، لطفن کمی منطقی فکر کنین از خودتون چند سئوال بپرسین که این پسر از چی من خوشش میاد، تا کجای راه با من میاد، مثلن اگر اتفاقی برام بیوفته تا چقدر تحمل میکنه، تو شرایت مختلف امتحانش کنین مثلن رفتارشو با خانوم های دیگه تحت نظر بگیرین. ببینین چقدر اخلاق داره، چقدر احل عمل هستش وگرنه به حرف زدن باشه خیلیا خیلی چرب زبون هستن. چقدر بهتون احترام میزاره. خیلی از دختر خانوم ها بعد از یک مدت تو یک رابطه حل میشن چشمشون رو همه چی میبندن این اصلن درست نیست. خیلی از دختر خانوم ها تو هر رابطه ای که وارد میشن شکست میخورن و همیشه میگن همه مردها مثل هم هستن در صورتی که اینجوری نیست این شما هستی که فقط دنبال یک دسته از آقایون خاص هستی و بعد هر شکست دباره دنبال همین دسته میرین، یکم ملاک ها تونو تغییر بدین. خیلی از دختر خانوم های جوان از روی اینکه حس حسادت دوستانشون در بیارن وارد رابطه های اشتباه میشن. آقایون تو عشق اگر شمارو بخوان برات با همه میجنگن اگرم نخوان باخودت میجنگن. و در آخر به خدا توکل کنین، حتمن یکی یک روزی با یک بغل اتفاقای خوب پیدا میشه. به شرطی که واقع بین باشیم نه رویایی. و در آخر اینو بگم عشق واقعن چیز خوبیه واقعن آرامش بخشه. بازم میگم به شرطی که واقع بین باشیم. ببخشید صحبت هام خیلی پراکنده شد. شاد باشین
وفا
سلام حامد
نه حرفات پراکنده نبود
جالب بود
خوش باشی
محسن
سلام من محسن 23 سالمه به نظر من آدم نباید مردومو سر کار بزاره.من یه دختریو به اسم مهین دوست داشتم هنوزم دوست دارم ولی خوب شرایط ازدواجو نداشتم حتی از لحاظ فکریم خودم دوست نداشتم تو این سن ازدواج کنم ولی خوب واقعا همدیگرو دیوانه وار دوست داشتیم.منم ازین میترسیدم که شاید با هم بودنمون بیشتر بهش آسیب بزنه با این که واقعا عاشقش بودم و واسم خیلی سخت بود به یکباره ولش کردم و رفتم نمیخاستم بیشتر ازاین صدمه ببینه.ولی از اون روز به بعد من همش عذاب وجدان دارم که دل اونو شکستم.ولی خدا میدونه که چقد دوسش دارم و فقط شرایط ازدواجو ندارم.تورو خدا پسرهارو وادار به ازدواج نکنید آخرش میشه مثل منه بدبخت که مجبور شدم پا رو دلم بزارم
وفا
سلام محسن
خیلی مردی دمت گرم.به نظر من این اصل دوست داشتن هست.نه نگران نباش انشاالله که اون دختر هم متوجه میشه و میفهمه تو چرا این کارو کردی.اون ندونه خدای اون میدونه که تو بخاط خودش این کارو کردی.براش دعا کن که فراموشت کنه و خود تو هم دیگه نباید جلوش آفتابی بشی.
رفتن همیشه اختیاری نیست گاهی آدم مجبوره بره
موفقیت
یه نفر
سلام
من خیلی از نظرات رو خوندم. پسری هستم بیست و سه ساله و تا چند ماه پیش با ازدواج مخالف بودم بدلیل اینکه فکر می کردم دختر مورد علاقه م رو پیدا نمی کنم و اینکه مسئولیت زیادی داره ازدواج.
باید بگم که در نهایت به اون دختر خانم ابراز علاقه کردم و ایشون هم نظرش مثبت بود و چند وقته رابطه ی معمولی داریم البته خیلی همو دوست داریم و من کاملا مسئولیت پذیر شدم
قبول دارم بیشتر پسرا فقط نیاز جنسی دارن و اصلا مسئولیت پذیر نیستن و از اکثر همجنسای خودم متنفرم ... به نظر من وقتی آدم حرفی میزنه در قبالش مسئوله و باید پای حرفش وایسه هرچی که باشه
من همیشه از درون خودم رو میسنجم و سعی می کنم جدای از احساسات به موضوع نگاه کنم
قراره با خانواده ی ایشون آشنا بشم و به اونها هم اطمینان بدم که تا آخرش هستم. با اینکه هیچی ندارم و از صفر شروع کردم. ولی سنمون هم زیاد نیست و زمان کافی داریم
وفا
سلام
این خوبه که اعتماد به نفست بالاست
آدمیزاد وقتی با حرف زدن ابراز علاقه کرد(نه با نگاه) باید مسولیت حرفشو تا آخر عمر بر عهده بگیره
tersa
سلام من دختریم ۱۶ ساله چندسال بیش ماخونمونو عوض کردیم واینجا بسره همسایمون قبلا توکلاس زبان باهم هم کلاسی بودیم یک سال ازم بزرگتره خیلی دوسش دارم البته اینو الکی نمیگم وقتی میبینمش عین این خنگامیشم دستو بامو گم میکنم خوشال میشم ب دوستام نشونش میدم قربون صدقش میرم میگم خنگ میشما خخخ ن من زیاد خوشگلم ن اون ینی جوری هستیم ک شبیه همیم از نظر هیکل قیافه ک دوستام میگن انگار برادر خواهرید بسره خوبیه قبلا با ی نفر بوده اما الان ک با هیچ کسی نیست و بسره خوبیه منم دختره خوبیم یکیو دوست داشتم از بچه گی باهم بزرگ شدیم ۱۲سال باهم دوستای صمیمی بودیم بعدم سر ی دختره دیگ دعوامن شد فشای بد دادیم و تموم شد ولی این بسره همسایمون ک میگم دوسش دارم نمیدونم اونم منو دوست داره یان کاش راهی بود برای فهمیدن سوتی زیاد دادم ی سری حواسم نبود بی ام درباره همون بسره بود میخاسم بدم دوسم اشتباهی دادم مامان بسره وخیلی بدشد حس میکنم البیته حس میکنم شاااااااااااید فهمیده باشه ک دوسش دارم اما من نمیدونم بعضی اوقات تواسانسور ک باهمیم البته باباش نماینده بلوکه و تو اسانسور دوربینه و اون اصلا ب من نگاه نمیکنه بیرون ک هسم ی نگاهی میکنه متوجه میشم ولی تا نگاش میکنم برمیگرده هروقتم باهم حرف میزنیم فقط دعوامیکنیم تو کلاس زبانم دشمنه هم بودیم اما الان نمیدونم چرا دوسش دارم کمکم کنید بفهمم دوسم دارههههههههه یا نه چون شمارشو دارم وقتی میبینم انلاینه قلبم بد تیر میکشه قلبم ظعیفه برای همون وقتی ناراحتو عصبی میشم این میشه حتی بعضی اوقات گریم میگیره ک انلاینه ولی نمیتونم باهاش بحرفم دارم دق میکنم اخه خداااااااا چرا واقعا چراااا فکر نمیکنی برای سنجیدن بسه ب جون خودم دیگ چشمی برام نمونده خودت میبینی انلاین میشه دسام میلرزه
وفا
سلام
چه دختر و پسر خوبی
خیلی خودتو درگیرش نکن چون سن وسالی نداری.یه سیبو بندازی آسمون صد تا چرخ میخوره.خیلی نباید وابسته بشی اینطوری خودت راحت تری.خودتو کنترل کن نه اونو.توچکار داری که اون آنلاینه مگه تو باید بگی اون چکار کنه.
در آخر یادت باشه مالکیت بدترین نوع دوست داشتنه
baranباران
کاش یاد میگرفتیم زود زود درباره هرچیزی قضاوت نکنیم,من عاشقانه کسی رو.دوست دارم و در کارها و نگاه ااو هم همین حس رو میبینم ولی متاسفانه اقدامی برای ازواج نمیکند
وفا
سلام باران
باران جان شما از کجا میدونی دوستت داره؟با هم صحبت کردین؟بهت چیزی گفته؟باهم دوستین؟شاید شرایطشو نداره.مطمن باش همینطوره
ولی شما نگفتی باهم همصحبت شدین یا نه!!!؟
پريناز
سلام
من متولد ٦٤ ليسانس كارمند شركت نفت ، تو ٢٤ سالگي اولين تجربه ي دوست شدن و عاشق شدن و شكست خوردن رو داشتم ، اولين و آخرين عشق زندگيم بود و هست چون اون هيچ كدوم از شرايط يه مرد أيده آلِ كه ليسانس باشه شغلش از من بالاتر باشه حقوقش از من بيشتر باشه رو نداشت اما إنسان بود و من عاشق انسانيت اخلاقيات و أينكه حرمت خانواده رو نگهميداشت شده بودم اون الان ازدواج كرده و از صميم قلبم براش آرزوي خوشبختي ميكنم با اينكه محيط كارمون طوري هست كه هر چند وقت دورا دور ميبينمش و اصلا طاقت ديدن روي ناراحتش رو ندارم .
خودم خيلي تلاش ميكنم مرد زندگيمو پيدا كنم اما متاسفانه مرداي جامعه ي ما اصلا منطقي و عاقلانه ازدواج نميكنن و كاملا گوشي هستن و عقلشون تو چشمشون هست ،من دنبال عشق و انسانيت هستم اما مردا دنبال پول و اينكه مسعوليت زندگي رو گردن زن زندگي بندازن مشكل از ما دخترا نيست واقعا مشكل از مرداي جامعه ي ماست تا بود مردا از دختر چادري خوششون ميومد ما دخترا رفتيم تو چادر ابرو برنميداشتيم صورتمون از پر موايي فرقي با مرد نداشت چون مردا اينجور ميپسنديدن حالا مردا از دختراي مو پريشون دستو پاي بلوري بيرون از لباس حريف و گرگ خوششون مياد ما هم لباس ميش رو عوض كرديم رفتيم تو لباس گرگ ،دختر خانما احساس رو خدا به ما داده كه بعد ازدواج خرج استحكام زندگي و خرج احساس مادر بودنم كنيم اينو باور داشته باشين كه مرواريد چون تو دل صدف مونده مرواريد شده و جواهري با ارزش هست كه دست نيافتني باشه ،من خودم يه دختر خيلي احساساتي و اهل مد هستم اينارو ميگم چون به عينه بهش رسيدم تو هر جامعه اي چه ما شرقيا چه اون غربياش: معصوميت و خويشتنداري براي ما دخترا عزت نفس و عرج و قرب مياره ،شما ميدونستيد تو كشوراي غربي اگر دو جنس مخالف تو محيط كار با هم رابطه ي دوستي و عاشقانه برقرار كنن و لو برن بالاخره يكيشون رو اخراج ميكنن؟ قبول كنين هر چيزي جايي داره هر چيزي قيمتي داره پس دختر بودن خودتون رو به راحتي به اسم عشق و دوست داشتن نفروشيد ما خودمون دخترا وقتي ميريم وسيله آرايشي بخريم اگر پنكيك پولوم شده رو براي تست كردنش برامون بازش كنن بعد قصد خريدش رو داشته باشيم حاضر نيستيم همونو كه خودمون تستش كرديم جلو چش خودمون پولومشو باز كرده بخريم ميگيم يه پولوم ديگه رو بهمون بده اونوقت از اين جماعت مردا چه انتظار بيخودي هست كه داريم؟!
وفا
سلام پریناز
آره درسته اینکه یه عده از آقایون برای خرج زندگی میرن دنبال خانمهای شاغل و به نوعی از زیر بار مسولیت شونه خالی میکنن.ولی کاش درک کنیم که بخاطر بقیه اینقد لباس گرگ و میش به تن نکنیم.
گرگ گرگ میزاید و گوسفند گوسفند
آدمیزاد است که گاهی گرگ میزاید و گاهی گوسفند
موفق باشی پریناز
زهرا
آسوده منم که خرندارم ازقیمت جوخبرندارم والله چیه اخه
نينا
جالب بود چرا همش دخترا گلايه کردن. اين بحث ازدواج چرا همش بايد برا دخترا پيش بياد. عزيزانم زمين گرده وقتي فکر ميکني به آخر رسيدي تازه اول راه رسيدي .ايمان داشته باشين که تاوان هر دل شکسته رو پس ميدن چه دختر چه پسر
وفا
آره اگه همه اینو میدونستن اینقد جامعه نامتعادل نمیشد
گاهی ما آدما دستمون به مقصر اصلی نمیرسه از یکدیگر انتقام میگیریم و بدون شک نتیجش بی اعتمادی خواهد بود
سمیرا
4. سال با یه افشین نامی بودم. توی بغلم. همیشه گریه
میکرد که من خ دوست دارم . دعوامون شد سر اینکه ازم ارتباط. میخواست. منم گفتم بای. . گذشت و و بعدد یه سال ازش. خبر نداشتم تا اینکه من با دوست. پسر جدیدم رفتم دربند. یه هو بعد یک سال دیدمش . به من سریع زنگ زد و گفت نامزد کردی ؟؟ من گفتم نه . بعد از خودش گفت که نامزد کرده . دختر خانوما هر وقت یه پسر گذاشت رفت بدونید. که نامزد کرده . من خوشگل بودم تحصیل کرده بودم یادم نمیره سه ماهه التماس دوستی با منو میکرد . پسرا مفت نمی ارزن . فقط دوست بشید بکنید ازشون همین نه قصد داشته باشید نه هیچی . فقط. دوست باشید . با هر چندتا که عشق تون کشید
وحید
نمی گم چی کار کن بهت میگم چی کار نکن تا از فرار نکنه
پسرا از دخترایی که سعی میکنن به هر بهونه ای بهشون نزدیک بشن بدشون میاد سعی کن خودت باشی
اگه یه پسر از دختری خوشش بیاد و شرایطشو داشته باش حتما پا پیش میذاره اگه میبینی که پا پیش نمیذاره حتما بدون ی گیری داره سعی کن توگفت و گو های رسمیتون در موردبرامه ایندش بپرسی اینکه چه هدفی داره میخواد ادمه تحصیل بده یا دنبال کار بگرده خلاصه یه جوری کهاون گیره رو پیدا کنی
بیش از حد بهش نزدیک نشو
وفا
موافقم باهات.بجای فکر و خیال ببینیم دردمون چیه که چرا اقدامی نمیکنیم.
گیره مهمه.
شيما
سلام. من حرفاي همتونو خوندميكم دلم اروم شد چون فكر ميكردم فقط خودم بدبخته البته اروم شدن دلم واسه اينكه خدايي نكرده دوستان ضربه خوردن نيستا واسه اينكه خيليا تجربه منو داشتن من تنها فرد اشتباه كرده نيستم. متاسفانه پسرا دچار اعتماد به نفس كاذب شدن فكر كنم تقصير خودما دخترا هم باشه يكي مثه من كه خيلي از لحاظ قيافه اي از پسره سر بودم و من هر سوالي هم كه ميپرسيد نميتونستم دروغ بگم حقيقتو ميگفتم جلوي اون كم مياوردم ميگفتم نگم به پسره زشتي خودمونگيرم كه ناراحت نشه دلش نگيره ولي نتيجه چي شد؟ اين كه با رفتاراش نشون داد در حدش نيستم خخخخ . ي چيزيو فهميدم كه دخترا زشتم كه باشن بايد فقط خودشونو بگيرم واقعا بعضي پسرا مفتشم گرونن خيلي گرون . تصميم گرفتم خودمو وارد اين رابطه هاي الوده نكنم.مرداي ايراني در دو كلمه وصف ميشن تنوع و تعدد همين و بس و براي اين مملكت يعني اسلامي كه مسلمونن و همش مرداش اينطورين متاسفم و هيچ انسانيتي وجود نداره در ايران
وفا
سلام شیما
بد و خوب همه جا هست.تنوع و تعدد ریشش بر میگرده به خیلی وقت پیش(زمان حضرت نوح).
ولی تو هردو جنس صادق هست.شما تورابطتون صادق بودی و این خیلی خوب بوده چون اشتباه از طرفت بوده که قدر شمارو ندونسته و لیاقت با شما بودن رو نداشته در نتیجه بازنده اصلی اون هست
نرگس
سلام.من بایک پسری 2سال ارتباط داریم ولی تاالان درحداس دادن بودوتموم.ولی ازیک ماه پیش گفت بایدهمدیگروحداقل ببینیم یک بوسی حرفی و...خلاصه من میگفتم میترسم واون میگفت نمیخوام ک بخورمت منم حرفشوگوش کردموهمودیدیم ولی من تااون شب هیچ حسی نسبت بهش نداشتم ولی بعدازاون شب واقعاعاشقش شدم وانگارسالهاست توقلبمه.بعدازاون شب دوباره ازم خواست حدودن یک ماه گذشته گفت دلتنگتم وهموببینیم بازم گفتم باشه چون اینبارمنم عاشقش شده بودم الان دوشب ازاون شب گدشته ومن چندتاپیام بهش دادم برخوردش باهام خیلی سرد...نمیدونم من الان کجاقراردارم؟حالم خیلی خرابه فک میکنم بهم توهین شده توروخداکمکم کنین بگین راه چاره چیه ممنونم.
نرگس
سلام.من بایک پسری 2سال ارتباط داریم ولی تاالان درحداس دادن بودوتموم.ولی ازیک ماه پیش گفت بایدهمدیگروحداقل ببینیم یک بوسی حرفی و...خلاصه من میگفتم میترسم واون میگفت نمیخوام ک بخورمت منم حرفشوگوش کردموهمودیدیم ولی من تااون شب هیچ حسی نسبت بهش نداشتم ولی بعدازاون شب واقعاعاشقش شدم وانگارسالهاست توقلبمه.بعدازاون شب دوباره ازم خواست حدودن یک ماه گذشته گفت دلتنگتم وهموببینیم بازم گفتم باشه چون اینبارمنم عاشقش شده بودم الان دوشب ازاون شب گدشته ومن چندتاپیام بهش دادم برخوردش باهام خیلی سرد...نمیدونم من الان کجاقراردارم؟حالم خیلی خرابه فک میکنم بهم توهین شده توروخداکمکم کنین بگین راه چاره چیه ممنونم.
ناشناس
خيلي اشتباه كردي
دریا
سلام منم 1 سال و چند ماه بایک پسری به قصد ازدواج دیدار داشتیم وای نمی تونم بنویسم پسر خوبی هست چقدر تا کید می کرد من فقط زن می خوام ولی .........
نمی دونم چندبار هم دیگه حس کردیم .........
نمی دونم وابستش شدم الان خواستگارهای جدیدم با اون مقایسه میکنم نمی تونم بقی تایید کنم نوشتم تا دیگر کسی این طوری ئابسته نشه
بد دردی وابسته یه پسر شی که .....
بلا تکلیف باشی
کاشکی اصلن تو سایت همسریابی نرفته بودم
الانم............خوشحالم حداقل یک سال احساس دوست داشتن کسی که واقعا عاشقشم حس کردم ولی قیمتش برام گرون تموم شد
قاشق دل شكسته
دخترى چهار سال دوست دارم واسشم حاظرم بميرم يه مدتم باهم رابطه داشتيم خيلى دوستش دارم ام هر كارى ميكنم راضى با ازدواج نميشه چكار كنم
وفا
ببین نظرش در مورد یک همسر ایده آل چیه
موفق باشی
الهه
سلام من 6سال با یه پسری در ارتباط ام خیلی دوستم داره خیلی دوستش دارم ما هم سن هم هستیم هر دو 25 سالمون من خواستگار زیادی دارم خانوادم فهمیدن ولی تن به ازدواج نمیده باید چه کار کنم از نظر شغلی ام کارش خوب تو رو خدا ج بدید
وفا
چرا نمیاد خواستگاری؟
نازنين
سلام. من ي دخترم و خيلي هم مغرور يه آقا پسري پارسال بهم پيشنهاد دوستي داد اولش عاشقم بودخيلي بهم توجه ميكرد ولي من اونموقعا حس خاصي بهش نداشتم ولي يهويي يه حس عميق عاشقانه از طرف من پيش اومد با اينكه زيادم تحويلش نميكرفتم ولي يهويي ازم سرد شد اوني ك اونهمه عاشقم بود يهو عوض شد هيچكسم تو زندكيش نيست ولي ديكه منو نميخاد واقعا دارم ديونه ميشم پسري ك روز اشناييمون بزور بمن شماره داد چرا بايد انقد ازمن سرد بشه و دلشو بزنم ؟بخدا من مثل هميشه بودم ولي چيزي ك برام جالبه اينه ك همينكه من عاشقش شدم اونم عوض شد الان فقط ميخام يجوري بسوزونمش چون كسي تاحالا انقد با من سرد رفتار نكرده بود همه پسراي شاخ ميان سمتم ولي اين بيشرف غرور منو برده زير سوال
وفا
شاید میدونه موقعیتشو نداره وبه همین خاطر بهت ابراز علاقه نمیکنه که شما بیشتر از این بهش وابسته نشی.احتمال زیاد چون خیلی دوستت داره ترسو شده.چون فکر میکنه شما لیاقتت بیشتر از اینهاست که با اون زندگی کنی.و از این میترسه که شاید نتونه خوشبختت کنه
مریم
با سلام دختری هستم 26 ساله که مدت 4 سال با پسری که 1 سال و نه ماه از من کوچکتر بود دوست و از سال اول رابطه داشتیم ما تقریبا 7 روز هفته رو با هم بودیم،یه جورایی همکارم بودیم،ایشون در خانوادهای بزرگ شده که.پدرش خیلی مذهبی و سخت گیر بوده به طوری که تقریبا همه تصمیمات را برای او می گیرد.ولی همه مال و اموال و زندگی اش زیر دست اوست.ما از صمیم قلب به هم علاقه داشتیم و با وجود این شرایط سخت همیشه با هم خوب بوده و خوش می گذراندیم.من و او واقعا می توانستیم همدیگر را درک کنیم و اگر کسی نبود واقعا با هم خوشبخت می شدیم.اما متاسفانه مدت 3 ماه است که متوجه شده ام پدرش او را مجبور به ازدواج کرده و به قول خودش برای خلاصی از جنگ اعصاب پیش امده در خانه مجبور به اشنایی با دختری شده که پدرش برای او در نظر گرفته و تا محرمیت در حد (صیغه)پیش رفته اند.و دلیل پدرش با مخالفت من اختلاف سنی ما بوده است.اما او هنوز هم هرروز زنگ می زند و میگوید تو باید کنار من باشی،اون خانم انتخاب پدرم و تو انتخاب منی،منم حالی دارم که اگه جوابشو ندم می میرم.احساس افسردگی شدید دارم.همچنین ارزو می کنه که یه روزی به هم برسیم.به نظر شما اگه اون منو واقعا می خواست باید راضی میشد تحت هر فشاری به این کار دست بزنه؟ایا اختلاف سنی اینقدر مهم بود که همه چیزو نادیده بگیره؟پس حالا که این کارو کرده دیگه از من چی می خواد؟به نظر شما میشه ادم کس دیگه ای رو بخواد ولی واسه راحتی اعصاب یه عمر با کسی زندگی کنه که بهش علاقه نداره؟می شه به خاطر ترس از دست دادن مال پدرش از من بگذره؟
وفا
سلام مریم
کسی که تو رو بخواد زیر بار حرف زور نمیره.خودتو گول نزن.سعی کن جوابشو ندی دیگه.اینطوری خودت راحت تری
نارین
سلام من با یکی از اشناهامون 2 ماهه حرف میزنم خانواده هامونم کامل در جریانن بحث خاستگار ی و عقد واسه بعد تموم شدن دانشگاه من گذاشتن تو نظرات یکی گفته بود واسه جذب پسرا رو ندین ز نزنین خودش بزنگه طرفو قهوه ای کنین این روش. واسه مورد منم صدق میکنه? و اینکه روش درس برای جذب بیشتر طرف مقابل تو شرایط من چیه ?ممنون
وفا
شما سعی کن خودت باشی.فقط همین.بقیه مسایل به شعور و جنبه طرف مقابلت بستگی داره
مریم
با سلام دختری هستم 26 ساله که مدت 4 سال با پسری که 1 سال و نه ماه از من کوچکتر بود دوست و از سال اول رابطه داشتیم ما تقریبا 7 روز هفته رو با هم بودیم،یه جورایی همکارم بودیم،ایشون در خانوادهای بزرگ شده که.پدرش خیلی مذهبی و سخت گیر بوده به طوری که تقریبا همه تصمیمات را برای او می گیرد.ولی همه مال و اموال و زندگی اش زیر دست اوست.ما از صمیم قلب به هم علاقه داشتیم و با وجود این شرایط سخت همیشه با هم خوب بوده و خوش می گذراندیم.من و او واقعا می توانستیم همدیگر را درک کنیم و اگر کسی نبود واقعا با هم خوشبخت می شدیم.اما متاسفانه مدت 3 ماه است که متوجه شده ام پدرش او را مجبور به ازدواج کرده و به قول خودش برای خلاصی از جنگ اعصاب پیش امده در خانه مجبور به اشنایی با دختری شده که پدرش برای او در نظر گرفته و تا محرمیت در حد (صیغه)پیش رفته اند.و دلیل پدرش با مخالفت من اختلاف سنی ما بوده است.اما او هنوز هم هرروز زنگ می زند و میگوید تو باید کنار من باشی،اون خانم انتخاب پدرم و تو انتخاب منی،منم حالی دارم که اگه جوابشو ندم می میرم.احساس افسردگی شدید دارم.همچنین ارزو می کنه که یه روزی به هم برسیم.به نظر شما اگه اون منو واقعا می خواست باید راضی میشد تحت هر فشاری به این کار دست بزنه؟ایا اختلاف سنی اینقدر مهم بود که همه چیزو نادیده بگیره؟پس حالا که این کارو کرده دیگه از من چی می خواد؟به نظر شما میشه ادم کس دیگه ای رو بخواد ولی واسه راحتی اعصاب یه عمر با کسی زندگی کنه که بهش علاقه نداره؟می شه به خاطر ترس از دست دادن مال پدرش از من بگذره؟
مریم
با سلام دختری هستم 26 ساله که مدت 4 سال با پسری که 1 سال و نه ماه از من کوچکتر بود دوست و از سال اول رابطه داشتیم ما تقریبا 7 روز هفته رو با هم بودیم،یه جورایی همکارم بودیم،ایشون در خانوادهای بزرگ شده که.پدرش خیلی مذهبی و سخت گیر بوده به طوری که تقریبا همه تصمیمات را برای او می گیرد.ولی همه مال و اموال و زندگی اش زیر دست اوست.ما از صمیم قلب به هم علاقه داشتیم و با وجود این شرایط سخت همیشه با هم خوب بوده و خوش می گذراندیم.من و او واقعا می توانستیم همدیگر را درک کنیم و اگر کسی نبود واقعا با هم خوشبخت می شدیم.اما متاسفانه مدت 3 ماه است که متوجه شده ام پدرش او را مجبور به ازدواج کرده و به قول خودش برای خلاصی از جنگ اعصاب پیش امده در خانه مجبور به اشنایی با دختری شده که پدرش برای او در نظر گرفته و تا محرمیت در حد (صیغه)پیش رفته اند.و دلیل پدرش با مخالفت من اختلاف سنی ما بوده است.اما او هنوز هم هرروز زنگ می زند و میگوید تو باید کنار من باشی،اون خانم انتخاب پدرم و تو انتخاب منی،منم حالی دارم که اگه جوابشو ندم می میرم.احساس افسردگی شدید دارم.همچنین ارزو می کنه که یه روزی به هم برسیم.به نظر شما اگه اون منو واقعا می خواست باید راضی میشد تحت هر فشاری به این کار دست بزنه؟ایا اختلاف سنی اینقدر مهم بود که همه چیزو نادیده بگیره؟پس حالا که این کارو کرده دیگه از من چی می خواد؟به نظر شما میشه ادم کس دیگه ای رو بخواد ولی واسه راحتی اعصاب یه عمر با کسی زندگی کنه که بهش علاقه نداره؟می شه به خاطر ترس از دست دادن مال پدرش از من بگذره؟
samira
سلام من 19 سالمه دو ساله توی یه رابطه ام خیلی دوسش دارم اونم عاشقمه 21سالشه دانشگاه میره واقعا عاشقمه به همه منو معرفی کرده دوستای دانشگاش مامانش ولی همیشه وقتی حرف ازدواج میاد وسط اون میگه من نمیتونم میترسم بامن ازدواج کنی و خوشبخت نشی تا الان خواستگار زیاد داشتم الانم داره ولی اون میگه نمیخواد ازدواج کنی تو مال منی نباید ازدواج کنی در اصل من همچین کاری نمیکنم نمیتونم بغل یکی دیگه بخوابم خیلی سخته اونم میگه نمیتونم میگه اگه به ازدواج فک کنم میخوام تو خانومم بشی ولی میگه من اگه ازدواج کنم تورو شاید توخونه زندونی کنم من میگم حاضرم هرشرایطی رو قبول کنم فقط بزار کنارتو باشم نمیتونم دوریشو تحمل کنم الان نیم ساعت میشه از پیش اون اومدم بعد دوهفته دیدمش خیلی دوسش دارم اونم دیوونمه من میخوام زنش بشم کنارعشقم باشم میخوام قبل یا بعد سربازیش رابطمون رسمی بشه راهنماییم کنید چیکار. کنم توروخدا بگید چیکارکنم بهش برسم
دختری ک سنگ شد
تو یک نگاه عاشق نشدی به مرور این اتفاق افتاده به مرور هم کمش کن عشقتو بهش کم کن ولی خیانت نه دست خودته اگه اومد اومد نیومد هم ضرری نمیبینی سنگ باش بی گدارعاشق نشو
وفا
سلام سمیرا
عشقت دانشجویه و خدمت نرفته و سر کار هم نداره حداقل کاری که بتونه برای خوشبختیت پا پیش بذاره.خودش میگه شاید با اون خوشبخت نشی که نشون میده باید کمکش کنی اعتماد به نفسش بیشتر بشه.ولی در کل وقتی مورد خوبی به حساب میاد که خدمتش تموم شده باشه و موقعیت کاریش فراهم باشه.به زمان اجازه بده خودش همه چیرو درست میکنه.
در نهایت امر خیلی نباید به کسی وابسته بشیم
samira
پس مدیر این سایت کجاست چرا هیچکی راهنمایی نمیکنه
kimiya
سلام
من18سالمه الان نزدیک 2 ماهه با پسری دوستم که هم دانشگاهیمه.اون3سالی ازم بزرگتره ولی اون بچه کردستانه و سنی هستش اما من شیعه ام.قبل اینکه دوست بشیم باهام خیلی حرف زد تا قانعم کنه اخه من قصد دوستی نداشتم.تاحالام کارایی کرده که خودشو بهم ثابت کنه مثلا هروقت من حرف از تموم کردن میزدم اون میگف اگه تو منو نخوای من میرم ولی بدون تموم کردن برای من راحت نیس یا بخاطر من چند نفر که تو دانشگاه منو میخواستن تهدیدش کردن ولی اون با اینحال کنار نکشید به من الکی قول ازدواج نمیده ولی میگه اگه خدا بخواد که جور میشه مادر من ومادر خودشم از دوستی مون باخبرن رابطه مونم طوریه که اصلا با هم هیچ برخورد فیزیکی نداریم و تا الانم کلی قسم خورده که منو بخاطر هوس نمیخواد من دوستش دارم اونم میگه که منو میخواد بنظرتون رابطه مون درسته؟حتی من یه بار بهش گفتم که بابام شک کرده بهم گفت نگران نباش اگه بابات فهمید من میام و باهاش صحبت میکنم
وفا
سلام کیمیا
از لحاظ مذهبی متفاوتید.اجازه بده مادر و حتی پدرت تصمیم بگیرن چون اونا میدونن که چی درسته و چی غلط و بد تو رو نمیخواین.
در ضمن 18 سالته پس احتمالا سال اول دانشگاهی و این دوستی و وابستگی طبیعیه ولی هرچی کمتر بهتر.نظر خانوادشو ازش بپرس ببین اونا چند چندن
شکییی
دوستان من تقریبا پنج ماه با یه پسر دوستم خیلیییی هم دوستش دارم البته ناگفته نماند که اونم خیلییی منم دوست داره خوانواده ی اون کلا خبر دارن خونواده ی منم همه بغیر از داداشم و پدرمم تا حد کمی خبر دارن .و خیلی هم باهم بحث آینده رو میکنیم تقریبا آینده رو باهم ساختیم اما یه سری مشکلات داریم اونم اینه که اون پیش از هر چیزی پشت کنکوری هستش و هنوز خدمت سربازی نرفته .میگ که منبخاطری یه سری مسایل معافم مثلن خدمت پدرش در جبهه و...پس میمونه کنکورش اگ ایشاللا قبول بشه دوسال میره دانشگاه و بعد میاد عقد میکنیم الته میگه که قبل از رفتن به دانشگاه منو نشونه میکنه و بعد میره اما مشکل دیگه ای که داریم و خودشم از این مشکل خیلی رنج میبره اینه که خیلی زود عصابش بهم میخوره و یه حرف های به من میزنه که بعد از کمتر از یک دقیقه خودش میاد بسیار معذرت خاهی فراوان میکند و ابراز پشیمانی میکند.همش میگه کمکم کن این عادتم رو کم کم ترک کنم.و با همین رفتاراش من سرد میشم ازش.نمیدونم بخاطر سنه کممه یا تجربه ی کممه.من 17سالمه اونم 21سالشه ولی من خیلی دوستش دارمحاضرم هر کاری رو که بگه براش بکنم.در حد پرستش دوسش دارم.الان مشکل من چیست چیکار کنم 
وفا
کمتر پسری رو دیدم که پاش به دانشگاه برسه و رو حرفای قبلش بمونه.چرا اینقد عجله داری برای ازدواج؟
اینکه میگی """خیلی هم باهم بحث آینده رو میکنیم تقریبا آینده رو باهم ساختیم""""درست انشاالله که پسر خوبی باشه و رو حرفاش پا نذاره
ولی یادت باشه
اکثر آدمها زیبا فکر میکنن
زیبا حرف میزنن
ولی زیبا زندگی نمیکنن
موفق باشی
یاسمن
سلام
من 27 سالمه 4 ساله با یه آقایی دوست شدم
ازنظر قیافه و تحصیلات از من پائین تربود
حالا بگذریم بعد از 4سال گفتم باهم ازدواج کنیم تاکی دوست باشیمو.... باکی دعوا که خواستیم ازهم جداشیم
تازه فهمیدم ای دل غافل 10 سال پیش آقا با یه دختر دوست شده و اتفاقاتی افتاده و دادگاه عقدشون کرده ونصف بدنش به نام اون زن هست
و الانم از اون زن هیچ خبری نداره
به نظرتون من پاش وایسم؟یاراهی هست که اون زن رو طلاق بده؟
وفا
سلام یاسمن
وقتی دادگاه اینطوری حکم داده یعنی یک دست و یک پای پسرو مهر دختر کرده تکلیف شما هم مشخص دیگه چرا خودتو گول میزنی میخوای باکسی باشی که در طول4 سال از خودش بهت هیچی نگفته و پنهان کاری کرده.به نظر خودت باید پاش واستی؟نه هیچ راهی نیست که طلاق بگیره مگر اینکه زنش راضی باشه که بعید میدونم.فکر کن طلاق گرفت و با دست و پای سالم اومد پیشت باهاش ازدواج میکنی؟؟؟
ی عاشق
سلام دوستان...خاستم از تجربیات خودن براتون بگم..من 25 سالمه و الان یک سالو نیمه با یکی هستم ک خیلی همو دوس داریم...این اقا ب حدی منو دوس داره ک حتی میترسه بهم بگه دلم میخاد دستتو بگیرم یا ببوسمت واس خاطر اینکه شاید من دیدم نسبت بهش عوض بشه..پاکیو نجابت از سرو روش میباره و قراره ی سال دیگه ازدواح کنیم...من قبل این اقا با چن نفر دیگه ب قصد ازدواج بودم ولی همیشه ی سوال تو ذهنم بود ک ایا واقعا پسر خوبیه...ایا منو خوشبخت میکنه...ایا این همون نیمه گمشده منه...و هزاران سوال دیگه ک هر وخت سعی میکردم جوابشونو پیدا کنم اعصابم خورد میشد...ولی الان با این اقا پسری ک هستم زندگیم ازین رو ب اون رو شده...حتی ی بار هم دعوامون نشده...انقد ک دوسم داره همیشه اشتباهاتو گردن خودش میندازه تا من ناراحت نشم اخه من بهش گفتم ک حساسم...این رفتارش باعث شده حتی منم تغییر کنم و کمتر ناراحتش کنم.... منظورم اینه که وختی با ی پسر هستین باید با تک تک سلولای بدنتون حس کنین که اره این همونهههههه....نه اینکه همش فک کنین منو میخاد... نمیخاد....دوسم داره.....ی پسر اکه عاشق باشه حاضر ب خاطر عشقش هررررکاری بکنه...من واقعا خوشحالم ک همچین پسری گیرم اومده...البت بگم ک اصلا قیافه نداره ولی سطح تحصیلات عالی داره و این پاکیش باعث شد ک بعد 6 ماه قبولش کنم....
وفا
سلام دوست
این خیلی عالیه دمتون گرم باشه.
اینکه گفتی """انقد ک دوسم داره همیشه اشتباهاتو گردن خودش میندازه """
جای تأمل داره.باید بیشتر همو بشناسین
موفق باشی
سوگند
منه لوچو بگو که الان 5 ساله به پاش نشستم .
دله دیگه چه میشه کرد . ولش نمیکنه
یه وقتایی فکر می کنم زدم رو دست مجنون
ناشناس
به نظر من یکیو دوس داشته باشی ندونه خیلی قشنگتر از اینه ک بدونه و گند بزنه به تمام زندگیت حداقلش اینه ک اونی ک نمیدونی خاطره ای نمیسازه برات دنیاتو خراب نمیکنه ابروتو نمیبره و... اشتباه ترین اشتباه دوست شدن با جنس مخالفه تجربش کردم دردشو کشیدم تاوان دادم تا به این نتیجه رسیدم ولی کاش زودتر از این میدونسم دوست داشتن پسرا تو کمرشونه
وفا
سلام ناشناس
گل گفتی ولی دیر گفتی
دهنت درد نکنه
یه جای دیگه تو نظرات گفتم بهترین نوع دوست داشتن اینه که به زبون نیاری.
ولی باور کنین همه آدما مثل هم نیستن
چقد قشنگه که به جای مخ زنی واسه خوشبختی کسی که دوستش داری همیشه دعا کنی و از شادیش شاد بشی و از غمش غمگین طوری که اون متوجه نشه
نازی
سلام.من 9ماهی است باپسری اشناشده ام....ایشون برای ازدواج بامن تردید دار ی جورایی شک داره...چیکارکنم
وفا
سلام نازی
شما نباید کاری بکنی اون باید اقدام کنه
feriya
سلام من یه دخترم که ماه دیگه 18 ساله میشم ناخواسته عاشق یه پسر 28 ساله شدم اونم منو خیلی دوست داره اما به خاطر مشکلاتش از من دوری میکنه خیلی با شخصیته اما میخواد من صدمه روحی نبینم اما من واقعا نمیتونم بزارم بره و فراموشش کنم هر شب گریه میکنم تورو خدا کمکم کنید :(
وفا
سلان فریا
اون تجربه زیادی داره.سعی کن وابستگیتو بهش کم کنی.اینطوری به اون کمک خیلی خیلی بزرگی کردی.معلومه که آدم با شعوری هست وگرنه فقط به فکر خودش بود
موفق باشی
ندا
عشق واقعی همیشه وجود داره و اگه از خدا و کائنات و قانون خلق بخواید واستون وجود داره این خود انسانها هستن که زندگیشونو میسازن زندگی واسه من لحظه به لحظه زیباست مردها خیلیم خوبن کی گفته تنوع طلبن این حرفا همش حاشیه سازیه ازدواج زمانی ارزش داره که با اونی که دلت میخواد ازدواج کنی وگرنه زیر یه سقف بودن و که همه بلدن مهم زندگی کردنه همسفر بودن تا خود بهشته
مریم
چرا هیچکس جواب منو نمیده من مریمم بالا سرگذشتم رو واستون گفتم تو رو خدا یکی راهنماییم کنه خواهش می کنم
گلی
سلام مریم جون من سرگذشتتو خوندم،شاید بخاطر اینکه پول پدرش رو ازدست نده اینکارو کرده یا شایدم مجبور شده،اما دلیلی نمیبینم که اگه دوستت نداشت بهت زنگ میزد،منم شرایط تورو دارم اما یکم متفاوت تر....اگه واقعآ همو میخواین،از ازدواجش منصرفش کن،تو نمیتونی کنار مردی باشی که هیچ وقت واسه تو نمیشه و ازدواج کرده،همه تلاشتو واسه رسیدن بهش بکن و اگه ازدواج کرد ترکش کن،امیدوارم که از ازدواجش منصرف بشه
مریم
سلام گلی جان مرسی گه نظرتو گفتی ولی دوست داشتن اینجوری به درده من نمی خوره چه جوری منصرفش کنم؟ اگه می خواست که نمی رفت،دلم واسه اون دختره می سوزه ،اون که بی گناهه ،می ترسم اگه زندگی دختره خراب بشه نتونم خودمو ببخشم
ناشناس
دخترا
پسرا
گول نخورید
دوستی قبل از ازدواج حتی به قصد شناخت هیچ نتیجه مثبتی نداره وای به حال رابطه و rel و ...
اگه به ازذواج منجر بشه تحقیقات نشون داده بعد از حدود 2 سال به هم شک می کنن رابطه شون سرد می شه و زندگی می شه جهنم
اگر هم نشه که ضربه روحی و روانیش به این راحتی ها قابل جبران نیست
حیا داشته باشید و غیرت نشون بدید
یه دختر
سلام ب دختر خانوم های گل گلاب من یه دخترک و روی صحبتم با دختراس و عشق اگه با عقل انتخاب بشه درسته آبجی های گلم دختر حتی اگهسخت عاشق باشه زود فراموش میکنه زود محبت یه پشر دیگه رو جایگزین میکنه اینم نعمتیه که خدا ب دخترا داده ما حساسیم احساساتیم اما زود فراموش میکنیم فرصت ازدواج رو از خودتون نگیرید یه نفر دیگه همون دوست دارم هارو تو گوشتون بخونه میگید گور پدر یارو قبلی اصن پسرجماعت ارزشی ندارن که بخواید منتظر خواستگاریشونم باشید فرصت طلب باشید بهترین کیس رو انتهاب کنید نگاه پسرا کنید شدن قیافه پرست زرنگ باشید
مهسا
slm dostan mn to ye rabete hastam tarafe moghabelamam kheyli az ezdevaj harf mizane vali khastegari nagofte ehsas mikonm rosh nmishe nmidonm chika konm
وفا
سلام مهسا
بهش فرصت بده نه اونقد که خودتو گرفتارش کنی
Sara
سلام دخترا هر چه قدر هم دوستش دارید بازم باید جلوی خودتون رو بگیرید و کم محلی کنید چاره ای نیست منم ی مدت با عشقم مشکل داشتم تا اینکه شروع کردم به کم محلی تحملش سخت بود و طول کشید ولی از روز اولم بهتر شد حتی يه قراری گذاشت مادرشو ببینیم اعتماد کنید هر چی کم محل تر بهتر
مهرنوش
سلام، من ٢٩ سالمه، دانشجوي دكترا هستم، با يه پسري اشنا شدم چند وقته كه به شدت بهم محبت داره حتي چندين بار با هم بيرون رفتيم، از من ٦ سال بزرگتره..هيچوقت به من پيشنهاده دوستي و حتي ازدواج نداده ولي من بهش علاقه مند شدم..باهاش صحبت كردم كه چرا نميخواد ازدواج كنه!!گفت ٦ سال عاشقه دختري بوده و بهش ندادن بعده اونم ديگه نميخواد با كسي باشه...ميشه بگيد با اين ادم چيكار بايد كرد؟
ناشناس
سلام بهش محبت کن باش مهربون باش ولی نذار بفهمه بهش علاقه داری
وفا
سلام مهرنوش
طرف فکرش جای دیگست.شما هم مثل خودش باهاش رفتار کن.ظاهرا فقط به عنوان یه دوست با شما همراه هست.یادمون باشه هر دوستی نباید به ازدواج ختم بشه و این ما هستیم که باید با این رابطه ها کنار بیایم
موفق باشی
negin
سلام وقت همگی بخیر من شخصا ی بار تجربه ی بدی داشتم و الان هم این مسخره بازی هارو باور ندارم پسر اگه واقعا یه دخترو بخواد تحت هر شرایطی که شده خواستگاری میره و نیازی به هیچ اقدامی از طرف دختر نیس.
وفا
سلام نگین
حرفت درسته ولی ازدواج و خواستگاری لازمه ی همه ی دوست داشتنها نیست چه بسا یکی از طرفین ازدواج میکنه و میره سر خونه و زندگیش و طرف مقابل باز هم وهنوز که هنوزه اونو دوست داره و مجرد میمونه.باید شخص مقابل رو کامل بشناسیم
یک دختر
سلام دوستان من واقعا یه سووال عجیب دارم پسری که باهاش نه ماهه دوستم قراره بیاد خواستگاریم ولی دقیقا همین الان دیگه نه بهم میزنگه نه اس میده اعتراضم که کردم میگه چه عجولیو صبرداشته باشو چراازم توقع داری همیشه رو یه خط راست حرکت کنم واسم عجیبه که یهو اینجورشده کسی اگه دونس به منم بگه ...ممنون
آجیاوداداشای گل
یک دختر
سلام دوستان من واقعا یه سووال عجیب دارم پسری که باهاش نه ماهه دوستم قراره بیاد خواستگاریم ولی دقیقا همین الان دیگه نه بهم میزنگه نه اس میده اعتراضم که کردم میگه چه عجولیو صبرداشته باشو چراازم توقع داری همیشه رو یه خط راست حرکت کنم واسم عجیبه که یهو اینجورشده کسی اگه دونس به منم بگه ...ممنون
آجیاوداداشای گل
وفا
سلام
به خودت زمان بده.فکر کن ببین در این نه ماه اونو کامل شناختیش!!!!!!؟؟
یک دختر
سلام دوستان من واقعا یه سووال عجیب دارم پسری که باهاش نه ماهه دوستم قراره بیاد خواستگاریم ولی دقیقا همین الان دیگه نه بهم میزنگه نه اس میده اعتراضم که کردم میگه چه عجولیو صبرداشته باشو چراازم توقع داری همیشه رو یه خط راست حرکت کنم واسم عجیبه که یهو اینجورشده کسی اگه دونس به منم بگه ...ممنون
آجیاوداداشای گل
یه دختر
سلام کسی که باهاش نه ماه دوست بودی حالا که قراره بیاد خواستگاری سرد شده و حتی ج استو نمیده و اس و زنگ نمیزه چه هدفی داره در ج اعتراضم گف چرازم میخوای همیشه یجورباشم و صعو و نزول نکنم چی بگم والا ممنون میشم داداشای گلم ج بدن یا آجیای باتجربه
یه دختر
سلام کسی که باهاش نه ماه دوست بودی حالا که قراره بیاد خواستگاری سرد شده و حتی ج استو نمیده و اس و زنگ نمیزه چه هدفی داره در ج اعتراضم گف چرازم میخوای همیشه یجورباشم و صعو و نزول نکنم چی بگم والا ممنون میشم داداشای گلم ج بدن یا آجیای باتجربه
یه دختر
سلام کسی که باهاش نه ماه دوست بودی حالا که قراره بیاد خواستگاری سرد شده و حتی ج استو نمیده و اس و زنگ نمیزه چه هدفی داره در ج اعتراضم گف چرازم میخوای همیشه یجورباشم و صعو و نزول نکنم چی بگم والا ممنون میشم داداشای گلم ج بدن یا آجیای باتجربه
سحر
به نظر منکه عشق وعاشقی وجود داره و عشق واقعی هم پیدا میشه بستگی به این داره چه طرز فکری داشته باشیم طبق قانون جذب ما خودمون ادمای دور وبرمون رو سمت خود میکشیم اینو من نمیگم علم فیزیک ثابت کرده اگه اعتقادمون بر این باشه عشق نیس واگه هس دروغه پس هیچ وخ شانس داشتن عشق رو پیدا نمیکنیم اما این به این معنی نیس هر دختری با پسر دوست شه وبگه همه خوبن باید از رو اگاهی باشه ..
وفا
سلام سحر
به نظرم جالب اومد لطفا اگه وقت کردی در مورد فیزیک بیشتر توضیح بده و اینکه چطوری ناخودآگاه باعث میشیم کسی به سمتمون جذب بشه
باتشکر
مری
سلام برو بچه من یک سال باهاش دوستم خیلی دوسم داره حواسشم بهم هست تمام رابطه ما گرفتن دست هم بوده اما هروز خودش منو می بره دانشگاه چون راننده آژانسم روزای اول وقتی می امد دنبال از اینه تماشام می کرد حرف شو بلخره یه روز زد منم بعد چند بار دعوا قبول کردم من خیلی دوسش دارم اونم همین طور ولی مشکل اینجاست تا الان حرفی از ازدواج نزده ضمناً اوستاد زبانم تو دانشگاه خودش
وفا
سلام مری
ببین شما خودت ازش سوال کن مگه چی میشه؟شما فقط واسه ی آرامش خودت ازش سوال کن.
جامعه اینو بد میدونه ولی دلیل قانع کننده ای وجود نداره که بخوای خودتو عذاب بدی و منتظر بشی پسر حرف بزنه.ما که برای جامعه زندگی نمیکنیم.
وقتی خودت بپرسی نتیجش یا منفی یا مثبت ولی مطمنی که دیگه چطوری و تا چه زمانی با این رابطه کنار بیای.پس به فکر خودتون باشین
موفق باشی
مری
سلام من و دوست پسرم یک سال دوستیم اونم دوسم داره راننده تاکسی منه و اوستاد زبانمم بوده تو فرهنگ سرا پنج سال از من بزرگ تره اما هرگز از ازدواج با من صحبت نکرده می ترسم بره تنهام بزار چیکار کنم اخه واقعاً دوسش دارم
مژده
عزیزای دلم سلام
من تو رابطه هام خیلی موفق بودم, با هر کی هم بودم عاشقم شد بعد من ولشون کردم, تلافی همتون رو دراوردم, ولی واقعن چرا ازدواج نکردم؟؟ چون حوصله درگیری ندارم, من همیشه از یه متد استفاده کردم رفتم جلو طرف که عاشق شده کلن پس کشیدم و حتا از طرف متنفر شدم, نمی دونم چرا این پسرا انقد اویزوون منن, قیافم خوبه تحصیلات هم دارم ولی به اینا ربطی نداره, من میگم مرموز بودن کلید موفقیت من بوده, البته موفقیت تو رابطه منظورمه. عزیزان از هر کسی که دوسش داری فاصله بگیر اگه دوست داشت بر می گرده, نداشت هم فدای سرت. ایا ما دخترا واسه پسرای چلغوز باید عزا داری کنیم؟؟ معلومه که نه, ما باید بخندیم و شاد باشیم, به این فک کنید که همون پسری که الان معشوق شماس واسه یکی دیگه شکل کارگرای اب حوض خالی کنه, انقد این پسرا رو نکشید بالا, خودتون رو بدوستین و سلام, سوالی داشتین بپرسین
وفا
سلام مژده
مژده جان به این فکر کردی تا حالا بین اون پسرا شاید شاید پسری بوده که واقعا دوستت داشته و عاشقت بوده الان چکار میکنه و باکی هست؟کاری که تو با اون کردی باعث میشه اون(البته اگه نادان باشه)با یه دختر دیگه که واقعا اون پسر رو دوست داره انجام میده و همین روند ادامه پیدا میکنه و بعد هم تو این سایت ادعای دوستی با دخترا و همجنسای خودت داری!!!
یه چیز دیگه تو از کجا مطمنی که با آقایونی که رفاقت داشتی اونا واقعا عاشقت بودن؟؟احتمال زیاد اونا هم همون حسی رو بهت دارن که تو به اونا داری.
بعد از بازی شطرنج شاه و سرباز همه در یک جعبه قرار میگیرن
vivi
من که خیری از زندگیم که نفسم بود و ی دفعه ای ولم کرد ندیدم
پری
سلام منو دوس پسرم تو چت اشنا شدیم ولی خیلی خوب میشناسمش روکه روپای خودشه لوس بازی در نمیاره به هرکسی رو نمیده عاشق اخلاقشم خیلی دوسش دارم ولی نمیدونم درباره چی باهاش حرف بزنم که به خودم جذبش کنم
محمد
متاسفم برات دختر
دوستی با پسر
اونم تو چت
بزار همین الان روشنت کنم
دختر اون میزاره میره بعد یه مدت اینقدر علاقه مند و وابسته نشو بهش
وفا
سلام پری
شما خودت باش.نیازی نیست جذبش کنی.اگه اخلاقاتون مناسب هم باشه خود بخود جذب میشین
موفق باشی
مهدیه
چرا آقایون کم نظر دادن؟ البته همونایی که نوشتن خیلی کارسازه ولی کاش بیشتر نظر بدن.
از خوندن نظرات آخر خیلی حالم بد شد. چقدر دلسوخته داریم :( خدایا به همه آرامش بده عشق واقعی نصیب همه کن
لیلی
سلام من به تازگی با پسری آشنا شدم که به هیچ وجه اهل سواستفاده نیست دلش میخواد ازدواج کنه اما دو دله اون افسرده است و من دوسش دارم میخام کمکش کنم اون با وجود خواستن من میخواد که منو به بهانه های مختلف دورم کنه لطفا بگین چکار کنم
وفا
سلام لیلی
شما انسان خوب و مهربانی هستی.شما اول هدفتو از برقراری ارتباط با این شخص مشخص کن.اگه شما به فکر ازدواج با اون هستی اولین کار پیدا کردن دلیل افسردگیش هست و اینو بدون که شخص افسرده خیلی خیلی دیر وابسته میشه و وقتی هم وابسته شد سخت دل میکنه و شاید بعد اوضاعش بدتر از اینی که هست بشه.پس اول شما باید وضعیت خودتو روشن کنی و اگر هم هدفت دوستی با اون شخص هست باید بهش بگی که شخص متوجه بشه چطور با شما رفاقت کنه
نارسیس
سلام بنظر منم نباید اصلا ب پسر اصرار کرد یا نشون داد ک خواهان ازدواج باهاشی پسرا اگر خودشون بخوان حتمن ی کاری میکنن من ضربه همین رفتار پسرا را خوردم
من خودم دخترم چندسال عاشق یکی بودم
آخرش بهم خیانت کرد و رفت و من موندم و قلبی ک دیگه نتونست هیچ مردی را جذب کنه یا دوست داشته باشه
خودم دارم زجر میکشم ک چرا نمیتونم هیچ مردی را جذب کنم
الان با ی آقا آشنا شدم ولی نمیتونم جذبش کنم چون قلبم میلرزه و عصبی میشم ازش با اینکه خیلی خوش اخلاق و مهربونه
کاش ی راهی بود ک میتونستم خلاص بشم از این حالت ترس نزدیک شدن ب مردها
نارسیس
سلام بنظر منم نباید اصلا ب پسر اصرار کرد یا نشون داد ک خواهان ازدواج باهاشی پسرا اگر خودشون بخوان حتمن ی کاری میکنن من ضربه همین رفتار پسرا را خوردم
من خودم دخترم چندسال عاشق یکی بودم
آخرش بهم خیانت کرد و رفت و من موندم و قلبی ک دیگه نتونست هیچ مردی را جذب کنه یا دوست داشته باشه
خودم دارم زجر میکشم ک چرا نمیتونم هیچ مردی را جذب کنم
الان با ی آقا آشنا شدم ولی نمیتونم جذبش کنم چون قلبم میلرزه و عصبی میشم ازش با اینکه خیلی خوش اخلاق و مهربونه
کاش ی راهی بود ک میتونستم خلاص بشم از این حالت ترس نزدیک شدن ب مردها
وفا
سلام نرگس(نارسیس)
اون اگه دوستت داشته باشه خودش اقدام میکنه.گرچه دوست داشتن به گفتن و به زبان آوردن نیست
موفق باشی
ناشناس
هییی
صدف
پسرعمومو خیلی دوست دارم قبلا شنیده بودم که اونم منو دوست داره فکر میکردم که به موقعش با هم ازدواج میکنیم ولی الان متوجه شدم که احساسی نسبت به من نداره دلیلشو نمیدونم آیا امکانش هست دوباره به من علاقه مند بشه؟ لطفا جواب بدین
وفا
سلام صدف
چطوری و از کجا شنیدی دوستت داره؟شما زندگیتو بکن اگه بخواد خودش میاد
موفق باشی
صدف
سلام وفاجان ممنون که جواب دادین به شوهر خواهرم گفته بود که منو دوست داره و من به واسطه خواهرم شنیدم
وفا
سلام صدف
خواهش میکنم.جوابهایی که میدم به این خاطر هست که شاید بتونه راه حلی باشه و انشاالله تاثیر سویی بر تصمیمات افراد نداشته باشه.
نمیدونم چرا به خودت نگفته شاید خجالت میکشه البته شما اینو باید تشخیص بدی چون با ایشون فامیل هستید و بدون شک یه شناختی نسبت به هم دارین.شاید هم به دلیل شرایط و موقعیت جامعه هست که به خودت مستقیم نگفته که بهش وابسته نشی و اگه خواستگاری برات اومد دو دل نباشی و به خاطر پسر عموت وانستی.
میدونی به نظرمن وقتی دوستت دارم رو نسبت به کسی به زبون میاری و بهش میگی مسولیت خیلی بزرگی رو متحمل میشی.
ببین عزیزم نمیدونم شما موقع ازدواجو چه زمانی میدونی ولی مطمن باش زمانش میرسه و اینکه خیلی خودتو درگیرش نکن چون شما خودت عذاب میکشی اونکه داره زندگیشو میکنه.در ضمن اگه خانوادشو میشناسی و مطمن هستی یه جوری به گوشش برسون که خواستگار داری مهم نیست اگه خواستگارم نداری هدف ازین کار اینه که حساب کتابشو بکنه و اگه هدفی برای زندگی با شما داره عملیش کنه.
شما هم مستقیم یا غیر مستقیم به خواهرتون بگین که به همسرش این موضوع رو بگه و به گوش طرف برسونه.تا حداقل شما اینطوری راحت بشید و به خودتون بدهکار نباشید.
به این موضوع هم دقت داشته باش که از وقتی شنیدی دوستت داره(به واسطه خواهرتون)چقد زمان میگذره.اینو گفتم که خیلی به پاش وانستی و ذهنتو درگیرش نکنی.
پرحرفیم کردم صدف جان.
انشاالله که موفق باشی
صدف
وفا جان با این حرفتون موافقم که میگین از وقتی که شنیدین دوستتون داره چقدر میگذره واقعا زمان زیادی میگذره واین احتمال وجود داره که کلا نظرش تغییر کرده باشه ممنون که گوشزد کردین که خیلی به پاش نمون متشکرم
وفا
نذار طوری بشه که خاطراتت از امیدهات قویتر بشه که اونموقع پیر شدنت شروع میشه.
منکه خل شدم دیگه.3ساله از یکی تو ذهنم بت ساختم و دارم باخاطراتش سر میکنم.رومم نمیشه1کلمه باهاش حرف بزنم.اگ اونقد که یاد اون بودم یاد خدا بودم خدا بهشتو بنامم زده بود.5روزپیش 130کیلومتر راهورفتم(باماشین)تا از جاییکه آخرین بار دیدمش فیلم بگیرم.
خاطره ها گاهی وسط یک فکر و گاهی وسط یک خیابان زمینت میزنند
فطمه وبهزاد
مامانم ميخادواسمون وكيل بكيره كه نامه بكيره ازدواج كنيم اكه خدابخادولى هنوزكارى نكرده منوبهزادداريم ديونه ميشيم الانم خونه مامانمم زندانيم هيج تلفنى دورم نيست ميرن بيرون دروقفل ميكنن مامانم ميكه تحمل كن همه جى درست ميشه منوبهزادهميشه باهم دردودل ميكنيم كريه ميكنيم همواروم ميكنيم تويه بشقاب هميشه ناهارميخورديم باهم رويه تخت ميخوابيديم اماخوشبخت بوديم كنارهم يكبارنشددل هموبشكنيم هميشه همودرك ميكنيم هيجوقت نشدبهم دروغ ياخيانت كنيم هميشه كوشيش دسته من بودبيرونم ميرفت نميبردميكفت كوشى ميخام جيكاراصن ماله خودت رمزكوشى همديكرم ميدونستيم دراين حدبهنم اعتمادداشتيم هيجوقت جيزيوازم مخفى نميكردحتى اكربدترين جيزهم بودميكفت بهم بهم كفت كه من راضيم ناراحت بشى ولى بميرمم ازت بنهان نميكنم منم همينطورخيلى هموميخايم تاحدمرك همش كريه ميكنه طاقت دوريموندارههيجوقت بابامونميبخشم باعث بانيش فقط بابامه بدم ميادازش حتى ارم ميشه باباصداش بزنم من كمبودمحبت خيلى داشتم بهزادهمشوبرطرف كردبهزادواسم شدبدرم مادرم برادرم خواهرم كه هيجكدومشون نداشتم جاى همشون بركردازش ممنونم تاباى مرك باهاش ميمونم اونم بدرمادرش جداشدن خيلى زجرتنهايي كشيده اقاى وفاراهنماييم كنيدكه بايدجيكاركنم
فاطمه وبهزاد
داداش وفابابام منوبه زوربردتهران كه منوراضى كنن كه ازدواج نكنم اماهيجيونميشنيدم شوهردختردايى بابام كفت ببين اكه يك هفته نه زنكش بزن نه اسش بده اكه واقعابخوادت مياددنبالت كفت بهش بكوانقدسكه انقدمهريه منوبايدباهمين لباس تنم بخاى بايدبياى مال ارث ميراث روامضاكنه كه جشمش دنبال بول مامان بابات نيست جيزى بهت نرسه واسه هميشه بدون بدرمادرباشى كفتم باشه بهش ميكم
وفا
سلام فاطمه
فاطمه جان منم مثل شما تو این سایت یه رهگذر و به عبارتی بازدید کننده ام و تا حد امکان با افراد احساس همدلی میکنم.
حرفاتون خیلی شکسته بسته بود اما اینو متوجه شدم که آقا بهزاد پسر خوبیه و شما علاقه شدیدی نسبت بهش داری.وشما با مادرت زندگی میکنی و ایشون میخوان وکیل بگیرن.
من دقیق متوجه نشدم احتمالا چون پدرتون راضی نمیشه.قانونی میخواد پدرتو راضی کنه.مامانتون ظاهرا با ازدواجتون راضی هستش و100درصد بهزادو میشناسه دیگه.شما هم مدعی هستی که بهزادو میشناسی.و فقط پدرتون آقابهزادو نمیشناسه.
میدونی چرا اذن و اجازه دختر برای ازدواج به عهده ی پدر هست؟؟؟چون برای یه دختر -""دلسوزترین"" مرد پدرش هست.دلیل مخالفتشونو بپرس.قانون در صورتی به پدرت اجازه اظهار نظر نمیده که پدرت دلیل قانع کننده ای برای مخالفت با ازدواج شما نداشته باشه.
ببین عزیزم اگه درست متوجه شده باشم مادر و پدرت از هم جداشدن و از طرفی مادر پدر بهزاد هم همین شرایطو دارن و به نظرم این دلیل مخالفت پدرت هست.
فاطمه جان مطمن باش با اینکه پدرت جدا شده اما دوستت داره و اینو بدون براش مهمی که سخت گیری میکنه وگرنه خیلی زودتر ازاینها شوهرت میداد و و بیخیالت میشد یا اصلا بهت کار نداشت.بیشترین آمار طلاق مربوط به ازواج دختر و پسرای کم سن و سال هست البته استثناهایی هم وجود داره که الان خوشبختن.اینو من نمیگم جامعه داره میگه.اینو گفتم که بدونی بعضی پدرها واس خاطره کم شدن یه نون خور از خانوادشون دخترشون رو زود شوهر میدن البته جهالت خود دختر هم موثره.
زمان حلال خوبیه یکم به خودت زمان بده.
پدرتون دوست نداره آینده دخترش خدای نکرده مثل زندگی خودش و پدر مادر بهزاد بشه.مطمن باش یه مرد بهتر از هر کسی همجنس خودشو میشناسه.نمیدونم چندوقته بهزادو میشناسی ولی هیچکس نمیتونه ضمانت بده که یک رابطه تا چه زمانی پایدار باقی میمونه.
به نظرم شوهردختردايیتون پیشنهاد بدی نداده.
اگه از لحاظ مالی به کسی متکی نیست و شغل مناسب داره به عبارتی دستش تو جیب خودشه میتونه مورد خوبی باشه
بدبین نیستم ولی واقع بینم راستش خیلی زمان لازم هست که یک نفرو واقعا بشناسیش.
من هنوزهم متوجه نشدم که مادر و پدرت جدا شدن از هم یا نه.به همین خاطر امیدوارم سوتفاهم نشده باشه اگه بد متوجه شدم.
به حرفای پدرت بیشتر فکر کن.
انسان هم مثل بقیه موجودات به همه چیز عادت میکنه
انشاالله که موفق باشی
فاطمه وبهزاد
بركشتيم شيرازخونه بابام بابامم خونه نبودداشتم كريه ميكردم بشت بنجره بعددلتنك بهزادم بودم يه دعفه بهزادوباموتورتوى كوجه روبروى خونه ديدم بنجرروبازكردم باهاش حرف زدم حالش خوب نبودكفتم بهزادكفت جانم كفتم منوبه يه شرط بهت ميدن كفت جه شرطى كفتم اينكه منوباهمين لباس تنم بخاى وبياى مال ارث ميراث روامضاكنى كه بخاطربول اينامنونميخاى كفت هرجاباشه امضاميكنم مامانم كفت سكه مهريش انقدبهزاددادزدكفت انقدسكه جيه بكنش دوهزارسكه داداشم كفت بروبى زندكيت امابهزادكفت من هيجانميرم زندكيم اونجاست بابامم وقتى اومددادوفريادميزدكه غلط كردى باهاش حرف زدى زنكش زدكلى فوشش دادامابهزاددست وردارنبودتااينكه باباى شيطان صفتم خواست ببرتم بهزيستى اونجابامشاورحرف زدم فهميدن حال منم خوب نيست هه خيلى جالبه خانواده ادم دخترشون نخوان مثل يه اشغالم واسشون ارزش ندارم وقتى يادم ميادتوشكم مادرم بودم ميخواسته منوبندازه بدبخت تره منم هست اخه مرديكه من كه دخترت نيستم بزارازدواج كنم اززندكيتون برم جراديكه روزكارمنوسياه ميكنيدجشام بره اشكه ازخودم بدم ميادبهزادبخاطرمن ابروش رفت همه بهش ميكن زنت اينجوريه اماباهمه دوستاش دعواكرده زده كفته كسى حق نداره درموردزنم بدبكه همش ميكن زنش خرابه فلانى بهش تجاوزكرده لعنت به زندكيم كه هيجكسوندارم شدم تنهاى تنهافقط بهزاددارم
فاطمه وبهزاد
اينم بكم كه من باهزارنفربودم ازوقتى بهزادشناختم عوض شدم نزاشت اب تودلم تكون بخوره تيبم جلف بودديكه نميزاشت مانتوكوتاه ببوشم شلوارتنك ببوشم من ازجادرمتنفربودم امالان يه دخترباحجاب جادرى شدم الان عاشقه جادرهستم هميشه حجابم رعايت ميكنم خلاصه بهزادمنوعوض كردوالان بخودم ميكم جقداحمق بودم كه باهزارنفربودم الان ازتيبم اخلاقم خيلى راضيم خداروشكربهزادجونم منوبخودم اوردواسم هيجى كمبودنزاشت من تاعمردارم مديونشم
فاطمه وبهزاد
من ازاول جريانمونوشتم تااخرش نميدونم جرانيومده ازنصفهاى جريانم اومده
فاطمه وبهزاد
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
فاطمه وبهزاد
داداش وفااين جوابه كيه دادى بالاييه
وفا
سلام فاطمه و بهزاد.
جواب واسه شما بود(اینکه گفتم تو این سایت یه رهگذرم و ...).
پس اشتباه متوجه شدم مامانوبابات باهم زندگی میکنن.میدونم سخته گذشتن از کسی که گذشتتو ساخته و در کنار اون بودی که تونستی گذشتتو تغییر بدی.
این خیلی خوبه که سعی در عوض کردن خودت داری.
یه چیز بهت میگم باید سعی کنی تمرین کنی و عملیش کنی سعی کن بخاطر خودت عوض بشی و تغییر کنی نه بخاطر وجود بهزاد.
اینو بدون که تو خودت خواستی عوض بشی وگرنه هییییییچ آدمی نمیتونه کسی رو عوض کنه و وجود آقابهزاد یعنی وجود یک انگیزه و بس.
ببین عزیزم هر گناهکاری آینده ای داره و هر زاهدی گذشته ای سعی کن به گذشته فکر نکنی.
گاهی وجود یه دوست سر راه مافقط برای این هست که راه درستو به ما نشون بده.
این خوبه که میگی وجود بهزاد باعث شده تیپ و ظاهر شما تغییر کنه ولی مطمن باش که این خووووووود شما هستی که طرز فکرتو عوض کردی و عاقلانه تر تصمیم گرفتی و میگیری.
نباید هیچوقت از روی لباس پوشیدن افراد انسانیتشون رو محک زد.
من ذهنم به همینا قد میده فاطمه جان ولی تا جایی که عقلم برسه سعی میکنم کلمه به کلمه جوابتو بدم و این رو هم میدونم در دو چیز نباس خیانت کرد اولی امانت و دومی مشورت .
یه مشاور هم شاید بتونه کارساز باشه البته اگه شرایطشو داشته باشی.
اکثر آدما وقتی به یه دوراهی میرسن بااینکه راه درستو میدونن بازم راه اشتباهو انتخاب میکنن.میدونی چرا چون راه درست همیشه سخته خیلی سخت.
انشاالله که موفق باشی
فاطمه وبهزاد
سلام وفاجان جون بدراون كسى كه عاشقشم خرمشهرى هست ميكه نه من ازعرب خوشم نميادتوروخوشبخت نميكنه ازكارش كفتى بهزاددستش توجيبه خودشه وكارميكنه شغلش هم ارايشكرى ميكنه وهم برق كارى ميكنه خيلى كاراى ديكه هم ميكنه نه بابام خوبى منونميخادوفاجان مامان بابام هم ميخان جدابشن مامانم روتصميمش مطمعنه جون حتى دختردايى بابامم به مامانم ميكه حق دارى ميخاى جدابشى اين ديونست روانيه مشكل داره درموردشوهردختردايى بابام كفتى اره نظراش وبيشنهاداش بدنبودامابهزادهمش قبول شداومديم شيرازبه يكروزنكشيداومددنبالم كفت توروبالباس تنت قبول ميكنم مال ارث ميراثم امضاميكنم فقط منوميخادحتى تعدادسكه مهريه هم خودش بيشترش كردامانميدونم بابام دردش جيه جراانقدعذابمون ميده من ازاول جريانم بااشناييموواست كفتم توى جندتابيغام فرستادم امااون اصله كاريه نيومده الان دوباره واست مينويسم اولاشوبعدداداش بازراهنماييم كن
فاطمه وبهزاد
منوبهزادمثل خواهربرادربوديم من يكى بلاسرم اورده بودبهزادم ازاولش يه مدتى دنبالم ميكشت تابالاخره بيدام كردشديم خواهربرادرواسه اولين باركه ديدمش دعوتش كردم خونمون داشتم كريه ميكردم خيلى داغون بودم داشتم كريه ميكردم امامن توهمون نكاه اول عاشقش شدم محكم بغلم كردم بيشونيموميبوسيددستاموكرفت ازاون لحظه شدهمه كسم من اين همه سال نه محبت داشتم نه مادرداشتم نه بدرنه برادربهزادجاى همشون كرفت ارومم كردجندروزبعدش رفتم خونشون كناربدرش نشستم باباش فهميدكه ماعاشق هم هستيم ميكفت خوشبخت شين هميشه سه نفرى ناهارميخورديم بعضى موقع هاهم جهارنفرى مامانمم خونشون ميومد جنددقيقه بخاطرمن ميشنست ميرفت بعدميومددنبالم
فاطمه وبهزاد
وقتى كه خونه اجاره كرديم كم كم دست بكارشديم وسايل جمع كرديم رفتيم خونه جديدمنم به بهزاداصراركردم بياخونه مابمون اماناراضى بودامااومدش باداداشم اشناش كردم باهم ديكه خوب بودن بغض كردم دارم ايناروميكم اومدتواتاقموهمه جيومرتب كرديم كه ديديم شد١١شب باداداشمومامانم بحثم شده بودجلوبهزادكه بهزادم خواست بره من نزاشتم كفتم هرجابرى منم ميام كفت نه توبمون اين موقع شب كجاميخاى بياى كفتم حرف نزن كفتم ميام توهم بكوباش قبول كردبه زورشناسنامموكارت مليموكرفتم بابهزادرفتم ساعت شده بودساعاى١شب منم زارزارداشتم كريه ميكردم كه مامانم منوكرده بيرون ازخونش ديكه ماشينم نبودخيلى راه رفتيم بالاخره يكى بيداشدمارورسوندبابام جاى جفتمون انداخته بودكه مابرسيم ازاون روزبه بعدديكه سه نفرى زندكى ميكرديم شادوخوشبخت يبارم نشدناراحتى بيش بيادواسمون بابام خيلى بهم وابسته بوديكروزخونه نبودم دق ميكردوقتى بابهزادميومدم بابام بغلم ميكردهى بوسم ميكردهروقت ميرفت بيرون واسم كلى جى ميخريدتااينكه بعدازمدتى بهزادرفت بيش بابام كفت من خواستكاره دخترتم ميخامش ماهموخيلى ميخايم بابام نشست باهاش دردودل كردن وقتى اومدخونه مامانم كفت كه ايناروكفته باورم نشدبهش كفته بودازمامانشوفاطمه ناراحتم اونابخاطرتومنوول كردن ناراحت بود
فاطمه وبهزاد
وقتى كه خونه اجاره كرديم كم كم دست بكارشديم وسايل جمع كرديم رفتيم خونه جديدمنم به بهزاداصراركردم بياخونه مابمون اماناراضى بودامااومدش باداداشم اشناش كردم باهم ديكه خوب بودن بغض كردم دارم ايناروميكم اومدتواتاقموهمه جيومرتب كرديم كه ديديم شد١١شب باداداشمومامانم بحثم شده بودجلوبهزادكه بهزادم خواست بره من نزاشتم كفتم هرجابرى منم ميام كفت نه توبمون اين موقع شب كجاميخاى بياى كفتم حرف نزن كفتم ميام توهم بكوباش قبول كردبه زورشناسنامموكارت مليموكرفتم بابهزادرفتم ساعت شده بودساعاى١شب منم زارزارداشتم كريه ميكردم كه مامانم منوكرده بيرون ازخونش ديكه ماشينم نبودخيلى راه رفتيم بالاخره يكى بيداشدمارورسوندبابام جاى جفتمون انداخته بودكه مابرسيم ازاون روزبه بعدديكه سه نفرى زندكى ميكرديم شادوخوشبخت يبارم نشدناراحتى بيش بيادواسمون بابام خيلى بهم وابسته بوديكروزخونه نبودم دق ميكردوقتى بابهزادميومدم بابام بغلم ميكردهى بوسم ميكردهروقت ميرفت بيرون واسم كلى جى ميخريدتااينكه بعدازمدتى بهزادرفت بيش بابام كفت من خواستكاره دخترتم ميخامش ماهموخيلى ميخايم بابام نشست باهاش دردودل كردن وقتى اومدخونه مامانم كفت كه ايناروكفته باورم نشدبهش كفته بودازمامانشوفاطمه ناراحتم اونابخاطرتومنوول كردن ناراحت بود
فاطمه بهزاد
داشت انقدكه ازبابام خوب ميكفت كه حدنداشت به بهزادكفتم اين ادم درويى هست كولشونخوركفت نه ادم خوبيه به يه ثانيه نكشيدزنكزدبه داداشم كفت بهش بكوقيدبسرروبزنه منم كفتم ديدى بهزادكفتم اين ادم نيست كفت اره حق باتوبودخلاصه منوبهزادبركشتيم خونه بهزاداينابابام كفت عصرى بهزادرفت بيش بابات كفتم اره ميدونم تااينكه فرداش بابام اومده بودتحقيق درموردبهزادحالابدبختيه من اين بودكه خونه بهزاداينابودم مامانم اس داداه بوده به بابام كه فاطمه خودكشى كرده داره ميميره جشاش قرمزشده انقدكريه كرده حالش بده توروخدابياامضاكن هيجى ازت نميخان نه عروسى نه عقدى نه بولى بابام زنكزدبهزادكه كزاشته بودش روبلندكوديدم داره فوش تهديدش ميكنه كه اززندكيمون برودخترم داره ميميره فرداركشوميزنه درعوض من بيش بهزادبودموحالم خوب بودبه هزارتابدبختى يجورى رفتيم خونه مامانم
فاطمه وبهزاد
خلاصه يه روزكه هموديديم داداشم عصبى شدكفت شمادارين هرروزهموميبينيدتااينكه داداشم توخيابون جلوى خالم خواست تامنوبزنه بهزادم دوربودداشت ميديدرفته بودم خونه بهزاداينااخه بابام حالش بدبودبهزاددعواكرده بودكفته بروبيرون تادخترم فاطمه رونيوردى خونه هم نياوقتى داشتم ميرفتم بابام زدزيركريه كفت باباشب بركردكفت توروخدانروكفتم بايدبرم داشت دق ميكردنبودم كفت تانصفهزشب بهزادبيداربودخوابش نميبردبخاطرتوتااينكه باشدم برم بابام دستاموول نميكردمحكم بغلم كردبعدكه باداداشم دعوام شدداداشم زنكزدبه بابام كه بياورش دارببرش خونه خودت تااينكه يه دعفه بابام جلومون سبزشدمامانم خشكش زدديدش يه دعفه داداشم كفت بكيرش كه درنره بهم كفت سوارشين همكى سوارشديم بعدازاين همه سال بغلم كردخودموازبغلش كشوندم كنارزدم زيركريه كفتم توروخدابيافقط امضاكن كفت نه رفتيم خونش كه يه دعفه رفتم دستشويى كوشى شناسنامم توكيفم بودكه ازم دزديده بود
فاطمه وبهزاد
رفت بالاى بشت بون ديدم داره دادميزنه فوش ميده كفتم روانيه تااومدداخل ديدم دوتاكوشى دستشه راستش نفهميدم يكيش ماله منه فكركردم يكى خريده كفت اماده شيدبريم كلانترى همش فوشم ميدادميكفت توباشوبازكردى به اينجاهاتمام بدنم داشت ميلرزيدتااينكه رسيديم جلوى كلانترى دست كردم كوشيمودربيارم بدم مامانم ديدم نه شناسنممه نه كوشيم كفتم كوشون كفت ورشون داشت رفتيم داخل بخودم اومدم كفتم زرنك باش بايدبابابام بجنكم تااينكه بليسه ازم برسيدكفت دوسش دارى كفتم عاشقشم اون دنياى منه كفت خاك توسرت اخم كردم تااينكه مامانم اينارفتن خونه خودش منم موندم بيش بابام كه كوشيش زنك خوردجواب دادداداشم بودكفت بهزاداومده جلوخونه حالش بده داره دادوبيدادميكنه ميكه زنموميخام كجاست بكين بيادش تااينكه يه دعفه بهزادميادجلوى درخونه بابام ميكه زنموبده ناموسموبده بابام دروبازنميكنه بهزادم باباى خودش رفت كلانترى بى شرفاكرده بودنش توبازداشتكاه زنكزدن بابام كفتن خودش اومده كلانترى كرفتيمش اماده شديمورفتيم بهزادنبودش كفتم لابدرفته يه كلانترى ديكه بليس اسم فاميليشوبرسيدوقتى كفتم ديدم دادزدعشقم فاطمه يهوخوشكم زدكفتم عشقم بهزادتوكجايى كفت بازداشكاهم كريه كردم دنياروسرم خراب شددنبال صدارفتم كه بابام شروع كردجلوبليسامنوزدكفت كمشوبيرون بهزادفريادزدعشقمونزن جيكارش دارى داشتم ميلرزيدم فقط تااينكه بهزاداصراركردبيارنش بيرون تابابابام حرف بزنه وقتى ديدمش نزديك بودازحال برم كفتن بياامضاكن كه ازادشى ديكه دخترروفراموش كنى بهزادخودكارروبرداشت باخشم بردطرف كردنش جيغ زدم كفتم بهزادتوروخدانكن سربازاجمع شده بودن دورش كه ازش بكيرن بابام منوكردبيرون بابام ازيك طرف بيرون داشت منوميزدازيك طرفم بهزاددادميزدفاطمه فاطمه بابام رفت داخل سربازه اومدكنارم كفتم كارى كه نكردكفت جرايكم كردنشوزدكفتم خداروشكريكم زدبعدكه رفتم داخل كاش خدامركم ميدادبهزادتواوحال نميدادم ديدم شاه ركشوزده كردنش بره خونه كله كردنش بريده بوددستشوازبشت بادست بندبسته بودندكه بلايى سرخودش نياره
وفا
سلان فاطمه و بهزاد
نوشته هاتو خوندم.
نباید بذاری حرمت ها بیشتر از این از بین بره.
نه آن باش که از تو سیر شوند ونه آن باش که بر تو شیر شوند.
قدر خانوادت پدرت مادرت داداشت رو بیشتر بدون.
گاهی ارزش واقعی یک لحظه رو تازمانی که به یک خاطره تبدیل بشه نمی فهمیم.
موفق باشی
parihan
سلام من 19 سالمه تقربیا 9ماه با یکی دوستم
6ماه ک از رابطمون گذشته بود بش گفتم اگه منو میخوای باید بیای خواستگاریم اونم گف 1ماه فرصت بده 1ماه فرصت دادم ولی بهونه اورد من هیچی ندارم و از این حرفا البته اینم بگم ک اونم 19سالشه
چن وقت پیش همش حرفمون میشد 1شب گف میخواد جداشیم اولین بهونش این بود ک اخلاقمون بهم نمیاد بدش گف هوسش امونشو بریده نمیتونه جلو خودشو بگیره میترسه بلایی سرم بیاره آخرین بهونشم این بود ک میترسه باباش منو قبول نکنه 1روز حرف نزدیم مثلا جداشدیم فرداش خودش زنگ زد با گریه گف نمیتونه بدون من بمونه واقعا گریه میکرد تو خیابون
اینم بگم از خونواده من فقط آبجی کوچیکم میدونه از خونواده اون تقربیا همه میدونن بجز باباش
باباش خیلی حساسه
درضمن من فال گرفتم اسمش دراومد واقعنا فال گیره اسمشو گف
استخاره کردم باوضو بازم خوب اومد
زیاد راجب ازدواج حرف میزنه راجب آینده ولی اقدامی نمیکنه
من بخاطرش دوتا خواستگارمو رد کردم میترسم منتظرش بمونم
اینم بگم جلو من چن بار دسشو گذاش رو قران ک هیچ وق ولم نمیکنه ولی از اون روز ک رفت و خودش برگش چشم ترسیده
بنظرتون چیکار کنم من؟؟؟
ناشناس
سلام
شاید که اندکی بنشیند کنار تو
اما کسی که بار سفر بست میرود
موفق باشی
فرمیسک
سلام واقعا از پستاتون خوشم اومد
فرمیسک
من هنوزم موندم چرا پسرا به گذشته دخترا اهمیت میدن ولی گذشته خودشون مهم نیس
وفا
سلام
شاید به این خاطر باشه که
سرشون خیلی شلوغه و باید خیلی از خاطره ها رو فراموش کنن
شایدم زخم هاشونو پنهان میکنن چون فهمیدن مردم این دوره خیلی با نمک شدن
فاطمه وبهزاد
سلام وفاجان نه اون كه نوشتى نزارطورى بشه كه خاطراتت ازاميدهات هات قوى تربشه
فاطمه وبهزاد
بعدشبش بردنش دادكاه بهزادشب قبلش برسيدن ازش بهزادبه قاضى كفت من عاشق فاطمم جونمم واسش ميدم فاطمه دنياى منه داداكاشون طول كشيدباباى بهزادم كلانترى بودمثل من منتظربودن بهزادبيارن خلاصه اوردنش كفتن فرداهم دادكاه دارين توهم بايدبياى رفتيم دادكاه بهزادكفت قاضيه ازاون بداخلاقاست من ميشناسمش مواظب حرفات باش كفتم باشه خلاصه تك تك صدامون زدن رفتيم داخل تااينكه رسيدبه من قاضيه كفت بسرروميخاى كفتم اقامن عاشقم كناه نكردم قاضيه فهميدخيلى هموميخايم عاشقه هميم كفت دست بندش بازكنيدازاده فقط جرمشون عاشقيه خيلى خوشحال شديم جلوهمه بريدم بغلش بابام تودادكاه باخت منوبهزادمامانم بيروزشديم بابام عصبانى شدكفت فاطمه دختره منه جي جيوازادش كن من نميزارم ازدواج كنن خلاصه قاضى بريدبه بابام كه حرف بزنى ميندازمت زندان جلوى همه كفت خوشبخت شى ولو ديكه بدرى ندارى كفتم جه بهترقاضيه كفت كارى كردبندازينش زندان شكايت كنيدازش مارفتيم عصرش خالم اينااومدن خونمون شوكه شدم اخه اماده شده بوديم بريم بيش وكيل يه دعفه ديدم بابامم همراشونه كلى باهام حرف زدن كه بكذرم ازاين عشق اماتااخرعمرمم ازهم ديكه نميكذريم راستى داداش وفامامان بابام جدازندكى ميكنن باراولى درست كفتى من بامامانم زندكى ميكنم باردومى اشتباه متوجه شدى ومن مشاوره نميتونم برم هرجندخيلى بهش نيازدارم ولى داداش كلم همين كه كمكم ميكنى بهم راهنمايى ميكنى ازت ممنونم واسم دعاكن لطفابه دعاهاى همه شمادوستان نيازدارم
فاطمه وبهزاد
بهزادم الان بخاطرمن ابرونداره ولى فقط من واسش مهمم ولى من تاعمردارم شرمندشم جون من باعث شدم بى ابروبشه جلودوستاش دروهمسايه هافاميل ازش وقعاميخام منوببخشه بهزاديادته كفتم اكرازدواج كرديم نميتونم بيام خونه فاميلهات كفتى جراكفتم بخاطراتفاقات كفتى كورباباى همشون باشه هرجى شمابكى خونه هيجكس نميريم بهزادباباعاشق خونست بخاطرمن ميخادبفروشتش ميدونم ميخادخونه بخره كه جدازندكى كنيم اماازت ميخام كه اينبارم روموزمين نندازى ميدونم ميخاى يه خونه جداكانه بدون بابازندكى كنيم امامن نميتونم ازبابات دورباشم ميخام بابابازندكى كنيم به شرطى كه بزارى خونه دارى كنم جون قبلانميزاشتى دست به سياه وسفيدبزنم حتى ظرفهاروميشستى حالابماندخودت ميدونى ديكه بهزادجونم منوببخش اكرروزى اين متنوخوندى كريه نكن باشه يك ماه صبرميدم فقط يك ماه اكرمامانم كارى نكردميام بيشت ياخودموميكشم بهزادبخاطرمنم كه شده بلايى سرخودت نيارخواهش ميكنم مواظب باباباش خيلى دوستت دارم تنهاعشق زندكيت همه هستيت فاطمه
فاطمه وبهزاد
سلام فرميسك جان كذشته دختربسرواسه جفتشون مهمه ولى هرجفتشون بايدباهم صادق باشن دروغ نكن حتى اكربدترين جيزهم باشه ومخصوصامهم ترازهمه بهم خيانت نكنن وبهم بيشترازجشماشون اعتمادداشته باشن بهم ديكه موفق باشى
فاطمه
نميدونم جراوازجه نظرميكى دوسشون داشته باشم توكه ميدونى روزكارموسياه كردن بس دليل بياركه جرادوسشون داشته باشم من تاروزمركم نه بابام ميبخشم نه داداشم بابام يه روانيه يه ماه بيش داشت مامانموخفه ميكردوفاجان دركم كن باباى من يه كافره كه همش فوش خدابيغمبرميده قران باره ميكنه اون اصلاانسان نيست يه شيطانه من يه بدرمادردارم اونم بهزاده وباباش كه دنياى منوبهزاده
فاطمه
حرمت نه من شكستم نه مامانم نه بهزادحرمت خانوادكيمون بابام شكست يادم نرفته وقتى بجه بودم هزارباررفت خواستكارى دخترعموناتنيم مامانموول كرديادم نرفته باجكش زدتوباى مامانم كه نميتونست راه بره باشوشكوندابجوش ميريخت رومامانم منومامانمونصفه شب ازخونه ميكردبيرون اين انسان نيست كه دوماه ازعقدمامان بابام نكذشته بوديه زن هرزه رواورده بودتوخونه مامانم هزارباربخشيدش ديكه بابام هيجى نداشت نه بول نه خونه مامانه بدبخته من كه داره اين مرديكه رو١٨سال تحمل ميكنه زياده مامانه بدبخته من يك كيلوطلاداشت كه دادبه باباى كلاهبردارم رفت طلاهاروفروخت رفت يه زمين خريدخونه ساخت كه همشم كردبه اسمه خودش بياببين عجب خونه بزركى خونه روكرد٢طبقه حيف طلاهاى مامانم كه دادبه اون بيشرف كه الان خونه داره ماشين داره مامانم باباموبه همه جارسوندولى اينم بكم اون خونه حق مابودكه الان داخلش باشيم هه الان جى مامانم شده اجاره نشين واقعاخداروخوش مياد
وفا
سلام فاطمه
خوبه خوشحال شدم که دادگاه به نفع تو تموم شده.
اینکه میگی بخاطر تو بهزاد بی آبرو شده اصلا درست نیست مهم اینه که همو دوست دارین.
گذشته هر کس بخودش مربوطه.
همه ی ما گذشته ای داریم و گاهی میخندیم به روزایی که گریه میکردیم و گاهی گریه میکنیم به یاد روزهایی که میخندیدیم.
شما هم فکر آبرو بهزاد نباش اون شما رو همینطور که هستی دوستت داره و شما براش مهمی نه دوستاشو فامیلاش.ما نباید که واسه بقیه زندگی کنیم و اونهارو راضی نگه داریم.باس فکر زندگی خودمون باشیم نه اینکه بقیه چی فکر میکنن راجع به ما.
امروز اگه خوب کنی حرف در میارن و بد کنی باز یه چیزی میگن پس کار خودمونو باس انجام بدیم اونها که تاآخر تو زندگی ما نیستن.
میدونی افراد پاک اشتباه نمیکنن فقط سادگی میکنن و امروز سادگی بزرگترین اشتباه دنیاست.
تو روابط افرادی که همیشه صاف و یکرنگن سادگی میکنن چون فکر میکنن طرف مقابل هم مثل خودشون یکرنگه و اینطوری میشه که به جای نون سادگی چوب سادگیشونو میخورن.با اینهمه صداقت داشته باشیم بهتره چون اونی که باس بدونه خداست بذار بقیه سواستفاده کنن و حرف در بیارن.زمین گرد هست و در حال چرخش.
گذشته دیگه گذشته نمیشه کاری کرد باس فرداهارو ساخت.
تو همه ی خونه ها بحث و دعواهست و میدونم چی میگی
بعضی از اتفاقات و خاطرات محو میشن اما هیچوقت پاک نمیشن.
سعی کن همیشه یاد خدا باشی و چیزیرو که میخوای با گریه ازش بخواه جواب میده بهت قول میدم.من خودم تجربه کردم مطمن باش اگه صلاحت باشه جواب میده.البت خودم متاسفانه خیلی خدایی نیستم و فقط وقتی کارام گیره یادش میوفتم ولی سعی دارم خوب بشم.
انشاالله که خوشبخت و موفق باشی هم شما و هم آقا بهزاد.
امیدوارم غم و غصه تو دل هیچ کسی موندگار نشه
shooka
سلام من نظراتتون خوندم خیلی جاها دلم سوخت ولی خب از خدا برا همتون آرامش وعشق واقعی میخوام منمتقریبا 3سال هستش کع یکی از همکلاسی های دانشگامونو خیلی دوست دارم الته هیچوقت بهش نشون ندازم که علاقه دارم تا همین 2هفته پیش که تو تلگرام پیزاش کردم واقعا طاقت نیاوردمو بهش پیام دادم. اولش خودمو معنی هفته اول البته از علاقم بهش چیزی نگفتم پسر خیلی خوبیه از نظر اخلاق خرفی نک
فاطمه وبهزاد
سلام واقعاازت ممنونم كه دركم كردى راهنماييات كمكم كردن خيلى زيادمنم دركت ميكنم جون حالت بهترازمن نيست داداش يه تصميمى دارم ميخام اكرمامانم كارى نتونست بكنه منوبهزادفراركنيم اصلاشايدباباشم برديم بنظرت فراركنيم يانه درسته اينكاربجاش يجاى ديكه ستامون بدون دردسروباارامش زندكيمونوميكنيم بخداجفتمون خسته شديم ديكه طاقت اين همه دورى نداريم
وفا
سلام فاطمه
نمیدونم با خودت فکر کن ببین اگه بری بابات و داداشت نمیتونن پیدات کنن؟
بعد اگر پیدات کنن برای تو و بهزاد بد تموم میشه چون عقد نکردین.
اگه اگه اگه رفتی به مامانت بگو کجا میری چون خیلی اذیت میشه.
قبل از اینکه بری باس به خودت قول بدی و مطمن باشی که آیندت از الانت بهتر میشه.
البته که میشه چون ما هستیم که آیندمون رو میسازیم.
فاطمه جان به من جواب نده از خودت بپرس و جواب خودتو بده اینکه
""" چه تضمینی هست که بری و خوش بمونی"""
انشاالله که هیچکس هیچوقت از کارایی که کرده پشیمون نشه.
مواظب باشیم روزای خوب زندگیمونو حروم آینده نکنیم.
نمیگم نرو ولی پیش مامانت بمون
موفق باشی
وفا
سلام فاطمه
نمیدونم به نظرت باباتو داداشت پیدات نمیکنن؟اگه پیداتون کنن واسه جفتتون بد تموم میشه.
ولی نری بهتره پیش مامانت بمون اصلا اگه خواستی بری با مامانت برو.
الهی هیچکس هیچوقت از کارایی که کرده پشیمون نشه.
چه تضمینی هس که بری و خوش بمونی.
البت آینده هرکسی دست خودشه.
میدونی به نظر من آدمها تا حدی شبیه آفتاب پرست هستن.
آفتاب پرست ها نه اینکه بخوان خودشون رو هم رنگ محیط کنن نه
دلیلش اینه که شرایط زندگیشون مثل دما و روحیه‌ی جانور باعث میشه که رنگ آفتاب‌پرست تغییر کنه.آدمها هم همینطورن با گذشت زمان و در شرایط جدید و مختلف تغییر شخصیت میدن.
نمیدونم ولی به نظرم پیش مامانت بمونی بهتره
موفق باشی
سحر
سلام من با سه آقا پسری دوستم که ده ساله دوستیم تو این ده سال هیچ حرکتی نزده واسه ازدواج تازه الان بیست وهفت سالشه و میگه تا پنج ساله دگ هم قصد ازدواج ندارم یعنی موقعیتشو نداره و من نمیتونم این رابطه رو کات کنم و نمیدونم باید چیکار کنم لطفا راهنماییم کنید هر سری مییام بهم بزنم آخرش بهم میگه تو خودتو ناراحت نکن
وفا
سلام سحر
ده سال زمان کمی نیست.شاید واقعا موقعیتشو نداره.
سخته اذیتم میشی ولی سعی کن باهاش مثل قدیم صمیمی نباشی.یه مدت ازش خبری نگیر.دلیلشم بگو.جقیقت رو هم بگو.
سعی کن کات کنی ببین چی میشه.
تو این ده سال چه کارایی برای با تو بودن و در کنار تو بودن کرده؟شغلی؟حرفه ای؟درآمدی؟
اول چی داشت و الان که ده سال میگذره چی داره؟
ما آدما همیشه حسرت کارایی که نکردیم رو میخوریم نه کارایی که کردیم.
موفق باشی
زهره
من یه سوال داشتم
من یه دخترم که با پسری دوستم ولی اون ماشین نداره ولی من ماشین دارم و تویه این سه ماهی که با هم دوست بودیم من بودم که میرفتم دنبالش ولی الان برای بیرون رفتن هییییییچ تمایلی نشون نمیده اوایل خودش میگفت امشب بریم بیرون اما حالا هیچ اسن منم که اس میدم بریم بیرون و اون میگه امشب نمیتونم و کلا تابلو هست که تمایل نداره.....
سوالم اینه به نظر شما عدم تمایلش بخاطر اینه که دیگه بهم علاقه نداره یا بخاطر ماشین هست و اصطلاحا غرور مردونه؟
وفا
سلام زهره
نه غرور که فکر نکنم دلیل موجهی باشه واسه عدم علاقه.اگه اینطور باشه میگه ماشین نیازی نیست و پیاده میریم.
شایدم بنده خدا میبینه از لحاظ مالی به هم نمیان.
شما ببین طرز برخورد خودت باهاش چطور بوده منظور اینکه حرفی چیزی نگفتی که ناراحت بشه.
از همه مهم تر اینکه تو این سه ماه دوستی چه نوع رفاقتی با هم داشتین.
رفاقت "بعضی" افراد(همه نه)
با ما صرفا به این خاطر هست که فقط به هدفشون که از قبل تعیین شده و پیش خودشون برنامه ریزی شده برسن و بس حالا این هدف میتونه در افراد مختلف متفاوت باشه.اما همه ی افراد مثل هم نیستن.
موفق باشی
عسل
خداخودش به همه جووناكمك كنه عاشقاروبهم ديگه برسونه الهى امين چقدرداستاناتون دردناكه خدابه همتون صبربده واسه منم دعاكنيدكه به عشقم برسم مرسى
نگين
سلام واى چقدعاشق هست بابادمتون گرم لطفاهمتون به عشقتون پايدارباشيدوبهم ديگه وفاداربمونيد
يه عاشق
سلام حرفات بدردم خوردمخصوصاوقتى گفتى قبل ازاينكه برى باس بخودت قول بدى مطمعن باشى كه ايندت ازالانت بهترميشه اميدوارشدم يكم همش فكرفراربه سرم ميزنه بعدپشيمون ميشم ولى يه تصميمى گرفتم خيلى فكركردم كه اگرتاتيرهيچ اتفاقى نيفتادمن ميرم ولى تنهانه باعشقم تصميمم جديه اگه قراره واين مجازات ماعاشقاهست گرچه اين دنياجدامون كرده ولى اون دنياهمش باهميم چون بفهمه من مردم خودش ميادپيشم حالم زيادخوب نيست حالم خرابه نميدونم مشكله بابام چيه همش ميگه بهزادخيلى ازتوبزرگ تره فاصله سنيتون٩الى١٠سال هست باباعشق به سنوسال نيست عشق سنوسال نميشناسه دوشبه ميادخونه مامانم ميخابه هرموقع ميبينمش دلم ميخادبكشمش يادكاراش ميفتم كه زندگى منووروزگارمنوسياه كردخيلى دلم پره ميخام دردودل كنم ميخام ازبدبختيام بگم اين نفرت داره دلموميسوزونه امامن هيچكسوندارم كه دردودل كنم همش تنهام هميشه دردودلامون بابهزادبوداماالان چى جفتمون تنهاشديم دلم ميخادبالاى يه پرتگاه باشم فريادبزنم باباازت متنفرم هيچوقت نميبخشمش هه نميتونم پاموبزارم بيرون چون يه زندانيم يه قربانى كه اسيره عشق شده ارزوى مرگ ميكنم توروبه امام حسين قسمتون ميدم بخدازيادوقت نميره هركسى حرفاموميخونه دستاتون بياريدبالايه دعاى كوچيك واسم كنيدبگيدخداايشالافاطمه رومرگ بده فاطمه بميره ابجى هام برادرانم لطفابخاطرابجيتون اينكاروكنيدممنون
وفا
سلام فاطمه
این روزها همه درد دارن
درد بی پولی
درد بی کاری
درد بی یاری
این روزها چقدر یادمون میره زندگی کنیم
دیروز ناراحت بودم.امروز خوشحالم.دیروز مشکلی داشتم.
امروز هم همون مشکلو دارم.اما امروز نحوه نگاهمو به گرفتاریها تغییر دادم.
وقتی طرز نگاهمونو به گرفتاریها عوض کنیم
خود به خود مسایل حل میشن.
تو فکر کردی چند درصد از این افراد که تو جامعه و تو خیابون راه میرن سالم هستن و خودکشی نکردن؟؟
خود من خودکشی کردم نه با تیغ و طناب و...نه
میدونی احساسمو نسبت به کسی که عاشقش بودم و دوستش داشتم کشتم.
الان جسمم سالم مونده شاد و شنگولم هستم و دارم واقعا زندگی میکنم.
الان طوری شده که هیچ حسی بهش ندارم (ولی تو باور نکن گاهی هم دلم واسش تنگ میشه.)
ناشناس
تو این چند سال اینو فهمیدم که همه عشق و عاشقی ها به وصل ختم نمیشه.
فهمیدم کسی که به آیندم تعلق نداره باس فراموش بشه هم خودش و هم احساسی که بهش داشتم و دارم.
تو چی فکر کردی با خودت؟الان همینجا چند نفر به کسی که واقعا دوسش داشتن رسیدن؟؟!!چرا فکر میکنی باید و باید و باید بهش برسی؟چرا؟
تو چون به بهزاد نرسیدی میخوای خودکشی کنی؟!!!!!!
فکر کن مثلا الان خودکشی کردی و مردی و نیستی...
جواب اشکای مامانتو کی میده؟؟!!!
اونقد که بابات اذیتش کرد بسش نبود؟؟
حالا تو با این کارت هی اذیتش کن؟؟
چند سال مامانت زحمت کشید تا بزرگ شی؟؟
چون به اون نرسیدی میخوای بیخیال مامانت بشی؟؟!!!
از من میشنوی درددلاتو به هیچکسسسسی نگو چون اونا مال دل توست خیلی کم پیش میاد کسی بفهمشون و با بخواد که بفهمشون.
درضمن هفته پیش
بعد چند سال به هدفم رسیدم.
هیچکس نمیدونه واسه رسیدن به این هدف چقدر اذیت شدم چقد حرف مفت شنیدم.چه موقعیت هایی رو از دست دادم.
مرتضی
سلام به همه من با دختری چند ماه آشنا شدم البته به قصد ازدواج بعد از این مدت اشنایی در شب خواستگاری بنده از این خانم شخص دیگری پیدا شد و گفت من چند سال با این خانم دوست بودم و تهدید کرد که ازدواج شما رو بهم میزنم و از این صحبت ها و این دختر مدعی هس که علاقه ای به اون آقا نداره حالا من موندم چیکار کنم خیلی هم به هم وابسته شدیم راهنمایی کنید
وفا
سلام مرتضی
از نامزدت غیر مستقیم موضوع رو سوال کن.طوری که ناراحت نشه.
در ضمن شما کار خودتو انجام بده.به حرفای اون شخص هم توجه نکن.گذشته نامزدت به خودش مربوطه چون شما اون موقع تو زندگیش نبودی.
موفق باشی
فاطمه وبهزاد
سلام ناشناس اول جواب تك تكه سوالاتوبدم سوال اولت/اره منوبهزادبايدبهم برسيم چون عشقومحبت دوستداشتن باهم ديگه تجربه كرديمبانفس هاى هم نفس ميكشيم حاضرنيستيم يه خارتوپاى يكيمون بره ياحتى طاقت يه اشك ازهم ديگه رونداريم بهزادپسريه كه ازوقتى كودك بوده مادربالاسرش نبوده خيلى زجركشيده كه حتى به ذهنتونم نميادمنوبهزاداغوشمونوبه روى هم بازكرديم هرموقع به هم نيازداشتيم هم ديگروبغل ميكرديم دردودل ميكرديم دوتامون گريه ميكرديم منوبهزادجزهم كسيونداريم خيلى تنهاييم سوال جواب اشكاى مادرت كى ميده/مامان من خيلى زجركشيده خيلى سختيهاكشيده امااينوميگم همتون بدونيدمن مديون مادرمم اماهمين مادرم وقتى منوحامله بودميخاسته منوسقط كنه همش بهم ميگه كاش مرده بودى مادرى كه وقتى منوترك كرددبستانى بودم تاكسى تلفنى گرفت كه برم مدرسه امارفتارش يجورى بودكه مديراومدباهام حرف زدگفت بروخونه بابات منم فهميدم مامانم زنگزده مدرسه مامانم منونميخاددنياروسرم خراب شدوقتى بچه بودم به مادرنيازداشتم امااون چى هيچوقت دوسم نداشت بابام انقدمنوميزدكه بميرم روم كاردميكشيدميگفت ميكشمت پدرى كه ميخاست منوبزاره پرورشگاه واقعاخداروخوش ميادكاره هرروزش شده بودتهديدمن هميشه بابام ميگفت تودختره من نيستى تويه اشغالى توواسه من مردى وقتى ايناروميشنيدم دلم ميخاست بميرم خواستگاراموبدون هيچ دليل ردميكردحتى يكيشون هم فاميل خودش بودالانم كه عاشق شدموبيشترازجونمون هموميخايم بابام ميگه حاضرم بميرى خودم بكشمت اماجنازتم رودوش اين نميندازم بميرى هم واسم مهم نيست اين چجورپدريه كه من كه١٧سالمه همين يك ماه پيش منوبردبهزيستى گفت نميخامش وقتى گفتن دخترت بزرگه فلان نميشه نگهش داريم بابام توبهزيستى چنان منوزدزيرلگدباركه همه اونايى كه توبهزيستى كارميكردن ريخت بيرون ترسيده بودن چه اقاش چه خانومش كه اقاهااومدن جلوشوگرفتن خودكشى كردم بابام نفهميدمامانم زنگزدگفت خودكشى كرده حالش بده هه ميدونيددكتره بهم چى گفت فورى ببرينش بيمارستان ببندينش بستريش كنيدانگارى من ديونموروانيم كه اينجورى گفت به مامانم شبش كه شدبردنم بيمارستان رنگم شده بودمثل جنازه هاحتى نميتونستم راه برم ياحرف بزنم انقدحالم بوددكترم گفت فورى بايدبسترى بشه امكان داره كبدش ازبين رفته باشه فرستادنم ازمايشگاه عكس گرفتن گفتن چندروزى بايدبمونم خواستن سرم بزنن كه التماس مامانم كردم گفتم بريم من خوبم گفت بخداهمش اينجاييم پيشتيم گفتم نه بريم هربلايى اومدپاى خودم قبول كردرفتيم خونه حالاخودتون قضاوت كنيدخودتون بزاريدجاى من اون دكتره توبهزيستى هم ميدونست من حالم خرابه وضع روحى جسميم خرابه اماگفت ببريدبستريش كنين خب بريم جواب سوال بعديت اونامنواذيت ميكنن نه من كه فقط جزبهزادم چيزى ديگه اى نميخام اره زحمت كشدبزرگم كرداماچه فايده هيچوقت كنارم نبودهيچووووووووقت هميشه تنهابودم گريه ميكردم من يه دختريم كه افسردگيم شديده حالاسوال اخرت اره من بخاطربهزادازخانوادمم ميگذرم حتى ازمادرم چون بهزادهم واسه من مادرى كرده هم پدرى هم جاى برادرخواهرهمسرپركرده واسم نيازى به خانواده خودم ندارم من تنهاكسيوكه دارم بهزادهستوباباش مادربزگ بهزادكه فوت كرده منم به اندازه بهزاددوسش دارم وكل فاميلاى بهزاداوناهمه كس منن نه ايناكه اسمشون نميشه گذاشت پدرمادرخانواده هاى من فقط بهزادوباباشه راستى اينوبه همتون ميگم نه فقط به وفاجان وناشناس نه به همه اوناييم كه اين متنوميخونن هيچوقت حرفموفراموش نكنيدادم اگرواقعاعاشق باشه اگردوتاعاشق هم بخاطرهم ديگه بميرن اينش هم قشنگه توروخدابه يه زاويه ديگه بهش نگاه كنيدميفهميدحق بامنه به اين حرفه اخرم لطفافكركنيدممنون ولى اگرمادرمن تواين دوماه كارى نكردمنوواسه هميشه ازدست ميده خودش بادستاى خودش دخترش ميذاره توقبراگرمادوتاعاشقوبهم رسوندكه هميشه حتى كلفتى مامانمم ميكنم دنياروبهش ميدم تصميم گيرنده مامانمه كه بستگى به كاراى مامانم داره فقط واسم دعاكنيدمرسى راستى نميدونم خانمى يااقابه هرحال خوشحال شدم كه به هدفت رسيدى ايشالاهيچوقت ازدستش ندى بهزادم مثل تويه عمرى حرف مردم ميشنيدخيلى اذيت شدامابه مرورزمان حرفاشون راجع من واسش مهم نبود روش تاثيرى نداشت عصبانى ميشدازشون حتى دعواكتك حسابيم بادوستاش ميكردازاون روزبه بعدكسى راجب من يه توهم نگفت حتى ميگفتن چقدعوض شده باورم نميشه اين همون فاطمه بودكه باهم ميگفتيم ميخنديديم الان چادرى شده نگام نميكنه حتى جواب سلامم نميده بهزادم گفت اره عوض شده چون من عوضش كردم هيچكس حق نداره نگاه زنم نگاه ناموسم كنه يه دوستشم گفت دمت گرم تودارى كارى كه اون پسركه عوضى باهاش كردتودارى انجام ميدى گفتن اون بيشرف بهش تجاوزكردولش كردالانم فراريه اماتورفتى فاطمه روپيداكردى همه جوره پاش وايستادى واقعاعاشقه همين دوسش گفت بهزادحرفاى مردم گوش نده كه بهت ميگن واى رفته اين دخترروگرفته فلان فلان كارباهاش كرده گفت نه اين دنياى منه هيچوقت تركش نميكنم منم الان به شماهاميگم تااخرعمرم تالحظه مرگم تركش نميكنم
وفا
سلام فاطمه
خوبی فاطمه جان؟اون ناشناس من بودم فقط اسمم ثبت نشده بود
وفا
سلام فاطمه
ناشناس من بودم اسمم ثبت نشده بود

شرمنده چند وقتی هست میرم سر کار واسه همین زیاد خونه نیستم.در چه حالی؟؟چه میکنی؟؟

بعد چند سال فهمیدم
خدا فقط کسی رو به لبه پرتگاه زندگی میرسونه که میدونه اون شخص قدرت پرواز رو داره
حالا انتخاب با ماست که صعود کنیم یا سقوط
خدا به همه ما قدرتی بده که بیشتر بشناسیمش
موفق باشی
فاطى
سلام هيچكس نيست دردنداشته باشه همه درددارن ازهمه نظرمن كه خيلى وقته زندگى كردنوفراموش كردم چون ديگه زندگى واسم معنايى نداره زندگيم كسل كننده شده حتى حوصله خودمم ندارم افسرده شديدى گرفتم واقعاخوشحال شدم كه نحوزندگيتوعوض كردى شادشنگول هستى اميدوارم هميشه همينطوربمونى اماوفاكيوميخاى گول بزنى هيچ حسيم بهش نداشته باشى حتى شده باشه يه ذره هم دوسش داشته باشى خودتوگول نزن توبايددلتنگش بشى چون يه زمانى عشقت بوده نميشه ادم عشقشوفراموش كنه حتى اگرطرف بدظربه زده باشه به طرفش ولى بازم يه حسى بينشون ميمونه موفق باشى وفاجان
وفا
سلام فاطمه
آره راست میگی الان چند ساله که گذشته و ندیدمش ولی دلم تنگ میشه واسش البت گاهی وقتا.
دخترافسرده
سلام خوبه كه دلتنگش ميشى كاش همه عشقشون پاك بودولى دخترپسرپاك اينوجدى ميگم واقعاكمه منظورم به شمانيست وفاجان چون واقعاعاشق بودمنظورم اينه كه مثلادخترى عاشق پسره ميشه پسره عاشقه دختره نيست خيانت ميكنه ياپسره عاشق دخترست دختره پسررونميخادواقعاعذاب اوره باوركردنش خيلى سخته تاواقعاباوركنه عشفش يك طرفست خدابه هركسى شانس نميده كه عشقشون دوطرفست منم خدابهم شانس داده ولى خداتنهاشانسى كه بهم نداده بابامه كه نميزاره باعشقم ازدواج كنم
وفا
خیانتو خوب اومدی.دقیقا مثل من و اون...من دوسش داشتم ولی اون حواسش و فکرش دنبال چیز دیگه و موضوعات دیگه بود
دخترافسرده
سلام خوبه كه دلتنگش ميشى كاش همه عشقشون پاك بودولى دخترپسرپاك اينوجدى ميگم واقعاكمه منظورم به شمانيست وفاجان چون واقعاعاشق بودمنظورم اينه كه مثلادخترى عاشق پسره ميشه پسره عاشقه دختره نيست خيانت ميكنه ياپسره عاشق دخترست دختره پسررونميخادواقعاعذاب اوره باوركردنش خيلى سخته تاواقعاباوركنه عشفش يك طرفست خدابه هركسى شانس نميده كه عشقشون دوطرفست منم خدابهم شانس داده ولى خداتنهاشانسى كه بهم نداده بابامه كه نميزاره باعشقم ازدواج كنم موفق باشى خوبه كه خودتوعوض كرديوشادى ايشالاهميشه همينطوربمونى
ناشناس
سلام كسى هست به خواهرش كمك كنه اگركسى تونست بهم كمك كنه ممنون ميشم
وفا
سلام فاطمه
شرمنده چند وقتی هست میرم سر یک کار جدید واسه همین زیاد خونه نیستم.در چه حالی؟؟چه میکنی؟؟

(راستی فاطمه تاحالا حیوون خونگی داشتی؟موقعیتش رو چی؟داری؟؟(اینو قبلا پرسیده بودم جواب ندادی)
بعد چند سال فهمیدم
خدا فقط کسی رو به لبه پرتگاه زندگی میرسونه که میدونه اون شخص قدرت پرواز رو داره
حالا انتخاب با ماست که صعود کنیم یا سقوط
خدا به همه ما قدرتی بده که بیشتر بشناسیمش
موفق باشی
ناشناس
سلام كسى هست به خواهرش كمك كنه اگركسى تونست بهم كمك كنه ممنون ميشم بهم خبربديداگرتونستيدكمكم كنيددوتاعاشق بهم ميرسونيد
وفا
فاطمه؟؟؟؟؟؟؟
ستاره
سلام به همه من تقريباچندماه پيش توى كيف فروشى توجه يك پسرى بهم جلب شدكه داشت همش نگام ميكردماهم حدودسه الى چهارباررفتيم مغازه كيف فروشيه اون پسره ازم چشم ورنميداشت پسرخوبى بودامابه روى خودم نيوردم ازمغازه كه اومديم بيرون ناراحت شدنگاه غمناكى بهم كردوقتى نگاش ميكردم نگاهاشوميدوزديدازاون موقع ذهن منومشغول كرده بايدچيكاركنم ازاون پسرهاى سوسول هم نبودمومن بودلطفاراهنماييم كنيدتوش موندم نميدونم بايدچيكاركنم
وفا
سلام ستاره
گوش کن با لب خاموش سخن میگویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و تست

نگاه کردن به نظرم فایده نداره.اگه خوشت میاد ازش و فکر میکنی آدم خوبیه دو یا سه بار دیگه برو مغاه ببین رفتارش تغییر کرده یا نه.
بعدشم نه تو این رابطه در همه روابط باید هدفمون رو از برقراری ارتباط با طرف مقابل اول واسه خودمون مشخص کنیم و بعد به طرف مقابل رک و راست بگیم تا هیچکدوممون خیالاتی نشیم.
گرچه خیلی زمان لازم هست که کسی رو بتونیم بشناسیم
سولماز
سلام دوست پسردوستم بهم نظرداره چون عاشقه دوستم بوددوستم بهش خيانت كردپسره مريضه ناراحتى قلبى داره پسره اروميه قراربودبره خواستگارى دوستم همه خانوادش هم ميدونستن وقتى فهميده دوستم بهش خيانت كرده به خانوادش گفته دخترتصادف كرده توتصادف فوت كرده الان هم عاشقه من شده اميخادبيادخاستگاريم مامانم باراول كه ديده بودش فكركرده بودازاون پسرقرتى هاست گفت اين كيه ديگه چون ريش داشت يكمى درست نديدش بعدچندروزديگه ديدمش ريششوزده بودمرتب اومدپيشم مامانم گفت چقدپسره گليه ازش معلومه پسره باايمانيه گفتم مامان اون همون پسرست كه گفتى پسره قرتيه خشكش زدگفت جدى گفتم اره گفت اون موقع درست نديدمش الان كه ديدمش معلومه خيلى دوستت داره همش سركاره كه بتونه بيادواست يه زندگى خوب فراهم كنه امامن يجورايى به پسره گفتم نميخامش هيچ حسى بهش ندارم اماهمش يه دعفه حالش بدميشه قلبش دردميگيره ميترسم نميدونم بايدچيكاركنم برادرش چندوقت پيش بهم اس دادگفت حالش بده باهيچكس حرف نميزنه ريخته بهم گفت توروخداالتماسم كردكه بهش برگردم باهاش بمونم ولش نكنم منم به ناچاراقبول كردم اماهمش دعواداريم قبول نميكنه كه رابطمون بايدتموم بشه روزاخرى كه ديدمش داشتيم گريه ميكرديم ازم خداحافظى كردخواست بره خارج واسه فراموش كردن من تنهاچيزى كه گفت دست كشيدروصورتم جلوهمه مردم كه همه داشتن نگاهمون ميكردن گفت توتنهاعشقه منى خيلى دوستت دارم منم چيزى نميگفتم فقط گريه ميكردم عذاب وجدان داشت منوميكشت وقتى رفت چنددقيقه بعدزنگش زدم التماسش كردم كه نروقبول نميكردتااينكه راضيش كردم اماالان نميدونم چم شده هيچ حسى بهش ندارم توروخداشمابهم بگيدبايدچيكاركنم سردوراهى قرارگرفتم مامانم همش بهم سركوفت ميزنه كه چرااينكاروباهاش كردى مامانم خيلى دوسش داره ميگه هيچكس جاى پسرمونميگيره كه انقدواست زحمت ميكشه ميگه توقدرنشناسى
وفا
سلام سولماز
اول ببین رابطشون چقد با دوستت طول کشیده.
بعد ببین چقد طول کشیده از وقتی که با رفیقت تموم کرده و با شما آشنا شده.یعنی چه مدت تنها بوده و بعد باشما آشنا شده.
مطمن شو که برادرش بوده که بهت اس داده نه کس دیگه.
در نهایت مامانتون قبولش داره دیگه پس حتما پسر خوبیه.
موفق باشی
فاطمه وبهزاد
سلام داداش شرمنده منم يه چندروزى نبودم خونه بابام بودم اره حيوون خونگى خيلى داشتيم داداش خيلى بلاسرم اومده خيلى دارم روانى ميشم بخدابه تنهاكسى كه بيشترازجونم بهش اعتمادداشتم بهم خيانت كردمنم خودكشى كردم اماحالم بدشدنمردم اصلاحالم خوب نيست
وفا
سلام فاطمه
خیانت چرا؟؟کی؟؟...
فاطمه وبهزاد
سلام داداش شرمنده منم يه چندروزى نبودم اتفاقات بدى افتاده عزيزترين كسم بهم خيانت كردتوچطورى چيكارميكنى هى شكرميگذرونم اماباسختى حالم اصلاخوب نيست راستى داداش خسته نباشيدايشالاهميشه توكارات موفق باشى واسه چى پرسيده حيوون خونگى داريم يانه خب ماقبلاداشتيم اماالان نه تنهاحيوون خونگيمون بابامه بابرادرمبازخودكشى كردم نميدونم چراخداجونمونميگيره دنياداره روسرم خراب ميشه دارم نابودميشم اشكال نداره داداش يه وقتايى اسم نميزنه ميزنه ناشناس بازم خداروشكرتوبودى مرسى كه گفتى
فاطمه وبهزاد
راستى اره داداش موقعيتشودارم واسه چى
وفا
سلام فاطمه
دشمنت شرمنده
مرسی منم خوبم شکر خدا.
واسه این گفتم که اگه میتونی واسه خودت یه سرگرمی فراهم کنی.حالا انتخاب با خودت هست که از چی حیواناتی خوشت میاد.اگه خواستی میتونم راهنماییت کنم در هر راستایی از تربیت و آموزش هر نوع حیوانی گرفته تا تکثیر گونه های جانوری.
چون یه جورایی کارم همینه.
آدرس سایتی رو هم که دادی میرم ببینم چی بوده.اسمشو که گفتی ترسیدم ولی باشه چشم.
به نظر من حیوانات موجوداتی هستن که انسان رو فقط به خاطر خودش دوست دارن و این موضوع رو هم میشه تو آدما دید اما متاسفانه خیلی خیلی کم پیش میاد که آدما واقعا همیدیگه رو دوست داشته باشن.
شما به هر موجودی محبت کنی و کمکش کنی بهت وفادار میمونه اما بعضی آدمها اینطور نیستن...
یه چیزی فاطمه میخوام بهت بگم اینکه دیگه سعی کن از فکر کردنهای بیهوده بیای بیرون یکم به فکر خودت باش.
اهل درس و مشقم هستی یا نه.چطوریه اوضاعت؟
منم زمانی که دبیرستانی بودم ذهنم درگیر خیلی چیزا بود و کلا یه جورایی فقط درسو واسه قبولی میخوندم.
بعدشم دانشگاهو فارغ التحصیلی و ...الانم کار و بدو بدو.
حسرت واقعی رو وقتی میخوری که میبینی به اندازه سنت زندگی نکردی.
الان که چندین ساله از اون زمانها گذشته خندم میگیره به گریه های اون زمانم و کارایی که میکردم.گاهی هم ناراحت و گاهی گریه واسه شادیهای دوران کودکیم که چقد چقد چقد زود گذشتن و خاطراتشون جاموندن.
پرحرفی کردم مواظب خودت باش
موفق باشی
فاطمه وبهزاد
من هستم اماچت هاديرميرسن اونم بعداز٢٤ساعت هرازگاهى ميام نگاه ميكنم اگرجوابى واسم نوشته بودى ميخونم جواب ميدم داداش بروتوسايت خودكشى دختركرمانى سپيده ببين چقدغم انگيزه صدادخترروگوش كن من قبلااينوهزاران باربابهزادگوش دادم گريه كرديم باصدادختره اماادموناراحت ميكنه واى چقدسخته ادم ببينه عشقش بايكى ديگه ازدواج كرده قضيش ماله پارساله امروزهم شانسى اينوديدم وقتى صداى دخترروبعدازاين چندماه دوباره شنيدم زدم زيرگريه
سولماز
سلام اره من مطمعنم كه برادرش بودچون باهاش تلفنى حرف زدم چندين بارديدمش شماره هم ديگه روهم داشتيم مامانم ميگه لياقت ندارى تصادف كرده اماهمش سركاره كه توروخوشحال كنه يه زندگى خوب واست فراهم كنه ميگه هيچكس به پاشم نميرسه نوزده سالشه سربازفرارى ناراحتى قلبى داره يباردردعشق كشيده اگرمن برم ميميره بخدانميخام طوريش بشه اون مثل برادرمه نه يك معشوقه ياشوهررابطشونم بادوستم فقط يكبارهم ديگروديدن يك ماه هم نشده دوستم بهش زنگ نميزنه خيانت ميكنه بهش كه وقتى ميفهمه خيلى داغون ميشه واوشون سالهاى سال تنهابودن ازدروغ خيانت متنفره اون يه ادم تك پرميخادمن تك پرم اماحسى بهش ندارم مامانم ميگه خاك توسرت لياقت عشقشوندارى اميدوارم منوببخشه
وفا
سلام سولماز
نه عزیزم اگه اینطوری هست همین جای رابطه بهش بفهمون که مثل داداش میمونه واست و هیچ حس دیگه ای بهش نداری.و این خیلی خوبه که خودت این حس رو فهمیدی به مامانتون هم دوباره بگید که چه حسی نسبت بهش داری.چون این شما هستی که انشااله میخوای با مرد مورد علاقت زندگی کنی البت من همیشه به نظرات والدین احترام میذارم.
خیلی خوب و مهربون هستی که به فکر زندگی اون پسر هستی ولی اینو بدون که هرکسی باس گلیم خودشو از اب بیرون بکشه.به نظر من امروز تو این جامعه دلسوزی واسه بقیه اصلا کار درستی نیست چون خودم این کار رو کردم . نتیجش رو هم دیدم...
شما هر چی کمتر با ایشون حرف بزنی واسه اون بهتره چون کمتر وابسته میشه.
یه چیز دیگه یه بار بادوستت همو دیدن و بهش وابسته شده و بعدشم ناراحت از اینکه چرا دوستت بیخیالش شده.خوب ناراحت شده که شده خودش مواظب خودش هست و شما سعی کن واسش دلسوزی نکنی.
وقتی کسی که بعد از رفتن یک نفر بعد یک ماه به نفر دوم وابسته بشه این امکان وجود داره که با رفتن نفر دوم به نفر سومی هم وابسته بشه.البت اقتضای سنش هس که یکم به هم بریزه.
در کل شما فکر خودت باش
موفق باشی
فاطمه
سلام داداشى خسته نباشيد
وفا
سلام فاطمه
سلامت باشی
دختر آریایی
به اقا وفا
سلام آقا وفا راستش من تیتر مقاله جذبم کرد و وارد این سایت شدم،خیلی از نظرا رو خوندم خیلی دلم گرفت،اما چیزی که خیلی برام جالب بود نظر وراهنمایی شما پایین اکثر نظرات بود و اینکه همه حرفاتون منطقی،زیبا،محکم و با معنی بود. من خیلی اهل مطالعه هستم مخصوصا از طریق اینترنت و سر زدن به سایتهای مفید وجالب.نظرات مردم رو هم دوست دارم چون از افکار عمومی جامعه ام خبر دار میشم.از غمهاشون غمگین میشم و شادیهاشون خوشحال.از کوتاه فکریهای بعضی ها هم عصبانی. ولی در کل از نظرات تجربه میگیرم. این اواخر وقتم اجازه نمیده نظر بذارم ولی الان هم با اینکه عجله دارم اما تاثیر حرفای شما اونقدر زیاد بود که نتونستم بی نظر برم. کارتون خیلی زیباست که دیگران رو مفید راهنمایی میکنید.خوشحالم که هموطنی مثل شما دارم.براتون آرزوی سلامتی و موفقیت دارم و از خدا میخوام به همه دختر وپسرای سرزمینم اول سلامتی روح و جسم.وبعد عقل دور اندیش و دل خیر اندیش عطا کنه.آمین
وفا
سلام دختر آریایی
حقیقتش سعی کردم تا جایی که به ذهنم میرسه با رفقا همدردی کنم حتی افرادی که مدت ها قبل نظر گذاشته بودن.
دلیل این کارم این بود شاید افراد دیگه ای که میخونن رابطه هاشون مشابه سرگذشت دوستان باشه.
این خیلی خوبه که اهل مطالعه هستید چون
اگر امروز حتی یک کلمه از دیروز بیشتر بدونید مسلماً شخص دیگری خواهید بود و این یعنی پیشرفت.
البت بزرگی گفته درک کردن همان آسیب دیدن است،از آنجا که حقیقت بسیار بی رحم است،هرچه بیشتر بدانی بیشتر آسیب خواهی دید.
اما به نظر من فهمیدن و آسیب خوردن بهتر از این هست که یه عمر نادون باقی بمونیم.
اینکه گفتید از کوتاه فکریهای بعضی ها هم عصبانی میشید واقعا یه درد بزرگ هست به قول مرحوم شریعتی در روزگار جهل
شعور خود جرم است.
کاش بتونیم تجربیات دیگران رو باور و درک کنیم نه اینکه تکرار کنیم و احساس.
چون تجربه ی یک شخص در یک کار یعنی گذاشتن وقت و عمر شخص.
من هم خوشحالم از اینکه با یک انسان با شعور و باکمالات مثل شما آشنا شدم که ""ازغم انسانها غمگین میشه و از شادیهاشون خوشحال"".
در نهایت ممنون از لطف شما که وقت گذاشتید و نظر دادید
انشاالله که موفق باشید
فاطمه وبهزاد
سلام داداش خيلى خوشحالم خيلى بعدازچندروزگوشى مامانم بدون اينكه بفهمه برداشتم رفتم توتلگرامش واى ديدم بهزادم الهى دورش بگردم عكسFكه بانقاشى بودتوگوشيش بودگزاشته واى بعدازچندروزخنده به لبم نشست ازته دلم خوشحالم اماحيف كه تنهام ديگه مامانمم پشتم نيست حرفاش دروغ بوده كه كمكت ميكنم
وفا
سلام
از خوشحالیت خوشحالم.
قبلا که بهت گفتم فاطمه جان هر چیزی رو که میخوای از خدا بخواه و تمام تلاشتو واسه رسیدن بهش بکن و اینو بدون که صلاحت که باشه اون کار انجام میشه.
وقتی از کسی توقع داریم یعنی تقریبا خودمون رو دسته کم گرفتیم این یک مسله هست که خودمون باس حلش کنیم چون شاید بقیه راه حلشو یاد ندارن و وقتی منتظر جواب از سوی بقیه میمونی بازهم داری ضرر میکنی چون داری فرصت رو از دست میدی.
در نهایت توقعات به دلشکستگی ختم میشه.
پس بهتره از کسی انتظار کمک نداشته باشیم.
کس نخوارد پشت من جز ناخن انگشت من.
موفق باشی
فاطمه
به دختراريايى سلام ابجى هرسوالى دارى ازوفاجان بپرس راهنمايى وتوكمك كردن حرف نداره رانمايى ازش بخاه پشيمون نميشى موفق باشى
هوای سرد
سلام دوستان ان شاء الله هوای دلتون همیشه گرم باشه.من یدختر دوسدارم بهش پیشنهاد ازدواجم دادم یسالی میشه ولی اخیرا رابطمون خیلی گرم شده نمیخام کاری کنم یا حرفی بزنم ک ناراحتش کنمو از دستتش بدم
بنظر شما چچیزایی باعث میشه ک عشق و صمیمیت رو تو ی رابطه حفظ کرد وچطورباهاش برخورد کنم ک احساس نکنه میخام ازش سواستفاده کنم وچجوربرخوردکنم ک بهم اعتماد کنه وبیشتردوسم داشته باشه,اینودخترا جواب بدن چون بهتر میدونید.مرسی,(خودم ۲۱سالمه وطرفم ۱۷)
فاطمه
سلام به هواى سردباهم به گردش بريدتاميتونى واسش هديه بخربهش ابرازعشق كن بگوكه دوستش دارى عاشقشى چون دخترعاشق اينن كه طرفشون بهش ابرازعشق محبت كنه اصلابه هيچ عنوان بهش دروغ نگوچون دختراخيلى حساسن تاميتونيدباهم صادق باشين سرچيزهاى بى ارزشم اصلادعواراه نندازچون زودازچشم دختراطرف ميفته سعى كن تاميتونى خوشحالش كنى ببين برادريك پسراگركسيوبخوادبايدروى دختره غيرت داشته باشه تعصبى باشه نزاره كسى نگاه چپ به ناموسش كنه چون دخترادوستدارن كه ميبينن همسرشون انقدروزنش تعصب داره هم خودش بهت وابسته ميشه عاشقت ميشه هم كلى بهت اعتمادميكنه خودش متوجه ميشه كه عاشقشى ومهم ترازاون اصلابه هيچ وجع قبل ازدواج ازش رابطه اى نخاه چون ممكنه واسه دختره سوتفاهمى پيش بيادبهترن اعتمادنكنه فكركنه واسه هوس ميخوايدش مهم اينادلتون پاك باشه عشقتون ابدى باشه ايشالابه پاى هم پيرشيدموفق باشيد
هوای سرد
مرسی فاطمه خانم.یچیزدیگه اون یکم کم حرفه بامن شاید یکم خجالتی باشه بیشتر من حرف می زنم راستش موقع حرف زدن کم میارم نمیدونم درمورد چی باهاش بحرفم نمیخام حرفامم تکراری بشن براش میخوام یکم کمکم کنید ک درچه مواردی باهاش بحرفم ک برای یدختر مهم باشه یکم کمکم کنید ک توحرفام کم نیارم بحث زیاد واس گفتن داشته باشم چون واقعا اون هیچ بحثی رو باز نمیکنه شاید بخاطراینه ک تجربه دوستی نداشته اخه من اولین پسریم ک باهاشم من هدفم ازدواج نمیخام ازدستش بدم دوسش دارم راهنماییم کنید ک درچه مواردی باهاش بحرفم
فاطمه
به هواى سردسلام دوست عزيزاول اينكه چقدوقته باهم هستيدومطمعن هستيدكه اوشون هم همون حسى كه شمابهش دارى اونم به شماداره يعنى اينكه اون هم عاشق شماست شكى نداريداگراول رابطتون هست تازه اشناشديدشايدخجالتى وميخادشمابيشترسرقضيه روبازكنيداينكه شماميگيدكم ميارم چى بگم شماازعلاقه اى كه بهش داريدبگيدودرموردايندتون باهاش صحبت كنيدبهش بگيدميخام ايندموباتوبسازم اماحتماازش بپرسيدمطمعن شيدكه چه حسى به شماداره موفق باشى
فاطمه وبهزاد
سلام داداش مامانم بهم خيانت كردكمرم شكوندهمه حرفاش دروغ بوده كه من خودكشى نكنم قرارنيست كمكم كنه حقه بازياش گولم زدكاش زودترفهميده بودم وسايلم جمع ميكردموميرفتمتوزندگيم بدترين زجرهاروخانوادم دادن بهم هيچوقت نميبخشمشون برعكس بهزادهم واسم پدرى كرده هم مادرى بهترين مادربهترين پدرهمسردوست رفيقم فقط اونه تنهاخانواده كه دارم بهزادهست باباش بخدابهزادوباباش دنيامن توزندگيم هيچى واسم كم نزاشتن كه خانواده خودم گذاشتن حالاكه بهزادموقبول نميكنن مامانم ازبابام ميترسه ديگه مشكل خودشونه منم ازدست ميدن واسه هميشه ميخان دق كنن هرچى ميخادسرشون بيادديگه واسم مهم نيستن فقط واگذارشون كردم به خدابابامم مرغ ميناخريده واسه خودش خونش كه ميريم باهاش سرگرم ميشم اماديگه كوچكترين چيزهم خوشحالم نميكنه وقتى كسى خونه نبودوسايلام جمع ميكنم ميرم اول باباموميبينم الهى دورش بگردم كه خيلى دلتنگشم بعدم وسايلاى بهزادجمع ميكنيم ميبرمش خونه دوستش على شايديه چندروزى خونشون مونديم چون مامان دوستش خيلى منوبهزادودوستداره هم اينكه ديگه نه مامانش تنهاميمونه نه على بعدهاشم خدابزرگهموندم چيكاركنم فقط تنهاچيزى كه مطمعنم اينه ازاينجاتاميتونم دورشم بخدابهزادم٢٧سالشه موهاش سفيدشده منم كه١٧سالمه ازالان داره موهام سفيدميشه وقتى موهام شونه ميكنه موهاى سفيدميبينم بغض ميكنم لعنت به همشون پدرمادرمن فوت كردن برن به جهنم روزگارمنوبهزادسياه كردن اينا
وفا
سلام فاطمه
عزیزم قبلا گفتم که خودت باس راه بری و کمتراز بقیه کمک بخوای.واسه زندگی کردن از هیچکس نباید انتظار داشت.
اینو بدون تا وقتی که خودت نخوای هیچ چیزی شادت نمیکنه و مطمن باش ما انسانها همونی میشیم که بهش فکر میکنیم اینو قبلا شنیده بودم و الان بهش رسیدم که دارم میگم.دنیا جای خوبی نیست ولی ارزش جنگیدن داره و این جنگیدنه قشنگه وگرنه همه یاد دارن زود جا بزنن.آره تو این جامعه بعضی ها تو جوونی پیر میشن.
وگاهی تو جوونی میمیریم و تو پیری خاکمون میکنن.
مرحوم حسین پناهی میگه اگه ردپای دزد سلامت و آرامش رو دنبال کنیم سرانجام به خودمون خواهیم رسید.
فاطمه وبهزاد
من تواين سن هيچوقت نشدخانوادم منوببرن بيرون ياحتى گردش ولى اولين بيرون رفتنم بابهزادبودحيف اون روزبهزادم دلش سوخت گفت مامان هم همرامون ببريم گناه داره همش توخونست بابات كه بيرون نميبرتش ماهم برديمش حافظيه دلسوزى واسه اينافايده نداره انسان نيستن چه برسه خانواده من باشن ازالان ديگه قوى ميشم ازوقتى منوبهزاددورشديم هم من هم اون قدرتشوازدست داده وقتى بهم برسيم قدرتمون برميگرده ايشالاچيزى نمونده ازالان ديگه حالم خوبه غصه هيچى نميخورم واسه زندگى خوبى كه توراهه زندگى ميكنم فقط به اميداينه كه زندم ازالانم ديگه غمه غصه توزندگى من جايى نداره فرداتولددخترعممه توباغه روحيمم عوض ميشه امابدترازاون شلوغه تولدش سه سالشه دختروپسرزن مردقاطيه پسرخاله بابامم كه تايجاميريم منوميبينه ضل ميزنه بهم بدم مياداونم يك سالى ازم بزرگتره ولى بحرحال حجابم سرجاشه نگامم كردميرم جاى ديگه فرداميرم تولدامابه عنوان بهزادنه فاطمه هرچندمنوبهزادهم فاطمه هستيم هم بهزادچون جسممون روحمون يكيه خيلى خوشحالم داداش تازه خودموپيداكردم بخودم اومدم
وفا
موقعیت جامعه ی امروزه که آدمارو درگیر کرده و یه جورایی از هم دور.
توزندگی حقایقی هست که میشه فهمید اما نمیشه فهموند
موفق باشی
سولماز
ممنون من مهربونم امااره به فكرايندشم نميخام ايندش بامن خراب شه چون ميدونه من عاشق يكى ديگم عقب نميكشهمست ميكنه بخاطرمن توخيابون ميره ميگمش كجايى ميگه توخيابونم نميدونم كجام گيجم وقتى ميرم توگروه چت ميكنم عصبانى ميشه ميگه ازچتم بيرون نروميگم توگروهم ميگه توگروه نرومنواون خيلى دنيامون فرق داره همش دعوامون ميشه مسدودش ميكنم اس ميده خيلى نامردى بعدازيه مدتى درش ميارم ديدم به يكى داره چت ميكنه اشتباهى چتش اومدواسه من ديدم نوشته ابجى مريم زسولمازرفته ازش خبرى نيست داشت باهاش دردودل ميكرداصن خوشكم زدگفتم منم سولمازنه مريم بعدشم ازكى تاحالابادخترادردودل ميكنى ميگه سولمازتوروخدابه زندگيم برگردخوشبختت ميكنم ازاين حرفااون ادمى نيست ك ه بادختردوست شه عاشق بشه وقتى عشقش رفت بره سراغ يكى ديگه ازمن اجازه گرفت گفت اجازه ميدى عاشقت شم منم دودل بودم اون موقع كلى درمورددوستم باهاش حرف زدم اماراضى نشدكه برگرده بهش گفت فقط جواب منوبده دلمم بحال دوستم ميسوزه تازه فهميده چه خريتى كرده كه بهش خيانت كرده ميگه دوسش دارم هيچكس جاى اونوواسم نميگيره نميدونم بايدچيكاركنم
وفا
سلام سولماز
به نظرم هرچی فاصلتو بیشتر کنی بهتره.بذار هر دوتون به این فاصله عادت کنین.تا کم کم متوجه بشه و حساب کار خودشو بکنه.
اینطوری واسه شما هم بهتره
مطمن باش
موفق باشی
Ayda
خخخخخ خدایاا همه دخترایه مریضوو شفااا بدههه .امییییییییییین
Ayda
خخخخخ خدایاا همه دخترایه مریضوو شفااا بدههه .امییییییییییین
رضا
خدابيشترازهمه به توديوانه شفابده بعدهمه مريضاهم شفابده مهم ترازهمه تويى ايدابيچاره كه مشكلات مردم واست شده خنده دارتيكه ميندازى واست متاسفم بى شعور
فاطمه وبهزاد
سلام رفتيم جشن تولدتولدعالى بودامااونى كه بهش خوشنگذشت من بودم چون اونجاهمش توفكربودم نميخنديدم همش توفكربودم اصن نفهميدم زمان كى گذشت خداروشكرپسرخاله بابامم كمترنگام ميكرداونم اونجافقط داشت درس ميخوندبايدكنكورميدادهمش بحث سرازدواج بودمن چيزى نميگفتم پسرخاله بابام خجالت كشيدسرشوانداخت پايينبعداخره سرمادربزرگ بابام ازم پرسيدتوچراازدواج نميكنى اخم كردم فقط دلم ميخاست گريه كنم بگم ازنوه ات بپرس اماساكت موندم اره بخداراست ميگى بايدخودم به فكرايندم باشم زيادتلاش كنم مامانم چيكارمه كه بخادخودشوبه هردرايشى بزنه واسه دخترى كه ارزش نداره واسش منم بهترين تصميم گرفتم زندگيموخوشبختيم بابهزادازپدرمادرم جداميكنم اوناميمونن زندگيشون ميخان جدابشن ميخان نشن بحال من ديگه فرقى نميكنه ازالان بفكرزندگى جديدمنوبهزادم كه خوشبختيمون توراهه خداروشكرميكنم
فاطمه وبهزاد
ازالانم ديگه به زندگى ايندم فكرميكنم زندگيموخودم ميسازم روپاهاى خودم وايميسم تنهاكسى كه ميتونه بهم كمك كنه اون منم نه كس ديگه اىوقتى من به عشقم ميرسم به همسرايندم ميرسم ارزوى زندگى خوب يه فرزندداريم ديگه چرافكرش كنم انقدغصه بخورم منوبهزادهم زندگيمون ميسازيم هم واسه فرزندمون كم نميزاريم خدابزرگه خودش كمكمون ميكنه من به خداى خودم اعتماددارم داداش ازاعتمادبه نفسى كه توى خودم ميبينم خوشحالم
وفا
سلام فاطمه
خوبه یعنی عالیهههه.انشاالله که همیشه شاد باشی و دلگرم نه سرگرم.آره عزیزم بخدا تو این زندگیها هیچکس ب فکر کسی نیست مطمنن دوستمون دارن اما پای عمل که میرسه هیچکس کنارمون نیست.فقط اینو یادت باشه که همه چیزو از خدا بخواه همون کسیکه بهش ایمان داری و به این کار ندارم که به خدا از چ دیدی نگاه میکنی منم خودم زیاد اهل خدا پیغمبر نیستم ولی فقط اینو میدونم که یکی هس ک همیشه هوامو داشته وگرنه معلوم نبود الان در چ حال بودم و میدونم اگه اون بخواد همه چی درست میشه.معجزه مگه چی هست همونی که هیچکس باور نمیکنه ولی خدا گاهی ب هر شکلی ک شده به ما این معجزه رو نشون میده چ با واسطه چ بی واسطه.تو فکر زندگی خودت باش.طلاق دعوا ...تو همه زندگی ها هست.حداقلش اینه ک من خودم میفهمم چی میگی و حالتو کامللل میفهمم.ولی میگم زندگی زن وشوهرها مث رفاقتای انسانهاست گاهی هر دو تاآخر عمر رفیقن و گاهی نه پس چرا باس با هم بمونن.
وقتی تو زندگی به یه روز بد میرسیم یادمون باشه که بدتر ازین هم میتونس برامون اتفاق بیفته و کس دیگه ای روز بدتر از مارو تجربه کرده پس همیشه خدارو شکر کنیم.
فاطمه وبهزاد
سلام داداشى خيلى خوشحالم بهترين روزه منوبهزاده انگاردنياروبهمون دادن واى خداياشكرت امروزم ديدم الاباورم نميشه دارم ازخوشحالى بال درميارم
وفا
جالبه همیشه اگه میخوای شاد باشی
باس آدم شادی باشی.
برو دنبال خوشحالی این غم لعنتی خودش ما رو پیدا میکنه ولی تا میتونیم باس ازش فرار کنیم
واسه گرفتن حقمون از زندگی فقط باس شاد باشیم همین.
خیلی سال گذشت ک فهمیدم غصه خوردن بی فایدست ناراحتی بی فایدست دیروز ناراحت بودم بی فایده بود
هزار تا فردا هم ک ناراحت باشم واسم سودی نداره پس بیخیال گذشته.
قبلا فکر میکردم زندگی بی رحم تر از اونیه ک اگ چیزی رو ک میخوای بهت بده حتی اون چیزیرو هم ک داری ازت میگیره
اون وقتا از همه طلب داشتم از خدا و زمین و زمان
همش بخاطر این بود ک از آدما انتظارات بیخودی داشتم.با مرور زمان فهمیدم ک خودم باس حقمو بگیرم.
چند سال پیش از خدا از زندگیم شاکی بودم ک چرا من...
الان میفهمم ک خودم زندگی رو واسه خودم سخت کردم و فکر میکردم بی رحمه و الان میدونم ک نه من پر توقع بودم.

ب خدا اجازه بده خودش تصمیم میگیره توفقط بخواه و دعا کن آرزو کن ولی شاد باش چون ب خوب کسی رو زدی و منتظر برآورده شدنشون باش شاید زمان ببره خیلی زمان خیلی ولی میشه
خدا نه به قدر آرزوهامون بلکه ب اندازه ی ایمانمون نسبت بهش بخشنده هست
انشاالله که شاد و موفق باشی
فاطمه وبهزاد
اره بخداچيزى كه ميخاى بايدازخدابخاى خودش بهت ميده قربون خدابرم الان دوتاش حل شدمنوازاسترس دراوردمطمعنم كرداماتاچندروزديگه اون كسيوكه ميخام بهم ميده باورم نميشه منوبهزادقراره به ارزمون برسيم دارم لحظه شمارى ميكنم واسه اون روز
وفا
بر روی بوم زندگی هر چیز می خواهی بکش
زیبا و زشتش پای توست تقدیر را باور مکن
تصویر اگر زیبا نبود نقاش خوبی نیستی
از نو دوباره رسم کن تصویر را باور مکن
خالق تو را شاد آفرید آزاد آزاد آفرید
پرواز کن تا آرزو زنجیر را باور مکن
موفق باشی
مریم
سلام
دوستان من مدرس دانشگاه هستم، در یکی از دانشگاه هایی که تدریس میکنم یکی از اساتید که هیات علمی همین دانشگاه هم هست به صورت غیرمستقیم به من ابراز علاقه میکنه، خیلی هم موقعیتش عالیه و تقریبا خیلیها دنبالش هستن. من یه دختر چادری هستم و چهره ام هم خوبه. اوایل اصلا به کارهاش توجهی نداشتم اما بعد از چهار ماه که حس کردم واقعا من رو میخواد به صورت غیرمستقیم با ایمیل زدن و پرسیدن سوال درسی ابراز علاقه کردم، اول خیلی سنگین جواب داد و چون به من برخورد دفعه بعد دیدمش تحویلش نگرفتم ولی ایشون خیلی برخوردش بهتر شده بود! بیشتر اشتیاق نشون میداد اما من دیگه قبولش نکردم ولی وقتی دیدم بهش برخوده دوباره غیرمستقیم عمل کردم، اما اینبار چون ناراحت بود منو نپذیرفت و طوری وانمود کرد که مثلا من میخوامش و اون نمیخواد. دوباره من کنار کشیدم و اون دوباره قبل عید اومد سمتم و بعد عید من رفتم دفترش و عیدو تبریک گفتم، خیلی خوشحال شد ولی دوباره یه اتفاقی افتاد که بینمون فاصله افتاد، اصلا نمیدونم چه کنم، اصلا دوستم داره یا نه؟ من بهش علاقه مند شدم و اون هم وانمود میکنه که دوستم داره ولی چیزی نمیگه.
من 29 سالمه و ایشون 32سالش شده، و بعلاوه با اساتید دیگه خیلی سنگین برخورد میکنه و جز با چند نفر با کسی سلام علیک نمیکنه و فقط به من اشتیاق نشون میده اما چیزی نمیگه!!!
وفا
سلام مریم
""به صورت غیرمستقیم به من ابراز علاقه میکنه"" یعنی نسبت به بقیه اینطور نیست دیگه؟!!!
بهش فرصت بده تا خودشو پیدا کنه.شما هم خودت باش و بخاطر اون رفتارتو عوض نکن چون میفهمه وشاید طور دیگه فکر کنه.کلا هر سلامی علیکی داره اگه احساس کردی ک داره بهت بی توجهی میکنه دیگه اصلا بهش کار نداشته باش چون شما سعی کردی که بهش بفهمونی دوسش داری و اون فهمیده شایدم متوجه نشده در هر صورت اگ بخواد خودش رفتارش رو تغییر میده.
و تو یه رابطه از یه جایی ب بعد آدم نباس عزت نفسشو قربانی اون رابطه کنه.
نه آن باش که از تو سیر شوند و نه آن باش که بر تو شیر شوند.
هیچ وقت

بیش از حد عاشق نباش
بیش از حد اعتماد نکن
بیش از حد محبت نکن
چون همیشه "بیش از حد" به تو آسیب میزند
موفق باشی
زهرا
اينطورى بهش نگيداقارضامنظورى نداشته
فاطمه وبهزاد
سلام داداشى روزيكشنبه يعنى دوم مهمون داشتيم دلم گرفته بودداشتم دردودل ميكردم بازن عموم ازبهزادميگفتم مامانمم گوشيشواوردگفت كه واسش واتساپ بريزن منم فورى عكس بهزادنشون زن عموم دادم وقتى واتساپ نصب كردديدهيچ شماره اى توگوشيش نيست كلى شماره نوشت داددستم كه سيوكنم بعدازاتاق رفتن بيرون منم ازفرصت استفاده كردم رفتم توتلگرام خيلى استرس داشتم دستوپاهام ميلرزيدقلبم تندميزدميترسيدم بهش پى ام بدم بازديديش مال ساعت١ظهربودوقتى خواستم بهش چت كنم ساعت5بوداسترس داشتم كه نكنه بهش پى ام بدم ديربره سرگوشيش چتمونخونه دل زدم به دريابهش پى ام دادم نوشتم سلام همسرم اينوفراموش نكن خيلى دوستت دارم به اين شماره پى ام نده باى بعدشمارش سيوكردم اومدتوواتساپ مامانم واى خداعكسش گذاشته بودروپروفايلش چقدخوشحال شدم ديدم بازديديش ساعت٣بودبهش پى ام دادم سلام همسرم خيلى دوستت دارم بعدزن عموم ارمدگفت چيشدگفتم استرس دارم بهش پى ام دادم نكنه نخونه ياسرگوشيش نره گفت نگران نباش فقط يك ساعته سرگوشيش نرفته خلاصه همش داشتم نگاه گوشى ميكردم كه واى خدايهوانلاين شداسترسم زيادشديهوديدم چتموخوندواى داشتم ازترس ميلرزيدم گفتم الانه كه دعوام كنه كلى فوش بده كه كدوم گورى بودم اين دوماه كجابودم ديدم زددرحال نوشتن قلبم تندتندميزدديدم نوشته عشقم استرسم كم شدواسش نوشتم جانم انتظارنداشتم باهام مهربون باشه بعداين همه مدت كه پيدام نبودازم خبرى نداشت ديدم چندتاشكلك فرستادگفت چراتنهام گزاشتى فاطمه ميدونى من دارم چى ميكشم دارم ازدوريت ميميرم نفسم زدم زيرگريه گفتم منوببخش عشقم الهى بميرم امااشكتونبينم حالشوپرسيدم گفت حالم بده دارم دق ميكنم ازدوريت منم گفتم الهى دورت بگردم منم بدجورى دلتنگتم همش ميگفت فاطمه توخداى منى تودنياى منى ميزدزيرگريه ميگفت خداياشكرت زنم بعدازچهارماه بهم پى ام داده گفتم عشقم ديگه امشب راحت بخاب خوشحال باش گفت امشب بعدازاين همه وقت راحت ميخابم الهى قربونش برم تاصبح بيدارميمونده نميخابيده ميزده زيرگريه گفت همسرم گفتم جانم گفت منوببخش من ادم بديم اخرين بارناراحتت كردم دعوات كردم فقط خواستم بخودت بياى گفتم بهزادخوب كارى كردى بااينكارت منوبهزادكردى تومنوببخش كه اذيتت كردم گفت عشقم الان قدرتوميدونم تازه الان فهميدم كه قدرتوندونستم گفت همسرم منوببخش نتونستم ازهمسرم حمايت كنم گفتم عشقم توكه اين همه كارواسم كردى واسم كافيه چيكاربايدميكردى كه نكردى گفتم كجايى گفت حموم بودم گفتم افيت باشه گفت موهام كوتاه كردم خيلى بلندشده بودازموهاى دختراهم بلندترگفتم مباركه گفت مباركه من فقط تويى كه توزندگيمى خداى منى گفتم توهم همينطورهمسرم گفت هزارتادخترخواستن منوازتوبگيرن امامن محل ندادم به همشون فوش دادم جرعت نداشتن ديگه مزاحم بشن گفتم همسرم گفت جانم نفسم گفتم ميشه عكستوورداردختراكپى ميكنن گفت چشم ديدم به يك ثانيه نكشيدعوض كردواومدگفت چيشدمگه قرارنبودمامان كمكمون كنه گفتم دست رودلم نزاركه خيلى خونه گفت چراگفتم همش دروغ بوده بازيم داده چيزى نگفت گفت اخه ايناچجورخانواده اين كه بچشون زندانى ميكنن زجرش ميدن كتكشون ميزنن گفتم حيوونن گفتم منتظرم برن بيرون فراركنم بيام پيشت گفت چطورى وقتى درقفله نميتونى بياى گفتم كليدپيداكردم خيلى خوشحال شد گفتم وسايلاتوجمع كن اماده تااومدم بريم گفت مگه قراره كى بياى گفتم هروقت شدهمينجورى گفتم گفت چشم همسرم ديگه منم گفتم بايدبرم موقع خداحافظى شدبغض كرديم دوباره بهم گفت همسرم يه چيزى بهت ميگم اويزه گوشت كن گفتم بگوعشقم گفت من انتخاب خودموكردم يه همسردارم جونمم بهش ميدم فقط توهمسرمنى من تااخرعمرم نه باكسى دوست ميشم نه ازدواج ميكنم قلبم فقط مال توجسموروحم متعلق به توهست منم گفتم منم همينطورنفسم قول شرف ميدم وقتى گفتم ميخام فراركنيم گفت مامانت ايناچى گفتم گورباباشون فقط توواسم مهمى ميخام كناره توباشم خوشحال شدگفتم توفقط خانوادمى جونمى بعدموقع خداحافظى گفتم همسرم مواظب خودت باش دوستت دارم ديدم نوشت عمرم نفسم جونم خيلى خيلى مواظب خودت باش عاشقتم كلى عكس لب فرستادچندتاقلب
وفا
سلام فاطمه
آنقدر قوی باش تا هر روز با زندگی رو به رو بشی.وقتی زندگی به سمت دشواری تغییر مسیر میده شما به سمت قوی تر شدن تغییر مسیر بده
فاطمه وبهزاد
اره داداش هيچكس حرفامونميفهمه دركم نميكنه اماتوهمه حرفامودرددلامودرك كردى چون دردمنوتويكى دوتامون تجربش كرديم واى خداچقدگفتنش سخته من چجورى تونستم بگم دردعشقودوتامون كشيديم امروزوسايلام جمع كردم همه چيم امادست منتظرزمانم واى خدافقط يك قدم مونده به اينكه بهش برسم خداياشكرت منوازاين استرس كه تووجودم بودنجات دادى شك داشتم كه بهزادباهام مياديانه الان مطمعن شدم كه ميادگفت تواگه اون دنياهم برى ولت نميكنم باهات ميام جاى من پيشه توخداياشكرت بخاطرتمام نعمت هات خوبيات شكر
فاطمه وبهزاد
سلام داداش يكى دوروزنيستم شايدشنبه برگشتم عصرميريم خونه بابام ياجمعه برميگرديم ياشنبه خيره سرش خونش خاليه مهمون دعوت كرده اگرجواب دادى من جوابم ندادم بدون نيستم هروقت اومدم جواب ميدم فعلا
وفا
یه دوست واقعی میتونه صداتو بشنوه حتی وقتی ساکتی.
لیلی
دوستای ماهم امیدوارم مشکلات همه به خوبی و خوشی حل بشه. دیگه دوست داشتن تو این دنیا معنایی نداره . من ۳۰ سالمه عاشق کسی شدم که یک بار ازدواج کرده یه بچه ۶ ساله داره دنیا بهش ابراز علاقه کردم برای بچش دنیا خوبی کردم. من همه شرایطم از اون بهتره اما به راحتی ازم سواستفاده کرد و الان رفته با کسی دیگه دوست شده . به این پسرا به راحتی اعتماد نکنید. اصلا لیاقت اینو ندارن که صاف دوسشون داشته باشی. دخترایی براشون خوبن که با چند نفر رابطه داشتند.
وفا
سلام لیلی
لیلی جان بد عاشق شدی خیلی بد
حرفی باقی نمیمونه دیگه
اون تو رو از دست داده چون تو واقعا دوسش داشتی
بعضی ها لیاقت اینکه در کنارمون باشن رو ندارن
گفتی سواستفاده شاید اصلا احساستو نفهمم ولی اینو مطمن هستم و شما هم مطمن باش که بهشت و جهنم تو همین دنیاست و اون سزای کارشو میبینه شاید هم الان دیده و شما خبر نداری وشایدم هیچوقت دیگه خبردار نشی ولی مطمن باش جوابشو میگیره

در میان قبایلی زندگی کردم که کلمات مرد و مردانگی در گوشم بود.بعد در شهری زندگی کردم که رفقای من نه مرد بودند و نه مردانگی داشتند
انشاالله که موفق باشی
ناشناس
بعد از 5 سال عشق و عاشقی درست شبی که خواهر پسره بهم زنگ زد میخواییم بیاییم خواستگاریت پسره جا زد و بهم زنگ زد و گفت آمادگی ندارم بعد از اون قضیه که یکسال ازش گذشته افسرده شدم
وفا
سلام ناشناس
سعی کن بهش فکر نکنی.
دلیل این کارشو نمیدونم ولی ظاهرا ثبات تصمیم گیری نداشته و نداره
به این فکر کن که اگه با این فرد دمدمی مزاج زندگی میکردی چی بهت میگذشت.
دلیل افسردگی به طرز فکر ما برمیگرده و اینکه میگی افسرده هستی رو کاملا میفهمم و میدونم چی میگی چون مدت زیادی حسش کردم.
یک خط از آخرش اینکه به فکر خودت باش با فکر کردنهای بیخودی چیزی حل میشه؟؟؟اگه حل میشه به همین روندت ادامه بده.
نیومد خواستگاری ک نیومد بهتر که نیومد حیف تو نبوده...خوب شد که زود دستش رو شد و اون روی سکه رو هم دیدی
موفق باشی
رضا
چطوردوست موردعلاقه روپیداکنم...
وفا
سلام رضا
واقعا سوال سختیه.
معمولا دوست مورد علاقه خیلی کم و خیلی سخت پیدا میشه.
ولی آخرش میشه
موفق باشی
aaa
سلام ب دوستای عزیزم... من با پسرعموم یک ساله دوستمه و قول و قراره ازدواج داده و منم قبول کردم فقط ب ی دلیل نمیتونه بیاد جلو اونم فقط بیکاره و پول نداره خانواده ش پشتش اصن نیستن ... میگه دوست دارم با دست پر بیا بیان جلو هرکی باشه دخترشو ب ی بی پول نمیده ک بدبخت شه ... الان موندم ... منتظرش بمونم یا برم شاید هیچ وقت پول نداشته باشه ... ب نظرتون چیکارکنم ؟؟؟
وفا
سلام
برای یه مرد کار از همه مهمتره.بدون شک چون کار نداره پولم نداره دیگه.
بله هیچکس دخترشو به یه همچین فردی جواب نمیده.بهش بگو برو کار پیدا کن بعد بیا.
بعدش ببین چی میشه.
یه ماه بهش فرصت بده که ناراحتم نشه چون تو اون یه ماه اگه بخواد کار پیدا میکنه.
بنظرم خیلی بهش فکر نکن
موفق باشی
فاطمه وبهزاد
سلام ليلى جان همه پسرامثل هم نيستن عزيزم پسركم خيلى كم پيداميشه فقط بايداميدوارباشى اميدتوازدست ندى وفاجان راست ميگه هم تواين دنياهم تواون دعاتاوان كارشوميده اره شايدتاالان تاوان داره خبرندارى بسپارش به خداى خودت
فاطمه وبهزاد
سلام داداش مجبورم بايدسعى كنم قوى باشم چون دوتامون واقعاداريم نابودميشيم جفتمون ضعيف شديم نه خواب داريم نه خوراك يه چيزى ذهنموخيلى درگيرخودش كرده وقتى داشتم باهاش چت ميكردم بهم گفت خيلى حرفادارم كه بهت بزنم زيادن همش ميگم خدابهزادچى ميخادبگه چه اتفاقاتى افتاده منم بهش گفتم خيلى حرفاباهات دارم كه بايدبهت بزنم خيلى نگرانم ميترسم همش فكربدميكنم نكنه اتفاقى واسه بابام افتاده باشه دلم شورميزنه اگه بابام طوريش بشه هم من داغون ميشم هم بهزادعكس پروفايلشوعوض كرده كه عكسFبودديدم يه عكسه ديگه گذاشته عكسه يه قلب بودكه بادست درست شده بودتوقلب نوشه شده بودFپايين دسته هم كه شكل قلب بودنوشته شده بودتوخاص ترين خواستمى عكسه خيلى قشنگ بود نميدونم چيكاركنم داره دق ميكنه ميگه جراعت نميكنم برم خونه وقتى ميرم خونه دق ميكنم وقتى ميبينم خونه نيستى ميگه وقتى ميشينم سرجامون فكرميكنم كنارمى توروحس ميكنم باهات حرف ميزنم وقتى برميگردم پشت سرمونگاه ميكنم نيستى گريم ميگيره بهش ميگم عزيزم توروخدابادوستات بروبيرون خوش بگذرون كمتربهم فكركن ميگه توفكركردى ازفكرم ميرى بيرون يك ثانيه همش توفكرمى پيش دوستامم كه ميرم نه ميخندم نه چيزى عين جنازه متحرك هستم بغض كردم گفتم الهى بميرم نكن باخودت اينكاراروهيچى نميخوره غذاپوست استخون شده همش ميره مانتوچياموازچوب لباسى ورميداره محكم بغلشون ميكنه بوشون ميكنه ميزنه زيرگريه همش ميگه كابوس ميبينم نصفه شب ازخواب ميپرم فكرميكنم كنارمى چشاشوبازميكنه ميبينه من نيستم داره ديونه ميشه ديگه ميترسم خيلى ميترسم بلايى سرخودش بياره اميدوارم منتظربمونه تحمل كنه تاوقتيكه اينابرن بيرون من برم پيشش واسه هميشهديگه هم اون راحت ميشه هم من داداش هم خوشحالم هم ناراحت خوشحالم چون به همه كسم ميرسم ناراحتم ازاينكه الان خيلى حال بهزادبده داره دق ميكنه اونم مثل من افسردگى شديدگرفته جزهم ديگه هيچكس نميتونه خوبمون كنه من بهزادوببينم خوب ميشم بهزادم منوببينه حالش خوب ميشه
وفا
آره اینطور ک میگی خیلی بهش سخت میگذره یعنی ب هردوتون سخت میگذره.ب نظرم اگه دو نفر همو دوس داشته باشن اول بخاطر خودشون و بعد ب خاطر طرف مقابل باس ب زندگی ادامه بدن و نذارن شرایط و موقعیت بر اونا غالب بشه.انسان باس اونقد قوی باشه و تمرین کنه که بتونه با سخت ترین شرایط هم کنار بیاد.گاهی باس آدم پیه همه چیزو ب تنش بماله حتی نرسیدن ب طرف مقابل
این دیگه خط هفتم و خط آخرشه ولی وقتی انسان محکم و استوار باشه و امید واهی بخودش نده میتونه با این قضیه کنار بیاد.
البته انسان باید باید باید برای رسیدن به هدفش تلاش کنه ومسلما گاهی به هدف هم نمیرسه ولی بعد میبینه دیگه هدف مهم نیست مهم این هست که تلاششو کرده و به سمت هدف حرکت کرده و هر حرکتی همیشه به هدف و مقصد ختم نمیشه.
مثال ما و زندگی ما
مثال فینال دو تا تیم فوتبال ک برای پیروزی میان تو زمین و نهایت یکی باس پیروز بشه و بعد بازی تیم بازنده اینو میدونه ک سعی خودشو کرد و ب فینال رسید اما موفق نشد.
مهم تلاش و کوشش هست فاطمه جان
گلناز
من اول رابطمون خیلی اتفاقی شکل گرفت.من توشرایط زندگی سختی بودم.اوایل مث برادر بهم خیلی کمک کرد.بعدش من وابستش شدم.وقتی کنارهم قرارمیگرفتیم بعد 2ماه رابطه خواهربرادری احساس عجیبی بهم پیداکردیم.یهو عاشق شدیم.نمیدونم بهش میگن عشق یا..اما خیلی بهم میرسید خیلی نگرانم بود.تمام مشکلاتمو حل میکرد.خیلی غیرتمو میکشید.واقعا از جونش واسم میزاشت.باهمم رابطه داشتیم و عاشق شدیم.مطمعنم عشقه نه هوس.چون الان 7ماهه که خارج کشوره احساس نا ارومی میکنیم جفتمون.دوست داریم زودتری بهم نزدیک بشیم.مدام چکم میکنه و مدام قسمم میده که پاک بمونم وخیانت نکنم.اما اوایل میگفت باهاتم ولی وابستم نشو.و بعد از وابستگی گفت من ارزش تورو ندارم.تو خیلی لیاقتت بیشتره.تا وقتی که به سرانجام خوب نرسونمت ولت نمیکنم.مطمعنم که قلبش با من اروم میگیره.خیلی هوامو داره.خانوادمو مستقیما باهاشون ارتباط برقرار کرد.حتی خانواده خودشم ب من معرفی کرد.درواقعا الان همه مارو باهم میدونن.اما خیلی سردر گمم نمیدونم من و میخواد یانه.حتی بهم میگه مطمعنم بهترین مادر میشی که تا بحال دیدم.یعنی اجازه میده که ازش بچه بیارم.خیلی معرفت و مردونگی داره.اما نمیدونم واقعا منو میخواد یانه.البته از دوست پسرای قبلیم خبر داره که گول خوردم.اما میگه چون شرایط زندگیت خیلی استثناییه و خیلی ساده ایی کوتاه میاد.اما نمیدونم منو میخواد یا نه.الان 2ساله که باهاشم.روز وشب.مدام چکم میکنه و خیلی واسش مهمم.راهنماییم کنید لطفا
وفا
سلام گلناز
شما از چه دیدی به عشق نگاه میکنی یعنی عشق برای تو چه معنایی داره نمیشه گفت که دیدگاهمون باهم یکی باشه شاید تعریفی که من از عشق دارم رو شما قبول نداشته باشید
شما تو اون رابطه بودی و خودت میدونی که عشق بوده نه هوس.
الان میخوای ببینی شمارو میخواد یا نه پس با خودت صادق باش و به خودت جواب بده نه به من
اول اینکه نمیدونم منظورت از رابطه چی هست اگر سکس هست باس ببینی چند وقت از آشناییتون گذشت که با هم سکس داشتین
دوم بعد چه مدت از رابطتون رفت خارج کشور
اینکه گفته پاک بمونی وخیانت نکنی نمیدونم چطور شمارو شناخته شما که واقعا عاشقش بودی پس نیازی به این حرف نیست که اینطور بگه یا شما نشناختیش یا اون شمارو نمیشناسه

نمیدونم چون نمیشناسمش و شما ک دوساله باهاشی ببین چه برداشتی از این دو جمله داری
""اوایل میگفته وابستش نشی بعدم میگفته تا وقتی که به سرانجام خوب نرسونمت ولت نمیکنم ""
سرانجام خوب یعنی چی؟
انشالله که سر حرفاش بمونه
موفق باشی
نداخانوم
من یه دوس پسر دارم میگه اگه باهام سکس کنی عشقم ده برابرمیشه و ممکنه حتی واس ازدواج پا پیش بذارم چون سکس نقش مهمی توزندگیه من داره.به نظرتون حرفش راسته؟؟خواهشا ج بدین ممنون
نفیسه
آقاپسر با اسم دختر کامنت نزار! این کارا کار بچه هاست.
aaa
وفا .. جان کار باشه ک حتما میاد اما کو کار هنگ کردم کار واقعا نیس ... شاید اصن کار پیدا نشه ... مطمنم هسم ک حرفش کاملا جدیه چون خانواده ش میدونن ... وقتی بامن حرف زد خواهر بزرگش میدونس ... قرار بود باباش کمک کنه همه حرفا زده بودن اما برادر بزرگه نزاشته بود باباش ب این گفته بود پول داشتی برو خواستگاری نداشتی مام نداریم ....
aaa
وفا .. جان کار باشه ک حتما میاد اما کو کار هنگ کردم کار واقعا نیس ... شاید اصن کار پیدا نشه ... مطمنم هسم ک حرفش کاملا جدیه چون خانواده ش میدونن ... وقتی بامن حرف زد خواهر بزرگش میدونس ... قرار بود باباش کمک کنه همه حرفا زده بودن اما برادر بزرگه نزاشته بود باباش ب این گفته بود پول داشتی برو خواستگاری نداشتی مام نداریم ....
وفا
آره واقعا حق با شماست کار نیست یعنی هست ولی کار مورد علاقه نیست.
کار هست ولی لعنتی کار زوره
زوره وقتی ک میبینی باس واسه کسی کارگری کنی که علم و شعورش از پولش کمتر هست و فقط تنها چیزی که ازت سر داره پوله.
نمیدونم اگه کارت پایان خدمت داره میتونه بره شرکتها و ناچارا کارخونه های لعنتی که اغلبشون بعد یه مدت پا و کمر و اعصاب برای آدم نمیذارن.
لعنت به کشوری که توش درس بخونی و مدرک دانشگاهی بگیری و بعد یا باس بیکار باشی یا هم آخر سر بری برای یه آدم کار کنی که شعور نداره و فقط و فقط پول داره.
الان اگ پول و پارتی داشتی و پر رو و خیره بودی میتونی تو زندگی جلو باشی وگرنه باس شب و روز سگ دو بزنی تا فقظ زنده بمونی و یه نون به نرخ روز خور باشی.
چاره ای نیس دیگه شاید پدرش هم پول نداره یا اگه هم داره هدفش ازین کار این هس که پسرش رو پای خودش باشه نه متکی به بقیه.
شما خودت دوسداری شوهرت از باباش پول بگیره و خرجی شمارو بده؟گیرم که پدرش اینکارو کرد ولی تا کی؟مگه پدرش تا آخر عمر میتونه پابه پای پسرش باشه؟پدر و مادر نمیتونن و نباید بین بچه هاشون فرق بذارن فکر کن هر چقدر که به پسرشون کمک کنن باس ب همون اندازه هم دست بقیه بچه هاشون رو بگیرن.
ولی اینو بدون که پدرش بیشتر از شما پسرش رو میشناسه و میدونه شاید اگه کمک کنه در آینده به ضرر پسرش تموم بشه.
موفق باشی
aaa
وفا جان... پدرش اگه پول نداشت ۱۲۵ ملیون ب پسر بزرگش پول نمیداد ک خونه بخره البته خونه ذاشته فقط بزرگترش .... ب این ی هزاریم نداده .... من نمبخوام شوهرم از باباش بگیره اما انتظار دارم انقد ک ب پسرای دیگه ش کمک کرده ب اینم کمک کنه .... هیچ کس راضی نیس ب داداش بزرگه پول بدن چون سواستفاده میکنه
وفا
عزیز من ما که نمیتونیم بقیه رو تغییر بدیم بهترین و راحت ترین کار اینه که خودمون تغییر کنیم.توقع نداشته باشیم از بقیه.باور کن توقع از بعضی دوستان فقط ب خودمون آسیب میزنه چون بعد ها متوجه میشیم که اونطور ک فکر میکردیم نبودن.توقع بیجا آغاز بزرگترین رنجها و آسیبها تو روابط هست.سعی کنیم بیشتر از بقیه از خودمون توقع داشته باشیم اونوقته ک رو به پیروزی حرکت میکنیم.
اینطور ک شما میگی بین بچه هاشون دارن تبعیض میذارن ک ب نظرم اصلا کار درستی نیست چون ضررش رو همون داداشی ک خونه بزرگتر خریده متحمل میشه شاید ب چشم هم نیاد ولی ب نظرم آخرش ضرر کنه.
میدونم خیلی سخته ولی طرف شما باس فکر کنه و تنها و تنها بخودش متکی باشه.یه حرکتی بزنه تا باباش ببینه آقا ب فکر کار هس و ب مال پدرش چشم نداره.انشاالله ک موفق بشه چون واقعا سخته تو این جامعه ولی میشه.باور کن انسان به هرچیزی ک بخواد میرسه و نهایتا همونی میشه که فکرشو میکرده.پدر و مادرت هم حق دارن ک مخالف باشن چون واقعا بیکاری دردسر هست و وقتی متاهل باشی دیگه میشه مشکل.
طرفت یه پیشنهادی ب باباش بده که سرمایه از باباش باشه و کار از اون ک باز بر میگرده ب تجربه تو اون کار ک فکر کنم این تجربه رو نداشته باشه.اگ هم نشد بره دنبال کار مورد علاقش با حداقل حقوق چون این بهترین راه هست.کار زوری آدمو پیر میکنه.فقط بره دنبال علاقش کم کم پیشرفت میکنه و پول هم دنبالش میاد
موفق باشی
فاطمه وبهزاد
سلام وفاجان چطورى خوبى خسته به نظرميرسى
وفا
سلام فاطمه
خوبم مرسی.نه خسته نیستم.
فقط دلم واسه پینوکیو میسوزه کاش از تو قصه ها و کارتونها میومد بیرون و آدمارو میدید
آدمایی ک دروغهای بزرگ میگن و دماغ درازشون رو جراحی میکنن
اگ پینوکیو بود و این آدمارو میدید ازینکه از پدر ژپتو خواسته بود ک ازش یه آدمک چوبی بسازه پشیمون میشد.
شما در چ حالی چ خبر
به ندا
عزيزم واست توضيح دادم اماپارسينه ثبتش نكرده چون خيلى طولانى بودفقط اينكه ميتونم بگم بخودت فكركن بشين يه گوشه اى پيش خودت بينديش ببين ايااگربرى سكس پسره عاشقت ميشه ميادخواستگاريت مسلمانه كارشوميكنه ميره اونيم كه سرش كلاه ميره تويى نه اون اميدوارم درست ترين تصميم بگيرى گولشونخورى
hadis
سلام من۵ساله ب یه پسر دوستم قراره دوماه دیگه بعدخدمت بیادخاستگاری خونواده ها شدیدمخالفن ک پسره میگه راضیشون فقط پسره ی کم بدداه بنظرتون ازدواج کنیم کارمون ب جدایی نمیکشه
hadis
سلام من پنجساله با ی پسرم قراره دوماه دیگه ازخدمت اومدبیادخاستگاری خونواده هاشدیدمخالفن ک گفته راضیشون میکنه پسره فقط بددله بنظرتوکارمون ب طلاق نمیکشهولی ازهمه لحاظ پسرعالی خیلی مهربونوافتادست حونشم واسم میده فقط غیرتی بودنو بددلبش میترسم
وفا
سلام حدیث
بد دلی و تعصب بی مورد خیلی آزاردهنده هست هم برای شما و هم برای خود شخص.اما میشه این بددلی رو از بین برد و لازمش رفتار شماست که سعی کنین اون حس بددلی رو در شخص مقابل از بین ببرید و حس اعتماد رو در طرف ایجاد کنید.کار سختی هست چون زمان زیادی لازمه که رفتار یک شخص رو تغییر داد اما همه مشکلات برطرف میشن فقط لازمه ک انسان اراده کنه و بخواد
موفق باشی
يگانه
نفيسه لطفابه كسى تهمت نزن
فاطمه وبهزاد
سلام وفاجان اره بخدادرست ميگى ادم كه بشينه دست رودست بزاره تاهمه چى درست شه وقتمون الكى هدرميديم چيزيم درست نميشه اين خودمونيم كه بايدتلاش كوشش كنيم تايه نتيجه اى بگيريم بايدباغم غصه هاجنگيد
masum
دیگه عشقی وجود داره من شیش ساله پای یکی موندم هنوز نمیدونم قصدش ازدواجه یا نه..بخاطرش از همه چی گذشتم
وفا
گاهی تقصیر از خود ماست واسه کسی که برامون یه قدم برداشته ; دوکیلومتر پیاده میریم
مرجان
يه سرى حرف تو گلوم گير كرده، دنبال نصيحت ديگران نيستم فقط خواستم اينجا بگم تا خالى شم. ٤ سال پيش با پسرى آشنا شدم كه عشق اول و آخر زندگيم بود. راستش وقتى ترم اول توى دانشگاه ديدمش همه دخترا در به در دنبالش بودن ولى به هيچ دخترى رو نمى داد تا اينكه به من پيشنهاد دوستى داد از تيپش و مالشين زير پاش فكر مى كردم تا الان با صد تا دختر بوده ولى بعدن بهم ثابت شد چقدر اشتباه مى كردم توى مدت رابطمون هميشه حد و مرز خودش رو داشت با اينكه خونه مجردى داشت و صد بار باهاش تنها شدم حتى يه بارم بهم دستش نخورد نماز و روز رو از عشقم ياد گرفتم و كل زندگيم بود نمى اصلاً اون مدت كه باهاش بودم مثل برق گذشت از بس خوش بودم و ١ سال پيش توى تصادف پرپر شد. من موندم و يه دنيا حسرت ... . انقده افسرده شدم تا يكى از پاهام لمس شد موهاى سرم گوله گوله ريخته ديگه هيچ اميدى به ادامه زندگيم ندارم نميخوام از خودم الكى تعريف كنم ولى تقريباً هر سه هفته يه بار خواستگار برام مياد چيزى توى خونواده و قيافه و هيكل كم ندارم بعد ٦ ماه از رفتن عشقم با اصرار پدر و مادرم به يكى از خواستگارام بله گفتم باورم نميشه اولين روز كه باهاش رفتم بيرون دستشو گذاشت روى پام كثافت ديگه وضعم بدتر شد و بعد رد كردنش به مامان بابام گفتم ديگه نمى خوام خواستگار پاشو بذاره توى اين خونه مامان بابام هم باهام موافق هستن و گفتن تا آخرش دختر خودمون بمون اين همه آدم ازدواج نكردن مگه مردن تفلكى بابام خيلى غصه منو مى خوره خيلى شاكيم ازت خدا چرا عشقم رو ازم گرفتى ؟!؟! ولى باز نمازم رو مخونم روزم رو ميگيرم اين تنها چيزى هست كه ازش به يادگار دارم ...
مرجان
يه سرى حرف تو گلوم گير كرده، دنبال نصيحت ديگران نيستم فقط خواستم اينجا بگم تا خالى شم. ٤ سال پيش با پسرى آشنا شدم كه عشق اول و آخر زندگيم بود. راستش وقتى ترم اول توى دانشگاه ديدمش همه دخترا در به در دنبالش بودن ولى به هيچ دخترى رو نمى داد تا اينكه به من پيشنهاد دوستى داد از تيپش و مالشين زير پاش فكر مى كردم تا الان با صد تا دختر بوده ولى بعدن بهم ثابت شد چقدر اشتباه مى كردم توى مدت رابطمون هميشه حد و مرز خودش رو داشت با اينكه خونه مجردى داشت و صد بار باهاش تنها شدم حتى يه بارم بهم دستش نخورد نماز و روز رو از عشقم ياد گرفتم و كل زندگيم بود نمى اصلاً اون مدت كه باهاش بودم مثل برق گذشت از بس خوش بودم و ١ سال پيش توى تصادف پرپر شد. من موندم و يه دنيا حسرت ... . انقده افسرده شدم تا يكى از پاهام لمس شد موهاى سرم گوله گوله ريخته ديگه هيچ اميدى به ادامه زندگيم ندارم نميخوام از خودم الكى تعريف كنم ولى تقريباً هر سه هفته يه بار خواستگار برام مياد چيزى توى خونواده و قيافه و هيكل كم ندارم بعد ٦ ماه از رفتن عشقم با اصرار پدر و مادرم به يكى از خواستگارام بله گفتم باورم نميشه اولين روز كه باهاش رفتم بيرون دستشو گذاشت روى پام كثافت ديگه وضعم بدتر شد و بعد رد كردنش به مامان بابام گفتم ديگه نمى خوام خواستگار پاشو بذاره توى اين خونه مامان بابام هم باهام موافق هستن و گفتن تا آخرش دختر خودمون بمون اين همه آدم ازدواج نكردن مگه مردن تفلكى بابام خيلى غصه منو مى خوره خيلى شاكيم ازت خدا چرا عشقم رو ازم گرفتى ؟!؟! ولى باز نمازم رو مخونم روزم رو ميگيرم اين تنها چيزى هست كه ازش به يادگار دارم ...
مرجان
يه سرى حرف تو گلوم گير كرده، دنبال نصيحت ديگران نيستم فقط خواستم اينجا بگم تا خالى شم. ٤ سال پيش با پسرى آشنا شدم كه عشق اول و آخر زندگيم بود. راستش وقتى ترم اول توى دانشگاه ديدمش همه دخترا در به در دنبالش بودن ولى به هيچ دخترى رو نمى داد تا اينكه به من پيشنهاد دوستى داد از تيپش و مالشين زير پاش فكر مى كردم تا الان با صد تا دختر بوده ولى بعدن بهم ثابت شد چقدر اشتباه مى كردم توى مدت رابطمون هميشه حد و مرز خودش رو داشت با اينكه خونه مجردى داشت و صد بار باهاش تنها شدم حتى يه بارم بهم دستش نخورد نماز و روز رو از عشقم ياد گرفتم و كل زندگيم بود نمى اصلاً اون مدت كه باهاش بودم مثل برق گذشت از بس خوش بودم و ١ سال پيش توى تصادف پرپر شد. من موندم و يه دنيا حسرت ... . انقده افسرده شدم تا يكى از پاهام لمس شد موهاى سرم گوله گوله ريخته ديگه هيچ اميدى به ادامه زندگيم ندارم نميخوام از خودم الكى تعريف كنم ولى تقريباً هر سه هفته يه بار خواستگار برام مياد چيزى توى خونواده و قيافه و هيكل كم ندارم بعد ٦ ماه از رفتن عشقم با اصرار پدر و مادرم به يكى از خواستگارام بله گفتم باورم نميشه اولين روز كه باهاش رفتم بيرون دستشو گذاشت روى پام كثافت ديگه وضعم بدتر شد و بعد رد كردنش به مامان بابام گفتم ديگه نمى خوام خواستگار پاشو بذاره توى اين خونه مامان بابام هم باهام موافق هستن و گفتن تا آخرش دختر خودمون بمون اين همه آدم ازدواج نكردن مگه مردن تفلكى بابام خيلى غصه منو مى خوره خيلى شاكيم ازت خدا چرا عشقم رو ازم گرفتى ؟!؟! ولى باز نمازم رو مخونم روزم رو ميگيرم اين تنها چيزى هست كه ازش به يادگار دارم ...
مرجان
يه سرى حرف تو گلوم گير كرده، دنبال نصيحت ديگران نيستم فقط خواستم اينجا بگم تا خالى شم. ٤ سال پيش با پسرى آشنا شدم كه عشق اول و آخر زندگيم بود. راستش وقتى ترم اول توى دانشگاه ديدمش همه دخترا در به در دنبالش بودن ولى به هيچ دخترى رو نمى داد تا اينكه به من پيشنهاد دوستى داد از تيپش و مالشين زير پاش فكر مى كردم تا الان با صد تا دختر بوده ولى بعدن بهم ثابت شد چقدر اشتباه مى كردم توى مدت رابطمون هميشه حد و مرز خودش رو داشت با اينكه خونه مجردى داشت و صد بار باهاش تنها شدم حتى يه بارم بهم دستش نخورد نماز و روز رو از عشقم ياد گرفتم و كل زندگيم بود نمى اصلاً اون مدت كه باهاش بودم مثل برق گذشت از بس خوش بودم و ١ سال پيش توى تصادف پرپر شد. من موندم و يه دنيا حسرت ... . انقده افسرده شدم تا يكى از پاهام لمس شد موهاى سرم گوله گوله ريخته ديگه هيچ اميدى به ادامه زندگيم ندارم نميخوام از خودم الكى تعريف كنم ولى تقريباً هر سه هفته يه بار خواستگار برام مياد چيزى توى خونواده و قيافه و هيكل كم ندارم بعد ٦ ماه از رفتن عشقم با اصرار پدر و مادرم به يكى از خواستگارام بله گفتم باورم نميشه اولين روز كه باهاش رفتم بيرون دستشو گذاشت روى پام كثافت ديگه وضعم بدتر شد و بعد رد كردنش به مامان بابام گفتم ديگه نمى خوام خواستگار پاشو بذاره توى اين خونه مامان بابام هم باهام موافق هستن و گفتن تا آخرش دختر خودمون بمون اين همه آدم ازدواج نكردن مگه مردن تفلكى بابام خيلى غصه منو مى خوره خيلى شاكيم ازت خدا چرا عشقم رو ازم گرفتى ؟!؟! ولى باز نمازم رو مخونم روزم رو ميگيرم اين تنها چيزى هست كه ازش به يادگار دارم ...
فاطمه وبهزاد
مرسى داداش جون منم خوبم همون خبراى قبلى چيشده كى ناراحتت كرده كى بهت دروغ گفته كه رفتى توفكردروغ گفتن نكنه يادگذشته هاافتادى
وفا
سلام فاطمه
نه چیزی نیست عزیزم
رها
سلام
من با یه پسر 28 ساله اشنا شدم که 8 سال از من بزرگتره هم دوسش دارم هم برای ثروتش ولی اولش زیاد باهام صمیمی نبود ولی الان دو سه ماهه که میگذره باهام صمیمی تر شده و دوس داره که همش باهام حرف بزنه ولی اون میگه من نمیتونم برا ازدواج به تو قول بدم لطفا راهنماییم کنید
وفا
سلام رها
خودش میگه واسه ازدواج بهش فکر نکنی
شما هم سعی کن بهش فکر نکنی
باهاش دوست باش ولی با خودش نه با ثروتش
توی یه دوستی باس مواظب باشیم خیلی دل نبندیم که اونطوری هم روحمون و هم جسممون آسیب میبینه
در نهایت مواظب خودت باش
موفق باشی
فاطمه وبهزاد
سلام رهابهش زمان بده تابيشترباهم اشنابشيدبعدتصميم واسه ازدواج ميتونه بگيره چون شناختى ازهم نداريدگفته نميتونم براى ازدواج قول بدم شايدهم دروضعيتى نيست كه بتونه شرايط خونه زن زندگى دربياره بخاطرهمينه قول نداده كه بيشتربهش وابسته نشى چون به خودش شك داره كه ميتونه ازبس شريك زندگى داشتن برمياديانه
فاطمه وبهزاد
حالم خوب نيست داداش اين همه سختى دارن خفم ميكنن نفسى واسم نمونده به چه اميدى زنده باشم نميدونم چرااين خريتوكردم ديروزكسى خونمون نبودهمه رفتن بيرون امامنه ديوانه نرفتم ازخودم بدم مياداخه چرانرفتم من كه منتظراين فرصت بودم همش يه چى ته دلم ميگفت فعلانروتامامانت وكيل بگيره مهريشوبزاره اجرابعدبروكه خيالتم ازطرف مامانت راحت شه اماامروزكه عكس جديدشوديدم بدجورى دلم شكست ناراحت افسرده بودلعنت به من
وفا
طاقت بیار رفیق
همه چی درست میشه
هدیه خانوم
من خودم ی اقا پسریو دوس دارم...ولی هیچ اقدامی واسه ازدواج با اون نمیکنم اما اون خیلی اهمیت میده باوا دخیا خودتونو بزنید ب بیخیالی کلن پسرارو دایورت کنید من ب دوست پسرمم گفتم بری هیچی عوض نمیشه برام اصن برام مهم نیس هنوزم ک هنوزه نرفته خخخ
فاطمه وبهزاد
سلام هديه جان عزيزم ميگى دوسش دارم امااقدامى واسه ازدواج نميكنى تاخودش پاپيش بزاره اون اهميت بهت ميده چون شايدواقعاعاشقته كه واسش مهمى اماببين چه حسى بهت داره اگرعاشقته توفقط درحددوستداشتن بهش علاقه دارى بهش بگوياتواين فرصت توهم ميتونى امتحان كنى كه عاشقش بشى همه چيوبسپاربه زمان عزيزم من
فاطمه وبهزاد
عزيزم ولى سعى كن اگربهش حسى ندارى بهشوبگى ولى بااحساساتش بازى نكن منوبهزادقرارمون نبودعاشق شيم چون مثل خواهربرادربوديم امايه دعفه عاشق هم شديم انقدعاشق هم شديم كه كورشديم ازعشق هم اومدخواستگارى بابام قبول نكردامامنوبهزادهنوزم هيچكدوممون عقب نكشيديم من گوشى ندارم بابام گرفته ازم چون بابهزادحرف نزنم ديروزانقدحالم بدبودكه حدنداشت مامانم رفت بيرون يه گوشى پيداكردم توخونمون اس دادم بهزادديدم حتى ارسال شدهم نيومدزنگش زدم گوشيش خاموش بوددنياروسرم خراب شدنگرانش بودم ازخداخواستم گفتم خداكمكم كن بابهزادحرف بزنم اگربيادببينه من بهش اس دادمونبوده نابودميشه همينطورم شدگوشى روگذاشتم سرجاش بعدازيكى دوساعت گوشيش روشن كردارساليش اومدبهزادطاقت نيورداس دادكه من نتونستم جواب بدم پاكش كردم نااميدشده بودم كه نميتونم بابهزادم حرف بزنمكه بعدازيك ساعت مامانم گفت ببين گوشيم چشه مامانم سه تاگوشى داشت يكيش داددرستش كنم بااون يكيم توتلگرام بودمنم شماره بهزادسيوكردمرفتم توواتس اپ بهش پى ام دادم
فاطمه وبهزاد
زودانلاين شداومدتوپى ويم انقدخوشحال شده بودكه حدنداشت ازخوشحالى داشت باگريه باهام چت ميكردبعدازبيست روزتونستم بهش پى ام بدم نگاه عكساى واتس اپش ميكردم هردعفه ميديدم ناراحته غمگينه نميخنده گفتم چراعكسات غمگينه گفت چون توكنارم نيستى دارم دق ميكنم منومرده متحرك حساب كن بغض كردم گفتم نكن باخودت اينكاراروالان نه خواب داره نه خوراك منوبهزادقراره فراركنيم ديروزبهم گفت من بهت اعتمادكرده بودمادروغ گفتى گفتم نه بميرم اگه دروغ بگم گفتم ميام خيلى زودميام پيشت گفت الهى بهزادت بميره من حاضرنيستم توخارتوپات بره گفت زودبياچشم انتظارتم گفتم جانداريم كجابريم گفت بهت بگم بين خودمون ميمونه گفتم اره عمرم بگوگفت حالابزاربياى بماندخودت ميفهمى منم اصرارنكردم كه بگه چون هرجايى بهزادبگه بريم منم به جاش اعتمادميكنم نميدونم شايدم ميخايم بريم خونه فاميلاش چون همشون منوميشناسن خونه فاميلاش رفتيم خانوادگى يعنى منوبهزادوباباش سرتودردنيارم خيلى حرفاى عاشقانه اى زديم روزبه روزعشقمون بيشترميشه بهم الان كل دختراى شيرازچشمشون دنبال بهزادهست چندتادخترهم رفتن بهش پيشنهاددوستى دادن شمارش خواستن بهزادنداده گفته من زن دارم مزاحم نشوبهزادم الان خواستگارداره حالافكرش بكن بهزادم٢٧سالشه دختر١٣سالشه مامانه دختره ١٣ساله رفته به بهزادگفته توروخدابيادخترم بگيرعاشقته واست ميميره پول ماشين خونه هرچى بخاى بهت ميدم بهزادم گفته گورباباى پولتون من زن دارم دخترتم نميخام دختره داشت ديونه ميشدبهزادموبردن توگروه دوستاش كلى داخل گروه دختروپسرهستن دختراميرن توپى وى بهزادبهش پيشنهاددوستى ميدن بهزادردميكنه چون توگروه همه ميدونن ماعاشق هم هستيم تعريف ميكنن ازمون دختراهم بهش ميگن خوشبحال عشقت كه انقدخاطرخاشى بهش وفادارموندى هركى بودسريكى دوروزه ولش ميكردبهزادم گفته همسرم دنيامه واسش ميميرم شماهاناخن كوچيكشم نميشين همشونومسدودكرده يادحرفه ديروزبهزادافتادم گفت ميترسم فراموشم كنى ياتركم كنى گفتم هرگزتركت نميكنم چه اين دنياچه اون دنياگفت فاطمه منوبكش تكه تكم كنى ولمم كنى منونخاى من ولت نميكنم توهمه چيزمنى فكرنميكردم همچين حرفى بزنه روزبه روزعشقش داره بيشترميشه ديروزگفت توروازاون خداى بالاسرى هم بيشتردوستدارم مادربزرگش كه ازمامانش بيشتربهش نزديك بودبه مامانشم گفته بوده من مامان بزرگموبيشترازتودوستدارم مامان ناراحت نشوبهزادمامان بزرگش ازدخترپسرهم بيشتربهم نزديك بودن مثل مادرپسربودن وقتى مامان فاطمش توبيمارستان بوده همش اسم بهزادميورده ميگفته بهزادموبيارين كه بهزادم وقتى ميفهمه مامان بزرگش فوت كرده اقدام به خودكشى ميكنه سم ميخوره ميبريمش بيمارستان بستريش ميكنن خداروشكرحالش بهترشدالان من نميدونم تواين يكسال كه منوبهزادباهم بوديم همش ميگم خدامگه منوبهزادچيكاركرديم كه اينجورى عاشق هم شديم كه من هميشه ميگفتم مامان فاطمه جونمه بهزادميبردم سرخاك مامان فاطمش انقدگريه ميكردبغض ميكردحتى عادتشه شباميره دارحمه سرخاك مامانش الان ميگه هيچكس نتونسته جاى مامان فاطمموپركنه ولى توپرش كردى احساس نميكنم مامان فاطمه رفته چون توهستى احساس تنهايى نميكنم حالابين منومامان فاطمش بخادانتخاب كنه هميشه ميگفت اول مامان فاطمه بعدهمسرم بعدخدابعديه مدتى ميگفت اول همسرم بعدمامان فاطمه كه من همش ميگفتم اول مامان فاطممون بعدخداحافظى مون ديدم عصرش رفته بيرون بالب خندون پيش دوستاش عكس گرفته البته بايكى ازدوستش گفتم خداياشكرت بهزادم بعدازاين همه وقت دوباره خنديدلبخندبه لبش اومدبخاطرمن
فاطمه وبهزاد
هديه جان هرارزويى دارى توى اين ماه رمضون ازخدابخاه همونوبهت ميده من انقدنااميدشده بودم كه كارهرشبم شده بودگريه حرفاموبالاخوندى ميدونى چقدناراحت بودم بامرده هيچ فرقى نميكردم اماالان همه توكلم بخداهست فقط دل كسيونشكون كه اهش توروبگيرهمنم دل شكوندم اهشون منوگرفته اماازخداممنونم كه بازم بااين همه دل شكوندن نفرين من دارم به عشقم ميرسم جاى شكرش باقيه بخداپس ببين حدفش چيه عزيزم امتحانش كن ببين چجورپسريه ببين واقعاميخادت هدفش جديه اگرعاشقته كه عاشقش باش هديه جان
فاطمه وبهزاد
سلام وفاجان ازت چندتاسوال دارم ميتونى كمكم كنى يه خانومى ازم سوال پرسيده يكى دوتاهم نه توسوالاتش موندم مامانمم ميگه نميدونم خانومه هم زودى جوابشوميخاداگرسوال هاروبنويسم ميتونى جواباشوبهم بگى تابهش بگم درموردسوره توحيدوحاجت هست
و