اصطلاحات زبان یزدی!
۲۲ مهر ۱۳۹۲ - ۱۶:۱۰
اُشتُرگُلو :
شُریگاه :
اُشتُر گُلو عمومأ به جائی گفته میشد که آب از یک جوب یانهر به راه آب باریکی ( نو = گُم )وارد میشد.محدوده قبل از راه آب باریک را اُشتُر گُلو میگفتند. راه آب باریک به اندازه گلوی شتر بود و به همین دلیل آنرا اُشتُر گلو نام گرفته.

***

واژه "کُل" در چه موردهایی بکار مره؟
کُل ناخن
کُل بستن زخم

کُلِ هندونه - کُلِ پسته- کُلِ تخمه => در اینجا کش به معنی پوست است

کل چراغ ماشین. کل راهنما => به شیشه ی اطلاق مشه

***

پیک گرفتن= نیشگون گرفتن

جل جل زدن=تکان خوردن زیاد

***

یتیمُک یا یتیمچه = بستگی داره به چی بگی یتمک یا یتیمچه. معمولا غذاهای بدون گوشت را مگفتن یتمچه. یعنی پدر مادر نداره. منظور همون گوشت بوده.

***

۱.آتیش:
آتش.
۱2.آتیش به جون شدن:
احساس گرمای شدید کردن.
۱3.آتیش به جون گرفته:
فحش و نا سزایی که معمولا مادران به بچه های کوچک می دهند.
۱4.آتیش خونه:
کوره، آتش خانه.
۱5.آتش کش شدن:
کنایه از سوختن دل است
مانند:
دلم می سوزد، دلم پاره پاره شد، دلم آتش گرفت، مى گویند:
«برای از بین رفتن فلان چیز دلم آتیش کش شد».
۱6.آتیش گیره:
خرده چوب، بوته های بیابانی، کاغذ و غیره،
که برای برافروختن آتش به کار برده میشود.
۱7.آتیشی شدن:
بر آشفتن، تهییج شدن، بر افروختن، عصبانی شدن.
۱8.آجر تخت:
نوعی از آجر که پهنای آن یک و سه چهارم و طول آن دو برابر و ضخامتش یک و یک دوم
آجر معمولی است.

***

آباجی
خواهر،آبجي.
۲.آبدس
آبدست،ازلباسهاي قديم و به شكل كتي بدون يقه و بلند.
۳.آبدون
آبدان،طحال.
۴.آبدون {كسی} پاره شدن
كنايه از بيش از اندازه نوشيدن.
۵.آبدی
زمينی كه كشتِ آن برداشته شده است.
۶.آبرو كردن
آبرود كردن؛ مرغ، پرندگان و يا كلۀ گوسفند را در آب جوش نهادن برای پركندن و يا پاك كردن پوست آن.

***

بغوره کشیدن = صدایی نا هنجار و نزدیک زوزه که اصولا کودکان و افرادی با صدای نازک از خود سر می دهند . گوش خراش است .

دولاخ : گرد و خاک

دیه: دیگه

دوره:خمره

دوری: بشقاب

دده:خواهر

دله: دبه

راچینه: پله

زنغدان:چونه.نک

شوت گاز:تند

سر پایی: دمپایی

سار:خنک و بیمزه

سفیلت نموکنم: معطلت نمیکنم

لُنج = لب
پوز = لب وچانه
لِنگ = پا
مُل = گردن
چَش = چشم
پَس ِ کَله = پشت سر
پاشنه گـَردِ بینی = پره های دماغ
سیه = جگر
گـُرده = پشت(به قلوه گوسفند هم گفته میشود)
حَسَنُک = طهال(در مورد انسان بندرت استفاده میشود)
بَغَل = آغوش
پچول=کثيف
نظرات
علی جی جی
قشنگ بود
sahel
شوت گاز:تند
:DDDDDDDDDDDDDDDDD
سجاد
دوستایم همش کپرک میگویند ولی معنی اش را نمی دانم
ناشناس
خیلی واژههای جالبی هست که ننوشته اید
فرهاد
گُرده يعني كليه . دقت كنيد
ناشناس
نازت شم گرده یعنی کمر
کامبیز
کوفت در اومدن =خستگی در کردن
شیوا
دوستان یزدی معنی خاطیری عیرا چی میشه؟
ناشناس
عیرا نوعی پرنده افسانه ای بوده ک با پریچخ به مل آن میکوبیدن و سندله آن را اوگوش کرده و داخل زنخدون دیگری مینهادند. خاطری عیرا کنایه از یتاچادیشو چر پس ملت میباشد
ناشناس
سلام اولا خاطيري ايرا است و با ع نوشته نمي شود دوما ايرا به معني زيرا يا ازيرا مي دهد
بنابراين خاطيري ايرا يعني زيرا به خاطر اين كه و بيشتر جنبه شوخي دارد
ناشناس
یعنی بخاطر اینکه
چاکرم
محمود
در پاسخ چرای بی مورد گفته میشود.
کسی میگوید: چرا؟ جواب می دهند: بخاطر عرا.
صرفا جهت سجع و هم قافیه شدن.
omid poya
تخته بشورند = مرده شور تو رو ببرن
مرده شور بخوره. = مرده شور بشورند ( هنگام عصبانیت)
ستاره
خاطیری عرا، وقتی کسی میپرسه چرا و دلیلش نخواسته باشیم بگیم میگیم خاطیری عرا، مثل وقتی کسی می پرسه چرا میگیم زیرا
گلناز
یزدی های عزیز منظور از گف یزدی چیه
ناشناس
یعنی حرف یزدی
امیر
لهجه یزی را خیلی دوس دارم خیلی خشه خشتر ایه که خیلی بیشترش کنید اگه مشه کلیپ های صوتی هم اضافه کنید
نازن
تو رو خدا یکی واضح و روشن معنی خشونه رو بهم بگه یعنی چی
ضحا
خشونه:خوشمان می آید
محمد حسن
اکی رو نگفتین
سكينه
بُوز گَلِ مُلِت اُلِنگونه:زنبور به گردنت آويزونه
ناشناس
باطرف عیاق هستم یعنی باهم صمیمی هستم
ناشناس
پسین یعنی بعد از ظهر
ناشناس
مردیشورزیروبالات بیشورن یعنی چه
ارسال نظر
نمای روز
حواشی پلاس
آخرین اخبار
به پرداخت ملت
سداد2