چند نکته انتقادی در رابطه با کتاب فهارس الشيعة
حسن انصاری در سایت «کاتبان» نوشت:
اخيراً کتابی از قم و به لطف فاضل محترم آقای رضا مختاری به دستم رسيد با عنوان فهارس الشيعة تأليف و گردآوری آقای مهدی خداميان آرانی. در اين کتاب شماری از فهرستهای روايی کهن شيعی که جزء منابع دو فهرست نجاشي و طوسي بوده بر اساس همين دو کتاب بازسازی شده است. البته بر اين شمار تعدادی ديگر هم می توان افزود اما نويسنده گويا تنها به شناسايی همين تعداد که در دو جلد فراهم آمده توفيق يافته است. علت حجيم شدن اين کتاب بيشتر به دليل پاورقی های کتاب است در معرفی رجال و رواتی که در طی اين فهارس از آنان نامی آمده است.
اين کار البته با توجه به اينکه بيشتر اطلاعات در مورد اين راويان از طريق خود کتابهای رجالی شيعی دستياب است و به ويژه با بهره گيری از سی دی دراية النور، به نظر من کاری بيهوده و تنها موجب بزرگ شدن کار و به حاشيه رفتن متن اصلی فهارس شده است؛ به ويژه اينکه نويسنده هر بار که نام يکی از اين راويان در فهارس مختلف تکرار شده عينا همان يادداشتها را در ذيل نام روات تکرار کرده که حقيقتا سبب آن را در نمی يابم و نمی دانم بايد چه نامی را بر اين کار بگذارم.
آنچه سبب نوشتن اين يادداشت شد ذکر دو نکته است: نخست اينکه نويسنده مدعی فراهم کردن کاری بديع است که با همت ايشان و با ابتکار يکی از استادانشان بدين ترتيب فراهم شده است. اين نکته که فهارس نجاشي و طوسي بر اساس فهرستهای کهنتری فراهم شده البته بحث جديدی نيست و پيشتر هم بدان تذکر داده شده است. در مقالات دائرة المعارف بزرگ اسلامی به ويژه اين نکته در ذيل مقالات برخی از اين رجال و نويسندگان فهارس متقدم شيعی مورد تذکر قرار گرفته بود که متأسفانه به هيچ روی مورد تذکر نويسنده محترم قرار نگرفته و تمامی آن تلاشها چه در مورد تذکر به نقل قولها از فهارس کهن و چه در مورد شرح حال اين نويسندگان مورد غفلت يا تغافل قرار گرفته که حقيقتاً مايه تأسف است.
در ذيل مقالات متعدد در دائرة المعارف بزرگ اسلامی (مانند مقاله ابن وليد قمي تأليف آقای محمد جواد شبيری زنجاني و نيز مقالات ابن قولويه، ابن عبدون در دائرة المعارف بزرگ اسلامی و مقاله ابن بطه در دائرة المعارف الاسلامية الکبری ، هر سه به قلم حسن انصاری و نيز چندين مقاله ديگر آن موسوعه مانند مقاله ابو غالب زراري در دائرة المعارف الاسلامية الکبری باز به قلم حسن انصاری و نيز چندين مقاله به قلم آقای احمد پاکتچی) به بهره گيری نجاشي و طوسي از فهارس اين راويان و ابتنای فهارس متأخرتر بر فهارس متقدمتر به وضوح اشاره شده که متأسفانه نويسنده محترم نه تنها به اين فضل تقدم اشاره ای نکرده اند بل در شرح حال اين نويسندگان ابداً به تلاشی که در ذيل مداخل اين رجال در دائرة المعارف بزرگ اسلامی در اين مورد انجام شده اشاره نکرده و به تکرار گويی پرداخته اند.
آنچه در پاورقی ها هم ديده می شود تکرار آن چيزی است که در معجم آقای خويی ديده می شود و به ويژه با سی دی های کنونی حديث و رجال بسيار آسان دستياب است. نويسنده محترم معلوم نيست به چه دليل تنها به چند فهرست کهن بسنده کرده و از منابع ديگر فهارس طوسي و نجاشي مانند ابن عقده و ابن نوح سيرافي و برخی ديگر، شايد به دليل عدم شناخت منطق اصلی فهارس نويسی کهن شيعی غفلت ورزيده شده است(نيز نک: مقاله های ابن نوح سيرافي و ابن همام اسکافي و مقالات متعدد ديگر از حسن انصاری در دائرة المعارف بزرگ اسلامی و نيز چندين مقاله از آقای احمد پاکتچی در همان موسوعه).
نويسنده محترم در حالی ادعای اصالت کار خود را دارند که اصولا ايده بازسازی فهارس متقدم بر اساس فهارس جديدتر از مجموعه نوشته های رجالی آية الله سيد موسی شبيري زنجاني و ترتيب اسانيدی که ايشان برای دو فهرست نجاشي و طوسي تدوين کرده اند به خوبی پيداست و در مقالات پيشگفته دائرة المعارف بزرگ اسلامی به روشنی از آنها بحث شده است (نويسنده اين سطور مقاله ابن قولويه را در سال 1369 شمسی نوشته که گويا همان سال و يا يک سالی بعدتر منتشر شده است).
نکته دومی که بايد بدان اشاره کنم آن است که نويسنده متأسفانه به منطق اصلی فهارس نويسی های کهن شيعی پی نبرده و فی المثل صرف وجود نام ابن قولويه در تعدادی از اسانيد فهارس متأخرتر را دليل بر اقتباس از فهرست او دانسته اند. اين به دليل عدم شناخت دقيق صنعت فهرست نويسی ("فهرست ما رواه") و در حقيقت ماهيت دفاتر حديثی و کيفيت و مراتب روايت آنها و به ويژه مفهوم "اصل" در ادبيات حديثی اماميه است. اشاره وار عرض می کنم که چنين نيست؛ نسبت ميان فهارس ابن وليد قمی و شيخ صدوق که دومی شاگرد اولی است و يا نسبت فهرست سعد بن عبد الله اشعري با ابن وليد که دومی باز شاگرد اولی است و در نتيجه نسبت فهرستهای سعد اشعري با شيخ صدوق بسيار پيچيده تر و نيازمند تحليلهای موردی بسيار دقيقتری است تا بتوان دقيقاً پی برد کدام سند متعلق به کدام فهرست است و اين البته نيازمند بررسی دقيق نسبت پيچيده فهارس کهن با يکديگر است. اگر يک راوی نسخه ای را "بنا بر ادعا" روايت می کرده دليلی نداريم که حتما نام آن نسخه را در "فهرست ما رواه" او بتوانيم بازسازی کنيم. در مواردی مانند فهرست حميد بن زياد البته کار بسيار روشنتر است.
نويسنده اين سطور خود چند سالی پيشتر کليه فهارس متقدم شيعی را بر اساس تحليلی که از فهرستهای متأخرتر ارائه کرده بود فراهم کرده که حال با توجه به عدم توفيق آقای خداميان در ارائه دقيق فهارس متقدم می کوشد آن را به دست چاپ بسپارد.
جواب اول مهدي خداميان به نقد جناب آقاي حسن انصاري
جناب آقاي حسن انصاري
نقد شما را بر كتاب فهارس الشيعه خواندم بسيار خوشحال شدم كه به نقد اين اثر پرداختيد از شما تشكر مي كنم و توجه شما را به چند نكته جلب مي كنم:
اول : شما چنين گفتيد : (آنچه در پاورقی ها هم ديده می شود تکرار آن چيزی است که در معجم آقای خويی ديده می شود و به ويژه با سی دی های کنونی حديث و رجال بسيار آسان دستياب است)).
در جواب مي گويم:
از شما بسيار بعيد بود كه اين سخن را بگوييد زيرا من در مقدمه اين كتاب در پايان فصل ششم كتاب به 10 مورد اختلاف نظر خود با نظرات رجاليون ( كه از جمله نظرات حضرت آيت الله خوئي است) اشاره كرده ام
به راستي آيا اين مطالب كپي برداري است ؟
آيا اين نقد علمي است كه كه به اين سادگي و قبل مطالعه كتاب - نويسنده آن را به تكرار مطالب معجم رجال آقاي خويي توصيف كنيد؟
موارد اختلاف نظر كتاب فهارس الشيعه با نظر رجاليون زياد است و من فقط به ذكر 10 مورد در مقدمه اكتفا نمودم و اين اختلاف نظرها معمولا با توجه به احياي اين فهارس هشت گانه حاصل شده است
من نخواستم هرگز در ذهن مخاطب اين نكته را القا كنم كه اين كمترين قصد بزرگ نمايي نقد آرا بزرگان را داشته ام اما اگر مي دانستم روزي شما چنين سخني را مي نويسيد من همه موراد اختلاف خود را با رجاليون در مقدمه مي آوردم تا كسي تصور نكند من سخنان آيت الله خويي را تكرار كرده ام
اين نكته را عرض كنم كه هرگز ادعاي كمال اثر خود را ندارم زيرا آن ذره كه به حساب نايد ماييم
اكنون من ده موردي را كه با بزرگان رجاليون (و از جمله آنها آيت الله آقاي خويي ) اختلاف دارم و در مقدمه ذكر كرده ام را بيان مي كنم و قضاوت را به عهده خوانندگان مي گذارم
1 - وقع الكلام في أنّ «عيسى بن عبدالله الهاشمي»، متّحد مع «عيسى بن عبدالله العمري»، أم لا؟ فإنّ الشيخ الطوسي ذكر العنوانين في فهرسته .
وذهب السيّد الخوئي إلى التغاير بينهما، مستدلّاً بتعدّد ذكرهما في الفهرست للطوسي ، وحاصل كلامه أنّ هناک رجلين أوّلهما: «عيسى بن عبداللهبن محمّدبن عمربن علي »، والمراد منه هو العمري الذي ذكره النجاشي في رجاله ، وثانيهما: «عيسى بن عبداللهبن علي بن عمربن علي بن الحسين بن علي :» والمراد منه هو الهاشمي .
وذهب المحقّق الأردبيلي والوحيد البهبهاني إلى اتّحادهما.
والذي يقتضيه التحقيق هو اتّحاد العنوانَين بمعنى أنّه يطلق على عيسى بن عبدالله وصف العمري والهاشمي معآ، ويشهد على الاتّحاد اقتصار النجاشي على ذكر واحد من العنوانين .
وأمّا وجه تعدّد ذكره في الفهرست للطوسي، فهو يرجع إلى اختلاف المصدر، فالشيخ وجده أوّلاً في فهرست ابن الوليد بعنوان : «عيسى بن عبدالله الهاشمي» فأدرجه في فهرسته، ثمّ وجده في فهرست الحِميري بعنوان : ««عيسى بن عبداللهبن علي بن عمربن علي بن الحسين بن علي» فأدرجه في فهرسته .
2 - وقع الكلام في اتّحاد «أحمدبن أبي بشر السرّاج» مع «أحمدبن محمّد أبوبشر السرّاج»، فإنّ النجاشي تعرّض لذكر العنوانين.
والإنصاف أنّ العنوانين يشيران إلى رجلٍ واحد، ووجه تعدّد ذكره في رجال النجاشي راجع إلى اختلاف المصدر، فإنّ النجاشي تارةً ذكره من فهرست حميدبن زياد، وأُخرى من فهرست الحِميري .
3 - وقع الكلام في اتّحاد «عبداللهبن إبراهيم الأنصاري» مع «عبداللهبن إبراهيم الغفاري»، فإنّ الشيخ الطوسي ذكر العنوانين في فهرسته.
وذكر النجاشي عنوان : «عبداللهبن إبراهيم بن أبي عمرو الغفاري»، وصرّح أنّه تارةً يقال له الغفاري وأُخرى يقال له الأنصاري.
والإنصاف اتّحاد العنوانين، والوجه في تعدّد ذكره في الفهرست للطوسي راجع لاختلاف المصدر، فإنّ الشيخ وجده في فهرست الحِميري بعنوان : «عبداللهبن إبراهيم الأنصاري»، ووجده في فهرست محمّدبن الحسن بن الوليد بعنوان : «عبداللهبن إبراهيم الغفّاري».
4 - وقع الكلام في اتّحاد «إبراهيم بن أبي البِلاد» مع «إبراهيم بن يحيى»، فإنّ الشيخ ذكر العنوانين في فهرسته.
والذي يقتضية التحقيق هو اتّحاد العنوانين، والوجه في تعدّد ذكره في الفهرست للطوسي يرجع إلى اختلاف المصدر،
فإنّ الشيخ وجده في فهرست ابن الوليد بعنوان : «إبراهيم بن أبي البِلاد»، ووجده في فهرست حميد بعنوان : «إبراهيم بن يحيى».
ويدلّ على ذلک ماذكر في الروايات من عنوان «إبراهيم بن يحيى بن أبي البِلاد»، وكذلک «إبراهيم بن أبي البِلاد، عن أبيه يحيى بن أبي البِلاد»، فيستفاد منها أنّ «أبي البِلاد» جدّ يحيى بن إبراهيم، وفي الواقع أنّ «إبراهيم بن أبي البِلاد» نسبة إلى الجدّ.
5 - وقع الكلام في اتّحاد «بسطام بن سابور» مع «بسطام بن الزيّات»، فإنّ الشيخ الطوسي ذكر العنوانين في فهرسته.
وذهب المحقّق الأبطحي إلى الاتّحاد بينهما، وقرّبه السيّد الخوئي.
ونحن نعتقد أنّ وجه تعدّد ذكر الرجل في الفهرست للطوسي راجع إلى اختلاف المصدر، بمعنى أنّ الرجل ذُكر في فهرست ابن الوليد بعنوان بسطام بن الزيّات وذكر في فهرست حميد بعنوان بسطام بن سابور.
6 - ذكر الشيخ في فهرسته «محمّدبن فضيل»، وروى كتابه من فهرست حميد بن زياد، وذكره مرّة أُخرى «محمّدبن فضيل الأزرق»، وروى كتابه من فهرست ابن الوليد.
فوقع الكلام في أنّ «محمّدبن فضيل» في الفهرست للطوسي متّحد مع «محمّدبن فضيل الأزرق» أم لا؟ فاحتمله السيّد الخوئي وقال: «ولعلّه تكرار من الشيخ».
والإنصاف أنّ العنوانين واحد، والوجه في تكرار الشيخ هو اختلاف المصدر، فإنّ الرجل ذُكر في فهرست حميد بعنوان «محمّدبن فضيل»، وذُكر في فهرست ابن الوليد وغيره بعنوان «محمّدبن فضيل الأزرق».
7 - ذهب السيّد الخوئي إلى أنّ عنوان «الحسين بن أحمد» في الفهرست للطوسي مغاير لعنوان «الحسين بن أحمد المنقري»؛ لأنّ الشيخ ذكر العنوانين.
ولكنّ الظاهر أنّ الرجل واحد، والوجه في تعدّد ذكر الرجل في الفهرست للطوسي راجع إلى اختلاف المصدر، فإنّ الرجل ذُكر في فهرست حميد بعنوان «الحسين بن أحمد المنقري»، وذُكر في فهرست ابن بطّة بعنوان «الحسين بن أحمد».
8 - وقع الكلام في اتّحاد «عبداللهبن يحيى» مع «يحيى بن عبدالله الكاهلي»، فإنّ الشيخ تعرّض للعنوانين في فهرسته.
والإنصاف أنّ العنوانين يشيران إلى رجلٍ واحد، والوجه في تعدّد ذكر الرجل في الفهرست للطوسي يرجع إلى اختلاف المصدر، فإنّ الشيخ تارةً ذكره من فهرست ابن الوليد وأُخرى من فهرست ابن بطّة.
9- وقع الكلام في أنّ «إسماعيل بن أبان» واحد أم متعدّد؟ لأنّ الشيخ ذكر هذا العنوان مرّتين في فهرسته.
فذهب السيّد الخوئي إلى تعدّد إسماعيل بن أبان لتعدّد ذكره في الفهرست للطوسي مع فصل قليل.
والذي يقتضيه التحقيق أنّ إسماعيل بن أبان واحد، والوجه في تعدّد ذكره في الفهرست للطوسي هو اختلاف المصدر، فإنّ الشيخ تارةً ذكره من فهرست حميد وأُخرى من فهرست ابن الوليد.
10 - . وقع الكلام في اتّحاد «محمّدبن علي الصيرفي» مع «محمّدبن علي بن إبراهيم القرشي، أبي سُمَينة»، فإنّ الشيخ ذكر العنوانين في فهرسته.
والإنصاف اتّحاد العنوانين، فالشيخ ذكر «محمّدبن علي الصيرفي» من فهرست حميدبن زياد، والنجاشي ذكره بعنوان «محمّدبن علي بن إبراهيم القرشي» من فهرست ابن الوليد.
در فرصت هاي بعد به ادامه جواب نقد شما خواهم پرداخت
از اين كه كتاب مرا نقد كرده ايد از شما ممنونم
شما نتيجه 5 سال كار مدوام را كاري بيهوده تعبير نموده ايد و گفته ايد: ( این کار البته با توجه به اینکه بیشتر اطلاعات در مورد این راویان از طریق خود کتابهای رجالی شیعی دستیاب است و به ویژه با بهره گیری از سی دی درایة النور، به نظر من کاری بیهوده و تنها موجب بزرگ شدن کار و به حاشیه رفتن متن اصلی فهارس شده است)
اگر خدا ياري كند در چاپ جديد كتابم موارد اختلاف نظرم با سي دي نور الدرايه را در مقدمه اضافه خواهم نمود
ولي من هرگز باور نمي كردم كه با اين كتاب اين گونه نقد شود كاش حداقل حداقل مواردي را با سي نور الدرايه مقايسه مي نموديد تشكر كه 5 سال زحمت مرا بيهوده معرفي نموديد و اين سخن را در اينترنت عرضه نموديد .... خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم ....
اگر اين كاري بيهوده بوده چطور شده است كه از ميان بيش از هزار كتاب در سيزدهيمن كتاب سال حوزه برگزيده شده است ؟
آيا داوران همايش كتاب سال حوزه اين بيهودگي را متوجه نشده اند؟
آيا حوزه علميه قم به سوي انتخاب آثار بيهوده پيش مي رود؟
مهدي خداميان آراني
متاسفانه کتابهای کپی برداری شده ودوباره چاپ زیاد شده است.