نمایشگاه مجازی از بازیچههای سنتی-قومی ایران
پارسینه: گزارش تصویری/
* متن و عکس: هاله عظیمی
** شورای کتاب کودک ایران

بازیهای قومی سنتی، در کنار قصهها، افسانهها، ترانهها و سایر آداب و رسوم جزء جداییناپذیر فرهنگ انسانها هستند. این بازیها از بطن زندگی متولد شدهاند، از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و به مرور تغییر یافتهاند.
از گذشتههای دور انسانها از سادهترین مواد موجود در طبیعت همچون خاک، سنگ، استخوان، چوب و... و بعدها از فلزات وسایلی برای بازی ساختهاند. برخی از این وسایل نمونههای کوچک ابزارهایی هستند که در خانهداری، کشاورزی، صنعت و حمل و نقل و... به کار رفتهاند.
همانطور که بازیهای سنتی ایران بر اساس سن و جنس، شرایط و امکانات، آب وهوا و نوع فرهنگ متفاوتند، وسایل بازی نیز متنوع هستند. روستاییانی که در کنار رودخانهها و دریاها زندگی میکنند، سنگ های ریز و درشت داخل رودخانه و شن و ماسه و صدفهای ساحل دریا را برای بازی جمعآوری میکنند. در جنوب از بخشهای مختلف درخت خرما همچون چوب، برگ و هستهٔ آن اسباب بازی ساخته میشود. در شمال و جنوب وسایل بازی و عروسک های حصیری فراوان هستند. تقریبـا در همه جای ایران اسباب بازی سفالین از زمان های قدیم ساخته شدهاند. هماکنون چوب بیشترین کاربرد را دارد و پس از آن متداولترین ابزار سنگ است. روستاییان علاوه بر خاک، سنگ، استخوان و چوب، از نخود، لوبیا، گردو، هستهٔ میوههایی مثل خرما، ساقهٔ برنج، پارچه، طناب، نی، سکه، دکمه، کلاه و... استفاده میکنند.
در این مجموعه تعداد ۲۳ قطعه اسباب بازی سنتی ایرانی همچون قارقارک، فرفره، فرفروک یا هیژوک، صداسازهایی مانند سوت گلی، سوت بلبلی و طبلک، ابزار بازی الک دُلک و یک قل دو قل، تیله و قاپ و... به نمایش گذاشته شده اند:
تنها با پنج سنگ ساده و صیقلی که همه با هم در یک مشت جا شوند، میتوان بازی «یه قل دو قل» را انجام داد. این بازی در مناطق مختلف ایران با تعداد سنگها و بازیکنان و تعداد مراحل متفاوت رواج داشته است. در آذربایجان به نام «بش داش»، در فارس «قوتیبازی»، در سمنان «سنگله پنج تا»، در کرمانشاه «پنج ریخ» یا «پنج ریگ» و... معروف است. با وجود مسافت طولانی میان ایران و ژاپن، این بازی شباهتهایی با بازی «اوشینگ» یا «اوتدما» در ژاپن دارد.
یک چوب بلند به نام «الک» یا «چفته» و یک چوب کوتاه به نام «دُلک» یا «پل»، تنها وسایلی هستند که روستاییان برای بازی «الک دُلک» بهکار میبرند. بازیکن با الک به زیر دُلک که روی دو سنگ قرار گرفته، ضربه می زند. بازیکن دیگر سعی میکند دُلک را در هوا بگیرد. اگر نتواند، به سرعت به سمت الک می دود. این بازی در آذربایجان به نام «پولونج آغان»، در اصفهان «پلاچفته» یا «پل و چفته»، در خوزستان «الک چوب» یا «تخت لیچ»، در مشهد به «لوچمبه بازی»، در گیلان به «آکله ماربازی» مشهور است.
گردویی مغزدار و بزرگ و چند گردوی کوچکتر موادی هستند که روستاییها سالهای سال از آنها در «گردوبازی» استفاده کردهاند. آنها گردوهای کوچک را با گردوی سنگین که به آن «تیله» میگویند، هدف قرار میدهند تا از محدوده یا خط مستقیم خارج شوند. «گردو بازی» در گیلان به نام «آغوزبازی»، در مازندران «آغوزکا»، در سمنان به «اوز وازی» و... معروف است.
قطعهای از استخوان زانو یا بازوی گوسفند که به نام «قاپ» معروف است، وسیلهای ساده برای «قاپ بازی» یا «قاب بازی» است. وجههای مختلف «قاپ» را با نامهایی مثل شاه، وزیر، دزد، عاشق یا اسب و خر و... نامگذاری میکنند. هر بازیکن قاپ را می اندازد، قوانینی را که قبل از بازی در مورد هر وجه صادر کردهاند، در مورد بازیکن بهکار میبرند. این بازی نیز با نامهای مختلفی رواج دارد. «ترنه بازی» در کرمان، «قابان» در کردستان و کرمانشاه، «ترنا بازی» یا «درنه بازی» در مازندران، قاب درنه یا قاب دره، پاشانداز یا پادشهانداز و اوهه وازی در تهران و...
یک توپ ساده به نام «گو» یا «تب» که از نخ و پارچه های کهنه ساخته شدهاست و یک چوب حدود یک متر معروف به «چفته»، ابزار بازی «گو و چفته» در فارس یا «چفته بازی» در یزد، «تبکا» یا «تبچو» در مازندران و... هستند. بازیکن اول با چوب به توپ میزند و دیگری سعی میکند آن را بگیرد.
در «فرفره بازی» به دور فرفرهای دوکیشکل از جنس چوب، نخ بلندی میبندند. فرفره را در حالیکه سر نخ را در دست دارند، روی زمین رها میکنند. فرفره با سرعت روی زمین میچرخد.
توپهای کوچک شیشهای به نام «تیله» وسیلهٔ بازی دیگری هستند که در تهران «تیلهبازی» یا «تیل به تیل»، در خراسان «تشله و تیله»، در استان مرکزی «تیل وازی» و در اصفهان «اوستاد کشته درل» نامیده میشود. هر بازیکن تیلهٔ دیگران یا چاله را هدف قرار میدهد و به تیلهٔ خود تلنگر میزند.
هیژوک یکی از اسباب بازی های موردعلاقه کودکان بلوچ به ویژه پسران است. آن ها با در فلزی کنسرو و یا قوطی های شیرخشک و کمی نخ این وسیله را می سازند روی در قوطی دو سوراخ کوچک ایجاد می کنند و نخ را از داخل سوراخ های آن عبور می دهند. انتهای نخ را گره زده و آن را طوری هدایت می کنند که در فلزی به راحتی و با سرعت بچرخد. گاهی دو نفر برای انجام این بازی با یکدیگر مسابقه می دهند. آن ها هیژوک ها را به هم نزدیک می کنند و آن ها را با باز و بسته کردن دست هایشان به سرعت می چرخانند. اگر در حین بازی ها نخ هر کدام از هیژوک ها پاره شود، آن فرد بازنده است. در تهران به این اسباب بازی فرفره می گویند. در میمند کرمان به فرفروک معروف است.
با سپاس از خانم ها ایراندخت شیرازی و لیلا کفاش زاده و آقایان مسعود ناصری و علی گلشن که مرا در برپایی این نمایشگاه یاری دادند.
منابع:
* «راهنمای بازیهای ایران»، ثریا قزل ایاغ، دفتر پژوهشهای فرهنگی، ۱۳۷۹
* «کاوشی نو در بازیهای سنتی»، طاهره غبرایی، دفتر پژوهشهای فرهنگی، ۱۳۸۹
* فصلنامه «پل فیروزه»: ویژه بازیها، سال سوم، شماره نهم، پاییز ۱۳۸۲
* «فرهنگنامه کودکان و نوجوانان»، جلد ۶ و ۲، بازی - اسباب بازی، شورای کتاب کودک ۱۳۷۹، ۱۳۷۶

** شورای کتاب کودک ایران

بازیهای قومی سنتی، در کنار قصهها، افسانهها، ترانهها و سایر آداب و رسوم جزء جداییناپذیر فرهنگ انسانها هستند. این بازیها از بطن زندگی متولد شدهاند، از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و به مرور تغییر یافتهاند.
از گذشتههای دور انسانها از سادهترین مواد موجود در طبیعت همچون خاک، سنگ، استخوان، چوب و... و بعدها از فلزات وسایلی برای بازی ساختهاند. برخی از این وسایل نمونههای کوچک ابزارهایی هستند که در خانهداری، کشاورزی، صنعت و حمل و نقل و... به کار رفتهاند.
همانطور که بازیهای سنتی ایران بر اساس سن و جنس، شرایط و امکانات، آب وهوا و نوع فرهنگ متفاوتند، وسایل بازی نیز متنوع هستند. روستاییانی که در کنار رودخانهها و دریاها زندگی میکنند، سنگ های ریز و درشت داخل رودخانه و شن و ماسه و صدفهای ساحل دریا را برای بازی جمعآوری میکنند. در جنوب از بخشهای مختلف درخت خرما همچون چوب، برگ و هستهٔ آن اسباب بازی ساخته میشود. در شمال و جنوب وسایل بازی و عروسک های حصیری فراوان هستند. تقریبـا در همه جای ایران اسباب بازی سفالین از زمان های قدیم ساخته شدهاند. هماکنون چوب بیشترین کاربرد را دارد و پس از آن متداولترین ابزار سنگ است. روستاییان علاوه بر خاک، سنگ، استخوان و چوب، از نخود، لوبیا، گردو، هستهٔ میوههایی مثل خرما، ساقهٔ برنج، پارچه، طناب، نی، سکه، دکمه، کلاه و... استفاده میکنند.
در این مجموعه تعداد ۲۳ قطعه اسباب بازی سنتی ایرانی همچون قارقارک، فرفره، فرفروک یا هیژوک، صداسازهایی مانند سوت گلی، سوت بلبلی و طبلک، ابزار بازی الک دُلک و یک قل دو قل، تیله و قاپ و... به نمایش گذاشته شده اند:
تنها با پنج سنگ ساده و صیقلی که همه با هم در یک مشت جا شوند، میتوان بازی «یه قل دو قل» را انجام داد. این بازی در مناطق مختلف ایران با تعداد سنگها و بازیکنان و تعداد مراحل متفاوت رواج داشته است. در آذربایجان به نام «بش داش»، در فارس «قوتیبازی»، در سمنان «سنگله پنج تا»، در کرمانشاه «پنج ریخ» یا «پنج ریگ» و... معروف است. با وجود مسافت طولانی میان ایران و ژاپن، این بازی شباهتهایی با بازی «اوشینگ» یا «اوتدما» در ژاپن دارد.
یک چوب بلند به نام «الک» یا «چفته» و یک چوب کوتاه به نام «دُلک» یا «پل»، تنها وسایلی هستند که روستاییان برای بازی «الک دُلک» بهکار میبرند. بازیکن با الک به زیر دُلک که روی دو سنگ قرار گرفته، ضربه می زند. بازیکن دیگر سعی میکند دُلک را در هوا بگیرد. اگر نتواند، به سرعت به سمت الک می دود. این بازی در آذربایجان به نام «پولونج آغان»، در اصفهان «پلاچفته» یا «پل و چفته»، در خوزستان «الک چوب» یا «تخت لیچ»، در مشهد به «لوچمبه بازی»، در گیلان به «آکله ماربازی» مشهور است.
گردویی مغزدار و بزرگ و چند گردوی کوچکتر موادی هستند که روستاییها سالهای سال از آنها در «گردوبازی» استفاده کردهاند. آنها گردوهای کوچک را با گردوی سنگین که به آن «تیله» میگویند، هدف قرار میدهند تا از محدوده یا خط مستقیم خارج شوند. «گردو بازی» در گیلان به نام «آغوزبازی»، در مازندران «آغوزکا»، در سمنان به «اوز وازی» و... معروف است.
قطعهای از استخوان زانو یا بازوی گوسفند که به نام «قاپ» معروف است، وسیلهای ساده برای «قاپ بازی» یا «قاب بازی» است. وجههای مختلف «قاپ» را با نامهایی مثل شاه، وزیر، دزد، عاشق یا اسب و خر و... نامگذاری میکنند. هر بازیکن قاپ را می اندازد، قوانینی را که قبل از بازی در مورد هر وجه صادر کردهاند، در مورد بازیکن بهکار میبرند. این بازی نیز با نامهای مختلفی رواج دارد. «ترنه بازی» در کرمان، «قابان» در کردستان و کرمانشاه، «ترنا بازی» یا «درنه بازی» در مازندران، قاب درنه یا قاب دره، پاشانداز یا پادشهانداز و اوهه وازی در تهران و...
یک توپ ساده به نام «گو» یا «تب» که از نخ و پارچه های کهنه ساخته شدهاست و یک چوب حدود یک متر معروف به «چفته»، ابزار بازی «گو و چفته» در فارس یا «چفته بازی» در یزد، «تبکا» یا «تبچو» در مازندران و... هستند. بازیکن اول با چوب به توپ میزند و دیگری سعی میکند آن را بگیرد.
در «فرفره بازی» به دور فرفرهای دوکیشکل از جنس چوب، نخ بلندی میبندند. فرفره را در حالیکه سر نخ را در دست دارند، روی زمین رها میکنند. فرفره با سرعت روی زمین میچرخد.
توپهای کوچک شیشهای به نام «تیله» وسیلهٔ بازی دیگری هستند که در تهران «تیلهبازی» یا «تیل به تیل»، در خراسان «تشله و تیله»، در استان مرکزی «تیل وازی» و در اصفهان «اوستاد کشته درل» نامیده میشود. هر بازیکن تیلهٔ دیگران یا چاله را هدف قرار میدهد و به تیلهٔ خود تلنگر میزند.
هیژوک یکی از اسباب بازی های موردعلاقه کودکان بلوچ به ویژه پسران است. آن ها با در فلزی کنسرو و یا قوطی های شیرخشک و کمی نخ این وسیله را می سازند روی در قوطی دو سوراخ کوچک ایجاد می کنند و نخ را از داخل سوراخ های آن عبور می دهند. انتهای نخ را گره زده و آن را طوری هدایت می کنند که در فلزی به راحتی و با سرعت بچرخد. گاهی دو نفر برای انجام این بازی با یکدیگر مسابقه می دهند. آن ها هیژوک ها را به هم نزدیک می کنند و آن ها را با باز و بسته کردن دست هایشان به سرعت می چرخانند. اگر در حین بازی ها نخ هر کدام از هیژوک ها پاره شود، آن فرد بازنده است. در تهران به این اسباب بازی فرفره می گویند. در میمند کرمان به فرفروک معروف است.
با سپاس از خانم ها ایراندخت شیرازی و لیلا کفاش زاده و آقایان مسعود ناصری و علی گلشن که مرا در برپایی این نمایشگاه یاری دادند.
منابع:
* «راهنمای بازیهای ایران»، ثریا قزل ایاغ، دفتر پژوهشهای فرهنگی، ۱۳۷۹
* «کاوشی نو در بازیهای سنتی»، طاهره غبرایی، دفتر پژوهشهای فرهنگی، ۱۳۸۹
* فصلنامه «پل فیروزه»: ویژه بازیها، سال سوم، شماره نهم، پاییز ۱۳۸۲
* «فرهنگنامه کودکان و نوجوانان»، جلد ۶ و ۲، بازی - اسباب بازی، شورای کتاب کودک ۱۳۷۹، ۱۳۷۶

|
|
|
|
||||||||
|
|
|
|
||||||||
|
|
|
|
||||||||
|
|
|
|
||||||||
|
|
|
|
||||||||
|
|
|
|
||||||||
|
|
|


























20