یک نگاه: مکتب تفکیک؛ ستیز با خرد
مکتب تفکیک با مهاجرت میرزا مهدی اصفهانی به مشهد و برپائی دروس ایشان آغاز شد و حوزهی مشهد را به پایگاهی ضد فلسفه مبدل ساخت. "اصحاب تفکیک بر خالصفهمی علم وحیانی و معارف آسمانی و تربیت و سیاست قرآنی و حدیثی اصرار میورزند و به مکتبهای ترکیبی و فلسفههای تأویلی که انسجام مبانی آنها جز با تأویل آیات و آراء میسر نیست به هیچ روی نمیگروند وزلال علم قرآنی و حدیثی را از آمیخته شدن با دیگر جریانها پاس میدارند."[۱]
میرزا مهدی اصفهانی با اندیشهی بطلان همهی علوم بشری و نفی حجیت قطع و تباین کلی میان اسلام و حکمت به ترویج مکتب خود پرداخت. وی فلاسفه را ویرانگران دین میشمارد " فلاسفة الاسلام هادمون للاسلام و لیسوا بخادمین له" [۲]. و همهی گزارههای فلسفی را مناقض با تعالیم الهی میداند " لتری مناقضة کل ما جاء به الشریعة مع جمیع قواعد الفلسفة" [۳] و قیاس ابلیس در تمرد از امر الهی را برهان فلسفی به حساب میآورد " ان قیاس ابلیس کان بصورة البرهان" و همهی قضایای حقیقیه و خارجیه را باطل میداند " ان القضایا الحقیقیة و الخارجیة من العلوم الاصطلاحیة مؤسسة علی اساس باطل" [۴] مدرسین فلسفه را فریبکار مینامد " لولا تدلیس المعلمین و مدرسی کتب الفلاسفة لما اطمئن نفس الطلبة"[۵] و در نتیجه فتوا به حرمت سلوک فلسفی و عقلی میدهد " ان سلوک طریق البرهان الانی و اللمی حرام عقلا لانه موجب للحجاب عن الاله الواقعی الخارجی "[۶] وی راز عدم اعتماد به براهین را بطلان اصل علیت میداند و آنگاه که اصل علیت باطل شد بنیان برهان فرومیریزد."العلیة من اصلها باطلة فاحسن الاقیسة اقبحها"[۷]
مرحوم اصفهانی تصورات و علوم بدیهی انسان را تاریکی محض میداند و جستجوی حقیقت در آن را گمراهی میشمارد و پیمودن این راه را سلوک دیوانگان مینامد. " فانه طریق معوج وهوسلوک المجانین"[۸]
ایشان ادعا دارد که هدف خلفای عباسی از ترجمهی فلسفه نهضت ترجمه و دسترسی مسلمین به علوم یونانی بستن در خانهی اهل بیت بوده است.و بینیازی مردم از رجوع به اهل بیت و بیاعتنائی عالمان به روایات را از آثار سوء فلسفه میدانند.
این ادعا از لحاظ تاریخی قابل اثبات نیست. بر فرض صحت هم دلیلی برای مخالفت نمیشود و مغالطهی خلط انگیزه و انگیخته است. با نگاهی به تاریخ فلسفهی اسلامی درمییابیم که بزرگان فلسفه در عالم اسلام اکثراً شیعه بودهاند و مروجین فلسفه پیروان اهل بیت بودهاند. همین ادعا را نیز اهل سنت علیه فلسفه ذکر میکنند و فلسفه را علیه عقاید خود میدانند و نهضت ترجمه را در این راستا تحلیل میکنند.
همچنین ایشان و پیروانشان برای فلسفه ستیزی به روایاتی استناد میکنند. تفکیکیان دو روایت را برای این ادعای خود ذکر میکنند. یکی از امام صادق علیه السلام : " فتبّاً و خیبةً و تعساً لمنتحلی الفلسفة.." نفرین و نابودی و ناکامی باد بر مدعیان فلسفه و دیگری از امام عسگری علیه السلام "سیأتی زمان علی الناس.. علماءهم شرار الناس لانهم یمیلون الی الفلسفة و التصوف" .
در روایت نخست فلسفه ذم نشده است، بلکه مدعیان فلسفه نفرین شدهاند. روایت دوم نیز در صدور آن نسبت به امام تردید است و در منابع معتبر شیعی پیدا نشده است. این روایات را میتوان در کنار روایاتی نهاد که به انتقاد از فقها و کلام پرداختهاند. و همچنین آیات و روایات از انبوه مطالب فلسفی پر است. و حتی برخی روایات در مدح حکمای بزرگی مانند ارسطو و افلاطون ذکر شده است.
در ابواب الهدی مرحوم میرزا مهدی اصفهانی ادعا دارد که اصحاب ائمه از فلاسفه و عرفا رویگردان بودند و برخی از آنان و کتبشان را که در رد فلسفه بوده است، ذکر میکند. این ادعا هم درست نیست، زیرا افرادی مانند جابر ابن حیان متمایل به فلسفه بود و برخی از کتب رد یک مطلب فلسفی بود و این مساوی با مخالفت با فلسفه نیست. زیرا بسیاری از فلاسفه نظرات دیگر فلاسفه را رد کردهاند و ثانیاً برداشت اصحاب اهل بیت لزوماً مساوی با رای ایشان نیست.
تفکیکیان بزرگانی مانند شیخ کلینی، شیخ صدوق، شیخ مفید، علامه حلی و علامه مجلسی را از مخالفان فلسفه شمردهاند. در مقابل میتوان بزرگانی مانند خواجه نصیر و شیخ بهائی و ملاصدرا و.. از موافقان فلسفه بودهاند و نیز از علمای مذکور تنها مرحوم مجلسی را میتوان ضد فلسفه دانست.
[۱] . حکیمی، محمدرضا، مکتب تفکیک ۱۵۱-۱۵۲
[۲] تقریرات ص ۲۵
[۳] همان ۱۷۸
[۴] المواهب السنیه ۴۱
[۵] تقریرات ص ۱۲
[۶] تقریرات ۲۸
[۷] تقریرات ۷۲
[۸] ابواب الهدی ص ۲۶
برای نقد مکتب تفکیک به روایت میرزا مهدی اصفهانی کتاب بنیان مرصوص نوشتهی حسین مظفری و آئین و اندیشه نوشتهی سید محمد موسوی پیشنهاد میگردد.
------
منبع: سایت «رواة حدیث»
بیشتر شبیه توجیه بود تا دفاع منطقی