سالهاست که خودم را سانسور میکنم
پارسینه: حمید حامی:
سهیلا صدیقی: او دوست دارد، هنرمند تاریخ باشد؛ این را از میان صحبتهایش میتوان به راحتی فهمید.برای سلیقه موسیقایی این روزهای مردم نگران و دلش از بعضی بیمهریها پر است اما هنوز از فعالیت دست نکشیده و با موانع پیش رویش میجنگد.«یک لحظه عاشق شو» نتیجه آخرین فعالیت هنری اوست که به زودی منتشر خواهد شد اما آلبوم جدیدش تنها بهانهای است که پای صحبتهای او بنشینیم و راجع به این روزهای موسیقی پاپ ایران گپی بزنیم.
اما از خوانندگان نسل اول که همزمان با بنده کار میکردند دیگر نامی باقی نمانده است. خیلیهایشان دیگر وجود ندارند. بعدها خوانندگان و گروههای زیادی آمدند و رفتند و من دلم خوش است که کسانی که بازاری کار میکنند، عمرشان کوتاه است اما تغییری که این روزها با آن دوره کرده این است که نفوذ مالی و روابط سیاسی بیشتر در پیشرفت هنرمندان تاثیر میگذارد، البته هنرمند که چه عرض کنم! تعریف هنرمند با این چیزی که امروز میبینم خیلی تفاوت دارد، هنرمند کسی نیست که تکیه به سیاست و لابی و مافیا بازی بزند بدون آنکه استعداد هنری خاصی داشته باشد، هنرمند کسی نیست که برای پول و شهرت خانواده و همکاران خود را از دست بدهد، هنر یک هدیهی الهی است و هنرمند واقعی یک پیام آوراست از طرف صاحب کائنات.
به راستی که کشور من کشوریست با قوانینی که بعضا در کتابها نوشته شده و اجرا نمیشوند مخصوصا برای کلاهبرداران اینچنینی که با برنامهریزی قبلی و به پشتوانه وکلای قدرتمند دارای روابط خاص باعث و عامل ایجاد هرج و مرج و بیثباتی در جامعه هستند.این مسأله مرا از بی قانونی در کشورم بسیار دلگیر کرده است تا جایی که دلیل عمده من برای خداحافظی از موسیقی به شمار میرود.البته در صورتی که پیگیریهایم در خصوص این پرونده به نتیجه لازم نرسد در زمان خداحافظی، در این خصوص و نیز درباره مافیای موسیقی بصورت مستند اقدام به افشاگریهای بزرگ خواهم کرد، هرچند که میدانم برایم عواقب بسیاری به دنبال خواهد داشت اما مثل همیشه هیچ هراسی از گفتن حقیقت ندارم.
در موسیقی هم این اتفاق میافتد. ترانهسرا و آهنگسازی که کارش هم خیلی خوب است، ترانهاش از آلبوم من برداشته میشود در حالی که هیچیک از خط قرمزها را رد نکرده و عضو شورای شعر هم بوده است اما ترانهسرا و آهنگسازآنورآبی که همیشه کار سیاسی میکند بدون هیچ مانعی اسمشان روی جلد آلبوم از ما بهترون با فونت درشت درج میشود و به راحتی هم در ایران فعالیت مجاز دارد و هم در موسیقی لس آنجلسی و این برایم قابل هضم نیست.کاش میشد در یک برنامه تلویزیونی سوالاتم را مطرح کنم تا کسی به من پاسخ دهد زیرا هرچه به ارشاد رفتم، جواب نگرفتم؛ مثلا اینکه مجوز کنسرتهای خارج از ایران درروزهای حرام از کجا صادر میشود؟عاشورا و تاسوعای سه سال پیش دو خواننده ی داخلی در آمریکا و کانادا کنسرت داشتند در همان سال در ماه صفر من یک برنامه در تالار وحدت داشتم که قرار بود با پیانو یک آهنگ غمگین اجرا کنم اما مجوز ندادند. میخواهم بپرسم آیا موقعیت مکانی زمان را تغییر میدهد؟ مثلا اگر ما در قطب جنوب باشیم، عاشورا میشود عید قربان؟ عاشورا، عاشوراست.
این یعنی خواص میتوانند قوانین را دور بزند و این یعنی قانون برای همه و نه یک عده ی خاص.
***
- *آلبوم جدید شما «یک لحظه عاشقشو» قرار است با سبکی تقریبا متفاوت از آنچه تا کنون از شما شنیدیم منتشر شود، دلیل این تغییر سبک چیست؟
- *منظور از تغییر سازبندی روی آوردن به سازهای الکترونیک است؟
- *«ترانه» چیزی است که این روزها در موسیقی پاپ کمتر به آنها توجه میشود اما حامی برای انتخاب شعر و ترانه فکر میکند، این توجه در آلبوم «یک لحظه عاشق شو» هم مشهود است؟
- *فکر میکنید، استفاده از ترانههای سبک در موسیقی پاپ چقدر به این ژانر موسیقی ضربه زده است؟
- *در بخشی از صحبتهایتان به سرخوردگی اشاره کردید؛ چرا؟
- * «حامی» مدتهاست که کمرنگ شده و کمتر فعالیت موسیقی میکند، دلیلش در همین امر خلاصه میشود؟
اما از خوانندگان نسل اول که همزمان با بنده کار میکردند دیگر نامی باقی نمانده است. خیلیهایشان دیگر وجود ندارند. بعدها خوانندگان و گروههای زیادی آمدند و رفتند و من دلم خوش است که کسانی که بازاری کار میکنند، عمرشان کوتاه است اما تغییری که این روزها با آن دوره کرده این است که نفوذ مالی و روابط سیاسی بیشتر در پیشرفت هنرمندان تاثیر میگذارد، البته هنرمند که چه عرض کنم! تعریف هنرمند با این چیزی که امروز میبینم خیلی تفاوت دارد، هنرمند کسی نیست که تکیه به سیاست و لابی و مافیا بازی بزند بدون آنکه استعداد هنری خاصی داشته باشد، هنرمند کسی نیست که برای پول و شهرت خانواده و همکاران خود را از دست بدهد، هنر یک هدیهی الهی است و هنرمند واقعی یک پیام آوراست از طرف صاحب کائنات.
- *یعنی معتقد هستید، که داشتن روابط سیاسی با خواندن تیتراژهای تلویزیونی هم ارتباط دارد؟
- *از این بحث که بگذریم، شما در زمینه اجرای صحنهای هم بسیار کمکار شدهاید؛ این در حالی است که یک خواننده به اجرای صحنهای زنده است.
- *کدام پروندهی کلاهبرداری را میگویید؟
به راستی که کشور من کشوریست با قوانینی که بعضا در کتابها نوشته شده و اجرا نمیشوند مخصوصا برای کلاهبرداران اینچنینی که با برنامهریزی قبلی و به پشتوانه وکلای قدرتمند دارای روابط خاص باعث و عامل ایجاد هرج و مرج و بیثباتی در جامعه هستند.این مسأله مرا از بی قانونی در کشورم بسیار دلگیر کرده است تا جایی که دلیل عمده من برای خداحافظی از موسیقی به شمار میرود.البته در صورتی که پیگیریهایم در خصوص این پرونده به نتیجه لازم نرسد در زمان خداحافظی، در این خصوص و نیز درباره مافیای موسیقی بصورت مستند اقدام به افشاگریهای بزرگ خواهم کرد، هرچند که میدانم برایم عواقب بسیاری به دنبال خواهد داشت اما مثل همیشه هیچ هراسی از گفتن حقیقت ندارم.
- *یعنی خداحافظی شما جدی است؟
- *شما چند بار هم با موسیقی قهر کردهاید؛ درست است؟
- * اما همانطور که مردم تمام دارایی یک هنرمند هستند، مردم هم برای هنرمند مورد علاقهشان ارزش قائلند و زود او را فراموش نمیکنند.
- * فکر میکنید، در زمینه تزلزل پایههای موسیقی پاپ وزارت ارشاد یا دفتر موسیقی هم نقشی دارند؟
در موسیقی هم این اتفاق میافتد. ترانهسرا و آهنگسازی که کارش هم خیلی خوب است، ترانهاش از آلبوم من برداشته میشود در حالی که هیچیک از خط قرمزها را رد نکرده و عضو شورای شعر هم بوده است اما ترانهسرا و آهنگسازآنورآبی که همیشه کار سیاسی میکند بدون هیچ مانعی اسمشان روی جلد آلبوم از ما بهترون با فونت درشت درج میشود و به راحتی هم در ایران فعالیت مجاز دارد و هم در موسیقی لس آنجلسی و این برایم قابل هضم نیست.کاش میشد در یک برنامه تلویزیونی سوالاتم را مطرح کنم تا کسی به من پاسخ دهد زیرا هرچه به ارشاد رفتم، جواب نگرفتم؛ مثلا اینکه مجوز کنسرتهای خارج از ایران درروزهای حرام از کجا صادر میشود؟عاشورا و تاسوعای سه سال پیش دو خواننده ی داخلی در آمریکا و کانادا کنسرت داشتند در همان سال در ماه صفر من یک برنامه در تالار وحدت داشتم که قرار بود با پیانو یک آهنگ غمگین اجرا کنم اما مجوز ندادند. میخواهم بپرسم آیا موقعیت مکانی زمان را تغییر میدهد؟ مثلا اگر ما در قطب جنوب باشیم، عاشورا میشود عید قربان؟ عاشورا، عاشوراست.
این یعنی خواص میتوانند قوانین را دور بزند و این یعنی قانون برای همه و نه یک عده ی خاص.
- *چه دل پر دردی دارید.
- *با این تفاسیر و با شرایطی که پشت سر گذاشتید، چطور تا به حال تصمیم نگرفتهاید، از ایران بروید؟
- *به هر حال کارهای ماندگار و قوی همیشه در ذهن مردم باقی میماند.
- *اما بد نیست در آخر یک آرزو برای موسیقی داشته باشید.
منبع:
خبرگزاری ایسنا
ارسال نظر