الان وقت توقیف نیست دوستان/ برای ساترا و پاس گلی که دوباره به ماهواره داد
در این روزها و شبها که کشور درگیر حملات دشمنان متجاوز آمریکایی اسرائیلی است، کاملا با مفهوم اثرگذاری رسانهها و جنگ رسانهای آشنا شدیم. وقتی میبینیم درصد قابل توجهی از مردم داخل کشور اسیر جوسازی رسانههای معاند هستند، بیش از پیش به جایگاه رسانه در نزد افکار عمومی پی میبریم. به دست آوردن این جایگاه بعضی اوقات به وسیله انتشار اخبار است و گاهی این مرجعیت با تولید محتواهای فرهنگی و هنری به دست میآید.
به گزارش پارسینه ، در شرایط فعلی که رسانه ملی بیشتر بار اطلاعرسانی و بخش تغذیه مخاطب از نظر خبررسانی را برعهده دارد، طبیعی است پلتفرمهای شبکه نمایش خانگی برای ابعاد دیگر کارکرد رسانه پا به میدان بگذارند. اگرچه در روزهای ابتدایی جنگ ما با انفعال پلتفرمها مواجه شدیم، اما به مرور وضعیت تغییر کرد و شبکه نمایش خانگی نیز با ارائه برنامههای نمایشی ویژه وارد گود شد.
در این بین همه پلتفرمها با یک سریال جدید به بحث سرگرمسازی مخاطب ورود کردند که سهم فیلیمو ، سریال بدنام به تهیهکنندگی حامد عنقا و کارگردانی احسان سجادی حسینی بود.در حالی که طبق برنامه این سریال قرار بود جمعهها ساعت ۸ صبح منتشر شود، قسمت دوم آن اجازه انتشار پیدا نکرد و توقیف شد.
اینکه در وضعیت جنگی کنونی، سریالی امنیتی و ضد رژیم صهیونیستی از پلتفرمها پخش میشود اتفاق مبارکی است، اما توقیف آن توسط ساترا هیچ توجیه و توضیح منطقی و درستی ندارد. اینکه چرا در چنین شرایطی یک سریال با تم سرگرم کننده و نیش آرام به پلشتی ها زیر تیغ سانسور قرار میگیرد و پس از پخش یک قسمت، به سادگی توقیف میشود، موضوعی است که مدیران ساترا و توقیفکنندگان اثر باید خیلی شفاف در رابطه با آن توضیح دهند.
سریال بدنام نه به مثابه یک اثر شاهکار، اما سریالی خوش ساخت است که قسمت اول آن نیز در طرح موضوع موفق بود و نمیدانیم چه چیزی در دل این اثر وجود داشت که گویا فقط به چشم عدهای قلیل آمد و همان عده نیز جلوی پخش سریال ایستادند.
موضوع دیگری که در این رابطه قابل تأمل است، ورود دستگاه قضایی به ماجرای توقیف سریال بدنام است. این برای چندمین بار است که قوه قضائیه به عنوان بازوی اجرایی ساترا عمل میکند و یک سریال یا برنامه را در شبکه نمایش خانگی توقیف میکند. در حالی که شأن ارگانی همچون دستگاه قضایی بسیار بالاتر از این است که برای پخش یک سریال در یک پلتفرم اینترنتی ورود کند و جلوی انتشار آن را بگیرد. در حالی که ساز و کار اجرایی درستی برای ساترا در قانون تعریف نشده، ما بارها شاهد رفتار غیر صنفی این سازمان بودیم که در موقعیتهای اینچنینی به برای توقیف آثار نمایشی و سرگرمی دست به دامن قوه قضاییه میشود و فضای فرهنگی و هنری را مسدود میسازد.
اینکه در این روزهای قطعی اینترنت جهانی، مخاطب ایرانی میتواند از پلتفرمهای داخلی به آسانی استفاده کند موقعیتی است که نباید به آسانی و از سر لج و لجبازی آن را از دست بدهیم. در چنین وضعی مخاطب اگر از پخش آثار داخلی ناامید شود، خیلی راحت کنترل تلویزیون را به دست میگیرد و در شبکههای ماهوارهای چرخ میزند، جایی که هم اخبار منفی و نگران کننده پیرامون اوضاع جنگی کشورمان به وفور یافت میشود، هم مستندها و آثار نمایشی متعددی وجود دارد که بعید به نظر میرسد مدیران ساترا دوست داشته باشند مردم ایران آنها را تماشا کنند!
اینکه توقیفهای اینچنینی باعث کوچ مخاطبان به سمت شبکههای ماهوارهای میشود، اتفاقی است که در دهههای قبل هم تجربه کردیم، جایی تلویزیون با سانسور، حذف چهرههای شاخص و رفتارهای غیرحرفهای دیگر، دو دستی مخاطب خود را به شبکههای معاند ماهوارهای داد و حالا بار دیگر شاهد همین روند هستیم و از آنجا که ساترا نیز به نوعی از مجموعههای وابسته به صداوسیماست، باز هم شاهد پاس گل دیگری از مدیران سازمان به شبکههای ماهوارهای هستیم. حیف، کاش مدیران فرهنگی کمی هم به فکر تیم خودی بودند!
ارسال نظر