گوناگون

چرا بازگشایی تنگه هرمز این‌قدر دشوار است؟

چرا بازگشایی تنگه هرمز این‌قدر دشوار است؟

دنیا تصور نمی‌کرد روزی با عملی شدن بستن تنگه هرمز به فکر نحوه باز کردن آن باشد.

به گزارش پارسینه به نقل از همشهری آنلاین کمتر کسی تصور می‌کرد جمهوری اسلامی ایران به تهدید ۲ دهه‌ای خودش مبنی بر کنترل و بستن تنگه هرمز در صورت جنگ با ایران جامه عمل بپوشاند. سرعت تحولات جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل بالاست و اکنون باز شدن این تنگه به مسئله اول کشورهای مهم اقتصادی دنیا تبدیل شده است. گزارش نیویورک‌تایمز درباره سختی این معما را می‌خوانید:

صدها نفتکش در ۲ سوی تنگه هرمز متوقف مانده‌اند. ایران در واکنش به حملات ایالات متحده و اسرائیل، عملا این گذرگاه حیاتی را به محاصره دریایی کشانده است.

افزایش شدید قیمت نفت اقتصاد جهانی را لرزان کرده و دونالد ترامپ وعده داده است «به هر شکل ممکن» مسیر کشتیرانی را باز خواهد کرد. اما به گفته کارشناسان، جز از مسیر توافق با ایران یا ورود به یک اشغال نظامی خطرناک و طولانی‌مدت، بازگرداندن کامل تردد در این تنگه بسیار دشوار خواهد بود.

در ادامه، دلایل این دشواری آمده است.

جغرافیا، خود استراتژی است

تنگه هرمز باریک و کم‌عمق است. کشتی‌ها ناچارند در فاصله‌ای اندک از سواحل کوهستانی ایران حرکت کنند؛ زمینی که برای تاکتیک‌های «جنگ نامتقارن» بسیار مناسب است: استفاده از سلاح‌های کوچک، پراکنده و پنهان که نابودی کامل آن‌ها برای دشمن تقریبا ناممکن است.

کم‌عمقی آب، کشتی‌ها را به کریدورهای باریکی می‌کشاند که به‌راحتی مین‌گذاری و هدف‌گیری می‌شوند.

ارتفاعات مشرف به دریا، دید مستقیم برای شلیک موشک فراهم می‌کند.

خط ساحلی طولانی و ناهموار، محل‌های متعدد پنهان برای قایق‌های تندرو ایجاد می‌کند. جزایر می‌توانند به سکوی پرتاب موشک تبدیل شوند.

کیتلین تالمج، استاد موسسه فناوری ماساچوست که مسائل امنیتی خلیج فارس را مطالعه می‌کند، می‌گوید:

«ایرانی‌ها سال‌هاست روی این فکر کرده‌اند که چگونه از جغرافیا به سود خود استفاده کنند.»

کوچک بودن نسبی این تسلیحات، امکان پنهان‌سازی آن‌ها در دل صخره‌ها، غارها و تونل‌ها را فراهم کرده و سپس می‌توان آن‌ها را در فاصله‌ای بسیار نزدیک به خط کشتیرانی به‌کار گرفت.

جنیفر پارکر، افسر پیشین نیروی دریایی استرالیا، می‌گوید «همین نزدیکی ایران و عرض کم تنگه است که کار را این‌قدر دشوار می‌کند. وقتی یک شناور هدف قرار می‌گیرد، زمان واکنش بسیار محدود است؛ از لحظه کشف تهدید تا پاسخ موثر، گاهی فقط چند دقیقه فرصت دارید.»

آتش پنهان

ترامپ پیام‌های متناقضی درباره نحوه بازگشایی تنگه داده و حتی از کنترل مشترک تنگه با رهبر ایران سخن گفته است. اما بیشتر گزینه‌های مورد بررسی آمریکا، ماهیت نظامی دارند.

گام نخست برای بازگشایی نظامی تنگه، از کار انداختن توان ایران برای حمله به کشتی‌هاست. از آغاز جنگ در اواخر فوریه، بنا بر داده‌های شرکت پایش دریایی کپلر، دست‌کم ۱۷ شناور هدف قرار گرفته‌اند.

با وجود هزاران حمله آمریکا و اسرائیل به مواضع نظامی ایران، این تهدید از میان نرفته است. یافتن و نابود کردن همه محل‌های نگهداری یا استقرار این سلاح‌ها ممکن است عملا غیرممکن باشد.

پهپادها می‌توانند از صدها کیلومتر دورتر به پرواز درآیند.

سکوهای پرتاب موشک کروز ضدکشتی، از جمله سکوهای متحرک، در سراسر ساحل پراکنده‌اند.

سایت‌های زیرزمینی امکان پنهان‌سازی گسترده را فراهم می‌کنند.

مین‌های دریایی نیازمند عملیات پاک‌سازی بسیار پرهزینه و خطرناک هستند.

قایق‌های کوچک می‌توانند به‌صورت گروهی به کشتی‌ها یورش ببرند یا مخفیانه مین‌گذاری کنند.

مارک کنسیان، مشاور ارشد مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی و سرهنگ بازنشسته تفنگداران دریایی آمریکا، می‌گوید «محل‌های زیادی برای استقرار سامانه‌های موشکی وجود دارد و چون این سامانه‌ها متحرک‌اند، یافتن و هدف‌گیری آن‌ها بسیار دشوار است.»

ترامپ پیشنهاد اسکورت نفتکش‌های تجاری توسط نیروی دریایی را مطرح کرده است؛ اما به گفته کنسیان، این یک عملیات عظیم نظامی خواهد بود: اسکورت مستقیم نفتکش‌ها، حضور مین‌روب‌ها، پوشش هوایی برای رهگیری پهپادها و حمله به مواضع موشکی ساحلی.

با این حال، ورود ناوهای جنگی به چنین نبرد نزدیک و فشرده‌ای خطرات خاص خود را دارد. یوجین گلتز، استاد علوم سیاسی دانشگاه نوتردام، می‌گوید «سامانه‌های دفاعی ناوشکن‌ها اساسا برای چنین درگیری نزدیک و تنگ طراحی نشده‌اند. تقریبا همه اجزای آن‌ها در معرض آسیب‌پذیری هستند.»

اما شاید بزرگ‌ترین تهدید، مین‌های دریایی باشند. جاناتان شرودن، پژوهشگر جنگ‌های نامنظم، می‌گوید «اگر تهدید مین‌گذاری جدی و باورپذیر باشد، همه چیز تغییر می‌کند. هیچ نیروی دریایی مایل نیست ناوهای اصلی خود را وارد آبراهی کند که احتمالا مین‌گذاری شده است.»

عملیات مین‌روبی ممکن است هفته‌ها طول بکشد و نیروهای آمریکایی را مستقیما در معرض خطر قرار دهد. این تیم‌های کندحرکت خود نیازمند حفاظت هوایی خواهند بود.

خطرات در خشکی

گزارش‌ها از اعزام تفنگداران دریایی آمریکا به منطقه حکایت دارد. برخی کارشناسان احتمال می‌دهند پنتاگون از آنها برای عملیات زمینی محدود، حملات ضربتی یا استقرار سامانه‌های پدافند هوایی برای حفاظت از کاروان‌های دریایی استفاده کند.

با توجه به گستردگی نیروهای زمینی ایران، این عملیات احتمالا به تصرف جزایر داخل تنگه محدود خواهد شد و تلاشی برای ورود به خاک اصلی ایران صورت نخواهد گرفت.

با این حال، حتی این گزینه نیز پرریسک است. پارکر می‌گوید «اگر نیروهای زمینی کشته یا اسیر شوند، معادله کاملا تغییر می‌کند.»

محدودیت‌های موفقیت

حتی یک عملیات بزرگ نظامی هم ممکن است اعتماد را به‌طور کامل بازنگرداند؛ کافی است یک حمله موفق دیگر رخ دهد تا بازار دوباره دچار وحشت شود.

اکنون بیشتر شرکت‌های کشتیرانی حاضر به عبور از تنگه نیستند. بنا بر داده‌های مؤسسه اطلاعات بازار اس‌اندپی، نزدیک به ۵۰۰ نفتکش در غرب تنگه، در خلیج فارس، عملا متوقف‌اند.

برای بازگشت این کشتی‌ها به چرخه حمل نفت، مالکان کشتی و شرکت‌های بیمه باید قانع شوند که اسکورت نظامی حفاظت کافی فراهم می‌کند. اما حتی در صورت اجرای گسترده اسکورت، ظرفیت این کاروان‌ها محدود است و در هر نوبت فقط تعداد اندکی کشتی را می‌توان همراهی کرد. پیش از جنگ، روزانه حدود ۸۰ نفتکش از تنگه عبور می‌کردند.

کوین رولندز، کارشناس دریایی موسسه خدمات سلطنتی متحد در لندن، می‌گوید «نکته کلیدی این است که شرکت‌های کشتیرانی و بازار بیمه قانع شوند که سطح خطر به‌اندازه‌ای پایین آمده که عبور از تنگه توجیه‌پذیر باشد.»

علاوه بر این، چنین عملیات اسکورت گسترده‌ای می‌تواند توان نظامی آمریکا را فرسوده و بخشی از ظرفیت آن را از سایر ماموریت‌ها در منطقه منحرف کند. از آنجا که ایران در هر ۲ سوی تنگه، هم در خلیج فارس و هم در دریای عمان، به کشتی‌ها حمله کرده، حفاظت نظامی باید پس از عبور از تنگه نیز ادامه یابد.

تالمج می‌گوید «تا زمانی که تهدید باقیمانده ایران در تنگه وجود دارد، اثر آن بر تردد دریایی ادامه خواهد داشت. بازگشت واقعی به وضعیت عادی، نیازمند راه‌حل سیاسی و دیپلماتیک است.»

 

 

ارسال نظر

نمای روز

داغ

صفحه خبر - وب گردی

آخرین اخبار