آقاتهراني: خانهنشيني احمدينژاد براي فكر كردن بود
تهران امروز در شماره امروز خود نوشت:
پس از ماجراي خانه نشيني احمدينژاد روايتهاي مختلفي در تفسير اين امر بر زبانها جاري شد. ليکن تفسير غالب و صحيح ايستادگي وي در برابر حکم حکومتي رهبري و در يک کلام ترديد در ولايت پذيري ایشان بود. در آن هنگام این امر آزمونی برای دیگران شد تا «ولایت پذیری» را نه در حرف بلکه در عمل به منصه ظهور برسانند و در برابر این رخداد تلخ موضع گیری کنند. سايت فردا اقدام به انتشار سخنان حجتالاسلام آقا تهرانی كرده است برای اين رویداد تلخ که در همان زمان ایراد شده است.
ایشان در این سخنان که فیلم آن همراه با ضمیمه منتشر میشود در تلاش است مقاومت آقای احمدینژاد در برابر حکم حکومتی را توجیه کند و آن را به نحو دیگری تفسیر کند. در قسمتي از اين فايل صوتي آمده است: (رئیسجمهور گفت)بنده دوشنبهها با آقا ملاقات دارم. همان موقع جهرمیدر هیات دولت وزیر کار بود. اوایل دولت دهم بود. جلسه تمام شد، اخلاقم رو گفتم خواستم برم، ایشان گفتند حاج آقاتهرانی بشین. بعد این بحث را شروع کرد. گفت آقای جهرمیشما شهادت بده، من گاهی شده دوشنبه شبها ساعت ۱۲ به شما تلفن میزنم که فردا این کار و این کار شود؟ به من میگی خواب بودم مرد حسابی، منو از خواب بیدار میکنی میگی این کاررو بکن این کار رو نکن؟ حاج آقا میدانی چرا این کار را میکنم؟ گفتم نه، گفت خدا میداند آقا گفتند، میگم شاید عمرم نکشه، یهو جهرمیفردا نداند؟ حالا کیا به من میگویند ضدولایتفقیه؟ مردم هم حرف اینها را گوش میکنند. من باید چیکار کنم؟ همینهایی که میگویند ایشان برای آقا شرط گذاشته، جلسهای که بین حضرت آقا و ایشان خصوصی است و حتی بچههای دفتر ایشان هم نیستند، این گزارش را چه کسی برای شما آورد؟ از کجا خبر دارد؟ غیب میدانید؟ بو
کشیدید؟ از کجا؟ کسی که قرآن ناطق بود، یک مشت نانجیب قرآن را دربرابرش بلند کردند و گفتند علی قرآن را قبول ندارد؛ واقعا اگر روزی آقای احمدینژاد در برابر آقا ایستاد در برابرش بایستید ولی واقعا اگر ایستاد. آناُ میشود فهمید. برخورد آقا میگه. حتی جالبتر بود، پریشب ایشان میگفتند من صحبتی کردم. برداشتن وزیر از اختیارات من هست یا نیست، نمایندگان حق دخالت ندارند. یا درست یا غلط برمیدارم یا میذارم. حضرت آقا باید نظر بدهند و باید عنایت شود. آقا هم یا موافقت میکنند یا مخالفت، از این دو حالت که بیرون نیست، اگر موافقت کردند که هیچ، اگر مخالفت کردند من چه وظیفهای دارم؟ من صریحا به حضرت آقا گفتم، اگر ببینم نظر شماست که باشد ولی من نمیتوانم با او کار کنم، آیا حق انتقاد و گفتن دارم؟
گفتند: بله حتی به من هم داری،گفتم: حق دارم اگر نتوانستم حتی استعفا بدهم؟
گفتند: اگر خواستید،خب یک زمانی به من دادند که تا آن زمان فکر کنم، یا استعفا بدهم یا میپذیرم، یا نمیپذیرم، آقا هر چه تدبیر کرد، این ضدولایت فقیه است؟
ارسال نظر