پرسش و پاسخهای منتشرنشده
پارسینه: در دیدار رهبر انقلاب با دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس / سال 1377
به گزارش پارسینه، هفتهنامهٔ «حیات» ، متعلق به « خبرگزاری تخصصی ایثار و شهادت، حیات »، که هر هفته در مساجد و نمازجمعههای سراسر کشور توزیع میشود، در جدیدترین شمارهٔ خود در تاریخ جمعه، 7 بهمن 1390 مطلبی را با عنوان «پرسش و پاسخهای شنیده نشده از امام خامنهای» منتشر کرده است. این پرسش و پاسخها را -که مربوط به دیدار رهبر انقلاب با دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس در تاریخ 12 / 6 / 1377 میشوند- میتوانید در ادامه بخوانید. این سؤالات از کتاب «پرسش و پاسخ» نقل شده است که در سال 1378 توسط «دفتر نشر فرهنگ اسلامی» منتشر شده است.
سوال/ به طوری که استحضار دارید، برای یک تصمیمگیری درست و واقعی انسان احتیاج به اطلاعات درست و واقعی دارد؛ اطلاعات هم از طریق کانالهایی به انسان میرسد. با توجه به این که اکثر اطرافیان حضرت عالی (مسئولان دفتر و بازرسی و ...) را جناح خاصی تشکیل میدهند -که البته دیدگاههای مبنایی و زیربنایی آنان با دیدگاههای حضرت عالی کاملا مغایرت دارد- و اطلاعات از طریق آنان به حضرتعالی میرسد، حضرتعالی چه تدبیری را برای اجتناب از کانالیزه شدن اتخاذ کردهاید؟
سوال/ با توجه به بحث گرانقدر و ابتکاری سال گذشتهٔ حضرتعالی دربارهٔ نقش خطیر خواص در تحولات تاریخی صدر اسلام، و با ملاحظهٔ نقش مهم دانشگاهیان، به ویژه اعضای هیئت علمی و دانشآموختگان تحصیلات تکمیلی در تحولات فرهنگی- سیاسی کشور، لطفا به اختصار شمهای از آفات و خطراتی که این گونه خواص را تهدید مینماید، ذکر نموده و به اجمال وظایف ویژهٔ دانشآموختگان را در این باب بیان فرمایید.
کسانی که خود را در شمار خواص مییابند، با توجه به اینکه ضعفهای اخلاقی آنان در دایره تاثیری به مراتب وسیعتر از شخص خودشان و سرنوشت خودشان دارد، باید از خشم الهی در دنیا و آخرت بپرهیزند و برای رفع آن ضعفها حقیقتا مجاهدت کنند. دیگران هم برای اینکه ناخواسته در مهلکهٔ ناشی از ضعف اخلاقی و هوای نفس خواص گرفتار نشوند، راه علاجشان آن است که شخصیتها را با رفتار و اعمالشان بسنجند و حق را فقط در گفتارهای جذاب خواص جستجو نکنند و همواره از خدا هدایت بطلبند.
سوال/ با توجه به رهنمودهای مهم امام راحل (ره) و حضرت عالی در باب تقرب افکار، اندیشهها و تلاشهاهای علمی دو مظهر مهم فرهنگ و دانش در جامعهٔ ما -یعنی حوزه و دانشگاه- به نظر حضرتعالی چه راهکارهای قابل تحقق در جهت وحدت حوزه و دانشگاه و ایجاد دانشگاه اسلامی به منظور تولید علوم و معارف اسلامی قابل پیاده شدن در جامعهٔ امروز را میتوان پیگیری نمود؟

سوال/ چرا از توانمندیهای علمی داخل، به نحو مطلوب در حل مشکلات استفاده نمیشود؟ چرا به جای اتکا به مغزهای مومن و متخصص داخل، دنبال خارج و خارجی -کفار- و سرمایههای خارجی هستیم؟ مگر در اعتماد به نیروهای داخل، در خود پیروزی انقلاب و جنگ و ...، چه ضرری متوجه انقلاب شده که در سازندگی بشود؟ بر فرض که به اتکای اجانب، سازندگی نیز صورت گیرد، چه افتخاری برای ما دارد؟ فردا آنها مدعی میشوند که ما کمک کردیم. مگر انقلاب ما به برکت شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» پیروز نشده است؟
سوال/ به دنبال صحبتهای حضرتعالی دربارهٔ اسلامی شدن دانشگاهها، بحثها و تفسیرهای متفاوتی بیان شده است که قاعدتا شما نیز از طریق جراید و سایر رسانهها، از آن مطلع گردیدهاید. لطفا بفرمایید نظر صریح جنابعالی در مورد این مهم چیست؟
«امروز کشور به دانشگاهی که حقیقتا اسلامی باشد، نیازمند است. در دانشگاه اسلامی، علم با دین، و تلاشگری با اخلاق، و تضارب افکار با سعهٔ صدر، و تنوع رشتهها با وحدت هدف، و کار سیاسی با سلامت نفس، تعمق و ژرفنگری با سرعت عمل، و خلاه دنیا با آخرت همراه است. چنین دانشگاهی است که کشور را آباد میکند و به نظام اسلامی آبرو میبخشد و به پیشرفت توام علم و اخلاق در جهان کمک میکند. اگر اسلامی شدن دانشگاه را با این دید در نظر آورید، خواهید دید که برای این کار، تلاش استاد و شاگرد و مدیر و دانشجو و درس و برنامه و کتاب، همه و همه ضرور و دخیل است. »

در طرف مقابل تحجر و تعصب کورکورانه و گریختن از منطق و استدلال، یک آفت بزرگ و خطرناک است؛ ولی پایبندی و پافشاری بر اعتقادی که از روی منطق و استدلال انتخاب کردهایم، یک عمل پسندیده و لازم است. شما در سوال خود این چند مقوله را با هم مخلوط کرده و شناخت را برای خود دشوار کردهاید.
این را هم بدانید که از آغاز پدیدهٔ انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی -که جدیدترین حادثه در عرصهٔ اندیشهٔ اجتماعی و سیاسی بود و بسیاری از نوگرایان حتا غیرمسلمان را به خود جذب و مفتون ساخت- دستگاههای تبلیغاتی دشمنان آن را ارتجاع و پایبندی، یا کهنهپرستی و اصولگرایی (فوندیمانتالیسم) نامیدند، تا طرفداران آن را از میدان خارج کنند؛ بجاست که آن حرفها از زبان یک جوان مسلمان انقلابی تکرار نشود. البته این مسائل، هیچ ربطی به خط و جناحبازیهای داخلی ندارد و در هر دو جناح -که به غلط چپ و راست گفته میشود- افراد پایبند به اندیشهٔ ناب اسلام و انقلاب وجود دارند.
ارسال نظر