گوناگون

وقتی هویت زن در متعلقه محترمه نفی می‌شود +عکس

سایت حوزوی «روات حدیث» نوشت:

عفاف امری درونی است. حس درونی که در رفتار بیرونی و کردار اثر می‌گذارد. یکی از آثار عفاف، حجاب است. البته این به این معنا نیست که حجاب همیشه برخاسته از عفاف است. چه بسا کسانی باشند که به دلیل شرایط اجتماعی و اجبار در همرنگی با جماعت حجاب را اختیار کرده باشند. عفاف و حیا تا حدودی موجب پوشش می‌شود، اما پوشش خاص مانند حجاب در دین اسلام نیاز به امر دینی دارد. یعنی نمی‌توان پیروان سایر ادیان را که امر به پوشش خاص ندارند، از عفاف جدا دانست.

رفتارهای اجتماعی بانوان صرفاً بر اساس احکام فقهی تنظیم نشده است. عنصر حیا و عفاف در رفتارهای خارجی بسیار دیده می‌شود. باید توجه داشت که چه امری مصداق عفاف و حیا است، در جوامع و عرف‌های مختلف تفاوت دارد. چه بسا در جامعه‌ای نقاب نداشتن مساوی با نفی عفاف باشد و در جامعه‌ای دیگر نه. همان‌طور که گفته شد عفاف و رفتارهای ناشی از آن، با حجاب فقهی یکی نیست، اگرچه با هم رابطه دارند.

همان طور که دستورات فقهی حجاب به گونه‌ای نیست که مانع فعالیت اجتماعی زنان شود و زنان می‌توانند با حفظ حجاب در مشاغل گوناگون و متناسب به کار مشغول شوند، کارکرد خارجی عفاف هم نباید متنافی با فعالیت‌های اجتماعی زنان و نافی حقوق ایشان باشد. چنان‌چه دیده شده است برخی در حکم حجاب، به افراط رفته‌اند و پوشیه و نقاب را لازم شمرده‌اند و بدون آن حجاب را ناقص می‌دانند. همین نکته در مورد فرهنگ عفاف هم دیده شده است. در داستان‌ها نقل کرده‌اند که زنان برای صحبت با مردان نامردان، سنگریزه‌ای در دهان می‌گذاشتند تا صدایشان مردانه شود. آن‌چه در این امر موافق عفاف است، صحبت نکردن با ناز و کرشمه است نه مردانه حرف زدن.

زن می‌تواند خود باشد. رعایت تکالیف فقهی و تطبیق رفتار‌ها با حیا و عفاف، نباید خویشتنِ زن را به انزوا بکشاند و وی را که انسان است از موجودی اجتماعی به موجودی منزوی و فردی تبدیل کند. آن‌چه که اسلام در پی آن است، انزوا زن در گوشهٔ خانه و نفی هویت وی نیست، بل‌که مصونیت اجتماعی زن است. حجاب و عفاف در برابر اجتماعی بودن زن نیست، که نیمی از انسان‌ها را تشکیل می‌دهند و انسان فطرتاً اجتماعی است.

نگاهی به آیات حجاب در قرآن نشان می‌دهد، یکی از مهم‌ترین فلسفه‌های حجاب، احترام به کرامت زن و حفظ حرمت وی است. مسلماً با رعایت فرهنگ عفاف و حجاب، جایگاه زن و مقام جلالت وی حفظ می‌شود. اما افراط در این امر، نفی اینجایگاه را به دنبال دارد. همان‌طور که نفی فرهنگ عفاف و حجاب، گاهی نگاه ابزاری به زن را موجب می‌شود و زن از یک انسان به موجودی برای شهوت‌رانی و چشم‌چرانی تبدیل خواهد شد، افراط در این امر زن را به موجودی خزیده در گوشه‌ای که هویتی مستقل ندارد تبدیل می‌کند.

برای نمونه می‌توان به نام بردن از زنان در جامعه اشاره کرد. در بسیاری از خانواده‌های مذهبی دیده شده است که زنان هویتی مستقل ندارند و با نام‌های عجیبی مانند منزل، بیت شناخته می‌شوند. حتی این امر در اعلامیه‌های ترحیم هم دیده می‌شود. به جای این‌که نام زن نوشته شود، صرفاً به رابطهٔ آن با یکی از مردان خانه اشاره می‌شود مثلاً صبیه محترمه فلان آقا یا متعلقه مرحومه فلانی و هیچ نامی از زن در این اعلامیه نیست. این به معنای نفی هویت شخصی زن است. نام بردن از زن در اعلامیه‌های ترحیم یا در گفتگو یا دوستان نه منع فقهی دارد و نه مطابق عفاف است.

نگاهی به تاریخ زندگانی حضرت رسول و ائمه هدی علیهم السلام این نکته را تأیید می‌کند که نام بردن از زنان امری منافی عفت و حیا نیست. نقل است که حضرت علی علیه السلام برای دعوت مردم به مراسم عروسی حضرت زهرا سلام الله علی‌ها بر بلندی رفتند و فریاد برآوردند «اجیبوا الی ضیافة فاطمة». این فریاد در جامعهٔ مذهبی امروز امری ناپسند شمرده می‌شود و حتی ذکر نام بانوی متوفی را خلاف عفاف می‌دانند. ذکر نام زنان در قرآن کریم و روایات بسیار است.


ارسال نظر

  • س-ف

    به مساله ریز و جالبی اشاره کردین البته این نکته یکی ازصدها مساله ای است که در حق زنان اجحاف میشود متشکرم

  • لیلی مدرس

    به نام خدا.سلام علیکم درباره ی سخنتان درباره ی پوشیه باید بگویم که برخی علما چون آیت الله صافی وبهجت پوشیه زدن را واجب شمرده اند وبرخی دیگر مستحب.
    در تاریخ که رجوع کنین اشاره شده که نه تنها حضرت زینب وفاطمه س بلکه تمامی همسران امامان وزنان آن عصر از پوشیه ونقاب استفاده می کنند.
    من خودم از دوازده سالگی پوشیه میزنم.البته به گفته ی مرجعم که حضرت آقا هستن آنرا واجب نمیدانم.
    حضرت زهرا س می فرمایند:بهترین چیز برای زن این است که نه نامحرمی اورا ببیند ونه او نامحرمی را ببیند. یا علی ع مددی کن.

نمای روز

داغ

صفحه خبر - وب گردی

آخرین اخبار