علمالهدی: عوامل فتنه ۸۸ در بگرام افغانستان با آمریکاییها دیدار کردند
ایسنا نوشت:
امام جمعه مشهد تاكيد كرد: هيچ قدرت و جرياني توان مقاومت در برابر حضور مردم را ندارد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)،منطقه خراسان، آيتالله سيداحمد علمالهدي در خطبههاي نماز جمعه اين هفته مشهد مقدس که در محل رواق امامخميني(ره) حرم مطهر رضوي برگزار شد، با اشاره به ديدار اخير مقام معظم رهبري با اعضاي ستاد بزرگداشت 9 دي گفت: در اين ديدار رهنمودها و فرمايشات حکيمانه رهبري داراي نکات قابل توجهي بود.
وي با اشاره به اين سخن مقام معظم رهبري که "در 9 دي دو عنصر وجود داشت، ايمان ديني و حضور مردمي و همين دو عنصر است که تشکيلدهنده ماهيت و هويت انقلاب مقدس اسلامي است"، افزود: در عرصه پيروزي انقلاب، آن چيزي که تمام جريانات دشمن را از استکبار جهاني گرفته تا نظام نابهکار شاهنشاهي به عقب راند، حضور مردم بود، چون هيچ قدرت و هيچ جرياني توان مقاومت در برابر حضور مردم را ندارد.
امام جمعه مشهد با بيان اين که يک جريان حاکم، ممکن است يک اپوزيسيون را که به صورت قيام مسلحانه با حکومت مقابله ميکنند، سرکوب کند، ادامه داد: جريانهاي مخالفت و برخورد با حکام با قيام مسلحانه به پيروزي نميرسند و هيچ جريان حاکمي در برابر هيچ قيام مسلحانهاي مستاصل نميشود؛ به اين خاطر که اين جريان هر چقدر از نظر تجهيزات، امکانات و سلاح قوي باشد، در عين حال امکانات مسلحانه جريان حاکم به مراتب بيشتر است.
وي خاطرنشان کرد: آن چيزي که يک جريان حاکم را مستاصل ميکند، مقابله مردمي و حضور مردم در عرصه مخالفت و مبارزه است. ممکن است حضور مردم در ابتدا با يک قدرت نظامي سرکوب شود، اگر اين مردم حاضر در صحنه در برابر اين سرکوب ترسيدند و کنار رفتند، مشکل حل است؛ اما اگر اينها در برابر اين سرکوب مقاومت کنند، اين حضور مردم روز به روز توسعه پيدا ميکند و توسعهاش بدنه نظامي را هم ميگيرد و اينجاست که ديگر جريان حاکم شکست ميخورد و مستاصل ميشود.
عضو مجلس خبرگان رهبري با تاکيد بر اينکه هيچ چيز در برابر حضور مردم نميتواند مقاومت کند، تصريح کرد: منتها بايد ديد بنيان و اساس اين حضور مردم بر چه پايهاي استوار است. اگر اساس حضور مردم در مقابله با يک نظام حاکم بر اساس مادهپرستي، مشکل اقتصادي، عمراني و فشارها و مضيقههاي معيشتي استوار باشد، حضور مردم و مقاومت آنها از مرز شکم و شهوت نميگذرد و تا آنجايي ميايستند که شکم و شهوتشان به مخاطره نيفتد.
وي با اشاره به تاثيرات تشکيل اساس و بنيان حضور مردم در صحنه بر مبناي ايمان ديني گفت: اگر از آن خانم چادر مشکي به سري که بچهاش را بغل کرده و در مقابل تانک دشمن و مسلسل جلادان شاه ايستاده و مقاومت کرده، ميپرسيدند کجا ميخواهي بروي؟ ميگفت راهپيمايي. راهپيمايي براي چه؟ براي اينکه نان نداري؟ آب نداري؟ مسکن و خانه نداري؟ معيشتت در مضيقه است؟ ميگفت هيچکدام اينها نيست. مرجع تقليدم به من گفته بايد با اين نظام طاغوت بجنگم و مبارزه کنم، به عنوان تکليف شرعي دارم ميروم. او که ميرفت، تا آنجا ميايستاد که آن چادر مشکياش کفن خودش و بچه بغلش بشود.
آيتالله علمالهدي تاکيد کرد: اگر بنيان حضور مردم، ايمان ديني شد، نتيجه اين خواهد شد و تمام اينکه 33 سال است دشمنان ما روي کره زمين با همه امکانات به زانو درآمدهاند و عامل و انگيزه اصلي که مردم را در صحنه نگه داشته است و روز به روز بر مشارکت و حضور مردم افزوده ميشود، تمام به خاطر اين است که مردم دين دارند و مومن هستند.
وي خطاب به نمازگزاران خاطرنشان کرد: برادران و خواهران اين را بدانيد، ايمان ديني مولد تکليف و حضور در صحنه است، يعني کسي که ايمان ديني دارد، مخصوصا در شرايط امروز اسلام، بايد به عنوان يک تکليف ديني به صحنه بيايد و در عرصه حضور داشته باشد.
امام جمعه مشهد ادامه داد: امروز با اين موقعيتي که ما داريم، هيچ مسلمان و متديني در هيچ گوشهاي نميانديشد که در يک اتاق خلوت، يک گوشه حرم و مسجد ميشود رفت و با خدا عبادت و مناجات کرد و دين داشت، اما به صحنه نيامد. اين فکري است که به ذهن هيچ انساني نميآيد مگر کسي که دين را نشناسد و نسبت به دين کج فکر و کج فهم باشد.
وي تاکيد کرد: امروز شايد شرايط اسلام حساسترين شرايطي است که از روز اول بعثت پيامبر(ص) تا حال پيش آمده، هيچ زمان مثل الان تمام دنياي کفر و الحاد يکپارچه و دست به دست هم عليه دين و در خط براندازي اسلام و قرآن به اين محکمي نايستاده بودند که الان ايستادند، چون هر چقدر اسلام قويتر ميشود، هر چقدر عزت شما مسلمانها به خاطر دين در عرصه بينالملل گسترده ميشود، به همان ميزان دشمني دشمن هم شديدتر ميشود و دشمن در مبارزه با اسلام مصممتر ميشود و اين يک مساله قطعي است.
عضو مجلس خبرگان رهبري گفت: امروز بحث يک سال و يک ماه و يک هفته نيست، لحظه به لحظه در هر روزي که ميگذرد يک برگ سياه در پرونده ذلت و افتضاح آمريکا و استکبار جهاني در دنيا اضافه ميشود.
آيتالله علمالهدي در ادامه با بيان اينکه سه قضيه در کنار هم باعث ذلت بيشتر آمريکا و استکبار جهاني شده است، ادامه داد: آبروي آمريکا در غنيمت گرفتن پرنده جاسوسي آمريکا در دنيا رفت، اول منکر شدند گفتند نيست ولي آخرالامر به اين ذلت تن دادند که رييسجمهور آمريکا التماس کند و بگويد "هواپيماي ما را پس بدهيد!" و آن هم با دو جواب دندانشکن روبهرو بشود، يک جواب از سوي توليت ديپلماسي کشور، به او بگويند تو به جاي اينکه مطالبه هواپيما کني، التماس کني هواپيماي ما را پس بده، بيا عذرخواهي کن که به حقوق و حريم کشور ما تجاوز کردي، يک جواب دندانشکن هم از طرف توليت دفاع کشور به او داده ميشود که اين پرنده جاسوسي غنيمت جنگي و ملک ملت ايران است.
امام جمعه مشهد افزود: آمريکايي که يک روز در همين مملکت هيبت يک مستشار نظامياش لرزه بر اندام انسان ميانداخت، الان به اين ذلت افتاده است که التماس کند و دو جواب دندانشکن بشنود.
وي گفت: در کنار اين ذلت، ذلت و حقارت خروج از عراق آن هم با اين افتضاح است. سربازهاي آمريکايي امروز دارند از عراق بيرون ميروند و با دشنام، نفرت، لعن و نفرين مردم بدرقه ميشوند و پشت سر آنها مردم پايکوبي ميکنند که از شر آنها خلاص شدهاند. وقتي خبرنگار ما از فرمانده آمريکايي اين سوال را کرد که چرا مردم از رفتن شما خوشحالند؟ با کمال خجلت سرش را پايين انداخت و جواب نداد.
آيتالله علمالهدي خاطرنشان کرد: در کنار اين، حاکميت، سلطه، موفقيت و پيروزي اسلامگرايان در عرصههاي سياسي بيداري اسلامي است. آمريکايي که حساب ميکرد يک روزي اين انقلاب اسلامي کشورهاي اسلامي را مصادره کند و مزدوري مثل مبارک نجسالعين را بردارد و مزدوري ناپاکتر از او بگذارد و بر مردم مصر سلطه خودش و اسرائيل را بيفزايد، امروز ميبيند که اسلام پيروز شده است و دارد دست منحوس آمريکا و اسرائيل را از سرنوشت مردم مصر قطع ميکند.
وي تاکيد کرد: اين ذلت در کنار آن دو حقارت، آمريکا را در دشمني با ما مصممتر کرده است تا حدي مصمم شده که همين روزها در پايگاه بگرام افغانستان، آمريکاييها با فتنهگرهاي فراري خارج از کشور ديداري داشتند و ظاهرا عدهاي از عوامل فتنه داخلي هم به طور قاچاق آنجا رفته بودند که انشاءالله دستگاههاي اطلاعاتي و امنيتي ما شناساييشان ميکنند.
امام جمعه مشهد ادامه داد: فتنهگرها و عوامل فتنه 88 رفتهاند و با آمريکاييها نشستهاند و جلسه گرفتهاند و براي براندازي اين نظام بحث کردهاند يعني آمريکا تا به اينجا آمده و عوامل ناپاک و مزدورش که يک روزي در اين مملکت ادعاي انقلابي و طرفداري انقلاب داشتند، تا به اينجا رفتهاند که دست به دست آمريکاييها داده و پشت ديوار کشور ما، در بگرام افغانستان جلسه گرفتهاند و نهايتا به اين جمعبندي رسيدهاند که تنها راهي که داريم همين انتخابات آينده است.
وي افزود: گفتهاند بايد در اين انتخابات کاري کنيم كه مشارکت مردم کم شود و مردم از صحنه کنار زده شوند يعني گفتهاند تا حضور مردم در صحنه است هيچکاري نميتوانيم بکنيم. بايد اين حضور مردم را کم کنيم و جلوي حضور مردم را بگيريم و راهش هم در همين انتخابات است، با خرابکاريهايي که روي انتخابات راه مياندازيم، يک کاري کنيم مردم مايوس بشوند در عرصه نيايند، مشارکت سياسي نکنند، با مشارکت نکردن مردم عرصه را ترک کنند و کمکم مردم که از صحنه و عرصه کنار زده بشوند، همه کار ميشود با اسلام و نظام کرد.
عضو مجلس خبرگان رهبري خاطرنشان کرد: آخر فتنهاي که از ادعاي تقلب در انتخابات شروع کرد، تا پاره کردن عکس امام و آتش زدن پرچم امام حسين(ع) رفت، رسيد به اينجا که براي براندازي اسلام دست به دست آمريکا بدهد.
وي با تضرع به درگاه خدا ادامه داد: تا به اينجا فتنهگرها دارند ميآيند و عزيزان در چنين شرايطي، ميشود يک نفر ايمان ديني داشته باشد، امام حسين(ع) را قبول داشته باشد، براي سيلي صورت سکينه گريه کند، اما در عرصه نيايد؟ در صحنه حاضر نشود؟ مگر امکان دارد؟! اسلام در چنين شرايطي است.
آيتالله علمالهدي گفت: فوکوياما گفته اين پرندهاي که دارد پرواز ميکند به نام نظام اسلامي و انقلاب دو بال دارد، يک بال سبز انتظار فرج است، يک بال سرخ عاشوراست و بايد بال سرخش را ببريم و قطع کنيم. يعني اينها ميخواهند بيايند مردم را از صحنه کنار بزنند، امام حسين(ع) را براندازي کنند و بعد همين آقاياني که يک روزي دم از انقلاب ميزدند، يک روز کنار امام و نظام بودند، فسادشان و انحرافشان به جايي برسد که بروند براي براندازي امام حسين(ع) و اسلام دست به دست آمريکاييها بدهند.
وي تاکيد کرد: کنار گوش اين مملکت، پشت ديوار اين کشور، در بگرام افغانستان بروند پشت يک ميز بنشينند و با آنها قرارداد ببندند. اينجا لازم است عزيزان شما به صحنه بياييد. صحنه را رها نکنيد، تا شما در عرصه هستيد، هيچ قدرتي در دنيا نميتواند در برابر اسلام مقاومت کند و اسلام روز به روز عزيزتر، عظيمتر و توسعهيافتهتر ميشود.
امام جمعه مشهد ضمن استغاثه به درگاه خداوند ادامه داد: دنيا آماده ميشود آقاي ما بيايد، صاحب ما بيايد، آقا که بيايد همهچيز تمام ميشود، او که بيايد همه مشکلات ديگر حل ميشود. برادران، خواهران بايستيد، کنار نرويد. پرچم ابالفضل را رها نکنيد، پاي اين پرچم بايد سينه بزنيد تا صاحب و خونخواهش بيايد انتقامش را بگيرد.
وي در ادامه به تاثير حضور مردم اشاره و خاطرنشان کرد: حضور مردم خيلي عجيب و عظيم است. وقتي دم دروازه کوفه حضرت زينب(س) شروع کرد به حرف زدن، عبيدالله بن زياد که با 120 هزار نفر ريخته سر امام حسين(ع)، او و بچههايش را کشته، يارانش را تکه تکه کرده، ديگر از چه ميترسد؟ اما وقتي زينب(س) شروع کرد به حرف زدن، ديد اگر اين حرف زدن ادامه پيدا کند مردم را به صحنه ميآورد، اگر مردم به صحنه بيايند ديگر از ابن زياد کاري برنميآيد لذا گفت بايد قبل از اينکه با صحبت زينب(س) مردم بخواهند به صحنه بيايند يک کاري کند، چه کار کرد؟ سر برادر را در برابر اين خواهر داغ ديده سر نيزه کرد. مردم کوفه ديدند لحن صحبت عوض شد، زينبي که داشت با مردم حرف ميزد، وسط صحبتش دارد با کس ديگري حرف ميزند، خطاب به سر بريده ميگويد اي ماه يک شبه زينب چه زود غروب کردي.
به گزارش ايسنا - منطقه خراسان، آيتالله علمالهدي در خطبه اول نماز جمعه اين هفته مشهد، با اشاره به حديثي از امام حسين(ع) که فرمودند "و انّ اسلم القلوب ما طَهُرَ من الشبهات" گفت: در اين جمله، اباعبدلله(ع) سالمترين دلها را به ما معرفي ميکند.
وي ادامه داد: با توجه به اينکه خاستگاه عبادت و بندگي خدا در وجود انسان دلش است و انسان از درون دل بايد در درگاه خدا عبوديت و بندگي داشته باشد، لذا موفقيت در عرصه عبوديت و بندگي پروردگار براي ما زماني کامل خواهد شد که ما داراي سالمترين دلها باشيم و وجود اقدس سيدالشهدا(ع) در اين بيانشان سالمترين دلها را معرفي ميکنند.
امام جمعه مشهد خاطرنشان کرد: اين فرمايش اباعبدلله(ع) صرفنظر از اينکه يک آموزه کلي براي دريافت ارزشمندترين خاستگاههاي بندگي و عبوديت حق نسبت به همه مسلمانها هست، در حقيقت يک فرمايشي است که ملاک اصلي و محوري سرمايه و ثروت معنوي شهداي کربلا و قربانيان درگاه خود سيدالشهدا(ع) هم مشخص بشود. آنچه باعث شد حبيب بن مظاهر، حبيب بن مظاهر بشود و زهير بن قين از رياست قبيله به فدايي ولايت سيدالشهدا تبديل بشود، داشتن سالمترين دلها بود.
وي در ادامه بار ديگر با اشاره به سخن امام حسين(ع) که فرمودند "سالمترين دلها آن دلي است که از شبهه پاک باشد" گفت: شبهه دل با شبهه فکر فرق ميکند. گاهي از اوقات انسان در کانون انديشه و فکرش دچار شبهه ميشود، نسبت به يک واقعيتي شک ميکند که اصلا چنين واقعيتي هست يا نه؟ در خدا شک ميکند، اصلا خدا وجود دارد يا نه؟ اين شبهه، شبهه فکري است. در معاد شک ميکند، آيا ما واقعا بعد از مردن زنده ميشويم؟ آيا واقعا حساب و کتابي داريم يا نداريم؟ جدا بهشت و جهنمي وجود دارد يا بهشت و جهنمي موجود نيست؟ در مباني مختلف اعتقادي براي انسان شکي که به وجود ميآيد، اينها شبهه فکري است، با يک مطالعه، تحقيق، دقت، تامل، استدلال و استناد اين شبهه فکري ممکن است حل بشود و از بين برود؛ شبهه فکر، شبهه دل نيست.
اين استاد حوزه در ادامه به تعريف شبهه دل پرداخت و خاطرنشان کرد: شبهه دل عبارت است از اينکه يک واقعيتي را من ميدانم وجود دارد، يک حقيقتي را ميدانم هست، از نظر علم و دانستن هيچ شبههاي در من نيست، قطع دارم، شبهه در اين است كه اين حقيقتي را که هست، من اين حقيقت را بخواهم يا نخواهم؟ شما نسبت به همسرتان شبهه فکري که نداريد. ميدانيد همسرتان هست، در کنار شماست، با او داريد زندگي ميکنيد، اما گاهي اوقات ممکن است براي يک انسان نسبت به همسرش که نزديکترين افراد به او هست، شبهه دل پيدا بشود. ميخواهم يا نميخواهم؟ فرزندي که از شما متولد شده و در دامن شما پرورش پيدا کرده، نسبت به او شبهه فکر نداريد، اما ممکن است دچار شبهه دل بشويد، بچهتان را ميخواهيد يا نميخواهيد؟ گاهي از اوقات در خواستن بچه شما شک ميکنيد. اينکه شما بخواهيد يا نخواهيد، اين را ميگويند شبهه دل.
وي خاطرنشان کرد: وجود مقدس سيدالشهدا که ميفرمايند "و انّ اسلم القلوب ما طَهُرَ من الشبهات، سالمترين دلها، آن دلي است که از شبهه پاک باشد" منظور اين است که از شبهه دل پاک باشد، نه از شبهه فکر. وقتي ميگويد خدا، خدا را با 100 تا دليل ثابت ميکند، در مقام دانستن شکي در وجود خدا ندارد، اصلا نميتواند بيخدايي را با خودش تصور کند، خدا برايش ثابت شده است، اما واقعا اين خدايي که هست، اين خدا را ميخواهي يا نميخواهي؟ خدا را ميخواهي يا پول را؟ خدا را ميخواهي يا مقام را؟ خدا را ميخواهي يا شخصيت اجتماعي-سياسي را؟ خدا را ميخواهي يا زندگي و زن و فرزند را؟ اين شبهه دل است.
عضو مجلس خبرگان رهبري تاکيد کرد: شبهه دل يعني در مورد خداخواهي شک کند. خدا را بخواهم يا نخواهم؟ کنار خداخواهي خودش خواستههاي ديگري هم به وجود بيايد. خدا را که ميخواهد، دشمن خدا را هم بخواهد. خدا را که ميخواهد، نافرماني خدا را هم بخواهد. خدا را که ميخواهد آلوده شدن به گناه و نافرماني خدا را هم بخواهد. خدا را هم که ميخواهد با دشمن خدا دست بدهد و با او بنشيند. اين دلي است که در آن شبهه است، اين دل، دل ناسالم و مريض است.
ارسال نظر